بررسی یک کلیشه رو به رشد ؛ « مثبت اندیش باشیم. »

یک مددکار : « مثبت اندیشی » ، اکنون ، هم یک ادبیات مهم دانشگاهی است ( چون جایگاه کلیدی در روانشناسی سلامت نگر دارد ) و هم یک گفتمان رو به رشد در فرهنگ عمومی جامعه است.

کافی است به پیام رسان های اجتماعی نگاه کنیم. « مثبت اندیشی » ، بخش مهم از محتواهای تولیدی توسط عموم مردم است. چه کسانی که بصورت تخصصی ، بلاگر و تولید کننده محتوا در این زمینه خاص هستند و یا کسانی که جهت گیری محتواهای تولیدی شان ، « مثبت اندیشی » است. انبوهی از پیام ها و محتواها با رویکرد مثبت اندیشی ، با قالب ها و زمینه های مختلف ، روزانه در پیام رسان ها ، بخصوص در صفحات اینستاگرامی ، تولید می شود.

این وضعیت ، به اندازه ای فراگیر شده است که یک شاخه دانشگاهی ، اکنون به یک کلاس درس جذاب در صفحات اینستاگرامی و دیگر پیام رسان های اجتماعی تبدیل شده است که انواع تمرین و توصیه هم پیوست این محتواها به مخاطبان و دنبال کنندگان ، ارائه می شود.

اغراق نیست اگر بگوییم که این فراگیر شدن « مثبت اندیشی » ، اکنون آن را به یک کلیشه تبدیل کرده است که انواع گفتاری های غیررسمی را وارد محاوره روزمره عمومی نیز کرده است. مانند « مثبت فکر کن » ، « تلخ نباش » ، « شاد باش » ، « بی خیال باش » و جملات و عبارت های دیگری از این دست.

اجازه بدهید این وضعیت رو به رشد را از منظر پیشگیری از آسیب های اجتماعی ، بررسی کنیم. آیا « مثبت اندیشی » ، می تواند به اندازه کافی موجب محافظت از ما ، به خصوص کودکان و نوجوانان ، در برابر آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر شود؟ آیا « مثبت اندیشی » می تواند موجب تاب آوری ما در برابر آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر شود؟

برای پاسخ به این سوال ، بیایید یک طیف را تصور کنیم که یک سر آن « مثبت » و سر دیگر آن ، «منفی» است. اگر « مثبت » را « شادی » ، « شاد زیستن » و « نگاه شاد » بدانیم و منفی را « غم » ، « تلخی » و « سوگ » بدانیم ، در آن صورت ، سوال این است که « مثبت اندیشی » چه پاسخی در زمان بروز رویدادهای ناگوار و سوگ دارد؟

به عنوان مثال ، موقعیت های زیر را در نظر بگیرید.

-         کودکی ، والدین یا یکی از کسانی که به آن ها تعلق عاطفی دارد را از دست داده است.

-         نوجوانی ، دچار شکست عاطفی شده است.

-         کودکی ، از دوستان یا همکلاسی ها یا همبازی های خود ، جدا شده است.

-         کودک یا نوجوان ، دچار مصدومیت شده است.

-         کودک ، اسباب بازی محبوب خود را از دست داده است.

-         نوجوان ، از محله قدیمی خود جدا شده است.

-         کودک / نوجوان ، از مدرسه ای که چند سال قبل در آنحا درس می خوانده ، جدا می شود.

-         کودک / نوجوان نمی تواند لباس / لوازم تحریر ، اسباب بازی ، تبلت ، لپ تاپ یا دیگر کالاها و وسایل مورد نیاز خود را داشته باشد.

-         کودک / نوجوان ، در  بازی های مورد علاقه خود ( در لپ تاپ ، تبلت ، تلفن همراه یا انواع کنسول های بازی ) شکست می خورد.

-         کودک / نوجوان ، از این که پیام ها . محتواهای منتشر شده اش در صفحات اجتماعی ، پسند ( لایک ) نمی شود و یا اشخاص معینی ، مطالب شان را پسند ( لایک ) نمی کنند و یا ناپسند ( دیسلایک ) می کنند ، به سختی ناراحت است.

-         کودک / نوجوان ، از این که دنبال کنندگانش در صفحه / صفحات اجتماعی اش کم است یا کم می شود ، ناراحت است. یا از این که شخص یا اشخاص معینی او را دنبال نمی کنند و یا از دنبال کردن او خارج می شوند ، ناراحت است.

 این فهرست را می شود همینطور ادامه داد.

سوال این است ، کودک / نوجوان در این موقعیت ها ، چه واکنشی نشان می دهد. اگر موقعیت های بالا را نوعی « سوگ » بدانیم ، آیا کودک / نوجوان ، با « مثبت اندیشی » می تواند از این موقعیت ها عبور کند؟ اگر این طور است ، پس چرا کودکان و نوجوان ، در این موقعیت ها دچار انواع تروما و اختلال های پس از آن می شوند که در مواردی تا سال ها و شاید تا پایان عمر ، همراه شان است.

کم نیستند کودکان و نوجوانی که چون تحمل سوگ را ندارند ، دچار رفتارهای پرخطر می شوند و آسیب می بییند و حتی در مواردی ، جان خود را از دست می دهند. درک درست « سوگ » و  کمک به کودکان و نوجوانان برای « تحمل سوگ » می تواند در کنار « مثبت اندیشی » ، راهکار بهتری برای نجات آنان در موقعیت ها و رویدادهای ناگوار باشد.

به پرسش نخست این یادداشت برگردیم. آیا « مثبت اندیشی » می تواند جایگزینی برای « تاب آوری » کودکان و نوجوانان در موقعیت ها و رویدادهای ناگوار باشد و در نتیجه پیشگیری از آسیب های اجتماعی شود؟ خیر. اغراق در توانایی « مثبت اندیشی » برای مواجهه با موقعیت های تلخ و رویدادهای ناگوار ، همچنین رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی ، می تواند موجب غفلت از تروما شود. « تحمل سوگ » ، سر دیگر طیف است.