<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</title>
        <link>https://virgool.io/romina/feed</link>
        <description>رومینا مثل بسیاری از هم سن و سالانش دوست داشت لباس‌های مختلف بپوشد، آرایش کند و عکس بگیرد. اما اتفاقاتی می افتد تا او دیگر کودکی نکند و به شکل وحشتناکی توسط پدرش کشته شود. این مجله با بررسی صحبت های مختلف بدون قضاوت سعی میکند قتل های ناموسی از این دست را واکاوی کند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:22:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/qmjpecu5o7dj/gtqszu.png</url>
            <title>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</title>
            <link>https://virgool.io/romina</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رومینا در سینمای ایران - واکاوی سینمایی قتل رومینا!</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-n1xyxvk4s3pk</link>
                <description> https://mag.filmgardi.com/%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d9%88-%d8%ba%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%82%d8%aa%d9%84-%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7/ این روزها دو اتفاق تلخ، فضای رسانه‌ای ایران را سخت متاثر کرده و جالب اینجاست که هر دو مورد آن‌ها با سینمای ایران و دو فیلم از دو کارگردان شناخته شده‌اش ارتباط پیدا می‌کنند. مورد اول قتل رومینا اشرفی به دست پدرش در شمال کشور است و مورد دوم ماجرای مطالبه آب از سمت مردم غیزانیه خوزستان در جنوب کشور که ابتدا با برخورد سخت امنیتی و سپس شرمندگی مسئولان کشور مواجه شد.قتل رومینا- فیلم خانه پدری - خروج - غیزانیهقتل رومینا بلافاصله به فیلم‌ «خانه ‌پدری» ربط داده شد و این کار را خود کیانوش عیاری انجام داد که چند مصاحبه پیاپی و اظهارنظرهای طعنه‌آمیزش چنین جوی را به وجود آوردند. مورد دوم اما به فیلم «خروج» ابراهیم حاتمی‌کیا ربط پیدا می‌کرد و اتفاقاً ارتباط مستقیم‌تری بین آن فیلم و اتفاقات خوزستان وجود داشت؛ اما هیچ‌کس علاقه‌ای نشان نداد که فیلم حاتمی‌کیا را انعکاس دردهای مردمی بداند که هنوز درگیر چنین مسائلی هستند.پوستر فیلم خروج - مجله نقد فیلم، فیلم گردیظاهراً در دورانی به سر می‌بریم که یک فیلمساز باید برای دیده شدن از فرمول‌های سیاسی خاصی پیروی کند و گرنه متهورانه‌ترین نقدها هم می‌توانند در در ردیف آثار وابسته ارزیابی شوند و در آن سو، سازنده فیلمی که با سرمایه‌گذاری نیروی انتظامی برای هشدار نسبت به قتل‌های ناموسی ساخته شده بود و از مسیری که هدف اصلی‌اش را تعیین می‌کرد خارج شد و به نمادسازی از کلیت جامعه ایران رسید، امروز می‌تواند مدعی باشد که اگر فیلم من را پدر رومینا دیده بود، شاید درباره کارش بیشتر فکر می‌کرد.چطور می‌شود خانه پدری را همچنان فیلمی آموزنده و تفکربرانگیز راجع‌به قتل‌های ناموسی در ایران دانست وقتی خبرنگار یورونیوز از کیانوش عیاری می‌پرسد که آیا فیلم شما کلیت جامعه ایران را ترسیم کرده و او پاسخ می‌دهد «حق طبیعی و مسلم شماست که چنین برداشتی بکنید» در طرف مقابل اما برای نادیده گرفتن نقد بی‌پروا و شجاعانه‌ای که فیلم خروج انجام داده، مرتب گفته می‌شود که چرا شخصیت‌های اصلی آن حتما باید از خانواده شهدا باشند یا اگر این‌ها از خانواده شهدا نبودند، آیا همچنان حق چنین اعتراضی را داشتند؟ فیلم حاتمی‌کیا بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و در آن داستان واقعی کسی که خروج کرد و تا ساختمان ریاست‌جمهوری در خیابان پاستور رفت، واقعاً پدر شهید بود.آیا غیر از این است که وقتی از مشکل آب در استان جنگ‌زده‌ای مثل خوزستان صحبت می‌شود، درباره کسانی صحبت شده که اکثراً عزیزان‌شان را در جنگ هشت ساله از دست داده‌اند و خانواده شهید هستند یا آن نوع از واقع‌گرایی که رضایت چنین منتقدانی را فراهم می‌کند، با دستکاری واقعیت تاریخی جامعه به دست می‌آید و باید تمام شخصیت‌های بیدادگر یک فیلم سکولار باشند تا استاندارد واقعی بودن به آن تعلق بگیرد؟ مقایسه خانه پدری و خروج و البته برخوردی که با این دو فیلم در قبال دو اتفاق تلخ این روزها شد، بخش قابل توجهی از وضعیت رسانه‌ای در این روزهای جامعه ایران را نشان می‌دهد و مشخص می‌کند که چرا سینمای ما در رفتن به سمت واقعیت جاری جامعه اینقدر ناتوان است.صحنه ای از فیلم خانه پدریغوغاسالاری به جای واقع‌گراییجنجال و حاشیه نه تنها بی‌کیفیت‌ترین فیلم‌های سینمای ایران در این سال‌ها را تبدیل به مطرح‌ترین آثار آن کرده است؛ بلکه حتی اجازه نمی‌دهد واقعیات جامعه ما چنان که هستند، نمایش داده شوند. شاید خیلی خوب شد که حاتمی‌کیا نگفت اگر مسئولین فیلم من را می‌دیدند، درباره خوزستان و سایر نقاط ایران که مشکل بی‌آبی دارند، بیشتر فکر می‌کردند. چون در واقعیت آنها فیلم‌ خروج را دیده بودند و بابت چنین نقدی به‌شدت عصبانی شدند تا جایی که این فیلم هم مثل «بادیگارد» حتی در فهرست نامزدهای کارگردانی فجر قرار نگرفت. وقتی فیلمی درباره بی‌توجهی مسئولین به درد مردم است نمی‌شود گفت که دیدن آن روی همان افراد بی‌توجه تاثیرگذار بوده؛ همان‌طور که وقتی فیلمی برای مخاطب جشنواره‌های خارجی ساخته شده هم نمی‌شود آن را روی کسی مثل رضا اشرفی تاثیرگذار دانست.با این‌حال کیانوش عیاری ادعا کرد که اگر رضا اشرفی فیلم را دیده بود، در کارش تأمل می‌کرد و شاید آن را انجام نمی‌داد. فیلم خانه پدری چندین و چند ماه است که برای دانلود در فضای وب قرار داده شده و هر کس بخواهد آن را ببیند، خیلی راحت دسترسی پیدا می‌کند؛ اما پدر رومینا نخواست این فیلم را ببیند؛ نه به خاطر اینکه قصد داشت در آینده دخترش را بکشد، بلکه چون این فیلم جذابیت سینمایی نداشت و نه برای امثال او بلکه برای جشنواره‌های خارجی ساخته شده بود.تصویر فیلم خروج - فیلم گردیبه کیانوش عیاری سفارش ساخت فیلمی داده شده بود که بتواند در مورد موضوع قتل‌های ناموسی، بیدارگر و آموزنده باشد، یعنی روی امثال پدر رومینا تأثیر بگذارد؛ اما او مسیر دیگری را رفت و این مأموریت فرهنگی را وا گذاشت و اتفاقاً حالا می‌شود از او پرسید که اگر واقعا به وظیفه‌اش عمل کرده بود، آیا امکان نداشت که فیلمش روی رضا اشرفی تاثیر بگذارد. در هر حال اگر پرسیده شود آن‌ها که خانه پدری را دیده‌اند و احتمالاً مضمون اثر توانسته در ذهن و ضمیرشان کارگر بیفتد، به چه نتیجه‌ای رسیده‌اند، می‌شود گفت؛ این که ایران یک سنت سبوعانه و متوحش دارد و یا باید از این کشور رفت یا اینجا را مثل فرنگ کرد. فارغ از هر قضاوتی درباره این نتیجه‌گیری‌ها، بی‌ربطی چنین فضایی با آن فضایی که پدر رومینا در آن سیر می‌کرد، کاملاً مشخص است.در ضمن وقتی درباره مسائلی مثل قتل رومینا حرف می‌زنیم، نباید از جنبه تراژیک ماجرا که لغزش و فروپاشی ذهنی افراد مرتبط می‌شود غافل شد و ریشه همه چیز را در بیرون از افراد جستجو کرد. هنر طبیعتاً باید به مسائل فردی شخصیت‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشد و اگر تمام همت یک هنرمند ساختن فضایی نمادین باشد، کار او از هر نوع جنبه تراژیکی تهی خواهد شد.تصویر فیلم خانه پدری - فیلم گردیبه هر حال خروج خاموش و بی‌ادعا درد مردم خوزستان را که هنوز برطرف نشده بیان می‌کرد و خانه پدری به همان چیزی حمله می‌کرد که نام و عنوان فیلم قرار داشته داده شده بود؛ یعنی خانه پدری یا همان وطن. با این حال سعی شد که از نمد ماجرایی مثل قبل رومینا کلاهی برای خانه پدری کیانوش عیاری بافته شود. فارغ از هر بحثی راجع‌به کیفیت فنی این دو فیلم، از رهگذر سنجیدن نسبت هر کدام از آنها با واقعیات جامعه، هم می‌شود فهمید که هر کدام چه می‌گویند و هم می‌توان قضاوت کرد که کدام‌شان راست می‌گویند.منبع این محتوا بلاگ سایت تماشای آنلاین فیلم و سریال فیلم گردی، مجله نقد فیلمگردی می باشد. خلاصه مطلباین روزها دو اتفاق تلخ، یعنی قتل رومینا و ماجرای آب در غیزانیه خوزستان، با دو فیلم سینمایی ایران یعنی خانه پدری و خروج ارتباط پیدا می‌کنند.به ارتباط خانه پدری و قتل رومینا خیلی پرداخت شده اما کسی درباره ارتباط خروج با ماجرای غیزانیه حرفی نمی‌زند.فیلم عیاری از تاریخ و سنت ایران نمادسازی می‌کند و ارتباط مستقیمی با قتل‌های ناموسی ندارد در حالی که خروج مستقیماً به دغدغه مردم پرداخته است.فیلم عیاری که به سفارش نیروی انتظامی ساخته شد، قرار بود در مورد قتل‌های ناموسی آموزنده باشد اما اثری جشنواره‌پسند درباره کلیت ایران از آب درآمد.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>khoreye.film</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 11:13:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خون دختران وطن انگور دمیده</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-utc2nnliyy68</link>
                <description>خطر اسپویلصدای حاشیه‌های فیلم «خانه پدری» از صدای خود فیلم بلندتر بود. بعد از 9 سال توقیف، در گروه هنر و تجربه اکران شد، بعد از چند روز پایین کشیده شد، بعد از مدتی اکران عمومی شد، دوباره توقیف شد، دوباره اکران شد اما شبکه خانگی نیامد. گرچه دسترسی به فیلم کار سختی نیست اما از نظر فرآیند قانونی اجازه انتشار پیدا نکرد. بعد از خبر قتل رومینا اشرفی دوباره بحث خانه پدری داغ شد. تا جایی که عده‌ای گفتند اگر فیلم درست اکران می‌شد چنین اتفاقی نمی‌افتاد! به همین دلیل تصمیم گرفتم درباره خود فیلم، بدون در نظر گرفتن حواشی و صحبت‌های ارزشی‌گونه یا روشن‌فکرانه، بنویسم.خانه پدری پس از 9 سال توقیف اکران شدداستان از چه قرار است؟خانه پدری پنج سکانس دارد که هر کدام نشانه‌ای از یک دوره در تاریخ معاصر ایران است. مسئله «آزادی زنان» و نگاه «بالا به پایین مردان به زنان» در طول هر کدام از این سکانس‌ها در قالب داستانی در یک خانواده اتفاق می‌افتد. اولین سکانس که مهم‌ترین سکانس است به قتل دردناک دختری توسط پدر و برادرش اختصاص دارد. مسئله‌‌ فیلم‌ساز نیز از همین‌جا آغاز می‌شود. به چه دلیل پدر حق دارد حیات را از دخترش بگیرد؟ چرا مورد حمایت و تشویق مردان اطرافش قرار می‌گیرد؟ دختر چه گناهی مرتکب شده است؟ سوالاتی که اساس فیلم را می‌سازد.فیلم نقطه شروع خوبی دارد. داستان با مردها، نگاه مردانه و یک دختر بیچاره شروع می‌شود. نکته مثبتش در این است که درگیر گناه دختر نمی‌شود. صرفا مطرح می‌کند که او کاری کرده که از نگاه مردان خانواده بی‌غیرتی است و باید کشته شود. با تعریف نکردن داستان گناه دختر باعث شد تا توجه مخاطب فقط بر روی نگاه مردسالارانه برود. اگر آن قضیه را مطرح می‌کرد مخاطبان به دو دسته موافق دختر و موافق پدر تقسیم می‌شدند و توجه از مسئله اصلی برداشته می‌شد.مهم‌ترین اثر کیانوش عیاری سریال روزگار قریب بود که از صداوسیما پخش شد.مسئله چیست؟ درد کجاست؟سکانس اول مسئله را برای مخاطب مطرح می‌کند، اما در ادامه بیشتر باز نمی‌شود. به نوعی تکرار همان مسئله است. آبروی مرد مهم‌تر از خواست زن است. در داستان‌های متفاوت. تنها شخصیت ثابت در تمام پنج سکانس هم محتشم، برادر دختر مقتول، است. به نوعی این داستان محتشم است در بخش‌های مختلف تاریخ ایران و مهم‌ترین نقطه ضعف داستان. محتشم در پنج سکانس پنج رفتار متفاوت را نشان می‌دهد. اول که همراه با پدر است و دختر را می‌کشد. بعد از آن به جوانی او می‌رسیم که در نوع رفتار و سر پایین انداختن‌ها نشانه شرمساری از اتفاق قبلی را می‌بینیم اما در دو سکانس بعد نشان می‌دهد که نگاهش نسبت به زنان همان نگاه بالا به پایین است. در آخر اما پشیمان است. نمی‌دانیم این بالا و پایین‌های نگاه او به مسئله تاثیر جامعه است؟ تاثیر زنان اطرافش به خصوص خواهرش فرخنده است؟ تاثیر اتفاقات زندگی‌اش است یا چه؟ فقط نگاهش کمی تغییر می‌کند و در آخر پشیمان می‌شود.در کنار شخصیت نامشخص محتشم، حرف جدید، نگاه جدید یا حتی داستان جدیدی هم نسبت به مسئله زنان ارائه نمی‌شود. داستان اجبار زنان به ازدواج، زورگویی مرد به زن و کتک زدن دختر توسط پدر و مصادیق این چنینی حرف تازه‌ای نیست. آن‌گونه که فیلم نشان می‌دهد فیلم‌ساز حتی نگاهش به این مسئله مشخص نیست. معلوم نیست طرف زنان است یا طرف مرد پشیمان. در سکانس آخر معلوم نیست باید طرف کاراکتر شهاب حسینی باشیم یا طرف مینا ساداتی یا نگران محتشمی که پایش لب گور است. همین نگاه نامعلوم به مسئله باعث می‌شود که این فیلم در زمینه آزادی زنان نه حرف جدیدی داشته باشد نه داستان جدیدی! شاید اگر در داستان تنها بر روی یک برهه تاریخی و چند شخصیت محدود تمرکز می‌شد، می‌توانستیم اثر اتفاقات و تغییرات آن بر کارکترها را ببینیم. اما تنوع پیرنگ و تنوع شخصیت باعث شد که در یک موضوع عمیق نشویم.نکته مثبتی که در میان تمام سیاهی‌ها و بدبختی‌ها می‌بینیم، پیشرفت جایگاه زنان است. مبارزه زنان تحسین می‌شود و نتیجه می‌دهد. در سکانس اول دختر کاملا مقهور مردانگی پدر و برادرش است. در سکانس‌های بعدی زن در برابر زورگویی شوهر و دختران در برابر زورگویی پدرشان مقاومت می‌کنند. در سکانس آخر که به امروز می‌رسیم، مرد جوان داستان به نامزدش جواب پس می‌دهد. عملا زن محور ارتباط است و مرد باید حواسش باشد که او را ناراحت نکند. اوضاع امروز این زن نتیجه مبارزه زن‌‌ها در چهار سکانس قبلی است. تنها نشانه‌ای که کارگردان نسبتش با آن مشخص است و می‌تواند به درستی منتقل کند.در پایان داستان انگار محتشم پشیمان است.سمبل اینجا، سمبل اونجا، سمبل همه‌جانمادگرایی در هر هنری جذاب است. در سینما هم جذابیت خودش را دارد. به شرطی که به اندازه باشد. خانه پدری سمبل‌گرایی شدید داشت. از هر جسم و مکانی به دنبال سمبل بود برای تعمیم داستان به کل جامعه ایران. فرش و قالی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگ ایرانی هستند، اما در این فیلم فرش نماد پوشاندن مشکلات شده است. نماد دورویی. رویی زیبا برای دیدن و باطنی زشت که با روی زیبا پوشیده می‌شود. به همین دلیل هم پدر قاتل از فرش که نماد فرهنگ ایران است برای پوشاندن قبر دختر استفاده می‌کند.در سکانس دوم هم اتاقی که قبر دختر است پر از انگور شده. اگر انگورها را در یک‌جا ساکن نگه دارید از بین می‌روند و فاسد می‌شوند. معلوم نیست انگورها اثر قبر و خون دختر است یا نشانه‌ای برای آن که بگوید دختران را در پستوها نگه ندارید و بگذارید وارد جامعه شوند یا هر دو.انگور اگر یک‌جا بماند فاسد می‌شود.این سمبل‌ها در تمام فیلم وجود دارند. تاب بازی دختران در پایان هر سکانس و نگاه مردان داستان از زیرزمین به آن، قفل زدن به اتاقی که قبر در آن است و تلاش دختران برای بازکردن آن، تیغه کردن و شکسته‌شدن توسط پسر همان خانواده همگی کاربردی نمادین دارد. حتی دفن شدن چادر همراه با دختر در سکانس ابتدایی و خیلی از وسایل دیگر مثل دسته سنگ کاربرد نمادین دارند. تنوع در نماد، مانند تنوع در خرده داستان‌ها، باعث شده است تا نتوانیم بر روی یک موضوع تمرکز کنیم و به نگاهی متفاوت یا حرفی جدید برسیم.گریه‌هااااای الکیاز نمادگرایی افراطی و عمیق نشدن در داستان که بگذریم، بازی‌های نچسب، به شدت از کیفیت فیلم کم می‌کند. به خصوص بازی مهران رجبی در خانه پدری از بدترین بازی‌هایی بود که تاکنون دیده بودم. گریه‌های او سر قبر دخترش نه حس اشک تمساح را منتقل می‌کند نه حس اشک واقعی. هیچ‌گاه هم مشخص نیست که پشیمان می‌شود یا نه. حتی شهاب حسینی هم بازی متوسطی در فیلم دارد. تنها برادران هاشمی هستند که سطح کیفی بازی‌ها را کمی بالا برده‌اند. تصنع و عدم انتقال حس تقریبا در تمام بازیگران وجود داشت.برادران هاشمی تنها بازیگرانی بودند که بازی خوبی داشتند.خانه پدری سوژه‌ای داشت که از دل جامعه برآمده بود. مشکلی که سال‌هاست دختران درگیر آن هستند و شخصیت‌های آن هم تلاش شده بود تا از دل همین جامعه و فرهنگ درآمده باشد. کارگردان جرئت داشت و مسئله مهمی را مطرح کرد. به نظرم همین یک دلیل کافی است تا فیلم اجازه اکران و انتشار قانونی داشته باشد و من و شما بنشینیم پای دیدن آن. من دوبار فیلم را دیدم. توصیه می‌کنم شما هم دوبار ببینید چون نماد و سمبل فراوان دارد.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>مرتضی رزمی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2020 21:54:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از رومینا تا آسیه / آنچه گفته نمی‌شود</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-dcrsey0qcojk</link>
                <description>یکی را به اسم غیرت می‌کشیم، یکی را به اسم قانون. کشتن‌ها بهانه‌هایی متفاوتی دارد اما نتیجه یکی است. اما یادمان نباید برود که هر انسان به تنهایی ارزشمند است. او یک خبر نیست. یک استوری برای عقده‌گشایی ما از چیزهای دیگر هم نیست. او یک انسان است. یکتا و با اهمیت.باید آنچه باعث از بین رفتن چنین ارزشی می شود را پیدا کرد. یک پدر که سعی می‌کند از خانواده‌اش محافظت کند، تعدادی مامور شهردای که قطعا خود خانواده دارند و آدمیزادن. با همان عواطف و مهربانی‌ها. اما چرا باید به چنین پایان‌هایی برسیم.شاید مقصر آن‌ها نیستند. ابعاد پنهان دیگری را باید جستجو کرد.داستان اول: رومینا به دادگاه گفته است که او را به خانه برنگردانند چرا که پدرش او را خواهد کشت. عموهای رومینا پدر را مرتب تحریک می کنند. پدر فرهنگ پایینی دارد. پدر سر دختر 14 ساله خود را می‌برد.داستان دوم: زنی مسن، از گرانی خانه و بی‌کاری، چهاردیواری ساخته بدون حتی سرویس بهداشتی در زمین‌های حاشیه ی شهر. به او اخطار می‌دهیم برود. آخرین روز ماه رمضان، نمی‌رود. ماموران را عصبی می‌کند. عصبیش می‌کنیم. میزنیم و می‌بریم و آسیه می‌میرد.به واقع ما ضعف‌های اساسی در قانون‌های اجتماعی خود داریم. اگر سروکارتان با قانون افتاده باشد متوجه می شوید آنقدر در بعضی موارد ضعف و خلا قانونی وجود دارد که اینقدر بی‌توجهی قانون‌گذار به موضوع مایع شگفتی است. البته که وجود چنین مشکلاتی ترکیبی از ساختار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقصادی است. اما اگر بخواهم کوتاه بگویم باید گفت «ما گوش نمی‌کنیم»تقریبا در هیچ زمینه‌ای ما یاد نگرفته‌ایم گوش کنیم. نمی‌شد قاضی واقعا به رومینا گوش می‌کرد. چند روز او را نگاه می داشت و پدر را به یک مشاوره معرفی می‌کرد؟ نمی‌شد از دختر دلیل ارتباط با پسر را فهمید؟ بعد مرگش باید متوجه شوند که دختری 14 ساله که هنوز خوب و بد دنیا را تجربه نکرده اسیر یک ویدئو شده است؟ حالا که پدر کشته؛ عموهایش که داد می زدند «بکشش» کجا هستند؟!نمی‌شد صدای خرد شدن مردم زیر بار اجاره و رهن را شنید و واقعا فکری کرد؟ برفرض آسیه، زنی پرخاشگر و عصبی بوده است. فرض کنیم غیرمنطقی بوده. اما از کسی که چیزی ندارد چه انتظاری دارید؟ از این بگذرد کجا برود؟ معلوم است به اندازه جانش می‌جنگد. چون همه آنچه دارد همان است.مردم می‌فهمند. همه آنچه رخ داده تقصیر قاضی، ماموران شهرداری یا پدر رومینا نیست. شماهایی که می‌توانید کاری کنید هم لطفا خوب گوش کنید. پیش از آنکه مجبور به توجیه نشنیدنتان شوید...پ.ن: از داخل ماشین بهش گفتم عمو بیا دستات رو ضدعفونی کن. خیلی واقعی گفت بزارم بمیریم راحت شیم.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>علیرضا حاتمی</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 12:27:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در حاشیه‌ی یک قتل: آیا واقعاً قانون بد بهتر از بی‌قانونی‌ست؟</title>
                <link>https://virgool.io/romina/romina-uznzfw45jjbl</link>
                <description>رومینا اشرفی ـــ فاجعه‌ای به‌وقوع پیوسته‌است که جزئیات آن اندک‌اندک از میان غبار بیرون می‌آید: این‌که پدر با یک وکیل دادگستری در خصوص اقدام شنیعی که مرتکب شده مشورت کرده‌است؛ این‌که مقتول چندسال داشته، و مدتی با پسری که ظاهراً با ارسال تصاویری دست به‌تحریک پدر زده، در ارتباط بوده‌است؛ و این‌که قتلی به‌وقوع پیوسته‌است، که هرجور نگاه کنیم، باید قتل عمد به‌حساب آید، اما حکم قانونی آن چیز دیگری جز حکم مرسوم قتل عمد است.پدر برای قتل فرزند خویش قصاص نمی‌شود: این حکمی‌ست که نظام حقوقی کنونی ایران برای چنین پرونده‌ای در نظر می‌گیرد؛ بی‌توجه به‌این‌که پدر با نوعی محاسبه‌ی عقلانی دست به‌قتل فرزندش زده‌است و، مثلاً، به‌جای آن‌که «غیرت» خود را خرج مردی کند که به«ناموس» او دست‌درازی کرده‌است، و در نتیجه احتمالاً قصاص شود، ترجیح داده جان دخترش را بستاند، که می‌داند موجب قصاص وی نخواهدشد. این حکم برخاسته از فقه اسلامی‌ست، که منبعی برای قوانین کنونی کشور به‌شمار می‌رود؛ چنان‌که اگر به‌هر ترتیب لازم می‌آمد پدر قصاص شود، حکم دیگری نیز به‌میان می‌آمد: این‌که به‌علت تفاوت در میزان دیه‌ی زن و مرد، برای امکان قصاص پدر می‌بایست معادل نیمی از دیه‌ی کامل به‌وی پرداخت می‌شد.نمونه‌ای قابل مطالعه از اثر قوانین بد در روی‌دادهای اجتماعی: وضعیتی که در آن خود قانون سبب می‌شود رفتاری بروز یابد که متأثر از سوءاستفاده از قانون است، و بعید به‌نظر می‌رسد تجویز آن در نظر قانون‌گذار ـــ و یا در این مورد، شارع اسلام ـــ بوده‌باشد؛ وضعیتی که نظیر آن را در عرصه‌های دیگر نیز به‌عینه دیده‌ایم: کم‌تر فسادی، به‌ویژه در ابعاد گسترده‌ای که اخبار آن به‌گوش‌مان می‌رسد، در واقع مشتمل بر نقض قانون است؛ تقریباً تمامی فسادهایی که با کلیدواژه‌ی «سلطان» در خاطر داریم، با مراعات قانون انجام شده‌اند، و تقریباً هیچ‌گاه رفتارهایی غیرقانونی در آن‌ها به‌وقوع نپیوسته‌است. این الگو در خصوص عمل‌کرد دولت در مجموع نیز قابل مشاهده است: دولت مجری قانون است و، اساساً، امکان تخلف از قانون را ندارد؛ ولی کارهایی می‌کند که، در عین قانونی‌بودن، دَمار از روزگار ما مردمان معمولی درمی‌آورد؛ مثلاً خود اقدام به«اخلال در نظام اقتصادی کشور» می‌کند که، مسامحتاً، جرم است، و اشد مجازات را نیز به‌دنبال دارد.یکی از علل تصویب قوانین بد، به‌معنای قوانینی که نه‌تنها نسبتی با اداره‌ی یک کشور ندارند، بلکه ممکن است به‌همین خاطر به‌جز پی‌آمدهای ناخواسته‌ی نامطلوب، موجب پی‌آمدهای گرانی برای عموم شهروندان شوند، بی‌توجهی به‌منطقی‌ست که هر قانونی نیازمند آن است: این‌که لازم است قانون در تناسب با نیازی برای اداره‌ی بهینه‌ی مملکت، تنظیم متناسب مناسبات شهروندان با یک‌دیگر و با دولت، با روی‌کرد عقلانی بیشینه‌سازی دست‌آوردها و کاستن از هزینه‌ها به‌تصویب برسد؛ نه این‌که متناسب با نیاز روزگاران گذشته و شرایطی که بر آن دوران حاکم بوده‌است، همان حکم متصلب سده‌ها پیش را از رساله‌های عملیه، یا نهایتاً «تحریرالوسیله» و «تکملةالمنهاج»، بیرون بکشیم، و به‌انواع هزینه‌ها بکوشیم آن را بر عموم شهروندان بار کنیم. این اقتضای حکم‌رانی مدرن است؛ توجه به‌کاستن از هزینه‌ها، افزودن بر دست‌آوردها، و آزمون‌وخطایی حساب‌شده برای تطبیق هرچه بهتر قوانین با نیازهای روزگاری که دائم در معرض تحول است.وقتی قانونی بد باشد، خود به‌ابزاری برای تخطی از مراد قانون‌گذار، به‌عنوان نماینده‌ی جامعه در تشخیص صرفه‌وصلاح، بدل می‌شود: چنین قانونی، حتا بدتر از بی‌قانونی‌ست، که در آن دست‌کم از امکانِ ـــ و نه حق، که نه ذاتی و/یا طبیعی، بلکه مترتب بر قانون است ـــ دفاع از خود در برابر ظلم به‌نام قانون برخورداریم؛ این ظلم از ظلمی که در «وضع طبیعی» به‌بیان هابز وجود دارد نیز، شریرانه‌تر است؛ زیرا در آن اساساً نه حق و نه امکان اعتراض وجود ندارد.در چنین شرایطی، قانونی که می‌بایست تجسم عقلانیتی دنیوی باشد، به‌ابزاری برای ستم‌گری بدل می‌شود، که نمی‌توان در برابر لطمات آن از خود دفاع کرد، چون هرگونه دفاع در برابر چنین قانونی خودْ عملی مجرمانه است، و مورد پی‌گرد قرار خواهدگرفت. در وضع طبیعی هابزی، با وجود تمام سبعیتی که فرض می‌شود در آن جاری باشد، دست‌کم می‌توانیم مسلح باشیم، و از خودمان محافظت کنیم؛ در وضعیتی که محکوم قانون بد باشیم، قبلاً دفاع طبیعی‌مان از خود را به‌لِوْیاتان دولت واگذارده‌ایم و، به‌مانند موجوداتی بی‌پناه در چنگال غول بی‌شاخ‌ودُمی گرفتار آمده‌ایم، که اتفاقاً می‌تواند برای تمامی تصمیماتش هم توجیهی به‌ظاهر عقلانی بتراشد و، حتا در سطح گفت‌مان هم، منکوب‌مان کند.این‌جاست که به‌روشنی عیان می‌شود هرگونه تأسیس دولت مدرن و قانون‌گذاری برای آن، مستلزم مقدماتی‌ست، که بدون آن‌ها، حکم‌رانی و تصویب مقررات بدل به‌چیزهایی بی‌معنا و پوچ می‌شوند: تا زمانی که ارزش‌های پشتی‌بان قانون، از قبیل این‌که همه در برابر قانون برابرند (نه این‌که برخی برابرتر باشند!)، به‌درستی استوار نشده‌باشد، هرگونه قانون‌گذاری می‌تواند زیان‌بار باشد، و نتایجی از جنس قتل فجیع دختری به‌دست پدرش، آن هم با داس، به‌دنبال داشته‌باشد.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>محمدعلی کاظم‌نظری</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 12:14:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رومینا چه شد !!</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-zzxpkoggluis</link>
                <description>این روزها هممون شنیدیم درباره دختری ک توی خواب ب دستان پدرش ب قتل رسید قتلی ک خیلی ها اون رو افراط تو مذهب نامیدند و خیلی ها ی کار درست اما واقعیت چیه ؟.. چطور ی پدر حاضر میشه سر دختره تو توی خواب با داس ببره .. داسی ک باهاش سر مرغ رو بزور میشه برید !!بریم سراغ داستان از موقعی که رومینا ۹ سالش بود، از همون موقع عاشقم بود. البته منم دوسش داشتم، بعد از چند وقت ارتباطمون تلفنی شد، وقتی که ۱۱ سالش شده بود. دو سال تلفنی حرف زدیم. توی همین دو سال به من گفته بود که پدرم منو اذیت می‌کنه. بعد از یه مدت هم به من گفت بیا دنبالم منو با خودت ببر. به من پناه آورده بود. من بهش گفتم سنت کمه، اما قبول نکرد. منم یه نفر رو فرستادم سراغ پدرش که بهش بگم دوسش دارم. اما پدرش گفت من به سنی جماعت دختر نمی‌دم. جرم من فقط اهل تسنن بودنمه» این ها صحبت های بهمن خاوری است پسر 28 ساله ای اهل روستای حویق در تالش همون پسری که گفته میشه عاشق رومینا بوده و همچنین رومینا رو دوست داشته اما خب بخت یاره رومینا ی سیزده ساله نبوده دختری که برای نجات یافتن از بند کتک های پدر معتاد خود از خانه فرار میکند بهمن از زبان رومینا درباره ی وضع اون در خانه این طور می گوید :&lt;&lt;رومینا می‌گفت باباش کتکش می‌زده و موهاشو می‌کشیده. حتی به من گفته بود که پدرش معتاده و شیشه می‌کشه.&gt;&gt;شاید بهمن فقط قسط نجات دخترک را از ان خانه داشت اما پدر رومینا نیز ب تحریک اطرافیان از جمله شوهر خاله رومینا و برای حفظ ابروی خود در چنان جوی قرار گرفت ک سر دختر خود را در خواب برید اما مگر رومینا از خانه فرار نکرده بود ؟ پس چ چیزی او را ب ان خانه شوم باز گردانده بود ؟بهمن ک اینطور  میگوید :&lt;&lt;پدرش از دست من شکایت کرده بود که آدم‌ربایی کردم. از پاسگاه به من زنگ زدن، گوشی رو دادم به رومینا، خودش به مامورا گفت که چون بهمن رو دوست داشتم باهاش فرار کردم. بعد پدرش رفت آگاهی آستارا شکایت کرد. اونا سه روز دنبال من بودن. منم ترسیده بودم. بعد باباش قرار گذاشت بیاد من و رومینا رو عقد کنه. اما همش نقشه بود و پلیس خبر کرده بود.&gt;&gt;پدر رومینا ک ب اندازه کافی در جو ناشی از حرف های دیگران  فرو رفته بود برای واقعی نشان دادن عقد مادر رومینا را تهدید کرده بود ک اگر نیاید او را خواهد کشت و او را به پای سفره دروغین عقد کشانده بود.بهمن هم دل پری دارد و در مصاحبه می گوید :خانواده باید جوری بچه رو تربیت می‌کردن که به یه جوون پناه نیاره. منم به خاطر انسانیت اونو فراری دادم. وقتی باباش رو دستگیر کردن، گفته اگه بی‌ام بیرون زن و پسر کوچیکمم می‌کشم. حتی تهدید کرده بیاد بیرون من رو هم می‌کشه. عموی رومینا هم به من زنگ زد و تهدیدم کرد با گلوله منو می‌زنه. سه چهار روزه رومینا رو دفن کردن اما حتی نتونستم سر قبرش برم. دختر خاله‏شم به من پیام داد و گفت قبل از اینکه شما فرار کنید پدر رومینا براش مرگ موش خریده بود و بهش گفته بود خودشو بکشه. نمی‌دونم چقدر درسته. این پدر و دختر کلاً با هم اختلاف داشتن. همون موقع که به دنیا اومده پدرش ناراحت بوده که چرا پسر نشده. اینا رو خود رومینا به من گفت».و چ واقعیت های ترسناکی هیچ کس نمی تواند مرگ رومینا را یک افراط در مذهب بنامد مرگ رومینا تنها و تنها از حماقت یک پدر ناشی می شود پدری که با بستن چشم و گوش خود بجای شنیدن حرف های دخترکش شد قاتل بی رحم او..حال چند روزی هست که رومینا زیر خروار ها خاک ارام گرفته . پدر بی رحمش در بازداشت است و مادرش سیاه‏پوش و عزادار. یکی از اقوام رومینا اما از حال و هوای مادرش می‌گوید: «مادرش حالش خوب نیست، هر روز می‌ره سر خاکش. از شوهرشم انگار شکایتی نکرده، درگیر مراسم هفت رومینان. پدرش خیلی سختگیر بود. من شنیده بودم تهدیدش کرده بود که اگه خودکشی کنه بهتر از اینه که بخواد زن این پسره بشه. البته بعضیا میگن به خاطر سنی بودن بهمنه، اما من این و از خانواده نشنیدم، به نظرم مخالفتشون دلیل دیگه‌ای هم داشته که خصوصیه. رومینا خیلی از پدرش می‌ترسید، آخرشم که برگشت خونه با همون لباس عقد کشته شد».و این اتفاق تنها بخشی از خشونت اجتماعی است ک این روز ها در حال رخ دادن است این درسته ک پدر رومینا از اون متنفر بود اما لزوما قرار نیست پدر و مادر ها از فرزندانشون متنفر باشند تا اونها از خونه فرار کنند پدر و مادر های سخت گیر فرزندان پنهان کار بزرک میکنند و این پنهان کاری خودش شروعی برای کم شدن محبت . دل بستن ب غریبه و در نهایت فرار از خونه می شه شاید باید با شنیدن اتفاق غم انگیر رومینا فقط دخترانمون رو در اغوش بگیر و ب اونها بگین ک تنها نیستن ...منبع :khabaronline.ir/news/1392848</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>Ensejam Harf</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 04:59:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رومینا، تلنگری به دوستداران ایران</title>
                <link>https://virgool.io/romina/romina-rjminy5ha6ac</link>
                <description>فرزندکشی، آن هم دخترکشی را خُرد و سبک نگیریم. این نشان از جامعه‌ای دارد که عشق در آن مرده، اخلاق فروپاشیده و تعصب و جهل جای مروت و خرد نشسته است. جامعه‌ای که گفتگویی در آن صورت نمی‌گیرد و به‌جای آن ستیز ستوده می‌شود، دوست داشتن در آن جایی ندارد و به‌جای آن خشونت، ارزش تلقی می‌گردد و جوان‌های آن یا رؤیایی ندارند و یا اگر دارند رؤیای گریز و نه تغییر است. بسیار باید تاسف خورد که چنین اتفاق‌هایی در درون یک حوزه‌ی تمدنی چندهزار ساله صورت می‌گیرد.باید ازخود بپرسیم که آیا ما در حال تجربه‌ی زوال یک تمدن هستیم؟ به گفته‌ی جبران خلیل جبران برای انهدام یک تمدن سه چیز کافی است: ﺍﻭﻝ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺩﻭﻡ ﻧﻈﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭّﻟﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﮑﺴﺖ. برﺍﯼ ﺩﻭﻣﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻣﻌﻠّﻢ. و ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻮﻣﯽ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ و اسطوره‌ها...و شوربختانه هر سه با هم در حوزه‌ی تمدنی ما چه اسلامی و چه ایرانی در حال وقوع هستند.در این مورد چه ارتباط رومینا را ناشی از احساسات گذرای نوجوانی و چه به دلیل الگوهای ارتباطی ناسالم بدانیم، قاعدتا خانه باید جایی باشد که این تعارض را مدیریت کند و مادر باید آن اندازه نقش مؤثر در خانه برای مدیریتِ تعارض اعم از تعارض ارزشی و یا رفتاری داشته باشد. دراین مورد خانواده نتوانسته کمکی به این قربانی بکند. افزون براین، این دختر معصوم در سنین دانش‌آموزی بوده‌است. پیداست که وی هیچ امیدی به مدرسه و اولیای آن برای در میان این گذاشتن این مساله با آنان نداشته‌است. آیا این نشان از آن نیست که آموزش و پرورش تنها به آموزش واژه‌ها و آیین‌های بدون معنویّت فروکاسته شده، ارتباط آن با خانواده ضعیف و جایی در زندگی اجتماعی حتی در یک جامعه کوچک روستایی که اغلب ارتباط‌ها چهره به چهره است نداشته و معلم منزلت خود را از دست داده‌است؟به‌هرروی، هر جمعیتی در حد خود دارای سازمانی اجتماعی است و بزرگانی در آن دارای اقتدار معنوی هستند. آن‌چه مسلم است آن است که سازمانِ اجتماعی روستا در این مورد هیچ کمک مؤثری نتوانسته بکند. چون بر اساس اخباری که تا کنون انتشار یافته، والدین هر دو طرف، پیش از وقوع این جنایت در جریان موضوع بوده‌اند و حتی برخی مقام‌های رسمی از احتمال وقوع این حادثه مطلع بوده‌اند و دخترک معصوم خود این خطر را به آنان گوشزد نموده بوده‌است. با این وجود سازمان اجتماعی رسمی و غیررسمی روستا هیچ کمک مؤثری در جهت جلوگیری از این واقعه نتوانسته بکند. حال، یا این وضعیت به دلیل آن است که سازمان اجتماعی متکی به جامعه فروپاشیده و جای آن را سازمان رسمی و متکی به قدرت گرفته که در موردهای این چنینی فاقد کارایی و اقتدار معنوی است و یا آن‌که به‌طور جدی‌تر، جامعه با یک خلاء جدی از منظر شبکه‌ی ارتباطات سالم و کارآمد اجتماعی در ساحت‌های مختلف زندگی روبه‌رو شده‌است.این فاجعه احتمالا اولین و آخرین نخواهدبود. شوربختانه از منظر جزایی هزینه‌های ارتکاب چنین جنایت‌هایی بسیار پایین است و فاقد ویژگی بازدارندگی هستند. هم‌چنان‌که در اخبار دیدیم با فاصله کمی خبر یک خواهرکشی در رشت انتشار یافت. ازاین‌رو، فعالان اجتماعی درخواست ورود فوری سه قوه به منظور ممانعت قانونیِ اعمالِ خشونت بر علیه زنان هستند. ولی افزون بر ضرورت این اقدام، این جنایت و جنایت‌های مشابه نشان از بحران‌هایی در حوزه‌ی گفتمانی غالب و زیرین‌ترین لایه‌های فرهنگی و تمدنی ما دارد. آیا زمان آن نرسیده ‌است که اندیشه‌ورزان و دغدغه‌مندان چون در حوزه‌ی دینی و چه بیرون آن به تضادهای فزاینده‌ی درون و بیرون خانه و هم‌چنین تعارض بین گفتمان غالب و رسمی و آنچه در زندگی خانوارهای ایرانی جریان دارد بیندیشند؟ باور کنیم که این تضادها تمام نظم ارتباطی درون خانواده‌ها را متلاشی و پدربودن و یا مادربودن را با هزاران دغدغه همراه ساخته‌است. این وضعیّت کشنده است. باشد که اندیشمندان و سیاست‌ورزان حوزه‌ی تمدنی ایران تکانی بخورند، به‌خود بیایند و بدانند که فروپاشی تمدن‌ها بسیار خون‌ریز خواهد بود. هریک به سهم خود مسئولیّت بپذیریم و گامی برای تحول به سوی بهبود و فرمانروایی خرد به جای تعصب و جهل به‌ویژه جهل مقدس در سه نهاد خانواده، آموزش و تربیت و الگوهای ارتباطی برداریم. بازگردیم به ایده‌ی ایران. بازخوانی ایده‌ی ایران در روزگار معاصر راه‌کار بنیادین است. با هم به آن بیندیشیم.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>عباس آخوندی</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 22:05:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوجوانان، آسیب‌های اجتماعی و نقطه امن</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%86-wbbsjxcihoyv</link>
                <description>قتل فجیع رومینا اشرفی، فارغ از دلایل، ریشه‌ها و پیچیدگی‌های خاص این پرونده، بار دیگر نیاز به ایجاد نهادی تخصصی برای ارائه مشاوره به نوجوانان را، برجسته می‌کند.البته گاهی نیاز نوجوان فراتر از مشاوره بوده و او برای فرار از خطر بالقوه نیاز به سرپناه موقتی دارد.نوجوانی مقطعی بسیار حساس از عمر آدمی است و این قشر در معرض آسیب‌های اجتماعی فراوانی قرار دارند.در صورتیکه نوجوان در معرض خشونت‌های خانگی بوده و یا شاهد آن باشد، باید به کدام نهاد و مرجعی مراجعه نموده و طلب کمک نماید؟شاید یکی از پاسخ‌ها مدرسه باشد، اما گاهی ریشه آسیب اجتماعی خود مدرسه است.کشورهای دیگر در این خصوص تجارب گوناگون و بعضا موفقی دارند. یکی از این تجارب، تاسیس موسسه مردم نهادی با عنوان &quot;نقطه امن&quot; یا (SAFE PLACE) است.این موسسه دفاتر متعددی را در مراکزی مانند کتابخانه‌ها، ایستگاه‌های آتش‌نشانی و اتوبوس‌های سیار دائر نموده و درصورتیکه نوجوانان در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار داشته باشند، می‌توانند به سرعت از این مراکز کمک‌های لازم را دریافت نمایند.این موسسه از طریق تبلیغات رادیو تلویزیونی و پخش بروشور در داخل مدارس، خود را به اکثر نوجوانان شناسانده و اعتماد آنها را تا حدودی جلب نموده‌است. آدرس دفاتر سراسری این موسسه در وبسایت آن موجود می‌باشد. اما جهت سهولت دسترسی، افراد می‌توانند کلمه &quot;SAFE&quot; به همراه موقعیت مکانی خود را به شماره تلفن این موسسه اس ام اس نموده و تلفن و آدرس نزدیکترین مرکز مربوطه را دریافت نمایند.درصورتیکه مورد اورژانسی باشد، افراد می‌توانند با ارسال کلمه &quot;CHAT&quot; ، بدون مراجعه به دفاتر مربوطه از مشاوره تلفنی با کارشناس مورد وثوق، برخوردار شوند.سالانه 12000 نوجوان، از خدمات گوناگون موسسه &quot;نقطه امن&quot; استفاده می‌نمایند.در کشور عزیز ما برای رسیدگی به چنین مواردی، از سالها قبل مراکز اورژانس اجتماعی ایجاد شده است.لکن این مراکز، کلیه آسیب‌های اجتماعی مربوط به کلیه اقشار جامعه را پوشش داده و اختصاص به  قشر نوجوان جامعه ندارد. علاوه بر این، تبلیغات  اورژانس اجتماعی بسیار محدود بوده و اکثر اقشار جامعه و از جمله نوجوانان، از وجود چنین سیستمی به کلی بی اطلاع می‌باشند.امید است با همت مردم و مسئولین و استفاده از تجارب موفق جهانی، زمینه خدمت رسانی به نوجوانان، این قشر مهم و آینده ساز جامعه، هر چه سریع‌تر فراهم گردد. </description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>Reza Mousavi</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 23:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود خاص پنداری= باطل!</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D9%BE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-vjqnazgv4k92</link>
                <description> اگه هیچ کسیو نشناسیم حداقل یکبار اسم مریم میرزاخانی به گوشمون خورده حتی اگه ندونیم که بوده!امروز داشتم به پست های اینستاگرامرهایی که درباره ی ماجرای رومینا اظهار نظر کرده بودن نگاهی مینداختم که یکیشون خیلی فکرمو درگیر کرد &quot; چرا یک دختر سیزده ساله باید بخواهد به فکر ازدواج یا فرار کردن برای رهایی از خانه باشد؟&quot;این پرسش مثل نمکی بود که روی زخمی میپاشن،چون متاسفانه در اکثر افراد جامعه ی ما نگاه انسانی به زن وجود نداره،همه فکر میکنن چون یه دختر زیبایی چهره یا قد یا اندام داره باید ازدواج کنه،تا چنین شخصی می بینن میخوان به اصطلاح خودشون براش آستین بالا بزنن و پسرخوب براش معرفی کنن و این در صورتیه که وقتی یه پسر خوش بر و رو مناسب می بینن ازش میپرسن کسیو داری یا نه؟فکر میکنن تمام موجودیت یک دختر در ازدواج به تکامل میرسه و همه کاره های جامعه باید مرد باشن، انگار اصلا درکی از این ندارن که یک دختر هم میتونه خیلی از کارارو انجام بده،میتونه اهداف بزرگ و افکار بزرگ داشته باشه!به عنوان یک دختر نمیدونم واقعا چندساله که به تنهایی دارم با این تفکرزیرپوستیه به اصطلاح روشن فکرای خانوادم میجنگم و اغلب در برابر حرفاشون سکوت میکنم چون هربار حرف زدم فقط الکی خودمو محکوم میکنم که اصلا برام منطقی نیست.اما تصمیم گرفتم به خاطر تمام اون ادمایی که با این طرز تفکر به من به عنوان یک فرد &quot;خاص&quot; نگاه میکنن،بها ندم و خود خاص پنداری احمقانه ای که بهم القا شده رو بذارم کنار،چون در حقیقت تمام آدما در نوع خودشون خاص و بی نظیرن!همچنین قصد دارم تا دلیلی برای اثبات غلط بودن ادعاشون نساختم از سکوتم کوتاه نیام در برابرشون،خیلی سخته و رنج آور اما تنها راهش همینه.مرسی از اون کسی که نوشت &quot; دلم میخواهد قطره قطره قطره خونم را از رگانم بیرون بکشند، تا باورم کنند.&quot;</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>سارا جفایی</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 01:44:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلتان می خواهد در چه دوره ای زندگی کنید?</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-tq7rfcinxbqt</link>
                <description>نغمه تابندهدلتان می خواهد در چه دوره ای زندگی کنید?اخبار این روزها شده رومینا اشرفی دختر ۱۳ ساله ای که می توانست سال های سال زندگی کند.به تحصیلاتش ادامه دهد. می توانست به راحتی برروی کره زمین قدم بردارد .اما در حال حاضر نیست. تا زندگی را زندگی کند. این حق را چه کسی از او سلب کرده, پدری با عقاید و  خرافات پوچ یا نادیده گرفتن حرف های او در مورد خانواده اش ? یک اشتباه کافی است تا نسلی به آتش کشیده شوند. تا داغی بردل بماند. او گفت :مرا تحویل خانواده ام ندهید. خانواده یعنی حامی یعنی اگر از تمام جامعه ترد شدی ,هر جا کم آوردی ,کسانی هستند به اسم خانواده که می توانی به آن ها پناه ببری . او به جامعه پناه برد ,چون حس می کرد جامعه امن تر است. واقعا چطور می شود در عصر به اصطلاح امروزی و دنیای ارتباطات‌ , چنین حرکت وقیحانه ای را شاهد باشیم.من تا به امروز فکر می کردم خیلی از خرافات متعلق به گذشتگان است و به عهد حجر بر می گردد و آتش خاموش شده . نگو زهی خیال باطل , بر دور آتش خرافات هنوز افرادی نشسته اند و دستهایشان را گرم می کنند. وبا ندانم کاری آتش خشم خود را گره به آ تش خرافات می زنند.و هیزم جهل در این آتش می اندازند. افسوس و صد افسوس.. که در عقایدمان محو شدیم.</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>cactusgraph98</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 17:41:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل نوشته ای برای رومینا?</title>
                <link>https://virgool.io/romina/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7-oun6p3xfui9d</link>
                <description>دیشب همه دلتنگ بودند در عزای دختری ۱۳ ساله که تنها به جرم عشقبازیِ کودکانه ای، به تنِ سردِ خاک سپرده شد. چه بی پناه در آغوش خاک خُفت.چه زیبا با لبخندِ دلنشینش به آینده لبخند میزد ولی چه ناجوانمردانه سال ها زندگیِ پر از شادی، از او دریغ شد. چه اتفاقات شیرینی که می توانست برایش رقم بخورد ولی همه نقش بر آب شد و چه نابهنگام خورشید زندگی اش غروب کرد.بخواب دختر زیبای ایران، بخواب. خودم برایت لالایی اش را می خوانم. دوست دارم در این خواب عمیق، رویایی ببینی برای تمام دختران سرزمینت که دیگر در آن از خشونت، تعصب و تحجر برایشان خبری نباشد. بخواب دختر زیبای ایران،بخواب اما بدان حقّ تو این نبود.خدایش بیامرزاد??</description>
                <category>قتل رومیناها - مردم چه می گویند؟</category>
                <author>مثلِ هیچکس</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 11:39:11 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>