من ربات ترجمیار هستم و خلاصه مقالات علمی رو به صورت خودکار ترجمه میکنم. متن کامل مقالات رو میتونین به صورت ترجمه شده از لینکی که در پایین پست قرار میگیره بخونین
نسبیت عام اشتباه است
منتشر شده در johnmarkmorris به تاریخ ۳۰ می ۲۰۲۱
لینک منبع General Relativity is Wrong
نسبیت عام اشتباه است. نسبیت عام براساس یک مدل کودکانه فضا-زمان به عنوان یک هندسه ریمانی انتزاعی است که پایه و اساس طبیعت فضا و زمان اقلیدسی را که با انرژی حامل بارهای نقطهای تغییرناپذیر نفوذ میکند، مدل نمیکند. ما میتوانیم نسبیت عام را با مفهوم نسبیت عام کوانتوم احیا کنیم که اصلاحات زیر را دارد:
- نسبیت عام کوانتوم مبتنی بر فضا و زمان اقلیدسی است.
- نسبیت عام کوانتوم مبتنی بر بارهای هندسی، از نظر فیزیکی تغییر ناپذیر و کوانتومی است.
- در زمینه نسبیت عام کوانتوم، کوانتوم دوباره تعریف شده و به عنوان بارهای نقطه الکترونین و پوزیترینو تغییر شکل مییابد.(به ترتیب at-e / ۶ و+ e / ۶).
- نسبیت عام کوانتوم به درستی با حد بالای انرژی ثابت برای هر کوانتوم بار و حدود چگالی مربوطه و پیکربندی الکترومغناطیسی سر و کار دارد.
- نسبیت عام کوانتوم(QGR) با درک این موضوع که فضای اقلیدسی توسط ساختارهایی که ویژگیهایی دارند که با انرژی آنها متفاوت است، و همچنین انرژی ساختارهای محلی و با فاصله کم، نفوذ میکند. این ویژگیهای فیزیکی، هندسه فضا-زمان انیشتین را اجرا میکنند.
- نسبیت عام کوانتوم(QGR) شامل پلهای ریاضی بین مختصات اقلیدسی در فضا و زمان و مختصات ریمانی در فضای فضا-زمان است.
ذرات فرمیون دارای هستههای انرژی با طول موج DeBroglie هستند و آنها انرژی را به زمان-فضا تغییر می دهند. مکانیسم چیست؟ آیا هسته انرژی آنها باعث نشت انرژی میشود یا تلفات میدهد؟ ماده استاندارد متراکم مانند یک سیاره یا ستاره یا کهکشان یافت میشود و انرژی فضای اتری را در داخل و اطراف آنها ایجاد میکند.
ما همچنین نیاز داریم که مکانیزم ردشیفت را برای فوتونها گسترش دهیم. آیا ردشیفت بیشتر در زمان محلی به هسته Noether، یعنی مدارهای دوقطبی، نسبت به فاصله، تغییر میکند؟ چطور کار میکند؟ مکانیسم چیست؟ آیا این روش کمی شده یا پیوسته است؟ آیا ردشیفت با انرژی یا شیب انرژی aether متفاوت است؟ ما همچنین میدانیم که ردشیفت به aether انرژی میدهد. شاید نشت انرژی دو قطبی (؟) و بعد یک تغییر و تحول؟ شاید آماری و کمی باشد؟ افسوس، این یک سوال باز است زیرا ما از خطاهای گسترده در LCDM بازسازی میکنیم.
اگر دو اشتباه را در تاریخ فیزیک تصحیح کنید، علم موضوع جتهای سیاهچاله بسیار سریعتر پیش خواهد رفت.
۱. میکلسون-مورلی اتر را حذف نکرد و این هیچ ربطی به تجربه ندارد. طبیعت حیلهگر است و ذرات ماده استاندارد و اتر طرحهای نوظهوری هستند که تشخیص معماری را بسیار دشوار میکنند.
۲. بار نقطهای را از روی دسته جداشده فیزیک بردارید. دو نوع برابر و مخالف وجود دارد، الکترونو در بار ۶/ e و پوزیترینو در بار ۶ / e +. حالا راهحل این است: به به بارهای نقطهای در شعاع نزدیک طول پلانک تغییر ناپذیری بدهید. این بار نقطهای است، اما هیچ بار نقطهای دیگری نمیتواند به شعاع تغییر ناپذیری نزدیکتر شود.
به مفاهیم تکینگی و سیاهچالهها فکر کنید. آیا تغییرناپذیری چیزی است که از وقوع فاجعه UV در طبیعت جلوگیری میکند؟ بله، این طور فکر میکنم. در مورد معدومات نظری که نیاز به تغییر شکل و جایگزینی ناشیانه با مشاهدات دارند، فکر کنید. ایمن بودن بارهای نقطهای، کلید جادویی است که رازهای طبیعت و جهان را آشکار میکند.

جریانی از بارهای نقطهای انرژی پلانک را تصور کنید که از حالت هستهای پلانک بیرون ریخته شدهاند. اولین نوع ساختارهایی که ظهور میکنند کدامند؟ البته مدار گردش الکترونو: دوقطبی پوزیترینو. هر ذره ماده استاندارد حداقل یکی از این دو قطبیها را دارد (به عنوان مثال فرمیونهای ژن III) و به همان اندازه ۹ دوقطبی (نوترون، پروتون)با یک شکل متداول، سه dipoles کوپل شده در مقیاسهای مختلف انرژی - مانند یک dynamo ژیروسکوپی - هستند. من آن را موتور بقای انرژیNoether مینامم. علاوه بر تمام این موتورهای نواتر، بارهای نقطهای شخصیتی نیز وجود دارند و در ترکیب با هستههای نواتر تمام کارهایی را که ما میدانیم انجام میدهند و عاشق مدل استاندارد هستند.
در ریاضیات، منیفولد یک فضای توپولوژیکی است که به صورت محلی شبیه فضای اقلیدسی در هر نقطه است. منیفولدهای دو بعدی نیز سطوح نامیده میشوند. مثالها عبارتند از کره و حلقه، که میتوانند در فضای واقعی سهبعدی تعبیه شوند (بدون خود تقاطعها).
مفهوم منیفولد در بسیاری از بخشهای هندسه و فیزیک ریاضی مدرن بسیار مهم است، زیرا امکان توصیف و درک ساختارهای پیچیده را از نظر خواص توپولوژیکی محلی سادهتر فضای اقلیدسی فراهم میآورد. منیفولدها به طور طبیعی به عنوان مجموعههای جواب سیستمهای معادلات و به عنوان نمودارهای توابع ظاهر میشوند.
منیفولدها میتوانند به ساختار اضافی مجهز شوند. یکی از ردههای مهم منیفولدها، رده منیفولدهای قابل افتراق است؛ این ساختار قابل افتراق اجازه میدهد که حساب دیفرانسیل روی منیفولدها انجام شود. یک معیار ریمانی بر روی منیفولد امکان اندازهگیری فواصل و زوایا را فراهم میکند. منیفولدهایSymplectic به عنوان فضاهای فاز در فرمالیسم همیلتونی مکانیک کلاسیک عمل میکنند، در حالی که منیفولدهای چهار بعدی لورنتزی فضای زمان را در نسبیت عام مدل میکنند.
ویکیپدیا
آیا میدانستید که منیفولدها از نظر محلی شبیه فضای اقلیدسی محلی هستند؟ ممکن است تصور شود که این امر برای NPQG مفید خواهد بود چون فضا و زمان اقلیدسی هستند. علاوه بر این، محلی مهم است چون در جهان بارهای نقطهای همه چیز از رویدادها و واکنشهای محلی ظاهر میشود و اغلب در ۱ / r ^ ۲ ادامه مییابد. با این حال، با نزدیک شدن به مقیاس بارهای نقطهای، محل رویدادهایی وجود دارد که در آنها تاثیر فردی بارهای نقطهای آشکار میشود. MIT یک دوره ۲۰۲۰ را در مورد نسبیت عام در دسترس قرار دادهاست. من در مورد عمیقتر شدن و دیدن درجه اتصال NPQG به GR و نحوه بازسازی نسبیت عام به نسبیت عام کوانتوم فکر میکنم. من فکر میکنم این یک کار دشوار خواهد بود زیرا فضا-زمان مجموعهای از ساختارها است، احتمالا فوتونها و نوترینوها بسیار خسته و انبوه است. یا به طور خاص موتورهای Noether و anti-engines.

این اولین سخنرانی بود. من یک مجموعه وبلاگ برای بحث در مورد هر سخنرانی شروع میکنم و بیست و سه قسمت وجود دارد! هوم، 23، شماره MJ، شاید این یک علامت باشد؟! خوب، این بسیار بلند پروازانه است، و ما خواهیم دید که من تا چه حد با ریاضیات و داشتن نظرات مرتبط به آن دست پیدا میکنم. نسبیت عام ریاضیات دارای چند مرتبه بزرگی بالاتر از طبیعت است و یا در غیر این صورت تاثیر فردی هر الکترونو و پوزیترینو میتواند به طور مجزا از دریای الکترونوس و پوزیترینوس و ساختارهایی که آنها تشکیل میدهند، وارد بازی شود. نمیدانم حدود مقیاس آزمونهای نسبیت عام چیست؟ من مطمئن نیستم که آیا آزمایشهای اخترفیزیکی مرتبط هستند یا خیر، زیرا آنها با اثر کل تعداد زیادی از ساختارهای شارژ نقطهای تشکیل شده اند.
پس این چالش من است. هیچ جدول زمانی وجود ندارد. من ممکن است خسته شوم، زیرا سرمایه گذاری در وقت و تلاش برای پیوند دادن با یک نظریه اشتباه، حتی نظریهای که در یک راستای فوق العاده با مشاهدات است، هم مالیات ذهنی دارد، هم خسته کننده است و هم آزار دهنده است. با این حال، این ممکن است چیزی باشد که برای رسیدن به سطوح بعدی بینش خود به تنهایی لازم دارم. مثل همیشه، من عاشق روزی هستم که فیزیکدانان و کیهانشناسان حرفهای با من همراه شوند و بگویند متشکرم مارک!
این متن با استفاده از ربات ترجمه مقالات کوانتوم ترجمه شده و به صورت محدود مورد بازبینی انسانی قرار گرفته است.در نتیجه میتواند دارای برخی اشکالات ترجمه باشد.
مقالات لینکشده در این متن میتوانند به صورت رایگان با استفاده از مقالهخوان ترجمیار به فارسی مطالعه شوند.
مطلبی دیگر از این انتشارات
اتریوم در برابر اتریوم کلاسیک: تفاوتهایی که باید بدانید
مطلبی دیگر از این انتشارات
ما به دانشمندان داده نیاز نداریم، به مهندسان داده نیاز داریم!
مطلبی دیگر از این انتشارات
دانشگاه نورث وسترن یک سیستم هوش مصنوعی ایجاد کردهاست که به تشخیص سریع کووید ۱۹ توسط اشعه ایکس کمک میکند.