محمدرضا گلی احمد گورابی·۱۳ روز پیشیلدا در دادگاه زمستان«شعر طنز سیاه درباره زمستان و یلدا؛ تصویری از قاضی سپیدپوش، دادگاه شبانه و انارهای خونین. این متن ادبی با زبان استعاری، زمستان را به محاکمه…
Kimia Arian·۲ ماه پیشمغازهی خودکشی؛ جایی برای فروختن ناامیدی و خریدن معنادر دنیایی که لبخند نایاب است، ژان تولی در «مغازه خودکشی» از جامعهای میگوید که مرگ را میفروشد و امید را دوباره میسازد.
sare102030·۵ ماه پیشدرامد از خودکشی : مغازه خودکشیکتاب راجب خانواده ای به اسم خانواده تواچ هست که به مردم شهری که در آن افسردگی و ناامیدی جای خوشحالی و امید رو گرفته ابزاری برای خودکشی میف…
Maryam pm·۶ ماه پیشمردهایی با قلب یک سالهاینجا از همان حرفهاست؛ از بزرگهایی که کوچک ماندهاند و از کوچکیهایی که به اجبار بزرگ شدهاند.
محمدرضا ضیغمی·۹ ماه پیشآشنایی من با داوود شهیدیدر دورهی راهنمایی، معلّم هنر بسیار باذوق و اهلِدلی داشتیم به نامِ مجید رستگار که خوشنویسِ سرشناسی است. او یک بار سرِ کلاس مجلّهی کیهان…
Dast Andaz·۳ سال پیشوقتی آقای دکارت، صاحبخانهات است! ? ?✔ ? ❌ ⏹او میاندیشد ولی این ما هستیم که نمیدانیم هنوز مستاجرش هستیم یا خیر!
Dast Andaz·۳ سال پیشافشای فایل صوتی لو رفته از یک جای خیلی خیلی مهم! ?افشای فایل صوتی لو رفته از یکی از جلسات محرمانهی هیئت دولت گینهی بیسائو یا همان گینهی بیصاحب! ? ? ? ? ?
موسسه اوسان·۵ سال پیشیادداشتی بر رمان منگی اثر ژوئل اگلوف«منگی» ژوئل اگلوف طنز سیاهی است از زندگی شهرنشینی انسان مدرن؛ انسانی که پیش از آنکه از بحران پیرامونش باخبر شود، به آن عادت کرده است.