نیل آرام·۲ ماه پیشمیان عشق و سکوت قسمت اولنوشتهی نیل آرامبعضی آدمها برای قدرت ساخته میشوند.بعضیها برای عشق.و بعضیها… مجبور میشوند بین این دو یکی را انتخاب کنند.سالها پیش، پسر…
Arsin | امیرحسین آرسین·۲ ماه پیشسیندرلاگفت: «یه نخ دیگه بکشیم وُ من برم»... جلوی در خونهش توی ماشین من نشسته بودیم، داشتیم ریکاوری بعد از کلی آدرنالینی که ترشح کرده بودیم رو پس…
آقا معلم·۲ ماه پیشداستان عاشقانه زیباترین دختر شهردر روزگاران قدیم، دختری زندگی میکرد که زیباترین دختر شهر بود. همه ی مرد های آن شهر دنبال به دست آوردن او بودند و دست به هر کاری می زدند تا…
آقا معلم·۲ ماه پیشداستان عاشقانه کتابخانه قدیمیسارا که بعد از تموم کردن دانشگاه و پیدا کردن شغل مورد علاقه اش وقت آزاد پیدا کرده بود، به خاطر عادت به مطالعه چند هفته ای بود به یه کتابخان…
تنهای شب·۲ ماه پیشبرای رویای او جنگیدم، و تنهایی سهم من شدپسری که از دل تنهایی به دختری رسید، برای رویاهایش جنگید، جوانیاش را خرج کرد، و وقتی او به مقصد رسید، خودش ناتمام ماند...
آقا معلم·۳ ماه پیشداستان عاشقانه عشق اولتازه به اون محله اومده بودن و هیچ دوستی نداشت. بیشتر وقتش رو تو خونه می گذروند و با اسباب بازی هاش بازی میکرد.یه روز تو خونه نشسته بود که ی…
آقا معلم·۳ ماه پیشداستان عاشقانه سفری که به عشق رسیدبا عجله کوله پشتی شو برداشت و به سمت ترمینال حرکت کرد، با خودش می گفت باز خوبه کوله ام رو از دیشب آماده کرده بودم وگرنه اتوبوس از دست می رف…
آقا معلم·۳ ماه پیشداستان عاشقانه نامه ای که حرف میزدسال آخرش تو دانشگاه بود، مشغول آماده کردن پایان نامه اش بود و بیشتر وقتش رو تو کتابخونه و حیاط میگذروند.ورودی های جدید هنوز نیومده بودن، د…
شاهرخ خیرخواهدرشاهرخ خیرخواه·۴ ماه پیشرمان:طوبارمان های من:#رمان_طوبا فصل اول: برگهای پاییزی و یک فنجان قهوه هوای رشت خنک بود، از آن خنکیهای پاییزی که بوی نم و جنگلهای شمال در آن میپ…
آقا معلم·۴ ماه پیشداستان عاشقانه گردش دوستانهخبر اردوی 7 روزه حسابی تو دانشگاه پیچیده بود و همه ثبت نام کرده بودن بعد از 2 ترم درس خوندن، یه هفته تعطیلات فوق العاده به نظر می…