<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</title>
        <link>https://virgool.io/taaghche/feed</link>
        <description>طاقچه یک سایت و اپلیکیشن کتاب الکترونیکی و صوتی است. در طاقچه بیش از ۹۰ هزار کتاب وجود دارد. علاوه بر این، با خرید اشتراک «طاقچه بی‌نهایت» و پرداخت هزینه‌ای معادل هزینهٔ خرید یک کتاب، می‌توانید به بیش از ۳۰ هزار کتاب متنی و صوتی در طاقچه دسترسی پیدا کنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:16:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ai5fqg1tczfk/wtjqnt.png</url>
            <title>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</title>
            <link>https://virgool.io/taaghche</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه:‌ سوگ، درآمدی فلسفی.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-vogka7zkhxzx</link>
                <description>برای ماه دی چالش کتاب‌خوانی طاقچه باید کتابی رو می‌خوندم که با مرگ چهره به چهره شوم. برای من که اضطراب مرگ دارم در عین حال که موضوع ترسناکی بود، موضوعی هم بود که گزینه‌های زیادی درباره‌ش توی لیست کتاب‌های در انتظار خوندن داشتم. تصمیم گرفتم کتاب «سوگ، در آمدی فلسفی» از مایکل چلبی نشر بیدگل که مدت‌هاست منتظرم بر اضطرابم غلبه کنم بخونمش رو انتخاب کنم و بقیه کتاب‌ها رو در کنارش ادامه بدم :))) و در نهایت کتاب «مرگ» تاد می رو هم خوندم که صحبت در باره‌ش در این مقال نگنجد.چلبی در کتاب «سوگ، درآمدی فلسفی» به بررسی خود سوگ پرداخته. به عقیده‌ی چلبی فلاسفه اغلب از پرداختن به این موضوع اجتناب کردند، در حالی که این موضوع خود یکی از مباحث مهم فلسفی زندگی هر فرده. چرا که افراد خواه ناخواه با سوگ روبرو می‌شوند. مایکل چلبی در مقدمه‌ی کتاب اشاره می‌کنه که یکی از مهم‌ترین اهدافش از نوشتن این کتاب همین موضوع بوده که اهمیت سوگ و بررسی آن در تفکرات فلسفی رو نشون بده. در بررسی سوگ، مایکل چلبی این موضوع رو مطرح می‌کنه که سوگواری به نوعی در نهایت به خودشناسی منجر می‌شه و با سوگواری در واقع به این می‌رسیم که چه کسی بوده‌ایم، که هستیم، و کسی که از دست دادیم چه بوده است. چلبی در ادامه اشاره می‌کنه که فهم سوگ کار دشواریه و علاوه بر این، چون با از دست دادن همراهه برای ما دردناکه، پس تجربه‌ی آن یا تحقیق و بررسی در باره‌اش به ما اضطراب می‌ده. چیزی که من با گوشت و استخوون درکش می‌کنم.کتاب بعد از مقدمه‌ی مفصل چلبی به هفت بخش تقسیم می‌شه. در بخش اول با اشاره به حدود سوگ به بررسی این موضوع پرداخته شده که آیا برای همه سوگوار می‌شیم؟‌ یا میزان سوگواری ما برای همه افراد یکسانه؟ در بخش دوم درباره‌ی چیستی سوگ صحبت می‌شه. بخش سوم به چطور روبرو شدن با سوگ می‌پردازه و بخش چهارم در ادامه‌ی همین بخش درباره‌ی چگونه بهره بردن از درد سوگه. بخش پنجم به بررسی این سوال می‌پردازه که «آیا سوگ عقلانی است؟». در بخش ششم این موضوع که سوگواری یک وظیفه نیست مطرح شده و در بخش هفتم درباره‌ی درمان سوگ به عنوان موضوعی در زمینه‌ی سلامت روان صحبت شده.بخشی از کتاب که در مورد کسانی که برایشان سوگواری می‌کنیم بود برای من به شدت جذاب‌تر از سایر فصل‌ها بود. در بخشی از این فصل چلبی می‌گه «ما نه می‌توانیم نه مجبوریم سوگوار مرگ تمام آدم‌ها شویم. زندگی تک‌تک آدم‌ها اهمیت دارد و از این رو مرگ هر انسانی نیز مهم است. ولی زندگی هر انسانی برای ما به عنوان یک فرد (به یک اندازه) اهمیت ندارد؛ و همینطور، مرگ هر انسانی نیز برای ما به عنوان یک فرد (به یک اندازه) اهمیت ندارد». به نظرم این مطلب نکته‌ایه که این روزا بارها باید با خودمون تکرار کنیم، قبل از اینکه به هم برای به یک اندازه سوگواری نکردن در مورد همه موضوعات خرده بگیریم.کتاب هرچند موضوع خوبی رو بررسی کرده و روند خوبی برای بررسی فلسفی سوگ، بررسی واکنش‌های مربوط به سوگ، و بررسی روانشناختی سوگ داره ولی به نظرم دچار تکرار مباحثه و ایده‌ی هر فصل در صفحات کمتری می‌تونست مطرح بشه. نمره من به کتاب ۳ از ۵ه، و اگر می‌خواید درباره‌ی سوگ یک بررسی فلسفی-روانشناختی بخونید می‌تونید کتاب «سوگ، در آمدی فلسفی» رو از لینک زیر دریافت کنید. https://taaghche.com/book/152778/%D8%B3%D9%88%DA%AF </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2024 19:01:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: سه‌شنبه‌ها با موری</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C-u9wnts3dwwhx</link>
                <description>بعد از سه ماه دوری از میادین، با یه کتاب فوق العاده برگشتم! :)الان دو ساله که چالش کتابخوانی طاقچه فرصتی شده تا کتاب های معروف یا کتاب هایی رو که مدتی بوده میخواستم بخونم، بخونم! و حالا رفتم سراغ یکی از همون کتاب هایی که مدت ها گوشه ی ذهنم بود: سه شنبه ها با موری.عکس از اینترنت برداشته شده است.چند سال پیش یه کتاب دیگه از میچ البوم خونده بودم و ازش بسیار خوشم اومده بود. و حالا سراغ معروفترین اثرش رفتم. &quot;کتابی برای اینکه با مرگ چهره به چهره شوم&quot;...واقعیت اینه که من حدود یک ساله از مرگ می ترسم. خیلی بیشتر از قبل... پاییز پارسال، خاله ی مهربونم به خاطر یه افتادن ساده یکی از پاهاش شکست و کوتاهی یه پزشک باعث شد که فلج بشه ... خاله ی سالم و سرحالم ویلچر نشین شد.. کسی که هر روز تو روستای محل زندگیش کلی رفت و آمد داشت، می رفت به خواهر و برادرش سر می زد، به باغچه اش رسیدگی می کرد و اصلا بهش نمی خورد که 68 سالش باشه... اما در عرض یه مدت کوتاه همه چیز تغییر کرد... اون دیگه نتونست روی پاهاش بایسته ، نتونست راه بره و دیگه نتونست از آشپزخونه ی پر مهرش به استقبالم بیاد...وقتی می رفتم خونه اش تا ببینم حالش چطوره، تمام قلبم می سوخت، اما سعی می کردم خوشحال و امیدوار باهاش صحبت کنم. مطمئن بودم که حالش خوب می شه، که دوباره سرپا میشه و دوباره یه ظهر جمعه برای آبگوشت خاص خودش دعوتمون می کنه. اما اون کم کم حتی توانایی نشستن روی ولیچر رو هم از دست داد. انگار که می ترسید، دیگه حتی به تکیه گاه محکم ویلچرش هم اعتماد نداشت چه برسه به یه آینده ی نامعلوم...اما اوضاع هر روز بدتر شد... دیگه حتی من هم امیدم رو از دست دادم. داشتم می دیدم که خاله هم دیگه انگیزه و امیدی برای بهبودی نداره. بدتر اینکه بعد از عید امسال احساس کردم خاله داره به سمت مرگ پیش می ره. خیلی سریع تر از چیزی که انتظار می رفت. و من یکی از خواهر زاده ها و کسانی بودم که به مدت 8 ماه ذره دره آب شدنش رو دیدم. در حالیکه دو ماه آخر مطمئن بودم که دیگه زنده نمی مونه. بنابراین سعی کردم باهاش مهربون تر و خوش اخلاق تر از قبل باشم. تازه دو سال از فوت عموی جوونم می گذشت؛ عمویی که فرصت مهربون بودن باهاش رو نداشتم. می خواستم در مورد خاله این حسرت به دلم نمونه..تا اینکه رسیدیم به روزای آخر. من جمعه بعد از ظهر باهاش خداحافظی کردم و برگشتم دانشگاه و اون شنبه عصر رفت.. برای همیشه...روزهای آخر...یادآوری اون روزها واقعا برام آسون نیست. روزهای بیماری و روزهای بعد از مردنش. و راستش تا قبل از خوندن این کتاب مدام از ذهنم پسش می زدم. ولی این چند روز آخر دی ماه دیگه این کارو نکردم. خط به خط کتاب رو با تصویر خاله خوندم و حرف هایی که می تونست بزنه و نزد، و اشک ریختم...چقدر دلم برای میچ می سوخت که سال ها از استاد مورد علاقه اش دور بوده و حالا در چنین شرایطی پیداش کرده بود.. روی ویلچر و دست در دستان فرشته ی مرگ..یاد معلم های مورد علاقه ام تو مدرسه افتادم. که چقدر باهاشون صمیمی بودم اما الان سالهاست هیچ خبری ازشون ندارم. با خوندن این کتاب و مرور یک سال غم انگیز اخیرم قلبم لرزید. که نکنه آدمایی که دوسشون دارم دور از من در حال گذروندن روزهای سختی باشن؟! حالا یه تصمیم مهم گرفتم. امیدوارم بتونم از طریق دوستان مدرسه شماره تماسشونو پیدا کنم و برم سراغشون. قبل از اینکه خیلی دیر بشه..این کتاب رو بخونید. گریه کنید، ناامید بشید و دوباره امید خودتونو بدست بیارید. تصمیم جدید بگیرید ومراقب عزیزانتون باشید. «سه‌شنبه‌هاباموری»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/63931 </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>m_jafari</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2024 22:22:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : خاطرات سوگواری</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-pg53p6eusiqb</link>
                <description>رولان بارت در 12 نوامبر سال 1915 در فرانسه متولد شد. او فیلسوف، نظریه‌پرداز، نویسنده و منتقد ادبی بود.به نقل از دوستانش ، علاقهٔ شدید او به مادرش باعث‌ شد که پس از مرگ مادرش تا مدت‌ها دست از نوشتن کتاب بردارد و به مکان‌های گوناگون که بیشتر آنها به مقصد مراکش بود، سفر کند. در این میان یادداشت‌هایی را به‌صورت پراکنده و در بازه‌های زمانی مختلف نوشت که تقریباً اغلب آن ها تحت تأثیر مرگ مادرش بودند. مادر بارت در 84 سالگی درگذشت و در نهایت سه سال پس از مرگ او، رولان بارت در 25 مارس 1980 در اثر تصادف از دنیا رفت.اما در مورد کتاب او، باید گفت خاطرات سوگواری یک رمان نیست، شاید حتی نتوان اسم آن را کتاب گذاشت، چرا که تک‌تک صفحات آن شامل یادداشت‌ها و خاطراتی می‌شود که نویسنده گاهاً در شرایط روحی نوشته است؛ گاهی با خودنویس و گاهی با مداد. رولان خود هرگز تصمیم به گردآوری و چاپ این یادداشت‌ها نداشت و ۲۹ سال پس از مرگش این کتاب، توسط دوستان وی چاپ و منتشر شد.کتاب خاطرات سوگواری شامل چند بخش زیر است : پس از مقدمه مترجم، کتاب با خاطرات نویسنده از تاریخ  ۲۶ اکتبر ۱۹۷۷ تا ۲۱ ژوئن ۱۹۷۸ تحت عنوان «خاطرات سوگواری» شروع میشود و پس از آن «ادامهٔ خاطرات» از ۲۴ ژوئن ۱۹۷۸ تا ۲۵ اکتبر ۱۹۷۸ نوشته شده است. در «صفحات بعدتر خاطرات» از ۲۵ اکتبر تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۹ شرایط روحی نامناسب نویسنده در غم از‌ دست‌دادن مادر، با خواندن این یادداشت‌های پراکنده، به‌وضوح قابل درک است و در انتها با «چند یادداشت بی‌تاریخ» مواجه می‌شویم و همین‌طور با «یادداشت‌هایی دربارهٔ مامان».بخش هایی از کتاب با ذکر تاریخ که برای من خواندنی بود : 27 اکتبر 1977«کسی چه میداند؟ شاید چیز ارزشمندی در این یادداشت ها باشد؟»29 اکتبر 1977«در نوشتن این یادداشت ها در برابر ابتذالی که در من است به خودم اعتماد میکنم.»11 نوامبر 1977 «تنهایی = کسی را در خانه نداشته باشی که بتوانی به او بگویی :فلان ساعت به خانه باز خواهم گشت و یا کسی که صدایش بزنی (یا کسی که تنها به او بتوانی بگویی): من اینجام، من آمدم.»آدمی که کسی را از دست می دهد، با مرگ و یا دوری از او، مدت ها زمان میبرد زندگی بدون &quot;او&quot; را از سر بگیرد. این تلاش در کلمات نویسنده مشخص است. گویی او دنیا را پس از مرگ مادرش مکانی غریب و دوستان و آشنایانش را با وجود حضور و کمک شان؛ غریبه می پندارد. مادر بارت ۲۳ سالگی ازدواج کرد و در ۲۴ سالگی بیوه شد و ۶۰ سال کنار رولان بارت زندگی کرد و همراه یکدیگر بودند. فقدان او علاوه بر غم، حفره ای بزرگ در زندگی بارت ایجاد کرد که با تلاش های مختلف مانند سفر و نوشتن، سعی بر غلبه بر آن و یا لااقل تحمل کردن آن میکرد. بخشی از کتاب خاطرات سوگواری، زندگی زیسته هر یک از افرادی است که فقدان کسی را تجربه کرده اند.کتاب در 272 صفحه، گردآوری شده است و در هر صفحه گاه یک جمله، چند کلمه و در مواردی یک پاراگراف از شرح حال نویسنده در آن تاریخ ثبت شده است.خواندن این کتاب را به کسانی که در غم فقدان عزیزی هستند میشود توصیه کرد. غیر از آن، با خواندن این کتاب حال و احوال کسی که به یک باره &quot;تنها&quot; شده و زندگی کردن را فراموش کرده را در پس کلماتش خواهید یافت. بارت در سالگرد مرگ مادرش اینگونه می نویسد : 20 اکتبر 1978 «سالگرد مرگ مامان نزدیک میشود. بطور فزاینده ای میترسم. گویی او باید در این روز(25 اکتبر) دوباره بمیرد.»25 اکتبر 1978«سالگرد مرگ مامان.روز در ارت.ارت، خانه خالی، قبرستان، قبر جدید.قلبم متورم نشده، احساس خشکی میکنم، بدون هیچ پشتیبانی درونی. نمادگرایی سالگرد برایم بی معناست.»محمدحسین واقف در سال 1393 کتاب خاطرات سوگواری را ترجمه کرد و این کتاب توسط نشر حرفه هنرمند به چاپ رسید. برای خرید و مطالعه نسخه الکترونیکی کتاب خاطرات سوگواری میتوانید آن را از اپلیکیشن کتابخوانی طاقچه تهیه کنید.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Mina</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2024 17:55:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه» تولستوی مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-f6asflsvvz4m</link>
                <description>نام اثر،،،_~» تولستوی ومبل بنفشنویسنده ~_» نینا سنکویچمترجم ~_» لیلا کردانتشارات  _~» کوله پشتیکتاب است که جالب از واقعیت های زندگی خود شروع می کند و می خواهد چند موضوع  به تصویر بکشد که بیشتر آن موضوعات را همه مردم دنیا با آن سرو کار دارند البته هرکس به رویش خود وارد عمل می شود نویسنده هم می خواهد طریق برخورد مشکلات زندگی  را از دیدگاه خودش بررسی و دنبال راه حل می گشته تا شاید یکی از بهترین را ه حل را پیدا نماید.اولین،  موضوع را که به تصویر می کشد، مرگ خواهر او هست که می خواهد هر کاری را انجام می دهد کمی از درد های از دست دادن خواهرش را به باد فراموشی بسپارد ولی موفق نمی شود چرا که چنین کاری ناممکن است شخص که از دنیا رفته بر نخواهد گشت باید با این مشکل به هر طرق شده کنار بیاید،بعد تلاش می کند تا حسابی خودش را مشغول کار های روزانه نماید سر کار می رود و هنگام برگشت از دوباره خود را سرگرم می کند که اصلا ذهن اش فرصت پیدا نکند تا به فکر فرو رود،  با کار باز هم خیلی موفق نمی شود چرا که نزدیک یک سال میگذرد هنوز غمی خواهرش را با خود دارددنبال راه حل های دیگر می گرده تا متوجه می شود که برخی از دانشمندان در چنین مواقع کتاب خواندن را پیشنهاد می کند که جالب است که وقت شروع به مطالعه کتاب می کند اول یک وب سایت راه اندازی می کند بنام هر روز یک کتاب بعضی بخش های از کتاب را با خوانندگان به اشتراک می گذارد تا هر کسی مطابق سلیقه خود از آن کتاب برداشت نماید جالب است توی این راه واقعا موفق می شود تا هر روز یک کتاب مطالعه نماید و تمام کتاب خوان ها را به چالش می کشد چون واقعا کار بس دشوار است که در یک سال هر روز یک کتاب مطالعه کند تا ارقام کتاب های شان به سه صدو شت و پنج برساند.اینجاست که هر کتاب را وقت  مطالعه می کند برخی شان بعد از تمام شدن کنار می گذارد کار به آن ندارد ولی برخی شان را یادداشت برداری می نماید که این کار شان دو دلیل عمده دارد یک این کتاب با تمام جزئیات شان به ذهن خواننده می ماند می داند نقاط ضعیف و برعکس نقاط شان کتاب کجاست و دوم اینکه کتاب را می تواند برای صاحب و نویسنده کتاب هم با تمام جزئیات بیان نماید این یک کمک بزرگ به نویسنده کتاب خواهد بود.معمولا کتاب خوان حاضر به چنین کاری نمی شود بعد از مطالعه سریع کتاب را کنار می گذارد کار به آن ندارد.جالب اینجاست که حالا نویسنده متوجه یک چیزی جدید و عجب غریب شده من حالا به دو بخش تقسیم شدم چرا که یک بخش من کنار جنازه خواهرم ماندگار شده در بیمارستان در آن اتاق که بیمار بود تا هنگام که فوت شد و از دنیا رفت همیشه به روز های که به بیمارستان بودم تا به او امید دهم هرروز وقت ملاقات با او سعی داشتم به هر طرق و فنی شده او را بخندونم مثلاً شلوار گشاد با کمر بند عجب تا حسابی با دیدن می خندید اصلا نمی توانست جلو خنده خود را بگردو من هم خیلی خوشحال می شود وقتی خواهرم می دیدم با ان چهره زیبا و نازنین اش از ته دل  می خنده،حرف خود نویسنده این است که من سعی کردم همه راه ها را امتحان نمایم یک راه حل واقعی برای فراموشی از دست دادن خواهر از دنیا رفته ام پیدا کنم ولی متاسفانهتلاشی بیهوده بود خود مشغول هر کار می کردم به محض کم شدن کار یا خلوت شدن ذهن سریع به سراغ درد و رنج های خواهرم و تمام ماه ها و روزهای که در بیمارستان بودم می رفت که خود هیچ کنترل روی آن نداشتم،آخرین چاره من این شد که مرگ خواهرم بخشی از زندگی مرا تشکل دهد و من با بخش خیلی خوب کنار بیامدر هر تصمیم که بگیرم باید با آن بخشی مشورت نمایم بعد نتیجه کلی را اعلام نمایم،نکته که برای شخص من خیلی جالب بود این است از این کتاب که تا حالا فکر کرده ام که انسان ها را از چه راه های می توان شناخت، قبلاً شنیده بودم از دکتر رفیعی که می گفت برای شناخت انسان ها سه راه وجود دارد ولی برای هر کسی این سه رویش وجود نداشت، بررسی بعد  اجتماعیدوم بعد سیاسی، سوم بعد عبادی خوب این رویش برای ادم های بزرگ جواب می دهد نه دوست و رفیق خود مانچون خود دکتر این سخنان را بیان می کند برای شخصیت امام حسین علیه السلام.ولی اینجا نویسنده راه حل خیلی جالب و راحت را پیشنهاد می کند که قابل دست رس و امکان پذیر استاگر می خواهی خواسته های ادم ها و درون انها را بشناسی یا پی ببری با هدیه گرفتن ین کتاب به راحتی تمام ذهن آن می خوانی البته کتاب که مورد علاقه و نظر شخص باشد و بخواهد به شما پیشنهاد نماید باین کار تمام اسرار ادم ها عریان می شود چیزی دیگر به درون آو وجود نداردبرخی ادم ها از کتاب های رمان، جنایی، مجازی غیر واقعی، رمان های عاشقانه، داستان های خیال پردازی را خوش داشته باشد،  نمی توان اینکار کرد،در واقعی اگر بعد از خواندن کتاب نظر خود را در مورد کتاب بگوید نباید مسخره نماید چرا که توهین به کتاب مورد علاقه شخص چیزی نیست جز توهین به خود آن شخص.تشکری می کنم از خوانندگان خوب که نظریات من را در مورد این کتاب مطالعه می نماید برای دریافت کتاببنام (تولستوی،مبل بنفش) اینجا کلیک نماید.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jan 2024 21:41:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: حق حق داشتن.</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AD%D9%82-%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-tjfww2zthdsm</link>
                <description>فصل پاییز چالش کتاب‌خوانی طاقچه فصل یاد گیری بود و موضوع آذر ماه، «کتابی که جامعه را به تو می‌شناساند». کتاب‌های مختلفی برای این ماه در نظر داشتم که در نهایت از بینشون کتاب «حق حق داشتن» از استفانی د گویر، آلیستر هانت، لیدا ماکسول و ساموئل موین را انتخاب کردم. عنوان کتاب از یکی از اصطلاحاتی که برای اولین بار توسط هانا آرنت ارائه شده، گرفته شده است. هانا آرنت در کتاب تمامیت‌خواهی خود در بخشی در باره‌ی «حق برخورداری از حقوق»‌ صحبت می‌کند. موضوع این کتاب هم همین صحبت و بررسی آن بوده است. هانا آرنت نزدیک به ده سال در دوران جوانی خود فرد آواره‌ای بی‌تابعیت بود و با بررسی تجربیاتش و تحلیل تجربیات میلیون‌ها فرد آواره در سراسر جهان موضوع حق برخورداری از حقوق را مطرح کرده است. به عقیده آرنت حقوق بشر تنها در کلام برای هر انسانی در نظر گرفته می‌شود در حالی که در عمل اگر فرد عضو یک ساختار سیاسی اجتماعی نباشد و بی‌تابعیت باشد این حقوق از او سلب می‌شود و در واقع حقوق بشر به حقوق شهروندی تبدیل شده است. به عقیده‌ی او دلیل این تفاوت در تعاریف و عملکرد این بوده است که «دنیا هیچ چیز مقدسی در صرف انسان بودن یک شخص نمی‌دید.»کتاب چهار فصل اصلی دارد که در هر فصل بخشی از این اصطلاح،‌ «حق برخورداری از حقوق»، بررسی شده است. در فصل اول، «حق...»، مفهوم حق و این که حقی که در «حق برخورداری از حقوق» مطرح شده است اساسا چیست صحبت می‌شود. بخش دوم بخش «...برخورداری از...» است. در این بخش به بررسی مفهوم برخورداری از حقوق پرداخته شده است. بخش سوم، «...حقوق...»، بخشی است که حقوقی که انسان‌های خارج از چهارچوب‌های سیاسی و اجتماعی از آن حقوق محرومند در آن مشخص شده است. در بخش چهارم که «...دارندگان حق» نام دارد نیز نویسندگان به بررسی حقوق بشر، حق محرومین از حق و حقوق غیر انسانی پرداخته‌اند. هرچهار فصل به دنبال هم بیان‌کننده و تشریح‌کننده‌ی موضوعی واحدند و آن این است که «هر فرد انسانی صرفا به واسطه‌ی انسان بودن استحقاق حقوق اساسی بشر را دارد و نه به دلیل تعلق به یک ملت و یا داشتن یک تابعیت».کتاب کتاب کوتاه و مفیدی بود و به بررسی موضوعی پرداخته بود که شاید در تبلیغات رنگارنگ حقوق بشری دنیای امروز کمتر به آن توجه کنیم. به خصوص که کتاب در سال ۲۰۱۸ و بعد از تمام محدودیت‌هایی که دونالد ترامپ با در نظر گرفتن تابعیت و ملیت افراد برای حقوق افراد اعمال کرده بود نوشته شده است و به طور واضح به تمام مثال‌های اخیری که افراد از حق برخورداری از حقوق محروم بوده‌اند در این کتاب اشاره شده است. ولی تمام موضوعاتی که در کتاب مطرح شده بود شاید در یک مقاله‌ی بسیار کوتاه‌تر قابل جمع‌بندی بود؛ ولی نویسنده‌های کتاب موضوعات رو بارها و بارها تکرار کرده بودند که این برای من خسته‌کننده بود، ضمن اینکه تمرکزم نسبت به اصل موضوع را بهم می‌ریخت. نمره‌ی من به این کتاب ۳ از ۵ است و اگر مایلید کتاب رو مطالعه کنید می‌تونید از لینک زیر از طاقچه دریافتش کنید. https://taaghche.com/book/54636/%D8%AD%D9%82%D9%90-%D8%AD%D9%82-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86 </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 22:47:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: زندگی‌های پنهان درون‌گرایان</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-dazm7xbhdr0g</link>
                <description>برای آبان ماه کتابی درباره‌ی خودشناسی باید بخونیم، من که از کتاب‌های خودشناسی، روانشناسی، موفقیت و ... خوشم نمیاد کتاب خاصی انتخاب نکرده بودم که دیدم زندگی‌های پنهان درونگرایان تخفیف خورده، همینو خریدم. الان که اولِ اولشم به نظر بد نمی‌رسه. با خاطره  کودکی‌ش شروع کرده و فکر کنم نویسنده تجربیات و خاطرات خودش ر نوشته.می‌گه اولش نمی‌دونستم درونگرا هستم، به کتاب‌هایی درباره‌ی درونگرایی برمی‌خوره و می‌فهمه درونگراست، بعد هی دوست داره درباره درونگرایی صحبت کنه، وبلاگ می‌زنه، به مرور وبلاگش شلوغ می‌شه و درونگراهایی از همه‌ی دنیا توش جمع می‌شن و درباره‌ی درونگرایی می‌نویسن.درونگرایی نوعی خلق‌وخوست که با شخصیت فرق می‌کنه، خلق‌وخو ویژگی‌های ذاتیه که دیدگاهمون درباره دنیا ر شکل می‌ده. شخصیت الگویی از رفتار، افکار و عواطفه که فردیت ما ر می‌سازه. سال‌ها زمان می‌بره تا شخصیت ساخته بشه اما خلق‌وخو چیزیه که باش متولد شدیم.نکته‌ای که درباره درونگرایی و برونگرایی باید مد نظر داشته باشیم اینه که خصوصیاتی یا همه یا هیچ نیستن، می‌شه طیفی ر در نظر گرفت که یه سرش درونگرایی و سر دیگه‌ش برونگرایی قرار داره، روی این طیف هر آدمی جایی قرار می‌گیره، بعضیا متمایل به درونگرایی و بعضیا نزدیک برونگرایی. هیچکس درونگرا یا برونگرای محض نیست و ممکنه در بعضی مواقع برونگرا عمل کتیم یا درونگرا.آیا شما درونگرایید؟۲۲ علامت وجود داره که نشون می‌ده میل به درونگرایی داریم. که بعضیا ر می‌نویسم.۱- از اینکه اوقاتتان را به تنهایی بگذرانید لذت می‌برید۲- زمانی که تنها هستید بهتر فکر می‌کنید۳ تک‌گویی درونی‌تان هرگز تمامی ندارد۴- وقتی در جمع هستید اغلب بیشتر احساس تنهایی می‌کنید تا زمانی که تنهایید۹- ترجیح می‌دهید با افراد خشمگین درگیر نشوید۱۷- دوست دارید مردم را تماشا کنید۱۸- به شما گفته‌اند شنونده‌ی خوبی هستید۱۹- دوستان کمی داریددر فصل دوم درونگرایی ر از نظر علمی بررسی کرده. علت واکنش مختلف درونگراها و برونگراها ماده‌ی شیمیایی به اسم دوپامین‌ه که در مغز یافت میشه. دوپامین به کنترل مراکز لذت و پاداش در مغز کمک می‌کنه. دوپامین باعث احساس لذت نمیشه بلکه تضمین میکنه که شما با احتمال وقوع لذت دچار هیجان می‌شید. برونگراها در سیستم پاداش مغزشون دوپامین فعالتری از درونگراها دارن. یه تحقیقی کردن درباره‌ی انواع درونگراها، ۵۰۰ بزرگسال در سنین مختلف ر بررسی کردن و سوال‌های مختلف پرسیدن و به ۴ نوع درونگرا رسیدن. اجتماعی، متفکر، مضطرب و مهار شده. هر آدمی ممکنه تو یکی از دسته‌ها قرار بگیره یا ممکنه که ترکیبی از چن تاش باشه.بعد یه تستی هست که برای هر نوع درونگرایی ۷ تا گزینه داده، به هر کدوم از اینها از ۱ تا ۵ نمره می‌دیم، آخرش جمع می‌زنیم و بر اساس اون من درونگرایی اجتماعی‌م از بقیه بیشتر شد. اجتماعی و مضطرب و مهار شده زیاد، متفکر کم. درونگرایِ اجتماعیِ مضطربِ مهار شده داره مطلب می‌نویسه براتون. شاید اگه سوالای این تست ر هم مینوشتم جالب بود اما خیلی طولانی میشد دیگه.تو فصل سوم سوءتفاهم‌های رایج درباره‌ی درونگرایی ر بررسی کرده.۱- درونگرایی فقط به معنی نسنجیدگی استچند تا نمونه از خاطرات خودش و دیگران ر تعریف می‌کنه که هم‌کلاسی یا هم‌کار یا دوستانشون درباره شخص درونگرا فکر می‌کردن که بدجنس، خودخواه، خودبرتربین، سرد، پرافاده، بی‌ادب... هستن.۲- نیاز درونگرایان به خلوت رفتاری ضداجتماعی استحضور توی جمع‌های دوستانه یا مهمانی و غیره انرژی زیادی از فرد درونگرا می‌گیره و برای حفظ سلامتی به خلوت نیاز داره.۳- درونگراها احساس ندارناینکه احساسشون ر بروز نمی‌دن و هیجان‌زده نمی‌شن دلیل نمی‌شه که احساس ندارن.۴- درونگرایان از مردم بیزارنداگه از مردم بیزار بودن که اینهمه شغل‌های برونگرایانه نمی‌داشتن، شغلهایی که با مردم زیاد تماس و تعامل دارن و از خدمتی که به مردم می‌کنن خوشحالن.چارلز بوکوفسکی تو فیلمنامه‌ی بارفلای جمله‌ای داره که چند دهه بعد شعار درونگرایان شد، دوست هنری ازش می‌پرسه که آیا از مردم بدش میاد، هنری که الکلی و تنهاست جواب می‌ده نه بدش نمیاد، فقط وقتی کسی دور و برش نیست حال بهتری داره.۵- همه‌ی درونگرایان خجالتی‌اند۶- درونگرایان رهبران کم‌توان‌تری می‌شوندچن تا مثال زد که اینو رد می‌کنه، بیل گیتس و باراک اوباما.۷- درونگرایان نمی‌دانند چطور خوش باشندفصل ۴ درباره‌ی «خماری درونگرا»ست.یکی یه مقاله نوشت و درباره‌ی تجربه‌ش گفت، مهمونی خونه‌ی خانواده نامزدش بود و بعد از مدتی احساس کرد که نمیتونه اون جو و شلوغی ر تحمل کنه و احتیاج به جای آروم و ساکتی داره و بعد از اون کسان دیگری از خماری‌شون نوشتن. این حالت بیشتر توی مهمونی و شلوغی و ازدحام به‌شون دست می‌ده.خماری درونگرا ر می‌شه فرسودگی اجتماعی یا خماری اجتماعی نامید. ممکنه سخت باشه و برای بعضی‌ها نشانه‌های جسمی بروز می‌کنه. مثل زنگ‌زدن گوش، تار دیدن، نفس‌تنگی، عرق کردن، کج‌خلقی.برای برطرف شدن خماری هم زمان نیازه، برای هر کس هم متفاوته شاید چند دقیقه و چند ساعت کافی باشه یا یکی دو روز، تنهایی و سکون و آرامش. در واقع تعامل نداشتن با دیگران باعث رفع این وضعیت می‌شه.فصل چهارم ر تموم کردم و دیدم سه روز از آبان مونده، دیگه برای این ماه بسه این کتاب، بقیه ر بعدن می‌خونم.کتاب خوب و آموزنده‌ایه برای همه، چه برای درونگراها که خودشون ر بهتر بشناسن و چه برای برونگراها که با درونگراهای اطرافشون رفتار مناسب‌تری داشته باشن.زندگی‌های پنهان درون‌گرایان نوشته‌ی جن گرانمن انتشارات میلکان «زندگیهایپنهاندرونگرایان»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/book/190807 </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Mostafa F</author>
                <pubDate>Mon, 20 Nov 2023 01:59:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: عادت‌های اتمی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-eydxp4lufptp</link>
                <description>کتاب عادت‌های اتمی رو اولین بار سه چهار سال پیش خوندم و به نظرم توی ژانر خودش کتاب خیلی خوبیه. به همین خاطر تصمیم گرفتم که به مناسبت موضوع آبان ماه چالش کتابخوانی طاقچه که درباره‌ی «کتابی که کنترل زندگی را به دست خودت می‌دهد» هست، دوباره این کتاب رو بخونم و نکته‌هاش رو برای خودم مرور کنم. به نظرم واقعا کتابیه که میشه چند وقت یک بار برای یک مرور حتی کوتاه بهش برگشت.کتاب با این شروع می‌کنه که اگه به مدت یک سال، هر روز یک درصد بهتر از روز قبل یک کاری رو انجام بدیم، در پایان سال ۳۷ برابر بهتر از روز اول شدیم. در واقع میگه که تغییرات کوچیک ولی مستمر، باعث نتایج بزرگی میشن. پس ما باید سیستمی بسازیم که باعث شده بتونیم به طور مستمر کاری رو که موجب میشه به هدفمون برسیم انجام بدیم و برای این کار باید تمرکزمون رو بذاریم روی این‌که سیستم پایداری برای خودمون طراحی کنیم. برای این کار باید انجام دادن کاری که مورد نظرمونه تبدیل به یه عادت بشه تا با صرف کمترین انرژی و تلاش ممکن به طور مرتب بتونیم اون کار رو تکرار کنیم تا بهتر بشیم.نویسنده در ادامه توضیح میده که چجوری با چهار گام ساده میشه برای خودمون عادت‌سازی کنیم. البته راستش من خیلی مطمئن نیستم که ساده باشن، ولی بگذریم... و اما این چهار مرحله چی هستن؟ اولین قانون: سرنخ، آن را شفاف و آشکار کنید.دومین قانون: تمایل، آن را جذاب کنید.سومین قانون: پاسخ، آن را ساده کنید.چهارمین قانون: پاداش، آن را رضایت‌بخش کنید.برای این‌که یه عادت بد رو از بین ببریم هم مسلما لازمه دقیقا برعکس این‌ کارها رو انجام بدیم.اولین مرحله برای عادت‌سازی اینه که اون رو شفاف و آشکار کنیم. یکی از پیشنهادهایی که کتاب میده زنجیره‌‌‌سازی عادته، به این صورت که یک عادت جدید رو به یه عادت قدیمی ربط بدیم. مثلا اگه می‌خواید بعد از مسواک از دهانشویه هم استفاده کنید، می‌تونید دهانشویه رو کنار مسواکتون بذارید تا موقع مسواک زدن ببینیدش و یادتون بیاد که باید از دهانشویه استفاده کنید. به نظرم خیلی مهمه که مرحله‌ی دوم که جذاب کردن اون عادته چجوری انجام بده. این که چجوری یک پاداشی برای اون کارمون تعیین کنیم که خودش چیز بدی نباشه ولی به اندازه‌ی کافی تشویق‌کننده باشه. چون من اساسا تمایل داریم کارهایی رو انجام بدیم که نتیجه‌اشون رو همون موقع می‌بینیم و اگه کاری به زمان احتیاج داره تا به نتیجه برسه، سخت‌تره که به انجام دادنش ادامه بدیم. سومین مرحله ساده کردنشه. به نظر من یه مثال خوب می‌تونه این باشه که اگه می‌خوایم کتاب خوندن رو شروع کنیم، به جای این‌که با کتاب‌های حجیم و سنگین شروع کنیم، می‌تونیم با کتاب‌های ساده‌تر و آسون‌تر عادت کتاب خوندن رو شکل بدیم و بعدها که کتاب خوندن برامون تبدیل به عادت شد، کم کم گستره‌ی کتاب‌هایی که می‌خونیم رو افزایش بدیم. در ادامه نویسنده راجع به قانون کمترین تلاش صحبت می‌کنه که فکر می‌کنیم همه ناخودآگاه باهاش آشنا هستیم، ولی چطوری در پروسه‌ی عادت‌سازی می‌تونیم ازش استفاده کنیم؟ فرض کنید ما می‌خوایم عادت خوردن غذای خونگی رو با عادت فست‌فود خوردن جایگزین کنیم. یک کاری که می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه اینه که دو روز در هفته رو به غذا پختن و فریز کردن اختصاص بدیم، به جای این‌که از خودمون انتظار داشته باشیم که هر روز که خسته از سر کار برمی‌گردیم برای فردا غذا درست کنیم. مرحله‌ی چهارم به نظرم خیلی نزدیک به مرحله‌ی دومه. توی این مرحله باید یک جور پاداش آنی برای اون عملمون ایجاد کنیم که حس رضایتمندی‌ای که در لحظه ایجاد میشه باعث بشه که دوست داشته باشیم که اون کار رو تکرار کنیم.در کل به نظرم کتاب نکات ساده و کاربردی‌ای رو مطرح می‌کنه که می‌تونن به راحتی استفاده بشن و باعث بشن که عادت‌هایی که نمی‌خوایم رو ترک کنیم و عادت‌های جدید برای خودمون بسازیم.کتاب عادت‌های اتمی نوشته‌ی جیمز کلیر ترجمه‌ی هادی بهمنی رو می‌تونید از طریق لینک زیر در اپلیکیشن طاقچه مطالعه کنید. https://taaghche.com/book/54131/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>آناهیتا بنی‌نجار</author>
                <pubDate>Sat, 28 Oct 2023 23:26:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: همه می میرند</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-xvuppqvqehcf</link>
                <description>سلام. به هفتمین کتاب و ماه از چالش کتابخوانی طاقچه رسیدیم. در این بخش هم می خواهیم کتاب این ماه رو بررسی و کمی در موردش بدونیم. قبل از شروع، لازم به ذکر هست که اگر نمی دونید چالش کتابخوانی طاقچه چیه و می خواهید با اون آشنا بشید و در صورت تمایل در اون شرکت کنید تا علاوه بر اینکه باعث میشه هر ماه حداقل یک کتاب بخونید، از جوایز ماهانه، فصلی و کلی اون استفاده کنید، روی این لینک کلیک کنید و توضیحات کامل و نحوه شرکت رو در وبلاگ طاقچه مطالعه کنید.کتاب همه می میرندکتاب همه می میرندنویسنده: سیمون دوبوارمترجم: مهدی سحابیناشر: نشر نودسته بندی: رمان - داستان خارجی - داستان فرانسوی - فلسفهسال انتشار: ۱۳۹۵تعداد صفحات: ۴۱۳ صفحهموجود در نسخه های: الکترونیکی - بی نهایتبا اومدن مهر ماه، به فصل جدیدی یعنی پاییز رسیدیم و موضوع فصل جدید طاقچه نیز از نظر من خیلی خوب و از دست ندادنی هست. موضوع این فصل، فصل آموزش و یادگیری هست. که خب با توجه به اینکه اول پاییز نیز همزمان با شروع سال تحصیلی هست، موضوع کاملا مناسب و به جایی انتخاب شده. اما دقیق تر که بشیم موضوع مهر ماه رو می بینیم که اولین زیرموضوع از این فصل هست و چیزی نیست جز کتابی که با عینک فلسفه به جهان می نگرد. این موضوع در نگاه اول یکم تخصصی بنظر میاد ولی یکم که فکر کنیم میبینیم اتفاقا موضوع خیلی خوب و قابل توجهی هست که لازمه در این زمینه یکم مطالعه رو حداقل داشته باشیم. کتابی که من انتخاب کردم با این موضوع و برای این ماه، از کتاب های پیشنهادی خود طاقچه یعنی کتاب همه می میرند نوشته سیمون دوبوار بود.کتاب همه می میرند در مورد زندگی مردی به نام فوسکا هست. فوسکا سودای عدالت در سر داره و به همین دلیل با خوردن معجونی مصری، نامیرا میشه تا بتونه به سودای خودش تحقق ببخشه. فوسکا در طول زندگی ۷۰۰ ساله خودش، اول از همه از دهکده اش شروع میکنه و افق در پیش روی اون نیز به مرور وسیع تر میشه تا جایی که به شهرهای اطراف، کل کشور و در نهایت هم به کل دنیا میرسه. فوسکا در طول این سفر زندگی، روایت ها و حکایت های جدیدی از زندگی آدمی رو فرا میگیره. سپس با علم به این موضوعات، میجنگه، پیروز میشه، شکست میخوره، دوباره میجنگه، پیروز میشه، شکست میخوره، متحد میشه، پیمان میشکنه، به امپراطوری ملحق میشه و همینطور پیش میره تا در نهایت میفهمه که هر چقدر راه رو رفته و گام برداشته، واپس رفته!این کتاب شروعش از زندگی روزانه یک بازیگر تئاتر به نام رژین هست. شخصی که به نظر میرسه شخصیتی خودشیفته داره و در عین حال به شدت روی اهداف و رویاهاش پافشاری میکنه. رژین در ادامه سفر هایی که میکنه، روزی با مردی عجیب به نام فوسکا که در واقع شخصیت اصلی کتاب ما هست آشنا میشه و وقایعی در ادامه پیش میاد که قابل توجه هست.متن کتاب روان و خوشخوان هست و ترجمه بسیار خوبی نیز داره. در این کتاب شما با مسائل ادبی، تاریخی، روانشناختی و فلسفی روبرو میشید که خودش بسیار آموزنده و قابل تامل برای استفاده در زندگی هست. این کتاب رمان هست اما خب نباید به عنوان یک کتاب رمان و خیلی سریع مطالعه و ازش رد بشه و چون موضوعاتی که گفته شد رو در بر میگیره، بخش بخش کتاب قابل تامل و فکر کردن داره و باید با دقت و صرف زمانی بیشتر از کتاب های رمان، مطالعش کرد.کتاب همه می میرند رو می تونید از طاقچه و از طریق لینک زیر در نسخه های الکترونیکی و بی نهایت دریافت و مطالعه کنید. https://taaghche.com/book/22694/%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Thu, 26 Oct 2023 23:29:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه ؛ دنیای سوفی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-jq35kgyzthxq</link>
                <description>کتاب دنیای سوفیتا حالا به این فکر کردید که شما چه موجودی هستید؟ یا اصلا برای چه منظوری در این دنیا حاضر هستید؟ یا اصلا تا بحال شده به این موضوع فکر کنید که اصلا چرا این دنیا بوجود اومده و چه کسی اونو بوجود آورده؟ قطعا همگی ما اعتقاد داریم که این دنیا رو خداوند بوجود آورده اما آیا تابحال این سوال رو از سرتون گذروندید که اساسا خدا چیست و چرا ما و این جهان رو بوجود آورده و نقش هر کدوم از ما در این جهان پهناور که بتازگی با تکنولوژی های جدید فهمیدیم که حتی ته هم نداره و بینهایته و حتی شاید یکی از کل باشد ، چیست؟؟؟قطعا با فکر کردن به هر کدوم ازین سوالات و یافتن پاسخی برای هر کدومشون ، ساعتها و شاید روزها ذهن خودتون رو درگیر کنید و در نهایت هم ممکنه پاسخی براشون نداشته باشید...درست مثل من که ذهنم بشدت درگیر این سوالات بود و همواره بهش فکر کردم ، فکر کردمو فکر کردمو فکر کردم و دلیل تمام این سوالات ذهنی من ، مطالعه کتاب دنیای سوفی بود.کتاب دنیای سوفی ، داستان دخترکی ۱۵ ساله بنام سوفی  رو روایت میکنه که هر روز با نامه های عجیبی روبرو میشه ، نامه هایی که نویسنده اش قصد داره تا تاریخ فلسفه رو به اون آموزش بده...من در طی مطالعه این کتاب سوالات عجیبی در ذهنم شکل میگرفت و در هر فصل ، با خواندن نظرات فلاسفه نسبت به موضوعاتی که ذهنم رو درگیر کرده بود آگاه میشدم اما اتفاق جالب ماجرا اینجاست که هر چقدر که جلوتر میرید ، فلاسفه بعدی نظرات قبلی رو نقض میکنند و نظرات جدیدی میدن که کاملا قابل پذیرش هستن و اینه که کامل ذهنت رو درگیر خودش میکنه و همچنین شکل داستانی کتاب باعث میشه که همواره اونو دنبال کنید و کتاب رو با توجه به موضوع شاید خسته کننده ای که داره ، براتون دلپذیرتر میکنه...این کتاب هم مثل بقیه اثرات ، منتقدان زیادی داره و از اونجایی که کتاب برای نوجوانان نوشته شده تا بطور کاملا ساده و روان و طبقه بندی شده ، تاریخ فلسفه رو به اونها آموزش بده ، برخی معتقد هستند که این کتاب اصلا مناسب نوجوانان نیست که البته من اصلا اینطور فکر نمیکنم و بنظرم این کتاب میتونه برای هر سنی و هر نسلی مناسب باشه ، مهم دیدگاه و دانش شخص خواننده کتاب هستش...کتاب دنیای سوفی برخلاف آنچه که خیلیها در موردش میگن ، اصلا خسته کننده نیست و اتفاقا خواندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم چون این کتاب زیبا اثر یوستاین گاردر ، میتونه نگاه تازه ای نسبت به خودتون ، جهان و آفریدگار هستی بوجود بیاره...این کتاب ارزشمند رو میتونید در دو نسخه متنی و صوتی ، آنهم با تخفیف از طاقچه تهیه فرمایید.بخشی از کتاب دنیای سوفی:فروید نشان داد که باید میان آنچه با مداد از رویا به خاطر می‌آوریم و مفهوم حقیقی رویا فرق گذاشت. تصویر ذهنی ما از رویا _یعنی فیلم یا ویدیویی را که در خواب می‌بینیم_ رویای آشکار می‌خواند.محتویات یا سناریو این رویای آشکار همیشه از جریان‌های روز قبل گرفته شده است ولی رویا مفاهیم عمیقتری هم دارد که پنهان از آگاهی ماست. فروید اینها را اندیشه‌های نهان رویا نامید، این اندیشه‌های نهان، که رویا در حقیقت درباره آن‌ها است، چه بسا از گذشته دور، از، مثلا، طفولیت، سرچشمه می‌گیرد.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>مسعود</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 16:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه :  تاریخچه کوتاهی از فلسفه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-jlz1vx7gh2om</link>
                <description>چطور باید زندگی کرد؟ ماهیت واقعی دنیا چیست؟ چرا نباید از مرگ بترسیم؟ اگر خداوند پیشاپیش از انتخاب های ما آگاه است ما چطور می توانیم در انتخاب اعمالمان دخیل باشیم؟اگر خدا از قدم بعدى من و شما آگاه است، ما چطور میتوانیم در مورد کارى که میخواهیم انجام دهیم حق انتخابى واقعى داشته باشیم؟ شادی چیست؟کتاب تاریخچه کوتاهی از فلسفه نوشته نایجل واربرتون است که توسط مریم تقدیسی به زبان فارسی ترجمه شده است .با خواندن این کتاب با عقاید فیلسوفان بزرگ مانند ژان ژاک روسو ، ایمانوئل کانت ، رنه دکارت ، کارل مارکس و ... آشنا می شویم . که شاید نام این افراد را بارها در زندگی شنیده ایم .«کلمه فیلسوف از عبارت یونانی &quot;عشق به خرد &quot; ریشه گرفته است.»«من با چیزی که تو برای گفتن داری موافق نیستم، ولی تا سر حد مرگ از حق تو برای گفتن آن دفاع می کنم.»فلاسفه معاصر قطعا به عقاید قابل توجهی دست یافته اند . اما علت دست یافتن این فلاسفه به این دانش های سطح بالا این است که با تکیه بر تعالیم فلاسفه گذشته مانند سقراط ، ارسطو ، افلاطون و پورون و ... به گسترش علم فلسفه پرداخته اند . در این کتاب به بررسی نظریات فلاسفه گذشته می پردازیم و به سیر تکاملی فلسفه و نظریات آن توجه می کنیم . نویسنده کتاب این سفر در تاریخ را با را با سقراط آغاز می کند که بنیان گذار این علم محسوب می شود . هر فیلسوفی در دوران زندگی خود نظریاتی را با توجه به نظرات فیلسوفان پیشین مطرح کرده است و به رد یا تایید و گسترش نظریه فیلسوف دوران قبل از خود پرداخته است . تا فلسفه امروز با این حد از پیچیدگی به وجود آمده است . البته در این کتاب نویسنده فقط به نظریات فلاسفه غرب پرداخته است و از عقاید فلاسفه شرقی چشم پوشی کرده است.سقراط اولین فیلسوف تاریخ بشر بوده است و شیوه کار سقراط پرسیدن سوال های متعدد در رابطه با موضوعات پیش پا افتاده و سطحی که برای انسان کاملا بدیهی هستند بود . سقراط در زمینه های مختلف مانند شجاعت و فریبکاری سوالات متعددی می پرسید و افراد را مجبور می کرد تا در عقاید بدیهی خود تفکر کنند . همین تفکر در بدیهیات زندگی و پافشاری و سماجت سقراط در تغییر عقاید مردم باعث ایجاد فلسفه شد .یکی از عوامل پیشرفت فلسفه در دوران های مختلف این بود که فیلسوفان در هر زمانی به نقد و بررسی دیدگاه های فیلسوفان پیشین خود پرداخته و گاهی عقاید آنها را پذیرفته یا آن را گسترش داده اند یا آن را نقض کرده اند. اگر این روند نقض عقاید پیشین وجود نداشت فلسفه پیشرفتی نمی کرد . همان گونه که در دورانی که ارسطو زندگی می کرد به دلیل اینکه اکثر مردم عقاید او را قبول داشته و هر گزاره ای را صرفا به دلیل اینکه توسط او مطرح شده قبول می کردند . و به دنبال نقض عقاید او نبودند .به همین دلیل فلسفه در آن دوران پیشرفت چندانی نداشت.یکی از افرادی که دیدگاه متفاوتی با ارسطو داشت ایمانوئل کانت بود.از نظر او ما در صورتیکه کاری را از روی دلسوزی یا به امید دستیابی به پاداش از سوی خدا انجام دهیم ، کاری که ما انجام می دهیم کاری اخلاقی نیست . بلکه کار ما در صورتی اخلاقی است که آن را از روی حس مسئولیت پذیری انجام دهیم . یعنی حتی اگر کاری برای ما منزجر کننده باشد ما باز به اجرای عمل درست بپردازیم.که این دیدگاه ایمانوئل کانت با عقاید ارسطو تاحدودی مغایر بود . زیرا ارسطو بر این عقیده بود که کاری که از روی دلسوزی انجام شود رفتاری اخلاقی تردارد و آن فرد به دلیل مهربان بودنش فرد بهتری است.کتاب صرفا برای آشنایی با فلسفه و علاقمند شدن به آن است . در این کتاب با فلسفه آشنا شده و متوجه می شویم که فلسفه به کدام سوالات مطرح شده در زندگی ما پاسخ می دهد و به صورت مختصر و مفید با نظرات فلاسفه برتر در سراسر تاریخ از زمان آغاز فلسفه تا به پایان رسیدن آن آشنا می شویم. شیوه بیان جذاب نویسنده و این موضوع که فلسفه در زمان های مختلف در تلاش بوده است تا به چه سوالات بنیادی در زندگی انسان پاسخ دهد. باعث جذب خواننده به خواندن کتاب های فلسفی بیشتر می شود. نویسنده در تلاش بود تا عقیده هر فیلسوف معروف را بصورت خلاصه توضیح دهد و ایرادات و نقاط قوت و مسئله بنیادی که آن فیلسوف به بیان آن پرداخته است را شرح دهد.یکی از بزرگ ترین نقاط قوت کتاب این است که مطالب فلسفی و نظریه های مختلف فلسفی را به ساده ترین شکل ممکن توضیح می دهد به طوریکه درک مطالب آن برای فردی که با فلسفه هیچ گونه آشنایی ندارد آسان است . و به دلیل ساده و قابل فهم بودن مطالب انسان را جذب فلسفه می کند . احتمالا خواننده کتاب حداقل به یکی از پرسش های مطرح شده در کتاب علاقه نشان می دهد و در پی یافتن پاسخ آن سوال حیاتی به فلسفه روی می آورد . در این کتاب عملا فلسفه به تمام سوال های مهم و بنیادی انسان برای زندگی پاسخ داده است . و حتی به بررسی پرسش های دینی و پرسش های مرتبط با خدا و اخلاقیات نیز پرداخته است . البته مشخصا مطالب این کتاب فقط توضیحات مختصری در رابطه با این سوالات اساسی هستند . صرفا برای آشنایی با فلسفه می باشند . «تاریخچهکوتاهیازفلسفه»راازطاقچهدریافتکنید  https://taaghche.com/audiobook/105768 </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Mina</author>
                <pubDate>Wed, 11 Oct 2023 23:37:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی مهر ماه ۱۴۰۲ طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-yhyuifopjxbq</link>
                <description>چالش کتابخوانی مهر ماه ۱۴۰۲ طاقچهچالش کتابخوانی این ماه طاقچه راجع به کتاب هایی هستش که یک دید جدید داخل خودشون دارن و نگاه ما رو به دنیا و شاید زندگی عوض می‌کنن، کتابی که با عینک فلسفه به جهان می‌نگرد.کتابی که من انتخاب کردم کتاب همه می‌میرند، نوشته ی سیمون دوبوار ، ترجمه ی مهدی سحابی (نشر نو) هست.❗️ در ادامه راجع به درون‌مایه داستان صحبت کردم که اگه فکر میکنین اسپویل میشه رد کنین:داستان راجع به فوسکا، مردی هستش که به طور اتفاقی اکسیر جاودانگی رو می‌نوشه و نمی‌میره، و داستان ۷۰۰ سال زندگی خودش رو برای ما تعریف میکنه. واقعا اگه امید مرگ نباشه هیچ کدوم از ما می‌تونه زندگی رو تاب بیاره؟ براش تلاش کنه؟من که نمیتونم. برای من مرگ همیشه چیزی بوده که امید به زندگی م رو بیشتر کرده. باعث شده تاب بیارم. چون تموم نشدن چیز ها باعث ترس من میشه.و واقعا اگه مرگ نباشه، اگه ترس نباشه، و اگه زمان ارزش خودش رو از دست بده چیزی از زندگی نمی‌مونه جز خستگی و دلمردگی. از همون لحظه ای که تا ابد زنده ای دیگه نمیتونی ارزش زندگی رو بفهمی. ❗️کتاب حجیمی حساب میشه، ۴۱۳ صفحه هست و ریتم داستان کنده نسبتا. از طرف دیگه راوی متکلم وحده هست، بیشتر از این که با آدم های دیگه و دیالوگ های بیرونی سر و کار داشته باشیم از داخل فوسکا رو همراهی می‌کنیم، فکر هایی که ذهنش رو درگیر کردن، روزمرگی هایی که دنیاش رو در بر‌ گرفته، احساس تنهایی و دوری. دنیایی که همیشه یک شکله، خاکستری و بدون رنگ. زندگی کردن میون آدم هایی که هر چه قدر هم تلاش کنی شبیه هم دیگه ن و تنهایی و تنهایی. مجبور بودن به تحمل یک نفرین ابدی. و اینا می‌تونه باعث خسته‌کننده شدن متن کتاب بشه تا حدی. برای من اول های کتاب جذاب تر بود و بعدش افتاد تو سراشیبی تکراری شدن، اما بازم در حدی جذاب بود که تا آخر کتاب بخونمش. داستان فلسفی و شاید تاریخی حساب میشه با یک نگاه تازه به زندگی و شاید مرگ.اگر از خوندن کتاب های داستانی با درون‌مایه فلسفی و یک نگاه تازه به زندگی خوشتون میاد پیشنهاد خوبی حساب میشه.در ادامه برخی از بخش هایی از متن کتاب رو نوشتم: &quot;واقعا  فکر می‌کنید که در این دنیا می‌توانید بدون بدی کردن خوبی کنید؟ محال است که آدم بتواند برای همه خوب باشد، همه را خوشبخت کند. اگر آن قدر دل نازکید که نمی‌توانید این قربانی کردن های لازم را بپذیرید، باید بروید و در صومعه زندگی کنید. &quot;*** &quot; این مردم خوشبختی را نمی‌خواهند؛ می‌خواهند زندگی کنند.شارل گفت: زندگی کردن یعنی چه؟سری تکان داد و گفت: این زندگی چیزی نیست. دیوانگی است که انسان بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز نیست مسلط شود!- لحظه‌هایی هست که آتشی را در دلشان می‌گدازد و همین را زندگی کردن می‌نامند. &quot;***&quot; ماریان پرسید: چرا هر وقت خوبی شما را می‌گویم عصبانی می‌شوید؟- به نظرم می‌رسد که دارم نقش بازی می‌کنم.- مگر نه اینست که با سخاوت تمام وقت و پول و کوشش خودتان را صرف کار ما ‌می‌کنید؟گفتم: آخر این همه هیچ چیز از من کم نمی‌کند.- سخاوت واقعی یعنی همین: همه چیزتان را نثار می‌کنید و به نظر می‌رسد که عین خیالتان نیست. &quot;این کتاب رو می‌تونین از اینجا خریداری کین. یا روی لینک زیر کلیک کنید:https://taaghche.com/book/22694امیدوارم که از خوندن این کتاب لذت ببرین.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Galexi girl</author>
                <pubDate>Sun, 08 Oct 2023 17:00:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه _~» چنین گفت زردشت</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D9%86%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B2%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AA-tlgtgkdkpu2l</link>
                <description>زردشت پیامبرکتاب بنام چنین گفت زردشت کتاب هم جالب و هم سخت و دشوار است چرا که مباحث فلسفه دارد ولی بخش های زیبا هم دارد البته منظورم از بخشی جالب آن موضوعات است که برای خودم قابل فهم و درگ می باشند چون من شخصا از فلسفه زیاد سر در نمیاورم  برایم کمی سنگین تمام می شود تا همه کتاب را بررسی و تجزیه و تحلیل نمایم شاید از درگ و فهم من بیرون باشد خلاصه موضاعاتی که برای من دلچسب و قابل فهم بود بررسی خواهم نمود،  نام اثر:»  چنین گفت زردشت، کتاب برای همه کس یا برای هیچ کس،  اسم نویسنده :» فریدریش نیچه،  که این کتاب را نیچه از زبان پیامبر زردشت می نویسند بیشتر دانشمندان این چنین کار های را انجام می دادن دقیق معنی این کار را متوجه نشدم،  یک دلیل این است که این نویسنده یا دانشمند تمام اثار و زندگی نامه پیامبر زردشت را خوانده فهم وبرداشت های خود را از زردشت برای مردم بیان می کند.  دلیل دوم _~» برای اینکه توجه یا اذهان مردم را به علمیت خود آگاه سازد دست به چنین کار می زند.  انتشارات _~»  جامی ترجمه  _~»  مسعود انصاری بخشی مقدمه کتاب بیشتر قسمت هایش جالب بود. ولی ادبیات که بکار برده بود خیلی جالب نبود فلسفه در واقعه چیزی است که به جهان و هستی معنای واقعی را می بخشد چرا که هر چیزی در طبیعت موجود است از ماده اصل آن شروع می شود فلسفه بنیاد و اساسی همه چیزی را بررسی و تجزیه و تحلیل می کنند پس اگر ما در زندگی بتوانیم همه چیزی را که در طبیعت مشاهده می نمایم با عینک فلسفه ببینیم چقدر قشنگ می شود زیست و با طبیعت ارتباط و انس برقرار کرد وقتی هر موجود را که با چشم خود نگاه کنیم به یاد زیبای های آن می افتادیم  و به یاد خالق آن که واقعا فوق‌العاده است که آن هم چندین مرحله دارد چطور و از کجا شروع نمایم تا هستی را آن طور که است نگاه کنیم  اگر به حرف های واعظان و راستگاران  دقت نمایم می گوید با اول از جسم خود شروع نمایم، باید غذا های راه به مصرف برسانیم که پاک، حلال و ضرری برای جسم نداشته باشند بعد به اندازی کافی مصرف نمایم نه بیش از حد زیاد و یا خیلی کم دچار  برخی بیماری ها شویم دوم،،، نگاه ما چطور باشند،  نگاه نکردن به نامحرم،  نگاه به طبیعت تنها آن بخشی ظاهری نباشند یعنی با درگ و فهم کامل باشند که واقعا جالب است سوم،،،، بخشی روح انسان است که باید چه کار ها یا عبادت های را انجام دهیم تا راحتی و آسایش برای روح مان باشند و هم برای غذا روح در واقعه معنویات است گرفتن روزه،  با شرط و شرایط شان،  بپا داشتن نماز در شب و روز که این از جمله برای تقویت روح است تا اینجا می توانیم پیش مقدمه باشند برای درگ و فهم فلسفه از نگاه عارفان و پرهیزگاران تا فهم فلسفه تا عمق شان،  وقتی نیچه شروع می کند به اینجا می رسد که اول نیچه برای چندین ماه و سال طول می کشد تا به این نتیجه می رسد که از خلوت گاه خود بیرون بیاید و برای مردم حرف های را بگوید که برای شان مفید و در خوری زندگی شان باشند،  برای مردم سخنرانی های طولانی انجام می دهید ولی مردم اصلا بهره خوبی از حرف های او نمی برد چرا که حرف های او بسیار سنگین و دشوار برای مردم عادی بودند دوم،  مردم به چندین طبقه تقسیم می شوند که برای هر گروه شان یک بخشی مناسب بودند نه همه حرف های زردشت چون زردشت اصلا به نکته توجه نکردن که کدام حرف ها برای مخاطبین شان قابل درگ است،برعکس مردم در مورد زردشت چنین می گفتند،  برخی شان دیوانه و برخی دیگر شان حرف های ناپسند نیساری زردشت می کردند تا روزی که توجه زردشت را خیلی جلب کرد این بود که یک مرد بود خیلی ساده و بدون هیچ علم و منطق بیشتر مردم را دوری خود جلب می کرد زردشت تعجب کرد که این مرد به مردم چه می گوید که همه مشتاق شنیدن حرف های او هستند تا بلاخره تصمیم گرفت به سخنان گوش دهد،     نگاه می کنند که خیلی ساده و چنان با تمام قوای خود حرف می زند می گوید راه های خواب شیرین این است که من بیان می کنم،  یک باید به اندازی کافی غذا مصرف نماید تا حسی گرسنگی برای تان پیدا نشود که از معده خالی دچار مریض می شود با اینکه به خواب خوش نخواهید رفت دوم باید روز ها به اندازی کافی تلاش و زحمت بکشید تا به بستر خواب می رسید خواب دل چسب داشته باشید سوم،،،  باید در مورد چیز های فکر کنید که برای روح تا ارامش بیاورد نه ازار دهنده باشند بیشتر وقت های بیکاری تان به یاد نعمت های خداوند و خود خالق او باشید چهارم،،   اگر بازهم در رخت خواب خواب تان نبرد ذهن خود را مشغول نگهدارید برای افکار پسندیده و خوب یا سر گرم مطالعه کتاب های جالب شوید تا طوری خواب ببرد که متوجه نشود که به خواب رفتید از این رویش ها بیشتر بهره می برم تا به خواب شیرین دست یابید وقتی مشغول فکر های قشنگ و یا مطالعه می شوم چنان خواب پلک های مرا می پوشاند که دیگر قادر به هیچ فکر و مطالعه نداریم انگار تمام پلک ها و افکارم را می دوزد از تحت کنترل من خارج می سازد که دیگر به اراده من نیست چنین به خواب می روم.   اینجاست که زردشت به چندین نکته به زندگی پی می برد که اگر چنین نکات را در زیستن بدانید ما همه می دانستند  خیلی موفق خواهید می شد  بعد از آن می توانم به جزئیات مهم در زندگی پی بیبر ما. بعد از این چنین سخن می گوید زردشت،  مخاطبین خود که در دنیا اشخاص هستند که فقط دنبال ثروت می دود اما هرگز به دنیای شان نمی رسد جالب است که این مردم هرچند به پشت مال و ثروت می رود برعکس می شود این مردم گرچه از مرگ فرار می کند و ولی نمی تواند طبقه دوم،  مردم هستند که در دنیا فقط به آخرت خود می اندیشه دگر از دنیا و کار روز مره خود خدا حافظی می کنند که این مردم هم برای جامعه مفید نیست باید هم دنیا را مورد نظر بگرید و هم آخرت را  در واقعه میانه رو باشند، تقدیر و تشکر فراوان از بزرگواران که مطالب بنده را می خواند اگر کمی و ناقص داشت من را عفو نماید چون برداشت های خودم از کتاب بود نه تمام چیز های که در کتاب موجود هستند. (چنین گفت زردشت )    </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>Amir</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 22:17:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : همه می میرند</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-ic1q8jjjkjam</link>
                <description>زندگی، برای آنان، یعنی فقط نمردن.کاش می‌شد دست کم آدم هیچ چیز نباشد. اما همیشه کسان دیگری در دنیا هستند که آدم را می‌بینند. حرف می‌زنند و آدم نمی‌تواند صدایشان را نشنود؛ به آنها جواب می‌دهد و دوباره زندگی را دنبال می‌کند، هر چند که می‌داند خودش وجود ندارد. و این داستان تمامی ندارد.من همیشه یک جمله رو به همه کتابخون ها میگم و بهش هم خیلی اعتقاد دارم. کتاب را باید در زمان درست خوند. اگر اشتباهی در زمان نامناسبی بخونی ، ممکنه عواقب و تبعات فراوانی را در پی داشته باشه . برای من دقیقا این کتاب ، مصداق عینی این جمله هست . من این کتاب را در زمانی خوندم که نباید میخوندم. مدتی بود که بخاطر وقوع یک مشکل در زندگیم که خیلی هم بابتش ناراحت بودم و غصه می خوردم ، همینجوری تصمیم گرفتم این کتاب را بخونم که کاشکی نخونده بودم. وقتی خوندن این کتاب را تموم کردم ، در افسردگیم بیشتر غوطه ور شدم و بیشتر حال روحیم بد شد .به او غبطه می‌خورم. نمی‌داند جهان چه پهناور و زندگی چه کوتاه است؛ نمی‌داند که آدمهای دیگری هم وجود دارند. به همین یک تکه آسمان بالای سرش قانع است. من می‌خواهم هر چیز چنان به من تعلق داشته باشد که گویی غیر از آن هیچ چیز دیگری را دوست ندارم؛ اما من همه‌چیز را می‌خواهم؛ و دستهایم خالی است. به او غبطه می‌خورم. مطمئنم که نمی‌داند ملال یعنی چه.داستان این کتاب بی نظیر درباره مردی نامیرا به نام فوسکا هست که از قرن 13 میلادی تاکنون زنده هست که با نوشیدن اکسیر جوانی ، برای همیشه زنده هست. اولش خیلی خوشحال هست که عمر جاودانه داره ولی کم کم مستی این جاودانگی از سرش میره و متوجه عمق فاجعه میشه . به تدریج اعضای خانواده ش و اطرافیانش می میرند ولی او کماکان زنده هست و حس تنهایی او بیشتر میشه. به مرور زمان او متوجه پوچی تمام زندگی میشه ولی دیگه کاری از دستش بر نمیاد. هم زمان با هر تغییری در جهان همگام میشه ؛ شروع جهان گردی و اهمیت علم ، انقلاب صنعتی و ... ولی بازم به پوچی میرسه . جالبه تلخ ترین رنجی که متحمل میشه ، رنج عشق هست ؛ زیرا میدونه که اندکی بعد باید جسد معشوقه اش را در خاک بذاره و برای همیشه تنها بمونه . کابوس او فقط یک چیز هست ؛ جهان در حال گذر است ، همه می میرند ولی فقط او هست که باقی می ماند ! همه زندگی میکنند و می میرند ولی او محکوم شده به زندگی مادام العمر.انسان در همان حال که ساختن را یاد می‌گرفت، خراب کردن را هم می‌آموخت. انگار که خدایی سرسخت همه کوشش خود را صرف آن می‌کرد میان زندگی و مرگ و میان رفاه و فقر توازنی بی‌مفهوم و تغییرناپذیر را حفظ کند.واقعا بهش فکر میکنم هم ، وحشت تمام وجودمو میگیره. تنهایی مطلق خیلی اذیت کننده و ترسناک میتونه باشه . نکته ای که درباره این کتاب وجود داره و بنظرم خیلی ارزشمند هست این هست که نویسنده با زیرکی تمام در قالب داستان ، &quot; میل به جاودانگی&quot; را با &quot;درک حقیقی جاودانگی&quot; مقایسه میکنه. فضای نامیرایی و جاودانگی را اینقدر عالی و زنده ترسیم میکنه و شما را به پوچی میرسونه که خودتون کاملا گیج میشید.این مردم خوشبختی را نمی‌خواهند؛ می‌خواهند زندگی کنند.شارل گفت: -زندگی کردن یعنی چه؟- سری تکان داد و گفت: -این زندگی چیزی نیست. دیوانگی است که انسان بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز نیست مسلط شود!-لحظه‌هایی هست که آتشی در دلشان می‌گدازد؛ و همین را زندگی کردن می‌نامند.این کتاب یکی از ارزشمندترین کتاب هایی هست که بنظرم هرکسی باید بخونتش. نویسنده اینقدر خوب شخصیت پردازی میکنه که شما به مرور متوجه بلوغ فکری و احساسی شخصیت اصلی کتاب می شوید. توصیفات کتاب اینقدر دقیق و با جزئیات هست که شما را همراه خودش میکنه تا بتونید بیشتر عمق فاجعه را درک کنید و ترس وجودتان را فرا می گیرد. بعد از اتمام کتاب یکدفعه به خودتان می آیدد و میفهمید که عمر جاودانه ، سرابی بیش نیست و آرزوی همین عمر کوتاه و محدودتان را می کنید ؛ چون اگر نامیرا باشید از درون و برون خالی میشوید و بیشتر از عمر کردن ، پوچی را احساس میکنید ، انگار روحی که مرده و صرفا جسم را به دنبال خودش میکشه . جاودانگی و نامیرایی بها داره و بهای آن ، از دست دادن معنای زندگی هست.کاش من دو نفر بودم. یکی حرف می‌زد و یکی دیگر گوش می‌داد، یکی زندگی می‌کرد و آن یکی به تماشای او می‌نشست. چه خوب می‌توانستم خودم را دوست داشته باشم!پس خوندن این کتاب بی نهایت ارزشمند را از دست ندید. نویسنده که نیازی به معرفی نداره اینقدر که شناخته شده هست و قلم بی پروا و بی نظیری داره.برای تهیه کتاب می تونید به لینک زیر مراجعه کنید : https://taaghche.com/book/22694/%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>شراره کتابخون</author>
                <pubDate>Sun, 01 Oct 2023 11:19:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot; شب های روشن &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%22-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%22-eursogtxmyaf</link>
                <description>در زندگی اکثر ما شب های روشنی بوده که، یاد و خاطره اش، قلب را، ذهن را، جان را خورد می کند..می سوزاند. با خود فکر می کنی، شاید اگر تنها نبودی، ویران نمی شدی.. اما مهم نیست!هر چه که اسمش را بگذاری باز هم ویرانی است.. و رضایتت بر این ویرانی از آن عجیب تر است! این عاشقان اند که راضی اند از این ویرانی..شب های روشن اثر نویسنده پرآوازه و تاثیرگذار روسی، فیودر میخایلوویچ داستایفسکی است. درمیان آثار وی، وجود جوانی خیال پرداز از کارکترهای بسیار برجسته است و در واقع، انعکاسی از صورت خود اوست. در این کتاب کوتاه( با داستانی بلند..)، هم شرح اشتیاق جوانی رویا پرداز را می خوانیم که زندگی را در تنهایی به سر می کند و به دنبال گمشده ای می گردد که با او همصحبتی کند.&quot; شب شده است. ما همه به طرف شب می رویم. ما دیگر همانی نخواهیم بود که آمده ایم. &quot;  شب است. اینجا دو رویابین، دو خیال پرداز، چهار شب را به درازای یک زندگی با هم می گذرانند. اولین دیدار جوان با دخترک گریان، سرآغاز یک سلوک استثنایی برای مردی است که پرسه می زند و رویا می بافد. &quot; او به تماشا رفت، اما خود تماشا شد.&quot; شخصیت پردازی راوی و دیالوگ هایش به  شدت ظرافتمندانه صورت گرفته است. موشکافی بعد روانی و جنبه های شخصیت او نیز به خوبی پرداخت شده و گویی توسط این نویسنده بزرگ تراش خورده است و هر چه صفحات رمان به پیش می رود به مرور بیشتر به عمق و زیبایی این هنرمندی استادانه پی برده و آگاه می شویم. کلمات در این کتاب آنقدر عمیق، آنقدر با احساس بودند که از قالب کلمات برون آمده و قابل لمس بودند!!در میان ترجمه های مختلف از این اثر، ترجمه استاد سروش حبیبی بی نظیر هست. به قاعده، درست، دقیق،ادبی و در نهایت بسیار صمیمی!در بخشی از کتاب شب‌های روشن می‌خوانیم:شبی عالی بود؛ از آن شب‌هایی که وقتی آدمی جوان است تجربه‌اش می‌کند. آسمان آنقدر پرستاره و روشن بود که وقتی آدم به آن نگاه می‌کرد، ناخودآگاه این سؤال برایش پیش می‌آمد که چطور افراد بداخلاق و هوسباز هم زیر سقف چنین آسمانی زندگی می‌کنند؟! این هم از آن دست سؤال‌هایی است که خداوند در اوایل جوانی، بیشتر آن را در وجود انسان مطرح می‌کند! وقتی حرف از افراد هوسباز و بداخلاق پیش می‌آید من هم نمی‌توانم به یاد بیاورم که آیا کل آن روز را درست رفتار کرده‌ام یا نه!از همان اول صبح دلتنگی عجیبی مرا فرا گرفته بود. خیلی زود به نظرم رسید تنهایم و همه مرا رها کرده‌اند و رفته‌اند. البته آدم حق دارد بداند منظور از «همه» چه کسانی هستند؛ چون من در این هشت سالی که در پترزبورگ زندگی کردم، حتی با یک نفر هم آشنا نشدم، البته من با کل پترزبورگ آشنا بودم و شاید به همین خاطر بود که وقتی همه وسایل‌شان را جمع کردند و به ویلاهای تابستانی‌شان رفتند، احساس تنهایی کردم. از تنها ماندن وحشت داشتم و سه روز تمام با دلسردی عمیق در شهر پرسه زدم و نمی‌دانستم چه می‌کنم. هر جا که می‌رفتم؛ خیابان نوسکی، پارک‌ها یا کنار دریاچه، هیچ کدام از آن آدم‌هایی را که عادت داشتم در کل سال همین موقع و همین جا ببینم، نمی‌دیدم. این مردم من را نمی‌شناختند، ولی من آن‌ها را صمیمانه می‌شناختم، حتی به چهره‌های‌شان هم دقت کرده بودم؛ وقتی خوشحال بودند من هم خوشحال می‌شدم و وقتی ناراحت بودند، من هم ناراحت می‌شدم.انتشارات ماهی کتاب شب های روشن را با ترجمه سروش حبیبی منتشر کرده است.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>اُتاقِ سبز اِلی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 22:11:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: چرا تا به حال کسی این‌ها را به من نگفته بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-nkyux0ffoeph</link>
                <description>برای ماه شهریور چالش کتاب‌خوانی طاقچه، باید کتابی رو می‌خوندیم که در سال گذشته، سال ۱۴۰۱، آدم‌های بیشتری خریدارش بودند. انتخاب‌هایی که برای این ماه داشتم خیلییییی زیاد بود :))) اول ماه تصمیم گرفتم به ترتیب اولویت لیستشون کنم و هرتعدادشون رو که رسیدم بخونم. غافل از این که فقط به یکیشون خواهم رسید. و اون یکی کتابی نبود جز کتاب «چرا تا به حال کسی این‌ها را به من نگفته بود؟» از جولی اسمیت.کتاب در دسته‌ی کتاب‌های خودیاری و روانشناسی قرار می‌گیره ولی یک تفاوت اساسی با بیشتر کتاب‌های این حوزه داره؛ جولی اسمیت توی این کتاب خیلی واقع‌گرایانه‌تر از بعضی کتاب‌های حتی مهم و مشهور حوزه‌ی خودیاری صحبت کرده و نکاتی که گفته، تمریناتی که میده و حتی سوالاتی که توی هر فصل برای بررسی احساسات و افکار وجود داره چیزهایی هستند که من طی سالیان مراجعه به روان‌درمان‌گرهای مختلف توی جلسات تراپی باهاشون مواجه شده بودم. کنکاش حس‌ها و افکاری که در ایام بدحالی باهاشون روبرو میشیم سخته ولی خیلی واقعی‌تر و مفیدتر از اینه که فقط بخوایم انکارشون کنیم و یا به جای فهمیدنشون سعی کنیم به جدال باهاشون بلند شیم و تلاش کنیم تا در عین بدحالی افکار مثبت به خودمون تزریق کنیم. چیزی که آدم‌ها معمولا در ایام افسردگی و دلمردگی و بدحالی باهاش روبرو هستند، تلفیقی از غم، خشم، سرخوردگی، خودسرزنشی، و جدال با خوده. این‌ها خیلی راحت در بعضی کتاب‌های حوزه خودیاری نادیده گرفته می‌شه و فقط این حس به فرد مخاطب منتقل می‌شه که اگر حالت بده، تقصیر خودته که نتونستی افکارت رو با افکار مثبت جابجا کنی تا حالت و حست بهتر بشه.در حالی که ارتباط بین فکر و حس، یک ارتباط دو طرفه‌ست و هر کدوم بر دیگری اثر داره. به نظرم این نکته جزو مهم‌ترین نکاتیه که توی این کتاب بهش اشاره شده. کتاب هشت بخش و سی و شش فصل داره، جولی اسمیت در این بخش‌ها به طور جداگانه به مقوله‌های مختلف مثل سوگ، استرس، انگیزه، درد احساسی و ترس پرداخته. در هر فصل بنا به نیاز فصل و توضیحات فصل، ابزارها و تمرین‌هایی به مخاطب داده شده تا بتونه نکات گفته‌شده رو نه به عنوان درمان‌های تخصصی، که به عنوان تمرین‌های روزمره زندگی به کار بگیره. نویسنده در پیش‌گفتار کتاب تاکید میکنه که مطالب کتاب از تجربیات سالیان دراز به دست اومده و این کتاب برای خود نویسنده هم به نوعی مرجعی حساب می‌شه که در حین بدحالی می‌تونه بهش رجوع کنه‌. انتهای هر فصل خلاصه‌ی نکات فصل ذکر شده که به نظرم برای هدفی که نویسنده برای این کتاب ذکر کرده (همین مرجع بودن برای مخاطب) کمک می‌کنه. کتاب به نظرم کتاب خوبی بود، و هایلایت مطالبش برای من اونجایی بود که نویسنده درباره‌ی تصمیم‌های ما و تصمیم‌گیری نوشته بود: «هر تصمیمی خواه ناخواه به نوبه‌ی خود عدم قطعیت ذاتی دارد و هر انتخابی شامل برخی اژ عوارض جانبی منفی است که باید آن‌ها را پذیرفت». سال‌ها قبل وقتی در یکی از حساس‌ترین دو راهی‌های زندگیم بودم، روان‌درمانگری که بهش مراجعه کرده بودم حرفی با چنین مضمونی به من زد و باعث شد بتونم راحت‌تر تصمیم‌گیری کنم و بعد از تصمیم‌گیری پای عواقبش بایستم. الآن هشت سال از اون زمان می‌گذره، اون فرد برای مدت طولانی تا پیش از مهاجرتش درمانگرم بود و این جمله‌ش در تمام دو راهی‌هایی که بعد از اون روز باهاش روبرو شدم بهم کمک کرد. جمله‌ای که دوست دارم برای همه بلند تکرارش کنم. کتاب در ابتدا به نظرم کتاب عادی مثل بقیه کتاب‌های حوزه‌ی خودیاری بود ولی رفته به نظرم بهتر شد، نمره‌ش از نظر من ۴ از ۵ه و اگر مایل به مطالعه‌ش هستید می‌تونید اون رو از لینک زیر از طاقچه دریافت کنید. https://taaghche.com/book/125946/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>فاطمه حسینخانی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Sep 2023 17:19:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سمفونی مردگان(چالش کتابخوانی طاقچه)</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-dyfa0ful3zxf</link>
                <description>هرچه قدر در این داستان(سمفونی مردگان) جلوتر میروی بیشتر متوجه میشوی هیچ کس عاقبت بخیر نخواهد شد. همه به دنبال هدف خود در حرکت هستند اما باز هم هیچ کس به مقصد خود نمیرسد. گویی طلسم قدرتمندی افراد داستان را با خود به ته باتلاق میکشد و هرچه تقلا میکنند، نا امید تر میشوند و هر دست و پا زدنی یعنی نزدیک شدن به مرگ.این مرگ تدریجی خیلی خوب در سمفونی دراماتیک عباس معروفی به رخ کشیده میشود. پدر داستان هیچ اعتقادی به آزادی و خلاقیت در فرزندان خود ندارد و میخواهد هرجور خودش دوست دارد رفتار کنند. با همین روش خود شخصیت اصلی داستان یعنی آیدین را به ورطه ای کشاند که نهایتا به جنون او ختم شد.پدر به همراه دوست قدیمی اش ایاز پاسبان، هر تیشه ای که میخواهد را به ریشه خانواده خود می زند. چون حرف، حرف ایاز است.شعر گفتن آیدین جرم است. کتاب خواندن آیدین جرم است. اصلا بهتر است جمله ای از ایاز بگوییم: ( با دو دسته نمی شود بحث کرد، یکی با سواد و یکی بی سواد) خیلی خوب پیداست که او بیشتر محافظ فکر مردم است تا محافظ جان مردم. اصلا علاقه ای به بحث ندارد بلکه میخواهد همه فقط اطاعت امر کنند و هرچه ایاز گفت را بی چون و چرا قبول کنند. مثل پدر خانواده و اورهان که دقیقا زندگیشان مورد قبول ایاز است. اما آیدین باید ادب شود چون به شیطانی همچون کتاب متوسل شده. باید ادب شود چون پی شعر و ادبیات را گرفته است.آیدین باید ادب شود چون خلاق است.  آیدین مطلوب نیست چون هدفش علم و دانش است نه کسب و کاری ساده در بازار. آیدین مطلوب نیست چون از سکون و بی تحرکی بدش می آید. آیدین میتواند سازنده فکر باشد پس بهتر است ذهن خلاق او سرکوب شود همانطور که استادش سر به نیست شد. باید مجبور شود در حجره پدر کار کند تا ایاز هم راضی باشد‌.برادر بزرگ تر هم در داستان قدیمی برادر کشی، مغلوب میشود. سیر داستان، مهره های بازی را کمتر و کمتر میکند تا میرسیم به داستان اورهان که  محبوب پدر است. او عزیز است چون پذیرنده است‌. اورهان مطیع و فرمان بردار و پدر و بهترین دوست او ایاز است. نتیجه فشار های اضافی و بی منطق بر منطق بر روی فرزندان میشود سمفونی مردگان. عقده ها و تنفر از یکدیگر جمع می شوند و این زخم کهنه آرام سر باز میکند و وجود یک خانواده را ارام می بلعد.داستان سیر خاصی به خود میگیرد و هر بخش از زبان یکی از شخصیت ها نقل میشود. نویسنده در کش و قوص هایی که میدهد داستان را آرام آرام برای ما نقل میکند. آنقدر آرام که تا آخر کتاب باید جلو رفت تا کاملا با ماجرا آشنا شویم.برادر کشی، نهایت این داستان است. جایی است که همه حلقه های مفقود ناکار آمدی تربیت پدر در کنار هم قرار میگیرند. جایی است که متوجه میشویم پدر، فقط ارزشی برای تربیت فرزندان خود قائل نبوده است.این کتاب به خوبی تاثیرات تفکرات قدیمی و خشک در تربیت فرزند را نشان می‌دهد. شاید اگر پدر خانواده کمی کوتاه می آمد یا کمی بیشتر مراقب رفتار خودش با خانواده بود هیچگاه داستان آنقدر تلخ نمیشد‌.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>محمد</author>
                <pubDate>Sat, 23 Sep 2023 01:06:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب‌های ایرج پزشکزاد را با چه ترتیبی بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%AC-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-kxtaqptznty8</link>
                <description>ایرج پزشکزاد یکی از محبوب‌ترین نویسندگان ایرانی طنزپرداز در میان مخاطبین اهل کتاب به حساب می‌آید و کمتر کسی پیدا می‌شود که دست‌کم نام معروف‌ترین اثر ایشان یعنی دایی جان ناپلئون را نشنیده باشد، پزشکزاد در طول حیات هنری خود آثار نسبتا زیادی خلق کرده است. هدف اصلی این مطلب آن است که ضمن معرفی برجسته‌ترین آثار این مولف، ترتیبی برای مطالعه این کتاب‌ها پیشنهاد دهد.کمی با ایرج پزشکزاد آشنا شویمایرج پزشکزاد در سال 1305 و در خانواده‌ای نسبتا اهل هنر و بانفوذ به دنیا آمد، او تحصیلات مقدماتی خود را در تهران سپری کرد و برای تحصیل در رشته حقوق راهی فرانسه شد، ایرج پس از تحصیل به ایران بازگشت و مدتی به شغل قضاوت در دادگستری مشغول بود و بعدها به‌عنوان کارمند وزارت امور خارجه استخدام شد. پزشکزاد پس از انقلاب 1357 ایران راهی فرانسه شد و در نهایت در سال 1400 و در لس‌آنجلس آمریکا درگذشت.پزشکزاد فعالیت نویسندگی را در سال‌های آغازین دهه 1330 و با تالیف داستانک برای نشریات مختلف و نوشتن ستونی طنز با نام «آسمون ریسمون» برای مجله فردوسی آغاز کرد. از این نویسنده آثار بسیار زیادی به چاپ رسیده است که بخش اعظم آن در قالب طنز است. کتاب‌های «انترناسیونال بچه پرروها»، «شهر فرنگ از همه رنگ»، «پسر حاجی باباجان»، «صندوق لعنت»، «دایی جان ناپلئون»، «گلگشت خاطرات»، «خانواده نیک اختر»، «ماشالله خان در دربار هارون الرشید»، «حاج مم جعفر در پاریس»، «حافظ ناشنیده پند» و «رستم صولتان» آثار طنز این نویسنده طناز هستند. از این نویسنده کتاب‌های ترجمه و تاریخی بسیاری نیز منتشر شده است که با توجه به موضوع این یادداشت مدنظر ما نیستند.در میان آثار طنز ایرج پزشکزاد، پنج کتاب از نظر فنی دارای جایگاهی ویژه هستند و از محبوبیتی خاص برخوردارند. همانطور که در مقدمه گفته شد در این نوشته سعی می‌کنیم ضمن معرفی این پنج کتاب ارزشمند، ترتیبی مناسب و بهینه به منظور درک دقیق‌تر ویژگی‌های طنز پزشکزاد و مطالعه باکیفیت‌تر آثار این طنزپرداز ارائه دهیم.حاج مم جعفر در پاریساین کتاب در سال 1333 منتشر شده است. در کنار نام اصلی این کتاب، چنین آمده است «خاطرات سفر یک ایرانی در دیار مه‌رویان» و همین عنوان فرعی تا حدودی ماهیت کتاب را برای ما روشن می‌کند. در واقع این کتاب خاطرات سفر شخصیتی خیالی به نام حاج مم است و از زبان مترجم این فرد روایت می‌شود. در این اثر پزشکزاد، با خلق شخصیتی خاص تحت عنوان مم جعفر که به‌نوعی نماینده تیپ یا تیپ‌هایی خاص از مردم است و همچنین با گزینش چالشی جالب تحت عنوان سفر به اروپا، فضا را مهیا کرده است تا بتواند به بسیاری از معضلات اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی بپردازد. بدون شک تجربه زندگی در فرانسه و مترجمی زبان فرانسوی، در راه خلق این اثر موفق به مولف کمک بسیار زیادی کرده است.با توجه به روان بودن زبان و همخوانی بیشتر دغدغه‌های این کتاب با موضوعات روز، این کتاب را می‌توان گزینه‌ای بسیار مناسب برای شروع خواندن آثار ایرج پزشکزاد دانست. گذشته از این موارد، انتخاب فرم خاطره‌نویسی تا حدود زیادی از پیچیدگی روایت و احتمال سردرگم‌شدن و ایجاد دافعه برای مخاطب کاسته است.خانواده نیک اخترکتاب خانواده نیک اختر که در سال 1380 توسط نشر آبی برای نخستین بار منتشر شد، به‌صورت کلی داستان یک خانواده ایرانی را روایت می‌کند که به کانادا مهاجرت کرده‌اند. پزشکزاد در ابتدا به معرفی این خانواده می‌پردازد و سپس وارد داستان می‌شود. طراحی شخصیت‌ها در این اثر به شکلی انجام شده است که هر فرد به‌خوبی بتواند شکلی کاریکاتوری از یکی از اعضای خانواده‌های نسبتا روشن‌فکر یا به‌اصطلاح تازه‌به‌دوران‌رسیده ایرانی را به نمایش درآورد. به‌عنوان مثال پدر با وجود اینکه در حقیقت دغدغه اصلی‌اش مالی است معمولا ژست‌های سیاسی مخالف می‌گیرد، یا مادر خانواده تلاش دارد خود را زنی روشنفکر نمایش دهد اما رفتارهای او به شکلی کاملا متناقض است، پسر این خانواده در غالب موارد درگیر تلاش برای گرفتن پول از اعضای خانواده است و تنها عضو واقعا معقول این خانواده، خدمتکار خانواده دختری با نام فاطی است که قبلا در فرنگ درس خوانده و به‌نوعی نقشش در این اثر از نظر فنی آن است که با رفتار درستش، رفتارها و افکار غلط دیگر اعضای خانواده بیشتر و طنزآمیز‌تر به چشم بیاید.کتاب خانواده نیک اختر به واسطه شخصیت‌های جذاب و اتفاقات طنازانه و نقد هنرمندانه‌ای که نسبت به معضلات و رفتار خانواده‌های ایرانی و اعضای جامعه ایرانی دارد به‌سرعت در میان اهل کتاب محبوب شد. این اثر اگرچه در مقایسه با کتاب حاج مم در پاریس کمی طولانی‌تر است اما در مجموع یک اثر داستانی کوتاه به حساب می‌آید و به دلیل تعدد شخصیت‌های طنز و چالش‌های داستان، مخاطب در زمان خواندن آن به هیچ وجه احساس خستگی نمی‌کند. با توجه به قلم بسیار روان این اثر و با نظر به اینکه به‌نوعی این کتاب سوژه‌ای نزدیک به کتاب حاج مم در پاریس دارد، مطالعه این کتاب به‌عنوان دومین اثر از ایرج پزشکزاد می‌تواند انتخاب دقیق و مناسبی باشد.حافظ ناشنیده پندکتاب‌های زیادی به‌صورت پژوهشی یا ذوقی در مورد زندگی حافظ نوشته شده‌اند اما حقیقت آن است که کتاب حافظ ناشنیده‌پند نوشته‌ی ایرج پزشکزاد، به دلایل مختلف از جمله پردازش جذاب داستانی، استفاده از طنز و نشان دادن چهره‌ای متفاوت از حافظ، تافته‌ای جدابافته محسوب می‌شود. این کتاب که در سال 1390 به چاپ رسیده است در واقع شرح بخشی بسیار چالش‌برانگیز از زندگی حافظ است. نکته آن است که راوی این داستان خود حافظ نیست و داستان از زبان محمد گل اندام، یکی از اقوام و دوستان حافظ و گردآورنده دیوان حافظ، روایت می‌شود.در این اثر به تغییرات سیاسی شیراز و شکست شاه محبوب حافظ، یعنی ابو اسحاق اینجو، و روی کار آمدن امیر مبارز و چالش‌ها و خطرات این دوره برای شخص حافظ پرداخته می‌شود. با وجود اینکه نوع نوشتار در این اثر از میزان طنز کمتری بهره می‌برد، اما پزشکزاد با زیرکی خاصی در قالب رابطه حافظ و عبید، تعداد قابل توجهی از حکایات عبید را در این کتاب گنجانده است تا علاوه‌بر جبران طنز کم قلمش، به‌نوعی به مخاطب گزیده‌ای از بهترین حکایات طنزآمیز عبید را ارائه دهد. مطالعه این اثر، علاوه‌بر لذت بردن از روایت طنزآمیز، شناختی نسبی از حافظ در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.کتاب حافظ ناشنیده پند، با وجود آنکه از زبان یک شخصیت تاریخی بیان می‌شود، دارای زبانی نسبتا ساده است و مخاطبین در خواندن آن دچار دشواری نخواهند شد، همین موضوع باعث شده است که این اثر را به‌عنوان سومین کتاب پیشنهادی در میان آثار پزشکزاد و دریچه و بستری مناسب برای خواندن آثار طنز تاریخی این نویسنده، پیشنهاد بدهیم.ماشالله خان در دربار هارون رشیددر سال‌های اخیر شاهد نوشته‌شدن تعداد قابل‌توجهی کتاب طنز بوده‌ایم که پایه و اساس سوژه آن، طراحی داستان‌های طنز و بیان مشکلات جامعه امروزی در قالب محدوده‌ای تاریخی و در گذشته دور بوده است. بدون هیچ شکی تمامی این آثار به شکل مستقیم و غیرمستقیم تحت تاثیر کتاب ماشالله خان در دربار هارون الرشید شکل گرفته‌اند. کتاب ماشالله خان در دربار هارون الرشید که در سال 1337 منتشر شده است، داستان شخصیتی به نام ماشالله خان است که دربان بانک است و به خواست خود و با کمک یک مرتاض به شهر بغداد در دوران هارون الرشید می‌رود و روایت اتفاقات و توصیفات شرایط آن دوره در دربار و تقابل ماشالله خان با شخصیت‌های تاریخی به‌نوعی بار اصلی طنزآفرینی را در این اثر به عهده دارند. مولف موفق شده است با استفاده از جابه‌جایی زمان و مکان، به بیان غیرمستقیم و طنازانه بسیاری از معضلات سیاسی و اجتماعی نیز بپردازد.از آنجا که این کتاب، طبق رای بسیاری از منتقدان و مخاطبین در کنار کتاب دایی جان ناپلئون، یکی از موفق‌ترین آثار پزشکزاد به حساب می‌آید خواندن آن، پیش از رمان دایی جان ناپلئون و به‌عنوان گزینه ماقبل پایانی، می‌تواند در مسیر درک قلم مولف و لذت بیشتر از آثار او بسیار موثر باشد.دایی جان ناپلئونکتاب دایی جان ناپلئون از دید اکثر اهل فن یکی از شاهکارهای ادبیات طنز ایران و بهترین اثر ایرج پزشکزاد به حساب می‌آید، خلق شخصیت دایی جان ناپلئون با آن ویژگی‌های خاص، مخصوصا حالت روان‌پریشی و متوهمش به تنهایی گویای نبوغ سرشار این نویسنده است. مولف توانسته است به واسطه خلق این شخصیت و ایجاد داستان‌های نیمه‌خیالی و نیمه‌واقعی و بیان کاریکاتوری بسیاری از معضلات از جمله توهم توطئه، اثری ماندگار خلق کند. سوژه ناب و پرداخت بسیار قدرتمند این اثر هر خواننده‌ای را مجذوب می‌کند. ویژگی‌های خلاقانه و داشتن ظرفیت نمایشی باعث شد پس از نشر این کتاب، بسیاری از طنزپردازان هنرهای کلامی و نمایشی در خلق آثار خود تحت تاثیر این شاهکار باشند. همچنین گفتنی است که از روی این رمان، یک سریال بسیار موفق نیز با همان نام دایی جان ناپلئون توسط ناصر تقوایی ساخته شد.با توجه به اینکه این اثر از نظر فنی بسیار قدرتمند و سرشار از لحظات ناب طنز است، اگر توسط خوانندگان پیش‌تر از باقی آثار گفته‌شده خوانده شود، این احتمال وجود دارد که به‌صورت ناخودآگاه ایجاد انتظار کند و خواندن باقی آثار، دیگر آن لذتی که باید را به خواننده منتقل نکند، به همین خاطر بهتر آن است که مطالعه این رمان جذاب را به‌عنوان حسن ختام آثار ایرج پزشکزاد انتخاب نماییم. برای خرید کتاب دایی جان ناپلئون می‌توانید به سایت طاقچه مراجعه کنید.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jul 2023 13:17:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ کتاب معروف از تولستوی که باید بخوانید</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DB%B5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-hcd3hk9atyiw</link>
                <description>اگر به دنبال کتاب‌های کلاسیک و بی‌نظیری هستید که شما را به دنیای دیگری منتقل کنند، حتما باید سری به آثار لئو تولستوی، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تمام دوران بزنید. لئو تولستوی، نویسنده‌ی مشهور اهل روسیه، به دلیل کاوش در طیف وسیعی از مضامین و زمینه‌ها در آثارش شناخته شده و بینش عمیقی را در مورد تجربیات انسانی در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد. به عنوان برخی از زمینه‌هایی که تولستوی در آثار خود بررسی می‌کند می‌توان به عشق و روابط، اخلاق، مسائل اجتماعی و سیاسی، دین و معنویت و مرگ اشاره کرد.از حماسه‌ی جنگ و صلح گرفته تا  اثر عمیق آنا کارنینا، رمان‌های تولستوی نگاهی دقیق به تجربه‌‌های انسانی می‌اندازند و مضامینی مانند عشق، اخلاق و مبارزه برای تحقق شخصیت را بررسی می‌کنند. در این نوشته قصد داریم ۵ کتاب معروف از تولستوی که باید بخوانید را معرفی کنیم که مطمئنا هر خواننده‌ای را مجذوب خواهند کرد.[این یادداشت را به قلم مریم شعبانی، نویسنده‌ی وبلاگ طاقچه، می‌خوانید.]جنگ و صلحجنگ و صلح رمانی از لئو تولستوی است که نخستین بار در سال 1869 منتشر شد. این رمان یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات جهان محسوب می‌شود و به دلیل طرح پیچیده، توسعه‌ی شخصیت‌های غنی و دقت تاریخی مورد تحسین بسیاری از منتقدان قرار گرفته است. کتاب جنگ و صلح همچنین به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تحولات در تاریخ رمان‌نویسی شناخته می‌شود، زیرا تولستوی در این اثر، از رمان‌نویسی شخصیت‌محور استفاده کرده است که به این معناست که شخصیت‌ها در این رمان، به عنوان افراد واقعی و پیچیده نشان داده شده‌اند و داستان، به نحوی کاملا طبیعی جریان می‌یابد.جنگ و صلح به طور گسترده بر حمله‌ی ناپلئون به روسیه در سال 1812 تمرکز دارد و سه مورد از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های ادبیات را معرفی می‌کند: پیر بزوخوف، پسر نامشروع یک کنت که برای میراث خود می‌جنگد و آرزوی تحقق معنوی دارد، شاهزاده آندری بولکونسکی که خانواده‌ی خود را پشت سر می‌گذارد تا در جنگ با ناپلئون بجنگد و ناتاشا روستوف، دختر جوان و زیبای یک نجیب‌زاده که هر دو مرد را مجذوب خود می‌کند.پس از تهاجم ارتش ناپلئون، تولستوی به طرز درخشانی به بررسی شخصیت‌هایی با پیشینه‌های مختلف -از دهقانان گرفته تا اشراف و از غیرنظامیان گرفته تا سربازان- می‌پردازد، زیرا آن‌ها هر یک به نحوی با مشکلات منحصربه‌فرد دوره، تاریخ و فرهنگ خود مبارزه می‌کنند. با پیشرفت رمان، این شخصیت‌ها از ویژگی‌های خود فراتر می‌روند و به برخی از تکان‌دهنده‌ترین و انسانی‌ترین چهره‌های ادبیات جهان تبدیل می‌شوند.مرگ ایوان ایلیچمرگ ایوان ایلیچ از دیگر رمان‌های مشهور تولستوی است که اولین بار در سال 1886 منتشر شد. این داستان جست‌وجویی تلخ در باب ماهیت زندگی، مرگ و معنای حیات است. مرگ ایوان ایلیچ تاثیر قابل توجهی بر ادبیات و فرهنگ جهان نیز داشته است. این رمان، به عنوان نمونه‌ای از رمان‌نویسی شخصیت‌محور و وابسته به روایت‌های تاریخی، نمونه‌ی بسیار مهمی در ادبیات محسوب می‌شود. همچنین، تاثیر این رمان بر فلسفه‌ی ادبی، باعث شده که مرگ ایوان ایلیچ در برخی مطالعات ادبی، به عنوان نمونه‌ای از پایه‌های مدرنیسم در ادبیات به شمار بیاید.داستان این رمان حول محور زندگی و مرگ ایوان ایلیچ، یکی از مقامات عالی‌رتبه‌ی دولت روسیه در قرن نوزدهم رخ می‌دهد. داستان با خبر مرگ ایوان آغاز می‌شود و سپس خواننده را به بررسی گذشته‌نگری از زندگی او دعوت کرده و روابط، شغل و مبارزات شخصی او را بررسی می‌کند.مرگ ایوان ایلیچ که به عنوان یکی از برترین شاهکارهای جهان در باب مرگ مورد ستایش قرار گرفته، داستان یک قاضی دادگاه عالی است که هرگز به اجتناب‌ناپذیری مرگ خود حتی به اندازه‌ی اندیشه‌ای گذرا فکر نکرده است، اما یک روز مرگ به سراغش می‌آید و در کمال تعجب، او با مرگ خود روبه‌رو می شود. تولستوی می‌پرسد: چگونه یک انسان بی‌تامل، با تنها لحظه‌ی حقیقت خود روبه‌رو می‌شود؟این رمان کوتاه نقطه‌ی اوج هنری یک بحران عمیق معنوی در زندگی تولستوی بود، دوره‌ای نه‌ساله پس از انتشار آنا کارنینا که طی آن او حتی یک کلمه هم ننوشت.این رمان نگاهی اجمالی و کاملا مجذوب‌کننده و گاه هولناک به ورطه‌ی مرگ و همچنین گواه محکمی بر امکان یافتن رستگاری روحانی است.آنا کارنیناآنا کارنینا یکی دیگر از مشهورترین رمان‌های تولستوی است که در سال 1877 منتشر شده است. این رمان یکی از بزرگ‌ترین آثار ادبیات جهان به شمار می‌رود و به دلیل طرح داستانی پیچیده، توسعه‌ی شخصیت‌های غنی و کاوشی عمیق در موضوعاتی مانند عشق، ازدواج، خانواده، جامعه و اخلاق مورد ستایش واقع شده است.آنا کارنینا که توسط ویلیام فاکنر به عنوان بهترین رمان نوشته‌شده در تاریخ و توسط فئودور داستایوفسکی به عنوان اثری بی‌عیب‌ونقص توصیف شده است، از عشقی محکوم به فنا میان آنای احساسی و سرکش و افسر شجاع، کنت ورونسکی سخن می‌گوید. اما فاجعه زمانی رخ می‌دهد که آنا ازدواج بی‌عاطفه‌ی خود را رد می‌کند و در نتیجه خود را در معرض ریاکاری‌های جامعه قرار می‌دهد. هفت شخصیت اصلی رمان که در برابر بوم نقاشی وسیع و با بافتی غنی از روسیه‌ی قرن نوزدهم قرار دارد، یک عدم تعادل پویا ایجاد می‌کنند و تضادهای زندگی شهری و روستایی و تمام تغییرات عاشقانه و احساسات خانوادگی را به نمایش می‌گذارند.شیطانتولستوی بیشتر به واسطه‌ی رمان‌های حماسی که به طرز درخشانی جامعه را کالبدشکافی می‌کنند، شناخته می‌شود، اما رمان شیطان احتمالا شگفت‌انگیزترین داستانی باشد که او در تمام عمر خود نوشت. خود تولستوی این رمان را یک رسوایی می‌پنداشت، به حدی که در واقع دست‌نوشته‌های آن را در روکش صندلی در دفترش پنهان کرد تا همسرش آن‌ها را پیدا نکند و هرگز اجازه‌ی انتشار آن را در زمان حیاتش نداد.رمان شیطان (که تحت عنوان دیوانگان نیز شناخته می‌شود) در سال ۱۸۸۹ منتشر شده است. این رمان نیز مانند سایر آثار بررسی‌شده‌ی تولستوی، به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات جهان شناخته می‌شود و به تحلیل مسائلی مانند دین، فلسفه، سیاست و اجتماع می‌پردازد.داستان شیطان در مورد شخصیت اصلی به نام پیتر ورخوفسکی است که پس از بازگشت به میهن از جنگ روسیه و ترکیه، به دلیل شیوع یک بیماری، به بیمارستانی روانی فرستاده می‌شود. در این بیمارستان، ورخوفسکی با شخصیت‌های مختلفی آشنا می‌شود که هر کدام از آن‌ها نمایانگر یک جریان ایدئولوژیک یا فلسفی هستند. این شخصیت‌ها شامل آیازوف، آنتونی و مارگاریتا هستند.در این رمان، تولستوی به بررسی مسائلی مانند اعتقاد، شایستگی اخلاقی، مسئولیت اجتماعی، وجود خدا و برخورداری انسان از آزادی می‌پردازد. او با استفاده از شخصیت‌های مختلف، نظریات مختلف فلسفی و ایدئولوژیک را به تحلیل می‌کشاند و به مخاطب اجازه می‌دهد تا خودش به نتیجه‌گیری برسد.پدر سرگیپدر سرگی رمانی دیگری از لئو تولستوی است که در سال ۱۸۶۲ منتشر شد. این رمان، از دورانی در تاریخ روسیه الهام گرفته شده است که به عنوان دوره‌ی ریاست جدید شناخته می‌شود و در آن دوران، تحولاتی در زمینه‌های سیاست، اجتماع و فرهنگ روسیه رخ داد.داستان پدر سرگی درباره‌ی شخصیتی با همین نام است که معلمی محترم و خیرخواه است. سرگی تلاش می‌کند تا با پرورش و تربیت دو فرزند خود یعنی ناتالی و آندری، بهترین نتیجه‌ی ممکن را کسب کند، اما او با مشکلاتی مانند کمبود مالی، مشکلات خانوادگی و مشکلاتی در روابط اجتماعی مواجه می‌شود که باعث می‌شود تصمیماتی بگیرد که بعضا نادرست هستند و مشکلاتی جدی در زندگی خود و فرزندانش به وجود می‌آورند.در این رمان، تولستوی به بررسی مسائلی از جمله خانواده، تربیت فرزندان، روابط انسانی، اخلاق و عدالت اجتماعی پرداخته است. او در این رمان با نگاهی کوتاه به زندگی معمولی افراد معمولی، به تحلیل مسائل پیچیده و جامعه‌شناختی می‌پردازد.</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>طاقچه</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jul 2023 05:03:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه ۱۴۰۲ : اضطراب موقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-bnx9jmasqbr0</link>
                <description>آلن دو باتن را همه می شناسند، حتی گه گاه اگر سراغمان به کسی بیوفتد که به حرف بیوفتیم و حرف و بحثمان آنقدر جذاب شود که گل از گل سخنان فلسفی هم بشکفد، و بپرسیم فلانی دو باتن را که می شناسی ؟ در جواب می شنویم: آلن را می گویی؟ او را که همه می شناسند، همه. حالا چرایی اینکه او را همه می شناسند خود بحث شیرینی است که اگر به درازا کشیده نشود، فهمانده هم نمی شود. اینجانب، آخرین کتابی که خواندم هم از ایشان، مخلوق مخلص فلسفه بود! نه برای چالش کتابخوانی طاقچه، به هیچ روی، بلکه بر اساس اسم کتاب ( نه بر اساس جلد کتاب هم، به هیچ وجه البته ) آن را پسند کرده و به وضعیت خود در جامعه نگاهی انداخته و گفته: همین را بخوان فعلاً، تا بعد تر ها ببینی چه می کنی! اگر به این بهانه، سراغ کتاب می روید، خدمت روی گل شما بگویم راهتان را کج کنید و بروید سمت دیگر کتاب ها، کتاب هایی که صرفاً و صرفاً گل و بلبل و‌ کمک دهی صریحاً انجام می شود. این کتاب اما کتابی است بسیار صعب الفهم! در همین حین نکاتی را بازگو می کند که نیازمند، مغزی آماده، و آماده ی پیشرفت است. او از اول می گوید. از اول همه چیز می گوید، از اول اضطراب، از اول موقعیت، اینکه اضطراب چیست و کی و چرا و چگونه به وجود می آید، و اینکه موقعیت چیست. همهٔ این مفاهیم را با تعدد مثال می خواهد سعی کند که بفهماند ( در رابطه با من، خیلی موفق نبوده است، دروغ چرا )، او نویسنده ای نیست که بیاید نکتهٔ دل بخواه شما را لای نان بربری با جعفری و شاهی بپیچاند و تعارفتان کند. او از همه چیز می گوید، از چیزی که نمی خواهید بشنوید، و کم و بیش دلتان می خواهد از کتاب هایش او را بکشانید بیرون و بگویید: این حرف هایی که می گویی یعنی چه ؟!عاقبت شما را که آماده ساخت، به آرامی شروع می کند راه حل دادن، باز هم با عشوه، انگار که شادباش می خواهد تا نکته هایش را کمی به سمت خواننده هایش روانه دهد. ولی حرف های خوبی دارد، از حق نگذریم، فیلسوف است دیگر! ذهن ام یاری ام دهد در جایی از کتاب می گوید: « شاید چاره مناسب برای اضطراب ما در مورد موقعیت پایینمان در جامعه، مسافرت در فضای بی کران دنیا باشد. چه عینی و چه مجازی، با تماشای آثار هنری. » و اینکه بعد متن به این زیبایی و راه حل به این درستی می آید چنان عکس زشت سیاه و سفیدی از یک صخره می گذارد، که مجبور می شویم به خود بگوییم اگر لذت بردن از فضای بی کران این است، بگذار در این اضطراب موقعیت بمانم، بماند. نکته اش به جا و تمام عیّار است. شاید با تمرین کردن به پایبندی به باورِ بودن و ماندن، در بدترین وضعیت، که ساختگی است، و ترس از عادی بودن و عادی شدن ما را به آن اضطراب کشاند،بشود به جایی پناه برد، باوری را زندگی کرد، شاید بتوان از مناظر لذت برد، حتی اگر با بستن چشم همراه شود، و تصور کردن مناظر دل بخواه شما باشد، حتی اگر آن منظره تصویری تیره از تنور مادر بزرگتان است که او را به وقت نان درست کردن از کمی دور تر، می پاییدید. جان پناه خود را پیدا کنید و به آن ایمان بیاورید، که در میان دوره های طوفان اضطراب موقعیت ها، سالم عبور کنید. از آلن دو باتن و ترجمه سید حسن رضوی« اضطراب موقعیت » را از طاقچه دریافت کنید!</description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>سین.شین</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 20:19:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اضطراب خوب بودن</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-lczqswvghnvp</link>
                <description>وقتی کلمه‌ی اضطراب را می‌شنویم، معمولا فکر میکنیم اضطراب یک تعریف کلی دارد. مثل همان دلپیچه‌هایی که قبل از امتحان می‌گرفتیم. وقتی بالای یک بلندی می‌ایستیم و به پایین نگاه می‌کنیم یا شُر و شُر عرق‌هایی که قبل از یک مصاحبه کاری ریختیم. بله همه‌ی این‌ها اضطراب است میدانم ولی یک مدل اضطراب دیگر هم داریم که هیچکس درباره‌اش حرف نمیزند و آن اضطراب خوب بودن است.اضطراباضطراب خوب بودن، تعریف مشخصی ندارد ولی موقعیت‌های مشابهی را برای همه‌ی ما تداعی میکند. مثل وقتی که نمی‌توانیم به دوستی که برایمان عزیز است، نه بگوییم یا از کارفرمایمان خجالت می‌کشیم و نمی‌گوییم که چه‌قدر از موقعیت کاری جدیدمان ناراضی هستیم. وقتی ارتباطی را ادامه می‌دهیم که میدانیم نادرست است ولی می‌ترسیم به طرف مقابل بگوییم و او را ناراحت کنیم یا حتی زمانی که پولی طلب داریم ولی ترجیح می‌دهیم به دوستمان نگوییم قرضش را پس بدهد. می‌بینید همه‌ی این‌ها الگوهای آشنایی هستند، مگر نه؟ در علم روان‌شناسی به این الگوها، الگوی احساس پنهان می‌گویند که ریشه‌اش خوب ظاهر شدن است. ما می‌خواهیم دیگرانی را در زندگی‌مان راضی نگه داریم، دوست نداریم آن‌ها را غمگین ببینیم و در نتیجه احساسات خودمان را پنهان می‌کنیم. وقتی احساس ناراحتی می‌کنیم، خشمگینیم یا احساس می‌کنیم حقمان ضایع شده است، همه‌ی احساساتمان را زیر فرش جارو می‌کنیم چون نمی‌خواهیم کسی را ناراحت کنیم. آنوقت احساسات منفی به شکل اضطراب، نگرانی و حتی هراس خودشان را نشان می‌دهند و آن موقع است که کنترلشان برایمان سخت است. آن وقت شاید کف دست‌هایمان عرق کند، بدون آنکه بفهمیم پوست انگشتمان را بکنیم و قبل از اینکه متوجه شویم با پایمان روی زمین تیک بگیریم.این موقعیت‌های آشنا برای من خیلی سخت‌تر از چیزی بود که فکر میکنید. اضطرابی که این لحظات تجربه می‌کردم گاهی انقدر عمیق بود که شدت ضربان قلبم را تا توی مغزم حس می‌کردم. بعضی وقت‌ها انقدر عاجز و ناتوان بودم که فرار می‌کردم ولی واقعیت هیچ‌وقت تغییر نمی‌کرد. من باز هم بلد نبودم خود واقعی‌ام باشم. روزهای زیادی این احساسات را تجربه میکردم ولی تنها واکنشم این بود که فرار کنم. فرار می‌کردم و تلفنم را جواب نمیدادم. فرار میکردم و پیام‌ها را نمی‌خواندم. فرار میکردم و به روی خودم نمی‌آوردم. فرار تنها راه من برای محافظت از خودی بود که اضطراب آن موقعیت‌ها دیووانه‌اش می‌کرد.ولی واقعا کار می‌کرد؟ نه! شاید گاهی وقت‌ها کمک کننده باشد ولی راستش را بخواهید بعضی موقعیت‌ها با فرار کردن بدتر می‌شود و من این را خیلی دیر فهمیدم. بعضی ارتباطات با فرار کردن از بین می‌رود، آدم‌های دوست داشتنی از زندگیمان حذف می‌شوند و دوستی‌هایی که هیچ‌وقت فکرشان را نمی‌کردید، کم کم به آدم‌های غریبه‌ای تبدیل می‌شوند. آنوقت به این نقطه که برسید فکر می‌کنید چه لحظاتی بود که میشد جلویش را گرفت تا به اینجا نرسد، چه نقطه‌هایی بود که به جای فرار کردن و رفتن، میشد با حرف زدن و ماندن اصلاحش کرد و از دست رفتند. زندگی همین هست مگر نه؟ یک سیلی بزرگ گاهی آدم را به خودش می‌آورد.حالا من اینجایم. سعی می‌کنم بیشتر بمانم و کمتر فرار کنم. چند روز پیش یک موقعیت کاری خوب را رد کردم. کسی که این موقعیت را به من پیشنهاد داد، آدم بسیار محترمی است که گفت که از اعتبارش برای معرفی من استفاده کرده. کار شرایط خوبی داشت ولی چیزی نبود که دوستش داشته باشم. موقعیت اضطراب‌آوری بود. باید باز هم فرار میکردم؟ من ولی نکردم. بعد از یک روز کلنجار رفتن بهش گفتم که متاسفانه به این مدل کار علاقه‌ای ندارم، امیدوارم از من ناراحت نباشد. ماندن گاهی وقت‌ها خیلی سخت است ولی فرارکردن در درازمدت سخت‌تر و بدترش می‌کند. این درسی بود که من گرفتم. درس سختی که بهای سنگینی به خاطرش دادم. توی این مسیر چیزهای زیادی کمکم کردند که یکی از آن‌ها کتاب &quot;وقتی اضطراب حمله میکند&quot; بود.این کتاب به من کمک کرد که بیشتر با این موقعیت‌ها آشنا شوم، بدانم کجای راه را اشتباه می‌روم و چطور با آن بجنگم. تمام حرف‌هایی که درباره اضطراب خوب بودن گفتم را از این کتاب یاد گرفتم. کتاب از همان ابتدا اضطراب را تقسیم‌بندی می‌کند و با مثال‌های مختلف روش‌های مواجه با آن را توضیح میدهد. مثال‌ها، آدم‌های واقعی هستند که به درمانگر مراجعه کردند و سعی کردند بهتر شوند. من خیلی چیزها از این کتاب یاد گرفتم با آنکه هنوز تا آخر تمامش نکردم. این ماه، چالش طاقچه درباره اضطراب و ترس بود. فکر کردم این کتاب و معرفی آن بهترین چیزی است که می‌توانم به این بهانه(چالش کتابخوانی طاقچه) به دوستانم معرفی کنم. امیدوارم شما هم نترسید، خودتان باشید و یادتان نرود گاهی وقت‌ها بد بودن، خیلی هم چیز بدی نیست :-) https://taaghche.com/book/63488/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF </description>
                <category>فروشگاه کتاب الکترونیکی و صوتی طاقچه</category>
                <author>زهرا امامیان</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 21:38:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>