به وقت غم"ایزا" و در روزهای شادمانی "بل" صدایش میزدند!
تگ "جدید"؟ نه ممنون:)))
یه پست اومدیم بزاریم. ویرگول از زندگی پشیمونمون کرد======)
فقط اون بازیای که موقع ادیتش در اورد رو نگم براتون:))) من بیشتر نگرانش شدم بخدا.
باید بگم که نه تنها انتشارات نتونستم بزنم. این تگ لامصبم اضافه نمیشه==))))))
امیدوارم اون پست همینجوری الکی و به هزار تا سلام و صلوات و سحر و جادو دیده بشه.
و خلاصه که اگه این پست رو هم به طرز معجزهآسایی میبینید. لطف کنید یه سری هم الکی به اون پست فلکزدهی قبلی بنده بزنید.
فکر کنم واقعا دیگه بس==========)
مطلبی دیگر از این انتشارات
همینجوری یهویی! اَلَکی!
مطلبی دیگر از این انتشارات
Insecuritys یا کاش تو هم اینجا بودی
مطلبی دیگر از این انتشارات
چیزی که به قلبت نور میبخشه