<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات نشریه دانشجویی ضحی</title>
        <link>https://virgool.io/zoha-mag/feed</link>
        <description>فصلنامه اجتماعی سیاسی و مذهبی دانشگاه علوم پزشکی تبریز</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 02:52:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/fvb7cfpcmdbk/ifnmht.jpeg</url>
            <title>نشریه دانشجویی ضحی</title>
            <link>https://virgool.io/zoha-mag</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاوان جمهوریت</title>
                <link>https://virgool.io/zoha-mag/%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-oaeiys17zbit</link>
                <description>به نظر می آید اکنون بهترین آن، برای نگارش چنین مطلبی است؛ چرا که اگر قبل از موسم انتخابات آن را بر زبان می آوردیم، متهم به دو رویی و نفاق میشدیم و چنانچه بعد از روی کار آمدن دولت جدید به سراغش میرفتیم، عنوان سد راه و مخالف دولت اسلامی و انقلابی را بر جان میخریدیم؛ اما کنون را برگزیدیم، شاید از چنین القابی برحذر باشیم و سخن خود را در نهایت خیرخواهی و مصلحت طلبی و مطالبه گری بیان نماییم؛ هرچند اطمینان داریم حالا نیز از آماج تیرهای زهرآگین افترا مصون نخواهیم ماند...جریان موسوم به انقلابی و حزب اللهی در کشور، از سال ۱۳۸۸ که توانست با پیروزی قاطعی نسبت به جبهه مقابلش، سکاندار هدایت کشور شود و رقیبانش را عملا از صحنه سیاست و حکمرانی مملکت خارج نماید، خود را در آغاز راهی روشن میدید که انتهای آن، آرمان های اصیل و نابش را بدست خواهد آورد. به نظر میرسید با شکست دادن حریف های نسبتا پر زور، فضا برای گفتمان سازی اعتقادات انقلابی و مقدمه سازی برای ظهور و جامعه مهدوی و مضامینی از این قبیل، گشایش یافته و مردم استعداد پذیرش چنین اتمسفری را دارا هستند؛ اما از سال ۱۳۹۲ که در کمال ناباوری به حریفشان شکست خوردند، تا سالها در شوک عدم همراهی قاطبه مردم با آرمانهایشان دست و پنجه نرم می کردند.صدها افسوس که این جبهه بر خلاف تامل بر علل شکست ناگهانی خود و در عوض، گرایش کم نظیر به سمت مخالف و جریانات موسوم به دوم خردادی ها، شروع به انتقاد از عموم ملت و بی بصیرتی شان در مواجهه با صحنه های مختلف سیاسی کردند.به نظر میرسید نگاه عمومی ایشان به وضعیت کلی مردم ایران، با صفاتی چون کوفی صفت، غربزده، ماهواره بین، چشم و گوش بسته و فریفته آمریکا توصیف می شد.از نگاه آنها مردم تا رسیدن به آرمانهایی که اینان مدعی شان هستند، فرسنگ ها فاصله گرفته اند، توسط جریان اصلاح طلب در طی انتخابات های مختلف فریب خورده اند و هرگاه به نفعشان رای میدهند فهیم و بصیر شناخته میشوند و چنانچه به ضررشان انتخاب کنند، غفلت زده...اما نگاهی موشکافانه تر به اتفاقات ۱۰ ساله اخیر ایران نشان میدهد، این جریان درک درستی از هر آنچه در کف جامعه و زندگی روزمره مردم به وقوع میپیوندد، نداشته اند.فرض کنید به یکباره تمامی تشکلات دانشجویی به اصطلاح انقلابی را در کشور تعطیل کنند، آیا تغییر محسوسی در شرایط اقتصادی و معیشتی جامعه ایجاد خواهد شد؟...این یعنی بحران بزرگ عدم تاثیر گذاری که جبهه انقلاب سالها به آن دچار بوده است...روشن است که نتیجه انتخابات در یک روز جمعه از ماه خرداد مشخص نمی شود و در واقع هر روز، یک انتخابات بزرگ در مملکت برگزار می شود و نتیجه آن بر حیات اجتماعی تاثیر گذار خواهدبود...در مسئله توافق هسته ای و موضع در مقابل کشور های غربی، کدام جبهه رای مردم را بدست آورد؟در مورد مفاهیمی همچون آزادی، گرایشات مردم به کدام سمت و سوی فکری است؟در مورد کلماتی همچون افراطی ها و کاسبان تحریم، مردم به چه کسانی می اندیشند؟کدام طرف با تنگ کردن حلقه محاصره اقتصادی و به اصطلاح فدا کردن ملت در مقابل آرمانها، سفره ها را کوچک و کوچک تر می کنند؟بدیهی است که منظور از بیان این دوگانه ها، نه تبیین حق و باطل، بلکه نوع روایت و ادبیاتی است که حتی در بیشتر اوقات مصادره بالنفع شده و در بستر جامعه رواج دارد....با شکست خوردن در این گونه انتخابات ها، این جبهه خود را از سطح عمومی مردم بالا کشید و در صندلی حکومت نشست، به جای آنکه از صندلی خود مردم با آنها به گفتگو بنشیند.در مواقع مختلف، آنها را به دلیل انتخاب های اشتباهشان مواخذه کرد، آنها را فریب خورده دید و تمام تلاشش را در صدد تبصیر و آگاهسازی مردم غافل، به کار برد. حال آنکه در هیچ یک از چالش های مردم زیر خط فقر، با آنها نبود، و مردم را در معادلات جاری، حذف کرد و صرفا در دو هفته باقیمانده به انتخابات، مردم را با نگاهی ابزاری به صحنه فرا میخواند.نتیجه آن شد که حتی در سال ۱۳۹۶ با آنکه اتحاد قابل ملاحظه ای در جبهه مذکور به وقوع پیوست و فرد بسیار متعهد و کارآزموده ای همچون آیت الله رئیسی کاندیدای مورد حمایتشان بود، دوباره گفتمان به پیروزی منتهی نشد.حال در سال ۱۴۰۰ گلایه های مردم از فاصله عمیق بین خواسته هایشان و ادعاهای مسئولین نه تنها کاهش نیافت بلکه سیر صعودی پیدا کرد و عملا طیف معروف به اصلاحات را به محاق کشاند. حجم بالای شرکت کننده در انتخابات اخیر بسیار مایه افتخار و شعف است اما باید به این نکته توجه کرد که بیش از نیمی از جامعه به وضع موجود شدیدا معترض هستند. این پدیده، همان تاوان جمهوریت است. تاوانی که مسئولان حکومت اسلامی باید پیرامون عملکردشان در قبال مردم پس دهند. نظام اسلامی بنیان گذاشته شده توسط امام خمینی، تنها متکی به نهاد های انتصابی خاص و بری از مطالبه نیست، بلکه مقبولیتش را جمهور تعیین خواهد کرد؛ جمهوری که اکثریت قریب به اتفاق آنها نه ضدانقلابند نه اپوزیسیون، نه تکمیل کننده های پازل دشمن و نه وطن فروش...ایشان نیز مردمند...، پیش از آنکه نیاز به بصیرت افزایی داشته باشند، خواهان چندگرم گوشت در سفره هایشان هستند، خواهان پایان یافتن توجیهات آبکین مسئوالشان هستند، خواهان نگاهی مفتخرانه و باعزت به شان و جایگاهشان،...امید است با روی کار آمدن دولت جدید، مدیران و وزیران جدید نیز همچون خود آیت الله رئیسی قویا معتقد به برقراری عدالت و رفع تبعیض در جامعه باشند و تجربه تلخ سالهای نه چندان دور را تکرار نکرده و این مردم را به خواسته های برحقشان برسانند...برای دریافت فایل کامل نشریه کلیک کنید.هادی پایدار| پزشکی ورودی 97 http://t.me/zoha_mag </description>
                <category>نشریه دانشجویی ضحی</category>
                <author>نشریه دانشجویی ضحی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 01:15:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرثیه ای برای یک رویا</title>
                <link>https://virgool.io/zoha-mag/%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-ajr8rfpcseip</link>
                <description>رویای آمریکایی، آخرین لحظات عمر نگون بار خود را می گذراند، البته اگر بشود برای آن وجودی قائل شد و آن را واقعی دانست...ما براین حقیقت باور داریم حتی اگر زیر سایه تحقیر و سنگسار تمسخر دوستان و دشمنانمان قرار بگیریم... پلان هایی از گذر دوربین بر فراز دریاچه ای و سپس نمایش عظمت آسمان خراش های سر به فلک کشیده...خیابان های شهوت آمیز پرشده از برندهای کمپانی های معروف آمریکایی... سالن های کاباره و قمارخانه هایی با مدیریت بیلیونر های شکم باره یهودی... استادیوم های پر از جمعیت شاد و سرزنده در تماشای فوتبال و گلف و اتومبیل سواری... پلیس هایی مقتدر که با تمام وجود از دنیا پرستی ها و خوش گذرانی های شبانه مردمِ غافل محافظت می کنند... سازمان هایی بین المللی که همه ی هم و غمشان دفاع از حقوق بشر و نجات انسانهاست...رویاهایی که نشان دادن ذره ای از آنان به جماعت غربزده، هوش از سرشان می پراند و به یک شبه منکر دین و وطن و هویتشان می شوند... همه و همه در قربانگاهی وحشتناک به نام کرونا در حال نابودی اند... رویاهایی که تنها در تصاویر و فیلم های هالیوودی دیده می شوند و وظیفه شان تسخیر اذهان مردم جهان سومی است که مفاهیم دنیوی غربی را همچون بردگانی به عبادت نشسته اند و غلامانی حلقه به گوشند که منتظر فرمان سردمداران نظام لیبرال دموکراسی اند. کم نیستند در ایران، مسئولان غربزده، سلبریتی های جاهل و پیروان بیشمارشان که از آمریکا، بهشتی فرا زمینی ساخته اند و چون قدیسی آن را می پرستند....کرونا آمد و همین جماعت، باز چشم دوخته بودند به دستان آمریکا که چه خواهد کرد و چه گلی به سرما خواهدزد، به روشنی دیدند و دیدیم سازمان بهداشت جهانی _که در اتمسفر آموزشی علوم پزشکی کشور حکم حق لایتغیر را دارد و تک به تک پروتکل های درمانی و دارویی اش ، کتاب آسمانی تلقی می شود_ رهاشد. همان آمریکا رهایش کرد. همچون استخوانی از دهان حیوانی دور انداخته شد. اما سینه چاکان رویای آمریکایی آن را به دیده ی جان پذیرفتند. اذعان داشتند باید مطیع اوامر WHO بود، هرچند که تنها بیست و اندی کشور عضو سازمان باقی مانده اند و از قضا ایران در اطاعت مقررات این نهاد به ظاهر بین المللی و بشردوست، رتبه ی اول را داراست و چه خنده دار است عده ای به داشتن همین رتبه افتخار می کنند...کرونا آمد و اوج فلاکت دولت های به اصطلاح آرمانی غرب را در مدیریت بحران به رخ همگان کشاند هرچند بسیاری خوش ندارند به رویشان بیاورند....کرونا آمد و به آنانی که معتقد بودند دوران قرون وسطی به پایان رسیده و مگر می شود در روزگار پادشاهی تکنولوژی، کسی از پاندمی بیماران واگیر جان خود را از دست دهد؟ به آنان فهماند که بله می شود، اگر خداوند بخواهد می تواند بلای قوم عاد و لوط و ثمود و بنی اسرائیل را برسر جامعه شیطان پرست و خداگریز نازل کند، مگر در سنت های خدا تغییری می یابی؟فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًاروز دانشجو مثل هرسال فرا رسید و مدعیان آزادی، دوباره در دانشگاه ها فریاد دفاع از حقوق دانشجو سرداده اند. آنها معتقدند حقوق دانشجو در این نظام توتالیتر به کلی پایمال شده و خواستار آزادی بیان، لابد به شیوه غربی ها در یک فضایی کاملا لیبرال هستند... همانانی که پس از ترور شهید بزرگوار هسته ای، محسن فخری زاده،بیانیه می دهند و در کمال وقاحت، راه حل خروج کشور را از شرایط اسفبار اقتصادی کنونی، بیعت با همان دولت های تروریستی می دانند... نمی دانند و یا خود را به نفهمی زده اند،۶۷سال پیش در همین روز و در همین مملکت، سه دانشجو به شهادت رسیده اند... آزاداندیشانی که خواهان حکومتی مستقل، برپایه رای مردم و به دور از دخالت اجنبی ها بوده اند.کینه از دولت های بیگانه از روزی در دلهای مردم آزاده ایران، نقش بست که در کنفرانس تهران، سه تن از سران کشور های غاصب خاک و جان ملت، در ایران حضور پیدا کردند و بدون اینکه شاه _ هم اویی که امروزه از اقتدار و عظمت فرمانروایی اش سخن ها می گویند!_ از آنها مطلع باشد، درباره ی آینده این کشور تصمیم گرفتند... مردم ما کینه ازغرب را به این آسانی بدست نیاورده اند که با یاوه گویی های جمیعتی نادان که به گمان خودشان همه چیزدان هستند، از دست بدهند...سخنی کوتاه با آنانی دارم که شیفتگی به تمدن غرب، عقل و هوش از سرشان به دربرده است:رویایی که برای رسیدن به آن لحظه شماری می کنید، در حال فروپاشی است و در کنه این عالم ،مرثیه ای بر آن سروده می شود هرچند که گوش های سنگینتان یارای شنیدنش را ندارد...</description>
                <category>نشریه دانشجویی ضحی</category>
                <author>نشریه دانشجویی ضحی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 18:06:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگند به سپیده دم (سرمقاله)</title>
                <link>https://virgool.io/zoha-mag/%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%85-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-edwysdmfkzfk</link>
                <description>بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِوَالضُّحَىٰ ﴿١﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ ﴿٢﴾سوگند به روز در آن هنگام که آفتاب برآید (و همه جا را فراگیرد) و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد ...ضحی حرف تازه ای نیست، نگرش نویی ندارد، ادعا ندارد مدرن است و هیچ گاه به کهنه انگاشتن ۱۴۰۰ساله باور هایش مغموم نیست. بیم آن نداریم که تا سخن از توصیف عصر نوین و اعجاز تکنولوژی می آید، شیفته ی جلواتش شویم و آب از لب و لوچه مان بریزد.... ما حرف بیش از چهارده قرن پیش را باز می گوییم که نه تنها از پوسیدگی ارثی نبرده ، اتفاقا به سر بسیاری از مغز های کوچک زنگ زده مملکتمان، زیادی است....اکنون، در آخرین نفس های رو به موت قرن چهاردهم شمسی (که این اواخر به زور ماسک و اکسیژن جان سالم به در برده است)، امت ایران مالامال درد و رنج های اقتصادی، روانی، سیاسی و فرهنگی است و چندین برابر مشکلات ، نحله ها و سبک های گوناگون فکری و فلسفی دامانش را فرا گرفته.هدف _در این وانفسای تضارب آرا و به پاخاستن فتنه ی گردن به جرس ها_ کنار زدن حجاب های ماتریالیستی زمانه نو و جستجویی است آگاهانه پیرامون نقاط تلاقی مضامین اسلام با هرآنچه اکنون در جهان معاصر رخ می دهد. از هنر و ادبیات و فلسفه گرفته تا سیاست و اجتماع و فرهنگ. همه و همه فقط از یک رهگذر خواهند گذشت که اسلام نام دارد....اما مگر سرمان درد می کند که برخلاف جهت جریان دریای نشریات دانشجویی شنا کنیم و سخنانی بگوییم که به مذاق خیلی ها خوش نیاید؟و آیا صلاح بر آنست در جامعه ای که سرتاپای آن را تفکر ماکیاولیستی فرا گرفته و شیفتگان آن، در کوچه پس کوچه های «باستی هیلز» جولان می دهند، قلم به دست بگیریم و بنویسیم هرآنچه را که بی گمان، چنان تیری، آسودگی مارا هدف قرار خواهد داد و بگوییم هر سخنی را که دلها، از شدت کینه، زبان به تحقیر و تمسخرش خواهند گشود؟پاسخ روشن است. ما آموخته‌ایم که در تمامی مسائل مستحدثه، همواره دین و احکام آن را به مثابه مطلقِ حق بگیریم و شرایط جدید و مقتضیات زمان را حول این محور لایتبدل معنا کنیم و بنابراین، هرگز در برابر این سوال که «چرا اخلاق را از بحث‌های ماهوی مربوط به هنر و فلسفه و سیاست جدا نمیکنید؟» دچار تردید نمیشویم.ما ژورنالیسم حرفه ای را نیز، بتی نمیدانیم که در پرستشگاه هایی با نام نشریات مدرن، اصول و ارزش هایش به عبادت گرفته شود. معیار در نگارشِ هر آنچه بر روی کاغذ، نقش می بندد، سخن حق است . نه از بهر ذوق عامه و نه بخاطر تز روشنفکری، کلمه ای نگاشته نخواهد شد....حال، پس از گذشت چهار دهه از آفرینش فجر _اولین بارقه های نور امید و آزادی_ بر بلندای قلل اندیشه ایستاده ایم تا منتها الیه پرتو های نوری را به نظاره بنشینیم که بسیاری سعی در بی سو کردنش دارند و اینگونه ضحی را رقم بزنیم.</description>
                <category>نشریه دانشجویی ضحی</category>
                <author>نشریه دانشجویی ضحی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 00:28:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>