« زندگی در عیش ، مردن در خوشی » ؛ نگاهی به اباحه گری در رفتارهای پرخطر

یک مددکار : با تغییرات گسترده در سبک زندگی و با تحولات شتابان فرهنگی ، از جمله چرخشی که در سلسله مراتب ارزش ها و هنجارها صورت گرفته است ، من فکر می کنم ، عنوانی که سال ها قبل « نیل پستمن » برای کتاب خود انتخاب کرده بود ، اکنون یکی از تصویرهای گویا برای گرایش رو به رشدی است که دست کم در بخش هایی از فرهنگ عمومی جامعه می بینیم. « زندگی در عیش ، مردن در خوشی ».

این گرایش ، چه می گوید؟

نزدیک ترین و ساده ترین برداشت از چنین گرایشی ، شاید این باشد : زندگی ، بسیار کوتاه است ، پس باید به خوشی ( و سرخوشی ) از این فرصت کوتاه استفاده کرد.

دلالت های این گرایش را می توانیم به صورت زیر دسته بندی کنیم:

-         زندگی کوتاه است ، پس اولویت ما لذت بردن از زندگی است.

-         از هر فرصتی برای لذت بردن از زندگی باید استفاده کرد.

-         هر چیزی که موجب لذت بیشتر از زندگی می شود ، مباح است.

-         هیچ چیزی ، مهم تر از من نیست.

-         رنج و غم ، انرژی منفی هستند. باید از آن ها دور شد یا دور ماند.

-         این من هستم که خوب یا بد بودن هر کاری را تعیین می کنم.

-         خودم تشخیص می دهم که چه کاری به من آسیب می زند یا نه.

من در این یادداشت ، قصد ندارم درباره چنین تفکر و گرایشی ، قضاوت اخلاقی و یا هنجاری داشته باشم ، بلکه هدفم این است که پیامدهای آن برای کودکان و نوجوانان ، از منظر آسیب شناسی اجتماعی را بررسی کنم.

سوال این است ، نتیجه چنین چرخش گفتمانی یا چرخش پارادایم ، چیست؟

-         اباحه گری در اخلاق و رفتار

-         خود-مرجع پنداری

-         تمرکز بر فردیت

-         اولویت لذت

-         تمرکز بر تمایز

-         اولویت بدن

حالا با این توضیحات ،  به عنوان این یادداشت برگردیم.

به نظر می رسد ، تاثیر این چرخش گفتمانی در حوزه آسیب های اجتماعی را می توان به زبان ساده ، به این صورت خلاصه کرد. « اباحه گری در رفتارهای پرخطر »

دلالت های این « اباحه گری در رفتارهای پرخطر » ، چیست؟

-         هر کاری که موجب لذت بیشتر می شود ، مباح است.

-         هیچ رفتاری را نمی توان بر اساس خوب / بد قضاوت کرد. مهم تر ، لذت است.

-         درباره خوب یا بد بودن کارها ، تنها این من هستم که تشخیص می دهم.

-         مهم ، نیت من است. صورت و شکل کار مهم نیست.

-         چه اهمیتی دارد که دیگران درباره من چه قضاوتی دارند. مهم ، رضایت و شادی من است.

-         لذت های بالاتری هم وجود دارد. باید همه را تجربه کرد.

-         هیچ کاری زشت نیست. خوبی / بدی را من تعیین می کنم. چون مهم ، بدن من است.

-         من صاحب بدن / زندگی خودم هستم. پس خودم تعیین می کنم چه کاری خوب یا بد است.

-         کاری که من انجام می دهم ، به کسی آسیب نمی رساند. همین کافی است.

-         من تنها یک تعهد دارم. آن هم لذت بیشتر بدن من است.

 این یادداشت را با این پرسش به پایان می رسانم. آیا اباحه گری در رفتارهای پرخطر ، سبب شناسی های کلاسیک درباره خطرپذیری کودکان و نوجوانان را متحول خواهد کرد؟ اگر این طور باشد ، پس باید منتظر موج های جدیدی از رفتارهای پرخطر در بین کودکان و نوجوانان در آینده باشیم.