<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</title>
        <link>https://virgool.io/sadadco/feed</link>
        <description>نوشته‌های تیم توسعه و طراحی سامانه بام بانک ملی
شرکت داده ورزی سداد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:32:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/pf49fsypeynz/nwt6nw.png</url>
            <title>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</title>
            <link>https://virgool.io/sadadco</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گاو بنفش : مارکتینگ به روش طراحی محصول!</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/pruple-cow-gsy2jay9nepe</link>
                <description>کتاب گاو بنفش با نام اصلی Purple Cow یکی از کتابهای ارزشمند در حوزه بازاریابی و مارکتینگ است که میگه که دوران بازاریابی سنتی (که میگن یه جنس خوب همگانی تولید کنید و با تبلیغات گسترده برایش مارکت بسازید) تموم شده است. چون مردم اجناس عمومی‌شان را خریداری کرده‌اند. تبلیغات تلویزیونی هم دیگر توجه کسی را جلب نمی کند . در این دنیای اشباع از تبلیغات چه باید کرد؟وقتی با بازاری مواجه می شویم که کسی به آن توجه ندارد دو راه داریم. یا آنرا رها کنیم . یا یک گاو بنفش در آن بازار ارایه کنیم.  همه محصولات معمولی قبلا ساخته شده اند. شما باید چیز خاصی ارایه کنید که نیاز خاصی را از مخاطبین برطرف کند. منظور از گاو بنفش، محصولیست که شاخص باشد و ارزشی برای مشتری ایجاد کند. توجه داشته باشید که خاص بودن منجر به این میشود که برخی افراد شما را دوست نداشته باشند و این بخشی از تعریف خاص بودن است.  اما اگر ریسک نکنید و معمولی باشید، هیچکس نه از شما انتقادی میکند و نه تعریفی میکند. شما نامریی میشوید و این آغاز شکست است. اما انتقاد دیگران، خود نوعی توجه است.خودروی CTS کادیلاک یکی از زشت ترین اتوموبیل های دنیاست و بارها مورد انتقاد مجلات ماشین قرار گرفته است. اما جالب این است که این ماشینها فروش خوبی دارند  آدمها دو دسته اند: ۱. کسانیکه از آن انتقاد میکنند  ۲. کسانیکه عاشق این ماشین هستند و آنرا میخرند!  مشتریان شما در کدام دسته اند؟برخی فکر میکنند متضاد &quot;خاص بودن&quot;، بد بودن است. اما خیر!  متضاد خاص بودن، خیلی خوب بودن است. مثلا اگر با هواپیمایی به سفر بروید و سالم برسید، درباره آن با دیگران صحبت نمیکنید. زیرا توقع دارید که همینگونه باشد.  خیلی خوب بودن، عادی شده است و ارزش حرف زدن ندارد.به جای تمرکز بر اکثریت مردم، روی پذیرندگان آغازین تمرکز کنید. اگر این افراد از محصول شما لذت ببرند، خودشان مبلغان شما خواهند شد. مثال یک گاو بنفش : شرکت Curad میخواست در تولید چسب زخم با شرکت بزرگ BandAid رقابت کند که ناممکن بود. اما این شرکت به جای تاکید بر روی کیفیت یا قیمت کمتر، گاو بنفشی رو کرد  چسب زخم کارتونی! مشتریان اولیه‌ش کودکان بودند و مبلغانش هم کودکان شدند و با همین گاو، بازار را از رقیب گرفتمثال دیگر:   شرکت تولید رنگ DutchBoy فهمید که کیفیت رنگ چندان برای مردم فرقی نمیکند و همه خوب هستند! برای متمایز بودن، این شرکت قوطی رنگ را تغییر داد. زیرا متوجه شد که جابجا کردن قوطی رنگ های بزرگ، سخت است و با درک نیاز اصلی مشتری، فروش خود را چند برابر کرد. او برای قوطی های رنگ، یک دسته ایجاد کرد که جابجا کردن قوطی را راحت تر میکرد.این عملکرد صحیح بازاریابی است که در طی آن بازاریاب، محصول را تغییر میدهد  و نه آگهی تبلیغاتی را. در واقع بازاریابی، خود محصول است. نه راه تبلیغ آن.کتاب گاو بنفش تاکید میکند که بازاریابان نیز باید طراحی محصول بیاموزند تا بتوانند نیازهای مشتری را بهتر درک کنند و در فرایند طراحی شرکت کنند. تیم بازاریابی خود را در طراحی محصولات شرکت دهید. آنها را با فرایندهای طراحی آشنا کنید و بگذارید محصول را در لایه طراحی، برای مشتری بهینه کنند. امروزه رقابت در شیوه طراحی نهفته است. برای ورود به این عرصه دو راه دارید. یا خودتان طراحی را یاد بگیرید. یا از فرایندهای درست طراحی پیروی کنید. (تفکر طراحی، مشاهده و اندازه گیری و بهبود مداوم)امروزه بازاریابی دیگر به معنای یافتن مشتری برای محصولی که طراحی کرده اید نیست. بلکه به معنای طراحی محصول برای مشتری ای است که میخواهید جذبش کنید.</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حسین شرفی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jul 2021 15:18:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحقیقات کاربر چیست و چرا باید آن را انجام دهید</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-sisgkabi3gnk</link>
                <description>منبع:Interaction Design Foundationهنگامی که به تحقیق در مورد کاربر فکر می کنیم ، بسیاری از افراد در درجه اول به  Usability Test های کلاسیک فکر می کنند، در حالی که این آزمایشات برای اطمینان از آسان بودن استفاده از طراحی بوده قطعاً بخش مهمی از تحقیقات کاربر است ، اما انواع مختلف دیگری از تحقیقات کاربر وجود دارد که برای کار در یک فرآیند کاربر محور ضروری است.تحقیقات کاربر چیست؟تحقیقات کاربران طیف گسترده ای از روش ها را پوشش می دهد. این می تواند  به معنایی از انجام مصاحبه های مردم نگاری با گروه هدف شما ، مطالعاتAccessibility  ، تا اندازه گیری کمی بازده سرمایه گذاری (ROI) را در بر داشته باشد. آنچه در تمام تحقیقات کاربران مشترک است این است که به آنها کمک می کند تا افراد در مرکز فرآیند طراحی و محصولات قرار بگیرند. از این آزمایشات می توان برای الهام بخشیدن به طراحی ، ارزیابی راه حل ها و اندازه گیری تأثیر آن، استفاده کرد. تحقیقات کاربران (و انواع دیگر تحقیقات) اغلب به روشهای کمی و کیفی تقسیم می شود. پرسشنامه و آزمایش های رسمی نمونه هایی از ابزار تحقیق کمی است. روش های تحقیق کمی کاربر ، به دنبال اندازه گیری رفتار کاربر است به گونه ای که بتوان از آن برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده کرد.مصاحبه ها و (تا حدی) تست های کاربردپذیری نمونه هایی از ابزار تحقیق کیفی هستند. این موارد غالباً اکتشافی تر هستند و به دنبال درک عمیق از تجربیات و زندگی روزمره افراد یا کاربران گروه هستند.هر روش تحقیق دارای مزایا و معایبی است. به این ترتیب ، می توان از هر یک برای دستیابی به اهداف مختلف استفاده کرد. اینکه کدام روش  انتخاب می شود بستگی دارد به آنچه می خواهید بدست آورید و همچنین تعدادی از نگرانی های عملی از قبیل نوع پروژه بودجه و محدودیت زمانی. سه دلیل خوب برای انجام تحقیقات کاربر&quot;همدلی در قلب طراحی است. بدون درک آنچه دیگران می بینند ، احساس می کنند و تجربه می کنند ، طراحی یک کار بی معنی است. &quot; - تیم براون ، مدیر عامل شرکت نوآوری و طراحی IDEOنوع تحقیق کاربری که باید انجام داد، در وهله اول به روند کار و همچنین دلایل انجام تحقیقات کاربر بستگی دارد. در اینجا سه ​​دلیل عالی برای انجام تحقیقات کاربر وجود دارد:برای ایجاد طرح هایی که واقعاً مربوط به کاربران شما باشد.برای ایجاد طرحهایی که استفاده از آنها آسان و لذت بخش باشد.برای درک بازگشت سرمایه(ROI) در طراحی تجربه کاربری خود(UX).1. برای ایجاد طرحهایی که واقعاً مرتبط هستنداساسی ترین دلیل برای انجام تحقیقات کاربر این است که این تنها راه دستیابی به درک افرادی است که قصد دارند از طرح استفاده کنند. اگر کاربران درک شوند ، می توان طرح هایی متناسب با آنها ایجاد کرد. اگر درک درستی از کاربران وجود ندارد، راهی نیست که بفهمید طرح ارایه شده مرتبط خواهد بود یا خیر. طرحی که به مخاطب هدف آن مربوط نباشد هرگز موفقیت آمیز نخواهد بود.اگر از تفکر طراحی استفاده کرده باشید ، می دانید که اولین قدم و هسته اصلی فرایند طراحی ، همدلی با کاربران است. تحقیقات کاربران یکی از بهترین روش ها برای انجام این کار است. انجام انواع مختلف مصاحبه و مشاهدات از افراد در زمینه هایی که آنها از طرح شما استفاده می کنند ، روشی متداول برای انجام این نوع تحقیقات کاربر است. معمولاً این نوع تحقیق در ابتدای پروژه انجام میپذیرد تا اطمینان حاصل شود كه جهت كلی پروژه مربوط به مشتریان و كاربران بالقوه است. همچنین برای اطمینان از اینکه طرح همچنان پیشرفت دارد ، عادت تأیید اعتبار ایده های طراحی به طور مداوم توسط کاربران احتمالی حیاتی است و باید به آن پایبند بود. با کاربران صحبت کنید که چگونه طراحی را درک می کنند و اینکه چگونه می توانند استفاده از آن را تصور کنند یا مستقیماً آنها را درگیر روند طراحی کنید تا اطمینان حاصل شود که هنوز در مسیر درست قرار دارید.بیایید به یک مثال نگاه کنیم: در سال 2005 ، غول الکترونیکی کره ای سامسونگ تعدادی از مطالعات قوم نگاری را در مورد کاربر انجام داد که طرز فکر در مورد طراحی تلویزیون ها را کاملاً تغییر داد. نمایندگان سامسونگ همراه با مشاوره نوآوری و استراتژی ReD Associates از مردم در کشورهای مختلف بازدید کردند تا نحوه زندگی آنها را مشاهده کنند و در مورد خانه هایشان و نقش تلویزیون در خانه هایشان با آنها صحبت کنند. آنچه یافتند آنها را متعجب کرد. در آن زمان ، سامسونگ و اکثر تولیدکنندگان تلویزیون در درجه اول تلویزیون های خود را با مشخصات فنی مانند تصویر و صدا با کیفیت بالا طراحی می کردند که نشان دهنده توانایی های بالای فنی بودند ، اما آنچه سامسونگ هنگام بازدید از مردم پیدا كرد این بود كه آنها تلویزیون را بیشتر شبیه یك مبلمان می دیدند. از آنجا که تلویزیون اکثر اوقات خاموش است ، مردم نمی خواهند که تلویزیون به اتاق نشیمن آنها تسلط داشته باشد. بنابراین ، آنها سعی کردند به جای اینکه تلویزیون گران قیمت خود را با تمام قابلیت های فناوری خود به نمایش بگذارند ، تا آنجا که ممکن است آن را پنهان کنند.به دنبال این بینش ، سامسونگ استراتژی طراحی خود را به طور بنیادی تغییر داد ، بلندگوهای داخلی را برای باریكتر شدن تلویزیون و ایجاد یك طراحی ظریف و مینیمالیستی كه در اتاق های نشیمن افراد بی نظیرتر باشد ، ایجاد كرد. قابلیت های فنی هنوز مهم بودند ، اما باید با انتخاب طرحی که باعث میشد تلویزیون ها در خانه های مردم جا بیفتد ، متعادل شوند. &quot;Home&quot; کلید واژه بود ، و سامسونگ سخت کار کرد تا روی تحول آن کار کند. چالش شامل دور شدن طراحی هایی برای یک اتاق نشیمن مانند نمایشگاه یا بار ورزشی و در عوض رفتن به &quot;هماهنگی&quot; در خانه ها بود. تا سال 2007 ، سامسونگ سهم خود را در بازار جهانی تلویزیون دو برابر کرده بود زیرا ثابت کرده بود که چگونه تلویزیون های خود را به مشتریان مرتبط می کند.تحقیقات کاربران باعث شد سامسونگ استراتژی طراحی تلویزیون خود را تغییر دهد تا بر ایجاد طرح های مینیمال متناسب با خانه مشتری متمرکز شود. اگرچه تلویزیون ها کوچک نشده اند ، اما همه چیزهای اضافی حذف شد.2. برای ایجاد طرح هایی که استفاده از آنها آسان و لذت بخش است&quot;اگر کاربر مشکلی دارد ، این مشکل ماست.&quot;- استیو جابز ، بنیانگذار شرکت کامپیوترهای اپلهمه محصولات باید از قابلیت استفاده بالایی برخوردار باشند (به عنوان مثال ، استفاده از آن آسان است) ، و Usability test  و  Accessibility test می تواند کمک بزرگی به دستیابی به آن کند. مردم انتظار دارند محصولات را آسان یاد بگیرند و استفاده از آنها آسان باشد. آنها انتظار دارند که کالا را تحویل بگیرند و با آنها کارهایی انجام دهند در حالی که فقط به چیزی که امیدوارند به آن برسند فکر می کنند و مجبور نیستند که در مورد محصولات خود فکر کنند. اگر تجربه کاربری خوب نیست ، این احتمال وجود دارد که افراد به سراغ محصول دیگری بروند. ناگفته نماند که کاربران برای ایجاد یک تجربه کاربری عالی ، شما را دوست خواهند داشت. حتی اگر محصولی را برای مثال در یک محیط کاری کاملاً تخصصی طراحی می کنید که کاربران هیچ گزینه دیگری ندارند ، محصولات با قابلیت استفاده بالا فرآیندهای کار را سریعتر ، ایمن تر و کارآمدتر می کنند.ویکیوند نمونه خوبی از شرکتی است که با تهیه یک تجربه کاربری عالی امرار معاش می کند. محصول آنها افزونه ای است که طراحی مقالات ویکی پدیا را تغییر می دهد تا جذاب تر و کاربر پسندتر شوند. WikiWand محتوای متفاوتی از صفحه کلاسیک ویکی پدیا ارائه نمی دهد ، اما این شرکت هزاران کاربر دارد که آن را به دلیل تجربه کاربری بسیار خوبی که ارائه می دهد ، تحسین می کنند.در سمت چپ رابط کلاسیک ویکی پدیا است. در سمت راست نسخه WikiWandهمان مقاله است. محتوا یکسان است ، اما تجربه متفاوت است.هنگامی که در حال طراحی یا توسعه محصولی هستید ، طبعا اولین متخصص در مورد چگونگی استفاده از آن و ویژگی های آن می شوید. از آنجا که محصول خود را خیلی خوب می شناسید ، می توانید از عملکردی که برای استفاده از آن دشوار است کور شوید. نویسنده شخصاً در بسیاری از پروژه ها شرکت کرده است ، جایی که طراحان ایده های موجود در مورد رابط کاربری و عملکرد یک محصول را به خوبی می دانند به طوری که جدا کردن قابل درک از غیر قابل درک برای آنها واقعاً دشوار است. این تمایل به دیدن چیزها از دیدگاه شغل شخصی - چیزی است که ما آنرا &quot;حرفه تغییر شکل&quot; می نامیم - و قدم برداشتن به عقب برای گرفتن واقعیت آنچه از یک زاویه تازه و کلی گرایی اتفاق می افتد ، اتفاقاً طبیعی است.خوشبختانه ، اگرچه ، می توان با پیروی از دستورالعمل ها و قوانین مختلف از بسیاری از موارد قابل استفاده جلوگیری کرد ، اما همیشه شرایطی وجود دارد که این دستورالعمل ها آنها را پوشش نمی دهد ، یا در مواردی که دستورالعمل های مختلف چیزهای مختلفی را می گویند. همچنین ممکن است در حال طراحی یک گروه هدف مانند کودکانی باشید که دستورالعمل های منظم اعمال نمی شوند. این بدان معنی است که آزمایش تجربه کاربری محصول همیشه ایده خوبی است. با این حال ، ما در اینجا باید واقع بین باشیم - این یک معامله یک طرفه نیست. تست های کاربر وقتی بهترین نتیجه را دارند که بخشی از روند کار باشند بنابراین شما محصول خود را به صورت تکراری و از مرحله اولیه توسعه به بعد آزمایش کنید. آزمایش های اولیه همان کاری است که می توانیم روی نمونه های اولیه انجام دهیم - مثلاً با استفاده از کاغذ. از آنجا ، ما به نمونه های اولیه تصفیه شده تر پیشرفت می کنیم تا زمانی که چیزی شبیه محصول نهایی داشته باشیم. اگر فقط هنگامی که محصولی تقریباً تمام شده دارید آزمایش را شروع کنید ، خطر بسیار جدی وجود دارد زیرا ممکن است یافته های شما خیلی دیر اتفاق بیفتد تا بتوانید تغییرات بزرگتری در محصول ایجاد کنید. 3. برای درک بازگشت سرمایه از طرح UXخوداگرچه اهمیت طراحی خوب به طور گسترده ای شناخته شده است ، اما طراحان و محققان UXهنوز هم مجبورند برای دستیابی به منابع مبارزه کنند. مدیران و سهامداران گاهی اوقات نمی توانند ارزش سرمایه گذاری در تحقیقات کاربر و طراحی UX را ببینند. طراحی UX و تحقیقات کاربر به اندازه ویژگی های جدید یا رفع اشکالات نرم افزار ملموس نیستند. بنابراین ، نادیده گرفتن ارزش آنها به راحتی انجام شود. در صورت کمبود منابع ، UX نیز معمولاً یکی از اولین مناطقی است که کاهش را تجربه می کند. دلیل این امر این است که عواقب آنی بلافاصله احساس نمی شود. اگر در توسعه نرم افزار ، مثلاً ، وقفه ای ایجاد کنید ، بلافاصله عواقب آن را می تواند مشاهده کرد. در صورتی که ، اگر در UX کاهش منابع داشته باشید ، تا زمانی که محصول شما به کاربران شما نرسد ، عواقب آن را تجربه نمی کنید. اگرچه به راحتی می توانیم در مورد ارزش UXعالی بحث کنیم ، اما اگر بتوانیم آن را نشان دهیم بسیار کارآمدتر است. این جایی است که مطالعات انجام شده برای نشان دادن بازگشت سرمایه (ROI) به تلاش های UX به وزن آنها از طلا می ارزد. اگر بتوانید نشان دهید که تغییراتی که در طراحی ایجاد کردید فروش بیشتری ایجاد می کند ، منجر به تعداد بیشتری مشتری می شود یا فرآیندهای کار را کارآمدتر می کند ، برای سرمایه گذاری در UX پرونده بسیار قوی تری دارید. مطالعات کاربر برای اندازه گیری تأثیر طراحی بیشتر کمی است و می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. برای این مورد می توان در طول توسعه آزمایشات A / B را انجام داد که نسخه های مختلف طرح را با یکدیگر مقایسه کرد یا می توان پس از عرضه محصول مطالعاتی را برای اندازه گیری تفاوت در الگوی استفاده انجام داد. غول خرده فروش اینترنتی آمازون نمونه خوبی از شرکتی است که موفقیت خود را با تمرکز بر تجربه مشتری در کل سفر مشتری ایجاد کرده و به طور مداوم تجربه کاربر را اندازه گیری می کند. جف بزوس ، بنیانگذار و مدیرعامل آمازون ، استدلال می کند که تمرکز طولانی مدت بر روی تجربه مشتری بهتر از تمرکز کوتاه مدت بر سود است - غالباً به دردسر انداختن سهامداران آمازون که سود را در اینجا و اکنون ترجیح می دهند. وی در نامه ای به سهامداران در سال 2013 ، به برخی از منتقدان خود پاسخ داد و گفت:&quot;... من فکر می کنم تفکر طولانی مدت دایره را مربع می کند. مشتریانی که به طور فعالانه خوشحال می شوند ، اعتماد کسب می کنند ، که حتی در صحنه های کسب و کار جدید کسب و کار بیشتری از آن مشتری کسب می کند. نگاه طولانی مدت داشته باشید و منافع مشتریان و سهامداران همسو است. &quot;آمازون توسعه دهندگان را تشویق می کند تا نسخه های مختلف رابط های کاربری را به طور مداوم با A / B آزمایش کنند تا همیشه در مورد نحوه عملکرد متفاوت طراحی های خود به روز شوند ، و آنها یک ابزار نرم افزاری برای کمک به راه اندازی آسان تست ها ارائه داده اند. از سال 2015 ، آمازون بزرگترین خرده فروش اینترنتی در جهان و با ارزش ترین خرده فروش در ایالات متحده بود. بنابراین ، می توانید استدلال کنید که استراتژی جف بزوس موفقیت آمیز بوده است.</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حامد گل جان اکبری</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jun 2021 14:46:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی رابط کاربری برای نابینایان</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/accessibility-ui-qdztcr6jmdrt</link>
                <description>من یه دوست نابینا دارم به اسم امید هاشمی که اتفاقا در زمینه دسترسی پذیری هم خیلی فعاله و دانش خوبی داره و به شرکتهای زیادی کمک کرده که محصولشون را دسترس پذیر کنند. یکبار داشت میگفت: این ATM های مخصوص نابینایان برای ما قابل استفاده نیست! چرا که مبالغ و اسم سرویسها که کنار دکمه‌های مانیتور ظاهر میشن، بصورت صوتی خوانده نمیشن! و فقط رو مانیتور نوشته شده!  ثانیا: هنگام انجام یک عملیات بانکی مانند کارت به کارت وقتی مبلغی را وارد میکنید، یا شماره کارت مقصد کسی را مینویسیم، نام دارنده کارت مقصد و مبلغ را برای تایید روی مانیتور نشون میده، ولی بازم صوت نداره که برای ما بخونه! خب من باز باید از یه فرد بینا کمک بگیرم تا اینا رو برام بخونه! پس کارکرد این خودپردازها چیه؟خودپردازهای مخصوص نابینایانراهکار طراحی محصول برای نابینایان اولین قدم برای طراحی UI برای نابینایان اینه که چشماتون را ببندید. چشم از دریبل بردارید و رابط کاربری صوتی یا متنی را مقدم بر آن قرار دهید. (این تجربه قبلا در رابط کاربری USSD انجام شده. جایی که محدودیت‌های ویژوال در حداکثر است و فقط با متن و چند گزینه باید با کاربر ارتباط برقرار بشه و داده هایی به کاربر داده بشه یا ورودی هایی ازش گرفته بشه)دوم: رابط کاربری، دو وظیفه دارد: دادن اطلاعات به کاربردریافت اطلاعات از کاربر همه داده‌های خروجی یا باید صوتی باشه یا قابلیت تبدیل شدن به محتوای صوتی رو داشته باشند. چه متنِ ثابت (مثلا Alert ها) و چه داده‌های داینامیک مثل نام دارنده کارت مقصد در یک فرانید کارت به کارت بانکی. برای تبدیل متن به صوت هم میتوانید از اِنجین‌های تبدیل متن به صوت فارسی کمک بگیرید (شرکت عصرگویش پرداز یک موتور تبدیل متن فارسی به صوت داره).برای اپ ها و موبایلها، لازم نیست شما صوت آنرا کنترل و تهیه کنید. اپلیکیشن های صفحه خوان (screen Reader) کارشون اینه که صفحات متنی رو تبدیل به متن میکنند و برای کاربران نابینا میخونن.فقط لازم است که هنگام پیاده سازی یک سایت (یا اپ موبایل)، متنها را درست و بهینه نوشته باشید و از تگ های مناسب در کدنویسی (alt attribute , semantic tags , ARIA attributes) استفاده کرده باشید تا برنامه صفحه خوان راحت تر بتونه متون رو به صدا تبدیل کنه.سوم: مطالعه درباره رابط های کاربری صوتیمطالعه در این حوزه شامل دو بخش است. یکی رابط های متنی (مانند وب سایتها و اپلیکیشن های موبایل) که امکان تبدیل شدن به محتوای صوتی را دارند. و یکی رابط های کاربری که کاملا صوتی هستند (مانند نرم افزارهای نقشه و ناوبری)برای یادگیری در حوزه دسترس پذیرسازی رابط های کاربری متنی، باید درباره کدنویسی استاندارد و همچنین تگ ARIA در کدهای HTML مطالعه کنید. ARIA استانداردی است که گوگل آنرا ابداع کرد و به UI های متنی کمک میکند که محتوای غنی تری را به نرم افزارهای screen reader ارایه کنند. برای یادگیری درحوزه نرم افزارهایی که ذاتا صوتی هستند، پیشنهاد می کنم نرم افزارهای صوتی مانند نرم افزار بلد را نصب کنید و با آنها کار کنید. این نرم افزار در این حوزه خیلی خوب کار کرده است.Accessibility Booksبرای یادگیری از کتابهایی که در این لینک معرفی شده کمک بگیرید. با جستجوی عبارت Voice User Interface میتوانید به مقالات جذابی در این حوزه برسید.چهارم: تست دسترس پذیریپس از اینکه کار طراحی محصول را به پایان رساندید، تست دسترس‌پذیری بگیرید و رابط کاربری خود را با کمک یک فرد نابینا تست کنید تا مطمئن شوید که این افراد که کاربر اصلی این محصول هستند میتوانند از آن استفاده کنند. (نه مثل برخی بانکها که سرویس نابینایان را با چند کاربر بینا تست کرده اند)سخن پایانیبهبود دسترس پذیری محصولات بخصوص برای نابینایان، کار گرافیکی نیست و نیازمند دانش frontend نیز هست. شما باید کمی از مفهوم UI/UX فراتر بروید. زیرا رابط کاربری در مدیاهای مختلفی ظاهر می شود و مطالعه کدنویسی وب و موبایل می تواند به شما در پیدا کردن یک زبان مشترک با بچه های فرانت کمک کند. </description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حسین شرفی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jun 2021 19:30:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قانون 0 ، 1 و n در طراحی تجربه و Policy محصول</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/rule-of-0-1-n-hlky9oqnweks</link>
                <description>وقتی در یک صفحه میخواهیم یک المان تکرارشونده (مثل یک لیست، اسلایدر یا ترکیبی از بلوکها) قرار دهیم، باید صفحه را برای سه حالت طراحی کنیم:- زمانیکه هیچ رکوردی در صفحه نیست: 0- زمانیکه فقط یک رکورد هست: 1- وقتی چندین رکورد هست: nمثلا در طراحی صفحه قبوض در یک اپ پرداخت، اگر هنوز کاربر هیچ قبضی ندارد، باید پیامی جهت دعوت از کاربر به افزودن اولین قبض به او نشان دهیم. زمانیکه یک قبض دارد، همان یک قبض را طراحی می‌کنیم. و وقتی چندین قبض دارد باید فاصله بین قبوض و سیاست‌های صفحه بندی (المانهای pagination یا LazyLoad) را نیز طراحی کنیم (مساله اصلی این است که هنگامی که n تا موجودیت داریم، درگیر طراحی روابط بین آن موجودیت ها نیز می شویم.)قانون 0، 1 و n در طراحی دیتابیس و entityها نیز وجود دارد:وقتی دو entity رابطه ای با هم ندارندوقتی رابطه 1 به 1 دارندوقتی رابطه 1 به n دارندو در طراحی Policy محصول:مثلا در گوگل درایو: هر فایل امکان share دارد. یا فایل x را با هیچکس شیر نکرده‌اید. یا با یک نفر (یا چند تا تک نفر) با ایمیل شخصیشان شیر کردید. یا با n نفر (پابلیک شیر) کرده‌اید. هر یک از این یوزکیس‌ها، طراحی فرایند جداگانه ای را نیاز دارد. مثال دیگر : مثلا یک سرویس ارسال پیام طراحی میکنید. همراه هر پیام یا هیچ فایلی قابل ارسال نیست. یا یک فایل قابل ارسال است و یا n فایل. این مدل تفکر، کلیه فرایندهای طراحی (از یوزر استوری تا رابط کاربری) را تحت الشعاع قرار میدهد. مثلا دیگر:وقتی کاربر در سبد خریدش دکمه پرداخت را میزند و کالایی ندارد چه کنیم؟ (شاید در اینجا تصمیم بگیرید که دکمه را غیرفعال کنید) وقتی یک کالا دارد چه؟ و زمانیکه چندین (n) کالا دارد چطور؟مثال دیگر:شما یا مجرد هستید. یا یک همسر دارید. یا چند همسره اید!  (در این آخری، علاوه بر مدیریت هر همسر بصورت جدا، باید روابط بین آنها را نیز مدیریت کنید. مثلا padding و margin بین آنها تا بهم دیگر برخورد نکنند?)</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حسین شرفی</author>
                <pubDate>Mon, 31 May 2021 20:20:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بایدهایی که مصاحبه گر لازمه رعایت کنه</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%D9%87-qvofjyiou2wh</link>
                <description>وقتی درباره کلمه مصاحبه، تو اینترنت جستجو میکنیم، در بیشتر مطالب مخاطب کسی هست که به عنوان کاندید موقعیت شغلی هست، درباره بایدها و نبایدهای که در جلسات مصاحبه لازمه توسط کاندید رعایت بشه، اما کمتر راجع به اخلاق و منش مصاحبه گر مطلب میبینیم، به همین دلیل تصمیم گرفتم مطلبی رو درباره نحوه برخورد مصاحبه گر بنویسم، بیشتر مواردی که مینویسم از تجربه شخصی خودم نشات گرفته، خب بریم سراغ بایدهامون، باید 1در اول جلسه سعی کنیم جو صمیمانه ای رو ایجاد کنیم تا کاندید به ادامه جلسه علاقه نشون بده، مثلا کمی راجع به شرایط موجود صحبت کنیم تا اگر استرس داره، کمکش کنیم که آروم بشه و نتیجه بهتری بگیرهباید 2به این باور برسیم که جلسه مصاحبه، صرفا یک گپ و گفت دوستانه اس، همونطور که شما کاندید رو انتخاب میکنید، اون هم حق انتخاب داره و در حال آنالیز شماستباید 3سعی کنیم در شروع سوالات فنی، طبق رزومه ای که به دستمون رسیده از کاندید سوال بپرسیم، اگر خیلی سطح پایین سوال بپرسیم حوصله کاندید سر میره، اگر هم خیلی بیشتر از رزومه بپرسیم ممکنه شانس جذب نیروهای خوب رو از دست بدیمباید 4اگر جایی از جلسه حس کردیم به کاندید استرس وارد کردیم یک سوال ساده که مطمئن هستیم بلده بپرسیم تا به خودش مسلط شهباید 5توقع نداشته باشیم تمام سوالاتمون رو پاسخ بده، اینکه متوجه بشیم چطور به مسائل فکر میکنه و چقدر قدرت و علاقه به حل مسائل تخصصی داره مهمترهباید 6اگر سوالی پرسیدیم و نتونست جواب بده، راهنماییش کنیم، اگر با راهنمایی هم نتونست جواب بده، خودمون جوابو بهش بگیم، البته خیلی محترمانه و با مثال، تا در مصاحبه های بعدیش استفاده کنه یا حداقل زمانی که برای مصاحبه گذاشته براش آورده ای داشته باشهباید 7ما حق نداریم کسی رو در جلسه قضاوت کنیم، ممکنه اون روز که اومده مصاحبه، روزش نبوده و سطح انرژی پایینی داشته، ما فقط میتونیم انتخاب کنیم یا انتخاب نکنیمباید 8حواسمون به لحن صدامون باشه، حتی اگر ذاتا لحن طلبکارانه ای داریم، کمی چاشنی مهربونی و شوخ طبعی بهش اضافه کنیم تا سو تفاهم پیش نیادباید 9بین سوالات مکث کنیم، شاید کاندید خواست نکته ای به پاسخ قبلی اضافه کنهباید 10در پایان جلسه حتما از کاندید بخاطر وقتی که گذاشته تشکر کنیم و بهش اطمینان بدیم که در هر صورت بهش اطلاع میدیم که نتیجه مصاحبه مثبت هست یا منفی. ممنون که وقت گذاشتید و این مطلب رو خوندید، خوشحال میشم اگر نظری روی این بایدها دارید و یا اگر بایدی تو ذهنتون هست اینجا مطرح کنید.شاد باشید</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>نسرین خدایاری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Apr 2021 21:24:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پوسترهای راهنمای دسترس پذیری محصولات دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/accessibility-posters-ujmnznwrxpbk</link>
                <description>کارگروه دسترس پذیری وب سایتهای دولتی انگلیس یکسری پوستر را شامل باید و نبایدهای دسترس‌پذیری در طراحی تجربه کاربری محصولات دیجیتالی دولت آماده کرده اند. ماه گذشته این پوسترها رو برای استفاده طراحان فارسی زبان، ترجمه کردم و امیدوارم این موارد را در طراحی و پیاده سازی طرح هاتون رعایت کنید تا وب سایتهای بیشتری برای افرادی که معلولیت یا محدودیتی دارند در دسترس باشه. دسترس پذیر سازی محصول برای کم بینایان و نابینایان:دسترس پذیر سازی برای کاربران با مشکل شنوایی و حرکتی:دسترس پذیر سازی محصول برای کاربران با مشکلات ذهنی/شناختی:</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حسین شرفی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Mar 2021 15:45:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کارمندان قوی، فرهنگ‌های قوی (به نظر قوی) ما رو ترک می‌کنن.</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86-wfcpi4hve1z1</link>
                <description>ما نیروهای حرفه‌ای و قوی‌ای (شامل تجربه بالا، دانش به روز در حوزه تخصصی، مسیولیت‌پذیر) رو در پوزیشن‌های مختلف (کارشناس، تیم لید) داریم. اما در برخی یا بسیاری از مواقع همین آدم‌ها تبدیل به چالش تیم‌ها در ارایه محصول، همکاری تیمی، برنامه‌ریزی و تبعیت از فرهنگ تیم و سازمان میشن. درمقابل نیروهایی که در سطح پایین‌تری از تجربه و تخصص هستن در عمل، کارهای بیشتری تحویل میدن و ارتباطات بهتری با تیم و سازمان دارن.اگرچه عارضه‌یابی این نوع مشکلات نشون می‌ده که از طرفی مشکل اصلی در فرد مربوطه ممکنه ریشه داشته باشه، اما فرهنگ نقش اصلی رو در ایجاد این شرایط بحرانی ایفا میکنه. ما فکر می‌کردیم که خب یک سری فرهنگ برای تیم تعریف کردیم و همه اعضای تیم از اون مطلع هستن. پس کار تمومه اما، با تعریف درست فرهنگ آشنا نبودیم و مشکل همینجا بود.پس فرهنگ یعنی چی؟ در تعریف فرهنگ سه فاکتور شناسایی شده: رفتار، نظام و تمرینپایه‌های تعریف فرهنگرفتاریک کاری که بسیاری از شرکت‌ها انجامش میدن، تعریف بیانیه ارزش‌های شرکت هست. اما معیار واقعی اینه که رهبران چگونه رفتار می‌کنند، چگونه این ارزش‌ها رو وضع می‌کنند یا نمی‌کنند. اعضای تیم همه رفتارهایی که رهبران انجام می‌دهند رو می‌بینند، اگر رفتار رهبران منعکس‌کننده ارزش‌ها نباشند، ارزش‌ها بی‌معنی است.اعضای تیم نیاز به شفافیت (یکی از پایه‌های شکل‌گیری ارزش‌های اجایل) دارند. مشاهدات نشون می‌ده که معمولا اعضای تیم به دلیل روشن نبودن انتظارات ممکنه عصبانی بشه و یا حتی تیم رو ترک کنه. با توجه به ارزش‌های سازمانی شما  کدام رفتارها پاداش می‌گیرند؟ کدام رفتارها منجر به ارتقاء می‌شود؟شفاف کردن انتظارات برای اعضای تیم، باعث پاسخگو کردن مدیران هم میشه. آیا حضور افراد بیشتر از خروجی برای مدیر تیم با ارزش هست؟ آیا مدیر همیشه ۱۰ دقیقه با تاخیر در جلسات حاضر میشه؟ آیا همیشه جلسات با تاخیر به خاطر عدم حضور به موقع افراد شروع میشه؟ این رفتارهای واقعی؛ فرهنگ و ارزش تیم‌ها هستند. قبل از اینکه ارزش‌های تیم رو بشناسیم؛ تیم برای تاخیر جلسات، یا منفعل و بی تفاوت بودن مدیرانش شناخته می‌شه. پس اعضای تیم هم بی تفاوت میشن و ما متعجبیم که چرا ما چنین چالش‌هایی داریم. وقتی رفتارهای مورد انتظار روشن باشند؛ به جای صرف وقت برای شناخت این رفتارها، روی تمریناتی برای بهبود این رفتار متمرکز می‌شیم. نظام (Systems)هر فرایندی که ایجاد میشه، هر سیستمی که نصب میشه، هر فناوری‌ای که استفاده میشه، هر ساختاری که طراحی میشه، هر عنوان شغلی که داده می‌شه؛ فرهنگ را تقویت یا کم رنگ می‌کنه. پنج نظام که در زیر اشاره شده برای تمامی سیستم‌های فرهنگی مهم هستند.استخدام: شفافیت درمورد انتظارات رفتاری که برای استخدام داریم به ما کمک میکنه تا به جای اینکه افرادی رو استخدام کنیم که موافق فرهنگ شرکت ما هستند میتونیم به دنبال افرادی باشیم که مکمل فرهنگی ما هستند. این ما را از تمایل به استخدام افرادی که مثل ما فکر می‌کنند دور میکنه، و به سمت یک شرکت ساخته شده بر اساس انواع دیدگاه‌ها و ایده‌ها میره که فرهنگ رو تکمیل میکنه و در عین حال باعث غنی‌سازی میشه.استراتژی و تعین هدف: این فعالیت‌ها از نظر فرهنگی دو کار انجام می‌دهند. تجمع افراد حول اهداف مشابه و در عین حال ارایه راهنما درمورد ‌نتایج مورد انتظار کارمندان.ارزیابی: رفتارها چجوری ارزیابی می‌شوند؟ هر چند وقت یکبار بررسی می‌شوند؟ آیا بازخورد به طور مداوم به اشتراک گذاشته می‌شود، یا براساس اینکه چه کسی آن را گفته است، ارزیابی می شود؟ پیشرفت: وقتی کارمندان احساس می‌کنند پیشرفت حرفه‌ای، ارزیابی بازخورد یا نظرسنجی‌های مربوط به مشارکت مهم نیستند، معمولاً به این دلیل است که سوالات و تعاریف سازمان درمورد رشد و پاداش با هم مرتبط نیستند. مشکلات فرهنگی وقتی ایجاد می‌شوند که محیط امن یادگیری به راهی برای جریمه کارمند برای امتیاز کمتر تبدیل بشه و منجر به رشد اونها نشه.پاداش: معیارهای مدیر شدن، ارشد شدن، معاون شدن چی هست؟ رفتارها و مهارت‌های فنی و رهبری موردانتظار چی هست؟ اینها همه تعاریفی از فرهنگ و ارزش‌ها هستن اما معمولا به ندرت شنیده میشن. وقتی این فرآیندها به صورت شفاف و عادلانه دیده شوند، کارکنان نباید نگران دوست بودن با مدیر عامل، رقابت با یکدیگر و سایر چالش‌های سیاسی باشند.یک فرهنگ خوب این فرایندها را طوری تنظیم میکند تا از یکدیگر تغذیه کنند.تمرین‌ها (Practices)تمرین‌ها شامل هر حرکتی هستند مثل برگزاری جلسات، فرایندهای ارایه بازخورد، فرآیندهای تصمیمات.آیا فرایندهای تصمیم‌گیری تکراری دارین؟ آیا انتظار می‌رود شرکت‌کنندگان در جلسه مشارکت و اجماع داشته باشند، یا برخی از تعارضات مشکلی ندارد (درمورد تعارضات کتاب پنج دشمن کاری تیمی رو پیشنهاد میکنم)؟ مدیران در بررسی عملکرد باید درباره چه چیزی صحبت کنند؟سازمان‌ها و رهبران بزرگ میدونن که مسایل مربوط به فرهنگ مسایل سختی هستند. زمان زیادی میبره تا تعریف بشن. تلاش زیادی باید بشه تا اجرا بشن. با این حال اگر وقت صرف این کنین که  ۱) رفتارهای واقعی مورد انتظار سازمان را بفهمید ۲) سیستمها و فرایندهایی که کمک به استمرار و پایدار ماندن این رفتارها می‌کنه، تعریف کنین و ۳) روش‌هایی که کمک می‌کنه کارمندان و سازمان بهتر بشن، طراحی کنین. سپس میتونین شکاف‌های فرهنگی را برطرف کنیی و از بهترین افراد خود جلوگیری کنین وقتی‌که می‌گن: &quot;من می‌دانم که این یک فرهنگ عالی است، اما من می‌روم.&quot;</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>Neda Kashi</author>
                <pubDate>Sat, 13 Mar 2021 15:37:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان اختراع خط بریل :</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%D8%AE%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%84-qchy0yib9ool</link>
                <description>یکی از افسران ناپلئون در جنگ، به دنبال راهی برای مکاتبه با سربازانی بود که شب‌ها در خط مقدم جبهه حضور داشتند. مشکل این بود که نمیشد برای آنها نامه‌ای با کاغذ و قلم نوشت. زیرا سربازان مجبور بودند برای خواندن آن، شمع روشن کنند و این باعث میشد که دشمن جای آنها را تشخیص دهد و بسمت آنها شلیک کند. این افسر، به دنبال روشی بود تا بتوان متنی را در تاریکی مطلق بنویسند و بخوانند و اینگونه بود که اولین قدمها برای ایجاد خط بریل ایجاد شد. چند سال پس از جنگ، لوئیس بریل این خط را برای نابینایان بهینه کرد و خط بریل را ساخت.خط بریل انگلیسیحروف خط بریل از ترکیبات گوناگون شش نقطه ی کنار هم ساخته میشود (چه در انگلیسی و چه عربی و چه فارسی).  خط بریل در #زبان فارسی نیز مانند انگلیسی، از چپ به راست نگاشته میشود. چیدمان های گوناگون این شش نقطه در کنار هم میتواند اعداد، حروف، علائم ریاضی و علائم نگارشی را فراهم میکند.حروف خط بریل فارسیبخش جالب این قضیه برای من اینه که چرا خیلی از تکنولوژیها در جنگ ابداع شده اند. خط بریل، اینترنت، جی پی اس و ... </description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>حسین شرفی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 12:51:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دورکاری واسه ما یعنی خیلی دور خیلی نزدیک</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D9%85%D8%A7-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-ifshpvln95zg</link>
                <description>ارتباطات، شفافیت و احترام از ارزش‎های اجایل هستند که به نظرم ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. میخوام از تجربه‎ ای که در دوره دورکاری داشتیم و باعث بهتر شدن تعریف و اهمیت این سه ارزش شد بگم.1- حل مشکل فضای فیزیکی جلساتوقتیکه حضوری بودیم برای برگزاری جلسات معمولا مشکل فضا رو داشتیم که همیشه اتاق جلسات خالی نبود و نمیشد یه جلسه یهویی رو اونجا برگزار کرد. همیشه باید از قبل رزروش میکردیم. همینطور بیشتر مواقع نمیشد در راهرو یا کافه، یا جای دیگه ‎ای یه جلسه برگزار کرد؛ یا صحبت کوتاهی کرد که نیاز به حضور همه اعضای تیم نباشه. وقتیکه اومدیم روی اسکایپ مشکل فضا حل شد و دیگه میشد در زمان‎ها و روزهای دلخواه جلسه رو برگزار کنیم.2- حل مشکل جلسات شخصیگاهی وقت‎ها ضرورت این جلسات فقط برای این هست که درمورد یه چالشی با یکی از اعضای تیم صحبت کنی و چون بقیه اعضای تیم درگیر اون نیستند، بهتر که بقیه تیم هم مطلع نشن. وقتیکه جلسه مجازی هست این اتفاق هم تقریبا نمیفته.3- شفاف سازی و ارایه توضیحات کاملخیلی از مواقع که در طول روز سرمون شلوغ هست، نمیشد برای همه اتفاق های خارج از برنامه (مثل فورس شدن پیاده‎سازی یه فیچر جدید یا تغییر یک فیچر) به موقع برای چرایی این تغییر برنامه توضیحات کامل داد، یا برای مثال یه تغییر یا باگ اتفاق میفته و نمیشد وسط اون کارها و صحبت کردن با چند نفر به صورت همزمان برای شخص مقابل هم در همون لحظه توضیح کامل بدی. الان اما به مدد همین ارتباطات مجازی میتونیم سر فرصت یه پیام کامل به صورت text یا voice برای طرف مقابل یا بچه های تیم بفرستیم. توضیحات کامل بدیم تا همه چی شفاف باشه و به همدیگه احترام بذاریم و دلایل این تغییرات یا مشکلات رو توضیح بدیم. اونها هم هرموقع تونستن اونها رو بخونن یا بشنون.4- افزایش شوخ طبعی بعضی از افرادبا یه تیمی کار میکردم که اعضای تیم همه رو با عنوان فامیل و اقا و خانم صدا میکردن. افراد تقریبا جدی بودن و خبری از شوخی در جلسات و دیلها و ارتباطاتشون نبود. اما به محض ایجاد گروه اسکایپ دیدیم که چند نفری دیگه به اسم کوچیک همدیگرو صدا میکنن. تو گروه اسکایپم با هم شوخی میکنن و تقریبا یه مرحله به هم نزدیکتر شدن و صمیمی‎تر شدن.  (انگار که شوخی کردن در پیام راحت تر از کلام باشه).هرچند همیشه همیشه همیشه ارتباطات رو در رو بهترین روش ارتباطی هستن و text یا voice میتونه موجب سوتفاهم بشه، اما تا الانش این روش برامون سود بیشتری داشته. از طرفی استفاده از ایموجی  ها هم میتونه حس رو بهتر برسونه.میدونیم که ندیدن همدیگه، یکی بودن فضای کار و زندگی، تغییر کردن ساعت های کاری و قاطی شدن کار و زندگی روحیه خیلی هامون رو عوض کرده و شادی و نشاط قبل رو برخی روزها نداریم. اما اینها رو نوشتم تا بگم که الان چقدر ما چند تا تیم میدونیم که داریم برای بهتر کردن ارتباطاتموم وقت و انرژی میذاریم. چقدر برامون مهم هست که همکارم بدونه براش احترام قایلم و دلیل برخی از کارها یا تصمیمات رو بدونه. بدونه که باگی که الان به وجود اومده یا فیچری که واسش چند تا اخر هفته رو وقت گذاشته تا دست کاربر نهاییمون برسه، توی این دوران کرونا که همه ترجیح میدن بانک نرن و کارهاشون رو از خونه انجام بدن، چقدر مهم و چقدر ارزشمند هست. </description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>Neda Kashi</author>
                <pubDate>Sat, 17 Oct 2020 13:04:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیکهای جلسه رترو</title>
                <link>https://virgool.io/sadadco/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%88-erqrlnmnwwjs</link>
                <description>اگر مدیر پروژه و اسکرام مستر هستین یا در نقش، موقعیت و جایگاهی قرار دارین که میخواین به آدم‎ها فیدبک بدین یا آدم‎ها به هم فیدبک بدن و میخواین مشکلات تیمتون رو بشناسین و برای حل اونها اقدام کنین، تو این مطلب تکنیک‎هایی برای این کارها معرفی شده.اگر هم مشخصا اسکرام مستر هستین یا کلا با متد اجایل کار میکنین، میدونین که جلسات retrospectiveیا به اصطلاح رترو، دقیقا با همین هدف برگزار میشه. اما ممکنه بعد از چند تا اسپرینت، این جلسات خسته­‎کننده بشن یا خروجی مناسبی نداشته باشند. تکنیک‎­های مختلفی برای این جلسات هست. در کتاب Agile Retrospectives: Making Good Teams Great نوشته Diana Larsen و Esther Derby گفته شده که برای برگزاری جلسات رترو باید این چند تا گام انجام بشه.آماده‎سازی جلسه: مطمئن باشین که همه افراد تیم حس امنیت و ارامش خاطر رو در جلسه دارن (راحت می‎تونن نظراتشون رو بگن).جمع‎اوری داده: مطمئن باشید درمورد انچه که اتفاق افتاده همه درک یکسانی دارن.علت‎یابی: داده‎ها رو تحلیل کنین تا دلایل اصلی رو پیدا کنین.تصمیم بگیرین که چه اقدامی رو انجام بدین: چه کارهایی به ما کمک می‎کنه تا حداقل روی 1% بهبود داشته باشیم.اتمام جلسه: حتما حتما حتما جلسه رو با تعریف کردن اقدام (تسک) تمام کنین.این تکنیک‎­ها رو میشه به دو دسته تقسیم کرد. تکنیک‎­های استاندارد یا کلاسیک، و تکنیک‎­های فان (جالب). البته این دسته‎­بندی براساس تکنیک‎­ها و مدل‎­هایی که خوندم، به نظرم وجود داره و هیچ منبعی این دسته‎بندی رو مشخص نکرده.از جمله تکنیک‎­های کلاسیک یا استانداردی که وجود داره، اینهاست:ماتریس SWOTشاید قبل از این در حوزه استراتژی از ماتریس SWOT استفاده می­‎کردین، اما برای جلسه رترو هم می‎تونین استفاده کنین. پیشنهاد می­کنن این تکنیک رو برای تیم‎سازی و زمانیکه اعضای تیم تازه دارن با هم آشنا میشن، استفاده کنین. با این تکنیک تیم میتونه نقاط قوت (Strengths)، ضعف (Weaknesses)، فرصت‎­ها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) رو بشناسه. البته اگر عضو جدیدی هم به تیمتون اضافه بشه میتونین ازش استفاده کنین.روش اجراش به این صورت هست:1- یه مربع رو به 4 قسمت تقسیم کنین.2- دو تا حوزه نقاط قوت و ضعف رو توضیح میدین.3- به تیم زمان میدین تا نظراتشون رو روی استیکر درمورد این دو حوزه بنویسن.4- نظرات تیم روی بورد میچسبونین و میخونین. اگر نیاز به توضیح داشت، فرد مرتبط درموردش توضیحاتی رو میده.5- دو تا حوزه فرصت­‎ها و تهدیدها رو توضیح میدین.6- به تیم زمان میدین تا نظراتشون رو روی استیکر درمورد این دو حوزه بنویسن.7- در اخر نظرات رو تجمیع میکنین و تیم نتیجه­‎گیری میکنه.تکنیک ارزیابی (تقدیر) 360 درجهاین تکنیک برای تقویت بازخورد افراد تیم و روابط تیمی کاربرد داره. روش اجراش به این صورت هست:1- یک نفر رو انتخاب کنین و به اعضای تیم 2-3 دقیقه زمان بدین که درمورد اون فرد بنویسن چه ویژگی‎هاییهاشو دوست دارن و درواقع تحسین میکنن.2- اعضا به صورت دایره دور هم بنشین و نظراتشون رو درمورد فرد بخونن.3- اعضای تیم رو یکی یکی عوض کنین، تا وقتیکه درمورد همه اعضای تیم بازخوردها گفته شده باشه.الزاما بازخوردها نباید مثبت باشه و میتونه تمام ویژگی‎های کاری و شخصیتی افراد گفته بشه.تکنیک RAID (Risk, Assumptions, Issues and Dependencies)این تکنیک کمک میکنه که تیم درمورد ریسک‎­ها، مشکلات، وابستگی‎­ها و فرضیاتش با هم صحبت کنن. این تکنیک زمانی­که در شروع پروژه هستین یا میخواین در اسپرینت از تکنولوژی جدیدی استفاده کنین یا روش جدیدی رو پیاده کنین خیلی کاربرد داره. درواقع باعث میشه به شناخت خوبی از ادامه مسیرتون برسین.روش اجراش به این صورت هست:1- یه مربع رو به 4 قسمت تقسیم کنین.2- به اعضای تیم زمان بدین که نظراتشون درمورد این 4 حوزه رو روی استیکر بنویسن و بچسبونن روی بورد.3- درمورد هر یک از نظرات صحبت کنین.4- اقداماتی رو برای حل نظرات هر کدوم از 4 تا حوزه تعریف کنین.اینها هم تکنیک‎­های فان هست که با اسکچ کشیدن میتونین براش بورد درست کنین.تکنیک one wordاز اعضای تیم بخواهید که در قالب یک کلمه توصیفشون رو نسبت به اسپرینت یا دوره قبل بگن. همچنین میتونن در مورد این کلمات و دلایلی که این کلمات رو گفتن، صحبت کنن.تکنیک Draw the sprintروی یک استیکر اعضای تیم برداشتون رو درمورد اسپرینت قبل نقاشی کنن و بعد درموردش توضیح بدن.تکنیک team super powersاز اعضای تیم بخواهید که بگن قدرت خارق­العاده تیمشون چی هست. این یک جلسه رترو با حس مثبت هست.تکنیک wow or happyاز اعضای تیم بخواهین که بگن در اسپرینت گذشته چی شگفت زده یا ناراحتشون کرد و چه چیزی خوشحالشون کرد. این یه روش خیلی سریع برای گرفتن بازخورد هست که در انتهای هر جلسه‎ای میتونین ازش استفاده کنین.منبع اصلی:http://www.funretrospectives.com/</description>
                <category>تیم طراحی و توسعه سامانه بام بانک ملی</category>
                <author>Neda Kashi</author>
                <pubDate>Fri, 15 Nov 2019 22:40:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>