تنها شدم
انگار تنها شدم. بازی ادامه دارد و من این گوشه نشستم و با حسرت به آنها نگاه میکنم. نمیتوانم بگویم به بازی راهم بدهید، چرا؟ چون نقاب به صورت زده ام، نمیشناسندم که به بازی راهم بدهند. یکهو، بیبرنامه تنها شدم.
انگار تنها شدم. بازی ادامه دارد و من این گوشه نشستم و با حسرت به آنها نگاه میکنم. نمیتوانم بگویم به بازی راهم بدهید، چرا؟ چون نقاب به صورت زده ام، نمیشناسندم که به بازی راهم بدهند. یکهو، بیبرنامه تنها شدم.
مطلبی دیگر از این انتشارات
از بانگ و رنگ (بهخصوص رنگ) بکاهیم
مطلبی دیگر از این انتشارات
کوششی برای شناخت گوهر قانون اساسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
قیصر بیا سرود یکصد و هفتاد و پنج لاله بگو...