ماجراهای من و 💙ویرگول💙قسمت هشتم

دست انداز جان چالش هفته شون با پست سریالی ما مطابقت داشت منم گفتم بذار خیلی وقته چیزی در این باره نگفتیم...

چند هفته پیش پستی با عنوان نصفه و نیمه گذاشتم که استقبال نسبتا زیاد بود ولی کسی در باره اش چیزی نگفت بر خلاف پست های قبلی

یکی از دوستان ویرگولی که خودش دیگه‌این طرفا سرک نمی کشه، اون اولا که اومدم تو ویرگول بهم گفت: اگر کسی برای پستت کامنت نذاشت یعنی نخوندن! اگر لایک کردن فقط مثلا خواستن اعلام حضور کنن.

از اونجایی که این اتفاق قبلا نیفتاده بود برام سوال شده از اهالی این دیار.

https://vrgl.ir/cwgbl

چون خودم همچین آدمی نیستم اگر کامنت نذاشتم و لایک کردم خب لابد حق بوده تو حرف حق هم حرفی نیست حقیقتا. یا مثلا پست خودش اینقدر همه چی تموم بوده که دیگه نیاز به چیزی برای گفتن به نویسنده اش نبوده

پست های حمید رضا اصولا اینجورین ذخیره شون میکنم حتی گاها دوباره بعدا بهشون سر میزنم ولی خب چندان حرفی برای زدن نیست.

می فهمید چی میگم؟😂😐

از اونجایی که پست رو تو محرم گذاشتم اگرچه ربطی نداره ولی خیلی به این فکر کردم که اهالی ویرگول اگر تو این مسئله مثل من نباشن و همون جور باشه که دوستم گفته باشن چقدر ممکنه به کوفیان شبیه باشه؟

یا اگر مثلاً تو همین چالش ها دست انداز رو یاری نکینم چقدر کارمون مثل کوفی هاست نه؟

ما این همه از پست هاشون استفاده میکنیم( شخصا خودم حد اقل) حتی کاها از روشن یادداشت برداری کردم یا پستاشون تو اینستا رو برای این و اون فرستادم بعد وقتی که به ما می رسه چالش رو بندازیم پشت گوش؟

یه مدتی هست ذهنم درگیر این جور سوالاته.