<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات اوبونتو | ubuntu</title>
        <link>https://virgool.io/ubuntu/feed</link>
        <description>در اینجا در مورد اوبونتو و اوبونتو سرور محتوای آموزشی منتشر میشود.
(از جامعه کاربری برای جامعه کاربری)
افزودن مطالب و نوشتن در این انتشارات آزاد است؛ ارتباط در تلگرام FarhadXFarhad</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:37:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/rndaywhui6vu/ldvfdf.png</url>
            <title>اوبونتو | ubuntu</title>
            <link>https://virgool.io/ubuntu</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آموزش auto mount کردن درایوها بصورت گرافیکی در اوبونتو</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/gui-auto-mount-y83h6wia7mja</link>
                <description>در این مقاله نحوه مونت (mount) کردن خودکار یک درایو (Drive) در اوبونتو بصورت خودکار را یاد خواهید گرفت.برای شروع روی کیبورد دکمه سوپر (همون دکمه‌ای لوگوی ویندوز روشه) رو بزنید و در قسمت search عبارت Disks رو تایپ کنید و همانند تصویر زیر روی برنامه Disks کلیک کنید.بعد از باز کردن Disks با پنجره‌ای همانند تصویر زیر مواجه خواهید شد.همانطور که در تصویر بالا ملاحظه می‌کنید و من سه عدد دیسک دارم، اولی حافظه SSD من هست که روش اوبونتو رو نصب کردم، دومی هارد دیسک من هست که روش ویندوز نصب دارم به همراه چندین درایو که برای ذخیره سازی فایل‌ها ازشون استفاده میکنم، دیسک سومی هم دیسک نوری من (DVD writer) من هست.حالا برای auto mount کردن روی دیسک/حافظه‌ای که می‌خواهید از ستون سمت چپ کلیک کنید.همانند تصویر بالا بعد از انتخاب دیسک و Volume روی آیکون چرخ دنده مشخص شده در قسمت ۳ کلیک کنید. با تصویری همانند زیر مواجه خواهید شد.سپس روی گزینه Edit Mount Options کلیک کنید.حالا گزینه User Session Defaults رو غیر فعال کنید، تا دسترسی برای اعمال تنظیمات برامون باز بشه.بعد از غیر فعال کردن گزینه مذکور همانند تصویر زیر می‌توانید در قسمت Mount Point مسیری که دوست دارید درایوتون بطور خودکار در اون مسیر mount بشه رو انتخاب کنید.دقت داشته باشید باید تیک گزینه Mount at system startup زده شده باشه.بعد از اعمال تعییرات با کلیک روی دکمه OK تغییرات رو ذخیره کنید.تبریک درایو/volume دلخواه شما auto mount شد، زین پس بعد از روشن کردن سیستمتون ولوم مد نظرتون بطور خودکار مونت خواهد شد.اگر سوال یا موردی بود در بخش نظرات مطرح کنید، سعی میکنم در اسرع وقت پاسخ بدم.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Mon, 02 May 2022 12:51:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش تغییر پورت ssh در لینوکس</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/ssh-config-txftfdmzdw3e</link>
                <description>در این مقاله میخام نحوه تغییر پورت ssh رو بهتون آموزش بدم؛ تغییر پورت ssh جزء پایه‌ای ترین اقدامات امنیتی بعد از راه اندازی سرور می‌باشد.قبل از انجام هر کاری توصیه میکنم یکبار مقاله رو کامل بخونید و سپس مراحل رو همراه با مقاله دنبال کنید، از آنجایی که تغییر پورت ssh کار بسیار حیاتی هست و ممکن است باعث از دست رفتن دسترسی‌تون از سرور بشه لذا دقت لازم را در انجام مراحل داشته باشید.نکات مهم قبل از تغییر پورت sshپورت جدید می‌بایست آزاد باشد و توسط نرم افزاری دیگری استفاده نشده باشد.پورت جدید مورد نظر در فایروال باز باشد.نکته: من فرض میکنم کاربری که باهاش ssh زدیم به سرور کاربر root مون هست بنابراین اگر از کاربری بغیر از root استفاده می‌کنید در ابتدای دستورات عبارت sudo رو قرار دهید.برای اینکار با زدن دستور زیر وارد فایل کانفیگ sshمون میشیم.vim /etc/ssh/sshd_configبا زدن دستور بالا با صفحه‌ای همانند تصویر زیر مواجه می‌شویم.کانفیگ ssh منحالا دنبال عبارت Port بگردید. اگر از قبل پورت خود را تغییر نداده باشید. به احتمال زیاد با تصویر زیر روبرو شوید.در حالت عادی پورت ssh سیستم عامل‌های لینوکس روی 22 هست. برای تغییر کافیه علامت # (علامت مربع بمنزله کامنت بودن خط کد می‌باشد) از ابتدای کد حذف کرده و پورت دلخواه خودمون رو وارد کنیم. (همانند تصویر زیر)من پورت ssh سرور خودم رو بعنوان مثال گذاشتم روی 1234 شما می‌تونید هر پورت دلخواه آزاد دیگری رو انتخاب کنید.بعد از تنظیم پورت دلخواه فایل رو ذخیره کنید. بعد از انجام مراحل فوق نوبت به ریستارت کردن سرویس ssh میرسه تا کانفیگ جدید ما جایگزین کانفیگ قبلی بشه؛ برای اینکار کافیه دستور زیر رو بزنید:systemctl restart sshdلازم به ذکر است بعد از زدن دستور بالا احتمالا از سرور logout شوید که جای نگرانی نیست و با پورت ssh جدید می‌توانید مجددا لاگین کنید.در بخش نظرات سوالات و مشکلات خودتون رو می‌تونید مطرح کنید در اسرع وقت پاسخ میدم.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Fri, 08 Apr 2022 17:02:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصب php در اوبونتو 20.04</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/install-php-on-ubuntu-pqa9hekvdlsi</link>
                <description>برای نصب php در اوبونتو 20.04 فقط کافیه مراحل ساده زیر را دنبال کنید:1) ترمینال رو باز کنید و دستور زیر را وارد کرده اینتر بزنید.sudo apt update2) پس از اجرای دستور بالا دستور زیر را برای نصب php و ماژول‌های ضروری آن وارد کرده اینتر بزنید.sudo apt install php php-cli php-fpm php-json php-common php-mysql php-zip php-gd php-mbstring php-curl php-xml php-pear php-bcmathبعد از اتمام نصب برای اطمینان از موفقیت آمیز بودن نصب php می‌توانید در ترمینال دستور زیر را وارد کنید.php --versionبا دستور بالا می‌بایست نسخه نصبی php به شما نمایش داده شود. (مشابه نمونه زیر)PHP 7.4.3 (cli) (built: Mar 26 2020 20:24:23) ( NTS )
Copyright (c) The PHP Group
Zend Engine v3.4.0, Copyright (c) Zend Technologies
with Zend OPcache v7.4.3, Copyright (c), by Zend Technologiesبا دستور زیر هم می‌تونید لیست کامل ماژول‌های نصب شده php را مشاهده کنید:php -mامیدوارم این پست بدردتون خورده باشه، سوالی یا مشکلی داشتید در بخش نظرات مطرح کنید.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Fri, 13 Nov 2020 01:06:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>18 دستور پرکاربرد برای کار با TAR در لینوکس</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/linux-tar-uzzryab44ij8</link>
                <description>TAR یا بهتره بگم GNU TAR مخفف کلمه انگلیسی Tape ARchive به معنی نوار آرشیو می‌باشد؛ که می‌تواند فایل‌های شما رو بصورت آرشیو در قالب یک فایل دربیاورد و هر زمان که بخواهید از حالت آرشیو شده استخراج نموده و استفاده کنید. در این مقاله دستورات پر کاربردی برای کار با فایل‌های TAR مورد استفاده قرار می‌گیرد آموزش داده می‌شود.بله پنگوئن خوشگل ما در قالب یک فایل tar آرشیو شده ?
لیست پر کاربردترین سوییچ‌های (یا گزینه‌های یا کلید‌های) TAR که بیشترین استفاده رو دارند و در مثال‌ها ازش استفاده کردیم (حساس به حروف بزرگ و کوچک).c- : ایجاد یک فایل آرشیو جدیدv- : خروجی (یا پیشرفت) دستور را نشان می‌دهد.x- : استخراج فایل آرشیوf- : نام فایل آرشیو را مشخص می‌کند.z- : از طریق gzip آرشیو انجام می‌شود.j- : از طریق bzip2 آرشیو انجام می‌شود.J- : از طریق xz آرشیو انجام می‌شود.t- : مشاهده محتویات فایل آرشیوO- : نمایش محتوای فایل آرشیو در stdoutr- : فایل را به آرشیو موجود اضافه می‌کندC- : تعریف دایرکتوری مقصدW- : تایید یک فایل آرشیوهر کدام از موارد بالا می‌توانند بصورت تکی یا گروهی مورد استفاده قرار گیرند.ایجاد فایل آرشیودر زیر مثال‌های برای ایجاد فایل آرشیو آورده شده است.۱) ایجاد فایل آرشیو با پسوند tar. : در مثال زیر تمام فایل و زیرشاخه‌های مسیر var/www/ در فایلی با عنوان archive.tar آرشیو می‌شود.tar -cvf archive.tar /var/www۲) ایجاد فایل آرشیو با پسوند tar.gz. : در مثال زیر تمام فایل و زیرشاخه‌های مسیر var/www/ در فایلی با عنوان archive.tar.gz آرشیو می‌شود. این دستور فایل آرشیو رو فشرده‌تر از دستور قبلی می‌کند.tar -zcvf archive.tar.gz /var/www۳) ایجاد فایل آرشیو با پسوند tar.bz2. : در مثال زیر تمام فایل و زیرشاخه‌های مسیر var/www/ در فایلی با عنوان archive.tar.bz2 آرشیو می‌شود. این دستور فایل آرشیو رو خیلی فشرده‌تر از دو دستور قبلی می‌کند و به همین دلیل زمان زیادتری نسبت به دستور قبل برای ارشیو کردن صرف خواهد شد.tar -jcvf archive.tar.bz2 /var/www۴) ایجاد فایل آرشیو با پسوند tar.xz. : در مثال زیر تمام فایل و زیرشاخه‌های مسیر var/www/ در فایلی با عنوان archive.tar.xz آرشیو می‌شود. این دستور فایل آرشیو رو خیلی فشرده‌تر از سایر دستورات می‌کند و زمان خیلی زیادی صرف آرشیو کردن فایل‌ها می‌شود.tar -Jcvf archive.tar.xz /var/wwwاستخراج فایل آرشیو شدهدر این بخش مثال‌های کاربردی برای استخراج فایل آرشیو شده آورده شده است که در دو حالت مثال زده شده‌اند که خط اول مربوط به استخراج فایل فشرده در مسیر جاری که فایل در ان قرار دارد و در خط دوم نیز فایل آرشیو رو در مسیر دلخواه استخراج می‌کنیم.۵) استخراج فایل آرشیو شده با پسوند tar. :tar -xvf archive.tar
tar -xvf archive.tar -C /tmp/۶) استخراج فایل آرشیو شده با پسوند tar.gz. :tar -zxvf archive.tar.gz
tar -zxvf archive.tar.gz -C /tmp/۷) استخراج فایل آرشیو شده با پسوند tar.bz2. :tar -jxvf archive.tar.bz2
tar -jxvf archive.tar.bz2 -C /tmp/۸) استخراج فایل آرشیو شده با پسوند tar.xz. :tar -Jxvf archive.tar.xz
tar -Jxvf archive.tar.xz -C /tmp/مشاهده لیست محتویات فایل‌های آرشیو شدهشما می‌توانید توسط دستوراتی که در مثال‌های زیر آورده شده است قبل از استخراج فایل فشرده محتویات اونا رو ببینید. این دستورات برای صرفه جویی در وقت بهتون کمک می‌کنند.۹) مشاهده لیست محتویات فایل آرشیو شده با پسوند tar. :tar -tvf archive.tar۱۰) مشاهده لیست محتویات فایل آرشیو شده با پسوند tar.gz. :tar ztvf archive.tar.gz۱۱) مشاهده لیست محتویات فایل آرشیو شده با پسوند tar.bz2. :tar jtvf archive.tar.bz2۱۲) مشاهده لیست محتویات فایل آرشیو شده با پسوند tar.xz. :tar Jtvf archive.tar.xzبروزرسانی فایل آرشیوشما می‌توانید برای بروزرسانی فایل آرشیو از گزینه u- استفاده کنید. زمانی که از این دستور استفاده کنید کپی فایل‌های جدیدتر به فایل آرشیو اضافه می‌شود.۱۳) بروزرسانی فایل آرشیو با پسوند tar. :tar -uvf archive.tar /var/www۱۴) بروزرسانی فایل آرشیو با پسوند tar.gz. :tar -zuvf archive.tar.gz /var/www۱۵) بروزرسانی فایل آرشیو با پسوند tar.bz2. :tar -juvf archive.tar.bz2 /var/www۱۶) بروزرسانی فایل آرشیو با پسوند tar.xz. :tar -Juvf archive.tar.xz /var/wwwدستورات کاربردی و مفید دیگردر زیر دو مثال کاربردی دیگر درج شده است که برای فایل‌های آرشیو با پسوند tar. می باشد که شما می‌توانید با اضافه کردن گزینه z- برای فایل‌های آرشیو tar.gz. و با اضافه کردن گزینه -j برای فایل‌های آرشیو tar.bz2. و با اضافه کردن گزینه J- برای فایل‌های آرشیو tar.xzf. استفاده کنید.۱۷) نمایس محتویات یک فایل: با استفاده از دستور زیر می‌توانید محتویات یک فایل موجود در داخل فایل آرشیو را مشاهده کنید.tar -uvf archive.tar -O backup/index.htmlنکته: بجای backup/index.html در مثال بالا، مسیر و نام فایل آرشیو خود را قرار دهید.۱۸) اضافه کردن فایل به آرشیو: توسط گزینه r- می‌توانید فایل دلخواه خود را با اضفه کردن نام و مسیر فایل به فایل آرشیو اضافه کنید.tar -rvf archive.tar your_file_name.txtبرای مشاهده توضیحات و مثال‌های بیشتر می‌توانید به لینک http://g02.ir/cli7S مراجعه فرمایید.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2019 23:44:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساخت لانچر برای نرم افزار pycharm در اوبونتو</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/pycharm-l3k35lafrroo</link>
                <description>همانطور که میدونید بعد از نصب ادیتور یا بهتره بگم IDE pycharm در اوبونتو برای هر بار استفاده از این IDE باید وارد پوشه bin در محل دانلودش بشید و ترمینال رو باز کنید و با زدن دستور زیر:./pycharm.shبتونید این نرم افزار رو باز کرده و ازش استفاده کنید. خب این روش یکم ملال آورتره و برای یک لینوکسی افت داره تا همیشه نرم افزاراشو اینطوری اجرا کنه ? برای حل این مشکل و راحت شدن کار خودمون میتونیم یک لانچر بسازیم (چیزی شبیه شورت‌کات ویندوز) تا هر بار با کلیک بر روی اون بتونیم نرم افزارمون رو باز کنیم.روش‌های مختلفی برای اینکار وجود داره من در این مقاله ساده‌ترین روش رو آموزش میدم.ساخت لانچر برای پایچرم - Pycharmنرم افزار پایچرم رو برای آخرین بار با روشی که در بالا گفتم باز کنید. (وارد پوشه bin در محل نصب پایچرم برید و ترمینال رو باز کنید و در ترمینال دستور pycharm.sh/. را وارد کرده اینتر بزنید).بعد از اینکه نرم افزار بطور کامل لود شد از منوی Tools روی گزینه Create Desktop Entry کلیک کنید.پنچره‌ای بصورت زیر براتون باز خواهد شد.4. اگر تیک گزینه Create the entry for all users را بزنید لانچر برای همه کاربران ساخته خواهد شد؛ در صورتی که تیک این گزینه را بزنید بعد از کلیک بر روی ok از شما پسورد یوزرتون خواهد پرسید.5. بعد از کلیک بر روی دکمه ok پیام موفقیت آمیز بودن رو بهتون نشون خواهد داد.6. نرم افزار رو ببندید و در دش عبارت pycharm رو تایپ کنید. لوگوی نرم افزار براتون ظاهر میشه و با کلیک بر روی اون میتونید نرم افزار رو اجرا کنید.امیدوارم که از این آموزش بهره کافی رو برده باشید. برای دریافت مطالب جدید حتما روی دکمه دنبال کردن کلیک کنید.شاید مطالب زیر برایتان جالب باشد. https://virgool.io/birgeek/ntfsfix-k2hhzkryuf2n  https://virgool.io/birgeek/lamp-nhbvwhtacooh  https://virgool.io/birgeek/task-manager-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%86%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3-j17mnt3wojtt </description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 22:01:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حل مشکل باز کردن درایوهای ntfs در اوبونتو و دبیان بیس‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/ntfsfix-k2hhzkryuf2n</link>
                <description>اگر به تازگی کاربر یکی از توزیع‌های گنو / لینوکسی شده باشید یا در کنار ویندوز خود یکی از توزیع های گنو / لینوکس رو نصب کرده باشید احتمالا با مشکل باز کردن درایوهای ntfs در توزیع خودتون مواجه خواهید شد.نمونه خطا در سیستم عامل من (لینوکس مینت)این ارور علتهای مختلفی می‌تونه داشته باشه که یکی از اونا بخاطر قابلیت هیبرید ویندزو هستش.شکل کلی خطا بصورت زیر می‌باشد :آموزش حل مشکل باز کردن درایوهای ntfs در اوبونتو و دبیان بیس هابرای حل این مشکل باید یه پکیج کم حجم بنام ntfsfix را با زدن دستور زیر نصب کنید.sudo apt install ntfsfixبعد از نصب پکیج با زدن دستور زیر میتونید به راحتی این مشکل رو حل کنید.sudo ntfsfix /dev/sda1نکته بسیار مهم : بجای sda1 در دستور بالا می‌بایست sda مربوط به پارتیشن مورد نظر خودتون رو بزنید؛ sda مربوطه به هنگام باز کردن درایو در ارور مربوطه نشون داده میشه.سوالی مشکلی داشتید در بخش نظرات مطرح کنید.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Wed, 21 Aug 2019 22:33:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصب LAMP در اوبونتو</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/lamp-nhbvwhtacooh</link>
                <description> مرحله اول نصب  LAMP در اوبونتو؛ نصب آپاچی (Apache)در ابتدا ترمینال رو باز کنید و عبارت زیر وارد کرده و اینتر بزنید؛ در صورت درخواست پسورد پسورد روت خود را وارد نمایید.sudo apt-get updateبعد از اتمام بروزسانی دستور زیر رو برای وب سرور نصب آپاچی وارد کرده و اینتر بزنید؛ در صورت درخواست پسورد، پسورد روت خود را وارد نمایید.sudo apt-get install apache2
در صورتی که از شما سئوالی پرسید عبارت Y رو به معنای Yes (بله) واردکرده و اینتر بزنید؛ صبر کنید تا بسته‌های مورد نیاز رو دانلود و نصب کنه.بعد از اتمام نصب برای تست اینکه آپاچی به درستی کانفیگ شده دستور زیرو وارد کرده و اینتر بزنید :sudo apache2ctl configtest
در صورتی که در خروجی دستور بالا عبارت زیر رو مشاهده کردید کانفیگ بدرستی انجام شده است :Syntax OK
خب یکبار با دستور زیر آپاچی رو برای اعمال تغییرات ریستارت میکنیم (دستور زیر رو وارد کرده و اینتر بزنید).sudo systemctl restart apache2حالا برای تست وب سرورمون مرورگر رو باز کرده و آدرس لوکال هاستمون رو (http://127.0.0.1) یا (http://localhost) وارد میکنیم.در صورتی که با صفحه‌ای همانند تصویر زیر مواجه شدید همه چی درسته!صفحه پیش فرض وب سرور آپاجی در اوبونتومرحله دوم نصب  LAMP در اوبونتو؛ نصب دیتابیس MySqlبعد از نصب وب سرور آپاچی نوبت به نصب دیتابیس MYSQL میرسه؛ برای نصب دیتابیس MYSQL عبارت زیر و در ترمینال وارد کرده و اینتر بزنید.sudo apt-get install mysql-serverبعد از وارد کردن دستور بالا می‌پرسه فلان مگابایت از فضای دیسک مورد نیاز است آیا مایل به ادامه هستید ؟! شما می‌بایست برای ادامه حرف Y وارد کرده و اینتر بزنید.فرایند نصب دیتابیس Mysql آغاز خواهد شد و در بین مراحل نصب از شما پسوردی برای یوزر روت دیتابیس خواهد خواست که می‌بایست یک پسورد وارد کنید؛ که این پسورد؛ پسورد یورز root دیتابیس شما خواهد بود که بخاطر سپردن آن الزامی می‌باشد.صبر کنید تا فرایند نصب کامل شود.مرحله سوم نصب  LAMP در اوبونتو؛ نصب PHPخب الان دیگه نوبت به نصب خود PHP رسید؛ برای نصب پی اچ پی دستور زیر رو در ترمینال وارد کرده و اینتر بزنید (توجه داشته باشید که با دستور زیر آخرین نسخه استیبل (پایدار) PHP برای شما نصب خواهد شد) sudo apt-get install php libapache2-mod-php php-mcrypt php-mysqlصبر کنید تا فرایند نصب کامل بشه؛ بعد از نصب شدن برای کانفیک پی اچ پی دستو زیر رو در ترمینال وارد کرده و اینتر بزنید:sudo nano /etc/apache2/mods-enabled/dir.conf
نکته : بجای ویرایشگر nano ه یک ویرایشگر تحت ترمینال می‌باشد شما می‌توانید از ویرایشگرهایی همچمون gedit نیز استفاده کنید.توصیه میکنم اگر کاربر حرفه‌ای نیستید بجازی ویرایشگر نانو از ویرایشگر gedit با دستور زیر استفاده کنید.sudo gedit /etc/apache2/mods-enabled/dir.conf
خب بعد از وارد کردن دستور بالا ویرایشگر متن باز می‌شود و می‌باید کد زیر رو پیدا کرده :&lt;IfModule mod_dir.c&gt;
    DirectoryIndex index.html index.cgi index.pl index.php index.xhtml index.htm
&lt;/IfModule&gt;و به حالت زیر تغییر دهید: (کاری که ما کردیم اینه که عبارت index.php رو قبل از index.html قرار دادیم.)&lt;IfModule mod_dir.c&gt;
    DirectoryIndex index.php index.html index.cgi index.pl index.xhtml index.htm
&lt;/IfModule&gt;بر روی دکمه Save کلیک کنید تا تغییرات ذخیره شود؛ سپس ویرایشگر متن رو ببنید.خب برای اعمال تغییرات جدید بر روی وب سرور باید اونو با دستور زیر ریستارت کنیم: کافیه دستور زیر رو در ترمینال وارد کرده و اینتر بزنید :sudo systemctl restart apache2
بعد از نصب پی اچ پی شما میتونید ماژول‌های پی اچ پی مورد نیاز خودتون رو نصب کنید برای مثال :sudo apt-get install php-cli
مرحله آخر نصب  LAMP در اوبونتو؛ تست PHPتا اینجا ما مراحل کامل نصب LAMP رو باهم با موفقیت طی کردیم.اکنون زمان آن رسیده تا php که نصب کردیم رو تست کنیم و همچنین ماژول های پی اچ پی که نصب شده رو مشاهده کنیم.دستور زیر رو برای ساخت یک فایل php وارد نمایید.sudo gedit /var/www/html/info.php
با دستور بالا ویرایشگر متنی باز می‌شود و فایلی با عنوان info.php رو در مسیر /var/www/html/info.php ایجاد می کند.در داخل ویرایشگر متین کدهای زیر رو قرار دهید و روی دکمه Save کلیک کنید.&lt;?php
phpinfo();حالا مرورگر خودتون رو باز کنید و ادرس زیر رو وارد کرده و اینتر بزنید:http://127.0.0.1/info.php
یا
http://localhost/info.phpاکنون صفحه اطلاعات پی اچ پی رو مشاهده خواهید کرد.(صفحه‌ای همانند تصویر زیر)خروجی تابع phpinfoبرای پیگیری نوشته‌های جدید لطفا روی دکمه دنبال کردن کلیک کنید. همچنین میتونید کانال تلگرام و پیج اینستاگرام منو فالو کنید.</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2019 23:35:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Task manager در گنو/لینوکس</title>
                <link>https://virgool.io/ubuntu/task-manager-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%86%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3-j17mnt3wojtt</link>
                <description> اگر تازه به گنو/لینوکس مهاجرت کرده باشید کمبود نرم‌افزار Taskmanager ویندوز رو در گنو/لینوکس احساس میکند! اما باید بدونید در لینوکس ابزارهای خیلی حرفه‌ای تری برای مشاهده پروسس‌های در حال انجام به همراه نمایش مقدار مصرف رم و cpu و حافظه اسوپ و… وجود دارد.یکی از این ابزارها؛ نرم افزار htop می‌باشد که نسخه ارتقا داده شده نرم افزار top ‌می‌باشد. htop اجرا شده در سیستم من آموزش نصب نرم افزار htopدر ابتدا ترمینالتون رو باز کنید و با توجه به توزیع گنو/لینوکسی خود یکی از دستورات زیر را برای نصب وارد کنید.برای نصب htop در توزیع‌های دبیان بیسی (اوبونتو و لینوکس مینت و…) دستور زیر را وارد کنید:sudo apt-get install htop -yبرای نصب htop در توزیع‌های ردهتی (سنت او اس و فدورا و…) دستور زیر را وارد کنید:yum install htop آموزش اجرای نرم افزار htopبعد از نصب نرم افزار htop می‌توانید در ترمینال خود با وارد کردن دستور htop پروسس‌های سیستم خود را ملاحضه کنید.برای خروج میتوانید دکمه Q کیبورد را فشار دهید.نکته: شما از این نرم افزار می‌توانید در سرور گنو/لینوکسی خود برای بررسی میزان رم و سی‌پی‌یو نیز استفاده کنید.منبع: htop نرم افزار نمایش پروسه‌های در حال اجرا</description>
                <category>اوبونتو | ubuntu</category>
                <author>فرهاد حسن پور</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2019 21:18:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>