شاعر ترانه سرا
روز تولد
تو سالروز شکستم نباید باشه جشنی
با غم بغض کردم با چه لحنی
با بغض ترکیده
با غمی همچو پدیده
چقدر غم داشته باشه ادم
روز تولدشم بشه مبهم
برام مرگو بکن ارزو
منو از غم لا اقل دربیار رفتم توش فرو
یه کم از رویا ها بگو
شاید این ادم عاشق واقعی شد
شاید ادم خوش طالعی شد
چشاتو باز کن بخون
جواب نداد کارم به هر فنون
ای کاش یه پایه میبود یه ستون
ای کاش میفهمیدم رمز موفقیت
ای کاش رد میشد مرز واقعیت
من طبقه هم کف موفقیت نوک برجه
حتی بهش نمیرسم با شیرجه
نمیخوام تولد
چون دردم کرد اود
شاید اول پاییز کسی مبتلا شه
شاید همه توهین ها بهم افتراشه
چقدر غم داشته باشه ادم
تو روز تولدشم بشه مبهم
برام مرگو بکن ارزو
منو از غم لا اقل دربیار رفتم توش فرو
یکم از رویا ها بگو
میخوام خودم رویام بشه فراموش
میخوام به یاد نیارم وحوش
من اسیر تو این مسیرم
میکوبن و دوباره میسازنم مثل خمیرم
باید یه راهی بشه پیدا
که بمونم سر پا
باید خوشی بشه اهدا
من ندارم نا
من شدم تیره فام
میخوام تولدم باشه نمام
هر روز زندگی مثل کابوسه چون
هرچی تلاش میکنم دنده معکوسه چون
نمیخوام سنگر نمیخوام پناه
دلم میده گواه
که رفتم به فنا
حق دل نشد ادا
بهترین روز زندگیم سیاه
اینم باید شکر گفت و رفاه
هرکی دلمو برده دید
هرکی گرگ و گوسفند منو درنده دید
هرکی بغضمو خنده دید
حرف حقیقت مو گزنده دید
خدا مارو نخواست حلال
مبارک تولدمو با غم کردن وصال
باشه من بد خدای لایزال
اونایی که بهتر از منن چرا ندارن خواص
منم بی پر بال
دیدمش اره اومد زوال
مهربونی شد واسم مدال
هرکاری بقیه کنن من میدم تقاص
چرا تموم نمیشه گلایه
خدام نیافرید مثل خودش گفت ایه
که من تکم نباید حتی ازم ببینین نمایه
مرده دیگه اراده
شد از قلبم سو استفاده
چرا کار من میشه گناه
بقیه سوزنن من انباره کاه
دیگه با توجه به بقیه نمیکنم اشتباه
باشه تو خوبی بکن تلقین
چون زود تر اومدی روت میاد تنوین
من تورو بیست هیچ میزدم تو تمرین
بده به من غمم علامت
من افریده نشدم برا شهرت، امامت
من تیغ زدن به اسم حجامت
که بدی بشه دلایل
من چقدر بدم غرامت
چقدر بیاد هلاکت
شد دیگه قیامت
برا ادم عاقل
روز تولد که توش پر تابوت
گوشم زیر مشت محکم غم کشید سوت
هوای قلبم الوده تو مازوت
حق داری کنی سکوت
اشکای روی گونه
این دنیا دیوار دلو میشکنه نمیزنه بتونه
به ادمای نامرد میگن نمونه
هرکی ازش بدم اومد رویاشو ساخت
رویای من شد براش وعده چاشت
دلمو شکافت
هر کی مثل منو هر جای دنیا یکی یافت
من ماتم گریز نیستم
من با استعداد و عزیز نیستم
من بقیه رو نقد میکنم دنبال ریختن روشون کمیز نیستم
من با همه از سر بی هنری بدم بی خود در ستیز نیستم
شیرینی نمونده مزه حلاوت
غم موند برام اندازه غایت
توی روز تولدم بیشتر اومد درد
این دلم غمو مثل کودکش پرورد
همه شدن شاخ
دنبال کندن سر بقیه مثل طباخ
اره حتی زندگی داره یه گوسفند
مغزو نابود کردن مثل طباخ میدن پند
مثل گلی پلاسیده
دست مستبد غم که تازید
روز تولدم روز مرگ منه
قلم من پرنگ منه
مطلبی دیگر از این انتشارات
زرد وقرمز و بنفش
مطلبی دیگر از این انتشارات
تقدیم به دفتر شعر ماه
مطلبی دیگر از این انتشارات
ادمای رو مخ