زیر پرچم خیر النساء

زینب(س) در میدان معرکه پس از جنگ، وقتی نزد برادر خود رسید، بدن مبارک حضرت را بلند کرد و فرمود: «ربّنا تقبَّل منّا هذا القربان» و زمانی که اجساد تدفین شدند، حضرت، برادر خود را با عنوان «نیمۀ قلب من» خطاب کرد. تجلی این احساسات زیبا حتی در میدان جنگ، التیام‌بخش و روح‌نواز است.

اکنون پس از گذشت ۱۴۰۰ سال، روایاتی از جوانمردی و رشادت و میدان جنگ از کربلا شنیده‌ایم؛ ولی کمتر به گوشمان خورده که کسی از خیمه‌ها و صحنه‌های پشت معرکه روایتی برایمان بیان کند. به گمانم اصلا این اطمینانِ ناشی از ایمان مردان پشت خیمه‌ها بود که مستحکم‌تر می­شد.

عزاداری‌های امروز ما بیشتر سبکی مردانه دارد؛ پرشور، ریتمیک و بدنی و زنان به عنصری منفعل و صرفا شنونده تبدیل شده‌اند. این در حالی است که علم اولین عزاداری‌ها توسط زنان، یعنی همسران اهل‌بیت و همسران شهدا و دخترانشان برپا شد. این به این معناست که عزاداری زنان و به عبارتی عزاداری زنانه، سابقه‌ای چندین هزار ساله دارد؛ اما اکنون حضور زنان در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که اوج تجلی آن عزاداری سیدالشهداست، کم‌رنگ‌تر شده است.

از یکی از دوستانم شنیدم که می‌گفت در مسیر اربعین در خیمۀ عباس‌بن‌علی، زنان عرب به­گونه‌ای متفاوت عزاداری می‌کردند. خانمی آرام و با سوز شعر می‌خواند و پس از چند بیت، همه چیزی شبیه آه را تکرار می‌کردند. زنان گریه می‌کردند؛ اما جیغ نمی‌زدند. ضجه می‌زدند؛ اما فریاد نمی‌کشیدند. نمی‌دانم محتوای روضۀ آنان چه بود؛ اما به گمانم این نوعِ آرام عزاداری با زنان سازگارتر است. 《غم کربلا روضۀ زینبی می‌خواهد》. زنان خواهان شنیدن کربلا از منظری زنانه هستند. این را شاید خودشان هم ندانند، چون به هیئت‌های مرسوم عادت کرده‌اند؛ اما روح زنان این را طلب می‌کند؛ داستان‌های انسانی با مایه‌های عاشقانه و عارفانه. زنان، با عشق آرامش می‌یابند و با اقتدار، احساس غرور می‌کنند. زنان نیازمندند که بدانند در صحنۀ نبرد، چگونه باید با روحیات لطیفشان موثر باشند و چگونه زینب‌وار عمل کنند. از کل کربلا یک زینب را برایمان تصویر می‌کنند، آن هم با صفاتی مردانه. نه که بگویم شجاعت صفتی مردانه است، بلکه صفتی انسانی است؛ اما جنس و قالب روایت‌ها مردانه است. فهم و بیان زبان زنان را از زبان مردان شنیدن، نه تنها دشوار و دیریاب است که ناقص نیز است.

عزاداری باید به عمق جان آدمی نفوذ کرده و در زندگی روزمره تجلی یابد. عزاداری‌های مرسومِ به اصلاح مردانۀ امروز ما، آمیزه‌ای از هیجان و شور است که پس از پایان مجلس، فروکش کرده و به فراموشی سپرده می‌شود. اینجاست که لزوم عزاداری‌های زنانه پررنگ‌تر و آشکارتر ظاهر می‌شود. زنان عزاداری را به عمق جان فرو برده و در اشک ظواهر آن را متجلی می‌کنند. زنان توانایی بالایی در کاربردی‌سازی و تبدیل مفاهیم عمیق و انتزاعی به مفاهیم ملموس و قابل درک روزمره دارند. این مهم، هم پاسخی به نیاز زنان و هم پاسخی به نیاز جامعه است.

به نظر می‌رسد که می‌بایست به ۱۴۰۰ سال پیش سفر کرد و پای مرثیه‌سرایی‌های حضرت زینب نشست، باید علم عزاداری زنانه را دوباره برپا کرد و طرحی نو درانداخت...

فاطمه عبیری