شیرینه جملاتت

یکی بود که به من باور داشت

سخنی زیبا به بوی عنبر داشت

یکی بود تضاده عصیان بود

عشق من کنارش خطه بی پایان بود

اگه کل دنیا برام قصر بشه

میخوام نباشی، درش زهر بشه

زندگی تکرار با تو بودن

خنده هات به چشات مزینه

قلب، پره احساس دوره، نه در دسترس دستگاه

قلب یه جاده ی باریکه که پرت عشق میشه لبه ی پرتگاه

عشق ترکیبی از سکوت و شنیدنه

ترکیب سیاه و سفید، نبودن و رسیدنه

ولی عشق من کنار تو کامله

نباشی مهر قلبمه که باطله

تو چشات یه خورشید که بهم زل زده

تو چشات، به نظم جهان تعادل زده

تو که شیرینه حتی حملاتت

ببر به غارت دلو که خرابه ش شده کلاتت

زندگی باتو خورده پیوند

باید برات دود کنم اسفند

که نیای به چشم کسی

زیبایی ت برای من، حکم من باشی، نباشی حکم کسی

تو چشات یه خورشید که بهم زل زده

تو چشات به نظم جهان تعادل زده

تو که شیرینه حتی حملاتت

ببر دلو که شعر میگه از جملاتت

رخ ماهت به مهتاب طعنه زده

به دل ماتم من دشنه زده

کاری کردی غمم فراموش بشه

تو باعث شدی خنده من بی لگام، چموش بشه

تو چشات یه خورشید که بهم زل زده

تو، چشات به نظم جهان تعادل زده

تو که شیرینه حتی حملاتت

تو شدی دریا منم سخن فلاتت