<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات تجربه کاربر شیراز</title>
        <link>https://virgool.io/uxshiraz/feed</link>
        <description>وبلاگ جامعه تجربه کاربر شیراز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:10:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/yqz43vreux8g/b1qa8q.png</url>
            <title>تجربه کاربر شیراز</title>
            <link>https://virgool.io/uxshiraz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شکست نفرین پروژه ها| ششمین کنفرانس یواکس شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%86%D9%88-%D8%B4%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-cyteqblwo8vr</link>
                <description>ششمین کنفرانس یواکس شیرازعلیرضا حسینی طراح کسب و کار و مدیرعامل استودیو مارنو از سخنرانان ششمین کنفرانس یواکس شیراز درسخنرانی خویش ایده ای به سبک مارنو را برای حل دغدغه اصلی کارهای پروژه محور بیان کرد.به طور کلی مشکلات اساسی یک پروژه  از زمان تحویل گرفتن تا به اتمام رساندن آن به سه بخش تقسیم می شود: 1) سرمشغولی هایی که صرف جلسات زیاد با مشتری، آماده کردن پروپوزال ها ، امور حقوقی و...2) چگونگی جلورفتن پروژه باتوجه به ویژگی های منحصربه فردآن و3) خستگی پروژه ها که ابتدا با انرژی زیادی شروع می شوند؛ اما بعد ازمدتی تعدد چالش ها موجب دلزدگی شده و انتظاررسیدن به نقطه پایان شرایط کاررا طاقت فرسا می کند. و این چرخه معیوب در هر پروژه تکرار می شود به طوری که گویا کسب وکار دچارنفرین پروژه ها شده است؛ اما خوشبختانه تمام نفرین ها و طلسم ها با کمک تجربه های کسب شده قابل گشایش هستند. تجربه نشان می دهد:1: تخمین اشتباه: لازمه موفقیت آگاهی نسبت به مسیر است و بزرگترین چالش قبل از شروع هر همکاری تخمین درست یا نسبتا درست نسبت به زمان، هزینه، منابع مورد نیاز و شاخص های سنجش است که باید تلاش کرد تا حد امکان تخمین درستی زده شود و بدین گونه خود و مشتری را به قواعدی متعهد کرد.2: اسکوپ اشتباه: اسکوپ مشخص می کند حدود مساله چیست و هرخروجی شامل چه چیزهایی  می شود و ازآن مهم تر شامل چه چیزهایی نمی شود؛ بنابراین با تعیین دقیق اسکوپ قرارداد روشن تری نسبت به توقعات و خواسته ها بسته می شود.3: قیمت گذاری اشتباه: روش های مرسومی برای قیمت گذاری وجود دارد که هرکدام شامل معایب و مزایایی است روش هایی چون: قیمت ثابت: که درازای کارمشخصی مبلغ مشخصی را دریافت کرد و زمانی ازااین روش استفاده می شود که اسکوپ کار دقیق تعریف شده باشد و اگر کار زودتر از زمان مقرر انجام شود سود می کنیم و اگر بیشتر طول بکشد منجر به ضرر می شود.ساعتی: بامشتری توافق می شود که ساعت های مشغول به پروژه را ثبت و برااساس آن فاکتور صادر کرد. ازمزایای این روش این است که در ازای تمام ساعت های مشغول به کار میتوان پول دریافت کرد و ریسک کار کردن  با مشتری های سردرگم را کم کرد؛ اما از معایب آن نمی توان از ارزش خلق شده به واسطه سال ها تجربه؛ یعنی انجام کار ارزشمند در زمان کوتاهی بهره برد؛ بنابراین ساعتی کار کردن به این پتانسیل امکان ظهور نمی دهد.ریتینر: مشتری حداقل ساعتی را مشخص می کند و شرکت یا فرد روی نرخ ساعتی به مشتری تخفیف می دهد. دراین روش جریان درآمدی ثابتی اتفاق می افتد؛ اما همچنان مسئله ثبت ساعت وجود دارد و حاشیه سود کمتری تجربه می شود ؛ بنابراین زمانی ازاین روش استفاده می شود که مشتری نیازهای مستمری دارد اما ازجزئیات کار مطمئن نیست.منابع اختصاصی: دراین روش درواقع نیروهای خود را به مشتری اجاره می دهند فایده آن این است که درآمد ثابت است؛ اما در زمان اختصاص یافته از پتانسیل های تیم در پروژه های دیگری نمی توان استفاده کرد که این روش مناسب پروژه های بلند مدت با اسکوپ نامشخص است.شراکت:  در سود و زیان با مشتری شریک شدن و زمانی میتوان به درآمد رسید که پروژه به نتیجه برسد. این روش باوجود درآمدزیاد، ریسک بسیار بالایی دارد و فقط در زمان هایی توصیه می شود که پروژه به درآمدزایی رسیده باشد و شرکت یا فرد نیز از اثرگذاری کارخود بسیار مطمئن باشند.بنابراین هرپروژه با توجه به شرایط اختصاصی خود نیازمند ساختار قیمت گذاری مشخصی است تا وارد ضرر و زیان نشود و به غیر از بحث ساختار عدد ورقم قیمت هم اثرگذار است و ارزان کار کردن باوجوداینکه باعث زیاد شدن مشتری ها می شود؛ اما چون پایان کارنامشخص است ریسک ضرر کردن بسیار بالا است؛ البته این به معنای گران قیمت گذاری کردن نیست بلکه درست قیمت گذاری کردن مهم است.4:  طولانی شدن: گاهی در طی پروژه برنامه های ازپیش تعیین نشده ای پیش می آید که  روند برنامه ریزی پروژه را دچار اختلال می کند بنابراین ظرفیت نیرو درگیر پروژه باقی می ماند، درآمدزایی دیرتر اتفاق می افتد،  پروژه ها روی هم می افتند و زمان بندی بهم می ریزد.5: ارتباطات ضعیف: در ارتباط بودن های هدف مند و گفت و گوهای شفاف ومنظم هم در میان اعضای تیم هم دراارتباط با مشتری بر پیشبرد پروژه بسیار موثر است.6: و آخرین مورد شرایط عجیب:  ارتباط با مشتریان مبهم که خود دقیق نمی دانند چه می خواهند، مشتریانی با شرایط بحرانی، پروپوزال جمع کن ها که باسوء استفاده از کسب و کار ها اطلاعات را جمع آوری می کنند و سپس خود پروژه ها را جلو میبرند و درنهایت دلباختگان جلسه، مشتریانی که عاشق برگزاری جلسات به خصوص جلسات حضوری هستند که در روند پروژه اثرگذارنیستند و تنها وقت را تلف می کنند.و تمام این  شش موارد از عواملی هستند که موجب سرخوردگی و افتادن در دام نفرین پروژه ها می شوند و خروجی تمامی پروژه ها ختم می شود به  ناامیدی، سرخوردگی و بی‌حوصلگی؛ حتی اگر به نتیجه مطلوب هم رسید این حس‌ها وجود خواهند داشت.درادامه سخنران می گوید:برای حل این مشکلات به طور اتفاقی درمسیری قرار گرفت که دوره ی مدیریت محصول یوداسیتی را گذراند و دراین دوره با روشی باعنوان دیزاین اسپرینت آشنا شد که روشی است ساختار یافته که با کمک آن می توان در طی 5 روز راهکاری برای مشکلات پیچیده پیدا کرد که در 5 گام اجرا می شود گام اول کاوش در فضای مساله برای شناسایی درست مساله، گام دوم ساخت انبوهی از ازراهکارها، گام سوم در بین راهکارها راهکاری که امیدوارنه تر است را انتخاب کرد، گام چهارم ساخت پروتوتایپی که بسیار شبیه به نمونه واقعی است و درگام آخر پروتوتایپ ساخته شده را با مشتری واقعی تست کرد که در نهایت خروجی آن راهکاری اعتبار سنجی شده است.و درنهایت بااین روش به راهکارهایی برای رهایی از نفرین پروژه ها رسید که هم پتانسیل رسیدن به روش واحد در اجرای پروژه های متعدد را دارد و هم انعطاف آن این امکان را فراهم می کند که از آن برای حل مسائل مختلفی چون طراحی محصولات دیجیتال، کمپین های بازاریابی و...استفاده کرد. کتاب SPRINT نوشته Jack Knappاما اجرای اصل دیزاین اسپرینت چند مشکل اساسی نیز به همراه داشت:- کسی دیزاین اسپرینت رو نمی‌شناخت. این زمان زیادی از آن ها می‌گرفت تا توضیح بدهند که چیست و چرا باید از این روش برای حل مسائل استفاده کرد. به علاوه این که مشتری‌ها راحت اعتماد نمی‌کردند.- دیزاین اسپرینت فرایندی ۵روزه‌ست اما مطمئنا  نمی‌شود در این مدت کوتاه پروژه‌ای رو به اتمام رساند.- دیزاین اسپرینت فرایندی گروهی ست و نیاز بود تا اعضای تیم مشتری در طول فرایند حضور داشته باشند. این که ۵روز تمام کارهای دیگرخود را رها کنند تا روی حل مساله کار کرد شدنی نبود.- دیزاین اسپرینت نیاز به مشارکت بالا دارد و این موضوع با ذهنیت بعضی از افرادی که از سمت مشتری معرفی می‌شدند هم‌خوانی نداشت و استفاده از این فرایند رو وقت تلف کردن می‌دانستند.- دیزاین اسپرینت بر اساس تفکر دیزاین توسعه پیدا کرده است و تعهدی برای رسیدن به نتیجه ندارد واتفاقا یکی از نتایج دیزاین اسپرینت می‌تواند این باشد که راهکار مناسبی یافت نشد و این با ماهیت کار پروژه محور در تضاد است؛ بنابراین باید با تغییر نسخه اصلی دیزاین اسپرینت شکل جدیدی از این روش را پیاده سازی کرد که البته امروزه نسخه های مختلفی از این روش وجود دارد. درواقع دیزاین اسپرینت به سبک مارنو نسخه ی  دوم دیزاین اسپرینت است که یک روز کوتاه‌تراست و به اعضای تیم مشتری فقط برای ۲ روز نیاز است. تغییرات جزیی هم در ترتیب اجرایی کردن بعضی از فعالیت‌ها ایجاد شده است. پروژه‌ها در چهار هفته انجام می شوند. به این شکل که در هفته اول قبل از شروع اسپرینت باید زمانی را به تحقیق کردن و جمع‌آوری داده گذراند. با ذی‌نفع‌های مختلف جلسه گذاشت، نمونه‌های مشابه را دید و پژوهش کرد. هفته دوم دیزاین اسپرینت را برگزار کرد. هفته سوم بار دیگر فرایند اسپرینت را تکرار کرد؛ چرا که تجربه نشان می دهد بعداز اجرای دیزاین اسپرینت به جای رسیدن به جواب مشخص، سوال های بیشتری شکل می گیرد. و در نهایت هفته چهارم مختص آماده کردن خروجی‌های پروژه است؛ همچنین یک تیم چندین پروژه‌ به طور موازی و همزمان انجام نمی دهد و تیمی که بر یک پروژه تمرکز کرده است در دیگر پروژه ها دخیل نمی شود. و بر اساس همین ذهنیت شروع به توسعه دادن جلسه‌هایی کرد که خیلی کوتاه‌تردرحد چند ساعت یا چند روز هستند که در مارنو به آن راهکارگاه می گویند و نتیجه این دستاورد موجب می شود سریع‌تر پروپوزال داد، کمتر حرص خورد و نتایج بهتری رو رقم زد.و درپایان  باید اشاره کرد دیزاین اسپرینت بهترین روش انجام پروژه نیست؛ اما روشی متفاوت از روش های مرسوم است که دستاوردهای متفاوت و فوق العاده ای را رقم می زند. https://virgool.io/d/cyteqblwo8vr/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2 </description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>فرشته زارع</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 23:39:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه به کارگیری تفکرطراحی در منابع انسانی| ششمین کنفرانس یواکس شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B4%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-bbr4xohssypi</link>
                <description>ششمین کنفرانس یواکس شیرازدر ششمین کنفرانس یواکس شیراز با سخنرانی فردی از تیم منابع انسانی وفردی دیگرازبخش طراحی شرکت علی بابا به نیاز و دغدغه ی مدیران سازمان ها به جهت حفظ نیروی انسانی متخصص بااستفاده ازنگرش تفکر طراحی پاسخ داده شد.دربخش نخست سخنرانی عطیه تمیزی محقق تجربه همکاران در شرکت علی بابا، از علاقه طولانی مدت و بسیارخودبه هنر می گوید که برخلاف این علاقه و به جبرزمانه مهندسی می خواند؛ اما هنروطراحی همیشه به عنوان یک دغدغه در گوشه ذهنش باقی می ­ماند؛ تا اینکه با کسب تجربه اچ اس ای در شرکت مپنا متوجه میل و انگیزه باطنیش برای ارتباط با آدم ها و طراحی برایشان می شود و تصمیم می­ گیرد نقش طراحی و هنررا درزندگیش پررنگ تر  کندکه اتفاقا برای یافتن بهترین مسیر، خود نیزاز همین تفکرطراحی بهره می برد. دومین نقطه عطف زمانی اتفاق می­ افتد که دررشته اینترنشنال بیزنس دولوپمنت (International business development) ازدانشگاه پاریس بورسیه می­گیرد و به طورتخصصی دوره تفکرطراحی را می گذراند؛ باوجوداینکه محوریت این دوره تفکرطراحی در طراحی بیزینس و خدمات برای بیزینس بود اوبه اهمیت انسان درراه ­حل­ هایی که ارائه می­شود پی می­ بردوجای خالی این تفکررا دراچ اراحساس می کند وبرای رفع این نیاز شروع به نوشتن پایان نامه ای بااین روش می کند که در طی نوشتن این پایان نامه متوجه می شود که تیم منابع انسانی شرکت علی بابا هم به این موضوع نگرشی متفاوت و قابل توجه دارند؛ بنابراین تصمیم می گیرد برای ادامه تخصصی تر علاقه همیشگی اش به تیم منابع انسانی علی بابا اضافه شود.سخنران دیگرعلی واقفی طراح تجربه همکاران ازشرکت علی بابا نیز ازعلاقه همیشگی خود به گرافیک و پیگیری غیرمستقیم این علاقه در مراحل مختلف زندگیش می­ گوید که رفته رفته با گرافیک و پوزیشن های مختلف کاری این حوزه آشنا می­ شود و درنهایت دنیای واقعی علاقه مندی هایش را در یو آی (UI) و یواکس (UX) و پروداکت دیزاین (product design) پیدا می ­کند. وبا شرکت در کنفرانس یواکس سال گذشته شیراز و سخنرانی غزاله مطیعا به امکان ارتباط دیزاین و تفکر طراحی با منابع انسانی پی می­بردو تمام تمرکزو تحقیقات خودرا به ترکیب این دوحوزه اختصاص می­ دهد.به طور کلی برای چگونگی استفاده از تفکرطراحی در اچ ار ابزارهای مختلفی توسط سازمان ها معرفی شده است که نقطه اشتراک همه این تعاریف 5 مرحله اصلی در تفکرطراحی است: که با احساس همدلی با کاربرآغازمی شودودرادامه تلاش براین است که مساله را تشخیص داد و تعریف کرد و بعد درراستای آن مساله ایده های ممکن وزیادی ارائه می­ شود و بهترین ایده باتوجه به اینکه چقدر نیازکاربررا پاسخ می­ دهد ومطابقت آن با منابع سازمان در جهت پیاده سازی، انتخاب ووارد مرحله تست می­ شود. باایجاد پروتوتایپ (prototype) این چرخه ادامه می­ یابد تا به یک راه حل خوب برسد. درمورداینکه تفکرطراحی یک فرآینداست یا یک نگرش عقاید مختلفی وجود دارد که در علی بابا ازهردوجنبه به تفکر طراحی نگاه می­ شود؛ درواقع تفکرطراحی طرزفکری است که درکل سازمان جاری است ودرعلی بابا اتاق و صندوقی به نام ایده هال ترتیب داده شده است که همه افراد امکان اشتراک گذاری ایده هایشان را داشته باشند.ایده هالمهم ترین قسمت در اچ ارمرحله ارتباط با انسان است. که درآن تفکر طراحی بارویکرد انسان محورقصد دارد از چشم کاربربه دنیا نگاه کند و دقیقا پاسخ­گوی نیازاو باشد؛ بنابراین درست سوال پرسیدن و خوب گوش دادن بسیار بااهمیت است. که خوب گوش دادن از راه های مختلفی مثل نظرسنجی ها، مصاحبه ها تا تهیه پرسونا برای هرفرددرسازمان انجام می­ شود. درراستای راه های مختلفی که برای نظرسنجی وجود دارد ایده­ ی احوال سنج ازغزاله مطیعا در علی بابا انتخاب شد که در این روش در بازه زمانی مشخصی مشکلات افراد به شکل بی نام جمع آوری می شود و بابررسی مهم ترین مشکلات، نقاط درد افراد شناسایی ودر دپارتمان بررسی می شود و ایده ­هایی که برای حل مشکل به ذهن می رسد مطرح و وارد مرحله اکشن می شود؛ بنابراین چرخه ای از نظرسنجی، ایده پردازی واکشن مدام در حال تکراراست؛ چراکه در فرهنگ سازمانی علی بابا کوه بدون قله وجود دارد وهمواره باید درتلاش برای بهتر کردن مسیروفرآیند بود تا حتما به نیاز افراد پاسخ مناسب داده و آن ­ها متوجه رفع مشکل خود شوند.درنتیجه با نگرش تفکرطراحی سفر افراد در یک سازمان از زمانی شروع می شود که به نحوی با آن سازمان در تماس باشند و درصورت علاقه مندی به آن وارد فاز تجربه کاندیدا (candidate experience) شوند که در این بازه تجربه هایی مثل مصاحبه ها و ایمیل های دریافتی بر تجربه آن ها درارتباط با سازمان تاثیرگذاراست؛ اما مهم ترین مرحله درنقاط تماس افراد با سازمان مرحله آنبوردینگ است که مربوط می شود به زمانی که فرد برای اولین باروارد سازمان می شودو ساخت نخستین تجربه خوشایند بسیاربااهمیت است. درادامه کلاس های آموزشی، ناهارخوردن در کنار هم، قدردانی اززحمات و... در تجربه فرد در سفرهمکاریش باسازمان تاثیرگذاراست. واین سفردرعلی بابا هیچ گاه به پایان نمی ­رسد؛ بلکه باتغییر شرایط شغلی افراد تنها مسیراین سفرتغییرمی­ کند که این اتفاق حاصل طراحی همه نقاط سفرافراد و ایجاد تجربه­ های خوشایند درتمام مراحل سفراست.  https://virgool.io/p/bbr4xohssypi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2 </description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>فرشته زارع</author>
                <pubDate>Thu, 01 Sep 2022 23:34:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهینه سازی انتخاب در طراحی محصول</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ae1rykwozxcg</link>
                <description>توی این نوشته میخوایم ارائه یواکس شیراز در خصوص «بهینه سازی انتخاب در طراحی محصول» رو مرور کنیم:طرح مسئلهتا حالا به این فکر کردین که وقتی صحبت از انتخاب یک گزینه از میون چندین گزینه مطرح میشه، دادن چه تعداد گزینه روی میز میتونه به شما این حس رو بده که به اندازه کافی نمونه دیدین و میتونید با خیال راحت انتخاب درستی و داشته باشید؟به این فکر کردین که دقیقا چه زمانی حس کافی بودن و توان انتخاب کردن میاد سراغتون؟مثلا توی دنیای واقعی، فرض کنیم که میخواید یه نوشیدنی خریداری کنید، دیدن چه تعداد طعم یا برند میتونه به شما اطمینان بده که همه‌ی موارد رو دیدین و فرصت مناسبی هست تا انتخاب کنید.انتخاب در دنیای واقعییا توی دنیای دیجیتال، وقتی میخواید خرید اینترنتی انجام بدین، دیدن چه تعداد نمونه، نه بهتون حس سردرگمی میده که حالا کدوم و انتخاب کنم، نه اینکه حس کنید مدل‌هایی هستن که شما ندیدین و برای همین از انتخاب سرباز کنید.انتخاب در دنیای دیجیتالاگر بخوایم توی دنیای تجربه کاربری شرح مساله رو داشته باشیم، مثلا وقتی به عنوان یه طراح تجربه کاربر، دارین صفحاتی و طراحی می کنید که انتخاب‌هایی از یک جنس به کاربر ارائه می‌دن یا صفحاتی که دارای لیست‌های مختلف هستند، به این موضوع فکر کردید که چه تعداد از المان مورد نظر در صفحه یا لیست قرار بدین که احتمال انتخاب یکی از آنها از سمت کاربر به بیشترین مقدار برسه؟شاید فکر کنیم هر چقدر توضیحات بیشتری در مورد هر المان قابل انتخاب بدیم، کاربر اطلاعات بیشتری و بدست میاره و بهتر انتخاب میکنه.یا ممکنه فکر کنیم هر چه تعداد المان بیشتری به کاربر نمایش بدیم و گزینه های بیشتری برای انتخاب داشته باشیم، نتیجه نهایی بهتر خواهد بود.البته که سایز های اسکرین دستگاه ها زیادم به ما اجازه ی این رو نمیدن که گزینه های خیلی زیادی و به کاربر نشون بدیم، اما توی همون تعدادی که توی هر اسکرین میتونیم جا کنیم، واقعا چه تعدادی و انتخاب کنیم؟اگر توی ذهنمون اومده که خب معلومه هر قدر تعداد گزینه های بیشتری و به کاربر نشون بدیم یا اطلاعات و توضیحات بیشتری و ارايه کنیم، کاربرمون انتخابی با دید بازتری و خواهد داشت، باید بگیم که اغلب برعکس این موضوع صادق است.برای روشن شدن موضوع میخوایم آزمایش کلاسیکی که شینا آیِنگار محقق دانشگاه کلمبیا، طراحی کرده بود رو با هم مرور کنیم: شینا به خریداران یک سوپرمارکت انواع نمونه مربا برای امتحان ارائه داد اما به تعداد متفاوت:روز اول ۶ مربا مختلف برای چشیدن در دسترس بود.روز دوم، ۲۴ مربا مختلف برای چشیدن در دسترس بود.شینا می‌خواست متوجه بشه توی کدوم روز، مراجعه کننده‌ها توجه بیشتری به مرباها میکنند و خرید بیشتری انجام میدن؟شما چی فکر میکنید؟ بنظرتون اقبال و توجه کاربرها به کدوم دسته بیشتر بود؟ یا اصلا در نهایت توی کدوم دسته کاربرها مرباهای بیشتری و خرید کردن؟بریم نتیجه رو مرور کنیم؟توی روز اول ۴۰٪ از خریداران مرباها را امتحان کردند و ۳۰٪ خرید کردند. اما روز دوم با اینکه ۶۰٪ از خریداران مرباها را امتحان کردند، اما فقط ۳٪ خرید کردند!نتیجه‌ای که شینا گرفت این بود که: &quot;انتخاب جذاب است اما از یک آستانه ای به بالاتر احتمالا گیج کننده باشد&quot;.یعنی توی روز دوم با اینکه تعداد مرباهای بیشتری در دسترس بود و اتفاقا تعداد بیشتری مربا هم تست شده بود، ولی در کمال تعجب خرید کمتری انجام شده بود.از طرفی نظریه &quot;پارادوکس انتخاب&quot; بیان می‌کند «هر چه تعداد انتخاب‌های ما بیشتر باشد، انتظارات ما بیشتر می‌شود و بیشتر نگران تصمیم‌گیری «اشتباه» هستیم.»ولی واقعا چه تعدادی، تعداد بهینه هست؟انقدر این سوال توی ذهن ما بود که رسیدیم به علم سایکوفیزیکحرکت به سمت حل مسئلهاما سایکوفیزیک چی هست و به چه موضوعی اشاره میکنه؟روان فیزیک یا همون  Psychophysics علمی است که به بررسی روابط کمّی بین محرک و احساس می پردازد. یعنی سایکوفیزیک علمی است که رابطه شدت احساس و شدتِ محرکی که در پی آن احساس، ایجاد می شود را بررسی می کند. برای اندازه گیری شدت محرک با واحدهای فیزیکی، روش مستقیم و آسانی وجود دارد؛ ولی اندازه گیری احساس، امر بسیار پیچیده ای است و روش های سایکوفیزیکی برای تحقق بخشیدن این امر ابداع شده اند.متدهای سایکوفیزیک به سه دسته کلی تقسیم میشن:سایکوفیزیک عینیسایکوفیزیک ذهنیسایکوفیزیک ادراکی:چون متد مورد نظر ما سایکوفیزیک ادراکی هست، ما این متد و یکم توضیح میدیم. این نظریه اهمیت ادراک را بیان می کند و معتقد است که تفاوت های فردی بر ادراک تاثیر گذار اند البته  که ما کنترلی برروی تفاوت های فردی افراد نداریم ولی میتونیم کمک کنیم به ادراک بهتر کاربران.برای کمک به ادراک بهتر کاربرها، میخوایم نظریه‌ی تشخیص‌ علامت در سایکوفیزیک ادراکی و بررسی کنیم. که هدف اصلی آن تحلیل و بهبود عملکرد است.توی آزمایش هایی که بوسیله نظریه‌ی تشخیص‌ علامت انجام میشه، یه علامت ابتدایی به کاربر نمایش داده میشه و در دفعات بعدی علامت های متفاوتی به کاربر نمایش داده میشه و از کاربر خواسته میشه که در مورد تطبیق این علامت با علامت ابتدایی تصمیم گیری کنه. نتایج نشون میده که هر قدر تعداد علامت های بعدی زیادتر باشد، کاربر قدرت تصمیم گیری و تطبیق کمتری خواهد داشت به طوری که در علامت‌های ابتدایی شخص مورد آزمایش راحت‌تر تصمیم‌گیری می‌کند تا علامت‌های بعدی.دانشمندانی که روی این نظریه کار می‌کردند رابطه‌ی پنهانی بین قدرت تشخیص و انتخاب شخص و حافظه فعال او پیدا کردند. در یک تعریف کلی حافظه فعال یا working memory در واقع همان حافظه کوتاه مدت یا short term memory می باشد که در آن پردازش اطلاعات اتفاق می افتد.مثلا اعداد ۲ و ۳ و ۴ را به خاطر بسپرید ، اگر بلافاصله از شما همان اعداد را بپرسند ، شما از حافظه کوتاه مدت خود استفاده می کنید، ولی اگر به شما بگویند حاصل جمع این سه عدد چقدر می شود، وظیفه حافظه فعال یا همان working memory است .حالا سوال اینجاست که چه تعداد المان میتونه توی حافظه فعال آدم‌ها حفظ بشه؟بیان راه حلتحقیقات ما برای شناسایی تعداد المان‌هایی که می‌تونه تو حافظه فعال آدم‌ها قرار بگیره، ما رو رسوند به عدد جادویی ۷ یا magical number sevenآزمایش عدد جادویی هفت که توسط دانشمند روانشناختی جورج میلر مطرح شد ادعا می‌کند که تعداد چیزهایی که یک انسان معمولی می‌تواند در حافظه فعال نگه دارد ۷ ± ۲ است. این بدان معناست که ظرفیت حافظه انسان معمولاً شامل رشته‌هایی از کلمات یا مفاهیم به طول ۵ تا ۹ است.به عنوان مثال وقتی فردی هنگام تکمیل یک کار در معرض اطلاعات بی‌شماری قرار میگیره، آیتم‌هایی که موتونه توی حافظه کاری خودش نگه داره ۵ تا ۹ آیتم هست.این اطلاعات در مورد محدودیت ظرفیت پردازش اطلاعات به یکی از پراستنادترین مقالات در روانشناسی تبدیل شد.نتیجه‌گیریقانون میلر و مطالعات متعدد به ما یاد میده که انسان‌ها اطلاعات محدودی را در لحظه  می‌توانند پردازش کنند، و بار بیش از حد اطلاعات منجر به حواس پرتی می‌شود که بر عملکرد فرد تأثیر منفی می‌گذارد و همچنین بار کم از اطلاعات، کاربر و مجاب نمیکنه برای اینکه بخواد انتخابی و داشته باشه.بنابراین توجه به تعداد گزینه‌هایی که در هر اسکرین به کاربر نشون میدیم موضوع پراهمیتی هست . این تعداد توی صفحات لیست‌ها، نتایج سرچ و قسمت‌های مختلف محصول به چشم میخوره.ادامه راهاما هنوز سوالاتی تو ذهن ما وجود داره مثل اینکه آیا تعداد این گزینه‌ها در لیست‌های مختلف متفاوت هست ؟ آیا نشان دادن اطلاعات تکمیلی به کاربر باعث  کمک به ادراک اون و انتخاب آگاهانه و بدون پشیمونی کاربر میشه یا نه؟آیا این ادراک منجر به انتخاب آگاهانه و پرهیز از حذف نصب می شود یا خیر؟منابعMurray, David J. &amp;amp;quot;A perspective for viewing the history of psychophysics.&amp;amp;quot; Behavioral and Brain Sciences 16, no. 1 (1993): 115-137.Miller, George A. &amp;amp;quot;The magical number seven, plus or minus two: Some limits on our capacity for processing information.&amp;amp;quot; Psychological review 63, no. 2 (1956): 81.https://www.simplypsychology.org/short-term-memory.htmlhttps:// www. medium.com/stylumia/the-magical-number-7-2-how-to-grab-attention-8864e0f5592b</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>Parisa Safari</author>
                <pubDate>Thu, 03 Feb 2022 20:41:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واگذاری دبیر اجرایی کنفرانس یواکس شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D8%AA%D8%AD%D9%88%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D9%90%D9%85%D9%8E%D8%AA-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-u2pdlptmxtiq</link>
                <description> یواکس شیراز اگر چه در شهر شیراز پاگرفت اما خیلی زود فراملی شد و متخصص‌های طراحی تجربه‌ بسیاری رو از سایر نقاط ایران و حتی خارج کشور برای رشد، گسترش و توسعه‌ جذب خود کرد. من این افتخار رو داشتم که به مدت ۳ سال در سمت دبیر اجرایی، کنفرانس یواکس شیراز رو در مسیر رشدش همراهی کنم. حال وقت آن رسیده این مسئولیت رو به شخص دیگری واگذار کنم تا نقش‌ها در انحصار فردیت‌ها محدود نشن و فرصت رشد فراهم بمونه. چون معتقدیم انحصار و ثبات، مانع پیشرفته.همانطور که قبل از اینکه دبیراجرایی کنفرانس بشم، در سِمَت دبیر اجرایی نشست‌های ماهانه یواکس شیراز و در نقش‌های مختلف کنفرانس‌های قبل رو همراهی می‌کردم. امین نصیرزاده، یکی از اعضای کامیونیتی یواکس‌ شیراز، وقتی متوجه شدن سال آینده من دبیر کنفرانس نیستم ابراز نگرانی کردن و بعد از اینکه علت این امر را براشون توضیح دادم گفتن: «چه جالب، ما هم توی شرکت خودمون یه چیزی داریم به نام همتاسازی. البته باید تاکید کنم که ما در یواکس شیراز به خاطر جلوگیری از اثر همتاسازی، از چرخش سمت‌های اجرایی استفاده می‌کنیم تا افراد مختلف با بینش‌های مختلف بتونن این نقش‌ها و سِمَت‌ها رو توسعه بدن.برای ششمین کنفرانس یواکس شیراز، دو نقش تغییر کردن.  حامد عبدی به جای امید امرایی ( در نقش کارگردان علمی) و پریسا جاوید به جای زینب وصال (در نقش دبیر اجرایی) ایفای نقش می‌کنن.چطور ریسک تجربه رو در تغییر نقش‌ها مدیریت می‌کنیم؟۱-  شخصی مسئولیت‌های استراتژیک رو به عهده می‌گیره که قبلا از اعضای اصلی تیم اجرایی کنفرانس بوده باشد و در جریان چم و خم کنفرانس قرار گرفته باشه.همانطور که من قبل از اینکه دبیر کنفرانس بشم در کنار سعیده شکوهی، دبیر اولین کنفرانس یواکس شیراز، در نقش روابط عمومی و همیار همکاری کردم، در جریان امور قرار گرفتم، کسب تجربه کردم و از آن‌ها در برگزاری کنفرانس‌های بعدی استفاده کردم بعد از من هم روال به همین صورت ادامه خواهد داشت. با کارورزی در کنارِمسئول فعلی از ریسک تغییر نقش می‌کاهیم. سال گذشته، پریسا جاوید کاریار دبیر اجرایی پنجمین کنفرانس یواکس شیراز بود.در پنجمین کنفرانس یواکس شیراز، پریسا جاوید به عنوان کاریار دبیر اجرایی کنفرانس در جریان جزییات حائز اهمیت دبیر اجرایی کنفرانس قرار گرفت.۲- ارزش‌ها، بایدها و نبایدها و ساختار کنفرانس در یواکس شیراز کاملا مشخص، ساده و شفافه و از همه مهمتر وابسته به شخص نیست. تمامی تصمیمات استراتژیک کنفرانس در جلسهٔ گروهی که به صورت هفتگی برگزار میشه اتخاذ میشه.با شخص محور نکردن مسئولیت‌ها، ریسک تغییر نقش‌ها رو مدیریت می‌کنیم. جلساتِ کنفرانس هر سه‌شنبه‌، ساعت ۱۹ به صورت آنلاین برگزار میشه که حداقل ۵ نفر از فعالان کامیونیتی در آن حضور دارن.۳- بعد از تحویل سِمَت اجرایی، به عنوان کاریار در کنار شخص تحویل‌گیرندهٔ مسئولیت برای برگزاری هر چی بهتر کنفرانس همکاری میشه. مثلا مجید آب‌پرور سال سوم، طراح هویت کنفرانس بود و سال چهارم طراح ارشد هویت شدن و امین نجفی طراحی هویت رو انجام داد و سال پنجم امین نجفی طراح ارشد و  رضا معرضی طراحی هویت رو انجام داد و کماکان پنجمین کنفرانس یواکس شیراز از نظارت، مشورت و اظهار‌نظرهای مجید آب‌‌پرور برخوردار بود.اثر هر شخص تا سال‌ها باقی می‌مونه و همیشه همراه کنفرانس خواهد بود.دبیر اجرایی ششمین کنفرانس یواکس شیراز چه کسی هست؟این افتخار رو دارم که خانم پریسا جاوید رو به عنوان دبیر اجرایی کنفرانس ششم معرفی کنم. دلایل انتخاب ایشون به این قرار هستن:سابقهٔ چندین ساله در مدیریت اجرایی پروژه‌ دارن.سه‌ سال به عنوان مجری صحنه در کنفرانس یواکس شیراز ایفای نقش کردن.سخنران دومین کنفرانس یواکس شیراز بودن.شناخت کافی از جامعهٔ مخاطب یواکس شیراز دارن.روحیهٔ فوق‌العاده در کار داوطلبانه و تیمی دارن.متعهد به مشارکت در فرایندهای شفاف هستن.توانایی و مهارت بکارگیری استعدادهای متخصصین و تعاملات اجتماعی دارن.انگیزهٔ کافی برای برگزاری یک رویدادِ در خورِ جامعه‌ٔ‌ یواکس شیراز دارن.قطعا با در اختیار داشتن پتانسیل‌ها، مهارت‌ها و از همه مهمتر انگیزهٔ فوق‌العاده پریسا جاوید در سِمَت دبیراجرایی، میتونیم شاهد یک کنفرانس باکیفیت‌تر از یواکس شیراز باشیم. کماکان به عنوان یکی از بانیان یواکس شیراز و عضو فعال در نقش‌های دیگه در یواکس‌شیراز فعالیت می‌کنم. هر چند این پایان خدمت من در یواکس شیراز نیست و به عنوان یکی از بانیان یواکس شیراز، از اعضای فعال این جامعه باقی خواهم موند و در سایر نقش‌ها حضور خواهم داشت اما میخوام تجربیاتم رو از برگزاری رویدادهای داوطلبانه مستند کنم و در ویرگول به اشتراک بذارم. پس اگر به این موضوع علاقه‌مند بودین منتظر مطالب بعدی من در این موضوع باشین.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>زینب وصال</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 10:26:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک فنجان Ux داغ</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/ux-shiraz-5-kpghomlav76t</link>
                <description>هم اکنون که این انشا را دارم مینویسم؛ مشغول صبحانه خوردن هستم. خانواده در سفر هستند و در مرورگرم توییچ باز است و دارم لایوِ یکی از دوستانم را میبینم. صبحانه نان و پنیر و چایی داریم. روی تخت ام پشت لپ تاپ نشسته ام و دارم این انشا را می نویسم. امیدوارم که شما خوشتان بیایدقبل ادامه؛ بگم که من توییتر؛ تلگرام و اینستاگرامو عملا شخم زدم. سوای اینکه خیلی یهویی تصمیم گرفتم بنویسم از یه بخشی از تصاویری که دوستان تو فضای مجازی بصورت عمومی منتشر کردن تشکرمندم (خواهش مندم. یچی تو همین مایه ها!).موضوع: UX Shiraz خود را چگونه گذراندید؟خب بیاین خیلی ساده شروع کنیم:&quot;برای آنها که به کیفیت زندگی اهمیت میدهند&quot; بنظرم دیگه ادامه ندیم. همین یه جمله کامل خود رویداد رو توصیف میکنه. دستتون درد نکنه که مطلب رو خوندین. برین خونه هاتون :)اگه هنوز تمایل دارین ادامه مطلبو ببینین پس بیاین شروع کنیم. قبلش لازمه ذکر کنم که کل این داستان یه تجربه ی شخصیه از ماجرا و نواقص و نکات مثبتی که توی کنفرانس دیدم. یه تجربه ی سه روزه به وسعت ایران.  اه بسه دیگه چقد مقدمه چینی میکنیبریم سراغ اصل موضوعظهر چهارشنبه ۹۹/۱۱/۰۸بیدار شدم (البته طبیعتا کسی تو خواب نمیشینه پشت کنفرانس)اولینکاری که کردم این بود که ساعتو چک کردم. دورانی بود که - بخاطر شرایطم - شب ها بیشتر بیدار بودم و این پتانسیلو داشتم که تا 4عصر بخوابم که بخیر گذشت. شروع کنفرانس به این شکل بود:پ.ن: گویا به یه بنده خداییم آدرس اشتباه دادن! البته برا من به این شکل بود. مورد داشتیم با کلم پلوی شیرازی مامان پز شروع کرده بودن. یکی از دوستان با یک لیوان نبات جوش(روزه است مگه؟) بگذریم...اول کنفرانس تلاش کردم قلم و کاغذ بیارم و بنویسم محتوای کنفرانس رو ولی بعدش گفتم بذار بیشتر لذت ببریم از خود فضاارائه ها در مجموع محتواشون خیلی خوب بود. بنظرم تیم داوری تونسته بودن هم محتوا هارو به درستی مدیریت کنن درعین اینکه برای افراد تازه وارد و افراد سابقه دار (سابقه دار آخه! مجرمه مگه؟!) محتوای مناسب خلق کنند.از بعد کنفرانس خیلی تلاش کردم با افراد اون فضا بیشتر صحبت کنم. و خب بیشتر اونا اشخاصی بودن که زیر 2ساله وارد این فضا شده بودن و این ینی Ux Shiraz باید به افراد تازه وارد بهای بیشتری بده. سؤال: تا چه حد تونسته؟ در ادامه بهش میرسیمیو ایکس شیراز حتی به &quot;مدرسه ی موش ها&quot; هم رحم نکرد. سکانکسی ک بیشتر بچه ها اعتقاد داشتیم که از مدرسه موش ها الگوبرداری شده ارائه اول به نسبت خسته کننده بود. بنظرم میشد محتوا رو با افزودن تجربه ها یا موارد کلیدی تر مثل تجربه های بزرگ؛ جذابترش هم کرد. همین حین که داشتیم باهم صحبت میکردیم؛ یوایکس شیراز غافلگیرمون کرد. و بنظرم جالبترین بخش همایش برمیگشت به همین مورد: موسیقی پ.ن: جدن خوشحالم چت به جاهای باریک نکشید. تصویر از رسام رستمیانتخاب موسیقی هایی از سراسر ایران. حتی میتونم بگم یه بخشی از بچه ها فقط نگاه میکردن که اون موزیک وسطو ازدست ندن (یاد بچگیای خودم افتاادم که با چه ذوقی وقتی تبلیغ شروع میشد میگفتم آخجون تبلیغ و بعد موقع سریال میرفتم پی بازیم) و اما ارائه هومن هاتفی کاملا فرق داشت. قشنگ تجربه ی قبلی رو شست برد رفت. جذاب و کامل. از اون ارائه ها بود که محتواشون ارزش چندبار دیدن رو داشت. اونم با استایل &quot;نشسته ام به در نگاه میکنم طوری:به استایل هومن دقت کنین. تصویر از مجید آب پرورو البته یه تشکر ویژه هم باید بکنم ک گویا صداشون دل بچه هارو برده بود :) و تشکر مهمتر که مفهوم &quot;Design manager&quot; رو مطرح کردن. چیزی که به گوش خیلی هامون کم آشنا بود (اومدم نگم نا آشنا).و در نهایت هرم مازلو ای که برای هممون تقریبا آشنا بود...واسه اونایی که خیلی اون لحظه با هرم مازلو ارتباط نگرفتن: هرم مازلو نیاز به تمرین؛ تجربه و درک از نزدیک داره برای فهمیدن بهترش. و البته مطالعه مفصل. و پنل های تخصصی روز آخربرای من به شخصه مورد دوم مفیدتر بود و طبق بازخورد هایی که از بچه ها گرفتم هر سه موضوع جذاب بودن. بماند ک اون اوایل فک میکردیم یک پنله و بعد از مدت کوتاهی فهمیدیم که عه آره سه تاس. در مجموع خوش گذشت.امید امرایی بزرگوار هم که یه تیکه ی ناظم مدرسه طوری اومد و از شیطنت بچه ها بصورت غیر مستقیم ابراز برائت (کلمه قشنگی بود دوست داشتم استفاده کنم) و همزمان ابراز رضایت کرد (آقا اجازه؛ من نبودم. بغل دستیم بود).و روز اول خیلی گوگولی مگولی به پایان رسید.روز پنج شنبه ۹۹/۱۱/۰۹واسه منی که از ذوق کنفرانس و به لطف موزیک های اون همایش ( special thanks to DJ) شبش درست خوابم نبرده بود؛ روز دوم با مقداری کسالت شروع شد. که البته به سرعت محو شد. صحبت های خیلی خیلی خوب خانم صفری با موضوع استراتژی محصول (که کاش میشد چندبار دیدش).استراتژی محصول آوردم براتون از اون خوباش. درجه یک اصل. تصویر از فاطمه اصلانی و البته میرسیم به سخت ترین چالش پیش روی تیم مشاهده کننده ی رویداد (آره! بینندگان) که عملا تلاش برای درک همزمان محتوا و ترجمه ی انگلیسی و ارائه ی دوزبانه بود. ارائه ی انگلیسی موضوعی هست که بشه بهش ایراد گرفت. درسته که ترجمه شده بود ولی بازم ترجمه جای صوت رو نمیگیره. گاهی سخت بود که همزمان به متن ترجمه دقت کرد یا محتوا رو دید. امیدوارم بتونیم تجربه های بهتری در آینده بگیریم.دست تیم ترجمه درد نکنه. عکس از فاطمه اصلانیحقیقتا خانم مطیعا کار سختی داشت. یه ارائه ی پر مفهوم برای شروع؛ یه ارائه ی پر مفهوم و - کمی - گنگ در ادامش. و ارائه ی خانم مطیعا که داستانو حتی پیچیده ترم میکنه و به &quot;دیدگاه سازمانی&quot; در &quot;تجربه کاربری&quot; میپردازهنگاه چپ چپ طور به راست . عکس از فاطمه اصلانیقشنگ دارم احساس میکنم ارائه دهنده های روز دوم باهم شرط بسته بودن که &quot;کی از همه بیشتر محتوای مفید ارائه میکنه&quot; واحد اندازه گیریشم گذاشته بودن خلق تجربه که عبارتست از معکوس حاصل تقسیم میزان ارائه بر زمان ارائه . وگرنه یکم غیرعادی بود که اینقد محتوای خوب و جذاب پشت هم چیده بشه و توی همشون بشه اینقد چیز یاد گرفتمیرسیم به ارائه هایی که من از وقتی اسم هاشونو دیدم؛ منتظر ارائه ی این دو شخص بودم. خانم شیرین شمس و حسین شرفی بزرگوار که عملا در نقطه ی اوج همایش؛ بهترین اتفاقا رو رقم زدن. به ترتیب با محوریت Human AI و Accessibility. اصن روایت داریم در اینموردپنل روز دوم هم خیلی طوفانی بود. واقعا دوست داشتم سه نفر بودم و هر سه جا رو همزمان میبودم. حیف... و مجری ای که هر لحظه ما به یه رنگ متفاوت میدیدیمش :) . بشدت پر انرژی (نگا صافم تو اسکرین شاتی که گرفتم چشماشون بستس. به یاد اون عکسایی ک فک میکردیم خیلی خوب افتادیم بعد دقت میکردیم چشمامون توش بسته بود). و صحبتاشون که به اعتقاد برخی دوستان &quot;پایان باز&quot; دارههمه ی اینا باعث شد تا ارائه ی خانم بهفر (حداقل برای من) کمتر به چشمم بیاد. به حدی اطلاعات اون روز وارد مغز شده بود که هنوز ک هنوزه بهش فکر میکنم ذهنم Error 404 میده.مرسی اه (عکس از محمد شریفی)و مایی که بصورت زنده حین کنفرانس با محوریت تجربه ی کاربری بصورت کاملا اتفاقی (خیلی اتفاقی!) مشمول (مورد/ هرچی....) تست کاربری هم واقع میشدیم. جمعه ۹۹/۱۱/۱۰با تجربه ی کسالتی ک توی روز دوم همایش بهم دست داد تصمیم گرفتم شبشو مث آدم بخوابم (مثلا) که روزش سرحال باشم. تاحدی هم موفقیت آمیز بود. صبح ساعت 7 پاشی. قشنگ ورزش کنی. یکم به خودت برسی ( جدن نمیدونم چجوری بعنوان یه پسر میشه به خود رسید. ولی خب حالا...!)حسنی به Ux shiraz نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت!این جمعه از هر شنبه ای شنبه تر بود. پر فعالیت. پر انرژی. صبح بخیر جوان ایرانی طور! و البته ارائه ی خوب آقای جواهریان هم ک باعث میشد ما حتی بترسیم پلک بزنیم بلکه چیزیو از دست بدیمایشون گفتن شکاف. من میگم &quot;پارگی&quot; بین گفتار و عمل. تصویر از صباح بصیرت درمورد ارائه ی خانم دژبان خیلی دوست داشتم بگم خیلی خوب بود. ولی بنظرم نبود. شاید اگه بخوایم رتبه بندی کنیم محتواشون در عین قوی بودن؛ به نسبت بقیه یکم جا برای بهتر شدن داشت. &quot;نویسندگی تجربه کاربری&quot; خیلی معادل مناسبی برای &quot;Ux Writing&quot; نیست. شاید واژه ی &quot;تجربه ی نوشتاری&quot; گزینه ی مناسبتری باشه. از دید خیلی ها محتوا خوب بود. ولی بنظرم جا برای اینکه بهتر بشه خیلی داشت(فایل های ارائه که آماده بشن حتما بهشون خواهم گفت مواری که بنظرم اومده رو). نگاهشون به حدی جدد بود آدم جرئت نمیکرد صحبت کنه :) عکس از رضا بختیاری فرد و ارائه ی خانم مریم امیدی که میتونم بگم قشنگ یه کلاس آموزشی بود. با رویکرد جدیدی که به شخصه کنجکاو شدم بیشتر درموردش بخونم. Life Centered Design و موضوعیه که بنظرم خیلی جای کار داره.یه موضوعو جا داره ذکر کنم که ایشون یه پسر ‍‍‍‍۴ساله هم دارن و با تمام دغدغه های زندگی متأهلی و چالش هاش تصمیم گرفتن علاقشونو هم پی بگیرن. کاری که شاید یه بخشی از ما جرئت نکنیم... و از این جهت شایسته ی احترامننوبتی هم باشه میرسیم به شیرین ترین بخش ماجرا. بقول دوستان : مخ زنی. بصورت کاملا تصادفی با آدم های تصادفی توی یه فضای کاملا تصادفی. (لباس چی بپوشم حالا؟!؟) تایم یکساعته ای که ما تا بیایم گرم بشیم نیمساعت شد و پرتمون کردن بیرون :) . همینه ک هست. نیمه گمشدتونم نمیدیم! برین خونتون!. فقط رندوم اش یجوری رندوم بود که من با 3تا از دوستان توی هر دوتا اتاق مشترک بودم :)))و اما میرسیم به ارائه ای که از دید خیلی ها توی اون همایش با اختلاف مرز های ارزش آفرینی و پرزنت کردن رو جابجا کرد در عین محتوای قوی ای که داشت. از یوایکس شیراز ممنونم که این ارائه رو گذاشتن آخر. وگرنه احساس میکنم به حدی جذاب بود که مزّه ی بقیه ی ارائه ها میرفت.از اون نگاهای خریدارانه طور! تصویر از محمد صداقتیو ارائه ای که برای ما حکم اِبیِ انتهای سفر رو داشت. از اون آهنگ های خسته ی ته جاده ای ک ماشین داره پوزه شو (ماشین مگه پوزه داره) میکشه به زمین و خیلی خسته داره میره که به مقصدش برسه. یه سفر لذتبخش که به آغازِ پایانش داره نزدیک میشه و از این مدل صحبتا. ارائه خانم سپیده شاهی با موضوع هم افزایی دقیقا حس اونو داشت. خسته، پر انرژی، پر از حرف برای گفتن...و از یادگاریِ کنفرانس غافل نشیم :)تصویر از مریم عادلجمع بندیسفر  دو روزه ای که برای من قشنگ به اندازه ی 2سال محتوای جدید داشت. از لحظه لحظه اش میشد استفاده کرد و لذت برد. بعد از مدت ها احساس کردم که چقدر نمیدونم. و چقدر من این حس رو دوست دارم...مورد علاقه ترین بخشش برای من - نه خود همایش و ارائه هاش - بلکه دوستانی بود که حین و بعدش پیدا کردم. آدم های واقعا خوبی که میشه بهشون اعتماد کرد و تلاش کرد که دنیای اطرافمونو به جای قشنگتری برای زندگی کردن تبدیل کرد. در کنار اون جزو معدود فضاهایی بود که احساس یکدل بودن داشتم. بالای دویست نفر آدم از کل ایران (و دنیا) که با یک هدف کنارهم بودیم فارغ از تمام دیدگاه های مذهبی،جنسیتی، ظاهری.که دنیا رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیمو فراهم کردن همچین تجربه ای توی شرایط کرونا واقعا کار ارزشمندیه. ولی خب. بهرحال نقاط مثبت و منفی ای هم داشت که در ادامه ذکر میکنمنقاط مثبتموزیک خوببرنامه ریزی و هماهنگی اجرایی خوبزمانبندی مناسببستر خوبِ اجرایی همایش(تشکر از Derak Cloud)کادر اجرایی(مجری و دوستان) و فنی وااقعا خوب که تو لحظه برخی نواقص رو حل میکردنانتخاب مناسب پنل ها به شکلی که عملا هم برای مخاطب تازه کار جذاب باشه هم مخاطب نسبتا حرفه ای ترنقاط منفیناهماهنگی تو برخی موارد شدید به چشم میومدتایم بندی ها عملا تو یکی دو مورد بهم خوردبستر اجرایی نامناسب بود(خیلی دوست داشتم پلتفرم رو جزو موارد مثبت به حساب بیارم ولی فقط و فقط به یه دلیل نیاوردم که میتونستن یه سری ایرادات رو قبل از اجرای خود رویداد فیکس کنن و نکردن) زحمتشون کاملا قابل تقدیره.اطلاع رسانی ها خیلی خوب نبود. من تازه شب همایش فهمیدم ک باید کد پستیمو تأیید میکردم و و و...پوشش شبکه های اجتماعی میتونست بهتر باشه. محتوای جذابی من ندیدم ترند بشه.. و بقول یکی از دوستاناز یواکس شیراز تنها چیزی که تو یادم مونده و مدام تو ذهنم تکرار میشه سه چهار پنج روزیه ملم نمیدی چرا ملم نمیدی عزیزم برگ لیدی برگ لیدی  اگه ملم بدی وامیسرنگم  حلالم کن شتر دیدی ندیدیو نوشته رو به سبک خود کنفرانس به پایان میبرم: </description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>MrHamedr</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 10:56:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مکانیزم فروش بلیط در پنجمین کنفرانس یواکس شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B7-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-q0mwkrpfz2zf</link>
                <description>هر سال در شیراز یک اتفاق مهم یواکسی می‌افتاد که  بزرگان و علاقه‌مندان حوزه‌ی طراحی از سراسر ایران را گرد هم می‌اومدند تا دانش و تجربه‌شون رو با هم در شیراز به اشتراک بگذارن، این اتفاق مهم یواکسی چیزی نبود جز کنفرانس یواکس شیراز. امسال به خاطر پاندمی، این رویداد به صورت آنلاین در  سه روز از ۸ تا ۱۰ بهمن برگزار میشه و هر کسی از جایی که دلش خوشه به این کنفرانس می‌پیونده. امسال برای سومین سال متوالی، مفتخرم که به عنوان دبیراجرایی این کنفرانس ایفای نقش کنم.چهارمین کنفرانس یواکس شیرازاز اونجایی که یواکس شیراز، سیاست کلان شفافیت رو دنبال می‌کنه سعی دارم در این پست ویرگول مکانیزم فروش بلیط در پنجمین کنفرانس‌ یواکس شیراز را تشریح کنم تا هم مکانیزم تیکتینگ برای شما شفاف باشه و هم بتونیم از پیشنهاداتی که از شما دریافت می‌کنیم این مکانیزم رو برای سال‌های آینده بهبود ببخشیم. هر سال از حدود پنج‌ ماه مانده به کنفرانس، اطلاع‌رسانی‌های کنفرانس رو شروع می‌کنیم و ثبت‌نام رو باز می‌کنیم. قیمت‌ها به صورت پلکانی با نزدیک‌تر شدن به کنفرانس بیشتر و بیشتر می‌شود.  به طور کل در یواکس شیراز در جهت مبارزه با ثبت‌نام‌های دقیقه نودی، هر کسی زودتر ثبت‌نام کنه این تضمین رو از سمت یواکس شیراز دریافت می‌کنه که با کمترین قیمت در کنفرانس ثبت‌نام کرده. این هدیه‌ای‌ست از طرف کنفرانس برای افرادی که با ثبت‌نام زودتر به ما در برنامه‌‌ریزی‌ها کمک می‌کنند. شما با اعتمادتون روی کنفرانس سرمایه‌گذاری می‌کنید، ما هم با اعطای بیشترین تخفیف به شما جبران می‌کنیم. شما در هر زمان این اطمینان رو دارید که هرگز قیمت‌ها پایین‌تر نمی‌رود و به‌صرفه‌ترین خرید رو در زمان داشتید. با این حال، باز هم شرایطی رو تعریف کردیم که بتونید با قیمت پایین‌تر‌تری در کنفرانس ثبت‌نام کنید:تخفیف‌های گروهی/سازمانی/دانشجویییکی از اهداف ما در کنفرانس، ارتقای سطح ارتباطات شماست و همیشه از قبل از کنفرانس سعی ‌می‌کنیم بهانه‌هایی برای شبکه‌سازی شما ایجاد می‌کنیم که یکی از آن‌ها همین تخفیف‌های گروهیه. با ثبت‌نام گروهی سرمایه‌گذاری بزرگ‌تری می‌کنید هم دامنه‌ی شبکه‌ی خود را با تشکیل گروه‌ها گسترش میدید و هم بلیط کنفرانس رو با قیمت‌ پایین‌تری خرید می‌کنید. ‌البته کنفرانس هم از این موضوع منتفع میشه. تخفیف‌های گروهی هم‌راستا با پلکان‌های قیمت ثبت‌نام تک نفره تغییر می‌کنه و کماکان شما در هر زمان بلیط کنفرانس رو با بهترین قیمت در آن زمان خریدید.  تخفیف‌های گروهی به این ترتیب رده‌بندی شدند:تخفیف گروهی (۳ تا ۱۰ نفر) تخفیف سازمانی ( ۲ تا ۱۰ نفر)تخفیف گروهی بیش از ۱۰ نفرتخفیف دانشجویی (حداقل ۵ نفر)هر چه از گروه‌های ۳ تا ۱۰ نفره به سمت تخفیف دانشجویی میریم این تخفیف بیشتر میشه به طوری‌که گروه‌های دانشجویی (حداقل ۵ نفره) بیشترین تخفیف در هر زمان رو خواهند داشت.تخفیف‌های صد در صدیمادامی که در جهت توسعه و بهبود فضای طراحی و یا اکوسیستم نوارزش‌آفرین فعالیت می‌کنید این احتمال وجود داره که رایگان در کنفرانس شرکت کنید.اگر یکی از شرایط زیر را دارید، بلیط شما رایگان است. از اعضای تیم اجرایی کنفرانس‌ جاری هستید.الهام بخش کنفرانس‌اید. (سخنران کنفرانس)برای سخنرانی در کنفرانس طرح ارسال کردید و طرح‌تون به مرحله‌‌ی دومِ ارزیابی راه پیدا کرده.حامی کنفرانسید و مطابق ماژول‌های حمایتی بلیط رایگان دریافت می‌کنید.سال گذشته در فعالیت‌های داوطلبانه کنفرانس مشارکت داشتید.سال گذشته الهام‌بخش کنفرانس بودید.سال‌های گذشته به صورت مستمر از کنفرانس حمایت راهبردی کردید و با امکاناتی که در اختیار کنفرانس گذاشتید، تسهیلات ایجاد کردید و کیفیت تجربه رو در کنفرانس بالاتر بردید اما امسال بدلیل برگزاری آنلاین کنفرانس امکان استفاده از تسهیلات شما رو نداریم.کافه دال، از حامیان راهبردی که دو سال گذشته به صورت پیاپی در شکل‌گیری تجربه‌ی باکیفیت در کنفرانس تاثیرگذار بود.هر ساله میزبان تعدادی مهمان در کنفرانس هستیمبه منظور غنی‌تر کردن جمع حاضر در کنفرانس، هر سال سعی ‌می‌کنیم مقدمات حضور افرادی که در جهت توسعه و بهبود فضای طراحی فعالند رو در کنفرانس فراهم کنیم تا فرصتی برای شرکت‌کنندگان رویداد به وجود بیاد که با آن‌ها ملاقات و گفتگو کنند.معمولا مهمان‌های کنفرانس این ویژگی‌ها رو دارند:بنیان‌گذار یکی از رویدادهای مرتبط با حوزه طراحی هستندفردی تاثیر گذار در اکوسیستم نوارزش‌آفرینی هستندشبکه‌ی قوی دارند و شرکت‌کنندگانِ به ارتباط با آن‌ها علاقه‌مندند.امین امیرشرفی، مدیرعامل کافه بازار، مهمان ویژه دومین کنفرانس یواکس شیرازهمچنین درصددیم بندی جدید به ثبت‌نام رایگان کنفرانس اضافه کنیم که به واسطه‌ی آن علاقه‌مندانی که در زمانِ حال شرایط پرداخت بلیط رو ندارند، بتونند تحت شرایطی، رایگان در کنفرانس شرکت کنند. به محض تکمیل ساز و کار، همین‌جا اعلام خواهیم کرد.هر سال مکانیزم قیمت‌گذاری بلیط‌های کنفرانس رو بهینه‌تر می‌کنیم و جزییات بیشتری به آن اضافه می‌کنیم. تجربیات متفاوتی دارید؟ با ما به اشتراک بگذارید تا در بهینه‌سازی‌ مکانیزم فروش بلیط کنفرانس در سال‌های آینده مدنظر قرار بدیم.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>زینب وصال</author>
                <pubDate>Tue, 19 Jan 2021 16:09:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعامل با لوگویِ جدید کافه بازار</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/intracting-with-new-logo-of-bazaar-ydxpuginnght</link>
                <description>مطالعه نوشته دقیق و تکنیکی آرین مقبلی در مورد ظرایف گرافیکی لوگوی کافه‌بازار، انگیزه نوشتن این مطلب رو در من برانگیخت. هرچند ذره‌بین رو تا اون حد جلو نمی‌برم و کمی از دورتر به ماجرا نگاه می‌کنم.برخی متخصصین اشاره کردند که تغییرات رخ داده در لوگو از جنس ریبرند نیست، بلکه تازه‌سازی برنده. بطور خیلی خلاصه، ریبرند یعنی ایجاد تغییر در اساسِ هویت یک برند، درحالیکه تازه‌سازی یعنی منطبق کردن برند با الگوی‌های جدید به شکلی که هویت اصلی همچنان دست نخورده باقی بمونه (توضیحات بیشتر رو به متخصصین این حوزه می‌سپارم).من قصد ندارم موضوع رو از منظر برندینگ بررسی کنم، چرا که در تخصص من نیست. بلکه سعیِ این نوشتار بر اینه که توضیح بده تازه‌سازی لوگوی یک برند چه تاثیری در تعامل با خود برند و چه اهمیتی در طراحی تعامل داره.همچنین قصد ندارم نتیجه‌گیری کنم که این تازه‌سازی چه نتایج مثبت یا منفی برای برند کافه‌بازار خواهد داشت. مقصود من صرفا تبیین تکنیکی این مقوله از منظر تعامله.از اونجایی که ممکنه ضرورت این تازه‌سازی جای سوال باشه، لذا ابتدا ضرورت اون رو بررسی می‌کنم.چه نیازی به تازه سازی برند داریم؟شاید عجیب به نظر برسه، اما ما وقتی مهاجرت می‌کنیم متوجه می‌شیم که سطح یادگیری ما بهبود پیدا کرده. این عمدتا خاصیت مقصد نیست، بلکه خاصیت «تازگی» و شرایط تازه است.در مغز ما قسمتی هست به نام «ناحیه تگمنتوم شکمی». این بخشِ نوپرستِ مغز ماست که نسبت به محرک‌های تازه واکنش نشان می‌ده. مغز ما ساخته شده تا جذب چیزهای تازه بشه و نکته مهم اینه که این ویژگی، ظرفیت حافظه و یادگیری ما رو هم به طرز چشمگیری بهبود می‌ده.در یک آزمایش شناخته شده به نام آزمایش آدبال، به افراد تصاویری متداول (مثل تصاویر مربوط به داخل خانه یا محیط بیرون) نشان داده می‌شد و ناگهان تصویری خاص و غیر متداول. این آزمایش نشان داد که ناحیه تگمنتوم شکمی با دیدن تصاویری که معرف یک چیز تازه هستن فعال می‌شه. اما نسبت به تصاویری که تازگی نداشتن واکنشی نداشت، حتی اگر مربوط به یک چهره عصبانی یا صحنه دلخراش یک تصادف بودن.از حیث تعاملی، مواجهه با تعریف تازه از یک برند، چه از نظر مفهومی و چه از نظر بصری، ارسال کننده سیگنالی به ناحیهٔ نوپرست مغز ماست و ما رو برای پذیرش، یادگیری و به خاطر سپردن مشتاق می‌کنه. این همون فرایندیه که باعث آزاد شدن دوپامین میشه.اینطور که مغز ما ساخته شده، تازه‌سازی یک تکنیک مهم تعاملیه. برندها بایستی بطور مداوم با تازه‌سازیِ نشانه‌های تعاملی مثل نماد‌ها، کلمات، مفاهیم، گرافیک و ... ظرفیت‌های تازه برای جلب توجه بسازن. این باعث می‌شه شما در استفاده مجدد از محصول یا خدمات بطور خودکار مشتاق فهمیدن یا آموختن مسایل جدید باشید.تصویر برگرفته از وب‌سایت آی‌تی‌ایراناولین تاثیر دیدن یک لوگوی تازه نسبت به چیزی که همیشه می‌دیدیم، همون تاثیریه که در آزمایش آدبال دیده شد. تازه‌سازی برند، پیامی به مخاطبش ارسال می‌کنه: ما چیز نویی برای عرضه‌کردن یا گفتن داریم.تعامل یعنی پاسخ‌گویی به نیاز. نیاز هم گاهی فقط یک سواله: «این چطور برندیه؟». لوگو هم اولین چیزیه که می‌تونه پاسخگوی این سوال باشه.تحقیقات نشان داده که شکل یک لوگو باعث تغییر در ادراکات ما نسبت به برند می‌شه. آدم‌ها از منحنی یا گوشه‌دار بودن یک لوگو، صرفا برداشت نرمی یا سختی ندارن، بلکه حتی باعث تداعی معانی پیچیده می‌شه.به عنوان مثال یک لوگوی منحنی (Curved) ممکنه باعث تداعی شدن معانی مختلفی مثل گرمی، حمایتگری و یا تعهد نسبت به مشتری باشه. روانشناسی لوگو در قالب فونت، ترکیب رنگی، سنخیت با حوزه فعالیت، سادگی و قابل تشخیص بودن، روی مخاطب برند تاثیر می‌گذاره.تعامل با لوگو چه تغییراتی داشته؟مفهوم زنبیل برای ما نوستالژیکه، اما به هر شکل بیانگر شیوهٔ کلاسیک و قدیمی‌تری از مفهوم بازاره. لوگوی واقع‌گرای قدیمی، فاصله جدی و مهمی با عصری داره که ما در اون زندگی می‌کنیم. من بعید می‌دونم دیگه حتی براحتی بشه از این زنبیل‌های بافته شده از حصیر دست کسی دید.شاید بپرسید چه اهمیتی داره؟ اهمیتش اینه که وقتی واقعی هستی، اجازه می‌دی من هم تورو با داستان‌های واقعی پیوند بزنم. اگه لوگوی اپل یک سیب انتزاعی نبود، شاید برای ما مهم می‌شد که دقیقا چه کسی گازش زده. آیا خود استیو جابز بوده یا شخص دیگری؟ این خاصیت واقع‌گرا بودنه. داستان می‌سازه.نسل ما این زنبیل‌های حصیر باف رو عمدتا دست مادربزرگ‌های گاها ۷۰ ساله دیده که تنهایِ تنها در حال خرید از یک بقالی بودن. مسلما این تصویری نیست که کافه‌بازار از جامعهٔ کاربران خودش داره یا می‌خواد به نمایش بگذاره.اما لوگوی جدید از سبک تخت (Flat) پیروی کرده و انتزاعی‌تر شده. دنبال کردن یک ترند بروز،‌ حداقل برای کاربرانی که تازه با بِرند آشنا می‌شن به معنی مدرن بودنه. این مدرن بودن تداعی کننده یک حداقل‌هایی در ذهن مخاطبه. یک برند مدرن کاربر محوره، روی کیفیت خدمات بیش‌تر از امکانات کار می‌کنه، زبان تعامل با مخاطبش رو طراحی کرده، استراتژیِ دیجیتالیِ موثری داره، در پاسخگویی سریع و شفافه و ...من نمی‌دونم کافه بازار واقعا اینطور شده یا نه، اما پیامی که از این تازه‌سازی دریافت می‌کنم اینه.سادگی اغلب به شفافیت کمک می‌کنه، اما سادگیِ بیش از حد، باعث ابهام می‌شه. مرز این دو هم به میزان «جزییات» وابسته است. لوگوی قدیمی جزییات بسیار بالایی داره و خیلی واضحه که یک زنبیله. ما حتی می‌تونیم تار و پودِ حصیرهای به هم بافته شده رو ببینیم. احتمال ابهام در مورد این لوگو خیلی پایینه.اما لوگوی جدید از نظر تناسب و فرم خیلی انتزاعی‌تر از اونیه که بشه ازش یه تصور واحد داشت. حتی می‌شه شک داشت که الان هنوز یک زنبیله یا چیز دیگه‌ای شده. شاید شما بتونید هر شکل و مفهوم دیگه‌ای رو هم ازش برداشت کنید.حالا به جای «زنبیلِ حصیریِ قهوه‌ای» که احتمال سوءِ برداشت در موردش بسیار پایین و حتی بدون لوگوتایپ هم قابل توصیف بود، شاید فقط می‌تونیم بگیم «سبز لیمویی». من شک دارم اگه بخوام به کسی بگم لوگویِ جدید کافه بازار چطوریه، از واژه «زنبیل» استفاده کنم. این یکی برای معرفی شدن بیشتر به رنگِ سبز و لوگوتایپ «بازار» متکیه تا المان زنبیل. این رو حتی از جابجایی ظریف نقطهٔ «با» و سایر تغییرات ریزِ تایپوگرافی هم میشه متوجه شد که نشان دهنده تمرکز بیشتر بر خواناییِ نوشته است.هرچند استفاده از گرادیانت شعاعی (Radial) برای یک شکل نسبتا گرد بهتر از گرادیانت خطی (Linear) هست، اما بطور کل استفاده از گرادیانت برای کاهش توهم دیداریِ ناشی از طیف سبز، تاثیر مهمی روی دسترسی‌پذیری بهتر لوگو داره.این تصویر لزوم استفاده از گرادیانت شعاعی رو هم بهتر نشان میده.  البته این کارکرد مفهومی هم داره. شاید در نگاه اول این گرادیانت خیلی ضروری به نظر نرسه، اما من فکر می‌کنم انتخاب هوشمندانه‌ای برای حفظ کردن تصویر ذهنیِ گذشته است. شاید این از نظر گرافیکی معنای ویژه‌ای نداشته باشه، اما از نظر تعامل می‌تونه بیانگر این باشه که پیوند برند با گذشتهٔ خودش بطور کامل قطع نشده.لوگوی جدید به جای روانشناسی اشیا، روی روانشناسی شکل و رنگ متمرکز شده.رنگ قهوه‌ای در روانشناسی بازاریابی و برند نقش مهمی بازی می‌کنه. قهوه‌ای به معنی قابل‌اطمینان بودن و پرورش‌یافتن یا بزرگ‌شدنه. کافه‌بازارِ نوپا به هر دوی اینها هم نیاز داشته. در عین حالیکه بایستی خودش رو با فضای نوارزش‌آفرین و خلاق هم تطبیق می‌داده.اما سبز، رنگ بلوغ و رشد‌یافتگیِ طبیعته. در حالیکه تداعی کننده معانی دیگری از جنس احترام و مسئولیت‌پذیری هم هست، شاید پیامی مبنی بر یک تغییر الگوی مهم در رفتار برند باشه. من فکر می‌کنم قصد داره بگه ما از مراحل اولیه رشد عبور کردیم و حالا یک برند رشد‌یافته هستیم که بیش از اینکه دغدغه مقیاس داشته باشه، قصد داره روی خدمت‌رسانی متمرکز بشه. (البته این صرفا تفسیر شخصی منه. نمی‌تونم فاصله بین حرف و عمل رو انکار کنم و در موردش نظری هم ندارم).شفاف سازیاین مطلب به درخواست ویرگول نوشته شده، اما به هیچ وجه جانبدارانه یا در مسیر توجیه شخص، سازمان و یا عملکرد خاصی نیست.من این مطلب رو برای قضاوت کردن اثر این تازه‌سازی بر آینده کافه‌بازار یا نقد نقاط ضعف و قوتش یا درست و غلط بودن این تصمیم ننوشتم. دلیل مهمش این بوده که هم بخش کوچکی از تاثیر طراحی تعامل رو بر تازه‌سازی برند توضیح بدم و هم مثال‌های کوچکی بزنم از نوع نگاه طراحان تعامل به مسائل مختلف.به طور قطع نظرات شما تکمیل کننده مطلب کوتاه من خواهد بود.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>امید امرایی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Nov 2020 19:58:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کاریار علمی پنجمین کنفرانس یواکس شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-qsmedrjqfwiy</link>
                <description>امسال پنجمین کنفرانس تجربه کاربر شیراز (UX SHIRAZ) ۰۸ تا ۱۰ بهمن ۱۳۹۹ بصورت آنلاین برگزار خواهد شد. بر اساس سیاست‌هایی که در ادامه جزییات اونها رو توضیح می‌دم نقش «کاریار علمی» به تیم علمی کنفرانس اضافه شده.من به عنوان کارگردان علمی این کنفرانس، قبلا فرایند علمی اون رو توضیح دادم. که اگه مطالعه نکردید پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید.نقش کاریار علمی کنفرانس یواکس شیرازکاریار علمی فردیه که صلاحیت و شایستگی‌های لازم برای انتخاب شدن به عنوان کارگردان علمی کنفرانس رو داراست. در واقع این فرد یکی از گزینه‌های مطرح برای انتخاب شدن به عنوان کارگردان علمی کنفرانس بعدیه. اما از اونجا که فرایند علمی کنفرانس رو تجربه نکرده، یکسال در کنار کارگردان علمی قرار می‌گیره تا با ظرایف فرایند در عمل آشنا بشه.غیر از نکته قبلی، تشخیص بر این بوده که وجود یک فرد دیگه در کنار کارگردان علمی، هم به پیشبرد سریع‌تر کارها کمک می‌کنه و هم با اضافه شدن یک نگاه جدید، از یک‌سویه شدن ناخواسته تصمیم‌گیری‌ها پیشگیری می‌کنه (یا تعدیل می‌کنه). بهرحال کارگردان علمی هم مثل هر انسانی از خطاهای ذهنی مبرا نیست.کاریار علمی پنجمین کنفرانس کیه؟افتخار این رو دارم که حامد عبدی عزیز به عنوان کاریار علمی پنجمین کنفرانس تجربه کاربر شیراز همراهم باشه. دلایل این انتخاب اینهاست:تحصیلات و پشتوانه علمی متناسب داره.حداقل ۵ سال تجربه کار در فضاهای آموزشی یا کسب‌و‌کاریِ مرتبط داره.به عنوان سخنران یکبار فرایند علمی رو تجربه کرده.به مشارکت در فرایند‌های باز و شفاف متعهده.شخصیتا دارای سوگیری‌های افراطی نیست.توانایی و مهارت ممتازی در تعاملات اجتماعی داره.کاریار علمی چه وظایف و مسئولیت‌هایی داره؟از اونجایی که نقش کاریار علمی در واقع برای انتخاب کارگردان علمی سال بعد تعریف شده، لذا طبیعتا صلاحیت ورود به همه وظایف و مسئولیت‌های کارگردان علمی رو داره. با اینحال وظایف اصلی کاریار علمی به این مسایل محدود شده:کمک به کارگردان علمی در ارزیابی اولیه طرح‌ها به عنوان یک نظر مکمل.حضور در جلسات و گفتگوهای تیم علمی برای اطلاع پیدا کردن از شیوه‌های تعاملی و ظرایف داوری.حضور در فرایند داوری برای درک روش و مکانیزم‌ها.کمک به کارگردان علمی برای طراحی محتوا بر اساس طرح‌های برگزیده.چرا اصلا کارگردان علمی بعدا عوض می‌شه؟یواکس‌شیراز یک تشکل مردم نهاده. یکی از سیاست‌های کلان اون جلوگیری از انحصار (در درون خودش) و طراحی مکانیزم‌هایی برای به حداقل رسوندن امکان انحصاره. این موضوع در همه مسایلی مثل حامیان مالی، فرصت‌های کاری، مشارکت در پروژه‌ها و ... وجود داره و مسایل علمی هم از این قاعده مستثنی نیست.در اولین کنفرانس یواکس‌شیراز نقش کارگردان علمی وجود نداشت و همه مسایل توسط دبیر اجرایی مدیریت می‌شد. کنفرانس دوم نقش کارگردان علمی تعریف شد و مصطفی پورعلی عزیز مسئولیت رو پذیرفت. کنفرانس سوم و چهارم هم به عهده من بود.من این شانس رو داشتم تا امسال برای سومین دوره کارگردان علمی این کنفرانس باشم. اما به عنوان یکی از بانیان یواکس‌شیراز و در چهارچوب همون اصل عدم انحصار معتقدم نباید اینطور باشه. لذا قصد داشتم امسال کناره‌گیری کنم تا این مسئولیت به فرد دیگری واگذار بشه. در مشورت با دبیر اجرایی به این نتیجه رسیدیم که ممکنه خللی در روند اجرایی پیش بیاد چون طبیعتا فرد جدید مدتی طول می کشه تا با فرایند آشنا بشه. از این رو راهکار رو در تعریف نقش جدیدی در کنار کارگردان علمی دیدیم. نقش تعریف شد و واژه «کاریار» رو هم حسام‌الدین مطهری پیشنهاد کرد که بسیار هم برازنده بود.لذا به این ترتیب هم فرصت برای سایرین فراهم میشه، هم از اینکه یک نقش همیشه در اختیار یک فرد باشه جلوگیری می‌شه و هم کاریار علمی فرصت داره تا حداقل یکبار فرایند علمی رو تجربه کنه.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>امید امرایی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 11:24:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک گردهمایی به‌نفع جامعه | شما هم دعوتید</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-qcojpjublcx4</link>
                <description>این روزها به جاهای دیگر دنیا فکر می‌کنم، مثلا به امریکای رکود بزرگ ۱۹۳۰، به آلمانِ ویرانِ پس از جنگ دومِ ملل، به نیشابور پس از حملۀ مغول، به اصفهان پس از حملۀ محمود افغان، به شیراز و تهران پس از قحطی بزرگ. تاریخ بشر را غریزۀ شگفت‌انگیزِ «انعطاف» و «هماهنگی» به پیش برده. حالا امریکا اقتصاد و سیاستِ اول جهان است. آلمانِ به چهارمین قدرت برتر جهان تبدیل شده و ما، فرزندانِ همان کسانی هستیم که از قحطی بزرگ و جنگ جهانی و بمباران دهۀ ۶۰ و کمبود مواد غنی غذایی جان سالم به در بردند.شهر درسدن آلمان - سمت راست در زمان جنگ جهانی دوم، سمت چپ در سال‌های اخیرمن می‌گویم فرض بگیریم الساعه حکومتی بی‌عیب‌ونقص زمام امور مملکت را به دست بگیرد. یقین دارم کسانی که حاضرند برای آسایشِ خود و دیگران دور هم جمع شوند اندک‌شمار خواهند بود. ما شبیه‌ترین مردم به قوم بنی‌اسرائیلیم، هم در رفتار، هم در گنده‌دماغی و خودپسندی، هم در غرغرکردن. در این وانفسا وقتی چند نفر دور هم جمع می‌شوند تا به‌جای «رها کردن»، «بسازند»، به زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم امیدوار می‌شوم.همیشه فکر کردم نسل‌های بعد این کشور من و هم‌نسلانم را شماتت خواهند کرد و خواهد پرسید: برای سعادت خودتان و ما چه کردید؟به‌نظرم این پرسش حق آن‌هاست، همانطور که ما از پدران‌مان همین را پرسیدیم.فکر می‌کنم وطنم هتل نیست که اگر خدماتش خوب نبود عوضش کنم. فکر می‌کنم در اینگونه بودن وطنم سهم دارم و در بهترشدنش هم سهم دارم. من هم بارها نادیده گرفته شده‌ام. رمان‌هایم کمتر از آنچه انتظار داشتم دیده شد، به‌جرم نماز خواندن از یک سو و به‌جرمِ منتقد حاکمیت بودن از سوی دیگر نادیده گرفته شدم. ولی خب، دوست دارم به چیزهایی بزرگتر از شخص خودم فکر کنم. به هر حال نباید مسئولیتم در وضعیت فعلی کشور را نادیده بگیرم.دیوارنوشت عرب: وطن هتل نیست که وقتی خدماتش خوب نبود ترکش کنم.سخنرانی در کنفرانس تجربه کاربر شیراز یکی از قدم‌هایی بود که یک سال پیش برداشتم. من در آنجا دربارۀ متن تجربه کاربر و البته مسئلۀ توجه به هویت بومی در طراحی حرف زدم. دربارۀ این گفتم که ما ابزار نیستیم بلکه فکریم و فکرمان هم ریشه‌هایی دارد. از اینکه می‌بینم هنوز عده‌ای سخاوتمندی و مناعت طبع دارند و حاضرند برای رشد خود و دیگران دور هم جمع بشوند خیلی خوش‌وقتم.دوست دارم امثال این کنفرانس بیشتر باشند، چرا که معتقدم رشد ما در گفتگو و اندیشه‌ورزی‌ست.سخنرانی من در یواکس شیراز با موضوع نویسندگی تجربه کاربردوست دارم ایده‌های تازه‌ای که به‌انگیزۀ ارتقای کیفیت زندگی طرح می‌شوند را بشنوم و یاد بگیرم و مثل پارسال، دوستان خوش‌نیت تازه‌ای پیدا کنم. چون باور دارم اگر دور هم جمع بشویم، می‌توانیم بسازیم.تجربۀ کاربر جاری‌ترین فرایند زندگی روزانۀ ما است. هر محصول و اختراعی برای انسان خلق می‌شود و به‌سرعت با فعالیت‌های ریز و درشت‌مان گره می‌خورد: از مدل مدیریت انتخابات یا چاقوی صبحانه گرفته تا موبایل‌افزارِ اجارۀ خودرو یا خدمات اداری. حرفۀ هر کدام از ما هم نوعی محصول است: خدمتی را به مشتری (کاربر، مصرف‌کننده) می‌رسانیم.کنفرانس یواکس شیراز بستری برای گفتگو دربارۀ جاری‌ترین فرایند زندگی است: جایی برای گفتگو دربارۀ آنچه برای انسان خلق می‌شود.ما به‌دنبالِ رگه‌هایی از نبوغ، فکر و هر آن چیزی هستیم که با دقت در جزئیات شنوندگان را با دالانِ تازه‌ای از هزارتوی ارتباط انسان و محصول آشنا کند. آنچه دنبالش می‌گردیم پیش شما است؟کنفرانس تجربه کاربر شیراز خود را برابرِ ایده‌های نو، تحلیل‌های تأمل‌برانگیز، پرسش‌های جریان‌ساز و تجربه‌های درس‌آموز متعهد می‌داند و فرصت برابر دیده‌شدنِ را برای همه فراهم می‌کند.تجربۀ من گواهی می‌دهد که کنفرانس تجربه کاربر شیراز تلاش کرده تا فرصتِ تماشای چیستی و چگونگی ارتباط انسان با محصول را از منظرهای متنوع فراهم کند.شما هم می‌توانید سخنران امسال کنفرانس تجربه کاربر شیراز باشید.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Oct 2020 19:33:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرایند جذب سخنران در پنجمین کنفرانس تجربه کاربر شیراز</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/5th-conference-scientific-process-wkcoq1yspfmr</link>
                <description>کنفرانس تجربه کاربر شیراز (UX SHIRAZ)، امسال ۸−۱۰ بهمن ۱۳۹۹ برگزار خواهد شد. من امسال هم این افتخار رو دارم تا برای سومین سال پیاپی کارگردان علمی این رویداد مهم باشم.به لطف ویرگول و تاثیری که در امکان توزیع محتوای فارسی داشته، امسال رویکرد تیم علمی، شرایط و سیاست‌ها رو علاوه بر لایو اینستاگرمی در قالب یک مطلب مختصر توضیح می‌دم تا هم سیاست کلان یواکس‌شیراز یعنی «شفافیت» رو دنبال کرده باشم و هم بدین واسطه بتونم نقطه نظرات شما رو دریافت کنم.چهارمین کنفرانس یواکس شیراز (۱۳۹۸)نقش کارگردان علمی در کنفرانس یواکس شیرازتجربه دوره‌های قبلی نشون داده که بعضی از ایده‌های ارسالی از موضوع کنفرانس فاصله دارن. اگه همه‌ٔ این ایده‌ها به دست کمیته علمی برسن ممکنه روی کیفیت قضاوت‌شون تاثیر منفی داشته باشه. مسئولیت کارگردان علمی اینه که ابتدا طرح دریافتی از سوی فرد داوطلب سخنرانی رو بررسی کنه و مطمئن بشه طرح چند خصوصیت کلیدی رو داراست:اسپم نیست.اطلاعات پروفایلی ارسال کننده کامل، شفاف و گویای سوابقشه.ایده مطرح شده با موضوع کنفرانس مرتبط بوده و سنخیت داشته باشه.توضیحات داده شده در مورد ایده، شفافیت کافی برای ارزیابی شدن رو داشته باشه.شواهد و مستندات ارائه شده برای نشون دادن اهمیت ایده، کافی باشه.اگر طرحی واجد شرایط فوق باشه، به مرحله دوم یعنی «داوری توسط کمیته علمی» راه پیدا می‌کنه. بعد از انتخاب ایده‌های برگزیده توسط کمیته علمی، مجدد کارگردان علمی اونها رو با این معیارها بررسی می‌کنه:روش ارائه تمیز، شفاف، روان، خلاقانه و با کیفیت باشه.در ارتباط با سایر سخنرانی‌ها دارای پیوستگی و تنوع سوژه باشه.البته کارگردان علمی اجازه این رو نداره تا در این مرحله طرحی رو از لیست سخنران ها حذف کنه. چنانچه اشکالی به هر یک از برگزیده‌ها وارد باشه، موضوع رو به کمیته علمی ارجاع می‌ده و تنها اگر کمیته علمی این اشکال رو وارد بدونن، طرح دیگه‌ای رو به عنوان جایگزین معرفی می‌کنن.به‌هرحال هیچ گاه نظر یک نفر در تایید یا رد شدن ایده‌ها معیار نخواهد بود و همیشه نظر کمیته علمی متشکل از ۳ متخصص با مدرک دکترا (یا دانشجوی دکترا) در رشته‌های مرتبط با دیزاین تعیین کننده است.کیه که ندونه بغل کردن سخنران‌ها یه کار اساسا علمیه؟معیارهای داوری سخنران‌های پنجمین کنفرانس یواکس شیرازمعیارهای کلیدی برای انتخاب طرح‌های برگزیده که توسط کمیته علمی لحاظ می‌شن اینها هستن:دانش و یا تجربه سخنران در مورد ایدهٔ مطرح شده از عمق و غنای کافی برخوردار باشه. کمیته علمی سعی می‌کنه نسبت به این موضوع رویکرد شهودی و اکتشافی داشته باشه. یعنی اعضای کمیته علمی، قدرت سخنوری فرد در معرفی خودش رو نادیده می‌گیرن و به شناختی که خودشون بدست میارن متکی هستن.یک پدیده یا مفهوم نو ظهور رو معرفی کرده باشه، یا یکی از مفاهیم پایه رو عمیقا و به شکلی متفاوت توضیح بده. این نکته مهمه که اگر ایده‌ای صرفا بیانگر یک مفهوم قدیمی باشه، بدون اینکه تفاوتی در نحوه ارائه یا عمق موضوع وجود داشته باشه، در این معیار امتیاز کافی نمی‌گیره.بقدری کلی و قابل تعمیم باشه که شنونده بتونه اون رو در حوزه فعالیت خودش به کار بگیره. فرضا اگر ایده‌ای در حوزه فینتک مطرح شده، برای شنونده‌ای که در حوزه تجارت الکترونیک فعال هست هم قابل تعمیم باشه.اعضای کمیته علمی در هر یک از این معیارها (بصورت فردی) به ایده‌ها امتیاز می‌دن و در نهایت همگی بر اساس میانگین مرتب می‌شن. اما این پایان کار نیست و ایده‌هایی که بالاترین میانگین رو دارن، لزوما برگزیدگان نهایی نیستن.در مرحله دوم همه ایده‌ها اینبار بصورت گروهی ارزیابی می‌شن تا در انتخاب ایده‌ها ارزش‌های کلیدی رعایت و توزیع شده باشه (در ادامه این ارزش‌ها معرفی می‌شن). امسال احتمالا بین ۸ تا ۱۵ طرح انتخاب خواهد شد.سخنران‌های کنفرانس چهارم در پارالوگ ابتدای کنفرانس. از راست رسام رستمی‌ (صندلی خالی)، سروش پرهامی، سپهر محمدبیگی، حامد عبدی، فائزه بهمنی، پرهام زارع، پوریا خواصی، معین فخرآور، سعید محمدی ، علی ترقی جاه، حسام‌الدین مطهری و مسلم ابراهیمی.بازبینی گروهی ایده‌ها بر اساس ارزش‌های کلیدیکنفرانس یواکس شیراز، دو ارزش کلیدی رو دنبال می‌کنه:همگرایی میان‌رشته‌اییواکس با فناوری اطلاعات گره خورده، اما صرفا خاص این فضا نیست. در بسیاری از حوزه‌هایی مثل آموزش، تولید لوازم خانگی، خودروسازی، سلامت، مبلمان شهری و ... هم یواکس بسیار موضوعیت داره و از متخصصین این حوزه‌ها هم ایده‌هایی دریافت می‌کنیم. لذا کنفرانس یواکس‌شیراز نقطه تلاقی این حوزه‌ها و همگرایی بیشتر برای به اشتراک گذاشتن تجربیات مختلفه. پس تلاش می‌شه تنوع کافی در رشته‌های مختلف بوجود بیاد.توزیع عادلانه فرصت‌هاتلاش می‌شه افراد تازه‌کار و مجرب، از شهرهای بزرگ و کوچک، دارندگان تحصیلات آکادمیک یا صرفا تجربی، خانم‌ها و آقایون، چهره‌های شناخته شده و گمنام، همگی از فرصت ارائه برخوردار باشن. این هم جنبه اعتدال داره و هم گوناگونی. موضوع صرفا این نیست که تعداد آقا یا خانم در بین سخنران‌ها برابر باشه، بلکه گوناگونی زاویه دید اونها مهمتره.نکته مهم: ترکیب ارزش‌های کلیدی و معیارهای داوری، با هم تعیین کننده ایده‌های برگزیده هستن. یعنی فردی که میانگین بسیار پایینی داشته، به صرف اینکه گمنامه در لیست قرار نمی‌گیره. لازمه اختلاف نمره میانگین کم باشه. دارنده میانگین بالاتر هم، لزوما در لیست برگزیده‌ها نیست.مثلا ما صرفا برای ایجاد دگرگونی بین خانم‌ها و آقایون، یک خانم رو جایگزین یک آقا نمی‌کنیم. فقط در صورتیکه اختلاف میانگین خیلی‌کم باشه، قائل به ایجاد دگرگونی هستیم. چون از نظر ما اختلاف یک‌دهم آنچنان معنای ویژه‌ای نداره و می‌تونه صرفا یک خطای میانگین باشه.مکانیزم خود اظهارییواکس ‌شیراز برای انتخاب سخنران بصورت گزینشی یا با استفاده از ارتباطات عمل نمی‌کنه. یواکس شیراز با شبکه بزرگی از متخصص و طراح تجربه‌کاربر ایرانی (بیش از پنج هزار) و اندکی هم غیر ایرانی در ارتباطه. اما برای انتخاب سخنران‌ها متکی به شناخت خودش نیست و سراغ افرادی که می‌شناسه نمی‌ره.دلیلش ساده است. ارزش‌های کلیدی.تجربه دوره‌های پیشین به ما اثبات کرده که افراد توانمندی وجود دارن که تجربه و دانش بسیار خوبی دارن اما در حلقه‌ی دوستان (ارتباطات) ما نیستن. طبیعتا با این روش سخت می‌شه به افرادی رسید که هم گمنامند و هم شاید تحصیلات مرتبط ندارن (اما با تجربه هستن و حرف‌های شنیدنی دارن). سوگیری‌های شناختی در نهایت مارو به سمت افرادی می‌برن که شناخته شده هستن و فالور بیشتری دارن.مکانیزم خود اظهاری که به صورت فراخوان جذب سخنران هست، این امکان رو فراهم می‌کنه تا هم ایده‌های متعددی از رشته‌های متفاوت دریافت بشه و هم اینکه به افرادی با شرایط مختلف فرصت دیدن شده می‌ده.انتخاب سخنران ویژهدر واقع نه ویژه به معنای داشتن برتری خاصی در دانش یا توانایی، بلکه این یک سوپاپ اطمینان برای مدیریت برخی کاستی‌های مکانیزم خوداظهاریه. چون ما متکی به این هستیم که افراد خودشون بیان و اعلام کنن که چه ایده‌ای دارن، گاهی پیش میاد که جای خالی یک بحثی احساس می‌شه و هیچ کس هم در اون مورد ایده‌ای ارسال نکرده.لذا این امتیاز به کارگردان علمی داده شده که (با مشورت تیم اجرایی) حداکثر دو نفر رو خارج از فرایند اولیه داوری (با تکیه بر ارتباطات یا شناخت فردی) به کمیته علمی معرفی کنن. البته همچنان نیازه تا کمیته علمی ایده اونها رو تایید کنه و تنها تفاوت اینه که مستقیما وارد مرحله نهایی داوری می‌شن.در کنفرانس، کسی به عنوان سخنران ویژه اعلام عمومی نمی‌شه و امتیاز ویژه‌ای نسبت به سایر سخنران‌ها نداره. تنها تفاوت اینه که مستقیم وارد مرحله‌ نهایی داوری شده‌. البته اگه لازم نشه، سخنران ویژه‌ای نخواهیم داشت.به دیدگاه‌های شما نیاز داریمیواکس‌شیراز یک کامیونیتی باز و یک سازمان مردم نهاد با اهداف عام‌المنفعه است. نظرات و نقدهای شما می‌تونه به بهبود این فرایند و مکانیزم خوداظهاری در مسیر رسیدن به ارزش‌های کلیدی کمک کنه. اگه برای بهبود این فرایند نظری دارید، تردید نکنید، نظرتون رو همینجا توی ویرگول ارسال کنید تا به گفتگو بنشینیم.یا اگه تمایل دارید سخنران کنفرانس تجربه کاربر شیراز باشید، اینجا رو کلیک کنید و ایده‌تون رو به دبیرخونه بفرستید.از صمد خطیبی، سهراب مستقیم، زینب وصال، امیرتقی‌آبادی، حامد عبدی و کیارش آمالی‌وند هم برای نظرات سازنده‌شون در تنظیم این بیانیه قدردانی می‌کنم.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>امید امرایی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 10:12:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان در طراحی تجربه کاربری: دربارۀ آنچه در کنفرانس یوایکس شیراز گفتم+منابع</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%80-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DB%8C%D9%88%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-lzpsru4sbapb</link>
                <description>کمتر از یک ساعت است که از سفر و کنفرانس یو اکس شیراز برگشته‌ام خانه. معمولاً وقتی از یک رویداد عبور می‌کنیم و در بستر زمان پیش می‌رویم، خودمان را قضاوت می‌کنیم. مثلاً می‌پرسیم «اگر فلان چیز را گفته بودم بهتر نبود؟» یا «کاش فلان حرف را هم زده بودم» و… از این دست چیزها.اگر شنوندۀ حرف‌هایم در کنفرانس یواکس شیراز بوده باشید، این متن برای‌تان ارزشِ «کامل‌کننده» دارد. اگر هم در آن نشست حضور نداشته‌اید، در ادامه کم‌وبیش متوجه می‌شوید در شیراز دربارۀ چه موضوعی و با چه رویکردی حرف زده‌ام.در لابه‌لای متن هم سعی می‌کنم منابعی را که در سخنرانی از آن‌ها وام گرفته‌ام لینک کنم.وسواس روی زبان فارسی یا روی اصالت و هویت؟درست است که در یو ایکس شیراز دربارۀ تسلط بیشتر بر زبان فارسی و بهره‌گیری از کلمه‌های فارسی حرف زدم، اما اصرارِ اصلی‌ام بر مسئله «اصالت» و «هویت» است. با یک مثال سعی می‌کنم موضوع را شفاف‌تر کنم:قنات (که در سخنرانی‌ام از آن یاد کردم) یک نمونه از «طراحی» مبتنی بر «نیاز» و «فرهنگ» و «جغرافیا» و «اقتصاد» کاملاً بومی است. در مقابلِ قنات، چاهِ عمیق وجود دارد که از حدود ۵۰ سال پیش در ایران مرسوم شد.قنات کاملاً متناسب و مناسب جغرافیا و فرهنگ ما بود و با «تفکر روی نیاز بومی» طراحی شده بود. اما چاه عمیق کاملاً وارداتی بود و هیچ تناسبی با ویژگی‌های اقلیمی و فرهنگی ما نداشت.برای اینکه بدانید پدران و اقوام و هم‌وطنانِ ما (یعنی خودِ مردم) با حفر چاه‌های عمیق چه بلایی سر کشور و من و شما آوردند، توصیه می‌کنم حتماً حتماً فیلم مستند مادرکشی را تماشا کنید.اگر در صحبت‌هایم روی زبان تمرکز بیشتری داشتم به دو دلیل بود:کسب و کارِ من نوشتن است و طبیعی‌ست که بیشتر در این زمینه نظر بدهمزبان مادرِ تفکر و حرکت فرهنگ است و در عینِ حال بچۀ اجتماع و فرهنگ و اقتصاد هم هست. (عینِ ماجرای مرغ و تخم و مرغ)مسؤولیت ما در برابر زبانهمانطور که معین فخرآور عزیزم با ساختنِ واژۀ «هم‌آفرینی» در ارائه‌اش همگی را سر ذوق آورد، معتقدم هر یک از ما در حوزۀ تخصص‌مان برابر زبان فارسی مسؤولیت داریم.ما نباید فقط مصرف‌کننده باشیم و می‌توانیم مثلِ نجّارها برای صنعت خودمان واژه‌سازی کنیم. (کُنده‌گی، رنده‌گی، فارسی‌بُر و… واژه‌های کاملاً فارسی در کار نجّاری هستند).به‌گواه محاسبه‌های دکتر حسابی، زبان ما ظرفیت حیرت‌انگیزی برای خلق واژه‌های جدید دارد. اگر دایرۀ واژگان‌مان را گسترده‌تر کنیم، یقیناً به کشف و خلق‌های تازه‌ای می‌رسیم.در اینجا بیشتر دربارۀ مسؤولیت‌مان برابر زبان فارسی توضیح داده‌ام.خالق بودن بله، عمله و کارگر بودن نهیادمان باشد که عمله بودن نه هنر است، نه کنفرانس و نشست و بحث لازم دارد. این خالق بودن و «طراحی» است که نیازمند پرورش تفکر، گسترش بینش و پیدا کردنِ نگرشِ سازنده است. ما برای همین دور هم جمع شدیم.ما در یوایکس شیراز جمع شدیم تا دربارۀ انسان و چیزی که روی انسان اثر می‌گذارد حرف بزنیم. چطور ممکن است محصولی برای انسان بسازیم بدون آنکه این موجود را بشناسیم و ابعاد مختلف وجودش (روح و احساسات و بدنش) را در نظر بگیریم؟نادیده گرفتنِ انسان در طراحی، ناشی از کوته‌بینی و تنگ‌نظری است. یک طراح واقعی بدون شناخت انسان و رعایتِ وجودِ انسان دست به خلق نمی‌زند.عمله بودن از همه برمی‌آید. کافی‌ست فن (تکنیک) را یاد بگیریم. در بهترین حالت به ماهرترین فناور (تکنسین) تبدیل می‌شویم نه یک خالقِ الهام‌بخش.ولنگاری زبانی عینِ بی‌سوادی است، نه باسوادیقبل‌تر از این دربارۀ ولنگاری زبانی متنی نوشته بودم. خیلی اوقات می‌شنوم که می‌گویند باید جهانی بشویم یا زبان انگلیسی راحت‌تر است یا با آلودگی زبانی مفهوم را بهتر می‌رسانیم.همانطور که در سخنرانی هم گفتم، به‌عقیدۀ من این‌ها همه بهانه است. کسی که زبانِ آلوده دارد و مثلاً می‌گوید امروز هَپی‌ترم یا می‌خواهم در فلان مسئله دیپ‌تر بشوم، نه زبان مادری‌اش را درست بلد است نه زبان انگلیسی را. در هر دو زبان بی‌سواد است.مقالۀ جیمز هاربک به ما می‌گوید برچسب‌های ناروایی که به زبان فارسی می‌چسبانند، در مورد زبان انگلیسی هم کم‌وبیش صادق است.مسؤولیت من به‌عنوانِ نویسنده تجربه کاربریممکن است بخواهید به نویسندۀ تجربه کاربری تبدیل شوید یا به چنین فردی در کارتان نیاز پیدا کرده باشید.من تجربه‌برنویس (UX writer) هستم. وقتی می‌خواهم متن‌های یک محصول را خلق کنم، باید به خدمتِ طراح و «اهداف محصول» در بیایم. یعنی چه؟یعنی باید مناسب‌ترین حجم متن، لحن کلمات و آواها و صورت‌های نوشتاری را به کار بگیرم تا کاربر به‌سادگی از محصول بهره ببرد. نباید دست‌وپاگیر باشم. باید طرح را کامل کنم و در صورت لزوم، تشخیص بدهم چطور می‌توان از حجم متن کم کرد و کار را ساده‌تر کرد.اما این‌ها کافی نیست. من باید در زمان نوشتن متن تجربه کاربر، کاربرم را بشناسم و متناسب با فرهنگ و ویژگی‌های زیستی او دست به انتخاب کلمه‌ها بزنم.نکات ظریفی دربارۀ نویسندگی تجربۀ کاربر (UX Writing) به‌نظرم می‌رسد که آن‌ها را در اینجا نوشته‌ام.در طول ارائه‌ام از تعریف خانم لیزا سانچز (رهبر گروه طراحی دراپ‌باکس و… و بنیانگذار کوکن) بهره بردم که می‌توانید آن را در حساب مدیوم ایشان بخوانید.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>حسام الدین مطهری</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 11:11:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور برندبوک بسازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-tx8rbs4svfqk</link>
                <description>برندبوک یا راهنمای برند را به نام‌های مختلفی می‌شناسیم: Brandbook, Brand Manual, Style guide, Brand identity book, Visual Identity guidelines, Brand guide, که در کل سند رسمی از استانداردها و قواعد هویت یک برند است که برخی فقط شامل ابعاد طراحی و برخی تمام ابعاد ارتباطی برند را شامل می‌شوند.شروعمشخص کردن قواعد و بخش‌هایی که می‌خواهیم در برندبوک بیان کنیم.طراحی و صفحه‌بندی برندبوکخروجی PDFانتشار و اشتراک‌گذاری بین کارکنانچرا برندبوک بسازیم؟مهم‌ترین دلیل برای ساخت برندبوک ایجاد یکپارچگی و ثبات است. وقتی شما برندبوک ندارید هر طراح و بازاریاب ایده‌های خود را به هر نحوی که مناسب می‌بینند ارائه می‌دهند. آنها به جای بیان هویت برند، برداشت خودشان از برند را ارائه می‌دهند. تعارض در طراحی‌ها باعث می‌شود برند سردرگم و آشفته به‌نظر برسد و هویت برند را ضعیف و اعتبار آن را کاهش می‌دهد.برندبوک می‌تواند برای کارکنان جدید هم مفید باشد. و آنها سریع‌تر با هویت و قوانین برند هماهنگ شوند.قبل از ساخت برندبوک چه چیزهایی باید بدانیم؟باید تعادل را رعایت کنید، نه بیش‌از حد سخت و مانعی برای خلاقیت و نه سست و بی‌فایده باشد. ساخت برندبوک باید گروهی انجام شود و مدیران، طراحان و کپی‌رایترها هریک تاحدودی درگیر باشند و شخصی با اقتدار کافی برای تصمیم‌گیری، وظیفه هماهنگی و شکل‌ دادن به آن‌ را برعهده داشته باشد. راهنمای برندی که کارکنان از آن بی اطلاع اند یا به آن احترام نمی‌گذارند بی‌معنی است.برندبوک شامل چه چیزهایی می‌شود؟ همه راهنماهای برند یکسان نیستند ولی معمولا این سه بخش را شامل می‌شوند:درمورد برندماموریت و چشم‌انداز برند (Mission, Vision): یک بیانیه ماموریت درمورد اینکه چرا شرکت شما وجود دارد و به‌کجا می‌خواهد برود بنویسید. می‌تواند خیلی بزرگ باشد (می‌خواهید جهان را تغییر دهید) یا کوچک باشد ( یک مشکل کوچک و آزار‌دهنده را حل می‌کنید). مخاطب هدف: توضیح دهید که مشتریان شما چه کسانی هستند و به چه دلیل آنها به شما نیاز دارند (به‌عنوان مثال چگونه محصولات یا خدمات شما مشکلات آن‌ها را حل میکنند). شخصیت: لیستی از ۳ تا ۵ ویژگی که برند شما را توصیف می‌کند، برای مثال کلاسیک یا به‌روز، خشک و مصنوعی یا گرم و صمیمی؟ از تیم خود برای دیدگاه بهتر بپرسید. همچنین ۳ تا ۵ ویژگی که برند توصیف کننده برند شما نیست هم می‌تواند مفید باشد. ارزش‌ها: اصولی برای هدایت کردن تصمیم‌ها و اقدامات شرکت. ارزش‌های قابل یادآوری، کارکنان را در یک مسیر ثابت نگاه می‌دارد. بخشی از تایپوگرافی برندبوک ابسولوتبخشی از تایپوگرافی برندبوک شرکت گوهرفامبخشی از تعریف رنگ‌ها در برندبوک شرکت گوهرفامبخشی از تعریف لوگو در برندبوک شرکت گوهرفامبخشی از تصاویر برندبوک نایکدستورالعمل‌های بصری (Visual guidelines)نشانه (logo): رنگ‌، اندازه‌های استاندارد، موارد عدم استفاده، نحوه قرار گرفتنتگلاین (tagline):  جایی که باید نشان‌داده شودرنگ‌ها: رنگ اصلی و رنگ‌های دوم با ذکر کدهای RGB و CMYKتایپوگرافی (typography): فونت‌های اصلی برای سرفصل و متونتصاویر: سبک عکاسی و قواعد استفاده از عکس‌ها، نمونه‌هایی از عکس‌هایی که مناسب برند شما است گردآوری کنید، نمونه‌هایی که قبلا استفاده شده و برای برند شما خوب کارکرده‌اند، تصاویری را گردآوری کنید که منتقل کننده احساساتی باشند که می‌خواهید مردم در تعامل با برند شما احساس کنند.گرافیک‌ها: آیکن‌ها، الگوها (pattern) و بافت‌ها (texture)سایت: صفحه اصلی سایت باید چطور به‌نظر برسد و چه چیزهایی نباید در سایت قرارگیرد، یا چطور محصولات را نمایش می‌دهیددستورالعمل‌های ارتباطی (Communication guidelines)زبان: ارتباط برند با چه زبانی برقرار می‌شوددستور زبان و قالب: اختصارها، اعداد، زمان‌ها، حروف بزرگ و کوچک و عنوان‌هاقابلیت خواندن (Readability): جملات پیچیده یا ساده و کوتاهسبک (style): فنی یا غیر فنی،‌ رسمی، غیر رسمی، عامیانهایمیل: ساختار ایمیل و امضای ایمیلراهنمای سبک مقالات: دستورالعمل، قالب‌بندی و ساختار برای پست‌های وبلاگرسانه‌های اجتماعی (Social Media): هدف، زمان ارسال و نوع پست برای هر کانال اجتماعیصدا (voice): چطور صحبت می‌کنید، از این‌ها استفاده کنیم یا نکنیمچند نمونه برندبوک: https://www.flipsnack.com/cardesigns/brandbook-cocacola.html  https://www.flipsnack.com/Oldcastle/echelon-brand-book.html  https://issuu.com/cokonut08/docs/brand_look_thinkbook_starbucks  https://www.dropbox.com/s/wr2qubyvxb5vhhk/Goharfam%20Brand%20Manual.pdf?dl=0 نمونه‌ برندبوک شرکت خارجی:دانلود برندبوک شرکت اپلدانلود برندبوک اسکایپنمونه برندبوک شرکت ایرانی:دانلود برندبوک گوهرفام (طراح مجید آب‌ پرور، سال ۹۲)دیگر عناصر برندبعضی از برندها باید عمیق تر شوند. آیا نام تجاری شما به طور عمده دیجیتال است؟ آیا محصولات فیزیکی را فروخته اید؟ شما به دستورالعمل های بسته بندی نیاز دارید. آیا شما در بازاریابی رسانه های اجتماعی تمرکز می‌کنید؟ پس شما ممکن است برخی از دستورالعمل‌های مربوط به انواع تصاویری که در پست‌هایتان استفاده می‌کنید را مشخص کنید. سبک یک برندبوک باید متناسب با برندی باشد که متعلق به آن است. لیستی از عناصر اضافی که باید در برندبوک پوشش دهید تهیه کنید، برای مثال: دیجیتال: وبسایترسانه‌های اجتماعی ( اینستاگرام، توئیتر، تلگرام و ... )بنرهای تبلیغاتی و...چاپی:اوراق اداری (کارت ویزیت، سربرگ‌، پاکت نامه، فاکتورها و... ) بروشور و کاتالوگبسته‌بندی‌ها و...ساخت برندبوکطراحی خود برندبوک باید قواعدی را که بازگو می‌کند رعایت کرده باشد، منظم و قابل فهم برای هرکس باشد و به راحتی درک شود. ابتدا پیش‌نویس تهیه کنید و پس از بازخورد و تایید طراحی را تکمیل کنید، برای اینکه سریع‌تر به نتیجه برسید نمونه‌هایی از برندبوک‌های برندهای دیگر را نشان دهید تا مطمئن شوید دیدگاه‌های مختلف را درک کرده‌اید.  در آخر خروجی PDF بگیرید و در جای امنی که دسترسی عمومی ندارد قرار دهید و لینک آن‌را بین کارکنان به اشتراک بگذارید.نحوه استفاده و اجرای دستورالعمل‌های برندوقتی برندبوک ساخته شد باید مطمئن شوید که قوانین آن مورد احترام هستند وگرنه تمام وقت و تلاش شما در ساخت این راهنما به‌هدر می‌رود.گام اول این است که اطمینان حاصل کنید که همه کارکنان درباره وجود این سند اطلاع دارند. آن‌را در یک خبرنامه به اشتراک بگذارید و از تمام کارکنان بخواهید که این قوانین و استانداردها را بخوانند (نه فقط طراحان و نویسندگان کپی‌رایت). گام بعدی این است که وظیفه اجرای این دستورالعمل ها را به یک نفر اختصاص دهید. ایده آل اینست که شخصی که بر روند ایجاد برندبوک نظارت داشته، همان فرد قوانین را اجرا کند.می‌توانید پس از یک ماه یک جلسه برنامه‌ریزی کنید تا اطمینان حاصل شود که دستورالعمل‌ها و قوانین درست اجرا می‌شوند یا نه و از تیم خود درمورد مسائل، تجربیات و مشکلات احتمالی بپرسید. به‌یاد داشته باشید نشان‌های تجاری مانند انسان هستند! آن‌ها در طول زمان تغییر می‌کنند به همین دلیل است که شما یک بار در سال مجددا باید برندبوک خود را بازبینی و به‌روز کنید. اطمینان حاصل کنید که قوانین استاندارد و دستورالعمل فعلی هویت شما را منعکس می‌کنند.منبعمنبع</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>مجید آب پرور</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jan 2019 19:30:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی به فکر تجربه (UX) برنامه نویسها هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-ux-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA-ttrqthfx9kff</link>
                <description>از سالهای نه چندان دور دانشگاه تا محافل مختلف تخصصی و گپ و گفتهای جمع های دوستانه بحث چرایی وجود روشهای مختلف تعریف پارامترها در پرس و جوهایی که در جاوا فراخوانی میکنیم وجود داشته. اما امروز که یک روز به یلدای سال 1397 مانده و تقریبا یک هفته ای از سومین کنفرانس تجربه کاربر شیراز میگذره و طبق معمول این روزها مشغول کمک به ساختن دنیایی بهتر از طریق کدنویسی هستم ذهنم جرقه ای زد.آیا توی طراحی CallableStatement جاوا تجربه کاربر در نظر گرفته شده؟ چرا من میتونم در پرس و جو یا کوئری که به CallableStatement جاوا پاس میدم پارامترهارو هم با ایندکس و هم با نام پارامتر استفاده کنم؟ و چرا من از مدل ایندکس گذاری شده اون استفاده نمیکنم.مکالمه درونی ای برای من شکل گرفت که به مساله مدل یادگیری و رفتار حافظه آدمهای مختلف برمیگرده. همکاری داشتیم که نمیتونست ارتباط سریعی بین ایندکس و مقدار برقرار کنه. یعنی اگر میگفتی 3 تا عنصر داریم که با ایندکسهای 1 تا 3 شماره گذاری شدن و مقدار هر کدوم به ترتیب جاری، عمرانی و طرح هست و بعد ازش میپرسیدی ایندکس 1 مقدارش چی بود معمولا برای یادآوری به مشکل بر میخورد. بنابراین باید همیشه نیم نگاهی به متنها و نکته برداریهاش میکرد. اما وقتی با نامگذاری روبرو بود، مثلا میگفتی پارامتر &quot;دفتر&quot; اسمش &quot;p_book_type&quot; هست به یاد میاورد و با مشکلی روبرو نمیشد. حالا توی جاوا این راه حل برای این نوع فرد با این مدل حافظه طراحی و پیش بینی شده. بنابراین به تجربه این کاربر اهمیت داده شده. حالا این طراحی برنامه ریزی شده بوده یا نه باید بررسی کرد اما وجودش رو میشه اثبات کرد.داستان بالا رو میشه نمونه ای از طراحی نامحسوس (Invisible Design) هم در نظر گرفت. بدون اینکه بهش فکر کنیم ازش استفاده میکنیم و کارمون رو راحتتر میکنه.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>علی هنرمند</author>
                <pubDate>Thu, 20 Dec 2018 12:17:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی تجربهٔ کاربر (UX Design) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/uxshiraz/what-is-ux-design-jjpam4v8wset</link>
                <description>مسایلی که در این مطلب پوشش داده شده:واکاوی مفهوم و تاریخچه تجربه کاربر.طراحی تجربهٔ کاربر یعنی چه.المان‌های طراحی تجربهٔ کاربر در دیجیتال (خصوصا وب).طراحی محصول و طراحی تجربهٔ کاربر.طراحان تجربهٔ کاربر چه کسانی هستن.قبل از اینکه به خود مفهوم طراحی تجربهٔ کاربر و جزییاتش بپردازم، مقدمه‌ای کوتاه درباره مفهوم «کاربر» و «تجربه» از منظر هرمنوتیک تقدیمتون می‌کنم.کاربر چه کسی است؟اگه بخوایم این موضوع رو درست درک کنیم، اول باید بفهمیم منظور از کاربر چیه.در علوم کامپیوتر (۱۹۶۷)، کاربر به معنی فردیه که با یک ماشین (عمدتا کامپیوتر) تعامل داره. چون «تعامل» مفهوم ساده‌ای نیست من برای درک بهتر موضوع از ریشه‌شناسیِ کلمهٔ کاربر استفاده می‌کنم.کاربر (نف مرکب) که ترکیب شده از کار + بر. یعنی به کار برنده یا به معنای ساده‌تر استفاده کننده. در انگلیسی هم User اسم فاعلِ (عامل) کلمهٔ Use هست که باز همون معنی استفاده کننده رو داره.در دنیای UX که گاهی برای تاکید بیشتر بهش «کاربر نهایی» یا «کاربر عادی» می‌گن هم، اشاره به فردی داره که از یک محصول یا خدمات (عمدتا دیجیتالی) استفاده می‌کنه.تجربه چیست؟این اشتباه بزرگیه که تجربه رو در ترکیب «تجربهٔ کاربر» به تنهایی معنا کنیم. چون چیزی که از معنای تحت‌الفظی تجربه در فارسی و انگلیسی (Experience) به عنوان آزمودن و آزمایش، یا مجموعه‌ای از دانش و آگاهی‌ها برداشت می‌شه کمی با معنایی که در تجربهٔ کاربر هست اختلاف داره.در زمینه مورد بحث ما، تجربه یعنی تجربه‌های جسمی (فیزیکی)، حسی، ذهنی، روحی (معنوی)، اجتماعی و مجازی (شبیه‌سازی شده) یک انسان در زمان استفاده از یک محصول یا خدمات که ممکنه تاثیری کوتاه یا بلند‌مدت داشته باشن.درد گرفتن مچ دست در هنگام استفاده از موس (جسمی)، استرسی که بعد از حذف شدن تصادفی اطلاعات داریم (حسی)، شفاف نبودن مراحل تحویل کالا از یک فروشگاه اینترنتی (ذهنی) و تجربیاتی از این دست، نمونه تجربه‌های بد هستن.سادگیِ ثبت نام (عضویت) در یک وب‌سایت، اطمینان از امن بودن سیستم عامل لینوکس، خرید بدون نیاز به ثبت نام از یک فروشگاه اینترنتی و تجربیاتی از این دست، نمونه تجربه‌های خوب هستن.البته نکته مهم اینه که تجربه یک موضوع فاعلی و فردگراست. یعنی (حتی در مورد تجربیات جسمی) می‌تونه برای هر فردی متفاوت باشه یا می‌شه ازش تفسیر متفاوتی داشت.تاریخچه مختصری از تجربهٔ کاربرگرچه پرداختن به تجربه از حدود ۱۹۴۰ در علومی مثل «عوامل انسانی و ارگونومی» موضوعیت داشته، اما من فکر می‌کنم ورود واژه کاربرپسند (User-friendly) به فرهنگ لغت طراحان از ۱۹۷۷ بود که بعدا منجر به ابداع این واژه توسط دونالد نورمن در سال ۱۹۹۰ شده. البته خیلی منبع دقیقی برای این موضوع موجود نداره.خودِ نورمن درباره ابداع مفهوم می‌گه:من قصد داشتم همه زوایای تجربهٔ یک فرد در مواجهه با یک سیستم، شامل طراحی گرافیک صنعتی، رابط، تعاملات فیزیکی و ذهنی را پوشش بدهم. اما از وقتی کلمه (تجربهٔ کاربر) گسترش یافت، شروع کرد به پیدا کردن معنی خودش.اونطور که از گفتهٔ دونالد نورمن بر میاد، تعریف نخستی که خودش از این مفهوم داشته، با چیزی که امروز ازش می‌فهمیم تفاوت‌هایی داره و در طول زمان تغییر کرده.تجربهٔ کاربر (UX) چیست؟وقتی برای اولین بار یه موبایل خریدید چه حسی داشتید؟ اینکه می‌تونستید از تلفن بدون اینکه سیمش به جایی وصل باشه استفاده کنید، یا به هر جایی که دلتون می‌خواد ببریدش به شما حس برتری نمی‌داد؟وقتی اولین تماس تصویری رو برقرار کردید، اون هم بدون اینکه هزینه مازادی برای شما داشته باشه، تعریف‌تون از فاصله جغرافیایی تغییر نکرد؟ حس نمی‌کردید کسی که انگلستان زندگی می‌کنه خیلی هم از شما دور نیست؟اینها نمونه‌هایی از تجربه هستن که در یک زمانی خلق شدن. این تجربه‌ها باعث شدن تا شما خیلی نرم سبک زندگی‌تون رو تغییر بدید. الان دیگه بدون اینها زندگی خیلی قابل تصور نیست. این کاریه که تجربه با ما می‌کنه.آقای Jesse James Garrett  هم در یکی از کتاب‌های خودش به نام «المنت‌های تجربهٔ کاربر» میگه:تجربهٔ کاربر یعنی نگاه به کاربرد محصول از بیرون. یعنی از همون سمتی که مردم به نحوه عملکردش نگاه می‌کنن.همچنین Steve Krug نویسنده مشهور کتاب «Don&#x27;t make me think» می‌گه:تجربهٔ کاربر به زبان ساده یک هیجان، حس، بینش و یا ارتباطه که کاربر در زمان استفاده از محصول می‌سازه.نظر من هم اینه که همه اینها رو می‌شه در یک چیز خلاصه کرد. تجربهٔ کاربر یعنی یک تاثیر. تاثیری که کاربر حین استفاده از محصول یا خدمات می‌پذیره. در این باره نظراتی دارم که بعدا مفصلا بهش خواهم پرداخت.تجربه‌های ما تاثیر مهمی در مسایل اقتصادی دارن. تقریبا هر جا که ما پولی هزینه می‌کنیم تحت تاثیر یک تجربه است. در یک جمله، تجربه‌ها در حال تغییر دادنِ ما و سبک زندگی ما هستن. جوزف پاین و جیمز گیلمور که اولین بار در سال ۱۹۹۸ از واژه «اقتصاد تجربه» استفاده کردن، در این باره اینطور بحث کردن که کسب‌و‌کارها بایستی به دنبال خاطره‌سازی باشن و این خاطره خودش به نوعی یک محصوله. کسب و کارهای پیشرفته‌تر می‌تونن از راه تحولی که همین تجربه‌ها ایجاد می‌کنن ثروت بسازن.پس وقتی این تجربه‌ها تا این حد مهم  هستن که روی تصمیم‌گیری‌های ما تاثیر مستقیم دارن، دغدغه اساسی می‌شه اینکه چطور تجربه خلق کنیم.طراحی تجربهٔ کاربر (UX Design) چیست؟طراحی تجربهٔ کاربر مجموعه‌ای از روش، اصول و دستورالعمل‌هاست که حین تعاملِ انسان با یک محصول، از سودمندی، کاربردپذیری و مطلوبیت تجربه‌ها حمایت می‌کنه. با اینکه این روش‌ها عمدتا روش‌های آسانی هستن (easy)، اما خلق تجربه به دلیل درگیر بودن با خصوصیات انسانی ذاتا ساده (simple) نیست.همونطور که در تعریف تجربه گفتم، تجربه یک موضوع فاعلی و فردگراست. لذا کاربران متفاوت، تجربه‌های متفاوتی در استفاده از یه محصول دارن. یعنی ممکنه تجربهٔ من در استفاده از ویرگول با تجربه شما متفاوت باشه. مهمتر اینکه حتی تجربه یک فرد می‌تونه در طول زمان تغییر کنه.در ریاضی مسئله اینه که بفهمیم آیا X مساوی Y هست یا نه. اما در یو-اِکس دیزاین مسئله اینه که بفهمیم کاربران ما چه چیزی رو دارن تجربه میکنن. آیا کاربرد اون دکمهٔ خاص رو متوجه شده؟ آیا تونسته ربط بین جمله‌ای که نوشتیم با کاری که انجام میدیم رو پیدا کنه؟ آیا اندازه متنی که نوشتیم برای کسی که چشم ضعیفی داره مناسبه؟ آیا روش پیمایش به اندازه کافی واضحه؟ و ...طراحی اینجا یعنی پیدا کردن راه حل برای این مسائل. بنابر این طراحی تجربهٔ کاربر یعنی پیدا کردن  راه حلی برای بهتر کردن تجربه‌های کاربران.چند حقیقت در مورد طراحی تجربهٔ کاربر:یواکس دیزاین یک فراینده، نه یک اتفاق. یعنی شما نمی‌تونید انتظار داشته باشید اون رو یکبار بخرید و استفاده کنید.یواکس دیزاین رو باید از بالاترین سطوح سازمان (لایه رهبری و مدیران ارشد) شروع کرد نه با تغییر پوسته و ظاهر محصول.یواکس دیزاین تکاملیه. یعنی تجربه‌ها بر اساس آزمایش، تکرار و تکرار و تکرار بهبود پیدا می‌کنن. یکهو و ناگهانی خلق نمی‌شن.طراحی تجربهٔ کاربر یک فرهنگ یا بینش نیست. بلکه یک علمه و دارای روش‌شناسی و اصول مشخصه.یک الگوی واحد وجود نداره. همه کسب و کارهای موجود در یک حوزه یا یک صنعت، می‌تونن الگوهای منحصر به فردی برای خلق تجربه‌های کاربران‌شون داشته باشن.یواکس دیزاین فقط به استفاده محدوده. تجربه‌هایی که مربوط به خرید یا نحوه برخورد با مشتری هستن در حوزه‌های دیگه‌ای مثل مدیریت تجربهٔ مشتریان (CX) قرار می‌گیرن و جنس متفاوتی دارن.یواکس دیزاین از نظر مفاهیم، هم‌پوشانی‌های فراوانی با حوزه‌های دیگه‌ای مثل بازاریابی، معماری، خدمات مشتریان، مدیریت کسب و کار و حتی مدیریت منابع‌انسانی داره.تجربهٔ کاربر در درون سیلوها اتفاق نمی‌افته. تیم محصول به تنهایی نمی‌تونه عامل همه تجربه‌های خوب یا بد کاربران باشه.طراحی تجربهٔ کاربر در دیجیتال (وب و موبایل)البته طراحی تجربهٔ کاربر محدود به دیجیتال نیست. شما اگر تولید کننده صندلی هستید، باز هم دارید تجربه خلق می‌کنید. اما در هر صنعتی اِلمان‌های متفاوت، اهمیت متفاوتی دارن. به عنوان مثال در صنایع خودروسازی، «طراحی صنعتی» بیش از سایر مسایل اهمیت داره. اما در دیجیتال المان‌های دیگه‌ای مهم هستن که من مهمترین اونها رو به اختصار توضیح می‌دم.طراحی‌تعامل (Interaction Design)طراحی‌تعامل مهمترین المان یواکس دیزاین در دنیای دیجیتاله و مربوط می‌شه به روش تعامل انسان با محصولات دیجیتالی. چون محصولات دیجیتالی ابزار‌های تکنولوژیک، ناملموس و خشنی هستن، ارتباط انسان با این ابزار‌ها کمی متفاوته. معمولا کاربران شما نمی‌تونن خیلی راحت به محصول شما اعتماد کنن. به همین دلیل ارتباط انسان با چنین ابزار‌هایی (به عنوان یک موجود اجتماعی) نیاز به یه رویکرد تعاملی و دوطرفه داره.&gt;‌ توضیحات کامل‌تر در مورد طراحی‌تعامل رو می‌تونید اینجا ببینید. طراحی دیداری (Visual Design)من نمی‌خوام مباحثی مثل روانشناسی گشتالت و یا ادراک دیداری رو بشکافم ولی به طور کلی طراحی دیداری (یا همون گرافیک) یعنی روش استفاده از عناصر بصری مثل رنگ، تصاویر و سمبل‌ها، برای انتقال یه پیام به کاربر. کاربردپذیری (Usability)کاربردپذیری یعنی طرح این سوال که برای رسیدن به یه هدف مشخص، باید چه امکاناتی رو در اختیار کدوم دسته از کاربرا قرار بدیم که منجر به استفاده موثر، رضایت بخش و با بهره وری بالا بشه. هرچند که کاربردپذیریِ خوب برای خلق یه تجربه موثر ضروریه، اما به تنهایی هم تضمینش نمی‌کنه و باید به توانایی انسان در استفاده از اون محصولِ خاص هم توجه داشته باشیم.رابط کاربر (UI)رابط یا واسط کاربر، همونطور که از عنوانش بر میاد، یعنی چیزی که رابطِ بین محصول و کاربره. طراحان رابط کاربر (UI Designer) از طراحی بصری، طراحی تعامل و کاربردپذیری در سطح وسیعی برای قابل استفاده کردن محصول بهره می‌برن. شاید چون UI تنها بخش قابل دیدنِ محصوله، خیلی از افراد تصور می‌کنن UI یعنی همون UX و حتی در بسیاری مواقع این دو رو به شکل UI/UX Designer مطرح می‌کن.&gt; موضوع رابط‌کاربر رو میتونید به طور کامل‌تری توی این مطلب دنبال کنید.دسترسی‌پذیری (Accessibility)ناتوانی (Disability) پایه بحث‌های مربوط به دسترسی‌پذیریه. به این معنی که انسان‌ها دارای اقسام متفاوتی از ناتوانی مثل کم‌بینایی یا نابینایی، اختلالات شناختی و ذهنی، مشکلات شنیداری، ضعف‌های کلامی و معلولیت هستن.دسترسی‌پذیری یعنی ایجاد شرایطِ استفادهٔ آسان و راحت توسط همهٔ انسان‌های دارای ناتوانی.&gt; برای اطلاعات بیشتر می‌تونید این مطلب رو مطالعه کنید.تعامل انسان و کامپیوتر (HCI)شاید بشه گفت تعاملِ انسان و کامپیوتر موضوع اصلی تجربهٔ کاربره. در واقع ما باید تجربهٔ کاربر رو در طراحی‌ها دخالت بدیم. می‌تونیم این بخش رو به عنوان نتیجه‌گیری هم در نظر بگیریم و بگیم به طور کلی در طراحی  تجربهٔ کاربر، درک احساسات انسانی کلید اصلیه. اولین قدم در طراحی تجربهٔ کاربر اینه که ببینیم چی می‌تونه باعث بشه کاربر مایل به استفاده از محصول یا خدمات ما بشه.معماری اطلاعات (Information Architecture)اگه بخوام تعریفی که انستیتو جهانی معماری اطلاعات ارائه می‌کنه رو ساده کنم، معماری اطلاعات علم و هنریه که کمک می‌کنه کاربران دسترسی بهتری به اطلاعات داشته باشن. به عبارتی معماری اطلاعات یعنی کمک به کاربر برای اینکه بتونه اطلاعات رو راحت‌تر پیدا کنه.طراحی محصول و طراحی تجربهٔ کاربرطراحِ محصول بیشتر به کارکرد درونی محصول توجه داره، درحالیکه طراحِ تجربهٔ کاربر اغلب سوالاتی در مورد کارکرد بیرونی محصول مطرح می‌کنه. کارکرد درونی یعنی نحوه کارکرد محصول، فارغ از اینکه چه کسی ازش استفاده می‌کنه. اما کارکرد بیرونی یعنی فارغ از اینکه کارکرد محصول چیه، کاربر چطور ازش استفاده می‌کنه.می‌دونم این پاراگراف بالا کمی ثقیله. پس بذارید مثالی بزنم.طراحان «هواپیما» به این توجه دارن که به عنوان یک محصولِ پرنده، برای غلبه بر جاذبه چطور باید از قوانین آیرودینامیک بهره ببرن، میزان فشار داخل هواپیما باید چقدر باشه یا در صورتی که افت فشار رخ داد باید چکار کرد.اما طراحان تجربه به این توجه دارن که افراد معلول چطور قراره روی این صندلی‌ها بشینن. آیا دقیقا متوجه می‌شن ماسک اکسیژن رو چطور باید روی صورت قرار داد؟ علایم روی صندلی‌ها و کف هواپیما برای مواقع اضطراری به اندازه کافی گویا هستن؟طراحِ تجربهٔ کاربر کمتر به کارکرد اصلی هواپیما یعنی پرواز کردن توجه داره. بیشتر تمرکزش روی اینه که چطور این پرواز می‌تونه برای همه در دسترس و خوشایند باشه. از طرف دیگه تجربه نشون داده کاربران ممکنه از محصول دقیقا به همون منظوری که براش ساخته شده استفاده نکنن. به این دو مثال توجه کنید:شاید اینطور به نظر برسه که بازی ورق‌بازی یا مین جمع‌کنِ ویندوز برای وقت‌گذارنی طراحی شده باشن. اما در واقع برای یک منظور خاص دیگه بوده. ابتدای دهه ۹۰ میلادی که دنیا تازه ویندوز ۳.۰ رو دیده بود، عده‌ای از مردم بلد نبودن از موس استفاده کنن. لذا بازی Free Cell ساخته شد تا بهشون روش استفاده‌اش رو یاد بده. بازی Minesweeper هم برای آموزش نحوه استفاده از کلیک چپ و راست موس ساخته شده بود.از هرکس بپرسید سمت آبی‌رنگ پاک‌کن‌ها برای چه منظوریه، حتما می‌گه برای پاک کردن نوشتهٔ خودکار. اما در واقع ابتداعا برای پاک کردن نوشته مداد روی کاغذهای ضخیم بوده، چون قسمت قرمز رنگ روی کاغذ لکه به جا می‌گذاشته.طراح تجربهٔ کاربر (UX Designer) کیست؟طراحان تجربهٔ کاربر دو دسته هستن:متخصص (Specialist):در یکی دوتا از حوزه‌های طراحی تجربهٔ کاربر (تعامل، گرافیک، معماری اطلاعات، کاربردپذیری، دسترسی‌پذیری و رابط کاربر) تخصص داره. البته در این حوزه‌ها همپوشانی‌های زیادی هست، ولی هرکدوم قواعد خاص خودشون رو هم دارن.همه فن حریف (Generalist):به صورت عمومی تو همه و یا اکثر حوزه‌ها آگاهی داره، اما عمدتا در هیچ کدوم کاملا عمیق نشده.شاید به گونه‌ای می‌شه طراحان رو به پزشکان تشبیه کرد. طراح همه فن حریف رو مثل پزشک عمومی و طراح متخصص رو مثل پزشک متخصص دونست.طراح تجربهٔ کاربر کسیه که حواسش به تجربه‌های خوب و بد کاربران محصول شما هست و تلاش می‌کنه اونها رو بهتر کنه. این موضوع به چند دلیل خیلی پیچیده‌تر از اونیه که به نظر می‌رسه:ما با رفتارهای پیچده انسانی سروکار داریم و انسان‌ها خیلی پیچیده‌تر از اونی هستن که بشه برای همه‌شون یک راه حل واحد ارائه کرد.تجربه‌های کاربران مدام در حال تغییره بنابراین هر روز با مسائل جدید برخورد می‌کنیم که نیاز به راه حل‌های جدیدی هم دارن.طراحی تجربه کاربر مبتنی بر داده است و داده‌ها می‌تونن بسیار پیچیده و فریبنده باشن.در حال تولید هر محصولی که باشید، کاربران شما یک سری نیاز‌هایی دارن که باید بهشون پاسخ داده بشه. اگه یه طراح تجربهٔ کاربر رو در کنار خودتون داشته باشید، بهترین پاسخ رو میدید. اگه نداشته باشید، احتمالا هزینه خیلی بیشتری رو باید انجام بدید.در نهایتمن تلاش کردم تا در این مطلب اکثر مسایل رو پوشش بدم. با این حال نمیشه کتمان کرد که احتمالا هنوز سوالاتی برای شما باقی مونده باشه. لذا شما رو به دو چیز دعوت می‌کنم:اول اینکه اگر سوالی دارید بپرسید یا اگر نظر دراید با گفتنش به تکمیل این بحث کمک کنید.دوم با معرفی طراحان خوب تحربه کاربر که می‌شناسید، در معرفی اونها به دیگران کمک کنید.</description>
                <category>تجربه کاربر شیراز</category>
                <author>امید امرایی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Sep 2011 23:21:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>