گم شده در خیال و رویا☕
گمشده در درد
چه روزگار بدی است زخمهایمان با خون شسته میشود و صورتهایمان با سیلی سرخ.
دیگر حتی نمیتوانیم تشخیص دهیم که چه زمانی واقعاً خودمان هستیم و کی از دست نخ روزگار عروسک گردان رها شدهایم؟
میگویند خودت باش اما چگونهاش را کسی نگفته؛من هیچوقت نمیتوانم خودم باشم چرا که من مجموعه ای از درد های بی پایانم.
درد مادری که یک تنه جور خانواده اش را به دوش میکشد و پدری که برادرش را از دست داده و دختری که میان این همه سردرگمی میخواهد حال خانواده اش را خوب کند.
راستش را بخواهی حتی کلمات هم نمیتوانند حال مرا توصیف کنند.

دلتنگتیم عمو جان🖤
بر اساس علایق شما
هراس از هوش مصنوعی؛ در تلاقی وحشت و سرگرمی
بر اساس علایق شما
اونی که میخواستی تو غبارها گم شد...
بر اساس علایق شما
میبینمتون...فعلا(>^<)...نمیرید لطفا