تنهای شب·۱ روز پیشبرای رویای او جنگیدم، و تنهایی سهم من شدپسری که از دل تنهایی به دختری رسید، برای رویاهایش جنگید، جوانیاش را خرج کرد، و وقتی او به مقصد رسید، خودش ناتمام ماند...
آقا معلم·۱۷ روز پیشداستان عاشقانه عشق اولتازه به اون محله اومده بودن و هیچ دوستی نداشت. بیشتر وقتش رو تو خونه می گذروند و با اسباب بازی هاش بازی میکرد.یه روز تو خونه نشسته بود که ی…
آقا معلم·۲۱ روز پیشداستان عاشقانه سفری که به عشق رسیدبا عجله کوله پشتی شو برداشت و به سمت ترمینال حرکت کرد، با خودش می گفت باز خوبه کوله ام رو از دیشب آماده کرده بودم وگرنه اتوبوس از دست می رف…
آقا معلمدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ ماه پیشنامه ای که حرف میزدسال آخرش تو دانشگاه بود، مشغول آماده کردن پایان نامه اش بود و بیشتر وقتش رو تو کتابخونه و حیاط میگذروند.ورودی های جدید هنوز نیومده بودن، د…
شاهرخ خیرخواهدرشاهرخ خیرخواه·۱ ماه پیشرمان:طوبارمان های من:#رمان_طوبا فصل اول: برگهای پاییزی و یک فنجان قهوه هوای رشت خنک بود، از آن خنکیهای پاییزی که بوی نم و جنگلهای شمال در آن میپ…
آقا معلم·۱ ماه پیشگردش دوستانهخبر اردوی 7 روزه حسابی تو دانشگاه پیچیده بود و همه ثبت نام کرده بودن بعد از 2 ترم درس خوندن، یه هفته تعطیلات فوق العاده به نظر می…
آقا معلم·۲ ماه پیشکافه باراناون روز هم مثل همه ی روزای قبلی بود، بارون پاییزی نم نم می بارید و همه جا رو خیس میکردمردم با عجله تو خیابون اینور و اونور میرفتن و تلاش می…
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۳ ماه پیشآغازی ابدی|فصل پنجم:سکوت پردرد«تو فقط یک برنامهای!» واکنش انجل به حقیقت شوکآور... آیا عشق میتواند بر این همه فریب غلبه کند؟ بیایید با انجل پاسخ را پیدا کنیم!
زهره نایبی·۳ ماه پیش🌊 کرانهی عشق بیکرانگاهی عشق، تا بیکرانهها پیش میرود و در سکوت، معنا پیدا میکند... داستان یک وعده و حقیقتی که برای همیشه در سکوت ماند.
زهره نایبیدردنیای تخیلات من·۴ ماه پیشآغازی ابدی|فصل دوم:بازگشت از برزخ|قسمت۴در آغوش گرم بازگشت، در سایهسار شکهای مبهم... داستان ادامه دارد...