<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات virals</title>
        <link>https://virgool.io/virals/feed</link>
        <description>پست هایی که برای همه جالب هستند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:51:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/nd1jo6ytb6l3/gbu4ip.png</url>
            <title>virals</title>
            <link>https://virgool.io/virals</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زندگی در کوه به خاطر حساسیت به امواج وای فای</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%DB%8C-x4asid5gu7kv</link>
                <description>این زن به خاطر حساسیت به وای فای و امواج رادیویی در کوه‌ها زندگی می‌کند و در کیسه‌ای ۵۰۰ دلاری می‌خوابدسریال بهتره با ساول تماس بگیری یا Better Call  Saul را به یاد دارید. در این سریال برادر ساول گودمن به صورت بیمارگونه‌ای  از امواج الکترومغناطیسی می‌ترسید. تا حدی که کار وکالت را به کنار گذاشته  بود و در خانه‌اش اصل موبایل و تلویزیون و حتی یخچال هم نداشت و  ملاقات‌کنندگان او مجبور بودند که موبایل‌ها او را در صندوق پست بیرون خانه  بگذارند و داخل نیاورند.روزی گلادول (Rosi Gladwell) هفتاده ساله هم اعتقاد دارد نسبت به  اشعه‌های الکترومغناطیسی حساسیت دارد و اگر در برابر پرتوهای اینترنت  وای‌فای قرار بگیرد؛ احساس ضعف، تنگی نفس و خارش در صورت خواهد کرد. وی تا  کنون هزاران پوند صرف محافظت از خود در برابر وای‌فای هزینه کرده است.او در کیسه خوابی ۴۰۰ پوندی دراز می‌کشد که از جنس نقره و مس بافته شده  است و همانند یک ورقه فلزی محافظ عمل می‌کند تا پرتوهای رادیویی بازتابانده  شوند و به بدن او نرسند. هنگام خواب، خودش را در این کیسه خواب چنان  می‌پیچاند که هیچ بخشی از بدنش بیرون نیست تا در تماس با امواج رادیویی  باشد.همچنین، یک ردیاب اشعه دستی ۲۰۰ پوندی دارد تا در هر محلی سریعا بتواند امواج رادیویی را شناسایی کند.وی در یک گفت‌وگو با خبرنگاران می‌گوید از آینده وحشت‌زده‌ام. فعلا موفق  شدم با بخت و اقبال زیاد یک خانه در حومه شهر پیدا کنم که فرکانس‌های  الکترونیکی بسیار ضعیفی دارد یا اصلا به آن‌جا نمی‌رسند. در این خانه پنهان  شدم تا از این امواج در امان بمانم.این پیرزن می‌گوید اگر ۵G به شهرشان بیاید؛ معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارش است و این واقعا یک مسئله بسیار خطرناک است.روزی گلادول می‌گوید از هنگامی که متوجه شده نسبت به پرتوهای  الکترومغناطیسی حساسیت دارد؛ صدها پوند خرج کرده و انواع تجهیزات محافظتی و  مقابله‌ای با این امواج را خریداری کرده است. همچنین، غالب اوقات در  خانه‌هایی ییلاقی و روستایی کوه‌های اسپانیا زندگی می‌کند.این خانم در طول کل مدت سفر ۳۰ ساعته‌اش با کشتی به کشور اسپانیا در  کیسه خواب فلزی مخصوص‌اش پیچیده بوده؛ در حالی‌که همسرش هم همراه او است.دردسرهای حساسیت به امواج رادیوییاو ۶ سال پیش وقتی به مدت ۱۰ دقیقه گوشی تلفن همراه و وای‌فای خانه‌اش  را خاموش کرد؛ متوجه شد به حساسیت EMF دچار شده است. او می‌گوید: «در آن  زمان هر کسی که می‌شنید حساسیت EMF دارم؛ تعجب می‌کرد یا باور نمی‌کرد و  برایشان خیلی عجیب بود ولی الان دیگر این‌گونه نیست.»او می‌گوید اصلا نمی‌تواند وارد یک شهر بزرگ شود زیرا سیگنال‌ها در  آن‌جا قوی‌تر هستند. اگر به کافی‌شاپ برود؛ سعی می‌کند بیرون از کافه  بنشیند و اگر برای شام به رستوران برود؛ دستگاه اندازه‌گیری اشعه‌های  رادیویی را با خودش می‌برد تا تصمیم بگیرد می‌تواند در این رستوران غذا  بخورد یا خیر!اگر روزی گلادول به مدت طولانی در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی باشد؛  مجبور می‌شود دو روز کامل در خانه حبس شود و از هر وسیله الکترونیکی که  چنین اشعه‌هایی دارند (مانند تلویزیون) دوری کند. تقریبا همه‌چیز در  خانه‌اش باید خاموش باشد تا دوباره حالش بهتر شود.این خانم لیدر گروهی به نام Electromagnetic Field Awareness Totnes است  که درباره میدان‌های مغناطیسی در زندگی روزمره آگاهی‌ می‌دهند. آن‌ها دور  هم جمع می‌شوند و فیلم‌ها یا مستندات آشنایی با اثرات اشعه‌های  الکترومغناطیسی را بررسی می‌کنند.دانشمندان می‌گویند حدود ۴ درصد مردم به حساسیت EMF دچار هستند و نباید  دست کم گرفته شوند. خود خانم روزی گلادول می‌گوید غالب مردم در شهرهای بزرگ  احساس خستگی و استرس دارند که می‌تواند از اثرات امواج رادیویی باشد.حساسیت به امواج الکترومغناطیسی هنوز از دید سازمان بهداشت جهانی، یک تشخیص ثابت شده نیست.اما برخی از تحقیقات با تعداد مورد محدود تا حدی موضوع را به رسمیت شناخته‌اند. جدول زیر شاید تا حدی مفید باشد:همان طور که در جدول بالا می‌بینید در تقسیم‌بندی یک و دو، علایم ایجاد  شده پذیرفته شده‌اند. (با یک مطالعه دو سو کور) اما این تقسیم‌بندی، گروه ۳  و ۴ هم دارد که در آنها افراد فوبی و هذیان درک امواج و آسیب و گزند ناشی  از آن را دارند.منبع</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Fri, 04 Oct 2019 13:57:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصاویر/ حال و هوای دختران پرسپولیسی پیش از بازی با کاشیما</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%A7-pv8hlohzkrv6</link>
                <description> هواداران تیم پرسپولیس روز شنبه از ساعاتی قبل از شروع بازی این تیم با تیم  کاشیما آنتلرز ژاپن در محوطه استادیوم آزادی حاضر شدند. 			  سوالات و نظرات خودتون رو با   من به اشتراک بزارید تا من رو در   انتخاب موضوع پست های   بعدی          یاری کرده باشین و من بتونم پست های کاربردی و  جذاب تری برای   شما        عزیزان   قلم بزنم . می تونید من رو در توییتر و اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. اینستاگرام سلطان  رو فالو کنید و از انبوهی ار ویدیو های اموزشی اینستاگرام (کسب درامد و افزایش فالوور) لذت ببرید.و در اینساگرام اپ بازار میتونید از بهترین اپ ها و بازی های جدید (اندروید و اپل) با خبر بشید.با احترامات فراوان سلطان</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Nov 2018 12:30:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران در جنگ جهانی اول؛ هشت زن که بچه‌ها را می‌پختند و می‌خوردند!</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%9B-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DA%86%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%BE%D8%AE%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-qgwzrk0bacw2</link>
                <description> اما وضع از این هم بدتر شد. مردم گرسنگی کشیده که از این رنج به جنون رسیده  بودند به خوردن گوشت انسان روی آوردند. آدم‌خواری تا بحال جرمی ناشناخته  در پرشیا بوده بنابراین طبق قانون پرشیا مجازاتی برای آن در نظر نگرفته شده  است. مجرمان عمدتا زنان هستند و قربانیان کودکانی که از مقابل در  خانه‌هایشان ربوده شده‌اند یا در شلوغی معابر بازار. مادرانی که برای گدایی  نان بیرون می‌رفتند نگران کودکانشان بودند تا مبادا در غیاب آن‌ها دزدیده و  خورده شوند. 			دروازه تهران شهر قزوین جنگ جهانی اول واقعه‌ای که پایان آن را آغاز ورود ایران به دوران مدرن  می‌دانند و بزرگترین فاجعه انسانی صد سال اخیر است، صد سال پیش در چنین  روز‌هایی به پایان رسید، اما تاثیرگذارترین رویداد یک قرن اخیر گویی از  خاطره ایرانیان محو شده است. شاید هم آنقدر دردناک بوده که حافظه جمعی  می‌خواسته آن را فراموش کند.سه سوار ترسناکمحمد علی جمالزاده ایران در زمان جنگ جهانی اول، به خصوص در دو سال آخر را این طور توصیف می‌کند:&quot;جنگ  اول جهانی در آستانه اتمام بود که در دل شبی تاریک و هولناک سه سوار  ترسناک که هر کدام شمشیر و شلاقی به بر داشتند به آرامی از دیوار‌های شهر  عبور کردند و به آن وارد شدند.یک سوار نامش قحطی، دیگری آنفلوانزای  اسپانیایی و آخری وبا بود. طبقات فقیر، پیر و جوان، همچون برگ پائیزی در  برابر حمله این سواران بی‌رحم فرو می‌ریختند.هیچ غذایی پیدا  نمی‌شد، مردم مجبور بودند هرچه را که می‌توانستند بجوند و بخورند. به زودی  گربه و سگ و کلاغ را نمی‌شد یافت. حتی موش‌ها نسلشان بر افتاده بود.برگ،  علف و ریشه گیاه را مانند نان و گوشت معامله می‌کردند. در هر گوشه و کنار،  اجساد مردگان بی‌کس و کار پراکنده بود. بعد از مدتی مردم به خوردن گوشت  مردگان روی آوردند. &quot;خشکسالی تبریز؛ مرده‌ها در کوچه‌ها‌این شرحی است که احمد کسروی در کتاب &quot;تاریخ هیجده ساله آذربایجان&quot; از آن زمان به دست می‌دهد:&quot;ما  در تاریخ داستان خشکسالی زیاد می‌خوانیم، ولی گمان نمی‌دارم از این بدتر  خشکسالی بوده. ما آن‌ها را ندیده‌ایم تا با این بسنجیم، ولی دلیل می‌داریم  که این از سخت‌ترین خشکسالی‌ها بوده، زیرا نه ماه بیشتر آسمان از باریدن  ایستاد و از تابستان که زمان برداشت خرمن‌ها بود کمیابی نمودار گردید. از  آن سوی روسیان در بسیار جا‌ها انبار‌ها را مهر کرده و آنچه گندم و جو  یافتند برای خود گرفتند. &quot;&quot;بدتر از همه آنکه خشکی و نایابی در هر  سوی ایران رو داده و آوردن گندم و جو اگر چه از جا‌های دوری باشد، نشدنی  بود. در این میان زمستان هم فرا رسیده و سرما گرفتاری دیگری برای بینوایان  بود. &quot;&quot;کم‌کم رنگ‌ها زرد و تیره شدن گرفت و کسانی که از گرسنگی مرده بودند در کوچه‌ها دیده می‌شدند... یک زمستان سخت و دلگدازی می‌گذشت. &quot; رژه نظامیان ایران کسروی ادامه می‌دهد:&quot;امسال که بهارش به خوبی آغازیده بود، تابستان و  و پاییزش با بدی پیش آمده و زمستانش بدتر می‌نمود. امسال کشت‌ها کم بار  داده و گندم و جو کم بدست آمده و کمیاب و گران شده بود. در تابستان که  هنگام برداشت کشت و فراوانی خواروبار باشد نان کم شده، مردان و زنان در جلو  نانوایی‌ها انبوه می‌شد. گفته می‌شد معدل الدوله پیشکار مالیه از گندم  دولتی فروخته و انبار را تهی گذارده است. در چنین هنگامی روسیان هم به  خریدن و انبار کردن گندم و جو می‌کوشیدند. از هر باره زمینه برای کمیابی و  گرسنگی آماده می‌شد. &quot;غرب ایران؛ &quot;خوردن گوشت انسان&quot;غیر  ایرانیان حتی تصاویری دلخراش‌تر از آن روز‌ها را تصویر کرده‌اند بخصوص در  مرز غربی ایران که بیش از هر جا آماج سپاهیان خارجی بود.سرهنگ ام.  اچ داناهو، افسر اطلاعاتی ارتش بریتانیا که به عنوان خبرنگار ویژه دیلی  کرونیکل در ۵ آوریل ۱۹۱۸ وارد ایران شد در کتابش &quot;ماموریت به پرشیا&quot;  می‌نویسد که درباره وخامت اوضاع اقتصادی و کمبود غذا در این کشور زیاد  شنیده بوده، اما پس از عبور از مرز با عمق فاجعه روبرو شده است:&quot;اجساد  مردان و زنان در معابر عمومی افتاده بود؛ پشته‌های چروکیده و تلنبار شده  بشریتی فلک‌زده، در میان انگشتان خشکیده آن‌ها هنوز دسته‌ای علف که از خاک  بیرون کشیده بودند دیده می‌شد یا ریشه‌هایی که از مزارع کنده بودند تا  شکنجه مرگ از گرسنگی را سبک‌تر کنند. &quot;در مواقع دیگر پیکری زار و  نحیف که اندک شباهتی به انسان داشت، چهار دست و پا به جلوی ماشین‌هایی که  می‌گذشتند می‌خزید و بجای حرف با علامت برای تکه‌ای نان التماس می‌کرد.  برای رد کردن چنین درخواستی واقعا دل سنگ لازم است. &quot;در اولین روز  در سرزمین گرسنگان شاه! در قصر شیرین توقف کوتاهی داشتیم و به سرعت جماعت  گرسنگان ما را احاطه کردند. زن بیچاره‌ای که کودکی به بغل داشت از ما خواست  فرزندش را نجات دهیم. نصف قوطی گوشت کنسرو و مقداری بیسکویت به او دادیم و  او از خدا برای ما در خواست آمرزش کرد. ما تحت تاثیر نگرانی مادرانه او  قرار گرفتیم؛ با اینکه معلوم بود از گرسنگی مفرط عذاب می‌کشد، اما تا بچه  سیر نشد لقمه‌ای از گلوی خودش پایین نرفت. &quot;داناهو می‌نویسد در  همدان نان، تنها قوت مستمندان، بسیار گران بوده: &quot;روز ششم مارس آقای  مک‌دانل کنسول بریتانیا رسما محاسبه کرد که روزانه دویست نفر از گرسنگی  می‌میرند. &quot; پل سنگی در کنگاور &quot;اما وضع از این هم بدتر شد. مردم گرسنگی کشیده که از این رنج به جنون  رسیده بودند به خوردن گوشت انسان روی آوردند. آدم‌خواری تا بحال جرمی  ناشناخته در پرشیا بوده بنابراین طبق قانون پرشیا مجازاتی برای آن در نظر  نگرفته شده است. مجرمان عمدتا زنان هستند و قربانیان کودکانی که از مقابل  در خانه‌هایشان ربوده شده‌اند یا در شلوغی معابر بازار. مادرانی که برای  گدایی نان بیرون می‌رفتند نگران کودکانشان بودند تا مبادا در غیاب آن‌ها  دزدیده و خورده شوند. &quot;&quot;هیچگاه نشد به بازار بروم یا از کوچه‌های  تنگ و ناهموار بگذرم و وحشت مهوع تیره‌بختی بشری را احساس نکنم. کودکان  اندکی تفاوتی با اسکلت داشتند و دور آدم را می‌گرفتند و برای تکه‌ای نان یا  چیزی که بشود با آن نان خرید گدایی می‌کردند. با دادن چند سکه بی‌ارزش  انسان نمی‌توانست از فکر اینکه آیا سرنوشت دیر یا زود این کودکان را روانه  ظرف خوراک‌پزی می‌کند یا نه بر خود نلرزد. &quot;داناهو می‌نویسد هشت زن  دستگیر شدند و اعتراف کردند چند بچه را از فرط گرسنگی کشته و خورده اند از  جمله یک و مادر دختر که در حین پختن یک دختر هشت ساله دستگیر شدند و بعد  در مقابل اداره تلگراف همدان سنگسار شدند. یدک‌کش کردن قایق به گل نشسته در جزیره قشم ۱۹۱۴ اصفهان؛ سال دمپختکیرسول  جعفریان و منیژه کوشکی در مقدمه رساله &quot;تنبیه‌الغافلین و عبرت‌الناظرین در  قحطی اصفهان&quot; نوشته سید محمد نجم‌الواعظین موسوی خواجویی وضعیت اصفهان را  این طور توصیف می‌کنند.&quot; قحطی سال ۱۳۳۶ قمری در زمان سلطنت احمد  شاه قاجار و در سال‌های پایانی جنگ جهانی از جهت شدت و عمومیت دومین قحطی  ایران در سده‌های سیزدهم و چهاردهم بود. &quot;دلایل قحطی اصفهان:کمبود محصول غلهناامنی اصفهان و روستا‌های اطرافخرید مقادیر زیاد گندم توسط پلیس جنوب (نیروی وابسته به انگلیسی‌ها)اختلافات محلیسوء سیاست شیخ‌الاسلام رئیس بلدیه وقتعدم  مقابله قاطع با محتکران و ایجاد مزاحمت برای خرده‌پا‌ها و روستاییانی که  مختصر غله‌ای در خانه‌های خود نگهداری کرده بودند و مصادره آنها.    منبع: پژوهشی در زمینه جمعیت‌شناسی تاریخ ایران، احمد کتابی&quot;قحطی  سال ۱۳۳۶ ق. که در میان عامه مردم به مجاعه (قحطی و گرسنگی) و نیز &quot;سال  دمپختکی&quot; معروف شد و به دلیل مهابت این واقعه مردم تا مدت‌ها حوادث ماقبل و  مابعد آن را با معیار سال قحطی می‌سنجیدند. در تهران گفته شد روزی پنجاه  نفر می‌میرند. &quot;&quot;از غرائب آنکه قدری که نائره قحط فرو نشست مرضی  پیدا شد عمومی که مردم مبتلا به حصبه و نفخ می‌شدند، برخی به نفخ شکم دچار  می‌شدند، به خصوص آن‌ها که علف و خون و سائر متفرقات خورده بودند، کمر به  اصطلاح عَلَم نکردند. عجب‌تر آنکه دیگر از این قحطی اسب و قاطر و الاغ باقی  نماند. &quot;  منبع: بی بی سی سوالات و نظرات خودتون رو با   من به اشتراک بزارید تا من رو در   انتخاب موضوع پست های   بعدی          یاری کرده باشین و من بتونم پست های کاربردی و  جذاب تری برای   شما        عزیزان   قلم بزنم . می تونید من رو در توییتر و اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. اینستاگرام سلطان  رو فالو کنید و از انبوهی ار ویدیو های اموزشی اینستاگرام (کسب درامد و افزایش فالوور) لذت ببرید.و در اینساگرام اپ بازار میتونید از بهترین اپ ها و بازی های جدید (اندروید و اپل) با خبر بشید.با احترامات فراوان سلطان</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Nov 2018 12:22:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردی که می‌خواهد ۲۰ سال سنش را کم کند!</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DB%B2%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D9%86%D8%AF-breguqgev91w</link>
                <description> یکی دیگر از ادله آقای راتلبند اشاره به نظر پزشکانش است که به او گفته‌اند  بدن یک فرد ۴۵ ساله را دارد و خودش معتقد است که یک &quot;خدای جوان&quot; است. او  در خصوص دلیل این کارش گفته که سال گذشته روزی خود را در مقابل آیینه دیده و  تصمیم به انجام این تغییر سن گرفته است. 			مردی که می‌خواهد ۲۰ سال سنش را کم کند!  میل راتلبند شهروند اهل کشور هلند که به حرفه &quot;مربی مثبت‌نگری&quot; مشغول به  کار است، شکایتی به مراجع حقوقی این کشور تسلیم کرده تا سن قانونی‌اش را ۲۰  سال کاهش داده و بتواند با سن کمتر در وبسایت‌های دوست‌یابی از شانس  بیشتری برخوردار شود.وی در پرونده حقوقی‌اش تقاضا کرده تا تاریخ تولدش از ۱۱ مارس ۱۹۴۹ به ۱۱ مارس ۱۹۶۹ تغییر یابد.راتلبند  گفته: &quot;ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که می‌توانیم نام و جنسیت خود را  تغییر دهیم، بر همین اساس چرا نمی‌توانیم در مورد سن‌مان هم تصمیم بگیریم؟ &quot;براساس  گزارش رسانه‌های محلی، دادگاهی در شهر آرنهم هلند قرار است در خصوص این  پرونده اعلام رای کند. مقامات رسمی چندان نسبت به موفقیت این پرونده مطمئن  نیستند و معتقدند که هیچگونه اهرم قانونی برای انجام چنین تغییری در تاریخ  تولد وجود ندارد.یکی از قضات این پرونده سوال کرده که تکلیف ۲۰  سالی که راتلبند درصدد پاک کردن آن است چه خواهد شد: &quot;در این مدت پدر و  مادر وی از چه کسی مراقبت کرده بودند؟ &quot;در مقابل راتلبند معتقد است  که به خاطر سنش، علیه او تبعیض اعمال می‌شود و این مسئله بر موقعیت شغلی و  استخدامی وی و یا شانس استفاده‌اش از پلتفرم‌های دوست یابی مانند &quot;تیندر&quot;  تاثیرات منفی گذاشته است.وی گفته: وقتی من ۶۹ ساله باشم دچار  محدودیت‌های متعددی هستم، اما اگر ۴۹ ساله باشم، آنوقت می‌توانم خانه جدیدی  بخرم یا خودرو دیگری را رانندگی کنم و ساعات کار بیشتری داشته باشم. راتلبند  می‌گوید: &quot;وقتی من در تیندر هستم با سن ۶۹ سال از هیچکس پاسخی نمی‌گیرم،  اما اگر با قیافه امروزم ۴۹ ساله باشم، آنوقت در یک موقعیت عالی قرار  می‌گیرم&quot;.یکی دیگر از ادله آقای راتلبند اشاره به نظر پزشکانش است  که به او گفته‌اند بدن یک فرد ۴۵ ساله را دارد و خودش معتقد است که یک  &quot;خدای جوان&quot; است.او در خصوص دلیل این کارش گفته که سال گذشته روزی  خود را در مقابل آیینه دیده و تصمیم به انجام این تغییر سن گرفته است. وی  توضیح می‌دهد که دلیلش نه به خاطر پیر شدن که به خاطر نهایت استفاده از  باقیمانده عمرش است.آقای راتلبند همچنین گفته در صورتی که دادگاه به نفع وی رای دهد، بازنشستگی با سن قبلی را نخواهد پذیرفت.قانون اساسی کشور هلند به طور واضح تبعیض در زمینه شغل براساس سن را ممنوع کرده است.امیل  راتلبند در یک سال گذشته بودایی شده و کلاس‌های آموزشی دایر کرده است. او  همچنین در دوبله انیمیشن &quot;ماشین‌ها ۲&quot; به زبان هلندی از زبان یکی از  خودرو‌ها صحبت می‌کند.  سوالات و نظرات خودتون رو با  من به اشتراک بزارید تا من رو در   انتخاب موضوع پست های   بعدی         یاری کرده باشین و من بتونم پست های کاربردی و  جذاب تری برای   شما       عزیزان   قلم بزنم . می تونید من رو در توییتر و اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. اینستاگرام سلطان  رو فالو کنید و از انبوهی ار ویدیو های اموزشی اینستاگرام (کسب درامد و افزایش فالوور) لذت ببرید.و در اینساگرام اپ بازار میتونید از بهترین اپ ها و بازی های جدید (اندروید و اپل) با خبر بشید.با احترامات فراوان سلطان</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Nov 2018 12:07:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پسر گمشده هندی که بعد از ۲۵ سال با گوگل ارث موفق به یافتن خانواده‌اش شد</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DB%B2%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%AB-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B4-%D8%B4%D8%AF-iwsmn0vrh4lf</link>
                <description> سناریویی آشنا برای همه ما: کودکی به تصادف، گم می‌شود و بعد از سال‌ها، به ناگاه مادرش را پیدا می‌کند!مطابق خبری که سایت  cnet  منتشر کرده است، این داستان آشنا فیلم‌های هندی، بار دیگر رخ داده است،  این بار واسطه به هم رسیدن مادر و کودک گم‌شده -که حالا برای خود مردی شده- گوگل ارث بوده است.«سارو بریرلی»، در سال ۱۹۸۶، پنج سال بیشتر نداشت، او  در این زمان با برادر بزرگ‌ترش با قطار مشغول سفر بود، در طی سفر او به  خواب رفت و وقتی بیدار شد، متوجه شد که ۱۴ ساعت از زمان آغاز سفرش گذشته،  برادرش در کنارش نیست و او در حومه شهر کلکته است، کسی نیست کمکش کند و نام  و نشانی از محل اقامتش نمی‌داند.او زندگی در خیابان‌ها را شروع کرد و در میان انبوهی از بچه‌های مشابه  خود با گدایی، روزگار گذراند تا اینکه یتیم‌خانه‌ای او را پذیرفت و بعد از  مدتی زوجی استرالیایی او را به فرزندی قبول کردند.اما وقتی او که بزرگ شد، سودای دانستن اینکه او از کجا آمده و اشتیاق  پیدا کردن خانواده‌اش رهایش نمی‌کرد. برای همین به فکرش رسید که از اینترنت  استفاده کند.او به هیچ عنوان نام جایی را که در آن زندگی می‌کرد به یاد نمی‌آورد، به همین خاطر کارش خیلی سخت بود.سرانجام سارو تصمیم گرفت که از اینترنت استفاده کند: او سرعت متوسط  قطارهای هندی را می‌دانست و می‌دانست که چند ساعت در راه بوده است، پس  می‌توانست حساب کند که حدودا منطقه محل سکونت او چقدر با کلکته فاصله داشته  است.پس در گوگل ارث، به مرکز کلکته و به شعاعی که حساب کرده بود، شروع به جستجو کرد و سرانجام شهر مورد نظر را که «خاندوا» بود پیدا کرد.او در گوگل ارث زوم کرد و از خاطراتی که برایش باقی مانده بود، آبشاری را که در کودکی در کنار ان بازی می‌کرد، به یاد آورد. سارو سرانجام به خاندوا رفت تا در محل شروع به جستجو کند، سرانجام  خانه‌ای با ظاهری آشنا یافت که ساکنان آن نقل مکان کرده بودند، او نام این  خانواده را می‌دانست، با کمک ساکنان منطقه او سرانجام خانه محل اقامت مادرش  را پیدا کرد.در ابتدا او مادرش را نشناخت، مادری که با دیدن او بعد از این دو دهه و  نیم، ماتش برده بود، بعد از مدتی، مادر، دست فرزندش را گرفت و او را به  درون خانه برد. آخرین باری که پیش از این، سارو مادرش را دیده بود، او یک زن زیبای ۳۴ ساله بود، اما حالا قیافه‌اش خیلی فرق کرده بود.  اما در این داستان عجیب مدرن، نباید برادر بزرگ سارو را مقصر بدانید،  چرا که سارو دریافت او در جریان آن سفر، مرده بود و پیکرش بعد از چند ماه  در کنار خط آهن پیدا شده بود.راستی، دستمال کاغذی دارید؟! سوالات، نظرات  و مشکلات       خودتون رو با من به اشتراک بزارید تا من رو در   انتخاب موضوع پست های بعدی       یاری کرده باشین و من بتونم پست های کاربردی و  جذاب تری برای شما     عزیزان   قلم بزنم . می تونید من رو در توییتر و اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. با احترامات فراوان سلطان</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Fri, 09 Nov 2018 10:26:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۷ حقیقت غافل‌گیرکننده درباره بیل گیتس به بهانه تولد ۶۳ سالگی او</title>
                <link>https://virgool.io/virals/%DB%B1%DB%B7-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%DB%B6%DB%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88-wkndvbey1ba9</link>
                <description> امروز، ۲۸ اکتبر بیل گیتس وارد ۶۳ سالگی می‌شود.بیل گیتس برای نسل‌های مختلف نمادهای متفاوتی است. یک نسل او را  برنامه‌نویس تیزهوشی می‌دانند و نسل دیگر سبک مدیریت فناوری و کسب‌وکارش را  سرلوحه کارشان قرار دادند. نسل بعدی هم بیل گیتس را بیشتر یک مرد ثروتمند و  بشردوست می‌شناسند که در امورخیریه و حل مشکلات بشری فعال است. همه می‌دانیم که موسس مایکروسافت است؛ یکی از موفق‌ترین شرکت‌های فناوری در جهان.همین‌طور می‌دانیم یکی از ثروت‌مندترین افراد روی کره زمین است. بنیاد  بیل و ملیندا گیتس را برای امور خیریه و انسان‌دوستانه تاسیس کرده است.شاید هم سخنان مدیریتی و نکات ظریفی از زبان او در کتاب‌ها و سایت‌های  مختلف خوانده باشیم ولی زندگی این فرد هم نکات و حقایق شنیدنی و  غافل‌گیرانه زیادی دارد.به بهانه روز تولد و ورود به ۶۳ سالگی بیل گیتس، در ادامه ۱۷ حقیقت از زندگی این مرد بزرگ دنیای فناوری را با هم مرور می‌کنیم:حقایقی که شاید درباره بیل گیتس نمی‌دانید۱- اولین برنامه کامپیوتری خود را در نوجوانی روی یک کامپیوتر General  Electric در مدرسه Lakeside Prep نوشت. این برنامه یک بازی دوز  (tic-tac-toe) بود که کاربر با کامپیوتر بازی می‌کرد: ۲- هنگامی که مدیران مدرسه استعداد برنامه‌نویسی بیل گیتس را کشف کردند؛ به  او اجازه دادند برنامه کامپیوتری مدرسه برای برنامه‌ریزی دانش‌آموزان در  کلاس‌ها را بتویسد. بیل گیتس با دست‌کاری کدهای برنامه خودش را در  کلاس‌هایی با تعداد دختران خیلی زیاد می‌انداخت: 3- گیتس در دوران نوجوانی تمام مجموعه کتاب «World Book Encyclopedia» را مطالعه کرده است:  ۴- گیتس در آزمون‌های SAT کالج امریکا امتیاز بسیار بالای ۱۵۹۰ از ۱۶۰۰ را کسب کرده است:  ۵- بیل گیتس هم همان راهی را رفت که بسیاری از کارآفرینان موفق جهان طی  کردند. او در سال ۱۹۷۵ دانشگاه هاروارد را ترک کرد تا تمام وقت‌اش را صرف  مایکروسافت کند:  ۶- دو سال پس از خروج از دانشگاه هاروارد توسط پلیس در نیومکزیکو دستگیر شد  چون بدون گواهی‌نامه رانندگی و چراغ قرمز را نیز رد کرده بود:  ۷- در مایکروسافت، گیتس سعی می‌کرد اطلاعات شغلی کارمندان را به خاطر  بسپارد تا همیشه بداند چه زمانی وارد شرکت شده یا از آن‌جا رفتند. در  نهایت، گیتس پذیرفت این کار را رها کند چون مایکروسافت به اندازه کافی بزرگ  شده بود:  ۸- گیتس علاقه‌مند به خودروهای شرکت پورشه است و در حال حاضر سوار خودروی پورشه ۹۵۹ اسپرت می‌شود:  ۹- برای پروازهای هوایی از مربی پرواز استفاده می‌کند و سوار هواپیمایی  می‌شود که در سال ۱۹۹۷ خریداری کرده و «ریخت و پاش بزرگ» خطاب‌اش می‌کند:  ۱۰- علاوه بر خرید هواپیما، یکی دیگر از ریخت و پاش‌های بیل گیتس مجموعه‌ای  از دست‌نوشته‌های لئوناردو داوینچی به نام Codex Leicester است که در سال  ۱۹۹۴ به قیمت ۳۰.۸ میلیون دلار خریداری کرد:  ۱۱- گیتس با آن ثروت عظیمی که دارد؛ می‌گوید فرزندان‌اش هریک تنها ۱۰  میلیون دلار به ارث می‌برند که سهم بسیار ناچیزی از ثروت ۹۰.۹ میلیارد  دلاری او است. گیتس می‌گوید ارثیه زیاد برای بچه‌ها خوب نیست:  ۱۲- اگرچه این روزها بیشتر وقت بیل گیتس صرف امور بناید خیریه‌اش می‌شود  ولی هنوز با مایکروسافت روی پروژه «Personal Agent» کار می‌کند. گیتس  می‌گوید این پروژه به شما کمک می‌کند همه‌چیز را به خاطر بیاورید. به عقب  برگردید و چیزهایی را پیدا کنید و به چیزهایی که بیشتر توجه دارید؛ واکنش  نشان بدهید:  ۱۳- گیتس می‌گوید اگر در مایکروسافت کار نمی‌کرد؛ اکنون یک محقق هوش مصنوعی بود:  ۱۴- با وجود علاقه زیادش به هوش مصنوعی ولی می‌گوید نگران آینده هوش مصنوعی  است و در کمپین تشکیل شده درباره این موضوع عضو است. کمپینی که ایلان ماسک  و استفان هاوکینگ هم عضویت دارند: . ۱۵- گروه موسیقی مورد علاقه بیل گیتس؟ Weezer و البته به گروه U2 هم  علاقه‌مندی نشان می‌دهد و می‌گوید هنوز منتظر است گروه Spinal Tap دوباره  تورهای خود را برگزار کنند:  ۱۶- گیتس سالی ۵۰ کتاب می‌خواند و می‌گوید هنوز خواندن بهترین و اصلی‌ترین راه برای یادگیری و آزمایش ادراک من است:  ۱۷- گیتس هیچ‌گونه زبان خارجی نمی‌داند. می‌گوید تا کنون بزرگ‌ترین پشیمانی زندگی‌اش همین موضوع است:  سوالات، نظرات  و مشکلات       خودتون رو با من به اشتراک بزارید تا من رو در   انتخاب موضوع پست های بعدی       یاری کرده باشین و من بتونم پست های کاربردی و  جذاب تری برای شما     عزیزان   قلم بزنم . می تونید من رو در توییتر و اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. با احترامات فراوان سلطان</description>
                <category>virals</category>
                <author>سلطان</author>
                <pubDate>Fri, 09 Nov 2018 09:08:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>