بخش دوم : سوگواران خاموش


در مواجهه با سوگ : اغلب کودکان نادیده گرفته می شوند.کودکانی که می توان از آنها به ( فراموش شدگان سوگ ) یادکرد. چون یا فکر می کنیم متوجه نمی شوند ؛ یا برای محافظت از آن ها حقیقت را پنهان می کنیم .در حالیکه آنها دنیا را از طریق (احساسات بزرگترها ) و (تغییر در روتین ها ) درک می گنند.
از این رو میتوان سه مشخصه مهم و اصلی را در مورد این گروه کوچک و نادیدنی مطرح کرد .
نخست کودکان سوگ گذار دارند ( pudding).سوگ گذار ( نوسان طبیعی بین غم و بازی در کودکان است ).
برخلاف بزرگسالان که مثل یک رودخانه در غم غرق می شوند: کودکان مثل( پریدن در چاله های آب ) سوگواری میکنند. یک لحظه به شدت غمگین اند و لحظه ای بعد می خواهند بازی کنند . این به معنای بی خیالی آنها نیست: بلکه ظرفیت روانی شان برای تحمل درد طولانی مدت محدودتر است.
دوم مفهوم (تفکر جادویی): کودکان: به ویژه زیر هفت سال: ممکن است فکرکنند رفتار یا فکر آنها باعث مرگ شده است؛ مثلا با خود بگویند:
( چون آن روز به حرف بابا گوش ندادم ؛ این اتفاق افتاد.)
اینجاست که آن تجزیه و گسست که در مبحث قبل به آن اشاره شد : درکودک می تواند به شکل ترس های شبانه یا اضطراب ظاهر شود.
سوم کودکان در سوگ : گروهی پر خطر محسوب می شوند. زیرا بیان غم را ندارند و سوگشان را بیشتر با رفتار نشان می دهند؛ مانند پرخاشگری ؛ شب ادراری ؛ یا وابستگی بیش از حد.
اگر در این مرحله دیده نشوند ؛ آن (جزیره ای شدن ) در وجودشان نهادینه می شود و بعدها ممکن است به شکل اضطراب ؛ ترس های ناپایدار یا خشم های انفجاری خود را نشان دهد.
نکته :
یک ماه اول زمان سازگاری با نبودن فیزیکی است و نباید در این مدت کودک را برای ( عادی شدن ) تحت فشار گذاشت.
باید دانست این دوره تنها دوره ( فشار نیاوردن برای عادی شدن ) است و نه پایان سوگ .
در نوشته های بعدی به سراغ تاثیر سوگ در سنین مختلف و جزییات رفتاری خواهیم رفت . اما در این میان شاید این پرسش مطرح شود :
آیا نوزادان و نوپایان هم سوگواری میکنند؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
جزیره ای به نام سوگ ۳
مطلبی دیگر از این انتشارات
جزیره ای به نام سوگ
مطلبی دیگر از این انتشارات
پیچ و تاب سوگ بر پیکرِ در حال رشد: از نوزادی تابزرگسالی