طلوع روز های سخت·۱ روز پیشجهان سایه هادر جهانی که ما در از سایه های سیاه و سفید هستیم کاش کسی باشد که مارا از این سایه ها رها کند حتی برای چند لحظه چند دقیقه و چند ثانیه !واقعا…
مینا هستم·۴ ماه پیشخدا در دل شب نهفته استهمیشه عادت داشتم نیمهشبها که از خواب برمیخیزم، نگاهی به آسمان بیندازم و در عظمتش غرق شوم؛ آرامش، ایمان، یگانگی و مهربانی خداوند را در دل…
آ ت ن ا·۹ ماه پیشغم، دوست من است.دم دم های طلوع آفتاب است، کفش هایم را از پاهایم جدا میکنم و خودم را تلپی پرت میکنم روی مبل جیر جیر کنِ کنار شومینه. کلبه سرد است، اما همیشه…
Lady Wiseldon·۱ سال پیشصبح زوددیشب تا صبح نخوابیدم. البته خوابم هم نمی برد. بی خوابی خیلی بد است. هم برای جسم هم برای روح. یه جا خواندم بی خوابی باعث افسردگی میشود. خدا…
Mirandaدرداستانطوری!·۲ سال پیشطلوع، شاید آغازطلوع همیشه یادآور تکرار غریبانهایست که مرا اسیر خود کرده.
With me·۲ سال پیشغروبمن بچه غروبم. زمانی در غروبی دلگیر ، در ابتدای جبر و انتهای اوج، طرف های زمستان و در پیری پاییز به این دنیا آمدم. شاید برای همین است که احو…
Lonarkaidدریه دفترچه برا دل نوشته هام...·۲ سال پیشابرَک و الهه خونینغبار قیراندود شب، بر کرانه آسمان سلطه گری میکرد. هلال ظریف ماه در گوشه ای جا خوش کرده بود و از پشت ابر کوچکی به رهگذران زمین لبخند میزد.…