<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات رایتیم | ™writeam</title>
        <link>https://virgool.io/wRITINO/feed</link>
        <description>تولید محتوا و کپی رایتینگ | رایتیم به شما کمک می‌کند تا بتوانید محتوایی جذاب، خلاقانه و گیرا برای سایت و شبکه‌های اجتماعی کسب‌و‌کار خود آماده کنید و با استفاده از آن بازاریابی محتوایی بهتر و فروش بیشتری را تجربه کنید!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:37:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/z9uy8valjpwv/tgb9ym.png</url>
            <title>رایتیم | ™writeam</title>
            <link>https://virgool.io/wRITINO</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدل RFM بازاریابی شما را متحول می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D9%85%D8%AF%D9%84-rfm-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-ogf9clg7fkch</link>
                <description>در کتاب‌های بازاریابی تمرکز بسیاری از مباحث بر روی بخش‌بندی بازار یا همان Segmentation است و همواره بیان می‌شود که با تقسیم بندی درست بازار، تمرکز روی یک یا چند بخش و شخصی‌سازی پیام‌ها، بازاریابی اثربخش‌تری را می‌توان ارایه کرد. RFM یکی از این مدل‌های تقسیم‌بندی است که تمرکزش بر روی مشتریان فعلی فروشگاه شماست. تحلیل به کمک RFM محاسن زیادی دارد که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت ولی همین که برای انجام آن نیاز به پرسشنامه، کارهای تحقیقاتی و استفاده از روش‌های آماری پیچیده نیست، RFM را بسیار کاربردی و جذاب کرده است.تعریف RFMاین واژه مخفف سه کلمه Recency به معنای اینکه چند روز از آخرین خرید مشتری گذشته است، Frequency به معنای اینکه مشتری چندبار از ما خرید کرده است و Monetary به معنای مجموع مبلغ خرید مشتری است. در واقع در این مدل ما مشتریان را فقط بر اساس نوع رفتاری که با کسب و کار ما داشته‌اند تقسیم‌بندی می‌کنیم و قطعا می‌توانیم پیام‌هایی بسیار شخصی‌ و کارآمد به آن‌ها بدهیم. نحوه محاسبه متغیرها در RFMمهم‌ترین قسمت در عملیاتی سازی مدل RFM نمره دادن به هر کدام از متغیرهاست. هر کدام از متغیرها بصورت طیف 1 تا 5 ارزش‌گذاری می‌شوند، 1 پایین ترین نمره و 5 بالاترین نمره است. برای مثال در مورد Recency باید به نوع بیزینس‌ توجه داشته باشید، اگر محصول زود مصرف عرضه می‌کنید نمره R مشتری که 8 روز از خریدش گذشته را می‌توان 5 و مشتری که 60 روز از خریدش گذشته را می‌توان 1 در نظر گرفت. برای Frequency نیز باید فکر کنید،داده‌های گذشته را کمی بررسی کنید و از شهودتان کمک بگیرید. برای مثال می‌توانید نمره مشتری که تنها یکبار از شما خرید کرده را 1 و نمره مشتری که بیش از 7 بار از شما خرید کرده را 5 درنظر بگیرید. این نمره‌دهی ها با توجه به مدل کسب و کار متفاوت است.در نمره دهی به Monetary می‌توانید از AOV یا همان ارزش میانگین سبد خرید مشتریان استفاده کنید. AOV از تقسیم کل فروش به تعداد سفارش محاسبه می‌شود که می‌توانید آن‌را بصورت ماهانه، فصلی و یا سالانه محاسبه کنید. مبلغی که برای AOV بدست می آید را می‌توان به عنوان نمره 3 در نظر گرفت و سایر نمره‌ها را با توجه به آن تعیین کرد.در تصویر پایین می‌توانید نحوه نمره‌گذاری ما برای این متغیرها را در یک فروشگاه اینترنتی محصولات الکتریکی مشاهده کنید.بخش بندی مشتریان به کمک مدل RFMچنانچه بخواهید با استفاده از اطلاعاتی که تا اینجا مطرح شد یک گروه از مشتریانتان را به عنوان قهرمانان معرفی کنید این گروه چه ویژگی‌هایی دارند؟ساده‌ترین پاسخ این‌است که این گروه باید نمره‌های به مراتب بالاتری در هر کدام از متغیرهای RFM داشته باشند. یعنی تا امروز چندین‌بار از ما خرید کرده‌اند، از آخرین خریدشان زمان زیادی نگذشته است و میزان خریدی که تا امروز در فروشگاه ما انجام داده‌اند مبلغ خوبی بوده است.دسته بندی مشتریان در مدل تحلیل RFM بر اساس نمره‌است که آن‌ها برای هر کدام از متغیرهای RFM می‌گیرند. به عنوان مثال با توجه نوع نمره‌گذاری در تصویر بالا، نمره RFM مشتریی که از آخرین خریدش 33 روز گذشته، تا الان 3 بار از ما خرید کرده و مجموع مبلغ خریدش تا این لحظه 17 میلیون تومان است 434 است.با استفاده از این مدل شما به چند گروه از مشتریان می‌رسید که مدل رفتارتان با هر یک از این گروه‌های مشتری باید متفاوت باشد چون هر کدام از این گروه‌ها ارزش متفاوت و مدل رفتاری متفاوتی نسبت به سایر گروه‌ها دارند. در تصویر پایین می‌توانید دسته‌های متفاوت و نمره‌هایی که در هر دسته جای می‌گیرند را مشاهده کنید.نحوه تنظیم گزارش RFMاگر شما صاحب یک فروشگاه اینترنتی یا هر مدل کسب و کاری هستید به احتمال بسیار زیاد با یک نرم‌افزار حسابداری کار‌ می‌کنید، ساده‌ترین کار برای راه‌اندازی مدل تحلیلی RFM این است که با یک مبلغ بسیار کم از شرکت ارایه‌کننده نرم افزار حسابداریتان بخواهید این گزارش را به عنوان یک فیچر جدید به گزارش‌های حسابداریتان اضافه کند(کاری که من کردم). اگر با ووکامرس کار می‌کنید و امکان گرفتن این گزارش را از نرم‌افزار حسابداری‌تان ندارید می‌توانید از یک پلاگین‌نویس بخواهید که یک پلاگین برای ارایه این گزارش برای شما بنویسد.چنانچه به این مورد هم دسترسی ندارید باید دست به کار شوید و خودتان داده‌ها را در اکسل وارد کرده و با فرمول نویسی به گزارش مورد نظرتان برسید، البته در این مورد هم می‌توانید از متخصصان اکسل استفاده کنید. همیشه در نظر داشته باشید که شما یک مارکتر هستید و قرار نیست در تمام زمینه‌ها متخصص باشید، فضا را برای سایر متخصص‌ها باز کنید تا خودتان در حوزه تخصصتان رشد بیشتری داشته باشید.در ادامه نمونه‌ای از گزارش RFM در نرم‌افزار حسابداری را با شما به اشتراک می‌گذارم.چگونه با RFM بازاریابی خود را متحول کنیم؟به کمک RFM نه تنها بازاریابی بلکه ارزش و سودآوری کسب و کار را می‌توان متحول کرد. در بازاری که بسیاری از رقبا ابتدایی‌ترین اصول بازاریابی را رعایت نمی‌کنند استفاده از RFM می‌تواند برای کسب و کار شما همانند جادو عمل کند. در ادامه چند مثال دیگر برای استفاده از گزارش RFM  مطرح می‌کنم ولی در نظر داشته باشید چیزی که ما را نسبت به سایرین متمایز خواهد کرد خلاقیت در نحوه استفاده از ابزار است.فرض کنید می‌خواهیم به مشتریان تاپ‌لول و یا قهرمانانمان برای شب یلدا هدیه ارسال کنیم. در گزارش RFM کافیست داده‌ها را با توجه به نمره‌ای که برای قهرمانان در نظر گرفتیم فیلتر کرده و گزارش اکسل را دانلود کنیم.میخواهیم مشتریانی که میزان خرید مناسب داشته اند و چندین بار هم از ما خرید کرده‌اند ولی مدتی است که خرید جدید نداشته‌اند را ترغیب کنیم تا مجدد از ما خرید داشته باشند. کافیست گزارش را با توجه به این معیارها فیلتر کرده و با روش‌های خلاقانه خود آن‌ها را ترغیب به خرید مجدد کنیم. در مارکتینگ همیشه باید حواسمان باشید که قرار نیست همه افراد از ما راضی باشند و هیچ‌وقت ما صد در صد بازار را تصاحب نخواهیم کرد. RFM به شما اجازه می‌دهد که برخی مشتریان را رها کنید تا میزان مبلغ تبلیغاتتان را مدیریت و بهینه کنید.تمامامیدوارم این نوشته بهتون کمک کرده باشه.من محمد رحیم زاده هستم و شما می‌تونید سایر نوشته های من رو با کلیک روی اسمم بخونید :)</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>محمد رحیم زاده</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 12:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 اصل یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/6-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-kf5yjhrpamy8</link>
                <description>مانند هر فعالیت یا حرفه ای، درک اصول اساسی برای موفقیت در آن حرفه ضروری است. طبیعتاً بازاریابی محتوایی هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر برنامه بازاریابی محتوایی شما همراه با اصول اساسی خودش نباشد، شانس کمی برای هک رشد در مسیر موفقیت شما وجود دارد. با من در ادامه همراه باشید تا شما را با 7 اصل مهم و اساسی در بازاریابی محتوایی آشنا کنم. با کمک این اصول می توانید موفقیت برنامه بازاریابی محتوایی خود را تضمین شده بدانید. عمل بر اساس اصول بازاریابی محتوایی یا توسل به هک رشد؟دیگه زمان این گذشته که یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی را تنها با خوب نوشتن حفظ کنیم. شوک محتوا باعث تولید سیل عظیمی از انواع محتوا شده که از تقاضا پیشی گرفته و به همین خاطر بازاریابان محتوایی باید بیشتر از همیشه تلاش کنند تا از رقبای خودشان یک سر و گردن بالاتر باشند.برخی از کسب و کارها برای دور نگه داشتن رقبا یا سبقت از آن ها، گاهی اصول یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی را پشت گوش می‌اندازند و در عوض بر بهترین شیوه‌های جدید و هک‌های رشد تمرکز می‌کنند. در چنین شرایطی آن‌ها منتظر نتیجه نیستند و در واقع می خواهند همین الان به جواب برسند.در حالی که آخرین هک رشد ممکن است شبیه آینده بازاریابی محتوایی به نظر برسد و اغلب این اقدام یک راه حل کوتاه مدت برای حل یک مشکل طولانی مدت است. بازاریابی محتوایی اصول خاص خود را دارد و کسب و کارهایی که به یک هک یا میان‌بر دست می‌زنند، برنامه بازاریابی محتوایی خودشان را فقط برای چند ماه بعد و به صورت کاملاً درهم و نامنظم تصور می کنند. در اینجا فقط به چند نشانه از وجود مشکل در برنامه بازاریابی محتوایی اشاره می کنم:بازاریابان محتوایی برای اثبات ارزش تجاری خود تقلا می کنند.هیچ کس نمی داند که چگونه بازدیدکنندگان جدید در قیف بازاریابی به سمت تبدیل حرکت می کنند.تیم اجرایی در حال بررسی تخصیص مجدد بودجه بازاریابی محتوایی است.تعامل کاربر در محتوا بسیار ضعیف است.همه این نشانه ها به یک دلیل مشترک منتهی می شوند: اصول اولیه برنامه بازاریابی محتوایی سر جای خودش نیست. بازاریابی محتوایی در زبان ساده، اما در عمل نیاز به استراتژی های مختلف و گاهاً دشوار است.7 اصل مهم بازاریابی محتواییاصل اول: اهداف کسب و کار خودتان را درک کنید.اولین اصل اساسی یک برنامه بازاریابی محتوایی عالی این است که اهداف کسب و کاری را که می خواهید برنامه بازاریابی شما به آن دست یابد، تعریف کنید. شما برای سرگرمی و تفریح برنامه بازاریابی محتوایی ایجاد نمی کنید، بلکه می خواهید با کمک این ابزار به یک هدف تجاری برسید. به قول آقای عادل طالبی اگر قرار بود شعر بگویید و در وب سایت خود منتشر کنید، آن وقت می توانستید بیخیال برنامه بازاریابی محتوایی شوید، اما وقتی قرار است کسب و کاری راه بیاندازید و از آن کسب درآمد کنید، داستان کاملاً متفاوت است، در این شرایط چشم دوختن به هدف کسب و کار بسیار مهم می شود.این اهداف می تواند شامل موارد زیر باشد:سلامت برندبهینه سازی بازاریابیتولید درآمدبهره وری عملیاتیتجربه ی مشترینوآوریپس در کسب و کار خود بگردید و هدف خودتان از داشتن برنامه بازاریابی محتوایی را پیدا کنید. گاهی ممکن است با این برنامه به دنبال رسیدن به مجموعه ای از اهداف باشید. به عنوان مثال هدف بازاریابی محتوایی ما در تاسیسات 24 ساعته تولید درآمد، ایجاد تجربه ی مشتری عالی، فراهم کردن بستر شغلی برای مجریان تاسیساتی و آموزش مخاطب برای حل مشکلات تاسیساتی خانه اش است.اصل دوم: مشکلات مخاطب خود را درک کنید.هدف محتوای شما باید حل مشکلات مخاطب باشد، نه اینکه تبلیغ محصولات و خدمات خودتان را هدف قرار دهید.برای درک مشکلات مخاطب خود، باید اولاً مخاطب خود را خوب بشناسید و در قدم بعدی خود را به جای آنها قرار دهید. چه چیزهایی مخاطبین شما را در شب بیدار نگه می دارد؟ آنها نگران چه چیزی هستند؟ چه محتوایی می توانید ارائه دهید که غم زندگی آنها را کمتر کند؟نقاط درد مخاطب در همه اشکال و اندازه ها وجود دارد. یک نقطه درد ممکن است آزاردهنده باشد، مانند ورود پشه به داخل خانه و یک نقطه درد می تواند مهم باشد، مانند درک نحوه مراقبت از والدینی که به مراقبت های اضافی نیاز دارند. در هر دوی این مثال‌ها می‌توان از محتوا برای تسکین آن نقاط درد استفاده کرد. شاید یک تله پشه خانگی برای مثال اول و مقاله‌ای حاوی جزئیات همه موارد ضروری که یک فرد باید برای دریافت بهترین مراقبت ممکن از والدینش دریافت کند، برای کاهش درد مثال دوم مفید باشد.یکی دیگر از موارد ضروری در تعیین نقاط درد، درک هدف کاربر هنگام جستجوی راه حل است. اگر کسی در جستجوی دانستن پاسخ چیزی است، برای خرید به او فشار نیاورید. اگر مشکل کاربر رفتن به جایی است، مانند یک وب سایت یا یک مکان فیزیکی، مطمئن شوید که کسب و کار شما به راحتی در اینترنت یا در جستجوی محلی قابل یافتن است.برای اینکه بدانید روش شناخت مخاطب به چه صورت است، مطالعه پست پرسونا چیست و چه نقشی در کسب و کار ما دارد را به شما پیشنهاد می کنم و در قدم بعدی خواندن پست خلق پرسونا در 7 قدم ساده را از دست ندهید.اگر قرار است هدف ما از تولید محتوا رفع مشکلی از مشکلات مخاطب باشد، باید از روش های مختلف مخاطب خود را بشناسیم تا بتوانیم دغدغه های او را شناسایی کنیم.اصل سوم: یک استراتژی محتوای مستند ایجاد کنید.اگر استراتژی محتوای شما در ذهن شماست، اما روی کاغذ نیست، ممکن است با مشکلات زیادی روبرو شوید.  اگر نتوانید به یک استراتژی محتوای مستند اشاره کنید و بازگشت سرمایه (ROI) تلاش های بازاریابی محتوای خود را ثابت کنید، بودجه شما به سرعت تخصیص مجدد می یابد.ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوایی عالی به زمان و تلاش نیاز دارد. اما ضروری است، زیرا کل برنامه بازاریابی محتوایی شما برای موفقیت به آن بستگی دارد. همچنین در هنگام ایجاد کمپین های بازاریابی محتوا در آینده، به کل تیم محتوایی شما منبعی از حقیقت می دهد.من هم به شخصه تا قبل از گذراندن دوره بازاریابی محتوایی علیرضا ابراهیمیان با لزوم تدوین سند استراتژی محتوا هیچ آشنایی نداشتم و بعد از آن بود که به فکر مستند کردن سند استراتژی محتوایی برای سایت piping24 افتادم. با کمک این سند می توانید در زمان بزرگ تر شدن تیم محتوایی خود یک برنامه منسجم و هدف گذاری شده را پیش ببرید و اختلالی در سیستم کسب و کار شما ایجاد نمی شود.در طول سند استراتژی محتوایی کسب و کارتان اول از همه باید هدف خود را مشخص کنید و پس از آن به بررسی پرسونا، قالب های محتوایی، محل هایی توزیع محتوا، زبان برند، بایدها و نبایدهای محتوایی، معرفی تیم محتوا و ... می پردازید.اصل چهارم: روش ها و معیارهای اندازه گیری را شناسایی کنید.برای اثبات ارزش برنامه بازاریابی محتوایی خود، باید روش ها و معیارهایی را که قبل از ایجاد یک محتوا استفاده می کنید، مشخص کنید. این معیارها باید به اولین اصل برنامه های بازاریابی محتوا مرتبط باشد، این اصل که می گوید اهداف تجاری خود را درک کنید.معیارهایی که بکار می گیرید باید در استراتژی بازاریابی محتوای شما و همچنین هر کمپین بازاریابی محتوا مشخص شوند.شرکت هایی که این مرحله را تا پایان کمپین خود به تعویق می اندازند در نهایت برای نشان دادن موفقیت کمپین به تقلا می پردازند. بدون داشتن یک روش مشخص برای اندازه‌گیری در ابتدا، آنها با معیارهای بیهوده مانند ترافیک ورودی کل یا اشتراک‌های اجتماعی به جای معیارهای محکمی که ثابت می‌کند کمپین محتوا یک نتیجه واقعی کسب‌وکار را به همراه داشته است، باقی می‌مانند.به عنوان مثال ممکن است معیار اندازه گیری موفقیت محتوای شما در شبکه اجتماعی اینستاگرام تعداد فالوورها باشد، در حالی که برای یک کسب و کار دیگر تعداد محتواهای share شده اهمیت دارد و اگر این وب سایت در تله تعداد فلوورها گیر کند، قطعاً از هدف اصلی خود دور می ماند.اصل پنجم: موثرترین کانال های توزیع محتوا را شناسایی کنید.چگونه مخاطبان شما محتوایی که به آنها کمک می کند تا مشکلات خود را حل کنند دریافت می کنند؟آیا آنها فقط به جستجو در اینترنت متکی هستند؟ پس تمرکز بر سئو احتمالاً مکانی برای شروع شما است.آیا مخاطبان شما بیشتر در شبکه های اجتماعی هستند؟ ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که مقالات اجتماعی دوستانه ایجاد کنید که کنجکاوی آنها را برانگیزد.آیا آنها به طور منظم یک نشریه خاص را مطالعه می کنند؟ شاید استفاده از محتوای حمایت شده در آن نشریه کانال خوبی برای توزیع محتوای شما باشد.آیا آنها ترجیح می دهند یک کتاب فیزیکی داشته باشند؟ پس ممکن است زمان آن رسیده باشد که به چاپ و ارسال یک مجله نگاه کنید.مخلص کلام اینکه مشخص کنید مخاطبان شما در حال حاضر راه حل مشکلات خود را از کجا دریافت می کنند. اغلب اوقات ما می بینیم که سازمان ها فقط به دلیل جدید بودن وارد کانال های جدید می شوند. اما آنها هرگز تحقیق نکردند تا ببینند آیا مخاطبانشان در آن کانال هستند یا خیر؟! این اتفاق اکثر اوقات با شبکه های اجتماعی همچون فیسبوک، لینکدین و اینستاگرام شایع است.اگر کمی با هر کدام از این فضاها آشنایی داشته باشید، خواهید دانست که فضایی همچون لینکدین برای صحبت های کاری بین کارفرماها و افراد علاقه مند و یا مشغول به آن حوزه کاری مناسب است، در حالی که بیان نقدهای جدی و انتقادی کسب و کارها در بستری همچون اینستاگرام اصلاً جوابگو نیست، چون مخاطب شما آنجا نیست و محتوا را پس می زند.در این بین یک اصل مهم وجود دارد: جلب توجه مخاطبان در کانال‌های معمولی آسان‌تر از تلاش برای جلب توجه آنها در یک کانال جدید است.اصل ششم: محتوای شگفت انگیز و کاربر محور ایجاد کنید.آخرین اصل اساسی در برنامه بازاریابی محتوایی به ایجاد محتوا مربوط می شود. شاید تعجب کنید که چطور اینقدر دیر از تولید محتوا گفتم. به این دلیل که مهم ترین عامل در موفقیت محتوا در سطح کسب و کار توجه به 5 اصل اساسی گفته شده است. یعنی اگر شما اهداف کسب و کارتان را مشخص نکرده باشید، درد مخاطب خودتان را نشناسید، استراتژی محتوایی تدوین نکرده باشید، معیارها و ابزارهای سنجش موفقیت محتوا را شناسایی نکرده باشید و ندانید که بهترین کانال برای توزیع محتوای شما کدام است، تمام تلاش های خود برای تولید محتوا را هدر رفته بدانید.نوشتن محتوای شگفت انگیز و جذاب برای هر کمپین بازاریابی محتوا ضروری است. این محتوا باید کاربر محور باشد و مخاطب شما را قهرمان داستان کند.در زمان تولید محتوا به این نکته مهم توجه داشته باشید که شما برای صحبت در مورد خودتان محتوا نمی نویسید، بلکه در حال تولید محتوا برای حل مشکل کاربر هستید.عمل بر اساس چرخه بازاریابی محتوایی به ما این تضمین را می دهد که در یک مسیر صحیح فعالیت می کنیم.جمع بندییکی از بزرگترین اشتباهاتی که از کسب و کارها می بینیم این است که فکر می کنند بازاریابی محتوا به سادگی راهی برای نوشتن تبلیغات طولانی مدت است. با این حال، این بدان معنا نیست که از تلاش برای ترغیب مخاطبان خود به قدم بعدی صرف نظر کنید.گام‌های منطقی بعدی، مانند ارائه یک دوره آزمایشی رایگان، ثبت‌نام در خبرنامه یا دانلود در ازای یک آدرس ایمیل، می‌تواند مخاطبان را به طور ارگانیک به پایین‌تر از قیف بازاریابی سوق دهد. سپس از آنجا، می‌توانید به آنها اعتماد کنید تا زمانی که برای برداشتن گام بعدی با کسب و کار شما آماده شوند.با این حال باز هم توصیه می کنم که اگر می خواهید در برنامه بازاریابی محتوایی خود به عنوان یک ابزار قدرتمند در جلب مخاطب و افزایش فروش موفق عمل کنید، حتماً با اصول آن پیش بروید و هرگز نخواهید که با کوتاه تر کردن مسیر، زودتر به مقصد برسید.اصول شما در بازاریابی محتوایی کسب و کارتان چیست؟ آیا در برنامه بازاریابی محتوایی خود تجربه ای از شکست داشته اید؟ توصیه شما به افراد تازه وارد به این حوزه چیست؟منابع انگلیسی: منبع 1، منبع 2</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>سعیده جلالیان</author>
                <pubDate>Fri, 01 Apr 2022 08:03:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از یک گزارش تبلیغات آنلاین یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-jirktyu99hjg</link>
                <description>هر چند وقت یکبار، گزارش‌های فارسی در حوزه‌هایی که کار می‌کنیم منتشر می‌شوند. در کل، خواندن گزارش‌ها با هدف یادگیری کار جالبی است. چون اطلاعاتی را در اختیار ما قرار می‌دهد که به این راحتی‌ها در گوگل پیدا نمی‌شوند. آژانس «دیما» یک گزارش عملکردی در شش ماهه اول سال ۱۴۰۰ را منتشر کرده است. من این گزارش را بررسی کردم و در این میان چند نکته جالب به ذهنم رسید که خواستم آن را با شما به اشتراک بگذارم.اگر دیجیتال مارکتر هستید، در فضای دیجیتال کار می‌کنید، صاحب کسب و کار هستید یا می‌خواهید تبلیغ بدهید احتمالا خواندن این مقاله به شما کمک می‌کند. پیشنهاد می‌کنم که تا انتهای این بررسی کوتاه با من همراه باشید.در ادامه دو بخش از این گزارش را با شما به اشتراک گذاشتم.تبلیغات پلتفرم دیما در اپلیکیشن‌هادیما افیلیتکار را با بخش اول آغاز می‌کنم:یادگیری از ظرفیت نمایش تبلیغاتظرفیت نمایش تبلیغات در نیم‌سال اول ۱۴۰۰معمولا همه گزارش‌ها با نمایش ظرفیت کل آن شبکه تبلیغاتی شروع می‌شوند. این اطلاعات به ما کمک می‌کنند تا درک درستی راجع به حجمی که تبلیغات با آن شروع شده است به دست بیاوریم.حتی می‌توان گفت که این بخش یکی از مهمترین بخش‌های این گزارش محسوب می‌شود. چون مثلا وقتی به ما دیتایی در مورد ساعت شبانه روز می‌دهد ما بر اساس این گزارش می‌دانیم که منظورش مثلا راجع به سه میلیارد نمایش ماهانه است.تعداد نمایش به تفکیک ناشرسهم دفعات نمایش براساس محتوای ناشربررسی این قسمت به من نشان می‌دهد که اگر در چنین پلتفرمی تبلیغات خودم را انجام دهم تبلیغ من بیشتر در کدام دسته‌ها به نمایش در می‌آید. اگر به تصویر بالا نگاه کنید دسته «آشپزی و رستوران» و پس از آن «شبکه‌های اجتماعی» و «ابزار» به عنوان بزرگترین دسته‌ها قرار می‌گیرند.برداشت شخصی من از این گزارش اینطور است که درصد قابل توجه رسانه‌هایی که دیما با آنها کار می‌کند با مخاطبان خانم سر و کار دارند. از آن طرف، درصد بیشتری از مخاطبان دسته‌ای مانند شبکه‌های اجتماعی را معمولا آقایان تشکیل می‌دهند. صفحات فرود کاربرانتعداد کمپین به‌تفکیک صفحات فروداین بخش هم برای من خیلی جالب بود. در این بخش کمپین‌ها به تفکیک صفحه فرودشان از هم سوا شده‌اند:صفحه‌های فرود وبسایت‌ها صفحه‌های فرود فروشگاه‌های اینترنتی (بر اساس برداشت شخصی من، مثلا صفحه فرود محصول خاصی در فروشگاه اینترنتی) صفحه فرود اینستاگرامهمان‌طور که می‌بینید، اینستاگرام هم سهم بزرگی را در این میدان به خودش اختصاص داده است؛ یعنی افراد مختلف از پلتفرم‌های تبلیغاتی برای تبلیغ پیج اینستاگرامشان استفاده می‌کنند.این نشان می‌دهد که اینستاگرام در ایران و در نبود دیگر شبکه‌های اجتماعی تا چه اندازه قدرتمند است. ما قبلا در دیجیتالینگ در مورد محدودیت‌های شبکه‌های اجتماعی با هم صحبت کرده‌ایم. با این حساب، حتی اگر وبسایت دارید باز هم فعالیت در اینستاگرام می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد.تبلیغات را به بهانه ساعت خواب، خاموش نکنید!تعداد نمایش و کلیک به‌تفکیک ساعتبا بررسی این بخش می‌فهمیم که هر چقدر بیشتر این گزارش‌ها را مطالعه کنیم، بیشتر یاد می‌گیریم و متوجه می‌شویم که اصلا هیچ قانونی برای ساعت دقیق انتشار تبلیغات وجود ندارد. چون بسته به فصل‌ها، محصولات، لوکیشن‌ها و در کل فاکتورهای گوناگون این موضوع با اختلاف زیادی همراه است.مثلا شاید اکنون که این گزارش را همراه من بررسی می‌کنید ساعت ۱۳ تا ۱۷ بعدازظهر زمان خوبی برای نمایش تبلیغ باشد اما سال دیگر این موضوع فرق کند. بخش جالبتر در مورد این گزارش به اوج رسیدن «نرخ کلیک» در ساعت‌های سه بعدازظهر و دو صبح است.برداشت من از این گزارش این است که کاربران در ساعت ۱۳ تا ۱۷ بیشترین فعالیت را دارند. با نزدیک شدن به ساعت پنج بعدازظهر، رفته‌رفته این آمار کم می‌شود. چون فکر می‌کنم افراد مختلف در آن بازه زمانی بیشتر در حال رفت و آمد هستند.اما نرخ کلیک که در همه بازه‌های زمانی وجود دارد در ساعت دو صبح به اوج خود می‌رسد. باید بگویم که این مورد به ما نشان می‌دهد کاربرها حتی در ساعت‌های غیرمعمولی هم تبلیغات را مشاهده کرده و روی آن کلیک می‌کنند.البته چه بهتر می‌شد اگر در اینجا ما «نرخ تبدیل» را هم در اختیار داشتیم تا می‌فهمیدیم که پس از کلیک چه اتفاقی برای کاربرها می‌افتد. ولی همین دو موضوع هم به اندازه خودشان جالب بودند و اطلاعات خوبی را در اختیار ما گذاشتند.توزیع درآمد ناشران در اپلیکیشن‌ها به تفکیک دسته اپلیکیشندرآمد صاحبین اپلیکیشندر بخش نمایش به تفکیک ناشر، بیشترین نمایش مربوط به دسته آشپزی و رستوران بود. ولی وقتی پای درآمد باز می‌شود می‌بینیم که بیشترین درآمد را بخش سرگرمی می‌برد.برداشت من از این بخش این است که قرار نیست اگر جایی تبلیغات زیاد نمایش پیدا می‌کند درآمد بیشتری هم وجود داشته باشد. شاید این مورد بیشتر به درد ناشران بخورد و به حال من که یک مارکتر هستم چندان فرقی نکند ولی بررسی‌اش خالی از لطف نبود.جمع‌بندی در بخش اول گزارشاگر بخواهم از این بخش به یک جمع‌بندی برسم اینطور می‌گویم که ما در هر کمپینی که در پلتفرم‌های مختلف اجرا می‌کنیم نمی‌توانیم بدون تست کردن به جایی برسیم. چون ساعت مشخصی برای نمایش تبلیغات وجود ندارد. ولی با دیدن این گزارش‌ها می‌توانیم به یک دید بهتر دست پیدا کنیم؛ مثلا اینکه قرار نیست من تبلیغاتم را از ساعت ۱۲ شب تا شش صبح خاموش کنم. بخش دوم دیما افیلیتدیما افیلیت، سرویس دیگری از این مجموعه است که به ناشران به ازای فروش محصولات یا خدمات تبلیغ‌دهنده پول پرداخت می‌کند و آنها را همکارش در نظر می‌گیرد. این بخش از گزارش هم دو قسمت جالب دارد که آنها را با هم بررسی می‌کنیم.از کلیک تا ثبت سفارش چقدر طول می‌کشد؟فاصله زمان کلیک تا انجام سفارشاولین مورد فاصله زمانی کلیک تا انجام سفارش توسط کاربران است. این موضوع چیزی است که شاید نتوان در جایی به این صورت آن را پیدا کرد. بر اساس این گزارش از زمانی که کاربر به فروشگاه اینترنتی ارجاع داده می‌شود تا زمانی که بخواهد خرید خود را نهایی کند در ۸۰ درصد سفارش‌ها کمتر از 9 روز فاصله زمانی وجود دارد و سپس سفارش انجام می‌شود.می‌توان چند نکته را از این بخش دریافت کرد. اول اینکه قرار نیست با هر کلیکی که در تبلیغات انجام می‌شود بگوییم که خوب خرید انجام شد یا دیگر خریدی انجام نمی‌شود. چون همانطور که در گزارش دیدیم گاهی فاصله بین کلیک و تصمیمی نهایی برای خرید تا ۹ روز طول می‌کشد.من خودم هم در دیجیتالینگ وقتی کمپینی را ران می‌کنم با این ماجرا روبه‌رو هستم. این اتفاق می‌افتد؛ مثلا من یک کمپین ران می‌کنم ولی چند روز طول می‌کشد تا خرید انجام شود.نکته جالبتر برای خرید میلیونیفاصله کلیک تا ثبت سفارشنکته جالبتر اینکه برای سبدهای خریدی که بالای یک میلیون هستند برخلاف تصوری که ما داریم، این فاصله زمانی کمتر است. این در حالی است که بیشتر ما فکر می‌کنیم هر چقدر قیمت محصول بیشتر باشد مشتری به زمان بیشتری برای فکر کردن و تصمیم گرفتن نیاز دارد. ولی طبق این گزارش بیش از ۸۰ درصد سفارش‌ها توسط کاربران کمتر از یک هفته پس از اولین کلیک انجام می‌شوند.کاربران در چه ساعتی سفارش ثبت می‌کنند؟پراکندگی تعداد سفارشات در شبانه‌روزدر حالت کلی بسیاری از مردم ایران در بازه زمانی بین ۱۱ تا ۱۳ در محل کارشان هستند و خرید را از محل کارشان انجام می‌دهند. دیما در اینجا یک احتمال را پیشنهاد می‌دهد که اگر شما می‌خواهید یک پست تبلیغاتی موقت منتشر کنید در این بازه زمانی می‌توانید نتیجه بهتری بگیرید.حالا اینجا یک سوال مهم پیش می‌آید که این ساعت زمانی برای چه حوزه‌ای است؟ در پاسخ باید بگویم که این یک داده کلی است. پس قرار نیست که من حتما به این موضوع اکتفا کنم ولی خوب است که گوشه ذهنم این ماجرا را داشته باشم.جمع بندی نهایی از چیزهایی که در این بررسی با هم دیدیم:دیتاها در گزارش‌های مختلف به خودی خود چیزهای خوبی برای یادگیری دارند و به ما کمک می‌کنند؛ اما اکتفا کردن فقط به این دیتاها کافی نیست. چون هر کسی باید گزارش خودش را داشته باشد.یعنی وقتی یک کمپین تبلیغاتی انجام می‌دهید بهتر است داده‌های خودتان را داکیومنت کنید و آن را در حوزه کاری خودتان مورد بررسی قرار دهید. این موضوع به شما کمک می‌کند تا هنگام بررسی گزارش‌ پلتفرم و آژانس‌ها بتوانید اطلاعات خود را بهینه‌تر کنید. امیدوارم از این گزارش استفاده کرده باشید.می‌توانید گزارش کامل پلتفرم دیما را از این بخش دانلود کنید.نظرتان را برایم بنویسیدلطفا نظرتان را در مورد بخش‌هایی که با هم بررسی کردیم یا حتی بخش‌های دیگری از گزارش با من هم به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 12:33:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه از باشگاه محتوا باید بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-zlyr61o9dsa1</link>
                <description>۱۶ مرداد ۱۴۰۰ تاریخی است که برای همیشه در یاد من خواهد ماند. این تاریخ مصادف با اولین جلسه دوره بازاریابی محتوایی آکادمی باشگاه محتوا است. دوره‌ای که در کنار تمام درس‌ها، نکته‌ها و چالش‌ها، نسخه‌ای آبدیده‌ و کارکشته‌تر از من را به عرصه تولید محتوا ارائه کرد.اگر کنجکاو شدید که بدانید این دوره چه ویژگی‌هایی دارد که تا این اندازه توانسته است بر من تاثیرگذار باشد، پیشنهاد می‌کنم تا انتهای این مقاله با من همراه باشید. چرا که قصد دارم از تجربه حضورم در فصل پنجم این دوره آموزشی و نقاط قوت و ضعف آن برایتان بگویم.بهتر است زمان را بیشتر از این تلف نکنیم و ببینیم در دل باشگاه محتوا چه خبر است!۳ دلیلی که باشگاه محتوا با روح و روانت بازی می‌کندپیش از آنکه به نقاط مثبت و مزایای شرکت در دوره باشگاه محتوا اشاره کنم، اجازه دهید تا ابتدا از نقاط ضعف آن برایتان بگویم. البته مواردی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهم کرد صرفا برداشت شخصی من بوده است و ممکن است از نظر شرکت کنندگان دیگر، ضعف تلقی نشود. با این حال در انتهای هر بخش سعی کرده‌ام تا از زاویه دیگری هم موضوع را ارزیابی کنم تا قضاوت به بهترین شکل ممکن صورت بگیرد.وقتی علف زیر پایت سبز می‌شود!به عنوان فردی که در فصل پنجم باشگاه محتوا شرکت کرده است باید خدمتتان عرض کنم، یکی از بزرگترین معایبی که از باشگاه محتوا دیدم، عدم امتیاز دهی به موقع پس از انجام هر پروژه و انتظار برای ثبت امتیازها از طرف کمک مربی‌ها بود. بشخصه این موضوع برای من مهم تلقی می‌شد که پس از انجام هر پروژه، نمره خود را در مدت زمان کوتاهی پس از ارائه آن دریافت کنم تا بدین ترتیب ایراداتم را هر چه زودتر اصلاح کنم.شاید برایتان جالب باشد: توهم محتواییهرچند این موضوع همیشگی نبود و در کل مدت دوره ۳ الی ۴ دفعه با آن روبه‌رو شدم، اما خب انتظار من از باشگاه محتوا بالا بود و دوست نداشتم چنین موارد کوچکی در آن وجود داشته باشد. البته خدمتتان عرض کنم بعضی پروژ‌ه‌ها به قدری سنگین و از نظر تعدادی زیاد بودند که در بهترین حالت هم نمی‌توان یک روزه آن‌ها را بررسی کرد؛ مخصوصا آنکه هر کمک مربی وظیفه بررسی پروژه‌های یک گروه ۱۳ نفری را بر عهده داشت. بنابراین به طور قطع نمی‌توان این مورد را نقطه ضعف دانست!تنها اوست که می‌دانددومین موردی که در باشگاه محتوا با آن برخورد داشتم و به نظرم ایراد تلقی می‌شد، قوانینی حاکم بر باشگاه محتوا است. گاهی اوقات به فراخور عملکرد شرکت‌ کنندگان و جلوگیری از ایجاد اختلاف زیاد بین دیگر اعضا، بعضی از مواردی که از روز اول انجام دادنشان با امتیاز اضافه همراه بود، ناگهان و بدون اطلاع‌رسانی از بارم امتیازدهی حذف می‌شد.در جلسات آخر حتی متوجه شدیم که حتی خود کمک‌ مربی‌ها از سیستم امتیاز دهی باشگاه اطلاع چندانی ندارند و تنها مربی اصلی (بنیان‌گذار باشگاه محتوا که در ادامه به وی اشاره خواهم کرد) از چند و چون ماجرا با خبر است.هر چند که هدف از انجام چنین تسک‌هایی صرفا فعالیت بیشتر و کنار گذاشتن ترس از ابراز وجود در زمینه تولید محتوا بود، اما شخصا انتظار داشتم تا اعضا را بیشتر در جریان روند تغییر قوانین و مقررات باشگاه قرار دهند. البته این موضوع از زاویه دیگر می‌تواند کاملا منطقی باشد. چرا که از ابتدا، هدف رشد و پیشرفت تمامی شرکت کنندگان در تمام جنبه‌ها بوده است. بنابراین این احتمال وجود داشته است که آگاهی از قوانین امتیاز دهی، نتیجه عکس روی شرکت کنندگان بگذارد!مانند بهمن، سهمگیندر هفته‌های ابتدایی باشگا محتوا، روال آموزش مشخص بود و به طور مثال می‌دانستیم که در هفته پیش‌رو قرار است ۴ ساعت آموزش ببینیم و در پایان هفته، پروژه‌ مشخصی را تحویل دهیم. اما با پیش‌روی در این مسیر، با هفته‌هایی روبه‌رو شدیم که ساعت آموزشی در آن‌ها ناگهان به ۲۰ ساعت (شاید هم بیشتر) می‌رسید و در کنار آن، پروژه‌های متعددی را نیز برای همان هفته باید انجام و تحویل می‌دادیم.احساسی که در چنین شرایطی تجربه می‌کردم، مانند آن بود که زیر توده بزرگ و وسیعی از بهمن که یکباره به حرکت درآمده است، آرام آرام دفن می‌شوم. به باور من اگر مدت زمان دوره آموزشی بیش از ۱۲ هفته در نظر گرفته می‌شد، به تبعیت از آن، روند آموزش و یادگیری نیز با سرعت مناسب‌‌تری ادامه پیدا می‌کرد و از فرصت بیشتری برای مرور دروس ارائه شده برخوردار می‌شدیم.بیشتر بخوانید: اعترافات یک محتواجواز این موضوع نیز نباید غافل شد که وقتی صحبت از «باشگاه» به میان می‌آید، ناخودآگاه واژه‌هایی مانند تلاش، استقامت و پشتکار در ذهن نقش می‌بندد و تا حدودی خود را برای رویارویی با چالش‌های جدید آماده می‌کنیم. از این حیث باشگاه محتوا را می‌توان محلی برای رشد و پرورش دانست که با قرار دادن شرکت کنندگان در موقعیت‌های دشوار، تلاش می‌کند تا نسخه‌ای حرفه‌ای‌تر از آنان بسازد!باشگاه محتوا، سکویی که تو را کیلومترها به بالا پرتاب می‌کند!از مواردی که در طول مدت آموزش به نوعی سوهان روح و روانم بودند بگذریم، باشگاه محتوا بدون اغراق سکویی است که می‌تواند شما را کیلومترها به سمت رشد و پیشرفت پرتاب کند. پیشتر در مقاله‌ای جداگانه به «۴ مزیت شرکت در دوره آموزش تولید محتوا و سئو» و تجربه شخصیم از شرکت در دوره بازاریابی محتوایی پرداخته بودم، اما در ادامه این مقاله قصد دارم تا در مورد مزایا و نقاط قوت باشگاه محتوا صحبت کنم.انجمن محتوا پیشگان مردهاولین دستاورد حضور در آکادمی باشگاه محتوا برای من، آشنایی با اشخاصی بود که نه تنها به تولید محتوا علاقه‌مند بودند، بلکه هر کدام در این زمینه تجربه‌ای قابل ارائه داشتند و در بخش‌های مختلف مرتبط با مبحث بازاریابی محتوایی، از مهارت‌های خاصی برخوردار بودند.به لطف حضور در این دوره آموزشی، موفق شدم تا گروهی را گرد یکدیگر جمع‌آوری کنم و نام آن را «محتواجویان» بگذارم. این گروه که در ابتدا با هدف گفت‌و‌گو و دوستی تشکیل شد، رفته‌ رفته به مقری برای تبادل نظر، راهنمایی و انتقال تجربه در حوزه‌های گوناگون تبدیل شد. محتواجویان صرفا یک اجتماع نبود، بلکه خانواده‌ای بود که متولد شد، رشد کرد و در نهایت به بلوغ رسید.شاید برایتان جالب باشد که بدانید، هم‌ اکنون پست‌ها و توییت‌های بیشماری با #محتواجویان در اینستاگرام و توییتر منتشر شده‌اند که نشان از عشق و علاقه اعضای این گروه به تولید محتوا دارد.هنر ظریف پرورش مهارت‌هادر طول مدتی که در آکادمی باشگاه محتوا مشغول یادگیری بودم، به طور مرتب از زبان اساتید می‌شنیدم که در مورد عضله‌های تولید محتوا و نحوه پرورش دادنشان صحبت می‌کنند و من همیشه در دل می‌گفتم: که چی؟! مگه تولید محتوا کردن به عضله ربط داره؟! این خوشمزه بازیا دیگه چیه!!با گذشت زمان و مقایسه نسخه اولیه خودم (در هنگام ورود به این دوره) کم‌کم متوجه شدم که در حوزه بازاریابی محتوایی مطالب بسیار زیادی را یاد گرفته‌ام و به نوعی قدرتمندتر از قبل شده‌ام. در طول مدتی که در باشگاه محتوا مشغول یادگیری بودم، نه تنها ذهنیتی تحلیل‌گر پیدا کردم، بلکه مهارت‌هایم به شکل بی‌سابقه‌ای ارتقا پیدا کرد و به جرات می توانم بگویم در مواردی حتی استعدادهایم نیز شکوفا شدند!یکی برای همه، همه برای یکیبه نظر من، یکی از بزرگترین مزایای این دوره بازاریابی محتوایی، حضور کمک مربیان است. تفاوتی نمی‌کند چه ساعتی از شبانه روز باشد، هر زمان که با سوال یا ابهامی در زمینه تولید محتوا (یا موارد دیگر) روبه‌رو شدید، می‌توانید به راحتی با کمک مربی خود ارتباط برقرار کنید و راه حل آن را بلافاصله جویا شوید.با وجود آنکه که وظیفه کمک مربیان در باشگاه محتوا راهنمایی و هدایت درست شرکت کنندگان است، اما این ارتباط تنها محدود به سوال و جواب نمی‌شود و به معنای واقعی کلمه، فراتر از این حرف‌ها است. به خاطر دارم که کمک مربی ما همواره تلاش می‌کرد حس کنجکاوی‌مان را قلقلک دهد تا روی مباحث گوناگون عمیق‌تر فکر کنیم و از زوایای گوناگونی آن را بررسی کنیم.خلاصه هر موقع در کنار سایر هم‌گروهی‌ها با مشکل یا چالشی مواجه می‌شدیم و از کمک مربی تقاضای کمک و راهنمایی می‌کردیم، این حس به من دست می‌داد که مانند «شوالیه‌های عدالت» دور میز گردی جمع می‌شویم و مسئله پیش آمده را از زوایای گوناگون بررسی می‌کنیم. سپس آرتور شاه (کمک مربی) با نطق خود همه ما را به راه درست هدایت می‌کرد و سایه‌های شک و تردید  را از دل تک‌تک‌مان کنار می‌زد.مرشد و محتواجویانبه گمانم اگر تمام دستاوردها و مزایای باشگاه محتوا را با یکدیگر جمع کنیم، باز هم به گرد پای یک چیز نمی رسد؛ آشنایی با شخصیتی متواضع، مثبت اندیش و بسیار دلسوز آیدین داریان!آیدین داریان موسس و مربی اصلی این دوره آموزشی است و برای من مایه افتخار بود که توانستم از نزدیک با ایشان آشنا شوم و از راهنمایی‌ها و تجربیاتشان در حوزه تولید محتوا استفاده کنم. آیدین داریان از نظر من شباهت بسیاری با شخصیت «نیک فیوری» دارد که به دلیل عشق و احساس مسئولیتش نسبت به اهالی زمین، تصمیم به گردآوری عده‌ای (انتقامجویان) با استعداد‌ها و مهارت‌های خاص در کنار یکدیگر گرفت.عشق و علاقه آیدین دارین و همسرش، خانم هلیا قویمی، باعث به وجود آمدن دوره‌ای شده است که هر شخصی که قدم در آن می‌گذارد، دیگر قصد بازگشت ندارد. چرا که وجودش لبریز از عشق، محبت و دوستی می‌شود.معبد شائولیندر پایان لازم می‌دانم به نکته بسیار مهمی اشاره کنم. باشگاه محتوا مانند معبد شائولین می‌ماند! یعنی هر شخصی امکان ورود به آن را ندارد و در ابتدا باید در آزمون ورودی شرکت کند و نمره قبولی کسب کند. پس از ورود نیز ماجرا تازه آغاز می‌شود و باید خود را برای هفته‌های طاقت فرسایی آماده کنید. اما تردیدی نداشته باشید که در انتهای این مسیر نسبتا دشوار تنها یک چیز قرار دارد، یک بازاریاب محتوایی حرفه‌ای!</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>نیما حقیقت‌جو</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 00:56:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 مهارت اساسی در تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/5-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-vckjidqnm2ug</link>
                <description>شغل تولید محتوا تو چند سال اخیر خیلی محبوب شده و روی بورس اومده؛ این محبوبیت بی دلیل نیست چون محدودیت زمانی نداری،محدودیت مکانی هم نداری...به دید افراد خارج از این شغل تنها چیزی که نیاز داری یک لپتاپ و اینترنت هست، اما در واقعیت تولید محتوا به این سادگی ها نیست و دشواری های خودش رو داره. اگر می خواهید تو عرصه تولید محتوا قدم بزارید باید یک سری مهارت های اساسی که برای شروع نیاز هست رو بلد باشین.تو این پست 5 مهارت اساسی که یک تولید کننده محتوا نیاز داره رو با شما به اشتراک میزارم.مهارت اول: جستجوگر بودنشما باید خوب سوال کردن رو بلد باشین، هر چقدر جستجوگر قوی تر، شانس بالا در تولید محتوای با کیفیت. اگر با گوگل دوست نیستی یکم کارم کارت سخته؛ یک تولید کننده محتوای خوب کسی است که به اصطلاح بعضیا با گوگل رفیق فابریکه!! این رفاقت باعث میشه تا منابع درست و قابل اعتمادتری پیدا کنیم.مهارت دوم: آشنایی با سئو(SEO)سئو یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو یکی از مهارت هایی هست که یک تولید کننده محتوا باید آشنایی داشته باشه. اطلاع از سئو باعث میشه تا بتونیم محتوا ها رو مطابق با قوانین و ترفند های گوگل بنویسیم؛ اما به این معنا نیست که صرفا برای گوگل بنویسیم در واقع برای مخاطب مینویسیم اما لا به لای محتوا گوگل رو هم لحاظ می کنیم.مهارت سوم: نوشتنیک تولید کننده محتوا پیش تر از هر مهارتی باید نویسنده خوبی باشد.استفاده درست از علائم نگارشی، دامنه لغت وسیع از ویژگی های یک نویسنده خوب هست.اگر در نوشتن ضعف دارید راه حلش در خواندن کتاب مفید و پرمحتوا هست؛ هنگام خوندن کتاب فقط نخونید به همه موارد کتاب دقت کنید، از فعل ها گرفته تا جملات.با گذشت زمان و تمرین میشه به یک نویسنده خوب تبدیل شد :)مهارت چهارم: تحلیل‌گر بودنوقتی محتوایی تولید کردیم باید بدونیم نتیجه اش چی شده؟ بازخوردش به چه شکلی بوده؟ آیا به اندازه کافی جالب و تاثیرگزار واقع شده؟ تجزیه و تحلیل محتوا تمرکزش روی اهداف، پیام ها، و تاثیرات محتوا هست. این تحلیل ها باعث میشه تا ادامه راهتون تو تولید محتوا شفاف تر بشه و علاقه و خواسته مخاطب رو بیشتر بشناسین.مهارت پنجم: مدیریت زماناکثرمون با مشکل کمبود زمان دست و پنجه نرم کردیم و میدونیم که شرایط خیلی بدی هست. همیشه مشتریانی هستن که به محتوای با کیفیت تو زمان کوتاه نیاز دارن! تولید کننده محتوا باید بصورت دقیق زمان رو مدیریت کنه و در کمترین فرصت بهترین کار را تحویل بده. این مدیریت زمان با گذشت زمان و کسب تجربه بدست میاد؛ اگه تازه کاری زیاد خودت رو اذیت نکن کم کم راه میفتی... :)سخن پایانیتولید محتوا یک شغل عادی نیست، مهارت هایی که باهاتون به اشتراک گذاشتم پایه ترین مهارت ها هستن. مسلما افرادی که می خواهند تو پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی فعالیت کنند به مهارت های بیشتر نیاز دارند، مثل نرم افزار های گرافیکی، مدیریت اکانت ها و... یک تولید کننده محتوا موفق کسی هست همیشه در حال یادگیری مهارت های جدید و بروز نگه داشتن خودش هست.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>علیرضا قربانی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 00:44:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی محتوا؛ نقشه‌ی ساخت خانه</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-yewjuxrvoher</link>
                <description>تو پست قبلی متوجه شدیم که محتوا هر آن چیزی هست که ما به مخاطب میدیم تا در ازای آن چیزی دیگه‌ای به دست بیاریم. فرض کنید یک وبسایت،پیج اینستاگرام یا کانال تلگرام راه اندازی کردید و هدفتون هم رسیدن به درآمد یا هر هدف دیگری هست؛ برای رسیدن به هدفتون باید تولید محتوا کنید؛ ولی مشکل اینجاست که شما استراتژی ندارید و هر روز استرس می کشید که امروز چه محتوایی تولید کنم، چی منتشر کنم که جذاب باشه، مخاطب پسند باشه و از قبیل این مشکلات. راه تمام کردن این مشکلات  داشتن استراتژی محتواست.تو این پست بصورت ساده  پنج مرحله استراتژی محتوا را براتون توضیح دادم.اول به این عکس کامل نگاه کن، عنوان تمامی مراحل رو بخون که خیلی مهمن:هدف از تولید محتوااولین مرحله تو تولید محتوا مشخص کردن هدفه؛ ما باید بدونیم برا چی داریم تولید محتوا میکنیم، به چی می‌خواهیم برسیم. هدف داشتن باعث میشه تا ما بهتر مخاطب رو بشناسیم. به‌طور کلی هدف از تولید محتوا می‌تونه یک یا تعداد بیشتری از  این موارد  باشه:آگاهی مخاطبترافیک وبسایتکسب مشتریتولید سرنخ برای وبسایتفروش محصول یا خدماتحفظ مشتریتنها بعد از جواب دادن به سوال هدف از تولید محتوا می تونید مسیر خودتون رو شفاف کنید و به مراحل دیگه فکر کنید.پرسونای مخاطبتمامی مراحل را ستون های یک چادر فرض کنید، ستون پرسونای مهمترین ستونه چون اگر نباشه چادر ما از بین میره. پرسونای یعنی شناختن مخاطب؛ بیشتر از اینکه به فکر این باشیم که چی تولید کنیم باید به فکر این باشیم که برای کی داریم محتوا تولید میکنیم.وقتی که داریم پرسونای مخاطب درست می کنیم باید یکم تحقیق کنیم، ممکنه این تحقیقمون میدانی باشه، بستگی به هدف داره. تو تحقیق به این موارد دقت داشته باشیم:خواسته های مخاطبنیاز های مخاطبچالش های مخاطباین سه مورد رو در نظر بگیریم بهتر و آسون تر مخاطب خودمون رو میشناسیم.حضور مخاطباینکه بدونید کجا دارید محتواتون رو منتشر می کنید خیلی مهمه و باید بدونید که کجا مخاطبتون بیشتر فعاله و حضور پررنگ تری داره.بعضی وقتا ممکنه مخاطبت تو سایت فعالیت کنه،تو اینستاگرام بچرخه یا عشق توییتر باشه؛ این بستگی داره به اینکه بدونی کجا باید بری و مغازه ات رو کجا بزنی...:)ممیزی کردن محتوا و اما مرحله چهارم، اگه بخوام ساده تر و به زبون خودمون بگم همون اصلاح کردنه؛ تو این مرحله باگ ها و شکاف های محتوات رو پیدا می‌کنی،نقاط تصمیم گیری یا نقاط نتیجه گیری مخاطب رو دقیق تر جانمایی می‌کنی، بازبینی انجام میدی تا یه محتوای خفن و بی نقص تحویل مخاطب بدی.فرمت محتواپرسونای مخاطب رو یادتون بیارین برای اونا داریم محتوا تولید می کنیم، به این معناست که ما باید تو یه قالبی محتوا تولید کنیم که مخاطب دوست داشته باشه و لذت ببره.فرمتی که انتخاب میکنی ممکنه متنی،صوتی،تصویری یا ویدیویی یا ترکیبی از این فرمت ها باشه؛ نکته اینجاس که به یه نوع فرمت نچسب!!! خلاقیت داشته باش!خیلی از آدما ایده آل گرا هستن و شروع نمی کنند و همیشه منتظرن شرایط بر وفق مرادشون باشه،جز این افراد نباشیم.همین الان یه کاغذ و قلم بردار و شروع کن به نوشتن استراتژی محتوات طبق پنج مرحله ای که بالا گفتم و لذت ببر از تولید محتوا برای خودت و کسب و کارت...</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>علیرضا قربانی</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jul 2021 23:02:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری مشتریانمون رو از طریق لویالتی پروگرم‌ها وفادار کنیم؟ (مورد مطالعه: دیجی‌کلاب!)</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8-oobfgyaz5fea</link>
                <description>بررسی نقش باشگاه مشتریان در وفادارسازی مشتریانبا توجه به اینکه مدتی هست روی بحث ریتنشن کاربران تمرکز بیشتری دارم می خوام در این مطلب به مبحث وفادارسازی مشتریان بپردازم و برای این مورد سراغ دیجی کالا و کلاب تخصصی مشتریانش یعنی دیجی کلاب رفتم.اول از همه می خوایم با هم ببینیم که وفادارسازی مشتریان چیه و اصلا چرا مارکترها سراغش میرن؟ و در نهایت به عنوان نمونه با هم یک نگاهی به دیجی کلاب بندازیم!تعریف وفادارسازی مشتریان:در لغت نامه آکسفورد لویالتی اینجوری معنی میشه : وفادار ماندن به شخص یا چیزی، و کلمه لویال به معنی حمایت ثابت و استوار شخص از نهاد، کسب و کار و یا شخصی دیگه هست،برنامه وفاداری یا loyalty program یا برنامه وفادارسازی مشتری به ساز و کاری میگن که باعث میشه مشتریان شما به کسب و کارتون وفادار بشن و در اصطلاح برگشت داشته باشن.در ابتدا باید بتونیم تعریف درستی از مشتری وفادار ارائه کنیم تا بر اساس اون بتونیم عوامل موثر بر وفادار کردن مشتری رو تحلیل و بررسی کنیم. مشتری وفادار به کسی گفته میشه که بخش زیادی از یک نیاز مشخص رو از کسب و کار مشخصی تامین کنه، به بیان دیگه هر قدر Share Of Wallet (SOW) مشتریان در یک کسب و کار درصد بالاتری داشته باشه می توان گفت که مشتریان به آن کسب و کار وفادارترند.فرض کنید که شما یک سوپر مارکت دارید و مشتری شما در هفته یک بار از شما خرید می‌کنه، آیا میتونید بگید که این مشتری به شما وفاداره؟در اصل وفاداری مشتری امری نسبیه، اگر این مشتری به ازای هر بار که از شما خرید میکنه سه بار از سوپر مارکت B خرید کنه و در کل، در یک هفته 10 بار از سوپر مارکت خرید کنه، میزان وفاداری این مشتری به شما 10% و میزان وفاداری او به سوپرمارکت B ، 30% هست. بنابراین هر قدر بتونید مشتری رو از مراجعه به رقباتون بی نیاز کنید میشه گفت که در وفادار سازی مشتری موفق‌ترید.عوامل موثر در وفاداری مشتری کدامند؟امروزه کلیدی ترین و تاثیر گذار ترین مولفه در جذب و وفادار سازی مشتریان دادن حس احترام، لذت و شادی به مشتریان است، دقیقا به همین دلیل هست که مشتریان مسافت بیشتری را تا یک هایپر مارکت طی می‌کنند و چند برابر خرید خود (نسبت به یک سوپر مارکت محلی) را خرید می‌کنند. (این خرید برای اونا به مراتب لذت بخش‌تره !!!)بنابراین باید بتونید خرید مشتری را به یک تجربه جذاب و لذت بخش تبدیل کنید، تجربه ای که شما را در خاطر او تداعی کند و حتی این خاطره لذت بخش را برای بقیه هم بازگو کند.درج نام و نام خانوادگی مشتری، تاریخ تولد، اشانتیون ها، سورپرایز ها، قرعه کشی، قدردانی از خرید بیشتر و مراجعات بیشتر، نمونه‌هایی هست که به مشتری ثابت می‌کنه شما برای او ارزش ویژه‌ای قائلید و حس احترام را در او ایجاد می‌کنه.چرا وفادارسازی مشتریان برای مارکتر ها مهمه؟در مقاله قبلی که منتشر کردم گفته بودم که مارکتینگ دو بخش داره:Acquisition: کانال هایی که باعث جذب مشتری میشه مثل سئو و تبلیغات کلیکی و غیره...Retention: کانال های بازگشت و نگهداشت مشتری مثل ایمیل مارکتینگ و باشگاه مشتریان و ...هدف اولیه وفادارسازی مشتری، تکرار خرید از برند و افزایش درآمد است اما هدف نهایی و مهم‌تر آن، جلب اعتماد مشتری به برند و ایجاد تعاملی دوطرفه است.بر اساس تحقیقات بازاریابی مدرن، هزینه وفادار کردن یک مشتری که حداقل یک بار از شما خرید کرده است گاهی تا 11 برابر کمتر از هزینه جذب یک مشتری جدید بواسطه تبلیغات است، بنابراین اگر بتونید حس وفاداری رو در مشتریان خود ایجاد کنید و اونا رو تشویق به مراجعه مجدد کنید می تونید هزینه صرفه‌جویی شده را صرف وفادارسازی سایر مشتریان و تداوم این روند کنید.&quot;یک مشتری راضی نهایتا دوباره از شما خرید خواهد کرد، اما یک مشتری خیلی راضی شما را به دیگران نیز توصیه می‌کند. (فلیپ کاتلر)برنامه های وفادارسازی به طرز چشمگیری هزینه‌های تبلیغات شما را کاهش میده، چرا که مشتریان راضی و وفادار خود‌‌‌‌ به خود محصولات شما رو برای دیگران تبلیغ خواهند کرد. در دنیای رقابتی امروز، بسیاری از رقبا با استفاده از برنامه وفادارسازی مشتریان روز به روز رشد می‌‌کنند. در چنین موقعیتی برای رقابت با یکدیگر، شرکت‌‌ها باید محصولاتی با کیفیت بالاتر و قیمت مقرون به صرفه تولید کنند و نیازهای مشتریان را در اولویت اول خود قرار دهند.برنامه های لویالتی(وفادارسازی):برنامه های لویالتی بر اساس تلاش‌های سازماندهی شده بازاریابی است که راه‌های مختلفی را جهت جذب مشتری به شما ارایه می‌کنه. اساس این برنامه تشویق و پاداش ، نظارت بر مشتریان و آگاهی از الگو های خرید و اولویت‌های آن‌ها است.· باشگاه مشتریان سازوکاری ساده برای وفاداری مشتریشما به ابزاری نیاز دارید که بتوانید با آن به بهترین نحو ممکن و با صرف کمترین هزینه این تجربه لذت بخش را به مشتریان خود هدیه دهید.باشگاه مشتریان یک ساز و کار ساده و دوست داشتنی، مبتنی بر آخرین تکنولوژی های روز دنیا در زمینه کسب و کار است تا تجربه لذت بخشی از خرید را در مشتری شما ایجاد کندسیستم امتیاز دهی وسیله ای است برای ایجاد ارتباط با مشتری و ایجاد احساس تعلق در مشتری. در سیستم امتیازدهی مشتری با خرید از صاحبان کسب و کار و یا محل‌های مشخص شده توسط آنها امتیاز کسب می‌کنند و این امتیازات در سیستم لویالتی مربوط به مشتری ثبت می‌شود تا مشتری در دفعه بعد در محل های مشخص شده توسط صاحبان کسب وکار،این امتیازات را خرج کند.مزایای برنامه وفادارسازی مشتریانمزایای برنامه وفادارسازی مشتریان از معایب احتمالی آن بسیار بیشتر است و اگر به درستی طراحی، اجرا و اطلاع‌رسانی شود، می‌تواند به مزیت رقابتی شما و نیز تضمین فروش و درآمد شما تبدیل شود.در ادامه، به مهم‌ترین مزایای لویالتی پروگرم اشاره شده است:افزایش بازگشت مشتریان و خرید مجدد آنهاکاهش هزینه‌های بازاریابیعامل ایجاد بازاریابی دهان به دهانموثر در ریفرال مارکتینگ و جذب مشتریان جدید توسط مشتریان فعلیافزایش فروشجلب رضایت مشتری (با ساختار برنامه وفاداری)وفادارسازی مشتری به برندایجاد مزیت رقابتیاز برندهای دیگه استفاده نمی‌کنندبرند شما را می خواهنددیجی کلاب چجوری مشتریان رو وفادار می کنه؟یک مثال برای این مدل برنامه وفاداری، باشگاه مشتریان دیجیکالا است که به خریدهای مشتریان، امتیاز می‌دهد و این امتیاز، به تخفیف و شانس قرعه‌کشی تبدیل خواهد شد.به همین سادگی مشتریان ترغیب می‌شوند که بیشتر به فروشگاه یا سایت مراجعه کرده و محصولات دیجی کالا رو خریداری کنند و با هر خرید با توجه به امتیازی که به آن‌ها داده می‌شود، امتیاز دیجی کلابی کسب کنند و این جایزه رو بخش‌های مختلف کلاب مصرف کنند یا جایزه نهایی را به دست آورند. با این روش تونستن، مشتریان رو وفادار کنند که حاضرند برای جایزه، محصولات بیشتری بخرند.برنامه وفاداری مشتری با بازی و سرگرمییکی از ساده‌ترین چیزهایی که مردم را به پای گوشی‌هاشون می‌کشونه، بازی‌ها هستند. استفاده از گیمیفیکیشن و بازی ، یکی از روش‌هایی است که دیجی کالا با استفاده از اون تونسته مشتریانش رو به خودش وفادار کنه.برای مثال بازی هفت گنج یکی از این موارد هست.علاوه بر اون دیجی کلاب با استفاده از گردونه شانس یک سرگرمی دیگه برای کاربراش ایجاد کرده. کاربرهای دیجی کالا می دونن که با خرج کردن امتیازهاشون و خرید شانس گردونه می تونن از کدهای تخفیف سایر کسب و کارها و استارتاپ‌های ایرانی استفاده کنند. با این حرکت دیجی کالا نه تنها یک راه برای خرج امتیازهای کاربراش پیدا کرده بلکه خودش هم این هزینه رو نمیده و بقیه کسب و کارها برای اینکه دیده بشن میان و کدهای تخفیف ویژه به کاربرهای دیجی کالا میدن.این یعنی یک تیر و دو نشان!جمع‌بندی برنامه وفاداری مشتریاندر این مطلب سعی کردم که برنامه وفاداری مشتریان را به طور کامل برای شما توضیح بدم. برای اینکه یک برنامه دقیق و منظم داشته باشید، موارد گفته شده برای حفظ مشتریان قبلی و دستیابی به مشتریان جدید بسیار مناسب هستند و پیاده‌سازی آن‌ها نیز زمان کمی را نیاز دارد. ابزارهایی مثل باشگاه مشتریان و گردون شانس و طراحی بازی به شما کمک می‌کنند با صرف هزینه کمتر کاربر بیشتر در سیستموتون داشته باشید و هم کاربرانتون رو راضی نگه دارید.امیدوارم این مطلب براتون مفید باشه و اگر دوست داشتید با دوستانتون به اشتراک بزارید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>ستاره نیک‌نژاد</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jul 2021 11:41:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سئو؛ تعریف، زمان آغاز شروع و اهداف، انواع و ابزار آن</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%86-xryv2i2mkiiz</link>
                <description>سئو، یعنی زمانی که در یک موتور جستجو به‌دنبال یک موضوع خاص می‌گردید یا بهینه‌سازی وب سایت. در اوایل دهه سال 1990 اولین موتورهای جستجوYahoo, Alta Vista, Infoseek آغاز به‌کار کردند. مردم در آن زمان موتورهای جستجو را به‌صورت اسامی فهرست شده می‌دانستند. با رشد مستمر و روزافزون اینترنت موتور جستجوهای جدیدی در ظاهری شدند که از فرایندهای پیچیده‌ای استفاده می‌شدند.با به ‌وجود آمدن این رشد، مهندسین فعالیت‌های خود را برای بهتر دیدن شدن شروع کرد. مقاله‌ای در نوامبر سال 1996 توسط نیویورک تایمز منتشر شد که در مورد توسعه ‌دهندگان وب تحقیق کرده که برای بالا رفتن در صفحه، از راه‌های غیراخلاقی استفاده کرده‌اند.SEO چیست؟سئو یعنی حقه زدن و یا دست‌کاری موتورهای جستجو که به روش‌های غیراخلاقی نیست، بلکه به معنی، مساعدت کردن و بهینه ساختن ارتباط وب سایت برای رسیدن به مقام بالا ایجاد شده است. بهینه‌سازی جستجو بر اساس حروف الفبا انجام می‌گرفت که در صفحاتی حروف AAA در بالای لیست وجود داشت. سه نوع بهینه‌سازی در رابطه با سایت وجود دارد که برای موفقیت هر پروژه‌ای الزامی است، که بعضی از متخصصین، در یکی از جنبه‌ها حرفه‌ای و خبره هستند.به همین لحاظ، صاحبان سایت‌ها و کسب‌وکارها در پی راهی برای افزایش سایت خود هستند.اهداف بهینه‌سازیبهینه‌سازی موتور جستجو کمک به وب سایت‌ها در تسخیر کردن و فاتح شدن محل بالا در نتایج جستجو و افزایش ارتباط برقرار کردن سئو  بین صفحات و کلمات کلیدی توسط کاربران هست. نمایاندن صفحاتی که ارتباط بیشتری با نتیجه جستجوی طبیعی را دارد مزایای زیادی برای کاربر و موتور جستجو است که کاربر بیشترین نتیجه را پیدا می‌کند و موتور جستجو هم قابل اعتماد می‌شود.روش‌های بهینه‌سازیدر ابتدا باید روش‌های بهینه‌سازی را بشناسید، که می‌توان با روش‌های گوناگونی انجام داد. بهینه‌سازی درون صفحه، بیرون صفحه، کلاه سفید، کلاه سیاه، کلاه خاکستری که حال به بررسی هر کدام از آنها می‌پردازیم.بهینه‌‌سازی درون صفحه یا ( On Page SEO): سئو به کنترل کردن مستقیم کدها و محتویات وب سایت که شامل: متن، پیوند، تصویر مربوط می‌شوند یا کلاً هر چیزی که در سایت بارگذاری می‌کنید. این روش اصول تمام تلاش‌ بهینه‌سازی است و شما بیشترین کنترل را بر روی آن دارید.بهینه‌سازی صفحه یا (Off Page SEO): این روش، شامل تمام پیشرفت‌هایی است که در خارج از وب سایت شما صورت می‌گیرد و شامل همه چیزهایی است که در بدست آوردن مقام و درجه بالا به شما کمک می‌کند.کلاه سفید یا (White Hat): اصطلاح فنی این دایره، به دسته‌ای از تکنیک‌ها، روش‌ها و ترفند و راهبردهایی که از قانون‌ها و راهنمایی‌های موتورهای جستجو پیروی می‌کند.سئو کلاه سیاه یا (Black Hat): اصطلاح کلاه سیاه به گروهی از فعالیت‌ها اشاره دارد که به هدف فریب، دست‌کاری الگوریتم موتور جستجو به منظور بدست آوردن منزلت و مقام بالا استفاده می‌‌شود. این روش غیراخلاقی توسط موتورهای جستجو تایید نمی‌شود و استفاده از این روش، اخراج شدن از لیست موتورهای جستجو را در پی دارد.کلاه خاکستری : این روش، نه از قوانین گوگل سرپیچی می‌کند و نه به حرف او گوش می‌دهد. در این روش که اغلب متخصصین را شامل می‌شود، به صورت فعال لینک‌سازی انجام شده و رفتارش طوری است که گوگل متوجه خطاهای کلاه سیاه نمی‌شود.سئو در طراحی سایت چه نقشی دارد؟توجه کنید که بعضی از نکات و مجموعه عملیات و مراحل لازم برای رسیدن به یک هدف بهتر است در زمان طراحی سایت در نظر گرفته شوند. سایتی که بنیاد و قالب بهینه داشته باشد، مراجعه‌کنندگان گوگل را بیشتر راضی خواهد کرد.صفحات آدرس سایتگوگل به آدرس همه صفحات سایت توجه کرده و هر چه این آدرس‌ها خواناتر، کوتاه‌تر و وابسته‌تر باشد بهتر است.تفحص کلمات کلیدی keywordمنظور از بررسی کلمات کلیدی این است که تحقیق کنید مخاطبان برای نیازهای خود چه کلماتی را در اینترنت سرچ و جست‌وجو می‌کنند. با این کاوش محتوای سایت را می‌توانید بر اساس نیازهای مخاطبان پدید آورید.ساختار متندر ساختار متن سئو با استفاده از عنوان و سرسطرهای H1,H2,H3 انجام می‌شود. عنوان با سرسطرهای H1، تیترهای اصلی، H2 و زیرعنوان‌های آن با H3 مشخص می‌شود. این کار به گوگل کمک می‌کند تا شکل و فرم متن را بهتر تشخیص دهد و کاربران نظم خوبی در نوشته‌ها می‌بینند.بهینه‌سازی انکرتکست‌هامنظور لینک‌هایی است که در داخل متن قرار می‌گیرد. این لینک‌ها باید با موضوع مرتبط باشند و کلمه کلیدی در آن به‌کار رفته باشد.متا توضیحاتهمان متنی است که در صفحات جست‌وجوی گوگل نشان داده می‌شود. در گذشته تعداد این کلمات حدود 155کلمه بوده اما در حال حاضر تعداد کلمات کمتر شده، توضیحات متا باید از کلمات کلیدی ساده و روان استفاده شود تا مفهوم و مفاد متن را به مخاطبان معرفی کند.سئو کلمات کلیدینیاز نیست متن را از کلمات کلیدی پر کنید. کلمات را به گونه‌ای در متن پراکنده کنید که هم مخاطب و هم گوگل منظور را متوجه شود. متنی که از کلمات کلیدی و جمله‌های نامفهوم و بی‌معنی پر شود برای کاربر محتوای مفیدی نخواهد بود.بهینه‌سازی تصاویر و عکس‌هاآیا عکس و تصویر بر بهینه‌سازی تأثیر دارد؟ موضوع این است که گنجایش و ظرفیت تصویر سایت، روی سرعت بارگذاری تاثیر داشته و سرعت بارگذاری روی بهینه‌سازی. ابزارها و سایت‌های گوناگونی وجود دارد که حجم عکس‌ها را بدون کاهش کیفیت پایین می‌آورد. نکته دیگر انتخاب موضوع مناسب و تگ Alt عکس‌ها است که موضوع عکس و مرتبط بودن آن با متن را برای گوگل روشن می‌سازد.SEO خارجیمنظور از سئو خارجی همان گرفتن بک لینک است. با تولید محتوای پررونق می‌توانید کاری کنید که دیگر سایت‌ها از مطالب سایت شما استفاده کنند. به عنوان منابع لینک دهید.فعالیت در شبکه‌های اجتماعیحضور داشتن در شبکه‌های اجتماعی دو مزیت دارد. اولاً با منتشر کردن مطلب در شبکه‌های اجتماعی به سایت خود لینک داده‌اید. دوم اینکه با فعالیت در شبکه‌ها ارتباط بهتر و نزدیک‌تری با مخاطبان برقرار کرده‌، محتوای صفحات را مطالعه کرده، در مورد آن‌ها بحث و گفتگو می‌کنند و به اشتراک می‌گذارند.ابزارهای بهینه‌سازی و کاربردهای آنداشتن ابزارهای متفاوت در بالا بردن کیفیت و سریع شدن روند کار در سئو به ما کمک می‌کند. با وجود این ابزارها می‌توان مدیریت خوبی در روند کار داشت. که به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم.· ابزار آنالیتیک: این ابزار، برای کاوش و تجزیه جستجوهای کاربران استفاده می‌شود.· ابزارها برای یافتن کلمات کلیدی: این ابزار به ما کمک می‌کند در موقع انتخاب کلمه، کلمه کلیدی مناسبی را بیابید.· ابزار دسته‌بندی سایت گوگل: این ابزار برای بررسی و آنالیز رتبه‌‌بندی سایت در گوگل استفاده می‌شود.· ابزار بهینه‌سازی: اغلب برای بهینه‌سازی محتوای سایت به‌کار می‌رود.· ابزار تست کردن سرعت: این ابزار برای تست سرعت سایت و بالا آمدن به‌کار می‌رود.· ابزار بک لینک: این ابزار برای تجزیه و تحلیل بک لینک سایت‌ها کاربرد دارد.مزایا· سئو تاثیر بسزایی در بازدید   از وب سایت دارد.· باعث به‌وجود آمدن برند می‌شود.· باعث به‌وجود آمدن ترافیک   سایت می‌گردد.· باعث می‌شود که وب سایت‌ها در   صفحه نتایج از مقام بهتری برخوردار گردند.· باعث می‌شود که فروش محصولات   افزایش پیدا و یک ابزار مناسب و کاربردی برای تبلیغات استجمع‌بندیامید است بیان نکات و مطالب ارائه شده و بحث در مورد بهینه‌سازی موتورهای جستجو مفید واقع شده باشد. با این توضیحات متوجه می‌شویم که بهینه‌سازی چیست و روش‌های آن را شناسایی کرده‌ایم و با تمرین و تکرار خواهید توانست بر اصول کلی بهینه‌سازی مسلط شوید و می‌توانید کاربردهایی را در رابطه با سئو ارائه دهید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>فلورا علمی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jul 2021 16:24:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنالیز مارکتینگ در کسب و کارهای دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-lnetuu1pudb1</link>
                <description>تحلیل بازاریابی یا مارکتینگ آنالیتیکس فرآیندی است که در آن با استفاده از اطلاعات موجود تلاش می‌شود تا بهترین تصمیم را برای بازاریابی بهتر اتخاذ شود. اگرچه تعریف مشخصی برای تجزیه و تحلیل بازاریابی یا مارکتینگ آنالیتیکس وجود ندارد، اما می‌توان از یک دیدگاه این فرآیند را به سه بخش تقسیم بندی کرد. این سه بخش عبارتند از:با استخدام دورکاری بومران همراه باشید.آنالیز توصیفی(descriptive analytics)آنالیز      پیش بینی کننده (Predictive      Analytics)آنالیز      تجویزی (Prescriptive Analytics)تحلیل توصیفی(descriptive analytics)آنالیز توصیفی با نگاهی به اطلاعات به دست آمده از گذشته در راستای اصلاح استراتژی‌های گذشته فعالیت می‌کند. در این بخش اطلاعات موجود از یک دوره زمانی در گذشته مورد بررسی قرار می‌گیرد. شما به عنوان یک آنالیزور بازاریابی باید در میان اطلاعات به دنبال نقاط عطفی باشید که منجر به تغییراتی شده است. این تغییرات می‌تواند مثبت یا منفی باشد. شما باید متوجه شوید که این تغییر بر اثر چه عاملی رخ داده و چه دوره زمانی‌ای را شامل می‌شود. و در طول دوره زمانی جمع آوری اطلاعات چند بار رخ داده است؟ برای مشاور دیجیتال مارکتینگ رایگان با ما تماس بگیرید.تحلیل پیش بینی کننده (Predictive Analytics)پس از جمع آوری اطلاعات گذشته و تحلیل آنها، وقت آن رسیده که با پشتوانه این اطلاعات و کمک گرفتن از دانش بازاریابی  پیش‌بینی کنید که  هر تغییر چه تاثیری بر روند کاری شما خواهد داد. این فرآیند را  آنالیز پیش بینی کننده می‌نامند. در فرآیند تحلیل پیش‌بینی کننده با استفاده از دانش گذشته پیش‌بینی می‌کنید که چه اتفاقی در آینده رخ خواهد داد. برای مثال اگر قیمت یک محصول کاهش پیدا کند چه تغییراتی در فرآیند بازاریابی شما رخ خواهد داد.آزمایش های تصادفی مانند تست A/B در بخش ارزیابی یا تحلیل پیش‌بینی کننده قرار می‌گیرد. با استفاده از این آزمایش‌ها بررسی می‌کنید که در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. در ادامه با سایت فریلنسری بومران همراه باشید.کلیک کنیدتحلیل تجویزی (Prescriptive Analytics)آنالیز یا تجزیه و تحلیل تجویزی مربوط به بخش بهینه‌سازی شرایط است. این آنالیز باید به ما کمک کند تا از میان همه گزینه‌های موجود بهترین گزینه را انتخاب کنیم.بنابراینسه بخش مربوط به تجزیه و تحلیل و آنالیز بازاریابی مکمل یکدیگر هستند. در واقع ما با استفاده از آنالیز توصیفی رفتار کمپین بازاریابی خود را در یک دوره زمانی در گذشته مورد بررسی قرار می‌دهیم. اطلاعات به دست آمده از این بررسی به شما کمک می‌کند تا به کمک بازاریابی پیش بینی کننده و بازاریابی تجویزی استراتژی‌های آینده کمپین بازاریابی خود را مشخص کنید. و به اهداف مورد نظر خود برسید.اهمیت آنالیزبازاریابیبرخی تصور می‌کنند که با پیشرفت تکنولوژی و پدید آمدن سرورهای ابری مانند AWS و Azure که توانایی جمع‌آوری اطلاعات بسیاری در مورد مصرف کنندگان یک کسب و کار را دارد، دیگر نیازی به آنالیز یا تحلیل‌های بازاریابی نیست. اما جالب است بدانید که بر اساس گزارشIDC در سال ۲۰۱۳ مقدار داده‌های ارائه شده توسط یکی از سرورهای ابری برابر ۴.۴ تریلیون گیگابایت بوده است. به نظر شما این حجم از اطلاعات  به صورت کامل مفید است؟ آیا همه‌ی این سیل اطلاعاتی در روند کاری شما تاثیرگذار است؟ آنالیزورهای بازاریابی وظیفه دارند تا از میان سیل اطلاعات موجود نتایجی را استخراج کنند که به صورت ساده و مشخص برای شما استراتژی‌های آینده را مشخص می‌کند. بنابراین آموختن دانش تجزیه و تحلیل بازاریابی برای موفقیت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که از میان شرکت‌های موفق ۷۳ درصد برای تصمیمات خود از تحلیل داده‌ها استفاده کرده اند. ۷۷ درصد از این شرکت‌ها قابلیت تجزیه و تحلیل بالاتر از حد متوسط داشته‌اند و ۴۰ درصد از آنها از تجزیه و تحلیل کلی سازمان خود استفاده می‌کنند. این اعداد نشان می‌دهد که شرکت‌های با عملکرد بالا در مقایسه با شرکت‌هایی که عملکرد خوبی در حوزه کاری خود نداشتند بیشتر به آنالیز بازاریابی توجه کردند و توانایی خود را در این زمینه افزایش داده‌اند. بنابراین تصمیمات داده محور منجر به نتایج بهتری برای یک سازمان خواهد شد.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>@Articles</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 15:18:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت استراتژی در مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-dwg21aljtzc2</link>
                <description>بازاریابی به عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های تثبیت و توسعه‌ی هر کسب‌وکاری محسوب می‌شود. در حقیقت اهمیت بازاریابی به قدری زیاد است که مدیران مشاغل مختلف، اقدام به جذب و استخدام کارشناسان و متخصصان این حیطه می‌کنند. اگر آمار 5 سال اخیر را تنها در حوزه‌ی بازاریابی دیجیتال مرور نماییم متوجه می‌شویم که بودجه‌ی اکثر کشورها برای انجام این نوع بازاریابی چندین برابر شده و همین نکته بیانگر اهمیت بازاریابی برای مشاغل است. با توجه به آن که امروزه انواع متعددی از شیوه‌های بازاریابی به وجود آمده است،دانستن اصول هر کدام از شیوه‌های ذکر شده و همچنین استفاده‌ی مناسب آن‌ها باعث خواهد شد تا عملکرد موفقیت‌آمیزی در حیطه‌ی بازاریابی داشته باشید. استراتژی به عنوان یکی از اصلی‌ترین اصول هر نوع بازاریابی شناخته می‌شود که شناخت، تسلط و کاربرد مناسب آن باعث خواهد شد تا انواع چالش‌های مختلف را با موفقیت بگذرانید. با توجه به این امر، در این مقاله به بررسی اهمیت استراتژی در مارکتینگ خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.استراتژی چیست؟واژه‌ی استراتژی، دارای تاریخچه‌ی بسیار عمیقی در تاریخ است. در حقیقت در گذشته‌ برای تعیین مسیرها و تاکتیک‌های جنگ‌هایی که اتفاق می‌افتاد از واژه‌ی استراتژی استفاده می‌شد؛ اما چه شد که امروز و در قرن 21، این واژه به یک اصطلاح جهانی تبدیل شد؟ پس از گذشت چندین دهه از اجرای انواع شیوه‌های بازاریابی، مدیران ارشد و صاحبان مشاغل به این نتیجه رسیدند که برای آن که بتوانند به اهداف مورد نظر خود دست یابند نیاز است تا از استراتژی در بازاریابی استفاده نمایند. با توجه به این موضوع می‌توان استراتژی را به عنوان برنامه‌ای منظم و مبتنی بر روز و ماه در نظر گرفت که در آن، تاکتیک‌ها و همچنین تکنیک‌هایی که برای رسیدن به هدف مورد نظر لازم است اجرا شوند، نوشته شده‌است. در حقیقت زمانی که از استراتژی بازاریابی سخنی گفته می‌شود منظور آن است که از چه مسیری باید گذشت که علاوه بر رسیدن به مقصد، زمان، انرژی و هزینه‌ی کمتری برای شرکت به همراه داشته باشد. با توجه به آن که تعیین استراتژی می‌تواند برابر با تعیین تمامی ادوات و شیوه‌های مورد نیاز برای اجرای بازاریابی مورد نظر باشد، دقت در یادگیری و اجرای آن امری کاملا حیاتی تلقی می‌شود.انواع استراتژی‌های بازاریابیتاکنون با تعریف و کاربردهای استراتژی در مارکتینگ آشنا شده‌اید اما برای آن که بتوانید با نحوه‌ی استفاده از استراتژی در بازاریابی به شیوه‌ی بهتری آشنا شوید نیاز است تا انواع آن را مورد مطالعه قرار دهید. به طور کلی دو مدل استراتژی در بازاریابی وجود دارند که هر کدام دارای انواع مخصوص به خود هستند. در ادامه این دو مدل را بررسی خواهیم کرد.1.    استراتژی بازاریابی کسب‌و‌کار به کسب‌وکار (B2B)منظور از بازاریابی کسب‌وکار به کسب‌وکار، شیوه‌ای از بازاریابی است که در آن محصولات و خدمات را به یک شرکت دیگر به فروش می‌رسانند. این نوع بازاریابی دارای شیوه‌های متعدد استراتژی است. بازاریابی پرداختی، بازاریابی شفاهی، بازاریابی سببی، بازاریابی معاملاتی و بازاریابی اینترنتی، همگی از جمله شیوه‌های استراتژی بازاریابی کسب‌وکار به کسب‌وکار هستند. در بازارایبای پرداختی، استراتژی به نحوی چیده می‌شود که از تبلیغات پولی مانند تبلیغات تلویزیونی و یا تبلیغات گوگل استفاده شود. در بازاریابی شفاهی نیز، انواع بازاریابان با مراجعه کردن به شرکت‌های مختلف سعی می‌کنند تا خدمات و محصولات خود را به فروش برسانند. در بازاریابی معاملاتی نیز، استراتژی به نحوی چیده می‌شود که بازاریابان بتوانند با استفاده از انواع پیشنهادهای تخفیفاتی و خدماتی، مشتریان را به سمت خدمات و محصولات شرکت جذب نمایند.2.    استراتژی بازاریابی از تجارت به مصرف‌کننده (B2C)در این شیوه‌ی بازاریابی برخلاف شیوه‌ی قبلی، به جای فروش محصولات و خدمات به شرکت‌های مختلف، آن‌ها را به طور مستقیم به خود مشتریان می‌فروشید. برخی از مهم‌ترین استراتژی‌هایی که می‌توانید برای این نوع بازاریابی استفاده کنید را در زیر مشاهده می‌کنید.سئوی سایت: در این شیوه نیاز است تا سئوی سایت خود را با استفاده از انواع شیوه‌های مرتبط بهبود بخشید. برای این کار نیاز است تا متخصصان این حیطه را استخدام کنید.برای مطالعه‌ی مقالات سئو، می‌توانید از اینجا وارد شوید.پیشنهادات:  این شیوه‌ی استراتژی به عنوان یکی از شیوه‌های مؤثر در جذب مشتری عمل می‌کند به نحوی که با دادن انواع پیشنهادات جذاب و بعضا دارای تخفیف، مشتری را به انجام خرید وسوسه می‌کنند.شبکه‌های اجتماعی: این شیوه، به عنوان یکی از شیوه‌هایی شناخته می‌شود که طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود جذب خواهد کرد چرا که امروزه کم‌تر کسی وجود دارد که از این شبکه‌ها استفاده ننماید.بازاریابی پنهانی: این شیوه نیز در عین حالی که بر افزایش فروش محصولات تمرکز دارد اما به نحوی عمل می‌کند که مشتریان از هدف اصلی بی‌اطلاع هستند. استفاده از فایل‌های آموزشی و پادکست از شیوه‌های اجرای این نوع استراتژی هستند.دلایل اهمیت استراتژی در بازاریابیحال که با تعاریف و انواع استراتژی‌ها در بازاریابی آشنا شدید نیاز است تا دلایل اهمیت داشتن یک استراتژی مناسب را بررسی کنیم. چرا کسب‌وکارها برای هر نوع مارکتینگ که قصد اجرای آن را دارند، هزینه‌های زیادی را خرج می‌کنند؟ چرا تیم طراح استراتژی و سند آن باید زمان زیادی را صرف جمع‌آوری اطلاعات متفاوت نمایند؟ در حقیقت برای نوشتن یک سند استراتژی نیاز است تا تیم مورد نیاز انجام این کار، دارای دانش‌های تخصصی در زمینه‌های مختلفی باشد تا بتواند انواع شیوه‌های بازاریابی را مورد تحلیل قرار داده و بهترین آن‌ها را برای اجرا انتخاب کند. تعیین شیوه‌، زمان و بسیاری دیگر از موارد مرتبط با اجرای این نوع استراتژی نیز جزئی از مسئولیت‌های این تیم است. با توجه به موارد ذکر شده در زیر به بررسی دلایل اهمیت استراتژی در بازاریابی خواهیم پرداخت.1.    توسعه‌ی فروش محصولیکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود اکثر مشاغل از استراتژی در بازاریابی استفاده کنند آن است که استراتژی باعث می‌شود تا توسعه‌ی فروش یک محصول به شیوه‌های کاملا آسان‌تری انجام شود. در حقیقت برای آن که منظور این حرف را متوجه شوید نیاز است که به شیوه‌ی عملکرد استراتژی مراجعه نماییم. استراتژی مناسب باعث می‌شود تا شما با استفاده از شیوه‌هایی که مناسب مخاطبان اصلی محصولات شما هستند، اقدام به مارکتینگ نمایید. در حقیقت خود شیوه‌ی اجرای بازاریابی نیز بر همین اصل به پیش خواهد رفت. با توجه به این موضوع و قرار دادن مخاطب در مرکز بازاریابی شما خواهید توانست در سریع‌ترین زمان ممکن، فروش محصولات خود را توسعه دهید.برای آشنایی با دیگر دلایل دلایل اهمیت استراتژی در بازاریابی، وارد بلاگ وستا شده و ادامه‌ی این مقاله را به صورت کامل از اینجا مطالعه کنید. </description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>vestateam</author>
                <pubDate>Thu, 08 Jul 2021 04:35:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده ها از کجا می آیند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-ncgnpyhng7vk</link>
                <description>اگر شروع به خواندن این مقاله کردید معلوم است که جایی بدجوری کارتان به ایده ها گیر کرده.مثلا یک روز مدیر محتوا وارد دفتر کار شده و از شما خواسته تا پایان وقت کاری چند محتوا برای فلان موضوع روی میزش بگذارید.یا مثلا همیشه ذهنتان درگیر این است که همکارتان ایده های ناب را دقیقا از کجایش در می اورد؟!یا برایتان سوال است تغذیه این افراد چیست که چنین فکر های بکری به سرشان میزند؟!من هم کاملا درک میکنم که آدم گاهی دلش میخواهد سرش را به دیوار بکوبد !چرا ما هر چه فکر میکنیم،  چنین ایده های فوق العاده ای نداریم؟!یادم می آید اولین روز هایی که وارد تیم تولید محتوا شدم استراتژیستی که یکی از ارشد های تیم بود همیشه ایده ای خوش ساخت در آستینش داشت، در جلسه های طراحی کمپین ما سکوت میکردیم و گوش میدادیم و دست آخر ایده ی اصلی را این بزرگوار روی میز میگذاشت. اینجور وقت ها آدم حس بی مصرف بودن داشت. حتی کار به جایی رسید که در بعضی جلسات با نا امیدی تمام، زحمت فکر کردن به خود را نمیدادم چون میدانستم بالاخره ارشد تیم مثل شعبده باز ایده اش را روی میز خواهد گذاشت و خلاص .در این مقاله قصد دارم بگویم چطور این بازی خسته کننده را تغییر دادم و حالا من هم ایده های خوبی برای ارائه به تیم دارم که دیگران آماده شنیدنش هستند! واقعا که احساس بی نظیری است.مغز ما چطور ایده پردازی می کند؟در دنیای امروز هر جایی را بگردید سخنان زیادی درباره خلاقیت و خلق ایده ها به گوشتان خواهد خورد، کلیشه هایی مثل اینکه ایده باید منحصربه فرد باشد، باید یک راه حل همه جانبه برای رسیدن به هدف تعیین شده باشد و ....بیایید این بار با عبور از این کلیشه ها، سفر اعجاب انگیزمان را از جای دیگری شروع کنیم. از اتفاقاتی که زمان خلق یک ایده می افتد.می دانید یک ایده در ابتدایی ترین مرحله چیست؟!یک فکر؟یک طرح؟یک تصور؟خیر، ایده تنها یک شبکه است!شبکه ای از نورون ها، و این همان اتفاقی است که داخل مغز شما می افتد.قصد ندارم با در افشانی علمی در این مقاله گیجتان کنم و با زدن حرف های قلمبه سلمبه با خودم بگویم بابا تو دیگر چه پدیده ی نوظهوری هستی!مقصود رساندن پیام است، پس از اینجا به بعد به ناچار دست به دامان تمثیل و استعاره ها می شوم.تصور کنید مغز شما پر از رشته سیم های ظریف و طولانی است. از این پس هر یک از این سیم هارا مسیر می نامیم. برای ذخیره هر اطلاعاتی در حافظه شما یک مسیر خاص در نظر گرفته می شود.مثلا وقتی می گویم کتاب، مسیر شماره 14820 در ذهن شما که برای نگهداری اطلاعات کتاب در نظر گرفته شده روشن می شود. کتاب شی است، جامد است، کاغذی است، جلد مقوایی دارد، و... در نهایت با روشن شدن این مسیر شما تصویر یک کتاب را تصور خواهید کرد.حالا به شما می گویم سیاره پلوتون!!!چه چیزی تصور کردید؟! پاسختان را جایی یادداشت کنید .آیا تصورتان به واضحی تصویر کتاب بود؟زمان بیشتری برای بازیابی اطلاعات در مورد پلوتون از مغزتان صرف کردید؟!علتش را می دانید؟!شما همین الان مشغول خلق ایده بودید. راستش را بخواهید کسی تا به حال سیاره پلوتون را ندیده و هیچ تصویری از آن ندارد. در واقع مسیر پیشفرضی برای سیاره پلوتون در مغز شما وجود نداشت.پس می شود بگویید این خزعبلاتی که درباره سیاره پلوتون سر هم کردید از کجا آوردید؟!خب احتمالا فکر کردید پلوتون سیاره است و نزدیک ترین تصویر به سیاره که در ذهنتان دارید یک تصویر گرد است و یا چیزی شبیه به زمین، و چون میدانید فاصله زیادی با خورشید دارد پس احتمالا جایی سرد و یخ زده و همچنین تاریک خواهد بود. پس مسیری را که مربوط به تصویر تاریک و سرد در ذهنتان بود بازیابی کردید.در واقع تصور شما از پلوتون، حاصل ترکیب و شبکه شدن چند مسیر متفاوت است که از قبل در مغزتان وجود داشته اند.حالا بفرمایید این روضه هایی که خواندم چگونه در خلق ایده ها یاریتان می کند؟!پاسخ این است! مسیر های پیشفرض را دور بیاندازید. هر چقدر بتوانید از کلیشه های ذهنیتان یعنی همان مسیر هایی که از قبل وجود دارند فاصله بگیرید به خلق ایده های جدید نزدیک می شوید.تنبل بودن مغز انسان که بر کوچک و بزرگ آشکار است. شما تلاش می کنید فکر کنید و این کدو تنبل اولین کاری که می کند می رود سراغ مسیر های پیشفرض. تا بتواند همان مسیر های پیشین را بازیابی می کند. برای خلق ایده باید مسیر های جدیدی در مغزتان روشن کنید.میپرسید چگونه؟ این نشانه ی خیلی خوبی است قربان آدم چیز فهم.وصله پینه کردن را تمرین کنید. سعی کنید جوری مسائل را بهم ربط دهید که عقل جن هم به آن نرسد. مشابه تمرین ساده ای که در تصور سیاره پلوتون انجام دادید. از تصاویر مشابه شروع کنید و بعد به بی ربط ترین ها حمله کنید .مثلا فکر کنید موبایل شبیه چه چیز هایی است؟شبیه تلفن بی سیم؟ کنترل تلویزیون؟ ماشین حساب؟دوربین عکاسی؟کامپیوتر؟ و ....لطفا حالا در مورد وجوه اشتراک موبایل و گوشت کوب برقی فکر کنید.به دنیای خلق ایده ها خوش آمدید.حالا آمادگی این را پیدا کردید تا در گام بعدی به شما بگویم چگونه برای تولید محتوا و طراحی پیام، ایده خلق کنید.ایده پردازی در تولید محتوا و طراحی پیاماین موضوع را با بیان تجربه شخصی خودم شروع می کنم . قصه مربوط به یک از جلسات ایده پردازی  کمپین های تبلیغاتی است .کیس مورد نظر ما یک شبکه تخفیف محلی بود. اگر نمی دانید شبکه های تخفیفی چکار می کنند می توانید از گوگل کمک بگیرید .قرار بود به مخاطب بگوییم این خدمات تخفیفی، پرستیژ شمارا حفظ می کند!همچنین به مخاطب رقابت جو و برتری طلب بگوییم با این خدمات نفع بیشتری خواهید برد.تنها یک جمله باید تمام این پیام هارا پوشش میداد.شب قبل از جلسه قرار بود به موضوع خوب فکر کنیم، منم هم مثل هر کس دیگری شروع کردم به سرچ گوگل، مطالعه پرونده کمپین و بررسی تبلیغات رقبای همسان و ناهمسان در شبکه های اجتماعی.این دقیقا مسیر های پیشفرضی بود که به سرعت روشن می شد. نتیجه اش مشتی پیام و کپی رایت ساده  بود که هر بی استعدادی می توانست جمع آوری کند. در نهایت شیرفهم شدم که این نتایج در جلسه ایده پردازی قابل ارائه نیست و بیشتر مایه آبرو ریزی می شود. البته تمام پیام ها و ایده ها درست و کامل بود، اما خلاقانه نبود.تصمیم گرفتم از آنها صرفا برای اطلاعات استفاده کنم و دست به دامان کلمات شدم .فهرست کردن واژه هایی که معنای برتری  یا حفظ پرستیژ بدهد.در میان بازی با کلمات تنها یک چیز توجهم را جلب کرد، یک چیز احمقانه .اگر حرف ت کلمه تخفیف را حذف کنیم می شود خفیف و ما میخواهیم به مخاطب بگوییم اینجا برای گرفتن تخفیف، خفیف نمی شود که هیچ برعکس پرستیژ او حفظ خواهد شد.حالا مگر میدانستم این فکر ها را چطور وصله پینه کنم!؟ یا به قول خودمان با چه چسبی بهم بچسبانم!چشمتان روز بد نبیند فردای آن شب در جلسه ایده پردازی اصلا روی مطرح کردن چنین ایده ی نصف نیمه ای را نداشتم .جلوی چند نفر باتجربه و متخصص بگویم ت کلمه تخفیف را حذف کنیم می شود خفیف؟!جان شما آبرو ریزی میشد.خلاصه با خودم گفتم این بار باید حرف بزنم حتی اگر همکارم ایده نهایی را از قبل آماده کرده باشد.جانم همراه با این ایده به لبم آمد و نشان به آن نشان که ایده ام گرفت .همان همکار ایده پرداز که معرف حضورتان هست از این فکر حمایت کرد، منتها او هم چسب ایده را پیدا نکرده بود تا اینکه نفر سوم گروه از کتابی که خوانده بود تعریف کرد، کتابی به نام برتری خفیف!بلافاصله چسب ایده پیدا شد و پیام کمپین را با سلام و صلوات طراحی کردیم. برتری تخفیف!اینها که گفتم صرفا جهت خاطره بازی نبود . اگر بدتان نیاید مطالعه موردی فرآیند خلق ایده بود .شماهم با این روش می توانید با طی کردن این گام ها به گنجینه ی ایده ها دست پیدا کنید .گام نخست : پرونده سازی و جمع آوری اطلاعاتتا می توانید در مورد موضوع مورد نظرتان اطلاعات جمع کنید، و جان عزیزتان یادداشت کنید. اینکه دیدم و یادم هست فایده ای ندارد. شما با دسته بندی اطلاعات به دروازه ایده های نزدیک می شوید.این کار کمکتان می کند مسیر های پیشفرض ذهن خودتان و ذهن دیگران را شناسایی کنید و دورش بزنید. و البته در نهایت به ایده ای برسید که اهداف ابتدایی شما را پوشش می دهد.گام دوم : ترکیب اطلاعات یا به قول خودم وصله پینه کردنحالا نوبت این است هر چه اطلاعات کسب کردید دور خودتان بچینید و شروع کنید به ترکیب کردنشان هر چه پیش تر بروید احتمالا ترکیب ها به نظرتان احمقانه تر می آیند. پس لطفا از دیوانه بودن خودتان لذت ببرید چون این همان شاه کلید خلق ایده هاست.اگر بپرسید چه ایده ای خیلی جذاب و شگفت انگیز است؟ به شما می گویم ایده ای که به زبان آورده شود. اگر به زبان نیاورید ایده ای به دنیا نمی آید. همانطور که گفتم جسور باشید.گام سوم : برگزاری اتاق فکر و جلسات طوفان فکریبدانید و آگاه باشید ایده های خوب از دل جمع بیرون می آیند. ممکن است مثل من به اشتباه تصور کرده باشید اگر تنها بمانید و تمرکز کنید خلاق تر خواهید بود. تنها ماندن و تمرکز برای گام قبلی می تواند مفید باشید اما پس از آن باید وارد جمع شوید و همه چیز را باهم به اشتراک بگذارید.اشتراک اطلاعات در جلسات طوفان فکری و بیان هر ایده ای فارغ از پایش و کنترل درست مثل این است که سیم های مغزتان را بهم متصل کردید و شبکه ای بزرگتر تشکیل دادید که میلیون ها مسیر متفاوت را شامل می شوند.این کار دقیقا مثل سانتری فیوژ برای ایده ها عمل می کند. در نهایت شما قادر به غنی سازی ایده ها خواهید شد.گام چهارم: فیلتر و ممیزی ایده هاصلوات بفرستید و گلچین کردن را شروع کنید. ایده هایی که شمارا به هدفتان می رساند نگهدارید و بقیه را دور بیندازید. لطفا بی رحمانه این کار را انجام دهید وگرنه میان انبوهی از گزینه ها دفن خواهید شد.طی کردن این چهار گام شما را به ایده های جدیدی خواهد رساند. البته که هر گام فرآیند خاص خودش را دارد که طرح کردنش در این مجال نمی گنجد. شاید اگر کسی سراغش را گفت در مقاله های بعد نکات بیشتری در این مورد منتشر کردم.حالا که مشاهده کردید آدم های خلاق ایده ها را از کجایشان در می آورند، این گوی و این میدان شروع به خلق ایده کنید. با تمرین کردن مغزتان به ساختن مسیر های جدید عادت می کند. هیچ چیزی خارق العاده تر از مغز در میان نیست و هیچ آدم خلاقی شاخ ندارد.در پایان خوب است یاد بگیریم از فکر ها و ایده های خوب حمایت کنیم. می توانید از همین جا تمرینش را آغاز کنید. اگر تا به اینجا همراه این مقاله بودید معلوم است صاحب ایده ترشی نخورد یک چیزی می شود. پس با ارسال نظرات و اشتراک گذاری این مطلب از یک چیزی شدنش حمایت کنید .همان امیدی باش که دوست داری در جهان ببینی .</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>فاطمه صباغی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 22:34:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوشیال مدیا</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%B3%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7-cucj6qtyz282</link>
                <description>تا حالا راجب سوشیال مدیا یا بازاریابی شبکه های اجتماعی شنیده اید؟ در این مقاله قصد داریم ببینیم سوشیال مدیا چیست و چه کاربردی دارد.سوشیال مدیا چیست؟به صورت خلاصه سوشیال مدیا همان شبکه های اجتماعی میشود اما به منظور کسب و کار، ابزاری برای جذب ترافیک و توجه مخاطب هدف کسب کار ما.به دلیل رایگان بودن ابزار های سوشیال مدیا و دسترسی راحت به آن بازاریابی در این بستر مخاطب زیادی را جذب میکند.رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک، اینستاگرام، توئیتر، لینکدین، یوتیوب، و... به روش های مختلفی میشود بازاریابی کسب و کار خود را شروع کنید.باید در سوشیا مدیا فعال بمانیدمعمولا صاحبان کسب و کارها در رسانه های اجتماعی صفحه مرتبط با کار خود ایجاد میکنن اما هیچ فعالتی در آن ندارند و مخاطبی جذب نمیکنن، این یکی از بدترین اشتباهاتی است که افراد در فضای مجازی انجام میدهند.اگر در سوشیال مدیا فعالیتی ندارید نماد آن را در وبسایت خود قرار ندهید. چون کاربرانی که وارد این صفحات بشوند و آن هارا بدون فعالیت ببینند، نسبت به مجموعه کسب و کار شما بی اعتماد میشوند و ممکن است مشتری و مخاطب خود را از دست بدهید.رسانه های سوشیال مدیافیس بوکاز محبوب ترین وبسایت ها که در کشوهای زیادی مانند ایالات متحده مخاطبان وفادار زیادی دارد.فیس بوک در ایران فیلتر است. ولی برای موتورهای جست جو جایگاه ویژه ای دارد، و از شبکه های پر بازخورد سوشیال مدیا است.لینکدیناز اولین شبکه های اجتماعی است که مخصوص کسب و کار ها است و هدف اصلی آن یافتن نیروی متخصص کاری، پروژه، استخدام شدن و... میباشد. اکثر این افراد ایرانی که به دنبال کار در خارج کشور هستند با لینکدین میتوانند کار و پروژه به شکل دورکاری انجام بدهند.اینستاگراماین شبکه اجتماعی توسط مالک فیسبوک (مارک زاکربرگ) خریداری شد و آن را توسعه داد. علارغم کاربرد آن که اطلاع رسانی است میشود به عنوان یک فروشگاه در شبکه مجازی از آن استفاده کرد. اخیرا اینستاگرام امکانات فراوانی را برای کسب و کار ها اضافه کرده است و بستر مناسبی را برای یک فروشگاه مجازی به وجود آورده است.میشود به مزیت هایی مثل: پر بازدید بودن، امکانات جست جو در گوگل و فیلتر نبودن و در دسترس بودن اشاره کرد.توییتراین شبکه برای پست کردن متن های کوتاه کاربرد و محبوبیبت دارد. این شبکه اجتماعی فرهنگ توییت کردن را رواج داده است. یعنی اگر کسی نوشته ای در پروفایل خود قرار دهد میگویند که او توییت کرده است. معمولا چهره ها و رهبران سیاسی در نیا برای مخاطبان خود از این شبکه اجتماعی استفاده میکنند. توییتر در ایران فیلتر است.تلگراماز شبکه های اجتماعی که اخیرا در ایران محبوب شده اما متاسفانه در ایران فیلتر است.این نرم افزار با کارایی بسیار بالا هر روز رو به رشد و در حال توسعه میباشد. از قابلیت های آن میشود به ربات سازی و بازی سازی در فضای مجازی استفاده کرد.شبکه اجتماعی بر روی سئو سایت تاثیر دارد؟شبکه های مجازی بر خلاف باور عموم بر روی سئو سایت تاثیر ندارد، اما به شکل غیر مستقیم با افزایش ترافیک وب سایت و معرفی برند شما به سئو کمک میکند.شاید شبکه مجازی تاثیر مستقیم بر روی سئو شما نداشته باشد، ولی به طور کلی وب سایت هایی که رتبه های برتر گوگل را دارند از شبکه های اجتماعی استفاده کردند و مخاطب زیادی از شبکه های اجتماعی به دست اورده اند.برای دیدن دیجیتال مارکتینگ بر روی اینجا کلیک کنید.تاریخچه سوشیال مارکتینگهنگام ظهور شبکه های اجتماعی بازاریابان فکر میکردند این روند ادامه دار نیست و همه چی مثل سابق میشود. بعد از شکل گیری فیس بوک و هجوم مردم به این شبکه اجتماعی، بازاریابی در شبکه اجتماعی پیشرفت کرد. سال های 1970 تا 1980 از شبکه های اجتماعی برای دوست یابی استفاده میشد اما از 1995 تا 2002 اینترنت ابزاری شد برای بازاریابی، موتور های جست جو به همین دلیل تغییر کردند و شکل و شمایل دیگری پیدا کردند و به مرور بازاریابان اینترنتی ارزش بازاریابی محتوایی را درک کردند.در طی سال های 2003 تا 2004 شبکه های اجتماعی فیس بوک و لینکدین و My Space به وجود امدند، و استقبال زیادی از آن ها شد. در سال های بعد افراد ارتباطات خود را از طریق شبکه اجتماعی گسترش دادند به همین دلیل مدیران بازاریابی اهدافشان را بر بستر اینترنت و شبکه های اجتماعی پیاده سازی کردند و به جذب مخاطب رسیدند.سوشیال مدیا مارکترسوشیال مدیال مارکتر همان مدیر شبکه های اجتماعی در یک کسب و کار است. یکی از راه های موفقیت که مشاغل باید آن را رعایت کنند پیوستگی فعالیت در شبکه اجتماعی است. بر اساس برند و نیاز های کسب و کار وظایف سوشیال مدیا مارکتر مشخص میشود.سوشیال مدیا مارکتر ها افرادی متخصص هستند که طبق برنامه ریزی دقیق میتوانند بحران هارا مدیریت کنند. این افراد بسیار اجتماعی و خلاق هستند و میدانند چطور مخاطب خود را جذب کنند. آن ها از داده ها و اطلاعات مطالبی که منتشر میکنند تحلیلی درست برای جذب مشتری میکنند.وظایف سوشیال مدیا مارکتر چیست؟بسته به نوع فعالیت و بزرگی فعالیت شما وظایف سوشیال مدیا مارکتر حرفه ای متفاوت است. اما به صورت خلاصه وظایف سوشیال مدیا مارکتر به شکل زیر است:تمام کانال های ارتباطی سوشیال مدیا را بداند و بتواند در هر یک فعالیت مربوط به کسب و کار شما را انجام دهد.هر شبکه اجتماعی استراتژی خاص خود را دارد. باید بتواند انهارا متناسب با اهداف کسب و کار شما پیاده سازی کند.کار با ابزار های مخصوص تحلیل را بلد باشد و بتواند از آنها گزارش جامعی درست کند.در هر شبکه بتواند کمپین راه اندازی کند.بتواند محتواهای متنی، تصویر و ویدیو تولید کند و از آنها برای جذب مخاطب استفاده کند.تقویمی محتوایی برای هر شبکه درست کند.هر پست و مطلبی را در هر پلتفرم و شبکه ویرایش و تایید کند و برای نمایش آن ها برنامه ریزی کند.با دنبال کننده ها ارتباط و تعامل داشته باشد و بتواند آن ها را به مشارکت وادارد.در مواقع ضروری پیشنهاد ها کارهای راهبردی درستی انجام دهد تا آسیبی به مجموعه نرسد.بتواند با افراد و برند ها و اینفلوئنسر ها ارتباط برقرار کند.با اخبار و ترندهایی که خیلی دنبال میشوند پیش برود و به روز باشد و ابزار های بازاریابی و شبکه های اجتماعی جدید روز دنیارو شناسایی و اشنا شود.صدای مشتریان را بشنود و با و بین سازمان و نیاز مشتری تعادل برقرار کند.مزایای سوشیال مدیا مارکتینگافراد زیادی زمان زیادی را در شبکه های در شبکه های اجتماعی میگذرانند. پس قطعا بازاریابی در این بستر بهترین راه جذب مشتری است. یکی از بهترین راه های ارتباطی بین مشتری و کسب و کار شبکه های اجتماعی است. اما اینها تمام مزایای شبکه های اجتماعی نیست میتوان به موارد زیر اشاره کرد:به کمک این بستر و بازاریابی در آن میتوان مشتریان را چند برابر کرد و نرخ تولید محصول یا خدمات را افزایش داد.بین مشتری و برند اربطه دوستی ایجاد میکنید. و میتوانید مشتری را وفادار و رضایت بیشتری کسب کنید.رقبایتان را تحلیل کنید و روش های بیشتری در جذب مخاطب و فروش یاد بگیرید.میتوان از طریق داده ها پیشرفت خود را تحلیل و نظارت بکنید. و در موقعیت های حساس استراتژی های مناسب پیاده کنید.برای دیدن خدمات طراحی سایت بر روی اینجا کلیک کنید.با توجه به حضور افراد در شبکه های اجتماعی سطح دیدن برند شما در معرض همگان 88 درصد است، پس منطقی است بخشی از وقت و سرمایه تان را در این بستر خرج کنید. دقت داشته باشید مدیریت شبکه های اجتماعی را به افراد متخصص این زمینه بسپارید چرا که هزینه کم تری پرداخت خواهید کرد و زودتر به نتیجه خواهید رسید.منابع:آرتا شهر فناوری اطلاعات خاورمیانه</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>IT City Web Unit</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jul 2021 16:08:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایمیل مارکتینگ به چه معناست؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jufd4zubm6qn</link>
                <description>امروزه دیجیتال مارکتینگ یا همان رشد کسب و کار در فضای وب بسیار رشد کرده است. راه های معرفی و رساندن محصولات به دست مشتریان نیز همزمان با رشد دیجیتال مارکتینگ تغییر کرده و پیشرفت مناسبی داشته است. یکی از قدیمی ترین راه ها، ایمیل مارکتینگ است که در این مطلب به آن خواهیم پرداخت. البته چنانچه می‌خواهید بیشتر با مراحل دیجیتال مارکتینگ آشنا شوید نیز بازدید از صفحه دیجیتال مارکتینگ در شیراز را هم به شما پیشنهاد می‌کنیم!تعریف و دسته‌بندی ایمیل مارکتینگایمیل مارکتینگ یعنی بهتر کردن رابطه با مشتری به کمک ایمیل. ما با تمام ایمیل‌هایی که می‌فرستیم سعی می‌کنیم مشتری یا مخاطب جدیدی به دست بیاوریم و همینطور مشتری‌های فعلی را حفظ کنیم. معمولاً ایمیل‌هایی که می‌فرستیم را به دو دسته تقسیم می‌کنند:ایمیل‌های مارکتینگایمیل‌های تراکنش یا معاملاتیبهترین نمونه‌‌ های ایمیل مارکتینگ خبرنامه است. خبرنامه‌هایی که در آن محتوای جدید سایت همانند مقالات، ویدیو و... را معرفی می‌کنیم؛ و یا ایمیل‌هایی که در آن محصول جدیدی را به مخاطب معرفی می‌کنیم. ایمیل‌های یادآوری رمز عبور، فاکتور خرید، جواب پشتیبانی به تیکت و... نیز همه ایمیل‌های تراکنش به حساب می‌آیند. البته این دسته از ایمیل‌ها معمولاً به صورت خودکار ارسال می‌شوند.چرا ایمیل مارکتینگ مهم است؟از زمان گسترش اینترنت در دنیا تا امروز، ایمیل ابزاری ضروری برای کسب و کارها محسوب می‌شده. کمتر کسی پیدا می‌شود که کاربر اینترنت باشد اما ایمیل نداشته باشد! شاید بعضی افراد مقداری کمتر از ایمیل استفاده کنند اما در هر صورت ایمیلی موجود دارند که در صورت نیاز از آن استفاده خواهند کرد. حالا نیز عاشقان شبکه‌های اجتماعی، مشتریان بانک‌ها، دانشجویان و تمام افرادی که از موبایل‌های اندرویدی یا آیفون استفاده میکنند نیز به نوعی مجبور هستند یک آدرس ایمیل داشته باشند. اما شاید فکر کنید که امروزه با وجود پیام‌رسان‌هایی سریع‌ و پرامکانات، کم پیش می‌آید که مردم برای همدیگر ایمیل بفرستند! البته این تفکر تا حدودی درست است. استفاده از ایمیل برای پیام دادن و کارهای روزمره بسیار کم شده است، اما هنوز ایمیل تنها راه رسمی و قابل اعتماد ارتباط با کاربران است، به ویژه این‌که برندها و کسب‌وکارهای اینترنتی، ایمیل را مبنای کار خودشان قرار می‌دهند. ایمیل و پیامک دو راه مهم و رسمی برای برقراری اتباط با مخاطبین است که هنوز جایگزینی برای آن ها یافت نشده است. حالا برای این که بهتر با ایمیل مارکتینگ آشنا بشویم، نگاهی می‌اندازیم به تاریخچۀ شکل‌گیری و تحولات این روش بازاریابیِ محبوب!همیشه این مطلب را به خاطر داشته باشید که برای تبدیل مخاطبین خود به خریدار محصولتان، اول از همه باید سایتی قوی، پرسرعت و دارای محتوای عالی داشته باشید. و چه بهتر که خود شما طراحی سایت رو بلد باشید!https://shirazdm.ir/آموزش-طراحی-سایت-در-شیراز/دهۀ ۹۰ میلادی، دوران بمباران ایمیلی!تا اواخر دهۀ ۹۰ میلادی، بازاریابیِ مستقیم همچنان رونق داشت. بسیاری از شرکت‌ها نامۀ کاغذی به در خانه‌ها میفرستادند. بازاریابی تلفنی هم اوج گرفته بود. هر شرکت، تعداد زیادی نیروی بازاریاب تلفنی استخدام کرده بود که به تک تک خانه‌ها تلفن کرده و هرچیزی، از سهام گرفته تا شکلات را به آن ها می‌فروختند! این داستان تا زمان رسیدن اینترنت به خانه‌ها ادامه داشت. اینترنت اما پنجرۀ جدیدی را در دنیای ارتباطات باز کرد. دهۀ ۹۰ دوران شروعِ ایمیل مارکتینگ بود. راه‌اندازی اولین سرویس ایمیل رایگان در دنیا یعنی Hotmail، نقطه عطفی در ایمیل مارکتینگ محسوب می‌شود زیرا قبل از آن فقط کارمندان دولتی، شرکت‌های بزرگ و دانشجویان یا اساتید دانشگاه ایمیل داشتند و از آن استفاده می‌کردند.با گسترش ایمیل به عنوان راهی سریع و مؤثر برای ارتباط مستقیم با مخاطبین، بازاریاب‌ها‌ یکی پس از دیگری سوار بر این قطار شدند و کم‌کم صندوق‌های ایمیل کاربران پر از پیام‌های تبلیغاتی شد. کاربران ایمیل هر روز باید ده‌‌ها ایمیل کاری و غیرکاری را خوانده و جواب میدادند؛ تا جایی که باز کردن صندوق دریافت ایمیل به یک کار تکراری صبحگاهی تبدیل شده بود.ایمیل های ناخواسته، دردسری عجیب!مشکل بزرگِ این دوران، ایمیل‌های ناخواسته و اسپم بود که روز به روز جدی‌تر شده و به تعداد آن ها نیز اضافه می‌شد. هرکس به راحتی لیستی از آدرس ایمیل سایرین جمع‌آوری می‌کرد و هرچه دلش می‌خواست برای ایشان می‌فرستاد. هیچ قانون دقیق و یا سرویسی که بتواند این ایمیل‌ها را تشخیص بدهد نیز وجود نداشت. امروزه اما بزرگترین سرویس‌های ایمیل همانند جیمیل، Hotmail ، AOL و... به کاربران خود اجازه می‌دهند به راحتیِ زدن یک دکمه، اسپم بودن ایمیل را اعلام کنند . به علاوه، الگوریتم‌های پیشرفته به صورت خودکار ایمیل‌های ناخواسته را به پوشه اسپم‌ها می فرستند. بعد از این اتفاقات بود که فرستادن ایمیل به تنهایی کافی نبود چون نمی‌شد مطمئن شد که ایمیل ارسال شده به Inbox کاربر می‌رسد یا نه، چه برسد به این که کاربر آن را باز کند. درنتیجه، بازاریاب‌ها فقط در صورتی می‌توانند به کسی ایمیل بفرستند که خود کاربر خواسته باشد.چالش‌های بعدی باز شدن ایمیل و انجام عملی مثل خرید بود. باید روی محتوای ایمیل تمرکز بیشتری می‌شد و کاربر را بیشتر درگیر می‌کرد. امروزه سیستم‌های اتوماسیون بازاریابی ایمیلی با قابلیت بخش‌بندی و ساخت لیستِ پیشرفته، کار بازاریابی ایمیل را آسان‌تر کرده‌اند. با این که حالا ابزارهای متنوع و پیشرفته‌ای برای ارسال انبوه ایمیل ساخته شده و استفاده از ایمیل هم گسترش یافته است، اما هنوز کسب‌وکارهای زیادی هستند که فکر می‌کنند هزینه کردن برای شبکه‌‌های اجتماعی یا تبلیغات سنّتی بهتر از وقت گذاشتن روی ایمیل مارکتینگ است.مزیت‌های ایمیل مارکتینگ چیست؟ارزان و سریع : ایمیل مارکتینگ نسبت به روش‌های دیگر بازاریابی ارزان‌تر و سریع‌تر هستش . در ساده‌ترین حالت، فقط باید هزینه‌های یک سرویس ارسال ایمیل را پرداخت کنی که آن هم وابسته به میزان مصرفتان تعیین می‌شود.انعطاف پذیری: هر نوع محتوایی را می‌توان از طریق ایمیل ارسال کرد: متن، عکس، ویدئو، فایل و لینک.قابلیت رصد رفتار: با پیشرفت سرویس‌های ایمیل مارکتینگ، به راحتی میتونن اطلاعاتی در مورد رفتار مخاطب به فرستنده بدن. در نتیجه، سازمان‌ها و شرکت‌هایی که در حجم بالا Email Marketing انجام می‌دن، می‌تونن با خرید این سرویس‌ها از رفتار مصرف‌کنندگان نسبت به بازاریابی ایمیلی خود مطلع بشن واز اون استفاده کنن.هدف‌گیری مستقیم: می‌توان آدرس‌های ایمیل را از کانال‌های مختلفی جمع‌آوری کرد و آنها را در لیست‌های جدا با توجه به پرسونای مشتری دسته‌بندی کرد. به عنوان مثال اگر خانمی از فروشگاه ما لوازم آرایشی و بهداشتی خریده احتمال بیشتری داره که به محتوا یا تخفیفی در همین دسته محصولات علاقه داشته باشه. پس آدرس این خانم در دسته مشتریان آرایشی بهداشتی قرار می‌گیره و ایمیل‌های متناسب با نیازش رو براش میفرستن.به راحتی میشه ایمیل جمع کرد: الان در هر سایت یا اپلیکیشنی بخوای ثبت‌نام کنی حتماً به ایمیل نیاز داری! فقط کافیه راهی برای عضو کردن مشتریان پیدا کنی که آدرس ایمیلشان رو به شما بدن. یا خبرنامه‌ جذابی بسازید که مخاطب‌های شما حاضر شوند برای دریافتش ثبت‌نام کنن و اونو بخونن.در آخر، این نکته رو یادتون باشه که همونطور که در اول کار گفتیم، بازاریابی ایمیلی فقط فرستادن انبوه ایمیل نیست. انجام چنین کاری هم اصلاً سخت نیست اما حواستون باشه که هدف نهایی در بازاریابی به کمک ایمیل کسب درآمد یا دستیابی به هر هدف مشابه دیگری هست.موفق و سلامت باشید... تیم تحریریه شیراز دیجیتال مارکتینگ</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>shirazdm.ir</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 20:02:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفوذ در بازارهای جهانی با بازاریابی ویروسی</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-wwultqfsrlov</link>
                <description>بازاریابی ویروسیتا بحال از وبسایتی بازدید کردید که مقاله، کوپن تخفیف، سرویس ویژه و چیزهای دیگری در آن، شما را تحت‌تاثیر قرار دهد بطوریکه بلافاصله دوستان خود را از وجود چنین سایتی باخبر کنید؟ اگر چنین اتفاقی برای شما رخ داده‌ باشد در واقع شما یکی از ناقلین و زنجیره های بازاریابی ویروسی (viral marketing) شده اید. بازاریابی ویروسی اغلب همان بازاریابی دهان به دهان است. یک روش کم‌هزینه و درعین‌حال بسیار موثر برای بازار محصولات و خدمات در اینترنت است.بازاریابی ویروسی نظیر ویروس کرونا، تولیدمثل کرده و به سرعت منتشر می‌شود. بازاریابی ویروسی امکان خرید مصرف‌کنندگان قبلی را فراهم می‌آورد. از آنجایی‌که همسالان و اطرافیان مشتری تاثیر خارق‌العاده‌ای بر تصمیم خرید مشتری دارند، باید با شناسایی این افراد قدرت مشتری خود را افزایش دهید. همانطور که اظهارات مثبت یک منبع موثق، اعتبار بیشتری به محصول و خدمات می‌بخشد، عقاید و نظرات و دوستان، همکاران تجاری و افراد فامیل نیز بر تصمیم خرید مشتری تاثیر می گذارد.با بکارگیری تکنیک‌های مختلف بازاریابی ویروسی در وب سایت، به شانس بزرگی دست می‌یابید و می‌توانید نظر گروه‌های تاثیرگذار بر مشتری را جلب کنید.سرمایه ‌گذاری با بازاریابی ویروسییکی‌از قدرتمندترین تکنیکهای بازاریابی آنلاین، بازاریابی ویروسی است. بازاریابی ویروسی بوسیله قدرت ارتباطات گسترش می‌یابد. بازاریابی ویروسی درحال‌حاضر مراحل تکامل خود را می‌گذراند، ولی امروزه شاهد بکارگیری سه نوع متداول از این نوع بازاریابی هستیم:1. بازاریابی شفاهی، به‌عنوان مثال “به دوست خود بگویید” (tell a friend) «این کوپن را به یکی از دوستان خود بفرستید» (send this coupon to a frien”) و یا «این سایت را به دوستان خود پیشنهاد دهید» (“recommend this to a friend”)2. بازاریابی شاخه‌ای، در این نوع بازاریابی ویروسی، کاربر یک کتاب الکترونیکی، ابزار مفید و یا فیلم ویدئویی طنز را دریافت کرده و پس‌از استفاده، آن را به دوستان خود نیز می‌فرستد.3. بازاریابی ویروسی محصول و خدمات، در این نوع از بازاریابی یک ابزار رایگان به صورت آنلاین مورداستفاده قرارمی‌گیرد درحالیکه دارای پیغامهای بازاریابی در درون آن است همانند سرویس ایمیل hotmail.بازاریابی شفاهیمی‌توان تکنیکهای بازاریابی ویروسی را به طرق گوناگون روی وب سایت اعمال نمود. به عنوان مثال، کاربران با مشاهده دکمه‌های «دوست خود را از این محصول باخبر کنید» (tell a friend about this product) و یا “share this page with a friend” به سرعت و آسانی می‌توانند دیگران را از وجود سایت و محصولات شما مطلع سازند. بینندگان سایت می‌توانند با یک کلیک ساده و پرکردن فیلدهای به (to) و از (frome) (یعنی نام و نشانی ایمیل فرستنده و گیرنده) و یک پیغام کوتاه این کار را انجام دهند. گرچه پیغامی که در این نامه‌ها می‌آید، شخصی و دوستانه است، ولی می‌توانید اطلاعاتی اضافی درباره محصول تجاری خود از قبیل مشخصات، فواید، قیمت و لینک هدایت شونده به صفحه وب که گیرنده نامه بتواند محصول موردنظر را خریداری کند را نیز ضمیمه این نامه کنید. چون نامه از سوی یک دوست فرستاده می‌شود احتمال اینکه گیرنده‌ نامه برای کسب اطلاعات بیشتر درباره محصول از سایت دیدن نماید، خیلی بیشتر از زمانی است که نامه از سوی یک شرکت تجاری ارسال شده‌باشد.سایت amazon.comنمونه بارز یکی‌از شرکتهاست که روشهای بازاریابی ویروسی را در تمامی نقاط سایت مورداستفاده قرار داده‌است. هنگامیکه بینندگان سایت در میان فهرست سه میلیونی محصولات amazon.com جستجو می‌کنند، در اکثر مواقع با پیغام (tell a friend about this product) موجه می‌شوند. این پیغام تاثیرگذاری سایت آمازون را افزایش داده در نهایت منجر به افزایش میزان فروش شرکت می‌شود. علاوه بر تکنیکهای مذکور، راههای گوناگون دیگری وجوددارند که می‌توانید تکنیکهای بازاریابی ویروسی را در سایت خود بکار ببندید. بازاریابی ویروسی برای رشد برنددر صورت داشتن یک گروه خبری می‌توانید دکمه “tell a friend about this newsletter” را به سایت اضافه نمایید. همچنین می‌توانید پیغامی را در متن نامه خبری قرارداده و در ان خوانندگان نامه را تشویق کنید تا یک کپی از این نامه را به دوستانی که فکر می‌کنند اطلاعات این گروه‌خبری برای آنها مفید خواهدبود، ارسال کنند. توصیه می‌شود در چنین نامه‌هایی، اطلاعاتی نیز درباره نحوه عضویت در گروه‌خبری گنجانده شود. بدین‌وسیله گیرنده نامه، قادر خواهدبود یک گپی از گروه خبری را به دوستان خود ارسال نماید و این دوستان نیز برای ثبت عضویت به سایت مراجعه کرده و مرتباً گروه خبری را دریافت کنند.بکاربردن عبارات مناسب در بازاریابی ویروسی موجب می‌شود بیننده و یا گیرنده، ایمیل، با مشاهده محتوای ایمیل و تنها با یک کلیک به سایت شما هدایت شود. طراحی و جاگذاری این لینک و یا دکمه تاثیر بسزایی در موفقیت سایت دارد. ابتدا لازم است هر یک از عواما بازگشت بینندگان که برای بازاریابی ویروسی بکارگرفته‌اید، به دقت بررسی کنید.برخی از عوامل بازگشت بینندگان به سایت نظیر کوپن، گروه خبری، هدایای ویژه و مسابقه ایده‌هایی مناسب جهت “tell a friend” و یا “send a copy to a friend” می‌باشند. پس‌از تعیین تکنیکهای بازاریابی ویروسی، انتشار عبارات بازاریابی را برای بینندگان سایت و یا دریافت کننده ایمیل تسهیل نمایید.برای اینکه این کار تاثیر بیشتری داشته‌باشد بایستی واضح و روشن بینندگان سایت را از آنچه می‌خواهید انجام دهند، آگاه سازید. سپس ازآنها بخواهید کارهایی را که می‌خواهید انجام دهند. عبارات «ارسال این کوپن به یک دوست» و یا «دوستان خود را از هدیه الکترونیکی آگاه سازید» عبارات مناسبی هستند. هرگز تصور نکنید که مردم برای ارسال ایمیلی به دوستان خود درباره هدیه الکترونیکی و یا کوپن‌های شما وقت صرف می‌کنند و لینک شما را فقط به خاطر اینکه در سایت هدایای ویژه‌ای تدارک دیده‌اید، در سایتشان قرارمی‌دهند ـ هرگز چنین اتفاقی روی نمی‌دهد. بایستی انجام این کارها را برای بینندگان سایت حتی‌الامکان ساده و آسان نمایید.در این قسمت نکاتی درباره روشهای تاثیرگذاری بازاریابی شفاهی ارائه می‌شوند:• از دکمه‌های جذاب و گرافیکی که باعث جلب‌توجه دیگران می‌شود، استفاده کنید.• به بینندگان دقیقاً می‌خواهید چه کاری برای شما انجام دهند.• دکمه‌های مخصوص بازاریابی را در مکانهای مناسب و به دوراز هرگونه شلوغی قراردهید.• از کلمات آسان و معمولی برای نوشته‌های این دکمه‌ها بهره گیرید.صفحه را طوری تنظیم کنید که با کلیک‌کردن بر روی دکمه “tell a friend” صفحه‌ای گشوده‌شود و در آن نام و ایمیل (یا ایمیلهای) دوست (و یا دوستان) و همینطور نام ونشانی ایمیل شخص فرستنده بیاید. لازم است فضایی را برای قسمت نوشتن پیام درنظر بگیرید و در آن عباراتی نظیر «فکر می‌کنم این…. برای شما نیز جالب باشد» و یا «می‌دانم شما نیز از آن خوشتان خواهدآمد» قراردهید.• بینندگان سایت را درباره نحوه شرکت در بازاریابی ویروسی، به طور شفاف، آسان و قابل درک راهنمایی کنید.• به آنها انگیزه دهید تا تشویق شوند کاری که شما می‌خواهید انجام دهند: «با آگاه ساختن یکی از دوستان یکی از دوستان خود، قادر خواهیدبود در قسمت … چیزی که برای مخاطبان باار هدف جالب باشد شرکت کنید»• از اهرمهای ویژه استفاده کنید، از اهرمهای ویژه استفاده کنید، از اهرمهای ویژه استفاده کنید. «با آگاه ساختن 5 نفر از دوستان می‌توانید از امکانات… چیزی که برای مخاطبان بازار هدف جالب باشد بهره‌مند شوید. »• از بکارگیر فایلهای ضمیمه (attachment) در پیامهای ارسالی خودداری نمایید. فایلهای ضمیمه هنگام بازشدن، مشکلات تکنیکی بوجود می‌اورند. همینطور وجود ویروس در فایلهای ضمیمه، تهدیدی برای بازکننده آن محسوب می‌شود.• سیاستهای محرمانه (privacy policy) مخصوص سایت را نیز در معرض دید بینندگان قراردهید. اگر قراراست کاربری آدرس ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهد، باید از عدم سوء‌استفاده از اطلاعات محرمانه دوست خود از طریق سایت، اطمینان یابد.تنها راز موفقیت بازاریابی، محتوای سودمند و ارزشمند است به‌طوری که کاربر بتوانند آن را به دیگران معرفی نماید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>دکترعلی قوامی | جراح کسب و کار</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 21:55:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 دلیل لزوم استفاده از ویدیو برای سایت</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/4-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-qiledgjrgp5o</link>
                <description>استفاده از ویدیو برای سایت خوداستفاده از فیلم به طور فزاینده ای در بسیاری از جنبه های جهان به خصوص در این دوران دیجیتال مورد تقاضا قرار گرفته است. بیشتر مصرف کنندگان هر روز وقت خود را در اینترنت صرف تماشای فیلم می کنند. در چند سال گذشته حتی مشاغل کوچک و بزرگ نیز به این باند ویدیویی پیوسته اند. اما، آیا ارزش آن را دارد که افراد متخصص ویدیو استخدام کنید؟ بر اساس یک گزارش آماری، گسترش ویدئوها به صورت آنلاین می تواند در محبوبیت سیستم عامل های میزبانی ویدئو مانند YouTube سبب شود. در واقع، حدود دو میلیارد کاربر وجود دارد که هر ماه در سراسر جهان به این سیستم عامل رسانه های اجتماعی وارد می شوند. تصور کنید یک میلیارد ساعت فیلم هر ماه توسط چنین کاربرانی تماشا می شود و این بدون حساب افرادی است که از طریق سیستم عامل تماشا می کنند و حساب کاربری ندارند. فقط در ایالات متحده، 73٪ از بزرگسالانی که قدرت خرید دارند، وقت خود را در سیستم عامل می گذرانند و از محبوب بزرگسالان دیگر - فیس بوک و حتی اینستاگرام پیشی می گیرند.با این آمار سرسام آور در مورد تماشای فیلم توسط مصرف کنندگان بالقوه، این روزها بازاریابی ویدئویی به یک استراتژی بازاریابی اساسی برای بسیاری از مشاغل تبدیل شده است. اما اگر شما از آن دسته از کارآفرینان مقیاس کوچک هستید که ممکن است در استخدام متخصصان تولید ویدیو شک داشته باشید، در اینجا چند نکته را باید در نظر گرفت که شاید بتواند شما را متقاعد کند که آنها را امتحان کنید:1. ارزش دادن ویدیو به تجارت ماارزش ویدیو در سایتاین روزها، وقتی صحبت از تولید ویدئو می شود، داشتن چنین تصوری از &quot;آسان داشتن&quot; معمول است. به هر حال ، تلفن های همراه فعلی از قبل به موارد ضروری فیلم سازی مجهز شده اند. با این حال، استخدام خدمات تولید فیلم حرفه ای همچنان بهترین گزینه است، زیرا این پزشکان رسانه تجربه و مهارت زیادی دارند. وقتی یک شرکت مناسب را استخدام می کنید، فیلم های با کیفیتی دریافت می کنید. محتوای حرفه ای در وب سایت کسب و کار شما یا حساب های رسانه های اجتماعی باعث می شود تصویر کسب و کار شما با کیفیت و حرفه ای باشد.2. تولید AVP با کیفیت بالا برای نام تجاری خودتولید AVP با کیفیت بالا برای نام تجاری خوداولین کاری که پرسنل تولید کننده ویدیوی استخدام شده شما می توانند انجام دهند تولید AVP یا سمعی و بصری با کیفیت بالا برای تجارت شما است. به عنوان نوعی پیش پرده از برند خود تصور کنید. این ویدئو به معنای تجارت شماست و می تواند به صورت یک تریلر 30 ثانیه ای یا یک تبلیغ تجاری یک یا دو دقیقه ای باشد که می توانید برای اهداف بازاریابی استفاده کنید.چنین خدمات حرفه ای تولیدی می تواند به ایجاد AVP با کیفیت کمک کرده و وب سایت شما را به بازدید زیادی برساند. با قیمت ساخت ویدیویی از این دست، هنوز مقرون به صرفه تر از راه اندازی یک استراتژی تبلیغاتی سنتی در مقیاس کامل است که شامل رسانه های معمولی است.3. ایجاد تبلیغات جذاب توسط طراحان ویدیوایجاد تبلیغات جذاب ویدیوییکلید یک فیلم موفق استفاده از تجهیزات پیشرفته ویدیویی است که توسط یک تیم ویدیویی حرفه ای اداره می شود. این متخصصان به شما کمک می کنند تا برای کسب و کار خود تبلیغات جذاب یا تبلیغاتی را برنامه ریزی کنید. آنها همچنین می فهمند که چگونه بازار هدف شما را بفهمند تا بدانند چه نوع تبلیغاتی را باید انجام دهند.کارشناسان فیلم می توانند به شما کمک کنند تا هر آنچه را که نیاز دارید به صورت حرفه ای ضبط کنید. آنها همچنین می توانند در مورد اینکه چه نوع ویدئویی می تواند برای نوع کسب و کار شما ویروسی شود، به شما بازخورد دهند. به علاوه، استخدام تیم های تولیدی حرفه ای و در عین حال دوستانه می تواند در صورت لزوم به شما کمک بیشتری کند. اگر آنها چیزی را در ویدیوی شما مشاهده کنند که کار نمی کند، می توانند آن را اصلاح کنند تا متناسب با پیام شما باشد. این یک اتفاق معمول است که در مورد سایر تولیدکنندگان تجاری اتفاق می افتد، اما در نهایت برای هر نسخه تجدید نظر هزینه اضافی دارند. این وضعیت با خدمه حرفه ای ویدیویی کوچکتر و در عین حال دوستانه خیلی اتفاق نخواهد افتاد.4. تبدیل بازدید کنندگان سایت به مشتریان دائمیخرید مشتری از سایتدلایل دیگری وجود دارد که شما باید خدمات تولید فیلم را برای سایت خود استخدام کنید. وقتی سایتی را راه اندازی می کنید، می خواهید افرادی که در آن جا می مانند بهترین مشتریان شما باشند. اگر آنها را به اندازه کافی در سایت خود نگه ندارید تا مطمئن شوید که برای محصولات یا خدمات بیشتری باز می گردند، خطر از دست دادن آنها برای همیشه وجود دارد. بنابراین، این کارشناسان ویدیو با پیشنهاد ایده های خلاقانه یکی دو نکته در مورد جریان دادن محتوای ویدیوی شما می دانند.در اینجا چند نمونه از ویدیوهایی که می توانید برای کمک به تبدیل بازدید کنندگان خود به مشتریانی با حقوق و وفادار ایجاد کنید، آورده شده است:- فیلم های آموزشی مانند آموزش ها، به اشتراک گذاری آمار، گزارش ها و مطالعات موردی جذاب- الهام بخشیدن از فیلم ها، مانند فیلم هایی که تلاش برای بازپرداخت یا کمک به جامعه را نشان می دهد- فیلم های توضیح دهنده برای معرفی نحوه استفاده از محصولات و خدمات جدیدنتیجهوقتی برای سایت خود خدمات تولید ویدیو استخدام می کنید، به دلیل تخصص بی نظیر آنها در خدمات تولید ویدیو، قرار است از کار با عکاسان حرفه ای و فیلمبردار پاداش های مثمر ثمری کسب کنید. آنها نه تنها تجارت شما را خوب نشان می دهند، بلکه می توانند از طریق فیلم هایی که برای شما تولید می کنند، به شما در دستیابی به اهداف فروش و بازاریابی کمک کنند. خدمات حرفه ای تولید فیلم برای ایجاد فیلم حتی اگر فقط یک کسب و کار در مقیاس کوچک را مدیریت می کنید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>nafasmvhd</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 19:08:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا بازاریابی دیجیتال مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-gqggumvrf3y8</link>
                <description>بازاریابی دیجیتال به شما کمک می کند با استفاده از روش های سنتی مخاطبان بیشتری نسبت به آنچه می توانستید داشته باشید و افراد احتمالی را که به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خریداری می کنند ، هدف قرار دهید. علاوه بر این ، اغلب از نظر تبلیغات سنتی مقرون به صرفه تر است و به شما امکان می دهد موفقیت را به صورت روزانه اندازه گیری کرده و بر اساس صلاحدید محوری کنید.چند مزیت عمده در بازاریابی دیجیتال وجود دارد.1. شما می توانید فقط مخابطانی  را که به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خریداری می کنند ، هدف قرار دهید.اگر تبلیغاتی را در تلویزیون ، مجله یا بیلبورد قرار دهید ، کنترل محدودی بر روی افرادی که تبلیغ را می بینند ، دارد. البته ، شما می توانید آمارهای خاص جمعیتی را اندازه گیری کنید - از جمله مخاطبان معمول مجله ، یا جمعیتی یک محله خاص - اما هنوز هم عمدتا یک عکس در تاریکی است.از طرف دیگر ، بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد مخاطبان بسیار ویژه ای را شناسایی و هدف قرار دهید و پیام های بازاریابی شخصی و با بازده بالا را برای آن مخاطبان ارسال کنید.به عنوان مثال ، ممکن است با استفاده از ویژگی های هدف قرار دادن شبکه های اجتماعی ، تبلیغات شبکه های اجتماعی را به مخاطبان خاصی بر اساس متغیرهایی مانند سن ، جنسیت ، موقعیت مکانی ، علایق ، شبکه ها یا رفتارها نشان دهید. متناوباً ، ممکن است از راهکارهای PPC یا SEO برای ارائه تبلیغات به کاربرانی که به محصول یا خدمات شما علاقه نشان داده اند یا کلمات کلیدی خاص مربوط به صنعت شما را جستجو کرده اند ، استفاده کنید.در نهایت ، بازاریابی دیجیتال شما را قادر می سازد تا تحقیقات لازم برای شناسایی شخصیت خریدار خود را انجام دهید ، و به شما امکان می دهد استراتژی بازاریابی خود را با گذشت زمان اصلاح کنید تا اطمینان حاصل کنید که به احتمال بیشتری برای خرید خواهید رسید. از همه بهتر ، بازاریابی دیجیتال به شما کمک می کند تا در گروه های فرعی مخاطبان بیشتر خود بازاریابی کنید. اگر محصولات یا خدمات مختلفی را به اشخاص مختلف خریدار می فروشید ، این به ویژه مفید است.2. از روش های سنتی ،  بازاریابی مقرون به صرفه است.بازاریابی دیجیتال این امکان را برای شما فراهم می کند که به صورت روزانه کمپین ها را ردیابی کرده و در صورت عدم بازگشت سرمایه (ROI) بالا ، مبلغی را که در یک کانال خاص خرج می کنید کاهش دهید. برای فرم های سنتی تبلیغات نمی توان همین حرف را زد. عملکرد بیلبورد شما اهمیتی ندارد - با وجود اینکه برای شما تبدیل می شود یا نه ، بازهم همان هزینه را دارد.به علاوه ، با بازاریابی دیجیتال ، شما کنترل کاملی بر محل انتخاب پول خود دارید. شاید شما ترجیح دهید به جای پرداخت هزینه های کمپین های PPC ، پول خود را صرف تهیه نرم افزار طراحی کنید تا محتوای اینستاگرام با بازده بالا ایجاد کنید. یک استراتژی بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد تا به طور مداوم چرخش داشته باشید ، اطمینان حاصل کنید که هرگز در کانال هایی که عملکرد خوبی ندارند ، پول تلف نمی کنید.به عنوان مثال ، اگر برای یک تجارت کوچک با بودجه محدود کار می کنید ، ممکن است سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی ، وبلاگ نویسی یا سئو را امتحان کنید - سه استراتژی که حتی با صرف حداقل هزینه می توانند بازدهی بالایی برای شما داشته باشند.3. بازاریابی دیجیتال به شما امکان می دهد تا از بازیکنان بزرگتر صنعت خود پیشی بگیرید.اگر برای یک تجارت کوچک کار می کنید ، احتمالاً برای شما دشوار است که با مارک های اصلی صنعت خود رقابت کنید ، که بسیاری از آنها میلیون ها دلار سرمایه برای تبلیغات تلویزیونی یا تبلیغات سراسری دارند. خوشبختانه ، فرصتهای زیادی وجود دارد تا از طریق ابتکارهای استراتژیک بازاریابی دیجیتال ، از بازیکنان بزرگ پیشی بگیریم.به عنوان مثال ، ممکن است برخی از کلمات کلیدی دم بلند را که مربوط به محصول یا خدمات شما هستند شناسایی کرده و محتوایی با کیفیت بالا ایجاد کنید تا به شما در رتبه بندی در موتورهای جستجو برای این کلمات کلیدی کمک کند. موتورهای جستجو برایشان مهم نیست که کدام مارک بزرگترین است - در عوض ، موتورهای جستجو محتوایی را که بیشترین بازتاب را در بین مخاطبان دارد ، در اولویت قرار می دهند.علاوه بر این ، رسانه های اجتماعی شما را قادر می سازد تا از طریق بازاریابی تأثیرگذار به مخاطبان جدید دسترسی پیدا کنید. من شخصاً مارک های بزرگی را در شبکه های اجتماعی دنبال نمی کنم ، اما تأثیرگذارانی را دنبال می کنم که گهگاه محصولات یا خدماتی را که دوست دارند به نمایش می گذارند - اگر در یک شرکت کوچک و متوسط ​​کار می کنید ، این می تواند راهی مناسب برای بررسی باشد.4- بازاریابی دیجیتال قابل اندازه گیری است.بازاریابی دیجیتال می تواند یک نمای جامع ، شروع تا پایان تمام معیارهایی را که ممکن است برای شرکت شما مهم باشد - از جمله برداشت ها ، اشتراک ها ، بازدیدها ، کلیک ها و زمان در صفحه به شما ارائه دهد. این یکی از بزرگترین مزایای بازاریابی دیجیتال است. در حالی که تبلیغات سنتی می تواند برای اهداف خاصی مفید باشد ، بزرگترین محدودیت آن قابل اندازه گیری است.برخلاف بیشتر تلاش های بازاریابی آفلاین ، بازاریابی دیجیتال به بازاریابان اجازه می دهد نتایج دقیق را در زمان واقعی ببینند. اگر تاکنون تبلیغاتی را در روزنامه گذاشته اید ، می دانید که تخمین اینکه تعداد زیادی از افراد در واقع به آن صفحه مراجعه کرده اند و به تبلیغ شما توجه کرده اند ، چقدر دشوار است. هیچ راهی مطمئن وجود ندارد که بفهمید آیا آن تبلیغ عامل فروش کل بوده است یا خیر.از طرف دیگر ، با بازاریابی دیجیتال می توانید میزان بازده سرمایه گذاری را تقریباً در هر جنبه ای از تلاش های بازاریابی خود بسنجید.منبع :blog.hubspot.comکارکسبتون پر رونق </description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>zahraghaziyani</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 12:09:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود محتوا در ۳ گام، مخاطب را درک کنید تا نتیجه بگیرید!</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/content-seo-audience-understanding-y59vdbixbjgr-y59vdbixbjgr</link>
                <description>محتوا یکی از قطعه‌های کلیدی و مهم پازل بازاریابی دیجیتال است؛ ولی آیا هر محتوایی می‌تواند ما را به هدفی که داریم، برساند؟خیلی ساده بگویم محتوایی که نتواند نیاز مخاطب را رفع کند و برای او فایده نداشته باشد، چیزی به‌غیر از تلف‌کردن زمان و منابع برای ما به ارمغان نمی‌آورد.اگر می‌خواهید با دیوار صحبت نکنید، ۳ مسئله را درک کنید:مخاطبان موردنظرتان موضوع‌های مرتبط با کسب‌وکار شما را چگونه جست‌وجو می‌کنندچرا موضوع‌های مرتبط با شما را جست‌وجو می‌کنند به‌دنبال یافتن چه چیزی دربارهٔ کسب‌وکارتان هستندبا درک این سه مسئله، می‌توانید محتوایی تولید کنید که توانایی جذب مخاطبِ هدف را داشته باشد. مهم‌ترین نکته این است که وقتی گوگل به شما احترام می‌گذارد که به کاربر او - احتمالاً مشتری شماست - احترام بگذارید.مثلاً وقتی دلیل پشت هر جست‌وجو را بفهمید، می‌دانید چه نیازی دارند، چطور می‌توان این نیاز را رفع کرد و چه چیزی از چشم رقبا جا مانده است.و آخرین توصیهٔ من: از تکرار حرف‌هایی که در هر سایتی پیدا می‌شود، خودداری کنید. چیزی را جلوی مخاطب بگذارید که سفارش داده است.مثلاً در یکی از مقاله‌های آموزش زبان انگلیسی به کودکان دیدم نویسنده ۷ خط دربارهٔ بازی «سنگ، کاغذ، قیچی» نوشته بود که هیچ ارتباطی با موضوع نداشت. به عبارتی، او درک نکرده بود مخاطبِ مقاله از قبل با این بازی آشناست و می‌خواهد ببیند چطور باید از آن برای آموزش زبان به کودک خود استفاده کند.تکرار چیزی که بدیهی است، دردی از شما دوا نمی‌کند؛ چون برای مخاطب فایده ندارد. اگر مثلاً قرار است به کسی بگویم تبلیغات در سایت‌های پربازدید و اینفلوئنسری برای تبلیغ مطب پزشکان خوب است، باید با ذکر مثال و نمونه به او نشان دهم چطور از این کانال‌ها تبلیغ کند! نه اینکه تعریف تبلیغات اینفلوئنسری و کلیکی را دوباره از اول به او توضیح دهم.در کنار ارائهٔ توضیحات دربارهٔ چگونگی تبلیغات موثر، می‌توانم به نمونه‌های موردی اشاره کنم که از این ۲ راه به قله رسیده‌اند!‌امیدوارم این یادداشت کوتاه شروع خوبی برای تولید محتوای تاثیرگذار باشد. پیشنهاد می‌کنم مقالهٔ «تولید محتوا چیست؟ (راهنمایی جامع، ولی به زبان ساده)» را که در بلاگ یکتانت منتشر کردم، حتماً بخوانید.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>رضا سپه‌وندی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jun 2021 09:06:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک متن مزخرف بنویسیم!؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-dpg5wlw71tm0</link>
                <description>کلمه مزخرف، دارای دو معنای متفاوت است. یکی همان معنای مصطلح که بار منفی دارد. اما وقتی به لغتنامه مراجعه می‌کنیم با معنایی مثبت نیز مواجه می‌شویم: مزخرف یعنی زراندود، آراسته و آرایش شده. حالا اینکه چرا این واژه بار منفی پیدا کرده است، جای سخنش اکنون نیست. اما اینکه چگونه یک متن مزخرف، به معنای آراسته بنویسیم، موضوع مقاله این شماره است.این مقاله در شماه 415 مجله موفقیت به چاپ رسیده است1- مخاطب را مشخص کنیمهر محتوایی اعم از متن، ویدئو، تصویر و ... زمانی معنا پیدا می‌کند که مخاطب آن شناسایی شده باشد. باید بدانیم متن را برای چه کسی یا چه کسانی می‌نویسیم. حدودی از سطح سواد و موقعیت اجتماعی و حتی سن مخاطب را باید شناسایی کنیم. نمی‌توان متن را برای همه نوشت. سلایق آدم‌ها در برابر یک محتوا متفاوت است. گاهی چیزی که عده‌ای را به وجد می‌آورد، دیگران را آزرده می‌کند.2- برای متن خود، نقشه راه داشته باشیمیک متن، با یک هدف مشخص، حتما نقشه‌ی راه می‌خواهد. باید بدانیم از چه نقطه‌ای می‌خواهیم شروع کنیم و به چه نقاطی برسیم. باید بدانیم بعد از خواندن متن، خواننده چه اطلاعاتی دریافت می‌کند و چه حسی نسبت به آن مطالب خواهد داشت. باید بدانیم، چه چیزهایی را نمی‌خواهیم مطرح کنیم و چه موضوعاتی را مطرح خواهیم کرد. قبل از نوشتن متن، همه‌ی این‌ها باید مکتوب بشوند. این کار، هم به انسجام ذهن کمک می‌کند و هم به نگارش مقاله. نقشه‌ی راه، دوباره‌کاری‌ها و اصلاحات مکرر را کاهش می‌دهد و سرعت نگارش متن اصلی را بالا می‌برد.مزخرف همیشه چیز بدی نیست!3- با خواننده دوست باشیم.خُب می‌خواهیم وارد نگارش بشویم. قبل از هرچیز باید با مخاطب خود دوست باشیم؛ یک دوست مهربان. اولین گام در این دوستی، آن است که خواننده از متن ما زجر نکشد! جملات باید کوتاه باشند. هرچه کوتاهتر، بهتر. یادمان باشد جملات به هم ربط داشته باشند. مثل حلقه‌های یک زنجیر یکدیگر را دنبال کنند. کاری کنیم که خواننده از خواندن متن ما لذت ببرد. اما چگونه؟ بهترین راه این است که بعد از نوشتن متن، خودمان را جای مخاطب بگذاریم و چندبار آن را بخوانیم. یادمان باشد که او از ذهن ما خبر ندارد. تنها راه ارتباط ما با خواننده، همین کلمات و جملات هستند. پس اشک او را درنیاوریم و کوتاه و واضح سخن بگوئیم. راستی! علامتگذاری مثل نقطه، ویرگول و ... را فراموش نکنیم.4- مقدمه‌، مقدمه، مقدمهمتنی که مقدمه ندارد، مثل دیداری است که «سلام و خوش آمدگویی» ندارد. خواننده باید بداند که قرار است چه چیزی را بخواند. چه بسا بعد از خواندن مقدمه، بفهمد به موضوع علاقه‌ای ندارد. در این صورت دیگر وقتی برای خواندن مقاله نمی‌گذارد. این سه عنصر را در نظر داشته باشیم: «متن» یک نوع محصول است. «خواننده» مشتری ماست و معرفی محصول در «مقدمه» شکل می‌گیرد. البته در مقالات حرفه‌ای، بار این مسئولیت به دوش «چکیده‌ی مقاله» است. اما در مقالات ژورنالیستی یا مطالب تهیه شده برای شبکه‌های اجتماعی، مقدمه می‌تواند این جایگاه را داشته باشد.5- پاراگراف‌بندی را رعایت کنیمیک متن یا مقاله در چند پاراگراف ساخته می‌شود. هر پاراگراف خودش به تنهایی یک مقاله و حاوی یک پیام مشخص و دقیق است. اولین خط پاراگراف، مثل همان مقدمه می‌ماند. در اولین خط مشخص می‌کنیم که در خطوط بعد، چه توضیحاتی می‌خواهیم ارائه کنیم.البته در مطبوعات و روزنامه‌ها، به دلیل محدودیت کاغذ، پاراگراف از جهت بصری جایگاه ویژه‌ای ندارد. اما در اصل، دارای یک هویت مستقل است. 6- از اضافه‌گویی فرار کنیمبرخی متن‌ها، از مسیر خودشان منحرف می‌شوند. حرف‌های اضافه‌ای را مطرح می‌کنند که ربطی به اصل موضوع ندارد. گاهی نویسنده برای نشان دادن جایگاه یا سواد خود، ذهن خواننده را از این سو به آن سو می‌کشاند. باید از این کار پرهیز کنیم. یک متن کوتاه و تاثیرگذار، اثر بهتری دارد تا یک بیانیه‌ی بلند و زجرآور!7- نتیجه‌گیری و جمع‌بندیدر نهایت باید به خواننده کمک کنیم تا نتیجه‌گیری لازم را از متن داشته باشد. این مهم، با ارائه‌ی جمع‌بندی صورت می‌پذیرد. در این مرحله، ضمن یادآوری نکات کلیدی، نتایج حاصل از آنها را با بیان دیگری ارائه می‌کنیم. جمع بندی، یکی از نقاط اتصال ذهن خواننده با نویسنده است. جایی است که روی میزان رضایتمندی خواننده (یا همان مشتری) از متن (یا همان محصول) تاثیر می‌گذارد. جمع بندی در مورد همین مقاله، بر این امر استوار است که: مخاطب‌محوری، در یک محتوای از پیش طراحی شده و کوتاه و مفید شکل می‌گیرد. در کنار آن، توجه به نقشه‌ی راه و مقدمه و پاراگراف‌نویسی می‌تواند یک متن خوب را به خواننده تقدیم کند. خواننده‌ای که از قبل او را شناسایی و انتخاب کرده‌ایم.</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>aliarastouei | علی ارسطوئی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 21:45:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با بهبود نرخ تبدیل فروش اینترنتی خود را بالا ببرید</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-f0mzanqpysts</link>
                <description>بهبود نرخ تبدیل = افزایش فروشامروزه اکثر تیم های بازاریابی بر روی هدایت ترافیک به سمت وب سایت ها متمرکز هستند به این امید که این ترافیک‌ها در نهایت به خرید منجر شوند که به اصطلاح به آن نرخ تبدیل Conversion Rate گفته می‌شود. این چرخه همواره تکرار می‌شود و در نهایت کسب و کار رشد می‌کند.نرخ تبدیل چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟نرخ تبدیل و یا کانورژن در واقع درصدی از بازدید کنندگانی هستند که کاری مشخص را انجام داده‌اند.به عنوان مثال، این اقدام ممکن است تکمیل یک فرم در وبسایت، ثبت نام در یک سرویس یا خرید یک محصول باشد.نرخ تبدیل، با تقسیم تعداد تبدیل (تعداد کاربرانی که عملی خاصی را به سرانجام رسانده‌اند) بر تعداد بازدیدکنندگان و ضرب این عدد در ۱۰۰ برای بدست آوردن درصد محاسبه می‌شود.بهینه سازی نرخ تبدیل یا CRO، فرآیند بهبود وب سایت و محتوای شما برای تقویت تبدیل‌ها (تعداد کاربرانی که عملی خاصی را به سرانجام رسانده‌اند) است. نرخ تبدیل بالا به این معنی است که وب سایت شما به خوبی طراحی شده، به طور موثر قالب‌ بندی شده و برای جامعه مخاطبان هدف شما جذاب است.روند بهینه سازی برای نرخ تبدیل این امکان را به شما می‌دهد که تعداد لید‌های (در دنیای مارکتینگ مشتریان بالقوه و یا کاربران بالقوه با عنوان لید شناخته می‌شوند) با صلاحیت بالا را افزایش دهید، درآمد خود را افزایش دهید، هزینه‌های خرید را کاهش دهید، ارزش بیشتری از مشتریان بالقوه و مشتریان فعلی خود کسب کنید و به سادگی میزان رشد بهتری داشته باشید.کانورژن و یا تولید ممکن است در تمام فضای وب سایت (به عنوان مثال صفحه اصلی، صفحه خرید، وبلاگ ، لندینگ پیج و غیره) شما رخ دهد. شما به عنوان یک کسب و کار، خواستار این هستید که وب سایت شما به گونه‌ای طراحی شود که بازدیدکنندگان وب سایت را به مشتریانی که خرید می‌کنند، تبدیل کند. با داشتن پتانسیل بسیار زیاد در سراسر فضای وب سایت شما، باید هر بخش را بهینه کنید تا امکان تبدیل فراهم شود.کابوس سبد خرید رها شدهممکن است که تصور کنید که کسب و کارها آنلاین نیازی به بهینه‌ سازی ندارند، چرا که همه خریداران به سادگی به دنبال کالاهای خاص با بودجه مشخص هستند.این تصور عمومی وجود دارد که، اگر کسی روی وبسایت یک کسب و کار کوچک کلیک کند، از قبل آماده و مایل به خرید چیزی بوده است، بنابراین این تبدیل آسان است.اما این نوع تفکر اشتباه است. در بسیاری از موارد، کسب و کارهای کوچک بیش از سایر مشاغل آنلاین به بهینه سازی نرخ تبدیل نیاز دارند.کابوس سبد خرید رها شده مشتریان نیز دست از سر صاحبان فروشگاه اینترنتی برنمیدارد. وب سایتی که پیمایش و گشت و گذار در آن دشوار است، قابل اعتماد به نظر نمی‌رسد، و یا اگر در نگاه اول برای بازدیدکننده صفحه شما ارزشمند به نظر نرسد، بازدید کننده صفحه را ترک می‌کند و حتی اگر از پیش قصد خرید داشته باشد، محصول شما را به سبد خرید اضافه نمی‌کند.اهمیت بهینه‌ سازی نرخ تبدیل برای کسب و کارهای آنلاین این است که به آنها این امکان را می‌دهد تا بیشترین استفاده را از بازدید سایت را داشته باشند و به طور موثر درآمد بیشتری کسب کنند بدون اینکه هزینه بیشتری برای بهینه سازی یا جذب مشتری صرف کنند. در ادامه دلایل اهمیت نرخ تبدیل برای کسب و کارهای آنلاین را بررسی می‌کنیم.دلایل اهمیت نرخ تبدیل برای کسب و کارهای آنلاین۱- هزینه‌های پرداخت در ازای هر کلیکاحتمالا تا کنون شما نیز متوجه شده‌اید که میزان هزینه به ازای هر کلیک به طور جدی افزایش داشته است.تقاضایی بالایی که بوجود آمده است، عامل اصلی برای افزایش هزینه‌ها است. این موضوع یک مساله ساده اقتصادی است، اما وجود این مشکل پول در آوردن را سخت تر کرده است.قبلاً تبلیغ در گوگل ادوردز بهترین راه برای جلب توجه برای مشاغل جدید و کوچک ه بود، اما دستیابی به این گزینه هر روز پرهزینه‌تر می‌شود، به خصوص اگر همه کلیک‌ها به فروش تبدیل نشوند.کسب و کارهای آنلاین نیز متوجه افزایش بودجه تبلیغاتی خود شده‌اند در حالی که نرخ تبدیل در فروشگاه‌های آنلاین و بر مبنای تجارت دیجیتال در حال کاهش است.در اینجاست که بهینه سازی نرخ تبدیل به شما کمک می‌کند بیشترین کلیک را دریافت کنید، بنابراین در واقع هزینه‌ها کاهش می‌یابند.۲- رقابت آنلایندر سراسر اینترنت، کسب و کارهای آنلاین زیادی وجود دارند که بر سر بدست آوردن مشتریان بیشتر با شما وارد رقابت می‌شوند.این بدان معناست که اگر می‌خواهید بازدیدکنندگان صفحه خود را به مشتری تبدیل کنید، باید وب سایتی طراحی کنید که استفاده از آن آسان باشد و بازدیدکنندگان را به طور خودکار در جهت اقداماتی که می خواهید انجام دهند (خرید یا ثبت نام در خبرنامه) هدایت کند. هرچه رقبای بیشتری داشته باشید، باید بیشتر رقابت کنید و بهتر شوید. بهینه سازی تبدیل این مزیت را دارد که به شما این امکان را می‌دهد که در این رقابت از دیگران پیشی بگیرید.۳- تأثیرات شبکه‌های اجتماعیشبکه‌های اجتماعی (مانند: فیس بوک، توییتر، اینستاگرام و پینترست) فضایی عالی برای بازاریابی و ارتباط با مشتریان جدید و فعلی است. با حضور در شبکه‌های اجتماعی می‌توان ضریب نفوذ میان کاربران را افزایش داد و وفاداری میان مشتریان بالا برد.رسانه‌های اجتماعی تعداد بازدیدهای وبسایت را نیز افزایش می‌دهند، با این کار توجه کاربران را جلب کرده و سپس آنها را به مشتری تبدیل کنید.بهینه سازی نرخ تبدیل از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا به شما امکان می دهد با دریافت ارزش بیشتر از بازدید کنندگان و کاربرانی که از قبل دارید، هزینه های جذب مشتری خود را کاهش دهید. با بهینه سازی نرخ تبدیل خود می توانید درآمد به ازای هر بازدید کننده را افزایش دهید، مشتری بیشتری کسب کنید و کسب و کار خود را رشد دهید.به عنوان مثال، اگر یک لندینگ پیج ۱۰ درصد نرخ تبدیل داشته باشد و ماهانه ۲۰۰۰ بازدید کننده داشته باشد، در اینصورت در این صفحه ماهانه ۲۰۰ تبدیل ایجاد می‌کند. اگر می‌توانید با بهینه ‌سازی عناصر مختلف این صفحه، نرخ تبدیل را به ۱۵ درصد رساند، تعداد تبدیل‌هایی که در ماه بوجود می‌آید به ۵۰ تا ۳۰۰ عدد رشد خواهد داشت.همیشه در مورد افزایش نرخ تبدیل جای پیشرفت وجود دارد و بهترین شرکت‌ها به طور مداوم سایت‌ و برنامه های خود را بهبود می‌بخشند تا تجربه بهتری برای کاربران خود ایجاد کرده و نرخ تبدیل را رشد دهند.منظور از بهینه سازی نرخ تبدیل چیست؟فرآیند CRO شامل درک نحوه حرکت کاربران از طریق سایت شما، اقدامات انجام شده و بهبود مواردی است که آنها را از انجام اهداف شما باز می دارد.بهینه سازی نرخ تبدیل یعنی بهبود تعامل کاربر با سایت به نفع قیف فروش.بهینه سازی نرخ تبدیل یا CRO در واقع از دو بخش داده محور و انسان محور تشکیل شده است. داده‌ها در دنیای آنلاین مزیتی هستند که در دنیای آفلاین از آن بی‌بهره‌ایم. بنابراین لازم است برای جمع‌آوری داده‌های درست زودتر دست به کار شوید.اما از آنجایی که شما در دنیای دیجیتال با پیچیده‌ترین موجود عالم هستی سروکار دارید داده‌ها به تنهایی نمی‌توانند شما را به عمق سفر مشتری هدایت کنند. در این زمان است که شما برای بهبود نرخ تبدیل علاوه بر تیم مارکتر به تیم طراح تعاملی نیز نیاز دارید.۳ راهکار برای افزایش نرخ تبدیل۱. نحوه تعامل افراد با سایت را بررسی کنید.اگر نحوه تعامل کاربران با سایت‌تان را درک نکنید، به سختی می‌توانید، نرخ تبدیل خود را بهبود بدهید.اما چگونه می‌توانید ببینید که بازدیدکنندگان چطور با سایت شما تعامل دارند؟ابزار هاتجر امکان ضبط کردن تحرکات کاربران در سایت را در اختیار شما قرار می‎‌دهد و همچنین با استفاده از هاتجر می‌توانید به نقشه‌های حرارتی نیز دسترسی داشته باشید و می‌توانید تعامل کاربران را سایت را بررسی کنید. این پلتفرم گزینه‌های آموزشی زیادی در اختیار شما قرار می‌دهد، هات جر به صورت ماهیانه به ۲۹ دلار هزینه احتیاج دارد.با ابزارهای تجزیه و تحلیل وب سایت، می‌توانید فعالیت کاربران در صفحه خود را ضبط و سپس حرکات آنها را مشاهده کنید. اگر فرمی را نیمه کاره رها می‌کنند، پیشنهادی را رد می‌کنند بر روی چه فضایی کلیک می‌کنند و…علاوه بر این، این ابزارها نقشه‌های حرارتی از وب سایت را نیز در اختیار شما قرار می‌دهند.همچنین گوگل آنالیتیکس برای بهبود نرخ تبدیل نیز می‌‌تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار شما قرار دهد. به طور مثال به شما می‌گوید کاربران شما با چه دستگاهی از سایت شما دیدن می‌کنند، و یا اطلاعاتی چون دموگرافی (جمعیت شناسی) کاربران و یا چقدر طول می‌کشد که هر کاربر سایت شما را ترک کند، منابع بک لینک را در اختیار شما قرار می‌دهد. شاید گوگل آنالیتیکس اطلاعات جزئی در اختیار شما قرار ندهد ولی بزرگترین مزیت آن این است که این ابزار گوگل رایگان است.۲. کال تو اکشن‌های مناسب طراحی کنیدیک فرصت خوب برای افزایش نرخ تبدیل، استفاده از کال تو اکشن‌های (فراخواندن کاربر به انجام کاری) مناسب است. شما می‌توانید از کال تو اکشن‌ها برای تشویق به دانلود یک فایل، به اشتراک گذاشتن یک فایل در سوشال مدیا یا عضو شدن در خبرنامه استفاده کنید.باید از کال تو اکشن‌ها در سراسر وبسایت و لندینگ پیج‌ها استفاده کنید و باید دسترسی به این صفحات نیز آسان باشد و به درستی طراحی شده باشند.به طور معمول، هر لندینگ پیج یک کال تو اکشن دارد، که چندین بار در صفحه تکرار شده است.به عنوان مثال، یک پست وبلاگ ممکن است تا سه کال تو اکشن داشته باشد که یک پیشنهاد را مطرح می‌کنند. شما می‌توانید یک کال تو اکشن در پایین صفحه، یک کال تو اکشن در متن و یک کال تو اکشن به صورت پاپ آپ استفاده کنید.نکته اساسی این است که باید بدانید در هر جایی از صفحه می‌توانید از کال تو اکشن‌ها استفاده کنید.۳. انتظارات مخاطبین را برآورده کنیدوقتی کسی پس از خواندن توضیحات متای شما در گوگل یا دیدن آگهی تبلیغ در گوگل که در موتورهای جستجو منتشر کرده‌اید، بر روی سایت شما کلیک می‌کند، صفحه لندینگ پیج شما باید در راستای محتوای موتورهای جستجو تهیه شده باشد.شما باید در این صفحه هم همان قول‌هایی که در تبلیغات مطرح کرده‌اید، معرفی کنید. به عنوان مثال، اگر کاربری یک پست درباره بهبود نرخ تبدیل از وبسایت شما در گوگل ببیند، انتظار دارد راهکارهایی برای بهبود نرخ تبدیل پیدا کند. اگر بر روی لینک کلیک کند و صفحه لندینگ شما، تصاویر حیوانات را به نمایش گذاشته باشد، کاربر گیج می‌شود.اگر لندینگ پیج اطلاعاتی که کاربر برای پیدا کردن آنها به سایت شما آمده را ارائه ندهد، این بازدیدکنندگان به کاربر یا مشتری تبدیل نخواهند شد. به همین دلیل باید پیش از منتشر کردن پیشنهاداتی که می‌خواهید در لندینگ پیج مطرح کنید، فکر کنید و برای آن برنامه‌ریزی کرده و در نهایت اجرا کنید.اگر لندینگ پیج شما باعث تبدیل نمی‌شود، پست‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی، توضیحات موتور جستجو، جستجو کنید و بررسی کنید که آیا به قول‌هایی به کاربران داده‎‌اید عمل می‌کنید یا خیراگر در حال حاضر از پلتفرم اتوماسیون بازاریابی هاب اسپات استفاده می‌کنید، ابزاری عالی در اختیار شما قرار دارد. برخی از ویژگی‌های این ابزار کاملا رایگان هستند. نرم افزار هاب اسپات به شما این امکان را می‌دهد که بدون هیچ کد نویسی برای سایت خود پاپ آپ طراحی کنید و اطلاعات آن نیز با سی ار ام هاب اسپات همگام سازی شده است. با استفاده از داده‌های که هاب اسپات در اختیار شما قرار می‌دهد، می‌توانید دید عمیق‌تری نسبت به رفتار و تعامل کاربران و مخاطبین با وبسایت خود داشته باشید و در مورد آینده نیز چشم انداز بهتری داشته باشید. با در اختیار داشتن یک داشبورد آسان و ساده می‌توانید تبدیل‌هایی که در سایت شما اتفاق می‌افتند را مشاهده کنید و در نتیجه بتوانید نرخ تبدیل را بهبود ببخشید.منبع : نوین مارکتینگhttps://novinmarketing.com/article/conversion-rate/</description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>nv pasdaran</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 12:17:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مارکتینگ چیه و چرا باید دیجیتال باشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-mwhtljfzxysk</link>
                <description>+ حالا چی هست این کلاسی که میگی انقد مهم که به خاطرش با ماها بیرون نمیای؟-دیجیتال مارکتینگ.+ اوه فکر کردم کلاس دانشگاست!! خیلی لوسی!!واقعیتش اینه که اصلا قضیه لوس نیست، خیلیم مهم!در واقع اگه تو دنیای امروزی که همه چیز تو دنیا از قالب سنتیش در حال گذار به سمت عصر دیجیتالیه بخوایم به روش های معمول زندگی کنیم شانس چندانی برای موفقیت نداریم حتی ممکنه دچار ضرر هم بشیم. حالا چه زندگی روزمره امون باشه، چه وضعیت تحصیلی و کاری مون!چرا؟ چون امروزه دیگه دایره ی رقبای ما خیلی فراتر از فروشنده های سطح خیابون، محله ، و شهر و استان و حتی کشور شدن و ما مجبوریم برای بقای کسب و کارمون کارهای خیلی بیشتری نسبت به گذشته انجام بدیم تا بتونیم شعاع مشتری هامون رو بزرگتر کنیم.به قول آقای بیل گیتس:اگر در دنیای کسب و کار انلاین حضور ندارین در واقع کسب و کار شما اصلا وجود نداره.بنابراین ما برای دوام اوردن تو عصر دیجیتال باید بازاریابی مون هم به سبک دیجیتال باشه.حالا بازاریابی دیجیتال چیه؟ برای اینکه بخوایم به این سوال جواب بدیم اول باید بدونیم بازاریابی چه تعریفی داره. بازاریابی در واقع علم و هنر کشف نیاز ها و برطرف کردن اونهاست.اقای دکتر احمد روستا &#x60;پدر بازاریابی نوین ایران&#x60; معتقدن که بازاریابی بر سه تا اصل استوار شده:اول بازار شناسی، دوم بازار سازی، سوم بازارداریحالا این سه تا اصل چی میگن؟۱. بازار شناسی میگه تهدید ها رو از جانب تامین کننده، خریدار، رقبای موجود، رقبای تازه نفس بسنجیم و به نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید سازمانمون اشراف داشته باشیم. ۲. بازارسازی هم یعنی بتونیم به خدمات و محصولاتی که داریم ارزش افزوده ای اضافه کنیم که منجر به انتخاب شدنمون توسط مشتری بشه.۳. بازارداری هم به این صورت که مشتری رو از حضور خودمون آگاه کنیم و بعد با مجذوب کردنش باعث بشیم که ما رو در دایره ی تصمیاتش قرار بده و در نهایت اقدام به خرید کنه‌.با این حساب میتونیم بگیم دیجیتال مارکتینگ یعنی انجام دادن همه ی این فرایند ها و اقدامات در بستر دیجیتالی برای اینکه بتونیم توجه و اعتماد مشتری رو جلب کنیم تا اون رو ترغیب به خرید کنیم و نگه داریم. </description>
                <category>رایتیم | ™writeam</category>
                <author>baran sd</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 13:01:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>