هستی شناسی

اینجا، ما برای شناخت خالق، یک انگیزه داریم. بدین ترتیب که ابتدا، مسائل مربوط به انسان را طرح کردیم و به اهمیت این مسائل و به اهمیت بحث هدف از خلقت پی بردیم. سپس برای پیدا کردن پاسخ این معما که هدف از خلقت ما چه بوده، گفتیم باید به دنبال شناخت خالق برویم. بدون شناخت خالق هم امکان ندارد به پاسخ این معمای پیچیده زندگی انسان پی ببریم. لذا با این انگیزه که هدف از خلقت خودمان را بشناسیم، وارد بحث شناخت خالق می‌شویم.

خدا را از سه راه می‌توان شناخت: از راه عقل (برهان)؛ از راه نقل (کتاب و سنّت)؛ از راه شهود (عرفان). هر کدام از این راه‌ها، پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد و برای همه میسّر نیست. در اینجا، راهی که قرآن معرفی کرده، راه شناخت عقلی مبتنی بر ادراکات فطری است؛ که از راه دقّت در نشانه‌های خدا، شامل: نشانه‌های آفاقی (یعنی نشانه‌های خدا در عالم پیرامون ما و عجائب خلقت بدن ما) و نشانه‌های انفسی (یعنی نشانه‌های خدا در درون جان و نفس ما) حاصل می‌شود.

«سَنُریهِم آیاتِنا فِی الآفاقِ وَ فی أَنفُسِهِم حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُم أَنَّهُ الحَقُّ (فصلت:53)»؛ به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان روشن شود که او حقّ است.

بدین ترتیب، شناخت آیات آفاق، هستی‌شناسی است و شناخت آیات انفس، انسان‌شناسی است؛ تا بعد به شناخت حضرت حقّ که خداشناسی است برسیم. هستی‌شناسی یعنی در واقعیت‌های پیرامون‌مان دقت کنیم که با دقت در واقعیت‌ها، به شناخت حقیقت‌ها برسیم.
زاویه‌های نگاه به واقعیت‌ها و یا به عبارت دیگر، دسته‌بندی نشانه‌های آفاقی حقّ تعالی عبارتند از:
1. عظمت و گستردگی جهان آفرینش؛
2. زیبایی‌های مخلوقات و جهان؛
3. اسرار و شگفتی‌های خلقت؛
4. نظم و مدیریت حاکم بر موجودات عالم؛
5. تنوّع و کثرت مخلوقات؛
6. تنوّع و کثرت نعمات؛
7. عشق و محبت میان مخلوقات.

عظمت و گستردگی جهان آفرینش
اولین نشانه‌ی آفاقی خداوند، عظمت و گستردگی جهانی است که آفریده و توجه هر انسان خردمندی را به خود جلب می‌کند. عظمت عالم هستی، خیلی بیشتر از تصوّر ما است. برای درک عظمت آن از خودمان شروع می‌کنیم. جثه‌ی ما الان چقدر است؟ این جثه را مقایسه کنید با ساختمانی که در آن هستیم. این ساختمان، چقدر از ما بزرگتر است؟ بعد، شهر ما چقدر از این ساختمان بزرگتر است؟ استان ما چقدر از این شهر و از جثه‌ی ما بزرگتر است؟ کشور ما چقدر از این استان و از جثه‌ی ما بزرگتر است؟ قاره ما چقدر از کشورمان و چقدر از جثه‌ی ما بزرگتر است؟ کل کره زمین را در نظر بگیریم که چقدر بزرگتر از جثه‌ی ماست؟
جثه‌ی خودمان را با عظمت کوه‌ها، دشت‌ها، دریاها، اقیانوس‌های بسیار بزرگ و مجموع ساختار کره زمین مقایسه کنیم. چقدر غول پیکر است کره زمین در برابر جثه‌ی ما! این تازه، کره زمین است. باید پله پله، عظمت هستی را از زمین تا عرش بالا برویم تا وقتی در عرش قرار گرفتیم، اونجا مجموعِ هستی را بر انداز کنیم و بعد ببینیم که خالق این هستی، چه کسی می‌تواند باشد؟

در پله دوم، برویم سراغ همسایه‌های زمین؛ سیاره‌هایی که در کنار زمین هستند: عطارد، زهره، مرّیخ، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون. چهار سیاره: مشتری (با قطر 150000 کیلومتر)، زحل (با قطر 123000 کیلومتر)، اورانوس (با قطر 51000 کیلومتر) و نپتون (با قطر 50000 کیلومتر) از زمین (با قطر 13000 کیلومتر) خیلی بزرگترند.
مثلاً خود مشتری به تنهایی، حجمش 1300 برابر حجم کره زمین است. حالا، خود همین مشتری، با این عظمت، تنها یکی از سیاره‌های درخشان آسمان شب است که در اکثر فصول سال می‌توان آن را دید. از میان تمام سیاره‌ها، فقط سیاره‌های مشتری، زحل، زهره و مریخ با چشم غیرمسلح قابل رؤیت هستند.

امّا خورشید که یکی از ستاره‌های منظومه شمسی است، یک میلیون و سیصد هزار برابر زمین است؛ یعنی اگر فرض کنیم داخل خورشید خالی باشد، یک میلیون و سیصد هزار کره زمین داخل خورشید جا می‌شود.

برای درک بهتر عظمت هستی، باید در مفهوم اعداد دقت کنیم. به وزن یک میلیون در ترازوی اقتصاد نباید توجه کنیم؛ چون دچار اشتباه می‌شویم. وزن اعداد را باید با ترازوی معدود به دست آورد؛ باید تعداد را ببینیم. یک میلیون نقطه را ببینیم؛ نه یک میلیون تومان. یک میلیون نقطه، کم است یا زیاد است؟ وقتی می‌توانیم قضاوت صحیحی داشته باشیم که ما این مقدار نقطه را در یک جا ببینیم یا یک میلیون نقطه را روی کاغذ بگذاریم.
فکر می‌کنید چقدر طول می‌کشد تا یک میلیون نقطه را روی کاغذ بگذاریم؟ اگر در هر ثانیه، بتوانیم سه نقطه را روی کاغذ بگذاریم، برای گذاشتن یک میلیون نقطه، 92 ساعت و 36 دقیقه زمان نیاز داریم؛ نزدیک به چهار شبانه روز (بدون استراحت و بدون خواب و خوراک). شاید بتوانیم در ده روز، هزار صفحه که در هر صفحه، هزار نقطه باشد را تکمیل کنیم که در مجموع، یک میلیون نقطه بشود. حالا می‌فهمیم یک میلیون، خیلی زیاد است. حالا با این دقتی که در مفهوم یک میلیون کردیم، وقتی بگویند خورشید یک میلیون و سیصد هزار برابر از زمین بزرگتر است، متوجه عظمت خورشید در برابر زمین می‌شویم.

در پله بالاتر، ببینیم چند ستاره در کنار خورشید وجود دارد؟ دانشمندان با تحقیقاتی که انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که در کنار خورشید، 200 تا 300 میلیارد ستاره وجود دارد. البته می‌گوییم که این مقدار تنها در کهکشان راه شیری ما است.

برای اینکه درک بهتری از این عظمت پیدا کنیم، باید روی مفهوم یک میلیارد هم دقت کنیم. به تعداد یک میلیارد فکر کنیم؛ نه مبلغ میلیارد تومان. شمارش تعدادِ یک میلیارد چقدر طول می‌کشد؟ اگر به شما بگویند از عدد یک تا یک میلیارد، یک بار بشمارید، فکر می‌کنید چقدر طول بکشد؟ چند روز، چند ماه و چند سال طول می‌کشد؟ اگر بتوانیم هر عدد را در یک ثانیه بشمارید، یک میلیارد ثانیه طول می‌کشد؛ یعنی بیش از 31 سال و 8 ماه. این در صورتی است که خواب و خوراک و استراحت نداشته باشیم و هر عدد را هم بتوانیم در یک ثانیه بشماریم که این امکان ندارد و لذا این شمارش در عمل، قطعاً بیش از 100 سال طول می‌کشد.

حالا با این درکی که از تعداد یک میلیارد پیدا کردیم، اگر به ما بگویند در کنار خورشید، بیش از 200 میلیارد ستاره وجود دارد، چه حسّی پیدا می‌کنیم؟ این تعداد را دانشمندان بر اساس تخمینِ مستند به رؤیت و تحقیق بدست آورده‌اند؛ نه تخمینِ مستند به ظنّ و گمان. یعنی مثلاً تعداد ستاره‌های یک بخش از آسمان را شمرده‌اند و بر اساس آن، تخمین زده‌اند که چقدر ستاره باید وجود داشته باشد.
دانشمندان تخمین زده‌اند که در کنار خورشید، 200 تا 300 میلیارد ستاره وجود دارد. ما فقط ستاره‌ها را می‌گوییم؛ ممکن است خیلی از این ستاره‌ها، سیاره هم داشته باشند؛ سیاره‌هایی که از خودشان نور ندارند و از ستاره نور می‌گیرند. غیر از این چهار سیاره‌ای که با چشم غیرمسلح می‌بینیم، باقی این اجرامی که می‌بینیم، ستاره هستند. ستاره یعنی خودش نور دارد و دور ستاره دیگری نمی‌چرخد. البته همه ستاره‌ها بلا استثناء حرکت دارند؛ اما حرکت‌شان در محور کهکشان است، نه دور ستاره دیگری مثل سیاره‌ها.

تمامی ستاره‌هایی که ما با چشم غیرمسلح می‌بینیم، بسیار بسیار از خورشید بزرگترند و چون فاصله‌شان از ما خیلی زیاد است، ما آنها را ریز می‌بینیم. دانشمندان برای اینکه ما اندازه و حجم ستاره ها را بتوانیم بهتر درک بکنیم، یک دسته‌بندی کرده‌اند و گفته‌اند: این ستاره‌ها، بعضی‌شان کوتوله هستند، بعضی متوسط‌اند، بعضی غول پیکرند، بعضی فراغول پیکرند، و بعضی ابرغول پیکرند. جالب است بدانید که خورشید، جزو کوتوله‌ها است و کم نورترین و کم حرارت‌ترین ستاره در بین ستاره‌های آسمان است و بقیه ستاره‌ها با همه عظمت‌شان، در چشم ما کوچک دیده می‌شوند؛ چون فاصله‌شان از ما بسیار زیاد است.

نگاهی هم به فاصله بین ستاره‌ها بکنیم. در بین این همه ستاره کنار خورشید، نزدیک‌ترین ستاره به خورشید، مجموعه قُنطُرِس است که سه تا ستاره کنار هم هستند که فاصله آنها با خورشید تقریباً برابر است. فاصله بین ستاره‌ها را با سرعت نور اندازه‌گیری می‌کنند. دانشمندان می‌گویند نور در یک ثانیه، 300 هزار کیلومتر حرکت می‌کند؛ 300 هزار کیلومتر یعنی مسافت هفت و نیم بار دور کره زمین؛ چون دور کره زمین حدود 40 هزار کیلومتر است و نور در یک ثانیه، مسافتی را معادل هفت و نیم بار دور کره زمین طی می‌کند.
فاصله زمین تا ماه، 382 هزار کیلومتر است که با سرعت نور می‌شود: یک ثانیه و 25 صدم ثانیه. یعنی اگر مَرکبی از نور داشته باشیم، یک ثانیه و یک چهارم ثانیه طول می‌کشد تا به کره ماه برسیم. فاصله ما تا خورشید هم 150 میلیون کیلومتر است که با سرعت نور می‌شود این فاصله را در 8 دقیقه و 20 ثانیه طی کرد. اما نزدیک‌ترین ستاره با خورشید که مجموعه قنطرس است، چهار سال و سه ماه نوری فاصله دارد و هر سال نوری، نزدیک به ده هزار میلیارد کیلومتر است.

دانشمندان می‌گویند تمام این مجموعه 200 تا 300 میلیارد ستاره کنار خورشید، تازه در یک مجموعه‌اند به نام کهکشان راه شیری. این همه ستاره، فقط در کهکشان راه شیری است که خود یکی از بی‌شمار مجموعه‌های ستاره‌های آسمانی است. دانشمندان می‌گویند قطر همین یک کهکشان (کهکشان راه شیری)، از 120 تا 200 هزار سال نوری است؛ یعنی اگر بخواهیم از این طرف کهکشان برویم آن طرف، از 120 تا 200 هزار سال باید با سرعت نور حرکت بکنیم. بعضی جاها فاصله کمتر و بعضی جاها فاصله بیشتر است؛ چون مقداری، بیضی شکل است. و ضخامت این کهکشان را 10 تا 15 هزار سال نوری بیان کرده‌اند.

این مجموعه چقدر بزرگ است! وقتی فاصله تا ماه با سرعت نور، یک ثانیه است و حدود هشت دقیقه تا خورشید است، برای رفتن از این طرف کهکشان تا آن طرف کهکشان، حداقل 120 هزار سال باید با این سرعت حرکت بکنیم!

این ستاره ها در این کهکشان هیچ کدام ثابت نیستند. همه ستاره‌ها هم حرکت وضعی دارند و هم حرکت انتقالی. همه در حول محور کهکشان حرکت می‌کنند. خورشید هم در این کهکشان در حال حرکت است و همراه با سیاراتش دور کهکشان می‌چرخد. سرعت حرکت منظومه شمسی در این کهکشان، 220 کیلومتر در ثانیه است؛ حدود 792000 کیلومتر در ساعت. یعنی، ما با این سرعت در کهکشان در حال حرکت هستیم.

زمین، غیر از حرکت وضعی خودش که شب و روز را پدید می‌آورد، و غیر از حرکت انتقالی خودش که موجب پدید آمدن سال می‌شود، و غیر از حرکت تقویمی خودش که موجب پدید آمدن فصول می‌شود، حرکتی هم با خورشید به دور کهکشان دارد. خورشید، 250 میلیون سال طول می‌کشد که با سرعت فعلی‌اش - که 220 کیلومتر در ثانیه، یا 792000 کیلومتر در ساعت، یعنی هزار برابر سرعت هواپیماهای مسافربری فعلی است - یک دور، دور کهکشان بزند؛ ببینید این کهکشان چقدر بزرگ است. این عظمت کهکشان راه شیری است.

شگفت انگیزتر، این است که بر اساس برآورد دانشمندان، صدها میلیارد کهکشان دیگر در کنار کهکشان راه شیری وجود دارد که به مراتب از کهکشان راه شیری بزرگترند. نزدیکترین این کهکشان‌ها به زمین، تنها کهکشانی است که با چشم غیرمسلح می شود آن را دید؛ و اندازه اش، دو برابر کهکشان راه شیری است؛ و حدود 800 میلیارد ستاره دارد. این کهکشان، 2 میلیون و 500 هزار سال نوری با کهکشان ما فاصله دارد؛ یعنی نوری که در یک ثانیه از کره ماه به ما می‌رسد، دو میلیون و 500 هزار سال طول می‌کشد تا از آن کهکشان به ما برسد.

دورترین کهکشانی هم که بشر توانسته رصد کند، گفته می‌شد 2/13 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد؛ ولی اخیراً در برخی سایت‌ها ذکر شده که دانشمندان توانسته‌اند تا 30 میلیارد سال نوری نیز کهکشان‌هایی را رصد کنند.

کهکشان‌ها در آسمان، مثل خوشه‌های انگور، خوشه خوشه هستند و به آنها خوشه‌های کهکشانی می‌گویند؛ و در یک خوشه از دو هزار، سه هزار، ده هزار، صد هزار و بالاتر، کهکشان وجود دارد. مجموع این خوشه‌ها و ابرخوشه‌ها روی هم، شبکه کیهانی را شکل می‌دهند.

این شبکه کیهانی، چیزی است که تازه دانشمندان به آن رسیده‌اند؛ ولی قرآن کریم در 1400 سال پیش، به این شبکه کیهانی قسم خورده و فرموده: «وَ السَّماءِ ذاتِ الحُبُکِ (ذاریات:7)»؛ یعنی، قسم به آسمانی که مُشَبَّک است؛ یعنی کیهان با کهکشان‌ها مثل یک لباس بافتنی که از تار و پودهای نخ بافته شده، آسمان هم بوسیله کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشانی به هم بافته شده است.

حالا در این شبکه کیهانی به جایگاه زمین نگاه کنیم، چه می‌بینیم؟ تقریباً هیچ. به همین دلیل، امیر مؤمنان حضرت علی (علیه‌السلام) به مالک اشتر نوشتند: مالک، هر گاه غرور ریاست تو را گرفت، به آسمان نگاه کن (تا کوچکی و حقارت خود را ببینی و باد غرور از دماغت خارج شود). و به همین دلیل است که قرآن کریم از انسان‌های مغرور سؤال می‌کند: «أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا (نازعات:27)»؛ ای انسان، فکر نکن حالا که قدّت بلندتر است یا ماشینت بلندتر است یا آپارتمانت بلندتر است یا شغلت بالاتر است یا محله‌ات بالاتر است، پس خیلی بزرگی و کسی هستی. اشتباه می‌کنی، خیلی چیزهای بزرگتر از تو هم وجود دارد که اصلاً تو در برابر آنها هیچ هم نیستی. زمین و تمام منظومه شمسی در برابر عظمتش هیچ است؛ چه رسد به تو و ماشین و خانه تو.

از این جایگاه که به عالم نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که جهان هستی چقدر بزرگ و عظیم است، و آن وقت است که به عظمت خالق جهان پی ببریم. برای همین است که همه معصومین (علیهم‌السلام)، سیره مستمرشان این بوده که قبل از اینکه نیمه شب مشغول تهجّد و نماز و مناجات با خدا بشوند، اول در زیر آسمان می‌آمدند، آسمان را با دقت نگاه می‌کردند و تفکر می‌کردند و آیات 190 و 191 سوره آل عمران را می‌خواندند که می‌فرماید:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ؛ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»؛
یقیناً در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای خردمندان است؛ آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می‌گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاه‌دار.

و به ما هم توصیه نموده‌اند. اگر این کار را بکنیم، درک‌مان از عظمت خدا، خیلی بیشتر می‌شود.