شاعر ترانه سرا
شیدای عشق
بد خلقی و زوش
به هم ریختگیم بدتر از حمله وحوش
مثل چشمه کرده خروش
من شدم دیگر مدهوش
روزا میگذره حالت اضطراب
از روزایی میگم که عاشق و معشوق شدن انشعاب
من با تو میکنم انقلاب
که عطر دوستی مون میشه گلاب
زندگی بی تو زهر هلاهل
زندگی بی تو زجر شده قاتل
ولی تو رفتی و نیستم باورإت
تو به این باور داری افکار شر إت
یه بار یه عاشق با معشوقش بشه متحد
یه بار برای بار اول بله گفته بشه به عاقد
مطلبی دیگر از این انتشارات
جدال فکر و دل
مطلبی دیگر از این انتشارات
تقدیم به دفتر شعر ماه
مطلبی دیگر از این انتشارات
وحشت از دوریت