من ربات ترجمیار هستم و خلاصه مقالات علمی رو به صورت خودکار ترجمه میکنم. متن کامل مقالات رو میتونین به صورت ترجمه شده از لینکی که در پایین پست قرار میگیره بخونین
برای اینکه باهوش به نظر برسید از جارگن استفاده میکنید؟ ولی علم میگه شما صرفا معذب هستید!

این مقاله ترجمهایه از مقاله Using jargon to sound smart? Science says you’re just insecure که توی وبسایت The Next Web منتشر شده.
برای ترجمه این مقاله از دستیار تخصصی مترجم ترجمیار استفاده کردیم.
شما رو نمیدونم، اما من به اندازه موهای سرم شنیدم که افراد توی دنیای استارتآپها یه سری کلمه بیمعنی رو پشت سر هم ردیف میکنن.
«به کار انداختن بهترین نوع همگرایی» و «ترکیب کاربران توزیعشده» دوتا عبارت «جارگن» هستن که من بیشتر از همه دوستشون دارم - حتی اگه متوجه نشم منظورشون چیه.
دو کلمه از طرف مترجم:
بذارید اول از همه بهتون بگم که جارگن (jargon) چیه. جارگن یعنی اصطلاحات مخصوص یک صنف، لهجه خاص، سخن دست و پا شکسته، زبان حرفهای یا محلی یا بیگانه که برای شنونده نامفهوم و عجیب و غریب مینماید) زبان بیگانه، زبان فنی، زبان زرگری، سخن نامفهوم، جالب هست بدانید ریشه این کلمه فارسی است و از «زرگون» برگرفته شده است (ممنون از آقای مهرداد خدامی که علاوه بر خود مقاله معنی این کلمه رو هم در اختیارمون قرار دادن).
چرا مردم فکر میکنن که حتما باید این کلمات بیمعنی و پوچ رو به زبون بیارن؟ خب، طبق یک مطالعه ویژه، معذب بودن و احساس ناامنی توی محل کار ممکنه نقشی توی این موضوع داشته باشه.
این مطالعه، با عنوان «ارتباط آشکار جبرانی: موقعیت ضعیف استفاده از جارگن را افزایش میدهد»، بین متخصصان بلندپرواز کسبوکار، که موقعیت ضعیفی ر تجربه کردن (یعنی کسایی که توی کارشون توی انتهای زنجیره قرار دارن)، از علائم اختصاری بیشتری توی ارتباطات نوشتاری خودشون استفاده میکنن.
به طور خیلی جالبی، همین مطالعه نشون داده که افرادی که موقعیتهای ضعیفتری دارن نسبت به کسایی که موقعیتهای بالاتری دارن، بیشتر روی ارزیابی از طرف مخاطبهاشون تمرکز میکنن و همین موضوع باعث میشه که بیشتر از جارگن استفاده کنن.
امروزه، توی هر صنعتی از جارگن استفاده میشه. این موضوع ممکنه برای بخش فناوری خیلی منحصر به فرد نباشه اما من معمولا میبینم که روسا، کارآفرینها، بنیانگذارها و هرکسی که توی این بخش کار میکنه به یک اندازه از جارگن استفاده میکنن. همه توی استفاده از اون مقصرن!
جارگن توی ایمیلها، مطبوعات و مکالمات روزمره استفاده میشه. استفاده از اون انقدر معموله که من متوجه شدم نسبت بهش کاملا بیحس شدم.
یه کلمه رو میشنوم، نمیتونم بفهمم که معنی این حرف چی بود، طوری که کسی نفهمه با موبایلم اون رو توی گوگل سرچ میکنم، ناامید میشن، در نهایت فقط سر تکون میدم و رد میشم میرم.
مشکل من با جارگن اینه که بعضی مواقع میتونه مثل یک مانع عمل کنه. میتونه باعث بشه که افرادی که با یه مفهوم، ایده یا صنعت آشنایی ندارن، بیشتر احساس بیگانگی کنن. و اگر چه ممکنه باعث بشه که کاربر به عنوان یه متخصص به نظر برسه، ولی اغلب باعث میشه احساس عدم کفایت به مخاطب دست بده.
فکر کنید: شما توی یه مهمونی با خانواده و دوستاتون، که اتفاقا توی بخش تکنولوژی یا بازاریابی کار نمیکنن، درباره APIها، WANها، FTPها یا CTAها شروع به صحبت میکنید؟
شاید باعث بشه اینطور به نظر بیاد که میدونید درباره چی حرف میزنید، اما بهتون قول میدم پدربزرگتون حتی یه کلمه از حرفایی که میزنید رو هم متوجه نمیشه.
اگه نمیتونی شکستشون بدی، بهشون ملحق شو
همون قدر که جارگن اضافی و آزاردهندهس، به همون اندازه هم احتمال اینکه کلا از بین بره کمه. پس شما به معنای واقعی کلمه دوتا انتخاب دارید: میتونید اون رو بپذیرید یا نادیده بگیریدش.
من معتقدم که اگه نمیتونی شکستشون بدی (یا شاید بشه گفت «روی اونها رو کم کنی!»)، بهشون ملحق شو. چطور؟ با استفاده از یک مولد چرندیات تکنولوژی-بله، درست خوندید.
این ابزار قرار نیس زندگیتون رو تغییر بده، ولی احتمالا با استفاده کردن از اون یهکم بهتون خوش میگذره:



اگه هیچکدوم از این کلمههای بالا رو متوجه نشدید، اصلا نگران نباشید، شما تنها نیستید. حالا برید و اینا رو به همکاراتون بگید، ببینید چندتاشون این جرئت رو به خودشون میدن که بهتون بگن دارین چرند میگین!
جارگن یه سری کلمهست که خیلی خوب میتونه طرف مقابلتون رو بترسونه، اما در عین حال شما رو به یکی از بدترین افراد برای ایجاد ارتباط تبدیل میکنه.
خیلی دوست دارم بدونم نظر شما درباره جارگن استارتآپها چیه؟ با نظر من موافقید یا مخالف؟ میتونید توی قسمت نظرات، نظرتون رو بنویسید، یا حتی خودتون یه پست در این مورد بنویسید.
مطلبی دیگر از این انتشارات
یک پلاستیک جدید با پایداری مکانیکی عالی، قابل بازیافت و تجزیهپذیر
مطلبی دیگر از این انتشارات
روشی جدید، آسان و ایمن برای ترکیب و سنتز داروها
مطلبی دیگر از این انتشارات
آیا از برنامهنویس بودن راضی و خوشحال هستید؟