<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات اخبار فناوری و تکنولوژی</title>
        <link>https://virgool.io/technology/feed</link>
        <description>در دنیای تکنولوژی چه اتفاقاتی در حال رخ دادن هست؟ تو این انتشارات به مهم ترین اخبار و اتفاقات حوزه تکنولوژی میپردازم. (باید بگم که علاوه بر سئو، یکی از علاقه های بزرگ من دنبال کردن تکنولوژی روز هست) اگه مطلبی دوست دارین به انتشارات اضافه بشه، زیر یکی از پست هام، کامنت بذارین.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 23:33:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/g95mbyuveqkc/od9wdn.jpeg</url>
            <title>اخبار فناوری و تکنولوژی</title>
            <link>https://virgool.io/technology</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انتخاب موضوع کنفرانس چطور باید باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/technology/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-mvygethsc7xp</link>
                <description>در سال‌های اخیر برگزاری کنفرانس‌های مجازی با موضوع و اهداف مختلف بسیار معمول است و این امکان را فراهم می‌کند تا بتوان با یک گروه گسترده از مخاطبان ارتباط موثر برقرار کرد، بدون اینکه نیازی به حضور فیزیکی افراد در آن جلسه، وبینار یا همایش و … باشد و به‌دلیل اینکه از نظر مدیریت زمان و کاهش هزینه‌های سفر، معقول و به‌صرفه هستند، مورد توجه و استفاده افراد، سازمان‌ها، شرکت‌ها و مراکز آموزشی زیادی در سراسر جهان قرار دارند.از مهم‌ترین موارد هر کنفرانس‌‌، انتخاب موضوع مناسب برای آن می‌باشد. علاوه بر این نوع نگارش متن نهایی، نحوه صحبت، زمان‌بندی مناسب برای هر ارائه و کنفرانس نیز اهمیت بالایی دارد؛ زیرا هدف اصلی، انتقال صحیح مفاهیم کلیدی و ارزشمند موضوع کنفرانس به مخاطب همراه با ماندگاری بلند مدت در ذهن او است. برای آشنایی کامل با نحوه انتخاب موضوع کنفرانس و زیر‌مجموعه‌های مهم آن با وستا همراه باشید.کنفرانس‌ها و ارائه‌ها معمولاً سخنرانی‌هایی با هدف اطلاع رسانی، متقاعد کردن، الهام بخشیدن، ایجاد انگیزه و حسن نیت برای معرفی یک ایده، محصول جدید، آموزش خاص و .. هستند که شامل مراحل متعددی مانند سازماندهی و برنامه‌ریزی رویداد، انتخاب موضوع مناسب، نحوه نگارش، آماده سازی وسایل مربوطه و تجهیزات صوتی یا تصویری، آمادگی از قبل برای صحبت در جمع و مقابله با استرس، زمان‌بندی مناسب و پاسخ به سوالات شرکت‌کنندگان می‌باشند. قالب‌های کنفرانس‌های مجازی و آنلاین با‌توجه به اهداف و مخاطبان، می‌تواند متفاوت باشد که از نمونه‌های آن می‌توان وب‌کنفرانس، کنفرانس‌ ویدئویی، وبینار، برگزاری جلسات کاری یا آموزشی، همایش‌ها، رویداد مجازی و … را نام برد.نکته اصلی و بسیار مهم که در ابتدای برنامه‌ریزی برای هر کنفرانس‌ها لازم است انجام دهید، این است که مشخص کنید که اهداف اصلی و چشم‌انداز شما از برگزاری آن چیست و بدانید به چه چیزی می‌خواهید برسید و دقیقاً انتظار چه نتایجی از ارائه خود را دارید. داشتن یک پاسخ قاطعانه در این مورد، برای موفقیت در بقیه مراحل بسیار مهم است. هنگامی که چشم انداز و اهداف خود را در یک راستا قرار دادید، حالا وقت آن است که انتخاب موضوع توجه کنید.نکات مربوط به انتخاب موضوع کنفرانس:موضوع کنفرانس باید با هدف مطابقت داشته باشد. عنوان موضوع کنفرانس باید خاص باشد و توجه مردم را به خود جلب کند.موضوع کنفرانس باید به بهترین شکل با مخاطبان تناسب داشته باشد.درباره موضوع خود اطلاعات کامل و کافی داشته باشید. تسلط بر مبحث انتخابی و زیرمجموعه‌های مرتبط با آن در افزایش اعتماد به‌نفس شما و کاهش استرس هنگام پاسخگویی به سوالات مخاطبان بسیار موثر است.    پیام موضوع کنفرانس شما باید واضح، روشن، ساده و قابل درک برای همه باشد، زیرا به شما کمک می‌کند تا به گروه بزرگتری از مخاطبان مرتبط برسید. مردم باید از ارزش و دانشی که با کمک کنفرانس مجازی شما به‌دست خواهند آورد، آگاه شوند.    موضوع شما باید مرتبط با تخصص، صنعت یا دانش شما باشد، پس موضوعی را انتخاب کنید که اقتدار شما را در آن زمینه شما برجسته نشان می‌دهد و بیان کننده این واقعیت است که شما و کسب‌و‌کارتان در منطقه خود متخصص و نمونه هستید.     سعی کنید همیشه دغدغه و نیاز مخاطبان را در نظر بگیرید و با توجه به آن موضوع مناسب انتخاب کنید. انتخاب موضوعی که با همدلی و برطرف کردن یک مشکل باشد و اهمیت به اینکه افراد حاضر به دنبال چه چیزی هستند یا کجا یک شکاف اطلاعاتی یا محتوایی وجود دارد که می‌تواند توسط شخص شما برطرف شود، در جذب مخاطبان بیشتر تاثیر بسیاری دارد.    برای موضوع خود نهایتا ۲ تا ۳ زیرمجموعه مرتبط تعیین کنید؛ زیرا برا اساس تحقیقات به‌دست آمده افراد تا ۵۰ درصد اطلاعات جدید را در عرض یک ساعت فراموش می‌کنند و این عدد در عرض ۲۴ ساعت تا ۷۰ درصد و در عرض یک هفته به ۹۰ درصد افزایش می‌یابد. پس موارد کوتاه و ساده، رمز ماندگاری در ذهن آنهاست.    اگر موضوع انتخابی شما از موضوعات داغ روز است، باید مراقب باشید که تکراری نباشد و به دنبال موضوعی باشید که بتواند کنفرانس شما را از بقیه متمایز کند.     همیشه ارزش دارد در مورد اینکه رقبای شما چه کنفرانس‌های مشابهی برگزار کرده‌اند و چه موضوعاتی را پوشش داده‌اند، تحقیق کنید.نکات مربوط به نحوه صحبت در کنفرانس:    شروع ارائه شما بسیار مهم است، زیرا لحن شما را تعیین می‌کند و یک شروع اولیه خوب باعث می‌شود احساس اعتماد به نفس پیدا کنید و مخاطبان شما نیز در آرامش به شما گوش دهند. یک شروع خوب برای ادامه تا پایان کنفرانس به‌خصوص در زمان ارائه اطلاعات کلیدی، بسیار مهم است.    هنگام صحبت با یک گروه مخاطب مجازی تفاوت پویایی بسیاری وجود دارد، پس افرادی که در کنفرانس شما قرار است سخنرانی کنند، باید تجربه و توانایی برخورد با مخاطبان، به ویژه در محیط دیجیتال را داشته باشند.    لحن جذابی داشته باشید. لحن شما می‌تواند به طور قابل توجهی بر موفقیت شما به عنوان یک مجری تأثیر بگذارد. مردم از گوش دادن به سخنرانانی که به نظر خودشان به موضوعات علاقه‌مند هستند، لذت می‌برند.     به جای اینکه با صدای یکنواخت صحبت کنید و از سرعت ثابتی در طول سخنرانی خود استفاده کنید، سعی کنید نحوه صحبت کردن خود و کیفیت صدای خود مانند زیر و بم، لحن، طنین و ریتم را تغییر دهید.    هنگام صحبت استفاده استراتژیک از مکث به‌موقع، را فراموش نکنید، زیرا در حس کنجکاوی مخاطب و جلب توجه او برای ادامه گوش دادن بسیار مهم است.    از تشبیهات مناسب به عنوان راهی برای بیان حقایق استفاده کنید و گاهی جوری صحبت کنید انگار که دارید یک داستان می‌گویید.     تاکید بر کلمات خاص و کاهش سرعت صحبت، به شما کمک می‌کند اطلاعات پیچیده را واضح‌تر توضیح دهید.     اگر شغل شما مستلزم برگزاری کنفرانس‌ها و ارائه‌های زیادی است، بد نیست در کلاس‌های صوتی شرکت کنید تا یاد بگیرید چگونه واضح، بلند و دلنشین صحبت کنید و صدای طبیعی صحبت کردن خود را تقویت کنید.    گوش دادن به اندازه صحبت کردن مهم است. از راهبردهای گوش دادن فعال استفاده کنید.به عنوان مثال، پس از پرسیدن یک سوال، مدتی منتظر بمانید تا مخاطبان زمان و فضای لازم برای پاسخگویی را داشته باشند.نکات مربوط به نحوه نگارش متن کنفرانس:    در توضیح موضوع خود و متن کنفرانس که قرار است با مخاطبان در میان می‌گذارید، واضح و روراست باشید.    کلمات کلیدی خود را با دقت انتخاب کنید و از کلماتی استفاده کنید که به بهترین وجه، محتوای مقاله شما را منعکس می‌کند.    در نگارش متن مختصر باشید و سعی کنید در هر پاراگراف مقاله یک مطلب را بیان کنید. هر پاراگراف باید یک نکته اصلی یا جمله موضوعی واضح داشته باشد.    ابتدای شروع کنفرانس یک چکیده از آنچه قرار است بگویید، در اختیار مخاطب قرار دهید. بخش مهمی از حفظ تمرکز، دانستن محدودیت کلمه برای چکیده است که معمولا استاندارد آن در حدود ۲۵۰-۳۰۰ کلمه است. از همان ابتدا مخاطب را با دامنه لغات زیاد خسته نکنید.    انسجام یک مقاله باید به طور منطقی سازماندهی شود و جریان منظمی و روانی داشته باشد و به هم پیوسته جلو برود. به عبارت دیگر، از این شاخه به آن شاخه نپرید و همه چیز در متن کنفرانس را جوری آماده کنید که برای مخاطب معنا داشته‌ باشد و او را درگیر کند.    متن مقاله باید به طور کلی صحیح و با جملات کامل بیان شود و نسبتاً بدون خطا باشد.     از کلمات و عبارات قومیتی یا جنسیتی که ممکن است موجب آزار مخاطب شود و آن را نوعی بی‌احترامی تلقی کند، هرگز استفاده نکنید.    با اینکه هیچ فرمول یا برنامه‌ای برای خوب نوشتن وجود ندارد، اما خلاقیت و تمرین بسیار مهم است. بهترین نوشته‌ها هم تا حدودی شخصیت و فردیت نویسنده خود را به همراه دارد. با این حال همیشه سعی کنید، نوشته شما منحصر به فرد باشد.نکات مربوط به زمان‌بندی کنفرانس:    در مرحله اول، باید تاریخ و زمان مناسب برای کنفرانس را تعیین کنید.     می‌توانید تاریخ و زمان مناسب برگزاری را با نظر‌سنجی و توافق اکثریت بین افراد شرکت‌کننده تعیین کنید.    چند روز قبل از برگزاری زمان لازم برای تبلیغ کنفرانس در شبکه‌های اجتماعی و … بگذارید.    ۳۰ دقیقه اول را به توضیح اینکه رویداد چگونه خواهد بود، اختصاص دهید.    حتما مشخص کنید که زمان مناسب، برای پرسیدن سوالات چه موقع است.    ارائه دهنده و سخنران شما باید به موقع حضور داشته باشند.    قبل از رویداد، یادآوری های مکرر را با زمان و تاریخ برای شرکت‌کننده‌ها از طریق پیامک، تلفن، ارسال دعوتنامه یا ایمیل بفرستید.    دعوتنامه ارسالی باید خوانا، واضح و شامل موضوع مورد بحث، مدت زمان، تاریخ و نام مخصوص هر فرد شرکت‌کننده باشد.    سعی کنید مدت زمان برگزاری کنفرانس طولانی و خسته‌کننده نباشد، زیرا جلسات کوتاه باعث افزایش سطح تعامل در کنفرانس بعدی شما می‌شود.سخن آخرانتخاب موضوع ایده آل یکی از مهم‌ترین تصمیمات هنگام برنامه‌ریزی برای میزبانی هر کنفرانس است؛ هرچه موضوع شما خاص‌تر باشد، شانس شما برای جذب شرکت‌کنندگان بیشتر را افزایش می‌دهد. همچنین زمان‌بندی مناسب برای کنفرانس مجازی موفق را دست کم نگیرید. ارائه اطلاعات قوی که به روشی واضح و منطق منتقل می‌شود و مخاطب را درگیر نگه می‌دارد رمز موفقیت هر کنفرانس است. حالا این شما هستید که کنفرانس مجازی خود را بر اساس نکاتی که در این متن ارائه کردیم سازماندهی و برنامه‌ریزی کنید، تبلیغات موثر انجام دهید، قالب مناسب انتخاب کنید و از همه مهم‌تر، بهترین پلتفرم را انتخاب کنید؛ افرادی که ارائه شما را مشاهده می‌کنند، دقیقاً همان چیزی که ایجاد کرده‌اید را می‌بینند. پس دنبال بهترین باشید تا بهترین نصیب شما شود.برای برگزاری و مدیریت کنفرانس، سامانه مدیریت وب کنفرانس وستا با ارائه بهترین شیوه‌های کنفرانس مجازی و بالاترین امکانات و مجموعه‌ای کامل از ابزار‌های مناسب و اختصاصی برای یک پلتفرم برگزاری وب‌کنفرانس، به شما کمک می‌کند تا همه کنفرانس‌ها، وبینار‌ها، جلسات کاری یا آموزشی خود را در نهایت جذابیت برای مخاطبان خود برگزار کنید. با استفاده از این سامانه وستا در مسیر چشم انداز بلندمدت خود قرار می‌گیرید و متخصصان هم‌ردیف حرفه خود را به کنفرانس‌های خود دعوت می‌کنید و   آنها را جذب کسب‌وکارتان می‌کنید و همان افراد در آینده بزرگترین مبلغان و طرفداران شما می‌شوند. پس اگر می‌خواهید با زمان همگام شوید و رویدادهای آنلاین موفق را میزبانی کنید، کافیست با کارشناسان و متخصصان ما تماس بگیرید. اگر به این مقاله علاقه‌مند هستید، مقاله نکات مهم در ارائه آنلاین و مقاله کنفرانس تحت وب چیست؟ را هم می‌توانید مطالعه کنید.نظر شما درباره انتخاب موضوع کنفرانس چیست؟ آیا تا‌کنون از کنفرانس‌های مجازی برای سخنرانی یا جلسات کاری و آموزشی خود استفاده کرده‌اید؟ تجربیات و نظرات خود را از طریق بخش کامنت‌های همین مطلب با ما در میان بگذارید.منبع : وستا https://vestasoftware.com/how-should-conference-topic-chosen/ </description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>جلال ترابی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 12:11:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مناسبت صدمین ورژن فایر فاکس (ورژن 100) ؛ چرا از فایر فاکس استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/technology/firefox-qfelze5rbrvr</link>
                <description>وقتی امروز فایر فاکس رو باز کردم با این پیام رو به رو شدم : فایرفاکس به صدمین ورژن خودش رسیده و این موضوع باعث شده تا اطلاع رسانی به کاربران و فن های خودش داشته باشه. من به جای اینکه از گوگل کروم استفاده کنم، از فایرفاکس استفاده میکنم به این دلیل که راحتتر و سریعتر لود میشه و از طرفی کش کمتری نسبت به کروم داره و از همه مهم تر رم کمتری هم اشغال میکنه.اما به طور کلی ویژگی های فایر فاکس رو نسبت به سایر مرورگر ها میشه موارد زیر دونست:مزایای فایر فاکس نسبت به سافاری مزایای فایر فاکس نسبت به کروم مزایای فایر فاکس نسبت به اجسیر تغییر لوگوی فایر فاکس فایر فاکس همیشه سعی کرده تا پیشرو باشه و خلاقیت توی کارش داشته باشه و البته امنیت رو هم در نظر بگیره. به نظر من فایر فاکس چند تا ویژگی اصلی نسبت به کروم داره: سرعت بالااشغال کمتر رمسینک راحت میان دستگاه هااسکتنشن و برنامه های کاربری مثل pocketیادمه روی لپتاپ قبلی از کروم استفاده میکردم و انقدر سرگرم کار بودم که یهو سیستم ریستارت شد، وقتی روشن کردم و رفتم تو کروم دیدم کند شده پس رفتم توی بخش کش تا پاکش کنم وقتی روی Clear All زدم یه زمان خیلی خیلی طولانی رفت تا کش رو پاک کنه و این واقعا یه تصمیم جدی برا من بود تا بیام از فایرفاکس استفاده کنم چون به این مشکل اصلا برخورد نکردم.کروم به خاطر اشغال رم زیادی که داره برای سیستم هاییکه رم زیر 4 گیگ دارن یه گزینه سنگین هم به حساب میاد.نظر شما چیه؟اینجا درباره تکنولوژی و فناوری حرف میزنیم، دنبال کنید: https://virgool.io/technology </description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>جلال ترابی</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 22:17:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایلان ماسک توییتر را خرید</title>
                <link>https://virgool.io/technology/%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-n2hgguxfidnl</link>
                <description>چندین هفته پیش بود که ایلان ماسک با خرید 9.2 درصد سهام توییتر، به بزرگترین فرد سهام‌دار این شبکه اجتماعی تبدیل شد. مدتی پس از آن، ثروتمندترین فرد جهان پیشنهاد خرید کامل توییتر را مطرح کرد و حالا پس از اتفاقات مختلف، بالاخره ماسک و هیات مدیره این شبکه اجتماعی به توافق رسیدند.چندین ساعت پیش مذاکره میان هیات مدیره توییتر و ایلان ماسک تایید شد؛ مذاکره‌ای که بسیاری آن را قدم نهایی برای تصاحب این شبکه اجتماعی توسط ثروتمندترین فرد جهان می‌دانستند. حالا این گزارش‌ها تایید شده و ایلان ماسک با پرداخت 54.20 دلار به ازای هر سهم توییتر، این شبکه اجتماعی را تصاحب می‌کند. ارزش کلی این قرارداد که بطور نقد پرداخت می‌شود، نزدیک به 44 میلیارد دلار است.ماسک که قرار بود زمانی به هیات مدیره توییتر اضافه شود، حالا صاحب این شبکه اجتماعی شده تا در کنار ثروتمندانی مانند جف بزوس و مایکل بلومبرگ، یک رسانه محبوب را در اختیار داشته باشد.اولین توییت ایلان ماسک پس از خریدن توییتر:همچنین بلومبرگ هم اعلام کرد که :توئیتر به طور موقت آپدیت کردن کدهاش رو مسدود کرده تا احیانا کارمندانی که از خرید ماسک ناراضی هستند، خرابکاری نکنندبه نظر شما خرید توییتر توسط ایلان ماسک میتونه مفید باشه؟</description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>جلال ترابی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 15:03:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هکرهای $Lapsus به تی موبایل نفوذ کردند!</title>
                <link>https://virgool.io/technology/%D9%87%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-lapsus-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-mzv1c4sqbuxe</link>
                <description>گروه هکری $Lapsus طی عملیات‌های هکری که در ماه مارس اتفاق افتاده، کد منبع شرکت تی موبایل را سرقت کرده است.تی موبایل این حمله سایبری را در یک بیانیه تأیید و اعلام کرد: سیستم‌های هک شده حاوی هیچ‌گونه داده‌های کاربران یا دولت یا اطلاعات حساس مشابه نبوده‌اند.در نسخه‌ای از پیام‌های به‌دست‌آمده گروه هکری مذکور یک هفته قبل از دستگیری 7 عضو آن، درباره هدف گرفتن شرکت تی موبایل گفتگو کرده بود.هکرها پس از خرید اطلاعات خصوصی کارمندان به‌طور آنلاین، از ابزارهای داخلی شرکت مانند Atlas &quot;سیستم مدیریت مشتری تی موبایل&quot; برای انجام عملیات تعویض SIM استفاده کردند.این نوع از حمله شامل سرقت موبایل فرد با انتقال شماره آن به دستگاهی در اختیار هکر است. از این نقطه به بعد هکر می‌تواند پیامک‌ها یا تماس‌های دریافتی از شماره موبایل فرد را دریافت کند.طبق اسکرین شات هایی از پیام‌های اعضای گروه هکری مذکور، آن‌ها همچنین سعی کرده بودند به حساب‌های کاربری تی موبایل اف بی آی و وزارت دفاع دست یابند. اما تلاش آن‌ها بی‌نتیجه بود زیرا به اقدامات احراز هویتی بیشتری نیاز بود.منبع : Techcrunch https://techcrunch.com/2022/04/22/lapsus-hackers-t-mobile/ </description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>جلال ترابی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 14:58:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موبایل‌ها: اشک‌ها و لبخندها و حسرت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/technology/%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7-yxj2y6l2zu0c</link>
                <description>این نوشته دو بخش دارد: موارد استفاده از موبایل از زمان شروع کروناو خاطره‌بازی با حضور موبایل‌ها در زندگی شخصی‌ام* این نوشته روایتی کاملا خطی ندارد و برای سر در آوردن از آن باید آن را تا آخر بخوانید.موشِ آب‌کشیده که نه، خرسِ آب‌کشیده شده بودم. از پانزده فروردین گذشته بود و بارانِ شدیدی می‌بارید و من از ملالِ حبسِ خودخواسته‌ی کرونا به خیابان زده بودم تا پیاده‌روی کنم. بلکه کمی سرِحال شوم. از دهانه‌ی خیابانِ سهیل گذشتم تا دوباره در شریعتی بیفتم. سایه‌ای دیدم که از کنارم رد شد. با سری پایین و دو دستی که در جیبهای سوئیشرتی فرو رفته بود. خب! این هم سایه‌ای مانندِ همه‌ی سایه‌ها بود...به راه رفتن ادامه دادم. حالا در شریعتی بودم که دستی سنگین بر شانه‌ام فرود آمد. صدایِ صاحبِ دست گفت: «پس تو که دوباره چاق شدی پسر!»بی‌آنکه برگردم، چندثانیه‌ای فکر کردم... صدای گرمِ رادیوئی، دستِ سنگین و سایه‌ای که چندلحظه پیش سربه‌زیر و دست‌به‌جیب از کنارم گذشته بود. خودباهوش پندارانه گفتم: «تویی شازده کوچولو؟» و بعد برگشتم خودش بود. با همان نگاهِ سابقش...اول: کرونا و اینستاگرام؛ لبخندهااز پیاده‌روی که برگشتم نه تنها سرِحال نشده بودم که حالم گرفته هم بود. روزی بود که می‌خواستم تولیدِ محتوا برای پیجِ اینستاگرامم را آغاز کنم و اتفاقا نیاز به انرژی و نشاط و امید داشتم: «تولیدِ محتوا برای صفحه اینستاگرام رو شروع می‌کنم با روزی ۳ پست به نیتِ کسبِ ۱۰ هزار فالوئر در ۳ ماه، علی برکت‌الله!» پست‌ها در ۵ زمینه‌ی خاص با فتوشاپ طراحی می‌شدند و بعد با AirDrop به گوشی منتقل و در اینستاگرام بارگذاری می‌شدند. مدت‌ها بود که استفاده‌ی من از گوشی به چک کردن تلگرام و اینستاگرام و ایمیل و استفاده از Trello برای انجام پروژه‌های فریلنسری و دیکشنری FastDic برای ترجمه و البته استفاده از اپلکیشن‌های معامله‌ی آنلاین در بورس که توسطِ کارگزاری‌ها ارائه می‌شود، محدود می‌شد ولی حالا تولیدِ محتوای اینستاگرامی اقتضای دیگری می‌کرد.گاه پیش می‌آمد که پستی را در خودِ گوشی طراحی کنم. برای این کار از اپلیکیشن‌های Canva و picsart استفاده می‌کردم و حاصلِ کار خوب هم از آب در می‌آمد.گاهی از محتوای ویدئویی استفاده می‌کردم و برای تدوین نهایی ویدئو از اپلیکیشنِ inshot استفاده می‌کردم که خروجی خوبی به دست می‌داد.از این که نتیجه‌ی این تولید محتوا چه شد در اینجا چندان سخن نمی‌گویم. البته به ده هزار فالوئر نرسیدیم ولی نتیجه قابل قبول بود. در نظر داشتم برای ادامه‌ی کارِ تولیدِ محتوا از موبایلم در ۲ زمینه استفاده کنم.تولیدِ عکس‌های RAW جهتِ خلقِ تصاویر مونتاژیفرمت RAW یک فرمت حرفه‌ای در عکاسی است که فقط در دوربین‌های گران‌قیمت یافت می‌شود. من چنین دوربینی نداشتم و می‌دانستم اگر بخواهم با دوربینِ معمولی یا دوربینِ موبایل عکس بگیرم، دستم برای مونتاژها و تغییرات عجیب‌وغریب روی عکس باز نخواهد بود. به فکرم افتاد آیا اپلیکیشنی وجود دارد که عکس عادی را بگیرد و به فرمت RAW تبدیل کند؟ پاسخ مثبت است. چندین اپلیکیشن پیدا کردم. مثلا اپلیکیشن +RAW یکی از آن‌ها بود و تعدادی هم اپلیکیشن پریمیوم وجود داشت.تولیدِ پادکست:دیگر برنامه‌ام تهیه‌ی فایل‌های صوتی با موبایل و تبدیل کردنِ آن به ویدئو با اضافه کردن اکولایزرهای متنوع بود تا در اینستاگرام منتشر کنم. نمی‌خواستم در همان ابتدا برای خودم هزینه‌ی زیادی بتراشم. آیا می‌شد بدون استفاده از میکروفونِ حرفه‌ای و صرفا از طریق موبایل یک فایلِ صوتی با کیفیت یا ویدئویی با صدای با کیفیت داشت؟ البته که می‌شد!ضبطِ تصویر و ضبطِ صدا به صورتِ همزمان ولی جداگانهاگر به دنبالِ ویدئویی با صدای باکیفیت بودم از این شیوه استفاده می‌کردم. در ابتدا یک دوربینِ موبایل یا دوربینی معمولی با قابلیتِ ضبطِ ویدئو را در فاصله‌ی چند متری خودم و در زاویه و کادربندی دلخواه قرار می‌دادم. بعد موبایلِ ضبطِ صدا را با ژستِ میکروفن جلوی دهان می‌گرفتم و همزمان ضبطِ ویدئو و صدا آغاز می‌شد. در نهایت فیلم را به موبایلِ دوم که با آن صدا را ضبط کرده بودم منتقل می‌کردم و از طریق اپلیکیشن Inshot که معرفی کردم، صدای ویدئو را حذف و صدای جداگانه ضبط شده را به آن اضافه می‌کردم.بدیهی است که چون ضبطِ تصویر و صدا همزمان انجام گرفته بود. تصویر و صدا به راحتی با هم سینک و هماهنگ می‌شدند.ضبطِ صدای با کیفیت بدون میکروفوناگر بحثِ ضبط صدای با کیفیت (فایلِ صوتی) بدون میکروفون مطرح بود، ابتدا در یک محیطِ ساکت با موبایل صدا را ضبط می‌کردم و بعد نویزهای احتمالی را از طریقِ اپلیکیشن Noise Reducer حذف می‌کردم. باز هم نتیجه قابلِ قبول بود.درباره‌ی Kinemasterدر آن برهه‌ی ۳ ماهه زیاد از اپلیکشنِ Kinemaster شنیدم. میگفتند افترافکتِ دنیای موبایل است و با ویژگی‌هایش شما را از خرید یک کامپیوتر چند ده میلیونی راحت می‌کند. از آنجایی که سیستمِ موبایلِ من IOS است، استفاده از نسخه‌ی کاملِ این اپلیکیشن برای من مقدور نبود، بنابراین نمی‌توانم درباره‌ی این اپلیکیشن قضاوتی داشته باشم.دوم: کرونا و کتاب‌ها؛ لبخندهاخب من پیش از این درباره‌‌ی رابطه‌ی خودم با کتاب‌ها در دو پستِ دیگر صحبت کرده بودم و در اینجا دوباره‌گویی نمی‌کنم. من دو کتابخانه دارم که دومی هم در آستانه‌ی پرُ شدن است و جایی برای سومی وجود ندارد. بنابراین استفاده از کتابِ الکترونیک و کتابِ صوتی گزینه‌های خوبی بودند. در این رابطه یک تقسیمِ وظیفه وجود دارد. کتاب‌هاب الکترونیکی را روی تبلت می‌خوانم و کتاب‌های صوتی را روی موبایل گوش می‌دهم. اخیرا چه کتاب‌های الکترونیکی را خوانده‌ام و کدام کتاب‌های صوتی را گوش داده‌ام؟رمانِ داستانِ جاوید از مرحوم اسماعیلِ فصیح، کتابِ هیچ‌دوستی به جز کوهستان از بهروزِ بوچانی، سفرنامه‌ی نیم‌دانگ پیونگ‌دانگ از رضا امیرخانی کتاب‌های الکترونیکی بودند که خواندم و مجموعه داستانِ عزاداران بِیِل از غلام‌حسین ساعدی و کتابِ انسان در جستجوی معنا از ویکتور فرانکل را به صورت صوتی گوش دادم. گوش دادنِ این ۲ کتاب بسیار لذت‌بخش بود.سوم: کرونا و پادکست‌ها؛ لبخندهادر این یک سالِ کرونا، پادکست‌ها هم از چشم من دور نماندند. پادکست‌های احسانِ عبدی‌پور فیلم‌ساز و نویسنده‌ي خوش‌ذوق و خونگرمِ جنوبی که داستان‌هایش را با لحنی بسیار زیبا می‌خواند و منتشر می‌کند، بی‌گمان توجهِ هر علاقه‌مندی به ادبیاتِ داستانی را به خود جلب می‌کند.پادکست‌های محمدرضا شعبانعلی هم همیشه برای من الهام‌بخش و جذاب بوده‌اند. شعبانعلی که بنیان‌گذارِ سایتِ متمم است در زمینه‌های موردِ علاقه‌ی من یعنی مدیریت، محتوا، توسعه‌ی فردی و روانشناسی و مذاکره بحث می‌کند و پادکست‌های خوبی در همین موضوعات منتشر کرده است.از آنجایی که در مباحث سرمایه‌گذاری و بورس فعالیت می‌کنم از فایل‌های صوتی محمدحسن ادیب هم استفاده کردم که بیانی شیوا و معلوماتی قابلِ اتکا در این زمینه دارد.چهارم: اولین موبایلِ خانواده‌ی حیدری! لبخندها و حسرت‌هادهه هفتاد بود فکر می‌‌کنم و اولین دوره‌ی ریاست جمهوری محمدِ خاتمی. نمی‌دانم! شاید هم دوره‌ی دوم خاتمی بود و اوائل دهه‌ی هشتاد. هر چه که بود پدرم وارد شد. تابستان بود و من داشتم توتِ سفید می‌خوردم. توت سفیدها مالِ درختِ همسایه بود. یک دستِ پدر خریدهایش بود و در دستِ دیگرش یک چیزی در مایه‌های بی‌سیم! (اگر بخواهم با عقل و اطلاعات آن زمانم تشبیه کنم، چیز دیگری به ذهنم نمی‌رسد!) مادرم در حالی که کیسه‌های خرید را از پدرم می‌گرفت گفت: «پس این ماسماسک چیه؟» پدرم گفت: موبایله!موبایلی که مدلش sgh-a800  بود.مادرم گفت: حالا چرا یک کاره موبایل خریدی؟پدرم تنها خبرِ خوشِ آن شب را داد: آخه ترفیع گرفتم! مادرم گفت: ااااِ! حالا چقدر به حقوقت اضافه میشه؟پدرم جواب داد: به اون صورت اضافه نمی‌شه چیزی!مادرم گفت: خدا‌به‌دور! پس چرا رفتی این گوشی رو خریدی؟پدرم توضیح داد: اینو برای خودم جایزه گرفتم! و بعد در حالی که چرخشی به آرنجِ دست چپش می‌داد، مچِ دستش را جلو آورد و گفت: این ساع مچی رمانسون رو هم برای خودم جایزه گرفتم!من گفتم: بابا برای من چیزی جایزه نگرفتی؟ بابام گفت: به چه مناسبت؟ گفتم: به مناسبتِ ترفیع گرفتنت! پدرم  به کیسه‌ی خریدها اشاره کرد و گفت: چرا دیگه این ماستِ موسیر و نوشابه خانواده هم جایزه‌ی تو!من لبم را ورچیدم و مادرم عصبانی به آشپزخانه رفت. پدر اما کبکش خروس می‌خواند!نکته‌ای که در این باره به نظرم می‌رسد، ذائقه و سلیقه‌ی آدم‌هاست. در آن زمان همین گوشی موبایل برای من زیبا‌ترین گوشی بود و یادم است با چه حیرتی به آن نگاه می‌کردم و به آن دست می‌زدم. در آن زمان برای من رویایی‌ترین گوشی موبایل همین مدل و رویایی‌ترین ماشین دوو سیلو بود!پنجم: مدرسه از ما بهترون، به این نشون و به اون نشون! حسرت‌هاپیش از این گفته بودم که در مقطع‌ِ دبیرستان تصمیم گرفتم به عشقِ کامپیوتر به هنرستان بروم. هنرستانی که من می‌رفتم با مدارسی که قبلا می‌رفتم قدری متفاوت بود. کویت بود! اکثرِ بچه‌ها از خانواده‌ای بسیار پولدار بودند، مثلا بچه‌ی ۱۶ ساله‌ای را تصور کنید که در آن زمان خودش ماشین داشت و آن ماشین پرشیا یا زانتیا بود! در چنین مدرسه‌ای اردوهای مدرسه سفر به جزیره‌ی کیش بود و من هم بالاخره موفق شدم رضایت پدرم برای شرکت در این سفر را جلب کنم. قصد داشتم برای خودم یک کتونی حسابی از کیش بخرم!در آن چند روزِ سفر، ما بچه‌ها  از این پاساژ به آن پاساژ رفتیم. کیش برای ما سرزمینِ عجایب بود و تاکسی‌های شیک و ویترینِ مغازه‌هایش عجیب‌ترین قسمت‌های این سرزمین. بعضی مانندِ من به دنبالِ کتونی بودند، بعضی شلوارِ جین و بعضی... صبر کن ببینم! آن پولدار پولدارها به دنبالِ گوشی موبایل بودند! در آن سن و برای خودشان! مثلِ الان نبود که بچه‌ی ۵ ساله آیفون دارد. یکی از بچه‌ها برای خودش گوشی نوکیا ۸۱۱۰ را خرید، اگر اشتباه نکنم.در آن لحظات منی که برای وصال به کتونی موردعلاقه‌ام لحظه شماری می‌کردم ناگهان مایوس و سرخورده شدم. انگار که غذای موردِعلاقه‌ی شما کوبیده باشد و بعد ببینید همه در رستوران شیشلیک و ماهیچه سفارش می‌دهند. به محضِ اینکه متوجه شوید نمی‌توانید شیشلیک یا ماهیچه سفارش دهید، از کوبیده هم متنفر می‌شوید! آرزوهای ما را داشته‌های دیگران می‌سازند و نه خواسته‌های خودمان...ششم: این موبایل حق منه! سهم منه! حسرت‌ها و اشک‌هاحالا دیگر من رو به جوانی بودم و سیم کارتِ موبایل رو به ارزانی. یک عدد سیم کارت ۹۷۰ هزار تومان. هنوز از سیم‌کارت‌های اعتباری خبری نبود. ماهِ رمضان بود و روزه گرفتن در ۳۰ روز ماهِ رمضان شرطِ خوبی بود که برآوردنش نه تنها به عبودیت به در گاهِ حق و کسبِ ثواب و کاهش وزن، منجر می‌شد که پدرم هم قول داده بود چنانچه از عهده‌ی این مهم برآیم، یک سیم‌کارت و گوشی موبایل برای من بخرد.پس من برای اولین بار در عمرم ۳۰ روزِ رمضان را روزه گرفتم و روزِ عید فطر منتظر شدم که پدرم اجر دنیوی‌ام را بدهد! مطابقِ انتظار پدرم به وعده وفا کرد، ولی چه وفا کردنی! یک گوشی پیرمردی نوکیا و سیم‌کارتی که سندش به نامم نبود! مگر می‌شود چیزی برای آدم باشد و به نام آدم نباشد؟ مگر می‌شود برای یک جوان گوشی یک پیرمرد را خرید؟ چه اجری! چه خرجی! عذابِ اخروی بود و منتِ بیخودی!هم سیم‌کارت هم گوشی موبایل از بدترین هدیه‌هایی بود که گرفتم...هفتم: یایائه کوکو جامبو! یایائه! لبخندهابا همان گوشی زشتم به باشگاهِ بدنسازی در بولینگِ عبدو می‌رفتم. عادتی که من داشتم این بود که به هیچ‌وجه نمی‌توانستم بدونِ آهنگ ورزش کنم. هنوز MP3 player سونی را نخریده بودم و اتکایم به سیستم صوتی باشگاه بود که انصافا آهنگ‌هایی مناسبِ ورزش را با کیفیتی خوب پخش می‌کرد. آن روز سیستمِ صوتی باشگاه خراب بود و من روی تردمیل مردد مانده بودم که بدوم یا ندوم؟ احتمالا بدون آهنگ نمی‌توانستم. در همین فکرها بودم که بوقِ تردمیلِ بغلی که یکی از بچه‌ها روی آن داشت می‌دوید به نشانه‌ی پایانِ تمرین به صدا در آمد و فردی که با هدفونِ توی گوشش داشت روی آن می‌دوید تردمیل را متوقف کرد.ناگهان فکری به ذهنم رسید و قبل از اینکه طرف تردمیل را ترک کند به شانه‌اش زدم و گفتم: ببخشید میشه این موبایلت رو بدی من ۴۵ دقیقه باهاش آهنگ گوش بدم که بتونم تمرینم رو انجام بدم؟گفت: اووووووو ۴۵ دقیقه؟ گفتم: من تازه یک ساعت برنامه‌ی دویدنم هست، یک ربعش رو کم کردم!گفت: آخه من ۲۰ دقیقه دیگه کارم تموم میشه. گفتم: باشه. هر وقت خواستی بری بیا گوشیت رو بگیر.پسر که تحت تاثیر پررویی من قرار گرفته بود زیر چشمی نگاهی کرد و گفت: خیلی خب!من تشکر کردم و مشغول دویدن شدم. پسر کنارم وایستاده بود و جایی نمی‌رفت. نگهان به شانه‌ام زد و گفت: ببین من می‌رم دستشویی! گفتم: به سلامت.گفت: ببین! من نیستم پیام‌هام رو نخونی‌ها! دفترچه تلفنِ گوشی رو نگاه نکنی‌ها!گفتم: داداش شوخیت گرفته؟ من پیام‌ها و شماره تلفن‌های تو رو می‌خوام چه کار؟ برو خیالت راحت!پسر که رفت فرصت کردم با دقتِ بیشتری به آهنگ‌ها گوش دهم. خواننده می‌خواند: یایائه کوکو جامبو! یایائه!نوچ! چه آهنگِ مزخرفی! همین مزخرفات را گوش می‌کرد که هیکلش بالا نمی‌آمد و ۲۰ دقیقه بیشتر نمی‌توانست بدود! البته که من هم دیگر نمی‌توانستم روی آهنگ تمرکز کنم، بیشتر حواسم به پیام‌ها یا شماره‌های تلفن بود!  ببینم یا نبینم؟ بخونم یا نخونم؟هشتم: حیدری فامیلی بند پروداکشن تقدیم می‌کند! حسرت‌ها و لبخندهااین عکس گوشی من است.۱۵ سال قبل. عکس را همین امروز گرفتم. ۱۵ سال قبل به خانه‌ی خواهرم رفته بودم، مادرم هم بود. به آن‌ها گفتم ضبطِ صدای گوشی را روشن می‌کنم تا آن‌ها ترانه‌ای قدیمی را به صورتِ دوصدایی بخوانند. می‌خواستم هر وقت دلم برای آن‌ها تنگ شد، این ترانه را با صدای آن‌ها و به یادگار از آن‌ها گوش کنم. خواندند: یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره میروم با کوله بار سرگذشت و خاطرهخسته ام از خستگی ها خسته از این لحظه ها گفتنی ها دارم اما بر نمی آرم صداقصه های منه غمگین اگه تلخه اگه شیرین میروم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگینهر جا میرم لبا میگن یه غریبه اومده نمیبینم هم صدایی اینم از بخت بدهنهم: معادله‌ی معلومِ سابقا مجهول؛ لبخندها و حسرت‌هاخانواده‌ای در همسایگی ما ساکن بود که به تدریج تبدیل به دوست خانوادگی ما شده بودند. رفت‌و‌آمد ما و آن‌ها یک طرفه بود به این معنا که آن‌ها به خانه‌ی ما می‌آمدند و ما به خانه‌ی آن‌ها نمی‌رفتیم. معمولا هفته‌ای یک بار شام مهمان ما بودند و مرغ و کوبیده و چلو و پلو و ماست و سالاد میل می‌کردند.یک بار به پسر آن‌ها که هم‌سن‌وسال خودم بود گفتم: «فلانی! چگونه است که تو N95 داری، بابات پرشیا داره. من یه موبایل زشت دارم، بابام پراید داره، ولی شما همش راه‌به‌راه میاین خونه ما؟ خب چرا ما نمی‌یایم خونه‌ی شما؟» فلانی که از این سول بفهمی نفهمی هنگ کرده بود، گفت: «خب شمام بفرمایین!» گفتم: «‌آره! از این به بعد میام!»بعد از آن چندین بار شام و ناهار به خانه‌ی آن‌ها رفتم. همیشه سوپ داشتند! همیشه! معما بر من معلوم شده بود. آن‌ها مهمانی نمی‌دادند و ناهار سوپ می‌خوردند و پسرشان N95 داشت و پدرشان پرشیا!ما مهمانی زیاد می‌دادیم آن هم به صرف شام. مهمان هم اگر نداشتیم سفره‌مان رنگین بود. در نتیجه من موبایلی زشت داشتم و پدرم پراید!دهم: مَلی خانوم! لبخندهااولین گوشی دوران بزرگسالی. اولین گوشی خودم که آن را دوست داشتم. دربِ تاشوی گوشی شیشه‌ای بود و وقتی کسی زنگ می‌زد یا آهنگی پلی می‌شد، دربِ شیشه‌ای گوشی در حالتِ بسته با نمایش‌های گرافیکی و انیمشنی زیبا آن‌ها را منعکس می‌کرد. حتی گمانم چیزی شبیه اسکرین سیور هم داشت! بگذریم این گوشیِ من در اولین سال‌های دانشجویی هم بود. نیم نگاهی به درس و نیم نگاهی به پیدا کردن نیمه‌ی گمشده‌مان داشتیم. یک همکلاسی دختر داشتیم که من فکر می‌کردم اسمش «مَلی» است که البته نبود! به هر حال شعری در وصفِ ملی خانوم سرودم و آن را از طریقِ همین گوشی سروپا تقصیر ضبط کردم. بعد در حالی که ژستی شبیه استاد شهریار! به خود گرفته بودم، رفتم جلو و گفتم: سلام ملی خانوم! من یک شعری برای شما سروده‌ام. جسارت نیست که آن را بلوتوث کنم؟دخترک گفت: آقای حیدری به پیر به پیغمبر اسم من مَلی نیست! جمله‌اش هنوز تمام نشده بود که دوستانش با خنده گفتند: بلوتوث کن آقای حیدری! بلوتوث کن!بلوتوث کردم و چند ثانیه بعد از گوشی‌شان آوازی به هوا خاست: ملی خانوم! تو چقد ناز و زیبایی!با اون چشمات! تو چرا رخ نمی‌نمایی؟چشمهای سبزت مثلِ جنگل! من رو کشته، منِ خاک‌برسر! :))وای ملی وای ملی! ملی خانوم! وای ملی وای ملی! ملی خانوم!چه می‌شود کرد! جوانی بود دیگر...یازدهم: دنا و سامسونگ نوت ۸؛  لبخندها و حسرت‌هایک همکاری داشتم که مدام از وضعش گله می‌کرد، دنا داشت و سامسونگ نوتِ ۸. جالب این بود که من همیشه آرزوی دنا و موبایلِ نوت داشتم ولی این دوستم همیشه غر می‌زد که: حیدری تو رو به خدا من باید چه کار کنم که زندگی روی خوش‌تری به من نشان دهد؟!من هم می‌گفتم این نوتت رو بده به من! منم دعات می‌کنم! نفسم حقه، شفا پیدا می‌کنی. آخر من بسیار اهلِ یادداشت‌نویسی هستم و از طرفی بسیار شلخته و بدخط. اغلب، یادداشت‌هایم را گم‌وگور می‌کنم، تازه اگر هم پیدا کنم چه حاصل؟ من اینقدر بدخطم که حتی خط خودم را هم نمی‌توانم بخوانم! اگر گوشی نوت داشتم با قلمش یادداشت‌برداری می‌کردم و از شر یادداشت‌های کاغذی خلاص می‌شدم.شرکتی که من در آن کار می‌کردم یک موسسه‌ی آموزشی بود و من برای آن‌ها کار ایده‌پردازی هم می‌کردم. قرار بود با یک ایده، اساتید آموزشگاه را به نحوی جذاب معرفی کنیم. تازه از دستِ این همکارمان خلاصی یافته بودم که دیدم همه سر در گوشی‌اش کرده‌اند و می‌خندند. عکس یکی از بچه‌ها تبدیل به کاریکاتور بامزه‌ای شده بود!همانجا ایده‌ای به ذهنم رسید. این همکارمان را می‌فرستیم دنبالِ این اساتید تا از آن‌ها عکس بگیرد و بعد ایموجی‌های بامزه و کج‌وکوله‌ای از آن‌ها درست می‌کنیم و در یک ایده‌ی گیمیفیکیشن از مخاطبان می‌خواهیم حدس بزنند که این طرحِ بامزه متعلق به کدام استاد است؟ایده را با مسئول مربوطه در میان گذاشتم. گفت ایده‌ی خوب و خلاقانه‌ای است ولی به استادها برمی‌خورد! با خودم گفتم عجب! و چند بار این عجب گفتن را ادامه دادم!آخر: صد سال به این سال‌ها؛ اشک‌ها و حسرت‌هاخودباهوش پندارانه گفتم: «تویی شازده کوچولو؟» و بعد برگشتم خودش بود. با همان نگاهِ سابقش...در هنرستانِ پر از بچه پولدار و مرفهِ بی‌دردِ ما از معدود کسانی بود که آزارش به کسی نمی‌رسید و من حاضر بودم به او تقلب برسانم. بسیار کم‌حرف و مودب بود. کنگ‌فو کار می‌کرد و غمی عجیب در چشمانش بود. در آن مدرسه وصله‌ی ناجوری بود. اما اگر قرار بود از آن مدرسه  کسی را از سایه‌اش در حالِ پیاده‌روی باز شناسم، همین یکی بود.این که من به او می‌گفتم شازده‌کوچولو، دلیلِ خاصی نداشت. می‌خواستم از طرفی وانمود کنم که آدمِ خاصی هستم از طرفی برای غمِ ساکن در نگاهِ او و دلسوزی خودم، کلمه‌ی محترمانه‌تری پیدا نمی‌کردم. حالا پس از سالها او را دیده بودم. همه چیز همان بود با این تفاوت که چشم‌ها گود رفته بود و مویِ فرقی که کج باز شده بود حالا جوگندمی می‌نمود.این دومین بار بود که او را بعد از دوران مدرسه می‌دیدم. بارِ اول زمانی بود که می‌خواستم بلیطِ مترو بخرم و او در باجه‌ی بلیط‌فروشی نشسته بود.گفتم: من اصلا لاغر میشم که چاق بشم و چاق میشم که لاغر بشم!گفت: پس من رو دیدی و خودتو زدی به کوچه‌ی علی‌چپ؟ گفتم: نه! از صدات بود که شناختم. چه خبر؟ کاروبار چطوره؟ هنوز تو مترویی؟ گفت: نه دیگه اونجا نیستم. گفتم: پس چیکار می‌کنی؟ گفت: قرار بود برم توی بنگاهِ بزرگ.با تردید گفتم: تو که خیلی کم‌حرف بودی، سر و زبون پیدا کردی؟گفت: نه قرار بود برم از سایتِ دیوار براشون اطلاعات بردارم و بگذارم.گفتم: چه خوب. خب. چی شد؟ گفت: نشد. لپ‌تاپ که نداشتم. موبایلِ درست‌درمونی هم نداشتم. نشد.خواستم بحث را عوض کنم تا تلخی فضا کم شود. گفتم: اشکالی نداره. شمارت رو بده. اوندفعه که نشد بگیرم. شماره‌اش را داد و خداحافظی کرد. بعد از چند گام برگشت و گفت: راستی عیدت مبارک! گفتم: عیدِ توام مبارک. صد سال به این سالها. این را بلند گفتم و در دلم ادامه دادم: هر چی سنگه مالِ پایِ لَنگه و هر چی اشکه برای چشمهای غمگینه!پی‌نوشت:درست است که ما نویسنده هستیم و برای سرگرمی، خنداندن، آگاهی و ابرازِنظر می‌نویسیم اما همه‌ی اینها عقیم است اگر در خدمتِ اهدافِ بلند‌تری نباشد. به خصوص که این نوشته در قالب یک کمپین منتشر می‌شود و امروزه اثربخش‌ترین کمپین‌ها در دنیای تبلیغات، «کمپین‌های مسئولیت‌های اجتماعی» هستند. کوتاه سخن آنکه تصویری که می‌بینید از کودکی به نامِ سیدمحمد موسوی‌زاده اهلِ بوشهر است که به دلیلِ عدمِ برخورداری از گوشی مناسب و دسترسی نداشتن به شبکه‌ی آموزشی شاد، خودکشی کرد و دل‌های بسیاری از ایرانیان را به درد آورد.همچنین و با توجه به ادامه‌ی وجود کرونا و لزوم ادامه‌ی آموزش دانش‌آموزان از طریق شبکه‌ی شاد، اخیرا در خبرها آمده بود که محمدجواد آذری جهرمی  وزیر ارتباطات گفته است: «۹ هزار میلیارد تومان بودجه برای تامین تبلت دانش‌آموزان محروم بودجه نیاز است.»با توجه به وجود چنین مشکلی که مستقیما کودکان محروم و سرنوشت آنان را هدف قرار می‌دهد، انتظار می‌رود که هر فرد و گروهی به سهم خود قدمی بردارد. نظر به این مسئله پیشنهاداتی را برای یک کمپین از نوعِ مسئولیت اجتماعی به مسئولان موبایلِ سامسونگ در ایران تقدیم می‌کنم:سامسونگ می‌تواند با همکاری مردم (مشتریان) و  سلبریتی‌ها پویشی را در این زمینه ترتیب دهد.می‌توان از خرید هر یک از هم‌وطنان سهمی را به تامینِ اعتبارِ تبلت‌های دانش‌آموزی سامسونگ برای دانش‌آموزان محروم اختصاص داد.سامسونگ می‌تواند کمک‌هایی داوطلبانه را از افراد خیر و ثروتمند نظیرِ علی دایی و محمدرضا گلزار جذب کند و با آن‌ها بخشی از اعتبار لازم را برای تامین این تبلت‌های دانش‌آموزی فراهم کند.همچنین به واسطه‌ی این افراد معروف و خیر می‌توان مردمِ عادی را از این کمپین خداپسندانه اگاه کرد تا آن‌ها نیز در صورت تمایل از کمک به این کودکان سهمی داشته باشند.می‌توان مناسبت‌های خاصی نظیر جشنِ شکوفه‌ها را به تکرار این کمپین اختصاص داد.امید است که با یاری یکدیگر در آبادانی کشورمان و سعادت هموطن‌های خود کوشا باشیم.</description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>علی حیدری</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 04:50:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امنیت در فضای مجازی وجود ندارد !</title>
                <link>https://virgool.io/technology/%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-acqpvu2flbjm</link>
                <description> محققان  شرکت امنیتی دکتر وب (Dr.Web) ، تروجان اندرویدی جدیدی را کشف کرده‌اند که  با استفاده از تلگرام، از ایرانیان جاسوسی می‌کند. مرکز  تخصصی آپا دانشگاه صنعتی اصفهان بعنوان یک مرکز امداد امنیت رایانه‌ای،  فعالیت خود را در زمینه تخصصی ارائه سرویس مدیریت حوادث امنیتی و  آسیب‌پذیری‌های شبکه، از سال ۱۳۸۶ آغاز کرد.این بدافزار اندرویدی، اطلاعات کاربران را سرقت می کند و اعمال خرابکارانه ای روی دستگاه قربانی انجام می‌دهد.این بدافزار با نام‌های جذابی مانند اینستا پلاس یا پروفایل چکر، کاربران را تشویق به نصب خود روی سیستم می‌کند.این  تروجان به نام Android.Spy.377.origin درواقع یک ابزار مدیریت از راه دور  (RAT) است که با نام برنامه‌های مختلف، کاربران ایرانی را هدف قرار می دهد.تروجان یاد شده می‌تواند با عنوان برنامه‌هایی همچون اینستا پلاس ، پروفایل چکر  و  Cleaner Pro روی تلفن‌های هوشمند نصب ‌شود.بدافزار  مزبور پس از نصب، به کاربر پیشنهاد می‌کند که محبوبیت کاربر را بین  کاربران تلگرام بررسی کند و به این منظور از کاربر، مشخصات ورود به تلگرام  را می طلبد.پس  از اینکه قربانی، اطلاعاتش را در اختیار برنامه گذاشت، تروجان نیز بظاهر  تعداد بازدیدکنندگان از پروفایل شخص را به او نشان می‌دهد اما درواقع  هیچگونه کاری انجام نمی‌دهد بلکه تنها یک عدد تصادفی را به کاربر نشان  می‌دهد و اندکی بعد برنامه میانبُر خود را از صفحه برنامه‌ پاک می‌کند تا  اعمال خرابکارانه اش از دید کاربر پنهان بماند.تروجان مذکور یک جاسوس‌افزار کلاسیک است که توانایی اجرای دستورات خرابکارانه را دارد.  مهمترین ویژگی این جاسوس‌افزار که آن را از دیگر همنوعان خود مجزا می‌کند، نحوه کنترل آن است.  این بدافزار برای نخستین بار از پروتکل تبادل پیام تلگرام استفاده می‌کند.تروجان  مزبور، فهرست مخاطبان، پیام‌های کوتاه ارسالی و دریافتی و اطلاعات  حساب‌های کاربری گوگل را در یک فایل در مسیر برنامه کپی می‌کند. علاوه بر  این، تروجان اقدام به گرفتن عکس با دوربین جلوی گوشی می‌کند تا از صاحب  تلفن همراه تصویر تهیه کند.پس از آن اطلاعات جمع‌آوری شده را با سرور کنترل  و فرمان به اشتراک می‌گذارد و به بات (ربات) تلگرامی بدافزار نیز یک  سیگنال می‌فرستد و اعلام می‌کند که این دستگاه آلوده شده است.‘بات’  (bot) با ربات(robot) تلگرام نوعی حساب کاربری ویژه است که برای ارسال و  دریافت اتوماتیک پیام طراحی شده است و کاربران می توانند با ارسال دستورهای  گوناگون با ربات های تلگرام در ارتباط باشند.بدافزار  مذکور پس از سرقت اطلاعات کاربر به بات تلگرامی کنترل کننده خود متصل و  منتظر دریافت دستور می‌شود. دستوراتی از قبیل برقراری تماس، ارسال پیام  کوتاه، نصب برنامه، ارسال فایل، مشخص کردن موقعیت مکانی، حذف فایل‌ها و  دیگر دستورات خرابکارانه می‌تواند از طریق ربات به بدافزار روی تلفن آلوده  ارسال شود.پس  از اجرای هر دستور خرابکارانه، بدافزار، نتیجه کار را به ربات تلگرامی  گزارش می‌دهد. همچنین تروجان بطور متناوب پیام‌های کوتاه ارسالی و دریافتی و  مکان کاربر را به ربات تلگرامی گزارش می‌دهد.  با توجه به استفاده بیش از پیش از تلفن‌های همراه در زمینه‌های مختلف، امنیت این دستگاه‌ها بسیار اهمیت دارد.امروزه  کاربران در همه‌ جا، گوشی‌های هوشمند خود را همراه دارند و از این ابزار  هوشمند برای پاسخ به بسیاری از نیاز‌ها استفاده می‌کنند.انجام  عملیات بانکی، به اشتراک گذاشتن تصاویر و فیلم‌های شخصی، گرفتن عکس و حتی  ثبت اطلاعات سلامت در تلفن همراه انجام می‌شود در نتیجه مورد تهاجم قرار  گرفتن این ابزار می‌تواند از جنبه‌های مختلف، یک شخص را تهدید کند.برای  حفظ امنیت تلفن همراه مهمترین نکته استفاده از برنامه‌های قابل اعتماد  است. توصیه می‌شود تا حد امکان برنامه‌های مورد نیاز خود را از ‘گوگل‌پلی’  (Google Play) یا دیگر بازار‌های معتبر دانلود و از برنامه‌های  تولیدکنندگان معتبر استفاده کنید. همچنین تا حد امکان از برنامه‌های  غیررسمی برای پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنید.علاوه  براین،برنامه‌هایی را که از طریق ایمیل(رایانامه) یا شبکه‌های اجتماعی  برای شما ارسال می‌شود نصب نکنید؛ حتی برنامه‌های رسمی و معتبر نیز  می‌تواند توسط هکر‌ها آلوده شود و از راه‌هایی که اصالت آنها بررسی نمی‌شود  در اختیار شما قرار گیرد.البته همانطور که قبلاً هم گفتیم امنیت صد در صد نیست و ممکنه چنین اپ هایی رو حتی در فروشگاه‌های معتبر هم ببینیم  اما رعایت نکات فوق تا حد زیادی از شما در برابر اینگونه حملات محافظت می کند .</description>
                <category>اخبار فناوری و تکنولوژی</category>
                <author>جلال ترابی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Aug 2017 13:58:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>