علی صباغی، یک فارق التحصیل رشته برق الکترونیک، عاشق برنامه نویسی و فعال در حوزه مالی، فارکس و بنیان گذار پلتفرم زیوکس
چرا باید از ترمینال زیوکس استفاده کنیم؟
مقدمه
معاملهگری حرفهای در بازار فارکس بیش از هر چیز به ساختار، تمرکز و تصمیمگیری آگاهانه نیاز دارد. یک تریدر موفق نهتنها باید منطقهای فاندامنتال و رفتار بازار را درک کند، بلکه باید بتواند این حجم از دادهها را بدون گرفتار شدن در بیشتحلیلی، به تصمیمهای قابل اجرا تبدیل کند. آنچه در این مقاله بررسی کردیم، نشان میدهد که ابزارهای تحلیلی زمانی ارزشمند هستند که بهجای افزایش پیچیدگی، فرآیند معاملهگری را شفافتر کنند. بعد به معرفی ترمینال زیوکس میپردازیم، پلتفرمی که دقیقاً با همین نگاه طراحی شده است؛ پردازش و تلفیق دادههای فاندامنتال، سنتیمنت و تکنیکال بهصورت هوشمند و اتوماتیک، تا تمرکز معاملهگر صرفاً روی اجرای بهتر معاملات باشد، نه مدیریت انبوه اطلاعات.

معاملهگری، خرید و فروش نیست، یک فرآیند فکری است
در نگاه اول، معاملهگری در بازار فارکس ممکن است چیزی ساده به نظر برسد؛ نمودار باز میشود، قیمت بالا و پایین میرود و تریدر با چند کلیک وارد معامله میشود. اما هر کسی که حتی مدت کوتاهی در این بازار فعالیت کرده باشد، خیلی زود متوجه میشود که مسئله اصلی نه کلیک کردن است و نه پیدا کردن یک اندیکاتور جدید. مسئله اصلی، تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت است.
بازارهای مالی پر از دادهاند؛ اخبار اقتصادی، گزارشهای بانکهای مرکزی، نرخهای بهره، دادههای اشتغال، تورم، اوراق قرضه، رفتار معاملهگران خرد و حتی احساسات غالب بازار. مشکل اینجاست که این دادهها نهتنها کم نیستند، بلکه آنقدر زیادند که اگر بدون ساختار به آنها نگاه شود، نتیجهای جز سردرگمی و بیشتحلیلی نخواهند داشت.
بسیاری از تریدرها دقیقاً در همین نقطه آسیب میبینند. آنها تصور میکنند هرچه اطلاعات بیشتری مصرف کنند، تصمیم بهتری میگیرند، اما در عمل، حجم بالای دادهها باعث میشود تمرکز از بین برود و ذهن معاملهگر درگیر تضادها شود. یک خبر مثبت، یک گزارش منفی، یک تحلیل صعودی و یک نمودار نزولی؛ نتیجه چنین فضایی معمولاً یا تردید بیش از حد است یا تصمیمهای احساسی.
در چنین شرایطی، سؤال مهمی مطرح میشود:
آیا وظیفه اصلی تریدر، تحلیل تمام دادههای ممکن است، یا تبدیل تحلیل به یک تصمیم معاملاتی قابل اجرا؟

یک تریدر حرفهای چگونه تصمیم میگرید؟
معاملهگری حرفهای، برخلاف تصور رایج، بر پایه یک عامل واحد بنا نشده است. هیچ تریدری صرفاً با نگاه کردن به نمودار یا فقط با دنبال کردن اخبار نمیتواند در بلندمدت عملکرد پایداری داشته باشد. تجربه نشان داده که تصمیمگیری منطقی در بازار، حاصل ترکیب چند لایه تحلیلی است.
در سادهترین و در عین حال دقیقترین حالت، فرآیند معاملهگری را میتوان به سه مرحله اصلی تقسیم کرد:
تحلیل فاندامنتال، تحلیل سنتیمنت بازار و تحلیل تکنیکال.
هر کدام از این مراحل نقش مشخصی دارند و حذف هرکدام، تصویر بازار را ناقص میکند.
تحلیل فاندامنتال: فهمیدن اینکه «چرا» بازار حرکت میکند
تحلیل فاندامنتال به معاملهگر کمک میکند بفهمد چرا یک ارز، یک دارایی یا یک بازار خاص مستعد رشد یا افت است. این تحلیل بر پایه دادههای اقتصادی و سیاستهای پولی شکل میگیرد؛ دادههایی مثل نرخ تورم، وضعیت اشتغال، رشد اقتصادی، تصمیمات بانکهای مرکزی و نرخهای بهره.
برای مثال، زمانی که یک بانک مرکزی سیاست انقباضی اتخاذ میکند و نرخ بهره را افزایش میدهد، معمولاً ارز آن کشور جذابتر میشود. یا زمانی که دادههای اقتصادی بهطور پیوسته ضعیفتر از انتظارات منتشر میشوند، احتمال تضعیف ارز افزایش پیدا میکند. اینها منطقهایی هستند که بدون تحلیل فاندامنتال قابل درک نیستند.
اما نکته مهم اینجاست که تحلیل فاندامنتال بهتنهایی به معاملهگر نمیگوید چه زمانی وارد معامله شود. این تحلیل بیشتر جهت کلی بازار، سناریوها و چشم اندازهای میان مدت و بلند مدت ارز را مشخص میکنند نه نقطه دقیق ورود و خروج.
تحلیل سنتیمنت بازار: بازار چگونه فکر میکند؟
اگر تحلیل فاندامنتال به سؤال «چرا» پاسخ میدهد، تحلیل سنتیمنت به سؤال مهمتری پاسخ میدهد:
بازار اکنون چه حسی دارد؟
سنتیمنت بازار نشان میدهد که معاملهگران در حال حاضر چگونه موقعیتگیری کردهاند، از چه دارایی های فرار میکنند و به دارایی هایی خوش بین شده اند؟ و پاسخ این سوال یعنی پول های خود را به چه سمتی میرند؟
دادههایی مثل رفتار معاملهگران خرد، شاخصهای ترس و طمع و موقعیتگیری بازیگران بزرگ (سفته بازان)، همگی در این دسته قرار میگیرند.
نکته جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع، زمانی که اکثریت معاملهگران خرد در یک سمت بازار قرار دارند، احتمال حرکت بازار در جهت مخالف افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، سنتیمنت معامله گران خرد را اغلب بهعنوان یک شاخص معکوس مورد استفاده قرار میدهیم.
با این حال، سنتیمنت نیز مثل فاندامنتال، زمان دقیق معامله را مشخص نمیکند. این تحلیل بیشتر هشدار میدهد که بازار در چه وضعیتی قرار دارد و آیا حرکت فعلی پایدار است یا شکننده.
تحلیل تکنیکال: جایی که تصمیم نهایی گرفته میشود
تحلیل تکنیکال ابزار اجرای معامله است. این همان بخشی است که معاملهگر با استفاده از نمودار قیمت، سطوح حمایت و مقاومت، روندها و ساختار بازار، نقطه ورود، حد ضرر و هدف قیمتی خود را تعیین میکند.
برخلاف تصور بسیاری از تازهکارها، تحلیل تکنیکال قرار نیست آینده را پیشبینی کند. وظیفه آن این است که با توجه به اطلاعات موجود، ریسک را مدیریتپذیر کند. حتی بهترین تحلیل فاندامنتال و سنتیمنت، بدون یک ساختار تکنیکال مشخص، در عمل قابل معامله نیست.

مشکل از کجا شروع میشود؟
تا اینجا همهچیز منطقی به نظر میرسد. یک تریدر باید فاندامنتال را بررسی کند، سنتیمنت بازار را بفهمد و در نهایت با تکنیکال وارد معامله شود. اما در عمل، اجرای این فرآیند برای بسیاری از معاملهگران دشوار است.
چرا؟ چون تحلیل فاندامنتال بهتنهایی شامل دهها شاخص، گزارش و داده مختلف است. نرخهای بهره بانکهای مرکزی، دادههای اشتغال، تورم، بازدهی اوراق قرضه، سیاستهای پولی و دهها عامل دیگر. روزانه صدها خبر منتشر میشوند هرکدام میتوانند جهت بازار را تغییر دهند. دنبال کردن همه این اطلاعات بهصورت دستی، نهتنها زمانبر است، بلکه ذهن معاملهگر را درگیر حجم بالایی از داده میکند.
در نتیجه، بهجای شفافیت، بیشتحلیلی و فلج تحلیلی (analysis paralysis) شکل میگیرد. تریدر بهجای تمرکز روی اجرای معامله، مدام در حال مصرف اطلاعات جدید است؛ اطلاعاتی که اغلب با یکدیگر در تضاد هستند.
اینجاست که بسیاری از معاملهگران، آگاهانه یا ناآگاهانه، از فاندامنتال و سنتیمنت فاصله میگیرند و فقط به نمودار قیمت پناه میبرند. اما این تصمیم معمولاً هزینه دارد؛ چون نمودار بدون درک زمینه بنیادی و روانی بازار، میتواند سیگنالهای گمراهکنندهای تولید کند.
در نتیجه، معاملهگری موفق، نتیجه یک فرآیند منسجم است، نه نتیجه یک ابزار خاص یا یک اندیکاتور جادویی. یک تریدر حرفهای نیاز دارد بداند چرا بازار حرکت میکند، بازار چه احساسی دارد و در نهایت کجا باید وارد معامله شود. مشکل اصلی، نبود اطلاعات نیست؛ مشکل، مدیریت و تبدیل اطلاعات به تصمیم است.
در بخش بعدی، دقیقتر بررسی میکنیم که چرا حجم بالای دادههای فاندامنتال و سنتیمنت، عملاً برای اکثر تریدرها قابل مدیریت نیست و چگونه یک ترمینال تحلیلی میتواند این فرآیند را ساختارمند و قابل استفاده کند.

وقتی اطلاعات زیاد، بهجای قدرت، تبدیل به ضعف میشود
اگر از یک تریدر باتجربه بپرسید بزرگترین چالش او در بازار چیست، احتمالاً پاسخ «کمبود اطلاعات» نخواهد بود. در واقع، مشکل دقیقاً برعکس است. بازارهای مالی امروز آنقدر مملو از داده، تحلیل، گزارش و نظر هستند که تفکیک اطلاعات مهم از نویز، به یکی از سختترین بخشهای معاملهگری تبدیل شده است.
تحلیل فاندامنتال، همانطور که در بخش قبل اشاره شد، ستون اصلی درک جهت بازار است. اما این ستون، اگر بدون ساختار و اولویتبندی رها شود، بهجای اینکه به تصمیمگیری کمک کند، ذهن معاملهگر را فرسوده میکند. دادههای اقتصادی بهصورت روزانه و هفتگی منتشر میشوند، سیاستهای پولی مدام در حال تغییر هستند و واکنش بازار به این دادهها همیشه خطی و قابل پیشبینی نیست.
در چنین شرایطی، بسیاری از تریدرها با پدیدهای روبهرو میشوند که شاید در ظاهر نامش «تحلیل بیشتر» باشد، اما در عمل چیزی جز Overthinking نیست.
چرا تحلیل فاندامنتال برای اکثر تریدرها عملی نیست؟
در مؤسسات مالی حرفهای، برای کاهش خطاهای انسانی، مدیریت فشار روانی و افزایش دقت تصمیمگیری، ساختار معاملهگری معمولاً بهصورت تیمی طراحی میشود، بهطوری که تحلیل فاندامنتال بهعنوان یک وظیفه تخصصی مستقل انجام شده و خروجی آن در اختیار بخشهای بعدی قرار میگیرد، در حالی که تریدرها صرفاً بر اجرای معاملات تمرکز دارند. دلیل این ساختار آن است که تحلیل فاندامنتال در بازار فارکس نیازمند تمرکز عمیق و بررسی همزمان چندین لایه اطلاعاتی است و ماهیتی تحلیلی و زمانبر دارد که با فضای تصمیمگیری سریع معاملهگری تفاوت دارد؛ از همین رو، در ادامه صرفاً به چرایی ضرورت انجام مستقل این تحلیلها اشاره کرده و سپس اجزای اصلی آن را بررسی میکنیم. منظور، رکن های تحلیل فاندامنتال و سنتیمنتال است.
اقتصاد، قلب روندهاست
در تحلیل فاندامنتال، نخست، دادههای اقتصادی قرار دارند؛ شاخصهایی مثل تورم، اشتغال، تولید ناخالص داخلی، شاخصهای فعالیت صنعتی و خدماتی. هر کدام از این دادهها نهتنها عدد خام نیستند، بلکه باید در مقایسه با انتظارات بازار و روندهای گذشته تفسیر شوند. یک عدد بهتنهایی معنای خاصی ندارد؛ معنا در تغییرات و روندها شکل میگیرد که قلب روندهای بازارهای مالی را شکل میدهد.
سیاست های پولی، ابزار روندها
در لایه بعدی، سیاستهای پولی و نرخهای بهره بانکهای مرکزی قرار میگیرند. تصمیمات فدرال رزرو، بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و سایر بانکهای بزرگ، تأثیر مستقیم و غیرمستقیم بر جریان سرمایه در بازار ارز دارند. اما این تصمیمات همواره واضح نیستند. بانک های مرکزی با این ابزار نقدینگی، تورم، و رشدهای اقتصادی را کنترل میککنند، اما گاهی لحن بیانیه مهمتر از خود عدد نرخ بهره است و گاهی تغییرات کوچک در پیشبینیها میتواند بازار را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
اوراق قرضه، نشانگر روندها
در کنار این موارد، روند بازدهی اوراق قرضه دولتی قرار دارد. بسیاری از معاملهگران تازهکار این بازار را نادیده میگیرند، در حالی که اوراق قرضه یکی از مهمترین ابزارهای سنجش انتظارات بازار نسبت به رشد اقتصادی، تورم و ریسک است. تغییر در شیب منحنی بازده میتواند سیگنالهایی بدهد که حتی قبل از واکنش بازار ارز قابل مشاهده هستند.
حال اگر همه این موارد را کنار هم بگذاریم، بهراحتی میتوان دید که تحلیل فاندامنتال، نیازمند زمان، تمرکز و تخصص بالایی است. برای اکثر تریدرها، بهویژه کسانی که معاملهگری شغل تماموقت آنها نیست، دنبال کردن همه این دادهها بهصورت مستمر عملاً غیرممکن است.

سنتیمنت بازار؛ دادهای که ساده به نظر میرسد، اما پیچیده است
تحلیل سنتیمنت در ظاهر سادهتر از فاندامنتال به نظر میرسد. بسیاری تصور میکنند با نگاه کردن به چند شاخص ترس و طمع یا درصد خرید و فروش معاملهگران خرد، میتوان بهراحتی جهت بازار را تشخیص داد. اما در عمل، سنتیمنت یکی از پیچیدهترین لایههای تحلیل است.
معامله گران خرد، جامعه اکثریت اما ضرر ده
رفتار معاملهگران خرد معمولاً بهعنوان یک شاخص معکوس استفاده میشود، اما نه بهصورت مطلق. اینکه ۷۰ درصد معاملهگران در یک سمت بازار قرار دارند، بهتنهایی سیگنال معاملاتی نیست. مهم این است که این موقعیتگیری در چه شرایطی شکل گرفته، در چه سطح قیمتی قرار دارد و آیا در حال تشدید است یا تخلیه.
سفته بازارن بازار و پول هوشمند
از سوی دیگر، دادههای COT که موقعیتگیری بازیگران بزرگ و موسسات مالی را نشان میدهند، نیازمند تحلیلهای پیشرفته هستند. تغییرات هفتگی این دادهها، مقایسه با میانگینهای تاریخی و بررسی واگراییها، همگی نیازمند پردازش و تفسیر دقیق هستند. تنها خوانش آخرین عدد خالص پوزیشنها (Net Pos) اطلاعات درستی به شما نمیدهد، بلکه مقایسه اعداد با هفته های گذشته همچنین میزان ان در سال های گذشته است که سر نخ های مفیدی به معامله گر ارائه میددهد. این نوع تحلیلها اگر بهصورت دستی انجام شوند، نهتنها زمانبر هستند، بلکه احتمال خطای انسانی در آنها بالاست.
وقتی همهچیز را میدانیم، اما نمیدانیم چه کنیم
نتیجه طبیعی این حجم از داده و تحلیل، حالتی است که بسیاری از تریدرها آن را تجربه کردهاند: احساس دانستن زیاد، اما ناتوانی در تصمیمگیری. ترس در زمات تصمیم و عدم اجرای آنچه که حس میکنید درست است.
معاملهگر میداند که دادههای اقتصادی مهم هستند، میداند که سنتیمنت بازار در وضعیت افراطی قرار دارد و میداند که نمودار به یک سطح حساس رسیده است، اما نمیتواند این اطلاعات را به یک تصمیم مشخص تبدیل کند و این نتیجه دادههای زیاد و Over-thinking هستند.
در این نقطه، یا معاملهگر وارد معامله نمیشود و فرصتها را از دست میدهد، یا بدون اطمینان کافی وارد بازار میشود و با کوچکترین نوسان، دچار تردید و خروج زودهنگام میشود. هر دو حالت، در بلندمدت به فرسودگی ذهنی و کاهش اعتمادبهنفس منجر میشوند. راه حل چیست؟

نقش یک ترمینال تحلیلی به عنوان دستیار
اینجاست که مفهوم ترمینال تحلیلی معنا پیدا میکند. ترمینال قرار نیست جایگزین دانش یا تجربه تریدر شود. نقش آن، سازماندهی، پالایش و اولویتبندی دادههاست. بهعبارت دیگر، ترمینال باید کاری را انجام دهد که ذهن انسان در آن ضعیفتر است: پردازش همزمان حجم بالای داده و استخراج خروجی قابل استفاده.
ترمینال زیوکس دقیقاً با همین نگاه طراحی شده است. بهجای اینکه معاملهگر را با انبوهی از اطلاعات خام رها کند، دادههای فاندامنتال و سنتیمنت را جمعآوری، تحلیل و خلاصه میکند و نتیجه نهایی را در قالبی ارائه میدهد که برای تصمیمگیری معاملاتی قابل استفاده باشد.
در ترمینال زیوکس، دادههای اقتصادی صرفاً بهصورت عدد نمایش داده نمیشوند، بلکه روند دادههای منتشرشده در شاخصها مورد بررسی قرار میگیرد. نرخهای بهره بانکهای مرکزی در کنار تغییرات سیاستهای پولی تحلیل میشوند و روند بازدهی اوراق قرضه بهعنوان سیگنالهای پیشنگر در نظر گرفته میشود.
در بخش سنتیمنت، رفتار معاملهگران خرد بهعنوان یک شاخص معکوس تحلیل میشود و دادههای COT با روشهای پیشرفته بررسی میشوند تا تصویر دقیقتری از موقعیتگیری بازیگران بزرگ بازار ارائه شود. این تحلیلها بهصورت اتوماتیک و با استفاده از هوش مصنوعی انجام میشوند؛ موضوعی که هم خطای انسانی را کاهش میدهد و هم زمان ارزشمند معاملهگر را حفظ میکند.
خریدن زمان برای تریدر؛ ارزش پنهان اما حیاتی
شاید مهمترین مزیت چنین ساختاری این باشد که ترمینال زیوکس، بهجای فروش سیگنال یا وعده سود، زمان میخرد. زمانی که تریدر میتواند بهجای غرق شدن در اخبار و دادهها، صرف بهبود مهارت اصلی خود کند:
اجرای بهتر معاملات، مدیریت ریسک و کنترل احساسات
ترمینال زیوکس فرآیند تحلیل فاندامنتال و سنتیمنت را ساده نمیکند، بلکه آن را قابل مدیریت میکند. نتیجه این کار، خروجیای است که بهجای هزاران پارامتر پراکنده، بهصورت ساختارمند در اختیار معاملهگر قرار میگیرد و تنها در چند شاخص و اندیکاتور نمایش داده میشود.

ترمینال زیوکس چه چیزی ارائه میدهد؟
وقتی هزاران داده، به دو تصمیم واضح تبدیل میشوند
تا اینجا روشن شد که چالش اصلی معاملهگر نه کمبود داده است و نه حتی کمبود دانش. چالش واقعی، تبدیل حجم عظیم اطلاعات به یک تصویر شفاف و قابل معامله است. درست در همین نقطه است که ترمینال زیوکس از یک ابزار صرفاً تحلیلی فراتر میرود و به بخشی از فرآیند تصمیمگیری تریدر تبدیل میشود.
ترمینال زیوکس بهگونهای طراحی شده که تمام لایههای تحلیلی بازار را بهصورت همزمان بررسی کند، اما خروجی را به شکلی ارائه دهد که معاملهگر بتواند با کمترین اصطکاک ذهنی از آن استفاده کند. این همان جایی است که تفاوت میان «دانستن» و «اقدام کردن» شکل میگیرد.
ترمینال زیوکس دقیقاً چه دادههایی را پوشش میدهد؟
برای درک بهتر ارزش ترمینال زیوکس، باید ابتدا بدانیم چه نوع دادههایی در این سیستم پردازش میشوند و چرا ترکیب آنها اهمیت دارد.

در لایه نخست، دادههای اقتصادی قرار دارند. شاخصهای کلان اقتصادی نهتنها بهصورت عدد خام، بلکه بر اساس روند دادههای منتشرشده تحلیل میشوند. این یعنی یک عدد مثبت یا منفی بهتنهایی ملاک نیست، بلکه مسیر حرکت داده در هفتهها و ماههای اخیر اهمیت دارد. چنین نگاهی کمک میکند تا واکنشهای مقطعی بازار از تغییرات ساختاری تفکیک شوند.
در لایه بعدی، نرخهای بهره بانکهای مرکزی قرار میگیرند. تصمیمات پولی فدرال رزرو، بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و سایر بانکها بهصورت جداگانه بررسی نمیشوند، بلکه در چارچوب رقابت ارزی و جریان سرمایه تحلیل میشوند. این موضوع بهویژه در بازار فارکس اهمیت دارد، جایی که ارزش هر ارز همواره در مقایسه با ارز دیگر معنا پیدا میکند.
یکی دیگر از بخشهای کلیدی، روند بازدهی اوراق قرضه است. اوراق قرضه اغلب سیگنالهایی را ارسال میکنند که زودتر از بازار ارز قابل مشاهده هستند. تغییر در بازدهی، شیب منحنی و فاصله میان سررسیدها، همگی اطلاعاتی هستند که میتوانند تصویر روشنی از انتظارات بازار نسبت به رشد اقتصادی و ریسک ارائه دهند.
تحلیل سنتیمنت، از داده خام تا برداشت کاربردی
در ترمینال زیوکس، سنتیمنت بازار بهعنوان یک داده سطحی دیده نمیشود، بلکه بهعنوان بخشی از پازل تصمیمگیری در نظر گرفته میشود.

سنتیمنت معاملهگران خرد بهصورت مشخص بهعنوان یک شاخص معکوس تحلیل میشود. تمرکز اصلی نه صرفاً روی درصد خرید یا فروش، بلکه روی تغییرات این درصدها، پایداری آنها و موقعیت قیمتی بازار است. این نگاه کمک میکند تا رفتارهای هیجانی از تغییرات معنادار تفکیک شوند.

در کنار آن، دادههای COT جایگاه ویژهای دارند. این دادهها که موقعیتگیری بازیگران بزرگ بازار را نشان میدهند، در ترمینال زیوکس با تحلیلهای پیشرفته و حرفهای بررسی میشوند. تغییرات تدریجی یا ناگهانی موقعیتها، واگراییها و همراستایی آنها با روند قیمت، همگی در این تحلیلها لحاظ میشوند.
انجام چنین تحلیلهایی بهصورت دستی، برای اکثر تریدرها نهتنها زمانبر، بلکه عملاً غیرقابل اجراست. اینجاست که استفاده از هوش مصنوعی و پردازش اتوماتیک دادهها، ارزش واقعی خود را نشان میدهد.
رصد بازارهای مکمل، برای درک بهتر تصویر کلان
بازار فارکس در خلأ حرکت نمیکند. ارزها تحت تأثیر بازارهای دیگری مثل کالاها و شاخصهای ریسک قرار دارند. به همین دلیل، ترمینال زیوکس قیمت و روند بازارهایی مثل نفت، طلا و مس را بهصورت پیوسته بررسی میکند.
نفت بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر ارزهای کالایی، نقش کلیدی در تحلیل دارد. طلا بهعنوان دارایی امن، بازتابدهنده سطح ریسکگریزی یا ریسکپذیری بازار است. مس نیز اغلب بهعنوان شاخصی برای سلامت اقتصادی و رشد جهانی در نظر گرفته میشود.

در کنار اینها، شاخص VIX بهعنوان دماسنج ترس و طمع بازار بررسی میشود. افزایش یا کاهش این شاخص میتواند نشان دهد که بازار در چه فازی از احساسات قرار دارد و آیا شرایط برای حرکات پرریسک مهیاست یا خیر.
نکته مهم این است که این بازارها در ترمینال زیوکس بهصورت جداگانه تحلیل نمیشوند، بلکه ارتباط آنها با بازار ارز در نظر گرفته میشود. این نگاه تلفیقی، به معاملهگر کمک میکند تصویر بزرگتری از بازار داشته باشد.
تلفیق نهایی با تحلیل تکنیکال؛ جایی که تصمیم ساخته میشود
تمام دادههای فاندامنتال و سنتیمنت، در نهایت زمانی ارزشمند میشوند که بتوان آنها را به تصمیم معاملاتی تبدیل کرد. اینجاست که تحلیل تکنیکال وارد عمل میشود.
ترمینال زیوکس دادههای کلان و رفتاری بازار را با ساختار تکنیکال تلفیق میکند و نتیجه را در قالبهایی ارائه میدهد که برای معاملهگر قابل استفاده باشند. مهمترین خروجی این فرآیند، جدول قدرت ارزهای فارکس است.
در این جدول، ارزها بر اساس قدرت و ضعف نسبی، از قوی به ضعیف سورت میشوند. این رتبهبندی حاصل ترکیب دادههای اقتصادی، سیاستهای پولی، سنتیمنت بازار و رفتار قیمت است. معاملهگر بهجای بررسی جداگانه دهها نمودار، میتواند در یک نگاه بفهمد کدام ارزها در موقعیت قویتری قرار دارند و کدامها مستعد تضعیف هستند.

Trade Setup؛ خلاصه هزاران پارامتر در یک نگاه
شاید نقطه اوج ترمینال زیوکس، بخش Trade Setup باشد. در این بخش، جدول ۳۵ جفتارز و دارایی فارکس نمایش داده میشود؛ جدولی که نتیجه تحلیل هزاران پارامتر مختلف است.
در این جدول، قویترین و ضعیفترین جفتارزها مشخص میشوند و برای هرکدام، احتمال صعود یا نزول نمایش داده میشود. این اطلاعات به معاملهگر کمک میکند تا بهجای جستوجوی تصادفی در بازار، تمرکز خود را روی بهترین موقعیتهای بالقوه بگذارد.
ارزش این بخش در سادگی آن است. بهجای غرق شدن در دادهها، معاملهگر با دو جدول کلیدی مواجه است که مسیر تصمیمگیری را شفاف میکنند. این بهمعنای حذف تحلیل شخصی نیست، بلکه بهمعنای شروع تحلیل از یک نقطه منطقی و بهینه است.
توضیح دادن تمام قابلیت های ترمینال زیوکس در این مقاله امکان پذیر نیست اما تلاش میکنیم بخشی از مهم ترین های آن را در زیر لیست کنیم:
بایاس فاندامنتال برای یک جفت ارز یا یک دارایی (چشم انداز صعود با نزول)
تقویم اقتصادی با قابلیت فیلتر ارزها، اهمیت آنها و تاریخ
تحلیل فاندامنتال به تفکیک ارز و جفت ارزها
لیست کردن تمام شاخص های اقتصادی و تحلیل روندهای آنها به صروت اتوماتیک
تحلیل ماکرو اکونومی و امتیاز دهی به ارزها و تشکیل جدول ارزهای فارکس، مرتب شده از قوی به ضعیف
لیست کردن شاخص های اقتصادی مهم، داده های منتشر شده و منتشر نشده همراه با هیستوری آنها
امکان تحقیق عمیق بر روی دادههای فاندامنتال برای 8 ارز مهم فارکس (انتخواب شاخص و نمایش هیستوری)
پیش بینی هوش مصنوعی برای صعود و نزول جفت ارزها به درصد
خلاصه گزارش COT به تفکیک هر دارایی، خالص موقعیت ها، درصد تغییرات و سیگنال های آنها
سیگنال های معاملاتی بر اساس داده های COT
نواحی بیش خرید و بیش فروش سفته بازان و موسسات مالی به عنوان نواحی بازگشتی بازار
هیستوری گزارشهای COT در دو مدل گزارش Legacy و Financial futures report (گزارش مالی آتی)
52 هفته هیستوری داده های COT روی چارت
سمنتیمنت معامله گران خرد به تفکیک روی هر دارایی
داده های بانک های مرکزی، آخرین تغییرات نرخ بهره، نشست (میتینگ) بعدی و درصد احتمالات برای کاهش یا افزایش نرخ بهره
بازدهی اوراق قرضه کشورهای مهم
داده های تکنیکال، مانند RSI، Stoch و نقاط مهم حمایت و مقاومت
عملکرد ارزها و نمایش قویترین و ضعیف ترین ارز در طول یک سسشن معاملاتی
شاخص ترس و طمع در بازار با تحلیل قیمت نفت، طلا، مس، شاخص VIX و بازدهی اوراق قرضه
تشکیل واتچ لیست اختصاصی برای معامله گری
دستیار هوش مصنوعی، قابلیت انتخواب جفت ارز، و تحلیل فاندامنتال، تکنیکال، سنتیمنت، و تحلیل آخرین اخبار منتشر شده در بازار.
تحلیل های هفتگی و روزانه به همراه پیشنهاد های معاملاتی
لیست کردن جدیدترین خبرها و رخدادهای مهم به صورت آنی و لحظه ای
امکان اتصال حساب به ترمینال و تحلیل معاملات شما له صورت اتوماتیک (ژورنال معاملاتی اتوماتیک)
و دهها ابزار و قابلیت های دیگر که همیشه در حال پیشرقت و بیشتر شدن هستند...
جمعبندی نهایی: تمرکز روی کاری که تریدر باید انجام دهد
ترمینال زیوکس قرار نیست جای فکر کردن معاملهگر را بگیرد یا وعده سود تضمینی بدهد؛ نقش آن سادهتر و در عین حال مهمتر است. این ترمینال با جمعآوری، تحلیل و تلفیق دادههای فاندامنتال، سنتیمنت و تکنیکال، کمک میکند معاملهگر از غرق شدن در حجم بالای اطلاعات فاصله بگیرد و تمرکز خود را روی مهارت اصلیاش، یعنی معاملهگری و مدیریت ریسک، حفظ کند. نتیجه این فرآیند، شفافتر شدن مسیر تصمیمگیری و کاهش فشار ذهنی ناشی از بیشتحلیلی است.
برای معاملهگرانی که میخواهند منطق این رویکرد را عمیقتر درک کنند و بهصورت عملی با ساختار ترمینال زیوکس آشنا شوند، زیوکس فارسی بهعنوان مرجع اصلی آموزش و راهنمای استفاده از این ترمینال، میتواند نقطه شروعی منطقی و آگاهانه باشد؛ جایی که چارچوب فکری، آموزشها و توضیح ابزارها در کنار هم ارائه شدهاند تا معاملهگر با دید بازتری از دادهها به تصمیم برسد.
مطلبی دیگر از این انتشارات
زیوکس، روایتی از یک کنجکاوی ساده تا خلق یک ترمینال هوشمند
مطلبی دیگر در همین موضوع
اتریوم Ethereum چیست ؟
بر اساس علایق شما
یلدای شرمندگی!