سلام.
من دی ماه پارسال ، شروع کردم به نوشتنش .
یه ایده ی کوچیک بود که می خواستم از سر بی کاری بنويسمش و یه تمرینی هم برای دل تنگم باشه - اما انقدر عاشق فضای داستانم شدم ( واقعا دوستش دارم مخصوصا آرتیوم رو ....🫠🫠😬 حالا بریم جلو می فهمید چرا ) که تصمیم گرفتم تبدیلش کنم به یه اثر بزرگ، یه کتاب کامل .
این کتاب دهم من هست اما ۹ تایی قبلی فقط دست گرمی بودن ، نسبتا به قبلی ها که ۲۰۰ الی ۳۰۰ صفحه بودن ، این یه غول بودش .
۷۰۰ الی ۱۲۰۰ صفحه!
اولش با حداکثر ۷۰۰ صفحه و ۷۰ فصل شروع شد ، اما وقتی شروع کردم به نوشتنش فهمیدن نه این می تونه بالا ۱۰۰۰ صفحه داستان باشه .
این از روند نوشتنش ، که فعلا بگم حدودا ۱۶۰ صفحه اش رو نوشتم که عملا فقط هیچ اتفاق خاصی نیفتاده .
و برگشتم دقیقا از صفحه ی اول ویرایش می کنم و تا سر فصل ۷ دوباره ویرایش شده و الان تا فصل ۳ رو اینجا گذاشتم .
می خواستم بگم که فصل ۱۱ ، ۶۰ صفحه هست من یه دور به صورت کامل می ذارمش برای کسانی که می خوان یه کامل بخونش و تو ۳ الی ۴ پارت جدا جدا می ذارم که هر کس دلش خواست جدا بخونه .
و آهان یه نکته ی دیگه، اگه دوست دارید ادامه اش بدم اگه هم نه که دوباره بزنم تو همون داستان های کوتاه .
دوست دار شما - آلتین