شاعر ترانه سرا
وحشت از دوریت
من که دوری تورو وحشت میپنداشتم
من که باتو الفت گرفتم الفت داشتم
چرا از من میگذری چرا از من دوری ای پری
تویی که باعث روییدن شعری
اگه کویری شدم برام سبزه زار بکری
تویی که معنی هر سطری
اگه من یه کلبه ام تو یه قصری
حالا که از من جدایی بیشتر رفتی دنبال درون گرایی
حالا که با بقیه بیشتری حالا که جدا و کافری
تو دلم میاد زلزله چند ریشتری شاید الکی خوشم ظاهری
جدا از تو زندگی نداره دلیل حالا که بعد تو غم شد کفیل
نمیمونه راهی به جز خود کشی نموند نور و تابشی
دل و مغز در حال فریاد غرش
چشم خیس هوای بارش
کاش میموندی لااقل تموم شن این روزای مبتذل
که من عطر تو کنم بغل
کم میاره جلو نگاهت بشر
یه نگاه کسی بهت کنه شده مفتخر
که من از دوریت دارم حذر
من از دوریت پرهیز میکنم بودنتو برا قلبم تجویز میکنم
تورو برا قلبم سفارش میکنم
برا رسیدن بهت روزو شب و نیایش میکنم
مطلبی دیگر از این انتشارات
رپ مزخرفه
مطلبی دیگر از این انتشارات
از رپ متنفرم
مطلبی دیگر از این انتشارات
مردن برات قابله هضمه