از جلوم رد نمیشی

نشد عبارتم عبور کنی نشد این غمم رو سرور کنی

نشد سر بزنی به خلوتم

تکیه من به تو، تو تکیه به صحبتم

من از تو سرودم تو گفتی نگیر معرکه

عاشقت بودم تو گفتی عشق مضحکه

با اینکه عشق به نگاه تو موازن شده

زیباییت ظاهری بد قلق باطن شده

داد زدم سایه ی نگاهت مستدام من

من گفتم ملکه بیا تو گفتی دور شو غلام من

حتی عبورت از گذر شعرم اجبار

که معشوقه ستایی رو ندید به این مقدار

من تورو اس واسه دلم دونستم

انگار دیوار ثریا کجه بده خشتم

ایمان تو واسه دله کاهلم دونستم

دیگه ولی ماتم سرشتم

من تورو اس واسه دلم دونستم

انگار دیوار ثریا کجه بده خشتم

ایمان تو واسه دل کاهلم دونستم

دیگه ولی ماتم سرشتم

تاجری نبود غیر من عشقتو تجارت کنه

دلم به اندازه ی هجر من باید تورو زیارت کنه

باید به غم میگفتم ایست عشقم تو دلش زندست

گلم از دیوار فرو ریخت گلمم پژمردست

نموندی تا فرمانروایی سکوت کنه

که لحظه تاج گذاری قنوت کنه

قنوت به غم قنوت به ظلم

که ظلم و حاکم بشن باوره حکم

مونده رودلم حرفات مثل ازاره

مونده رودلم جای اثارش

شدم مثل یه ادم اواره

که بغض ش میشکنه با بارش

دور شدی گل کرد نقطه ضعفم

دستات از اول نبود تو دستم

دیدنت یه لحظه شد نقطه عطفم

که از دیدنت زنجیر گسستم

اگه تو برام پیدا نمیشدی

گم میکردم راهو

درنمیومدم با هیچ طناب

اگه برام فردا نمیشدی

میدیدم چاه و

ته چاه ته اب

شاید نبودنتم برام امیده

که عشقمون شد خنیده

این مثل عمر مفیده

یه دم به در نگاه یه دم بریده

من تورو اس واسه دلم میدونستم

انگار دیوار ثریا کجه بده خشتم

ایمان تو واسه دل کاهلم دونستم

دیگه ولی ماتم سرشتم

دیگه عمرمو با نبودت کردم معامله

عمرم گذروندم با فاصله

یعنی این همه دوری واجبه

یعنی تو واقعا منو نمیخوای یا کلامت کاذبه

بازه به روی تو هنوز مجرای قلبم

هنوز به یاد تو میباره صحرای قلبم

اگه بری منم حیرون شده بارون

وسط شکست بی معنای قلبم