<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات وبلاگچـہ طیبے</title>
        <link>https://virgool.io/tyyinet/feed</link>
        <description>قلم‌زنی‌های یک دائم‌التحصیل مهندسی کامپیوتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 21:27:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/mf7nrbap17uk/yxikd6.jpeg</url>
            <title>وبلاگچـہ طیبے</title>
            <link>https://virgool.io/tyyinet</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سامانه هشدار زودهنگام زلزله تهران بر پایه‌ی جمع‌سپاری داده‌های ناشناس شبکه‌ی تلفن‌های هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-xesi1fcxa2dp</link>
                <description>کارشناسی مهندسی کامپیوتر و ارشد گرایش بازاریابی از مدیریت در کنار همکاری با شرکت‌های مختلف نرم‌افزاری و الکترونیک، باعث شده که بدانم صرفا کدنویسی یک سیستم همه‌ی ماجرا نیست.این آرزو و ایده عبث خواهد بود اگه1- توسط مردم پذیرش نشه،2- سال‌ها (اگه خوش‌شانس باشیم) نگهداری نشه،3- مشارکت متخصص‌ها رو نداشته باشه، و در نهایت4- روز موعود (که امیدوارم هرگز نیاد) هشدار درست صادر نکنه.این پروژه چند بخش داره:الف- تعریف نقش‌های گزارش‌گر و تحلیل‌گر. ایجاد یک زیرساخت برای گردآوری و اشتراک بین‌سازمانی این داده‌ها و سیستم G2C برای استفاده از مشارکت (contribution) عمومی متخصص‌های کلان‌داده، زمین‌شناس‌ها، هواشناس‌ها، و سایر متخصص‌ها.ب- به عنوان یکی از گزارش‌گرهای این شبکه:    جمع آوری داده از شبکه‌ی سنسورها. سنسورها دو گروه میشن. سنسورهایی که دست همه‌ی مردم هست مثل مکان‌نما، قطب‌نما، اکسلرومتر و فرستنده-گیرنده‌ی مادون سرخ. موبایل‌ها، و سنسورهای پیشرفته‌تری که دست سازمان‌ها هست. مثل دماسنج‌ها و لرزه‌نگارها و ابزارهای اندازه‌گیری گازها و بسیاری امکانات دیگه که در اختیار هواشناسی و احتمالا وزارت ارتباطات در بخش فضایی است.پ- ارائه API اعلام نتیجه به تحلیل‌گرها برای دسترسی به بورد اطلاع رسانی و سیستم هشدار جمعی، و اتصال این بورد به سایت‌های ارسال اعلان، پیامک، و سایر سیستم‌های مانیتورینگ و آلرتینگ.این کار از نظر کامپیوتری غیر ممکن نیست. حتی میشه گفت حداقل تا مسیج بروکرهاش، کار سختی هم نیست. ولی طراحی دقیق کمپین‌هایی رو لازم داره که مشارکت مردم رو همراه بیاره. یه سری کاغذبازی داره که دلسوزی خیلی‌ها رو می‌طلبه. یه عالمه دانش لازم داره در حوزه پردازش سیگنال و بیگ‌دیتا که بدون مشارکت امیدوارانه‌ی اهل فنش اصلا ممکن نیست.اگر من بخوام که انجامش بدم:1- رهایی از دغدغه‌ی مالی فعلیمه. چون شغل دارم. اگه دانشجو باشم با بی‌پولی تا حدودی می‌سازم. هم فشار اجتماعی کمتره، هم بخشی از هزینه‌های زندگی رو دانشگاه جبران می‌کنه و لازم نیست که ساعت‌های طولانی رو در محیط کار بذارم.2- نیاز به یک تریبون رسمی‌تر دارم که بتوانم مشارکت مردم رو داشته باشم. این تریبون رو هم احتمالا دانشگاه در اختیارم قرار می‌ده، البته اگه کمی پررو باشم یا موفق بشم رضایت اساتیدی که تاثیرگذاری بیشتری دارن رو جلب کنم.3- نیاز به دسترسی به دیتای برخی از سازمان‌ها رو دارم که یک شهروند عادی حق دسترسی به اون‌ها رو نداره. این داده‌ها برای کالیبراسیون و صحت‌سنجی خروجی سیستم استفاده می‌شه.به یاد مردم اصیل و هنرمندی که نوای تپش قلب‌هاشان خاموش شد. اون مردم شریف. مردم بم، قیامت رو دیدن. برای اون‌ها درد و رنج هنوز تمام نشده. اون مردم هنوز خواب کسایی که از دست دیدن رو می‌بینن. هنوز عکس‌های قدیمی رو توی گوشی‌هاشان ورق می‌زنن. کلمه‌ی «زلزله» توی ادبیات اون‌ها به معنی یک روز خاص توی تقویمه. هنوز با مشکلات عصبی بعد از حادثه دست و پنجه نرم می‌کنن.ارگ بم، صدها سال سر پا بود. توی 12 ثانیه با خاک یکسان شد.اگه فکر می‌کنیم که دغدغه زلزله تهران رو داشتن خیال‌پردازیه و نارسایی‌های فعلی مملکت به ما اجازه میدن درگیر چیزایی مثل دلار و اجاره خانه و غیره باشیم، باید از حال دل مردم کرمان بپرسیم که دغدغه‌های این روزا باعث شده که حتی برای یه لحظه اون رنج رو فراموش کنن؟زلزله تهران فاجعه‌ای به وسعت پایان جهان خواهد بود. تا چندین نسل ازش تاثیر خواهیم گرفت. چون این جا، دیگه یک شهر کویری با ساختمان‌های یکی دو طبقه نیست!بگیم از شانزده تا هجده میلیون نفر جمعیتش، ترافیک عجیبش، جمعیت چند میلیونی موش توی سیستم انتقال پس‌آب‌هاش، دستگاه‌های رادیواکتیو توی بیمارستان‌هاش، تراکم جمعیتش، ساختمان‌های فرسوده‌اش، امکانات ضعیف نرم‌افزاریش و خیلی چیزای دیگه که گفتنش لزومی نداره و می‌دانیم؟   </description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Feb 2025 21:32:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردرگ وبلاگ دارد؛ چرا؟</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/gordarg-sz0jbvasmr2c</link>
                <description>قبل از هر چیز اضافه کنم که این یک مطلب تبلیغاتیه. فکر می‌کنم ما در تمام طول مدت زندگی مشغول تبلیغ کردن و تبلیغ دیدن هستیم. حتی همین خط فارسی، تبلیغ زبان، فرهنگ، جغرافیا، آثار، غذاها، سبک‌زندگی و هر چیزی است که به خط فارسی مربوط بشه.من تیمی دارم به نام گردرگ. در مورد این اسم توی بلاگ گردرگ نوشتم. دقیقا به همین دلیل گردرگ وبلاگ داره!برای پاسخ دادن به چیزهایی که ممکنه توی ذهن آدم‌ها باشه. بلاگ جاییه که می‌شه بهش رجوع کرد و یا با جستجو پیداش کرد. من می‌دانم که همیشه توی تیم نیستم. اگر طبق برنامه‌اش پیش بره، این شرکت روزی این تیم بخواد تبدیل به تیم می‌شه. و اگر طبق الگوهایی که براش تعریف شده بخواد نسبت به محیط خودش رو تطبیق بده، ممکنه راه دیگه‌ای رو بره. و حتی شاید یه روز منحل بشه. اما چیزی که ازش می‌مانه، تجربه‌اشه. و این تجربه باید نوشته بشه تا ماندگارتر باشه. و من توی این مسیر ممکنه همراه تیم باشم یا نباشم. برام مهمه که اگر کسی سوالی داشت که چرا چی کجا قرار گرفته، بتوانه به سادگی به جوابش برسه. طبیعیه که یه سری چیزا چون فقط کاربرد داخلی دارن روی اون وبلاگ نباشن اما شما منظور من رو گرفتید!ما صاحب علم نیستیم. در نتیجه نگهش نمی‌داریم برای خودمان. بلکه نشرش می‌دیم. البته نه همه چی رو. به هر حال بازار هم یه سری چیزا برای رقابت داره. اما سعی می‌کنیم با این دید جلو بریم که اگر بنویسیم، و دیگرانی باشند که از ما یه مطلبی رو یاد بگیرن و ببرن و اون رو پیشرفت بدن، در نهایت کیفیت کار، دانش سرمایه‌ی انسانی و آموخته‌های مشتری هم افزایش پیدا می‌کنه. در نهایت سودش به خودِ ما بر می‌گرده.خود ما با نوشتن، ذهن منسجم‌تری پیدا می‌کنیم. به کارهایی که می‌کنیم فکر می‌کنیم. به مشتری حق انتخاب می‌دیم و اینطوری از مشتری پیشنهادهای بهتری می‌گیریم که ممکنه اگر مشتری رو در جریان پشت صحنه قرار نمی‌دادیم، پیشرفت نمی‌کردیم. ما خودمان رو در معرض قضاوت قرار می‌دیم و این چیزیه که می‌خوایم. ما می‌خوایم که محصول باکیفیت ارائه بدیم. و چه چیزی از این بهتر که قضاوت‌ها رو بشنویم؟ اگر امروز پروژه‌هایی وجود دارند که تقریبا بی‌نقص هستند، مثل ابزاری که خود ما از اون‌ها استفاده می‌کنیم، به این دلیل به این کیفیت رسیدن که متن‌باز بودن و معمولا همه‌ی کسایی که خواستن، توانستن که تغییرات خودشان رو در اون پروژه‌ها اعمال کنن. یکی از کاربردهای وبلاگ برای ما همینه. افزایش دادن مشارکت.با نوشتن تعصب از بین می‌ره. من دوست ندارم به چیزی تعصب داشته باشم و این باعث بشه چیزهای بهتری رو از دست بدم. جهان اطراف ما پویاست. دائم داره تغییر می‌کنه. سلیقه‌ی سیال آدم‌ها هم بخشی از این دنیاست. پس سلیقه‌ها هم عوض می‌شه. وقتی که می‌نویسیم، می‌توانیم بیایم عقب وایسیم و از دور به افکارمان نگاه کنیم. همچنین می‌توانیم تا حدود زیادی، اندازه‌گیری رو چاشنی طرف‌داری‌هامان کنیم. این معجزه‌ی نوشتنه.واقعا قلم یک معجزه است. هم ارتباطات رو سریع می‌کنه. هم به افکار قدرت زندگی می‌بخشه. هم اطلاعات رو ماندگار می‌کنه. و هم می‌توانه راه رو برای جوانه‌زدن ایده‌های جدید باز کنه.در کل من همیشه می‌نویسم. باورم اینه که اگر راه درست رو نرفته باشم، حداقل یک مسیر غلط رو مستندسازی کردم که دیگری تکرارش نکنه.به وبلاگ گردرگ سر بزنید.</description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 16:37:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طاقچه و فیدیبو: کتابم را پس بدهید</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/book-e9vzw37v4we4</link>
                <description>چند سالیه که از یکی این نرم‎ افزار ها برای مطالعه ی کتاب استفاده می کنم و یکی از سرسخت ترین مدافعین کتاب های الکترونیکی هستم. اما همیشه یک دغدغه ی مهم همراه منه. و اون اینکه اگر زمانی، کسی به هر دلیلی تصمیم بگیره که یک کتابی دیگه روی پلتفرم نباشه، تلکیف خریدار چیه؟ عطف به ما سبق؟ یعنی زمانی که من این کتاب رو تهیه کردم، کتاب مجاز بوده و حالا صیانت شده. حتی دیده شده که این اتفاق برای کل پلتفرم هم میافته چه برسه به یک کتاب. در نتیجه من یک بار خود کتاب رو الکترونیکی می خرم (چون همه جا بهش دسترسی دارم و مخصوصا توی سفرها) هم یک بار به صورت چاپی!این تصویر رو bing با استفاده از dall.e ساختهچرا - در حال حاضر - نمیشه یه بکاپ آفلاین از کتاب ها داشت؟ نرم افزارهایی که ما روی گوشی نصب می کنیم، یک نسخه از کتاب رو روی حافظه ی گوشی جا می ذارن. ولی نمیشه اون رو کپی کرد و جای دیگه ای برد. منطقی هم هست. نباید هم بشه. برای اینکه از کپی شدن کتاب ها جلوگیری بشه، کتاب ها رو با استفاده از کلیدهایی رمزنگاری می کنن که اون کلید ها رو بعد از لاگین از سرور دریافت می کنیم. در نتیجه خیلی سریع به کتابی که می خوایم و قبلا دانلود کردیم دسترسی داریم حتی بدون اینترنت.ولی نکته اینه که اگر تصمیم بر این باشه که کتابی دیگه وجود نداشته باشه، به سادگی اون کلید از روی پلتفرم حذف میشه. و دسترسی کاربر به کتابی که حتی قبلا دانلودش کرده از بین میره. یا حداقل روی دستگاه های دیگه بهش دسترسی نخواهد داشت. مخصوصا اینکه لیست کتاب های خریداری شده رو نرم افزار از روی گوشی بر نمی داره. بلکه از سرور می گیره. یعنی کلیدش که هیچ، اگر اسمش هم حذف بشه، نسخه ی آفلاین کتاب هم از بین میره.داشتم به این فکر می کردم که چقدر خوب میشد اگر می توانستم کلیدها رو به صورت فیزیکی از این پلتفرم ها، روی دانگلی چیزی بخریم که وصلش کنیم به کامپیوتر و مطالعه کنیم. و این دانگل با نرم افزار خود این شرکت ها آپدیت بشه و کتاب های جدید بهش اضافه بشه.اینطوری واقعا داده ای که مالکیتش مطعلق به ماست، برای ما باقی می مانه. در ضمن، میشه کتاب ها رو همچنین قرض هم داد. مگر نه اینکه میشه کتاب های پرینت شده رو قرض داد؟من شخصا از وجود این دو پلتفرم خیلی خوشحالم و از پلتفرم های جدید هم در این حوزه استقبال می کنم. آرزو می کنم که به سمت جلو برن و موفق باشن. بیش باد!</description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 08:04:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ChatGPT چه کنیم؟ درس‌هایی از تاریخ.</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/ai-xszp2ykhdvzh</link>
                <description>تصویر با استفاده از artbreeder.com تولید شدهاز ChatGPT خواستم که به زبان فارسی مقاله‌ای در مورد هوش مصنوعی، زلزله و هکرهای روسی بنویسد.سرآغاز دورانی نوینانفجار بمب‌های اتم در ژاپن، بهانه‌ی صلح هسته‌ای شد. حالا در ظاهر همه با هم دوست بودن ولی زیر زمین و زیر سطح آب، بمب‌های جدید رو تست می‌کردن و قطع به یقین ادامه هم میدن. باید می‌شد یه جوری تشخیص داد که کدام لرزش به خاطر زلزله است و کدام به خاطر انفجار! مخصوصا وقتی این لرزش‌ها همزمان می‌شن.قصه‌ی آشنایی نیست؟ وقتی که اخبار حل کردن مسئله‌های علوم کامپیوتر رو توسط خود کامپیوتر می‌شنویم، و کنار خبر تعدیل نیروی شرکت‌های غول فناوری می‌ذاریم، اولین سوالی که توی ذهن ما پیش میاد اینه که: چه فرقی هست بین کارِ دست و کارِ ماشین؟ کجا به توازن می‌رسه؟ آینده‌ی شغلی #برنامه_نویسی و #تولید_محتوا به کجا ختم می‌شه؟ ذهن تعمیم‌گر، به این سمت می‌ره که قصه‌ی بمب‌های زیرزمینی شوروی و هوش مصنوعی رو، با سرنوشتی نسبتا مشابه ببینه. حداقل اگر فرض کنیم که تاریخ خودشو تکرار می‌کنه. ولی قصه‌ی این بمب‌ها چی بود و چی شد؟پایگاه متروکه‌ی آزمایش‌های هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی؛ منبع تصویر: time.comgs.llnl.gov منبع تصویر سیگنال انفجار اتمی (سرخ) و زلزله (آبی)؛ منبع: lanl.govYongqiang Ma, Jiawei Liu, Fan Yi تشخیص متن نوشته شده توسط انسان و هوش مصنوعی؛ منبع: مقاله‌ای از قصه این بود که دانشمندهایی که توی سازمان انرژی اتمی مسول این قضیه بودن، سعی کردن که سیگنال‌هایی که از لرزه‌نگار‌ها به دست میاد رو تفکیک کنن به سیگنال‌هایی که اون رو تشکیل داد. برای این منظور، دو دانشمند، سعی کردن که از تبدیل فوریه استفاده کنن ولی چون اون تبدیل بسیار زمان‌بر بود، بر پایه‌ی اون، تبدیلِ فوریه‌ی سریع رو ابدا کردن (که بعضی هم می‌گن گاوس ده‌ها سال قبل این کار رو کرده بود) و به اسم خودشان منتشر کردن؛ Cooley-Tukey FFT. با استفاده از این الگوریتم، می‌توانستند در عرض چند دقیقه، یه لرزش مشکوک رو بررسی کنن و از زمین‌لرزه تمیزش بدن.Fast Fourier Transform in Predicting Financial Securities Prices University of Utah May 3, 2016 Michael Barrett Williamsاضافه کنم که یه روز با دلی بسیار ساده نشستم (: و سعی کردم که این تبدیل رو روی نمودارهای بازارهای مالی اجرا کنم، تا بلکه بتوانم نویز رو از اسپایک‌های قوی تفکیک کنم و روند رو تشخیص بدم. نموداری رو به دست آوردم، اما تا به این لحظه معنی خاصی ازش دریافت نکردم، چون به علم دینامیک و خیلی چیزای دیگه واقف نیستم. باری؛آخر قصه‌ی بمب‌های زیر زمینی شده این که هر روز توی اخبار می‌شنویم. بازرسی‌های مختلف سازمان‌های بین المللی با سنسور‌های مختلف و تصاویر ماهواره‌ای از جاهایی که بهش مشکوکن. اما درسی که تاریخ علم ریاضی به ما می‌ده اینه که هیچ‌چیز غیر ممکن نیست. ذهن تعمیم‌گر من فکر می‌کنه که یه روز ما با هوش مصنوعی در این دو صنعت (برنامه‌نویسی و تبلیغ‌نویسی) به تعادل می‌رسیم. هرچند این تعادل ممکنه شکننده باشه و هر لحظه ممکنه که بازی به نفع یک از طرفین (که معتقدم هوش مصنوعی خواهد بود) برگرده.منظورم از تعادل اینه که فرش ماشینی تولید می‌شه، فرش دست‌بافت هم قیمت خودشو داره. اما قطعا آینده‌ای که در انتظار دنیای علمه، بسیار فراتر از تصورات امروز ماست.تکلیف ما چیه؟نتیجه‌گیری بخوام بکنم اینه که اگر دارید توی این رشته‌ها تحصیل یا کار می‌کنید، سعی کنید وارد علوم بنیادین مربوط به اون بشین. یعنی اگه دارید برنامه‌نویسی می‌کنید، برید به سمت توسعه و بهینه‌سازی کتاب‌خانه‌های هوش‌مصنوعی و غیره. یا اینکه توی حوزه‌ی امنیت فعالیت کنید یا چیزای دیگه. و اگه دارید توی حوزه‌ی تبلیغات فعالیت می‌کنید، حتما روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و غیره رو خوب بشناسید.در پایان؛ خوشحال می‌شم باهم گپ بزنیم و در ارتباط باشیم. اینستاگرام، مخصوصا لینکداین و یا همینجا.ممنونم.</description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Feb 2023 13:53:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لعنت به کاربر، مرا باد بزنید.</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/user-centralized-functional-design-uwdmmlxnw9ja</link>
                <description>تصویر تار شده‌ی فردی در هیات یک مدیر که با آرامش و لبخند مشغول نوشیدن قهوه است. در زمینه تصویر شهری شلوغ و روندهای کاری پیچیده دیده می‌شود.برای همه‌ی ما در جایگاه طراح محصول، مدیر پروژه، یا برنامه‌نویس ارشد، پیش آمده است که با مدیرانی از صنعت برخورد کرده‌ایم که زیر خروار‌ها پرونده حسابی سر خودشان را شلوغ کرده‌اند یا با مدیرانی از بخش دولتی که در آشفتگی دست و پا می‌زنند؛ و حالا از ما انتظار دارند که «برنامه‌ای بنویسیم» یا محصولی بسازیم که کمی از این آشفتگی بکاهد. وقتی که ساختیم، شاکی می‌شوند که «این همه خرج کردیم، چرا فروش یا رضایت مشتری بالا نرفت؟»در پای حرف‌های مربوط به «شهر هوشمند» بشینید. حرف‌های مدیران دولتی را در مورد انتظارشان از سامانه‌های مختلف بشنوید: «بتوانیم نظارت کنیم که چه کسی چقدر سوخت مصرف کرده، چقدر پروتئن مصرف کرده، چقدر مسافت پیموده، و ...» و در ادامه، رو به پیمانکار، می‌پرسند: «به نظر شما ایده‌ی ما خوب است؟»پاسخ بسیار ساده است: «ایده‌ی شما خوب است اما دیدگاه شما صرفا بالا-به-پایین است، باید ارزشی را برای آدم‌هایی که قرار است از این سیستم استفاده کنند خلق کنید».اما اگر این جواب را بلند بلند بگویید، در ذهن آن‌ها این پرسش به درستی شکل می‌گیرد که «باید؟ کی گفته باید؟ بایدی وجود ندارد!»حتما به دفاتر پیش‌خوان و شعب شرکت‌ها و دستگاه‌های مختلف مراجعه کردید. این‌ها قرار بود همین خلا را پوشش بدهند که زمانی به «طرح تکریم ارباب رجوع» مشهور شد. اما می‌بینید که یکهو وسط روز کاری، سیستم برای بکاپ گرفتن قطع می‌شود و شمای کاربر سامانه بلاتکلیف توی صف طولانی ماندید با آدم‌هایی که خودشان را با زونکنی از فرم‌ها و فیش‌ها و رسید‌ها باد می‌زنند و در مورد قیمت نفت برنت یا کیفیت فلان پلاس توربو اظهار نظر می‌کنند. بدیهی است که در اینجا دیدگاه غالب که قالب کارها را شکل داده است، همان سوال همیشگی «چگونه سر خودمان را خلوت کنیم» از سوی مدیران است و لزوما «چگونه کاربری را بهینه کنیم» نیست.نمی‌گویم «آسیب است» و نمی‌خواهم آسیب شناسی کنم. فقط صحبتم این است که اگر کسی به مخاطب و مصرف‌کننده وابسته است، مثل یک فروشگاه مواد غذایی، این راهش نیست و دیدگاهش باید تغییر کند. اگر هم وابسته نیست که اصلا صحبتی نداریم. وابستگی یعنی اگر کاربر نباشد، سیستم بی‌معنی خواهد بود. وابستگی یعنی کاربر تامین کننده‌ی بخشی از موارد ضروری برای نیاز‌های شماست. یعنی که سرویس بهتر دادن به کاربر، باعث رشد و بقای شماست. و البته وابستگی در رقابت معنی پیدا می‌کند. کسی که بی‌رقیب است، کاربرش به معنی دقیق کلمه بی‌چاره است چون در عمل هیچ الزامی برای حمایت از کاربر وجود ندارد و در نتیجه تجربه‌ی کاربر بی‌معنی است.- چطوری خودت رو تحمل می‌کنی؟
- ...نمی‌دانم.به عنوان طراح محصول چه کنیم؟داستان ساده است. ما طراح محصول هستیم و کارِ ما، پیدا کردن نقطه‌ی تعادل است. تعادل بین پیچیدگی و رضایت، رضایت و عملکرد، رضایت مدیر و رضایت کاربر، پول ورودی و هزینه‌های محصول، محدودیت‌های زمانِ حال و نیازهای آینده، انتظار از محصول و نهایی، و ... .درست است که ما پولمان را از صاحب پروژه می‌گیریم اما باید مشاوری امین برای او باشیم و چشم‌هایش را به تاثیر خلق محصول در وضعیت سایر ذی‌نفعان باز کنیم. فرض کنید آپارتمانی را برای صاحب سرمایه‌ای می‌سازید. او تمایل دارد که کمترین پول را خرج کند. در نتیجه شما به او پیشنهاد می‌دهید که حمام و توالت را از پروژه حذف کنید. او که با شاخص «کاهش هزینه» پیشنهاد شما را می‌سنجد، مشعوف از راه‌کاری که به او نشان داده‌اید با پیش‌نهاد شما موافقت می‌کند. اما اتفاقی که در نهایت می‌افتد این است که هیچ کدام از واحد‌ها فروش نمی‌روند و شما او را به خاک سیاه می‌نشانید.به عنوان صاحب پروژه چه کنیم؟باید‌ها و نباید‌ها را مشخص کنیدفهرستی از باید‌ها و نباید‌ها را تهیه کنید که در آن به صورت واضح و بدون هیچ تبصره و انعطافی، خطوط قرمزی را به اندازه‌ی نصف برگه‌ی آ چهار داشته باشید که سه چهارتا قانون بیشتر جا نشود؛ مثل:نباید کاربر بیشتر از یک‌بار در سیستم من احراز هویت شود؛ در نتیجه نباید آدم‌هایی را ببینیم که کپی مدارک شناساییشان را در دست دارند و یا منتظر ارسال شناسه‌ی تایید به تلفن همراهشان هستند.نباید هیچ روندی با بیش از ۵ مرحله داشته باشیم؛ در نتیجه باید در سطوح دسترسی کارگزاران و کارمندها تغییراتی ارائه کنیم.هر کارمند باید روزانه n مراجعه کننده داشته باشد؛ در نتیجه شاهد صف‌ها نخواهیم بود و کارمندان فرسوده نخواهند شد و کارهای انجام نشده را باید یا با روندهای مکانیزه سامان بدهیم یا افزایش تعداد نیرو‌ها.باید گزارش مربوط به هر بخش به صورت زنده و بلادرنگ در اختیار مدیران مرتبه‌ی بالاتر قرار بگیرد و آن مدیران دسترسی کافی برای پیگیری امور داشته باشند؛ در نتیجه ساختار سازمانی به سمت کم‌عمق (flat) شدن پیش می‌رود.این کار پیشتر در کشور استونی انجام شده بود. خانم Anna Piperal که کارشناس دولت الکترونیک است، در یکی از سخنرانی‌های TED خود در این رابطه صحبت کرده بود. ایشان می‌گوید: «توافق روی تعدادی اصول مشترک، مهم، بازطراحی قوانین و رویه‌ها، رهایی از شر جمع‌آوری اطلاعات غیرضروری و تکرار وظایف، و باز و شفاف شدن انجام دادیم». و آن اصول اساسی که عینا نقل قول می‌کنم عبارت بودند از:اول، تضمین امنیت و حریم خصوصی داده‌ها و اطلاعات از طریق یک هویت دیجیتالی قوی که توسط دولت تنظیم شده است و با همه چیز در استونی و اروپا سازگار است؛ وقتی سیستم بتواند به درستی و ایمنی تشخیص دهد که چه کسی از آن استفاده می‌کند، پس از ورود به سیستم، امکان دسترسی به اطلاعات شخصی شهروندان و کلیه خدمات عمومی را از طریق یک ابزار فراهم می‌کند، و با امضای دیجیتالی مجوز هر کاری را دارید.اصل دوم و یکی از تحول‌بخش‌ترین اصول، «فقط یکبار» نامیده می‌شود. به این معناست که دولت نمی‌تواند بیش از یکبار، درخواست اطلاعات یکسانی را نماید، و نه می‌تواند آن‌را در بیش از یکجا جمع‌آوری کند. برای مثال، اگر قبلا گواهی تولد یا ازدواج خود را به ثبت احوال ارائه کرده‌اید، این تنها جایی است که این اطلاعات نگهداری می‌شوند. و هیچ نهاد دیگری هرگز درخواستی برای آن نخواهد کرد. «فقط یکبار» یک قانون بسیار قدرتمند است، که کل ساختار جمع‌آوری داده در یک کشور را تعریف می‌کند، چه اطلاعاتی جمع‌آوری می‌شود و چه کسی مسئول حفظ آن است، تا اطمینان حاصل شود که از تمرکز داده‌ها، و تکرار داده‌ها جلوگیری می‌کنیم، و تضمین کنیم که اطلاعات واقعا به روز است. https://www.ted.com/talks/anna_piperal_what_a_digital_government_looks_like/transcript#t-231180 انتظارات خود را در قالب سناریو مطرح کنیدحال زمان آن رسیده که هرچقدر بیشتر که می‌توانید به بازخوردهای مراجعه کنید، با کاربران مصاحبه کنید، پای حرف مدیران بنشینید و انواع سناریوها را استخراج کنید. انواع سناریوهایی که ممکن از اتفاق بیافتد. سناریوهایی که انتظار دارید پس از توسعه‌ی نسخه‌ی فعلی سیستم بتوانید پشتیبانی کنید را هم بنویسید. طرح پیشنهادی را با تک تک سناریوها تطبیق دهید و شبیه‌سازی کنید.برای مثال:کاربری پس از گم کردن کارت ملی خود برای ثبت نام به یکی از شعب مراجعه می‌کند. با توجه به محدودیت ۵ مرحله در روند، چگونه می‌توانیم او را احراز هویت کنیم؟کاربر به صورت خود سرانه پول را به حساب دیگری از شرکت کارت به کارت کرده است، با توجه به اینکه تا کنون ۴ مرحله از فرایند خرید طی شده و نمی‌توانیم بیشتر او را معطل کنیم، چطور می‌توانیم پرداخت او را تایید کنیم، بی آن که محاسبات واحد حساب‌داری دچار اشکال شود؟کاربر پس از تماس با مرکز پاسخگویی تلفنی به اشتباه داخلی واحد دیگری را شماره‌گیری کرده است، با توجه به این که ۱ مرحله از روند را طی کرده چه کسی باید او را به واحد مربوطه ارجاع دهد (هماهنگی با اپراتور توسط کارمند انجام شود یا کاربر)؟شما را به بازگشت به مکتبی تشویق می‌کنم که اگر بخواهیم اسمی برایش انتخاب کنیم احتمالا «رویکرد عمل‌گرای کاربر‌محور» باشد. با این حساب، کاربر نباید درگیر خود محصول باشد، بلکه باید درگیر نتیجه‌ی کاری باشد که می‌خواهد با آن محصول انجام دهد. در نتیجه محصول خوب محصولی خواهد بود که حضورش احساس نشود اما تاثیراتش مشهود باشد. پس با این رویکرد:مهم نیست که تاکسی چه رنگی است، مهم این است او را بشناسم و مرا به مقصد برساندعینک خوب عینکی است که دید من را بهتر کند و حضورش را حس نکنم. سایت فروشگاهی خوب سایتی است که اطلاعات محصول، اطمینان از خرید، دسترس‌پذیری، و مقدار و قیمت به صرفه را برای من ضمانت کند و لازم نباشد که بدانم شماره‌ی مرکز پشتیبانی‌اش چند است.نرم‌افزار خوب نرم‌افزاری است که هنگام استفاده از آن، احساس کنم کارم دارد راه می‌افتد، نه اینکه احساس کنم که دارم با یک نرم‌افزار کار می‌کنم.ما به رستوران نمی‌رویم که به رستوران رفته باشیم. به رستوران می‌رویم که غذایی خوب در محیطی آرامش‌بخش میل کنیم.شما مرورگر وب را باز نمی‌کنید که با مرورگر کار کنید، بلکه مرورگر را باز می‌کنید که به سایت دلخواهتان بروید.</description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Aug 2021 13:10:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت ملی: سوء تفاهم ۲۸ ساله</title>
                <link>https://virgool.io/tyyinet/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85-%DB%B2%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-hycxvnce8mmc</link>
                <description>اینترنت ملی: سوء تفاهم ۲۸ سالهبه نام خدا.لطفا اگر در مورد #طرح_صیانت و یا هر موضوع مرتبط دیگری گفتگو می‌کنیم از این اشتباهات رایجِ فنی بپرهیزیم و به آن آگاه باشیم. سعی می‌کنم خیلی سریع برخی از تعاریف را بیاورم. ترکیب «اینترنتِ ملی» از نظر فنی صحیح نیست. در نتیجه در قالب چند پرسش، برخی از اصطلاحات را بررسی می‌کنیم.در پایان این بحث امیدواریم که از اشتباه گرفتن ترکیب‌های «اینترنت ملی»، «اینترانت ملی»، «شبکه‌ی ملی اطلاعات»، «فضای مجازی»، «شبکه‌های اجتماعی»، «فیلترینگ» و ... بپرهیزیم.نمودار ساده‌ای از شبکه جهانی اینترنت و شبکه‌ی داخل ایران به عنوان بخشی از آن گفته می‌شود «اگر اینترنت ملی نباشد، در صورت اراده‌ی دیگر کشور‌ها، دسترسی ما به بانک‌ها یا ... قطع می‌شود».نادرست!فرض کنیم «کشور ب» قصد داشته باشد شاه‌راه ارتباط شبکه‌ی ایران را قطع کند، یا به هر دلیلی آن شاه‌راه (که مجموعه‌ای شامل فیبرنوری و روتر و ... است) قطع شود، دسترسی مردم ایران به بانکِ فلان که در «دیتاسنتر الف» قرار دارد قطع نمی‌شود. چون سرور‌های آن بانک (کامپیوترهای قدرتمندی که خدمات الکترونیک را ارائه می‌دهند) در داخل ایران میزبانی می‌شوند. شبکه‌ی کاربران و سرویس‌دهنده‌های داخل ایران را در اصطلاح فنی «اینترانت» و در اصطلاح رسمی «شبکه‌ی ملی اطلاعات» می‌گویند.پس چرا بعضی از سایت‌های ایرانی (که دامنه‌ی .IR هم داشتند) هنگام قطعی اینترنت از دسترسی خارج شدند؟به ۲ دلیل:۱- سرور‌هایشان داخل ایران میزبانی نمی‌شد (حتی با وجود اسم دامنه .IR که اسم دامنه ربطی به محل جغرافیایی سرور ندارد).۲- مردم آدرس آن سایت‌ها را بلد نبودند. وقتی که گوگل (موتور جستجویی که در ایران میزبانی نمی‌شود) از دسترس خارج شد، مردم قادر نبودند آدرس آن سایت را به خاطر بیاورند.فیلترشکن ملی؟لایه‌ی نظارت و فیلترینگ در ایران تصمیم می‌گیرد که دسترسی به بعضی از سرور‌ها را در خارج از کشور ببندد. آن سرور‌ها می‌توانند میزبان خبرگزاری‌های خارجی، سایت‌های بزرگ‌سالان، و غیره باشند، و یا به هر دلیلی تصمیم بر آن است که کاربران ایرانی به آن دسترسی نداشته باشند.سازوکار‌های مختلفی وجود دارند که اجازه می‌دهند افراد سروری را به عنوان واسط (پروکسی) انتخاب کنند. این سرور مسدود نیست. کاربر به سرور واسط می‌گوید که اطلاعات فلان سایت را برای من بفرست. از آن‌جا که «کشور ب» دلیلی برای مسدود کردن آن سرور ندارد، اطلاعات را می‌گیرد و با بسته‌بندی و مهر و امضای خودش، به داخل منتقل می‌کند.احتمالا منظور از فیلترشکن ملی، دسترسی‌های خاصی بر اساس شغل، سازمان، سن، و غیره در لایه‌ی فیلترینگ ایران باشد، که به برخی از کاربران اجازه‌ی دسترسی به بعضی از سایت‌ها را بدهد. برای مثال یک خبرگزاری در داخل ایران، می‌تواند با استفاده از VPNی که با مجوز‌های خاصی در اختیار وی قرار گرفته، به بعضی خبرگزاری‌های خارجی مسدود شده دسترسی پیدا کند.سرورپروکسی چطور کار می‌کندفضای مجازی چیست؟در مهندسی کامپیوتر تعریفی از  ترکیبِ «فضای مجازی» وجود ندارد. معادل آن در انگلیسی احتمالا به «Social Media» (رسانه‌ی اجتماعی) نزدیک باشد. به نظر می‌رسد که از این ترکیب، برای توصیف «داده‌ها و اطلاعات منتشر شده بر بستر شبکه» استفاده می‌شود. و به همین دلیل افرادی که دغدغه‌ی فرهنگی دارند، بیشتر از این ترکیب آن استفاده می‌کنند.قاعدتا نمی‌شود خشک و تر را باهم سوزاند. اینترنت فقط چندرسانه‌ای (صوت و متن و تصویر) نیست. اینترنت فقط فضای مجازی نیست. و اینترنت فقط اینستاگرام نیست.سرورهای ارائه‌دهنده‌ی خدمات ابری، زیرساخت تجهیزات الترونیکی، به روزرسانی نرم‌افزار‌ها و به‌روز‌رسانی‌های امنیتی، سایت‌های دانشگاه‌ها، فروم‌های بین‌المللی، سایت‌های تشکیلات و سازمان‌های جهانی، و میلیارد‌ها ترابایت داده‌ی دیگر در اینترنت وجود دارد که زندگی اقشار مختلف مردم را درگیر می‌کند.فرق اینترنت و فضای مجازیاینترنت ماهواره‌ای چیست؟ چنین چیزی امکان‌پذیر است؟اینترنت ماهواره‌ای پدیده‌ی جدیدی نیست. سال‌هاست که اینترنت به صورت ماهواره‌ای ارائه می‌شود. اما چون گران بود و البته سرعت پایینی هم داشت، خیلی مورد استقبال قرار نگرفت. امروزه شرکت‌های مختلفی با قراردادن هزاران ماهواره‌ی مجهز به تجهیزات «مسیریابی اینترنت» در جو زمین، در حال فراهم کردن امکانی هستند، که کاربران به جای استفاده از بستر کابل‌هایی از جنس مس و فیبر نوری، از طریق امواج رادیویی با مسیریاب‌های داخل ماهواره‌ها ارتباط برقرار کنند. این ماهواره‌ها در نهایت ترافیک را به سمت سرور‌های روی زمین هدایت خواهند کرد. در نتیجه می‌توان به واسطه‌ی بستری که ماهواره‌ها فراهم کرده‌اند، به سرور‌های کشورهای مختلف متصل شد.اینترنت ماهواره‌ای چطور کار می‌کند؟فیلترکردن اینترنت ماهواره‌ای امکان‌پذیر است؟از پارازیت و اختلال‌های رادیویی بگذریم، از آن‌جا که کشور‌ها معمولا نمی‌خواهند میانه‌شان بهم بخورد، و همچنین نگه‌داری از چنین سرویسی واقعا ارزان نیست، شرکت‌های ارائه دهنده‌ی خدمت اینترنت ماهواره‌ای را مجاب می‌کنند تا از قوانین کشور‌ها پیروی کنند. در نتیجه باید تا حدودی باهم راه بیایند.موتور جستجوی ملی / دیتاسنتر‌های ایرانی / پیام‌رسان‌های داخلی / ... چیزهای بدی هستند؟ابزار ذاتا بد یا خوب نیستند. طریقه‌ی استفاده از ابزار و دیدگاه تعیین می‌کند چیزی «بد» است یا «خوب».</description>
                <category>وبلاگچـہ طیبے</category>
                <author>محمدرضا طیبی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jul 2021 14:15:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>