<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات کتاب، مجله و داستان</title>
        <link>https://virgool.io/reading/feed</link>
        <description>معرفی کتابهای فنی در زمینه توسعه نرم افزار و ... 
معرفی مجله هایی که برای شما به عنوان توسعه دهنده، کارشناس نرم افزار، شبکه و کامپیوتر مفیده
معرفی و نقد کتابهای داستانی و استفاده از نسخه های دیجیتالی در اپلیکیشنهای طاقچه، فیدیبو و کتابراه و ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:31:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/4o8e9esajfqs/sjy8iz.jpg</url>
            <title>کتاب، مجله و داستان</title>
            <link>https://virgool.io/reading</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتاب هفت عادت مردمان موثر</title>
                <link>https://virgool.io/reading/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-veduacv9vhqj</link>
                <description>کتاب هفت عادت مردمان مؤثر (The 7 Habits of Highly Effective People) نوشته استفان کاوی (Stephen R. Covey) یکی از کتابهای معروف در حوزه خودسازی و مدیریت شخصی است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۹۸۹ منتشر شد و به سرعت به یکی از پرفروشترین کتابهای جهان تبدیل شد. کتاب بر پایه اصولی استوار است که به افراد کمک میکند تا در زندگی شخصی و حرفه ای خود مؤثرتر عمل کنند.مشخصات کلی کتاب:تعداد صفحات: بسته به نسخه و ترجمه، معمولاً بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ صفحه است.تعداد فصلها: کتاب شامل ۱۲ فصل است که ۷ عادت اصلی در ۷ فصل اول توضیح داده شده و فصلهای بعدی به مباحث تکمیلی میپردازند.بهترین ترجمه فارسیکتاب هفت عادت مردمان مؤثر توسط چندین مترجم به فارسی ترجمه شده است. برخی از مترجمان معروف این کتاب عبارتند از:گیتی خوشدل: این ترجمه یکی از معروفترین و پرطرفدارترین ترجمه های این کتاب است. ترجمه گیتی خوشدل به دلیل روانی و دقت در انتقال مفاهیم، معمولاً به عنوان بهترین ترجمه شناخته میشود.عنوان فصلها و زیرعنوانها:1. فصل اول: درونگرایی و تغییر از درونالگوها و اصولعادت چیست؟رشد تدریجی و پیشرفت مستمر2. فصل دوم: عادت اول – عامل باشیددایره نفوذ و دایره توجهمسئولیتپذیری و انتخاب3. فصل سوم: عادت دوم – شروع از پایان در ذهننقشه ذهنی و هدفگذاریمأموریت شخصی4. فصل چهارم: عادت سوم – اولویت دادن به اولویتهامدیریت زمان و ماتریس اهمیتفوریتتمرکز بر امور مهم5. فصل پنجم: عادت چهارم – برنده برنده فکر کنیدتفکر برندهبرنده در روابطهمکاری و تعامل مؤثر6. فصل ششم: عادت پنجم – اول فهمیدن، سپس فهماندنگوش دادن همدلانهارتباط مؤثر7. فصل هفتم: عادت ششم – هم افزاییقدرت همکاری و خلاقیت جمعیایجاد ارزش افزوده از طریق همکاری8. فصل هشتم: عادت هفتم – اره را تیز کنیدتجدید قوا در چهار بعد (جسمی، ذهنی، روحی، اجتماعیعاطفی)تعادل در زندگی9. فصل نهم: از داخل به بیرونتغییر از درونتأثیرگذاری بر دیگران از طریق تغییر خود10. فصل دهم: پارادایمها و اصولتغییر پارادایمهااصول جهانی و تغییرناپذیر11. فصل یازدهم: زندگی بر اساس اصولتطبیق زندگی با اصولزندگی متعادل و مؤثر12. فصل دوازدهم: بازگشت به اصولبازنگری در اصولزندگی بر پایه ارزشهاخلاصه هر فصل:1. فصل اول: درونگرایی و تغییر از دروناین فصل بر این موضوع تمرکز دارد که تغییر واقعی باید از درون فرد شروع شود. کاوی توضیح میدهد که چگونه الگوهای ذهنی و عادتهای ما بر رفتار و نتایج ما تأثیر میگذارند.2. فصل دوم: عادت اول – عامل باشیداین عادت بر مسئولیتپذیری و توانایی انتخاب تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که افراد مؤثر به جای واکنش نشان دادن به شرایط، خود را مسئول میدانند و اقدامات مؤثر انجام میدهند.3. فصل سوم: عادت دوم – شروع از پایان در ذهناین عادت بر اهمیت داشتن یک چشمانداز روشن از آینده و تعیین اهداف بلندمدت تأکید دارد. کاوی توصیه میکند که یک مأموریت شخصی بنویسید تا جهت زندگی خود را مشخص کنید.4. فصل چهارم: عادت سوم – اولویت دادن به اولویتهااین عادت بر مدیریت زمان و تمرکز بر امور مهم تأکید دارد. کاوی ماتریس اهمیتفوریت را معرفی میکند که به افراد کمک میکند تا زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کنند.5. فصل پنجم: عادت چهارم – برندهبرنده فکر کنیداین عادت بر همکاری و تعامل مؤثر تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه تفکر برندهبرنده میتواند روابط را بهبود بخشد و نتایج بهتری ایجاد کند.6. فصل ششم: عادت پنجم – اول فهمیدن، سپس فهماندناین عادت بر اهمیت گوش دادن همدلانه و درک دیگران قبل از تلاش برای تأثیرگذاری بر آنها تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه ارتباط مؤثر میتواند روابط را تقویت کند.7. فصل هفتم: عادت ششم – هم افزاییاین عادت بر قدرت همکاری و خلاقیت جمعی تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه همکاری میتواند نتایجی فراتر از مجموع تلاشهای فردی ایجاد کند.8. فصل هشتم: عادت هفتم – اره را تیز کنیداین عادت بر اهمیت تجدید قوا و بهبود مستمر در چهار بعد جسمی، ذهنی، روحی و اجتماعیعاطفی تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه تعادل در این ابعاد میتواند بهرهوری و رضایت از زندگی را افزایش دهد.9. فصل نهم: از داخل به بیروناین فصل بر این موضوع تمرکز دارد که تغییر واقعی باید از درون فرد شروع شود و سپس به بیرون گسترش یابد. کاوی توضیح میدهد که چگونه تغییر خود میتواند بر دیگران تأثیر بگذارد.10. فصل دهم: پارادایمها و اصولاین فصل بر اهمیت تغییر پارادایمها و زندگی بر اساس اصول جهانی تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه تغییر در نگرش میتواند زندگی را متحول کند.11. فصل یازدهم: زندگی بر اساس اصولاین فصل بر تطبیق زندگی با اصول و ارزشهای اساسی تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه زندگی بر پایه اصول میتواند به زندگی متعادل و مؤثر منجر شود.12. فصل دوازدهم: بازگشت به اصولاین فصل بر بازنگری در اصول و ارزشها تأکید دارد. کاوی توضیح میدهد که چگونه بازگشت به اصول میتواند به زندگی معنادار و مؤثر کمک کند.این کتاب با ارائه اصول و عادتهای مؤثر، به خوانندگان کمک میکند تا در زندگی شخصی و حرفهای خود موفقتر عمل کنند.چرا در ترجمه ها تعداد فصل ها 7 فصل معرفی شده اما..در کتاب هفت عادت مردمان مؤثر، هفت عادت اصلی در هفت فصل اول کتاب توضیح داده شده است. این هفت عادت، هسته اصلی کتاب را تشکیل میدهند و به همین دلیل در بیشتر ترجمهها و معرفیهای کتاب، تمرکز اصلی بر روی همین هفت فصل است. اما کتاب علاوه بر این هفت فصل، شامل فصلهای تکمیلی و مباحث مرتبط نیز هست که در مجموع به دوازده فصل میرسد.توضیح تفاوت تعداد فصلها:هفت فصل اصلی:این هفت فصل به توضیح هفت عادت اصلی میپردازند که عبارتند از:عامل باشید.شروع از پایان در ذهن.اولویت دادن به اولویتها.برنده-برنده فکر کنید.اول فهمیدن، سپس فهماندن.هم افزایی.اره را تیز کنید.این هفت عادت، هسته اصلی کتاب هستند و به همین دلیل در بیشتر ترجمه ها و معرفی ها، فقط به این هفت فصل اشاره میشود.فصلهای تکمیلی:پس از هفت فصل اصلی، کتاب شامل فصل های تکمیلی است که به مباحث مرتبط با هفت عادت میپردازند. این فصلها شامل توضیحات بیشتر، مثال های اضافی، و تمرینهای عملی برای درک بهتر هفت عادت هستند.در برخی نسخه های کتاب، این فصل های تکمیلی نیز گنجانده شده است، اما در برخی ترجمه ها ممکن است حذف یا خلاصه شده باشند.تفاوت در ترجمه ها:برخی مترجمان ممکن است فقط هفت فصل اصلی را ترجمه کنند و فصلهای تکمیلی را حذف کنند یا به صورت خلاصه بیان کنند.برخی دیگر ممکن است کل کتاب را ترجمه کنند، که شامل دوازده فصل میشود.چرا در ترجمه ها فقط هفت فصل ذکر میشود؟تمرکز بر هفت عادت اصلی: از آنجا که هفت عادت اصلی، هسته اصلی کتاب هستند، بیشتر ترجمه ها و معرفی ها فقط بر این هفت فصل تمرکز میکنند.خلاصه سازی: برخی مترجمان ممکن است فصلهای تکمیلی را حذف کنند تا کتاب مختصرتر و کاربردیتر شود.تفاوت در نسخه ها: برخی نسخههای کتاب ممکن است فقط شامل هفت فصل اصلی باشند، در حالی که نسخه های کاملتر شامل دوازده فصل هستند.شنیدن و دانلود کتاب صوتی هفت عادت مردمان موثرhttps://book.iranseda.ir/DetailsAlbum/?VALID=TRUE&amp;g=563299</description>
                <category>کتاب، مجله و داستان</category>
                <author>طراحی سایت | سیداحمد</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2025 21:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه مجله ای بخوانم؟ اگر مهندس نرم افزار، شبکه، کامپیوتر و برنامه نویس هستم؟</title>
                <link>https://virgool.io/reading/%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-otvymmtdfpqv</link>
                <description>به روزسانی ۲۹ دی ماه ۱۴۰۴:مجله نسل چهارم که یک ماهنامه است:4gnews.irمجله شبکه همچنان کار میکندیکی از چیزهایی که بیل گیتس و وارن بافت و ایلان ماسک و ... توصیه میکنند، خواندن روزانه است. یکی از خواندنیها برای علاقه مندان و متخصصان و اهالی کسب و کار آی تی it یا تکنولوژی اطلاعات، ماهنامه شبکه است.اخرین نسخه در دسترس در سایت ماهنامه شبکه، شماره 263 مربوط به عید نوروز 1402 است. این نسخه خواندنی و ترساندنی و کمی گریه آور است. در ابتدا هرمز پوررستمی در قسمت یادداشت، ترس و نگرانی خود را بابت انتشار مجله در سال جدید اعلام میکند و اگر این مجله را دوست داشته باشی میترسی و شاید کمی به گریه بیفتی. البته از ناامیدی نمی گوید و اعلام میکند اگر راهی پیدا نکنیم راهی خواهیم ساخت. سپس این ترس را به گوش اهالی کسب و کار هم میرساند که : در سی سال پیش رو همه چیز تغییر خواهد کرد. از دخالت تکنولوژی در زمینه داروسازی و داروخانه میگوید. تغییرات حتی دامن دانشگاه ها را خواهد گرفت.توصیه میکنم نسخه PDF مجله ماهنامه شبکه را با قیمت فقط 10 هزار تومان از این لینک دانلود کنید. اصلا فکر زمان انتشار مجله را نکنید، نان که نیست بیات شود. برای اطمینان از مفید بودن محتوا هم میتوانید در همان صفحه که بالا لینکش را گذاشتم، عناوین محتوای این شماره 263 را بخوانید.حمیدرضا تائبی در قسمت رخنه،توصیه میکند سال جدید شمسی را با خلاقیت شروع کنیم و از خلاقیت در روند کارهایمان استفاده کنیم. او از سرمایه گذاری روی خودتان حرف میزند و در ادامه پنج اصل مهم را برای شما بیان میکند تا زندگی کارمندی یا کارآفرینانه خودتان را بر اساس آنها بازطراحی کنید. او از شرکت شیپ و شرکت کوین گیبون و زیانها و ورشکستگی شرکت و علتش میگوید. این شرکتها به اولین اصل موفقیت کارافرینهای موفق توجه نکردند.تائبی در ادامه برای اصل دوم موفقیت کارافرینان موفق، از جمله بریتنی هنسی (Brittany Hennessy)، نویسنده کتاب پرفروش آزادکاران (Influencer) استفاده میکند: «اگر داستان خود را بیان نکنید، شخص دیگری آن را برای شما خواهد گفت ». جمله ای که بیان میکند نیاز به تحلیل دارد که تائبی در ادامه آن را بازگو میکند.سومین نکته ای که تائبی بیان میکند، توجه کارآفرینان موفق به نقاط قوت خود و رشد و سرمایه گذاری روی آنهاست.برای خواندن دو نکته باقیمانده و توضیحات میتوانید نسخه پی دی اف ماهنامه شبکه را دانلود کنید.برخی از عناوین مجله شبکه نوروز 1402پنج اصل مهمی که کارآفرینان موفق بر مبنای آ نها موفق شده اندتوجه به توصیه ها و پیشنهادهای دیگرانخودتان را دست بالا بگیرید و از تبلیغ غافل نشویدروی نقاط قوت خود سرمایه گذاری کنیدتوجه به ساخت و گسترش شبکه ارتباطیتعیین هدف و برنامه نود روزهتهیه اشتراک ماهنامه شبکه از اینجادر ادامه مقاله ای با ترجمه حمید نیک روش میخوانیم:How will Web3 impact the future of work?مقاله با بیان سه مساله اصلی آغاز میشود:The pandemic accelerated the digital transformation of the way we work.Next in the evolution of work is the metaverse and a decentralized Web3.These technologies will transform operating models and the labour market.ترجمه:همه گیری (کرونا) روند دیجیتالی شدن کسب و کارها را سرعت بخشیدانقلاب بعدی متاورس و وب 3 غیرمتمرکز استتکنولوژیها (فناوریها) مدلهای کاری و بازار کار را تغییر خواهند داد.در این مقاله به بررسی تاثیر وب 3 بر روی کسب و کارها و روند مدیریت سنتی آنها میپردازد. در تصویر زیر میتوانید تفاوت دو نوع کسب و کار سنتی و جدید متاثر از وب 3 را ببینید.یکی سازمانهای سنتی Traditional و دیگری سازمان خودگردان غیرمتمرکز DAOدر تصویر زیر میتوانید ترجمه تفاوت سازمانهای سنتی و سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز را ببینید:وقتی مقاله را میخوانی، از یک طرف فرصتهایی که ممکن است برای تو به عنوان یک کارمند با استعداد فراهم شود خوشحالت میکند. از طرف دیگر با از بین رفتن مدیریت سنتی، ممکن است دیگر شغلی ثابت به عنوان مدیر نداشته باشی. در ادامه مساله کار بدون شغل داشتن را مطرح میکند:در مفهوم کار کردن بدون داشتن شغل Work Without Jobs، راوین جسوتاسان و جانان بودرو از پژوهشگران موسسه MIT ، سه راهکار برای متصل کردن استعدا دها به مشاغل پیشنهاد داده اند که ثابت: Fixed ، منعطف : Flex و جریانی: Flow نام دارد. این سه روش در قالب یک مدل عملیاتی به دنیای کار سازمانی وارد خواهند شد. با ظهور مفهوم سازما نهای خودگردان غیرمتمرکز، ممکن است راهکار چهارمی را که چابکی بیشتری خواهد داشت تجربه کنیم که مبتنی بر مفهوم جریان کار به سمت استعداد Work Flows To Talent است. هر یک از این راهکارها مزایای خاص خود را دارند که در شکل cdv نشان داده شده است.تصویر اصلی مقاله را در زیر ببینید:چگونه کسب و کارها می توانند با Web3 سازگار شوند؟در پایان نویسنده با طرح پرسش How can businesses adapt to Web3 به بیان راهکارها و مسائل پیش رو میپردازد.هنوز چالش های زیادی برای پذیرش وب غیرمتمرکز و متاورس وجود دارد. در بیشتر نقاط در سراسر جهان DAO ها در حال حاضر وضعیت قانونی ندارند، که مسائل جدی ایجاد می کند، به ویژه زمانی که یک سازمان مستقل غیرمتمرکز فعالیت های خود را فراتر از فضای دیجیتال گسترش دهد. تنظیم‌کننده‌ها (قانونگذاران) همچنان در تلاش هستند تا با نرخ بالای نوآوری که از پیشگامان Web3 می‌آید، همگام باشند. با این وجود، در حال حاضر فرصت‌های روشنی برای کسب‌وکارها وجود دارد تا شروع به تفکر و استفاده آزمایشی از موارد استفاده برای آینده‌ای غیرمتمرکز کنند. در اینجا چند راه برای نمونه سازی اولیه گام های خود در این دنیای جدید کار آورده شده است:مشارکت در مدل کسب و کار خود را گسترش دهید. DAO ها فرصتی را به ما ارائه می دهند تا چابکی شرکت را با امکان دادن کار به سمت استعدادهای فراتر از &quot;دیوارهای&quot; سنتی سازمان افزایش دهیم. ایجاد یک DAO را در نظر بگیرید که جامعه گسترده‌تری از ذینفعان در کسب و کار شما را قادر می‌سازد در ترویج برندهای شما یا ایده‌های جمع‌سپاری برای نوآوری مشارکت کنند.با برون سپاری اهداف ESG به یک DAO که توسط سهامداران شرکت شما مانند کارمندان، پیمانکاران، تامین کنندگان و جوامع تحت تاثیر اداره می شود، ایده یک سازمان مستقل غیرمتمرکز را بیشتر پیش ببرید.فرصت ها را شناسایی کنید و از مواردی در فرآیندهای اصلی خود استفاده کنید که در آن گذار تدریجی به متاورس (محیطهای مجازی) ارزش افزوده خواهد داشت و آنها را در دستور کار تحول دیجیتال خود قرار دهید.متاورس (محیطهای مجازی) و Web3 مدل های کاری و کسب و کار را همانطور که می شناسیم تغییر می دهند. آیا شما آماده خواهید شد؟لینک مشاهده اصل مقالهدر پایین مقاله یک فایل صوتی با این عنوان لینک شده است:So just what is the metaverse? Meta’s Nick Clegg at Davos 2022برای شنیدن این پادکست با قند-ش-کن به لینک زیر بروید. زبان این پادکست انگلیسی است:https://open.spotify.com/embed/episode/4Ki6X7MVa108Xe9rZG7O7J?utm_source=generatorمشاغل پردرآمد دنیای شبکه های کامپیوتریشبکه های کامپیوتری و به طور کلی فناوری اطلاعات، حوزه های روبه رشدی هستند که بازار کار خوبی را برای متخصصان این حوزه به وجود آورده اند. با توجه به اینکه همه شرکتها به شبکه های کامپیوتری نیاز دارند، در نتیجه بازار کار این گروه از متخصصان فناوری اطلاعات خوب است. علاوه بر این، دستمزدهایی که متخصصان شبکه های کامپیوتری دریافت میکنند، به طور میانگین بالاتر از دیگر مشاغل این حوزه است. با این حال، در دنیای شبکه های کامپیوتری برخی مشاغل پولسازتر از مشاغل دیگر هستند که در این مقاله با آنها آشنا خواهیم شد.برخی از مشاغل دنیای شبکه های کامپیوتری پولسازتر از همتایان خود هستند. این مشاغل به شرح زیر هستند:• معمار شبکه Network Architect• مدیر امنیت شبکه Network Security Manager• مدیران شبکه و سیستمهای کامپیوتری Network and Computer Systems Administrators• مهندس شبکه بیسیم Wireless Network Engineer• مهندس سیستم System Engineer• مدیر پایگاه داده Database Administrator• برنامه نویس شبکه Network Programmer• تکنسین خدمات شبکه Network Service Technician• مدیر امنیت شبکه Network Security Administrator• کارشناس مخابرات Telecommunications Specialistچه عاملی بر حقوق و دستمزد تاثیرگذار است؟قبل از اینکه فهرست پردرآمدترین مشاغل شبکه های کامپیوتری را با جزئیات بررسی کنیم، ابتدا باید به ذکر چند عامل مهم که نقش تاثیرگذاری در افزایش حقوق افراد دارند، اشاره کنیم. اولین نکته ای که باید به آن دقت کنید، شرکت و شهری است که در آن مشغول به کار هستید. ب هطور معمول، متخصصان شبک های که در شهرهای بزرگ و پایتخت کشورها مشغول به کار میشوند، درآمد بیشتری نسبت به همتایان خود دارند، زیرا هزینه زندگی در این شهرها زیاد است و باید تعادلی میان دستمزد دریافتی و مخارج وجود داشته باشد. عامل مهم دیگر، شرکتی است که قصد کار در آ نرا دارید.به طور معمول، افرادی که در استارتاپها مشغول به کار میشوند، دستمزد کمتری نسبت به متخصصانی دریافت میکنند که جذب سازمانهای بزرگ میشوند؛ این نکته مهمی است که هنگام ارسال رزومه برای شرکتها باید به آن دقت کنید.اگر در شرکتی مشغول به کار شوید که تعداد کاربران یا تجهیزات آن کم است، بدیهی است که مدیریت شبکه محلی این شرکت، پیچیدگی خاصی ندارد و از ای نرو، دستمزد کمتری را دریافت میکنید. در نقطه مقابل، اگر جذب سازمانی شوید که پذیرای شبکه های محلی مختلف، اتاق سرور و مراکز داده ای است که حجم ترافیک روزانه بالایی دارند و باید نظارت دائمی بر عملکرد تجهیزات داشته باشید، طبیعی است که دستمزد بیشتری را دریافت کنید.میزان تحصیلات، مدارک تخصصی حوزه شبکه و مهارتهای فنی عوامل مهم دیگری هستند که بر افزایش حقوق تاثیرگذار هستند. در نتیجه، هرچه تجربه بیشتری در حوزه شبکه های کامپیوتری کسب کنید و به فکر یادگیری مهار تهای تخصصی باشید، دستمزد و پاداش بیشتری نیز دریافت خواهید کرد. به طور مثال، اگر مدیر شبکه هستید و گواهینامه حرف های CCNP سیسکو را دارید، باید انتظار داشته باشید که شرکتها به دلیل تخصص بیشتری که دارید، دستمزد بیشتری به شما پرداخت کنند.در مجله شبکه شماره 263 شما میتوانید این ده عنوان شغلی را به فارسی بخوانید. در اینجا من فقط یکی از این عناوین شغلی را می آورم.معرفی عنوان شغلی برنامه نویس شبکه، متوسط حقوق دریافتی 72111 دلاریک برنامه نویس شبکه وظیفه دارد تا اسکریپتها و ابزارهایی را برای مدیریت بهتر شبکه های سازمانی بنویسد. به طور کلی، یک برنامه نویس شبکه علاوه بر کدنویسی در زمینه مدیریت ساده تر سرورها، اسکریپتهایی را برای دریافت و تحلیل دقیق گزارشها نوشته و در اختیار سرپرستان شبکه قرار میدهد. همچنین، این گروه از متخصصان، اسکریپتهایی را برای انجام کارهایی مثل نظارت بر شبکه مینویسند. برنامه نویسان شبکه مسئولیت دیگری نیز برعهده دارند که شامل پیکربندی API ها و نوشتن کدهایی است که قابلیت همکاری میان تجهیزات قدیمی و جدید را امکانپذیر میکنند. اکثر برنامه نویسان شبکه دارای مدرک لیسانس هستند. با این حال، برخی از شرکتها افرادی که مدرک کاردانی را به همراه تجربه کاری مرتبط دارند، جذب میکنند. برای احراز این موقعیت شغلی به یک تا سه سال تجربه برنامه نویسی و مهارت در مورد مفاهیمی مثل پروتکلهای شبکه، ریاضیات، برنامه نویسی سی C و سی پلاس پلاس C++ دارید. موسسه کاریابی Salary.com گزارش داده است که متوسط دستمزد سالانه یک برنامه نویس شبکه 72111 هزار دلار در سال است. با این حال، حداقل حقوق این عنوان شغلی 56935 هزار دلار و حداکثر 93687 هزار دلار است.لینک منبع به زبان انگلیسیمدارک بین المللی فناوری اطلاعات شغل آفرین 10 گواهینامه پردرآمد فناوری اطلاعات</description>
                <category>کتاب، مجله و داستان</category>
                <author>طراحی سایت | سیداحمد</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 17:48:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد بازگشت به کتابخانه سیار از کتاب تولستوی و مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/reading/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-xmquvvrbhb8q</link>
                <description>تصویر جلد کتاب در طاقچه و معرفی کتاب و قسمتی از داستان درباره کتابداستان با بیان مرگ یک عزیز شروع میشود.راوی زنی میانسال است که شوهر و فرزند دارد.در ادامه فهمیدم کتاب خوبی را انتخاب کردم در این مجموعه داستان و این داستان نگاه چاره ساز به کتابها وجود داردروی صفحه نمایش ضربه میزنم تا نام کتابی که می‌خوانم را ببینم، عه! این همان مبل بنفش است الان یادم میآید که قبلاً نقدی درباره محتوای این کتاب خواندم.داستان جلوتر که میرود برایم جذابتر است، ماجرای نمایش تلویزیونی جزیره گیلیگان درباره کشتی شکستگانی که با یک پروفسور در آن جزیره تنها بودند. ماجرای بازی کودکی آن دو و نوع نگاهی که به انتخاب همسر در کودکی داشتند.در ادامه می‌گوید که چرا از دوستش دور افتاد و چگونه این تنهایی را با یک کتاب تاب آورد. دوست دارم کتابهایی را که اسم میبرد یادداشت کنم و بخوانم. اصلا هدف کتاب هم همین است اما فعلا میخواهم از داستان لذت ببرم.در ادامه داستان فاصله بین خواهران و مادر راوی داستان را میفهمیم.کتابهایی که در اینجای داستان درحال معرفی آنهاست به نظر برای نوجوانان نوشته شده است. من خیلی وقت است که فهمیدم عاشق داستانهای نوجوانان هستم، نویسنده باید راحت و ساده بنویسد.به بهانه مریضی مادربزرگ و سفر مادر برای مراقبت از مادربزرگ مریض، راوی سن زمانی که در حال تعریف کردنش است را لو می‌دهد.جلوتر خاصیت پدربزرگ دخترش را در پیشنهاد پدربزرگ برای استفاده از مسکن به منظور رفتن به مراسم خاکسپاری میگوید. همیشه به دور و بری هایم گفته ام: دکترها اگر سواد (برای درمان) داشتند خانواده خودشان را نجات میدادند و من فکر میکنم دکترها برای زمانی که فردی مثلا تصادف کرده و بدنش نیاز به دوخت و دوز دارد یا بلاهای این چنین که نصیب مسی نشود به درد میخورند.در ادامه دخترک از خاطره اش با مادر در بلژیک و نوع نگاهش به بلژیک بودن کنار مادرش میگوید.در کافه دخترک کاکائوی داغ و مادرش قهوه می‌نوشد. دخترک در دفترچه همراهش مینوشت.در ادامه راوی ما را به حال و هوای اروپای شرقی میبرد.پس از گشت و گذاری کوتاه در آلمان شرقی، راوی به شیکاگو برمیگردد و بالاخره ماجرای کودکیش را تمام می‌کند. از حس کنونی خودش میگوید، حسی که پس از رفتن یکی از عزیزانش به دنیای دیگر یا مردنش دارد میگوید.راوی در پایان قسمت بازگشت به کتابخانه سیار فاش میکند که به دنبال پاسخ چه سوالی دارد کتاب میخواند. سوالش به دلیل همان مرگ عزیزی برایش به وجود آمده که اکنون سه سال از مرگش میگذرد.با خودم میپرسم، کجای کتاب میتوانم درباره مراسم خاکسپاری یا دودافشانی و خاکستر کردن عزیزش بخوانم. یکی از چیزهایی که مسلمانها پس از مرگ دارند همین عزاداری معنی دار است. در حالیکه بی‌دینهای امروزی چنین چیزی نخواهند داشت. فاتحه و خیرات و ....اگرشما هم این قسمت کتاب را خواندی نظرت را همینجا بنویس، نظر شما توجهی است که بر من می‌تابد و شاید راهی را نشانم بدهد که خودت هم فکرش را نمیکنی ?اگرشما هم این قسمت کتاب را خواندی نظرت را همینجا بنویس، نظر شما توجهی است که بر من می‌تابد و شاید راهی را نشانم بدهد که خودت هم فکرش را نمیکنی ?</description>
                <category>کتاب، مجله و داستان</category>
                <author>طراحی سایت | سیداحمد</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 01:11:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ۱۴۰۲ و دردسرهای پیدا کردن کتاب الکترونیک</title>
                <link>https://virgool.io/reading/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-ubu91hcyez8p</link>
                <description>من کتاب خواندن دوست دارم، تازگی هم خالم بهتر شده و حوصله کتاب خواندن پیدا کردم. چالش کتابخوانی طاقچه هم بهانه‌ای شده برای من و آدمهایی مثل من تا بیشتر کتابهای غیردرسی بخوانیم.من کتابهای داستانی دوست دارم، فعلا حوصله کتابهای روانشناسی و موفقیت و .. را ندارم و دوست دارم فقط داستان و روایت بخوانم. پست پیشین هم درباره سمفونی مردگان بود.اما قرار نیست که به بهانه چالش کتابخوانی، دوباره کتابهای چاپی بخریم و کتابخانه را تا خرخره و نهایت ظرفیتش پر کنیم. اکنون کتابهای الکترونیکی می‌توانند همه جا همراهان باشند. سه اپلیکیشن فیدیبو، طاقچه و کتاب راه دارم. قبلا در دو اپ فیدیبو و طاقچه اشتراک داشتم، اشتراک فیدیبو اسمش فیدی پلاس است و اشتراک طاقچه، بی نهایت نام دارد. اشتراک داشتن به معنی اینست که میتوانی برخی کتابهای قابل استفاده در این نوع اشتراک را بخوانیم و ممکن است خیلی از کتابها جزء کتابهای قابل دسترسی در اشتراک نباشند.اشتراک طاقچه ام نزدیک یک ماهی هست تمام شده و دیگر تمدید نکردم. اما هنوز اشتراک فیدیبو را دارم. در بین اپلیکیشنها کتابهای معرفی شده چالش کتابخوانی وبلاگ طاقچه را جستجو کردم. از بین کتابهای فروردین که انگار کتابی را در اشتراک هیچکدام پیدا نکردم. در بین کتابهای اردیبهشت شاید یک کتاب را در اشتراک فیدیبو پیدا کردم.لیست کتابهای چالش اردیبهشت طاقچهاولین کتاب اضطراب موقعیت از آلن دوباتن است. من که حوصله کتابهای راهگشای کسانی که خودشان زندگی کردن بلد نیستند میخواهند به من زندگی یاد بدهند را ندارم. اما در تصویر زیر یک میکروبوک از این کتاب میبیند که در اشتراک فیدی پلاس است و کتاب اصلی بدون خلاصه شدن در اشتراک فیدی پلاس وجود ندارد. کتاب صوتی هم میتوانی در پایینتر ببینی.دومین کتاب: فلسفه ترس از لارس اسوندسن است. انگار این ماه را گذاشته اند برای کتابهای غیرداستانی، عنوان چالش این ماه هم «کتابی که آرامش را به قلبت تزریق می‌کند» است. در تصویر زیر نتیجه جستجو در فیدیبو را ببینید.اول فکر کردم این کتاب در فیدیبو نیست، اما بعداً متوجه شدم نسخه صوتی کتاب موجود است ولی نسخه متنی آن موجود نیست. حتی قبل‌تر از این جستجو وقتی فلسفه ملال را در نتایج جستجو دیدم، تصور کردم یک مترجم نام کتاب را ملال و دیگری شاید ترس گذاشته است. اما در ادامه فهمیدم اینطور نیست.سومین کتاب معرفی شده چالش برای اردیبهشت ماه، هنر زندگی آسوده از شونمیو ماسونو است. خوبی عناوین فیلمها این است که وقتی به صفحه فیلم می‌روی، ژانر فیلم را میبینی. اما در این اولیکیشنها نمی‌توانی متوجه شوی، کتاب داستانی است یا غیرداستانی، فلسفی یا روانشناسی. چهارمین کتاب، «دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم» از جان فردریکسون است.بازهم در فیدیبو نتوانستم نسخه متنی در فیدی پلاس پیدا کنم. ممکن است با خودت بگی خوب در طاقچه به دنبالش بگرد، اما برای کتابهای فروردین ماه گشتم، نتیجه شاید یک یا هیچ کتاب بود.پنجمین کتاب موهبت کامل نبودن از برنه براون است و نتیجه جستجو در فیدیبو را در زیر ببینید:خوشبختانه توانستم این کتاب را در لیست کتابهای فیدی پلاس اپلیکیشن فیدیبو ببینم.ششمین کتاب، کوه دوم از دیوید بروکس است. متاسفانه این کتاب هم در دسته کتابهای روانشناسی (خودیاری) است. و بازهم این کتاب در لیست کتابهای قابل دسترس فیدی پلاس نیست و باید هزینه نسبتا پایین آن را بپردازید تا برای همیشه به کتابخانه الکترونیکت در فیدیبو اضافه شوند.و اما در عکس زیر میتوانید ببینید کدام کتابها در اشتراک بی نهایت طاقچه در دسترس هستند. کدامشان در طاقچه دارای امکان خرید نسخه چاپی هستند. در مرور کتابها در نسخه تحت وب و در مرورگر اینترنتی، میتوانید دسته کتاب را ببینید.</description>
                <category>کتاب، مجله و داستان</category>
                <author>طراحی سایت | سیداحمد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 21:57:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سمفونی مردگان عباس معروفی یک رمان ایرانی رمز آلود</title>
                <link>https://virgool.io/reading/%D8%B3%D9%85%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-x51lkises80h</link>
                <description>ابتدای داستان با آوردن کلمه کاروانسرا آدم به یاد فیلم ها و گرمای صحرا می‌افتد اما در خطهای بعدی وقتی حرف از پتو و برف می زند تازه میفهمی که ماجرا در یک زمستان اتفاق می افتد. در پاراگراف سه نام را مطرح می‌کند «خشکبار معتبر» و «اورهان اورخانی» و «ایاز پاسبان». وقتی پاسبان را بعد از نام ایاز می گذارد ناخودآگاه فکر می کنی این پاسبان هم مثل پاسبان های دیگر اهل زیرمیزی گرفتن است اما پاراگراف‌های بعدی روی این فکر خط میکشد. در پاراگراف های بعدی تازه می فهمی شخصی که دارد داستان تعریف می کند کیست. در پاراگراف پنجم با آوردن کلمه پدر مشخص می‌کند که راوی فرزند صاحب خشکبار معتبر است و در انتهای پاراگراف مشخص میکند که پدر سالها پیش مرده است. پس از پاراگراف ششم دیالوگ ها شروع می شود. در ادامه به جای به کار بردن کلمه مرتیکه، میگوید مردکه! کمی زمان می برد تا بفهمم منظورش همان مرتیکه است. با این که در دل یک دیالوگ دارد صحبت میکند اما نمی گوید مرتیکه و به جای آن میگوید مردکه‌! هنوز نمیدانم که داستان در چه زمانی در حال رخ دادن است اما پاراگراف‌های بعدی با دیدن کلمات خیابان و لوله ها برایم روشن می‌کند که این ماجرا خیلی کهنه نیست. دوباره فضاسازی برای بارش برف زمستان، بدنم را سرد و دید و فکرم را سفید میکند. در ادامه و صفحات بعد وقتی میگوید قارداش تزول! میزند توی ذوقم. قبل‌تر با اردبیلی بودن یکی از شخصیتها کنار آمده ام اما با زبان ترکی در میان رمان فارسی نه، اصلا نمیتوانم کنار بیایم. ولی خوب دست من که نیست باید ادامه ماجرا را بخوانم. در یکی از خط ها میگوید اورهان نتوانست به رسم عادت حساب دفتر روزنامه را وارد دفتر کل کند. نمیدانم روزنامه یک غلط املایی است و منظورش روزانه بوده است یا نه، باید ادامه را بخوانم هرچند در خط‌های بعدی هم قرینه ای پیدا نمیکنم. تا اینجای کار داستان خیلی رمزآلود است و تنها چیزی که نویسنده درباره آن فریاد میزند، لگبرف بسیار زیادی است که آمده آنچنان که مردم با کندن کانالهایی راه را باز کردند. یک چیزهایی از دستتان برایم جدید است: گربه ها روی دیوار بلند حیاط مرنو میکشیدند. ادامه داستان مرا متقاعد میکند که اینجا تهران نیست و خبری از الزامات زندگی شهری هم یافت نمیشود.  تازگی‌ها به یکی از شهرستانهای دورتر از تهران رفته ام و تاثیر دوری از تهران را درک کرده‌ام. همین تهرانش هم جای مزخرفی شده، امکانات و فرصتهای شغلی در مرکز شهری قرار گرفتند که صبح و عصرش را باید یکی دو ساعت در ترافیک به سر ببری تا به محل کار برسی. بالاخره جلوتر پس از ترسیم اجزای ساعت چوبی و تمییز دادن چوبهای به کار رفته در ساعت آقای درستکار سکته کرده، سالهای رخداد حادثه را بیان میکند: حدود ۱۳۲۵. البته الان داستان :«پس از این همه سال» است و من نمیدانم چند سال گذشته. خدارو شکر نویسنده پس از به لب آوردن جان، وصیت نامه پدرش را میریزد روی دایره. حالا بهتر میتوانم بفهمم چه خبر است. از اینجای داستان که با مادرش یکه به دو میکند و ماجرای کودکی و برادرش را واگویه میکند، میتوانم با داستان همراه شوم. یک قسمت از داستان میگوید: روزها می‌فرستادمان آن دور و بر کارخانه پنکه سازی لرد بپلکیم، ... بازهم در ادامه نمی‌فهمی چطوری اورهان زمین میخورد و دماغش پس از چهل سال از آن یکی سوراخ بزرگتر است. خشونت داستان را میتوانی در کتک زدن پدر ببینی، پدری که آیدین را میزند و مادری که آیدین را دوست دارد. یکهو راوی داستان از اورهان بیرون می آید و میشود راوی کل و خبر از فکر کشتن برادری میدهد که دختر موبوری دارد و حق خودش را از آجیل فروشی میخواهد و ... در ادامه توصیف مردم، زن چادر سیاه پوشیده را با تصویر برف روی سرش به تمسخر میگیرد و میگوید حتما از دهات اطراف آمده بود. یعنی همه چادری ها دهاتی اند؟یا نویسنده میخواهد چنین چیزی را به خوردم بدهد؟ اگر زن از دهات آمده است به گمانم باید چادری غیر از چادر سیاه پوشیده باشد. جلوتر از منحوس-برادر کوچک و عاقل و حسادتهایش میگوید، اورهان سر قبر پدرش درد و دل میکند و جلوی پدر حسادتش را لو می‌دهد. حرف از کلاغهای میزد و با آنکه سر قبر پدرش است ماجرای هابیل و قابیل را یاد آوری میکرد. در جلوتر خبر میدهد که مادرش هم مرده و سپس میگوید که زمان جنگ آلمان است در جلوتر از سالی میگوید که پدر و مادر زنده هستند و شهر پر از کلاغ است و کلاغهای قالبهای صابون می‌دزدند و از دهانشان سر میخورد در حیاط خانه آنها. مادر میگوید این صابون‌ها حق مردم هستند و حرام و پدر میگوید اینها مائده آسمانی هستند. بالاخره به دیوانگی برادر یا دیوانه شدنش به خاطر مست کردن در قهوه خانه (اشاره به صورت پوشانده) و خالی شدن خانه از اعضای دیگر آن یعنی پدر و مادر اقرار میکند.  . تا اینجای داستان، نویسنده خوب با نفستان بازی میکند و خُلقتان را تنگ میکند..عباس معروفی، زاده ی 27 اردیبهشت 1336 شمسی، رمان نویس، نمایشنامه نویس، شاعر، ناشر و روزنامه نگار ایرانی مقیم آلمان است. او فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد و در دهه ی 1360 با انتشار رمان «سمفونی مردگان» در ادبیات ایران به شهرت رسید.معروفی در تهران به دنیا آمد. او از دانشکده ی هنرهای زیبای تهران در رشته ی ادبیات دراماتیک فارغ التحصیل شد و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان های هدف و خوارزمی تهران بود.نخستین مجموعه داستان معروفی در سال 1359 در تهران منتشر شد.Symphony of the Dead Book by Abbas Maroufiابتدای داستان با آوردن کلمه کاروانسرا آدم به یاد فیلم ها و گرمای صحرا می‌افتد اما در خطهای بعدی وقتی حرف از پتو و برف می زند تازه میفهمی که ماجرا در یک زمستان اتفاق می افتد.در پاراگراف سه نام را مطرح می‌کند «خشکبار معتبر» و «اورهان اورخانی» و «ایاز پاسبان».وقتی پاسبان را بعد از نام ایاز می گذارد ناخودآگاه فکر می کنی این پاسبان هم مثل پاسبان های دیگر اهل زیرمیزی گرفتن است اما پاراگراف‌های بعدی روی این فکر خط میکشد.در پاراگراف های بعدی تازه می فهمی شخصی که دارد داستان تعریف می کند کیست.در پاراگراف پنجم با آوردن کلمه پدر مشخص می‌کند که راوی فرزند صاحب خشکبار معتبر است و در انتهای پاراگراف مشخص میکند که پدر سالها پیش مرده است.پس از پاراگراف ششم دیالوگ ها شروع می شود.در ادامه به جای به کار بردن کلمه مرتیکه، میگوید مردکه! کمی زمان می برد تا بفهمم منظورش همان مرتیکه است. با این که در دل یک دیالوگ دارد صحبت میکند اما نمی گوید مرتیکه و به جای آن میگوید مردکه‌!هنوز نمیدانم که داستان در چه زمانی در حال رخ دادن است اما پاراگراف‌های بعدی با دیدن کلمات خیابان و لوله ها برایم روشن می‌کند که این ماجرا خیلی کهنه نیست. دوباره فضاسازی برای بارش برف زمستان، بدنم را سرد و دید و فکرم را سفید میکند.در ادامه و صفحات بعد وقتی میگوید قارداش تزول! میزند توی ذوقم. قبل‌تر با اردبیلی بودن یکی از شخصیتها کنار آمده ام اما با زبان ترکی در میان رمان فارسی نه، اصلا نمیتوانم کنار بیایم. ولی خوب دست من که نیست باید ادامه ماجرا را بخوانم.در یکی از خط ها میگوید اورهان نتوانست به رسم عادت حساب دفتر روزنامه را وارد دفتر کل کند. نمیدانم روزنامه یک غلط املایی است و منظورش روزانه بوده است یا نه، باید ادامه را بخوانم هرچند در خط‌های بعدی هم قرینه ای پیدا نمیکنم.تا اینجای کار داستان خیلی رمزآلود است و تنها چیزی که نویسنده درباره آن فریاد میزند، لگبرف بسیار زیادی است که آمده آنچنان که مردم با کندن کانالهایی راه را باز کردند.یک چیزهایی از دستتان برایم جدید است: گربه ها روی دیوار بلند حیاط مرنو میکشیدند.ادامه داستان مرا متقاعد میکند که اینجا تهران نیست و خبری از الزامات زندگی شهری هم یافت نمیشود. تازگی‌ها به یکی از شهرستانهای دورتر از تهران رفته ام و تاثیر دوری از تهران را درک کرده‌ام. همین تهرانش هم جای مزخرفی شده، امکانات و فرصتهای شغلی در مرکز شهری قرار گرفتند که صبح و عصرش را باید یکی دو ساعت در ترافیک به سر ببری تا به محل کار برسی.بالاخره جلوتر پس از ترسیم اجزای ساعت چوبی و تمییز دادن چوبهای به کار رفته در ساعت آقای درستکار سکته کرده، سالهای رخداد حادثه را بیان میکند: حدود ۱۳۲۵. البته الان داستان :«پس از این همه سال» است و من نمیدانم چند سال گذشته.خدارو شکر نویسنده پس از به لب آوردن جان، وصیت نامه پدرش را میریزد روی دایره. حالا بهتر میتوانم بفهمم چه خبر است.از اینجای داستان که با مادرش یکه به دو میکند و ماجرای کودکی و برادرش را واگویه میکند، میتوانم با داستان همراه شوم. یک قسمت از داستان میگوید: روزها می‌فرستادمان آن دور و بر کارخانه پنکه سازی لرد بپلکیم، ... بازهم در ادامه نمی‌فهمی چطوری اورهان زمین میخورد و دماغش پس از چهل سال از آن یکی سوراخ بزرگتر است. خشونت داستان را میتوانی در کتک زدن پدر ببینی، پدری که آیدین را میزند و مادری که آیدین را دوست دارد.یکهو راوی داستان از اورهان بیرون می آید و میشود راوی کل و خبر از فکر کشتن برادری میدهد که دختر موبوری دارد و حق خودش را از آجیل فروشی میخواهد و ...در ادامه توصیف مردم، زن چادر سیاه پوشیده را با تصویر برف روی سرش به تمسخر میگیرد و میگوید حتما از دهات اطراف آمده بود. یعنی همه چادری ها دهاتی اند؟یا نویسنده میخواهد چنین چیزی را به خوردم بدهد؟ اگر زن از دهات آمده است به گمانم باید چادری غیر از چادر سیاه پوشیده باشد.جلوتر, از منحوس-برادر کوچک و عاقل و حسادتهایش میگوید، اورهان سر قبر پدرش درد و دل میکند و جلوی پدر حسادتش را لو می‌دهد.حرف از کلاغها میزند و با آنکه سر قبر پدرش است ماجرای هابیل و قابیل را یاد آوری میکند. در میان داستان، قار قار کلاغها به برف برف تعبیر می‌شود. در جلوتر خبر میدهد که مادرش هم مرده و سپس میگوید که زمان جنگ آلمان استدر جلوتر از سالی میگوید که پدر و مادر زنده هستند و شهر پر از کلاغ است و کلاغها قالبهای صابون می‌دزدند و از دهانشان سر میخورد در حیاط خانه آنها. مادر میگوید این صابون‌ها حق مردم هستند و حرام، و پدر میگوید اینها مائده آسمانی هستند.بالاخره به دیوانگی برادر یا دیوانه شدنش به خاطر مست کردن در قهوه خانه و خالی شدن خانه از اعضای دیگر آن یعنی پدر و مادر اقرار میکند..تا اینجای داستان، نویسنده خوب با نفستان بازی میکند و خُلقتان را تنگ میکند..عباس معروفی، زاده ی 27 اردیبهشت 1336 شمسی، رمان نویس، نمایشنامه نویس، شاعر، ناشر و روزنامه نگار ایرانی مقیم آلمان است. او فعالیت ادبی خود را زیر نظر هوشنگ گلشیری و محمدعلی سپانلو آغاز کرد و در دهه ی 1360 با انتشار رمان «سمفونی مردگان» در ادبیات ایران به شهرت رسید.معروفی در تهران به دنیا آمد. او از دانشکده ی هنرهای زیبای تهران در رشته ی ادبیات دراماتیک فارغ التحصیل شد و حدود یازده سال معلم ادبیات در دبیرستان های هدف و خوارزمی تهران بود.نخستین مجموعه داستان معروفی در سال 1359 در تهران منتشر شد.Symphony of the DeadBook by Abbas Maroufi</description>
                <category>کتاب، مجله و داستان</category>
                <author>طراحی سایت | سیداحمد</author>
                <pubDate>Wed, 26 Apr 2023 22:54:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>