سمیه جهانگیری زرکانی·۱۵ ساعت پیشداستان پیمان پنجه ها_پارت دومیکی از اهالی جوان و تنومند، به نام فاضل، داوطلب شد؛ به داخل باریکه برود و ما را از موضوع مطلع کند. همه ی چشم ها به او دوخته شده بود. باد لا…
آقا معلم·۱۵ ساعت پیشداستان عاشقانه سفری که به عشق رسیدبا عجله کوله پشتی شو برداشت و به سمت ترمینال حرکت کرد، با خودش می گفت باز خوبه کوله ام رو از دیشب آماده کرده بودم وگرنه اتوبوس از دست می رف…
Lady noon·۱ روز پیشآخر خطحدود سه سال از آخرین حضورم در اینجا میگذره و زندگی خیلی پر پیچ و خم تر از اونچه که فکر میکردم بود...اینجام تا یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم…
Maral·۱ روز پیشپیوند دو روحمن قهرمان داستان بودم تا زمانی که فهمیدم ادم بده ی داستان تو هستی و باید شکستت دهم . نمیخواستم مقابل تو بایستم و بجنگم ،چون نمیتوانستم کسی…
علی اصغر فتحی خواه·۲ روز پیشیکی بود و یکی نبودروزی روزگاری در گذشتگان دور در سیاره ای نا معلوم دسته ای از موجودات زندگی میکردند....هنوز آمار دقیقی از تعداد آنها در آن سیاره در دست ما نی…
XiarSureدرکوچه پس کوچه های کهکشانی ناپیدا·۲ روز پیشپنجره های بتنی«دیگر نمیتوانم،دیگر تحملش را ندارم...»
ناشناس·۳ روز پیشاین نوشته ها خیالی هستند یا شاید واقعیهرچی دوست دارم مینویسم.صداش در میاد و خسته ام میکنه. ذره ذره اذیتم میکنه. سرم درد میکنه.کار میکنه برای دیگران و دست از چانه زدن باهاشون بر…
آمین·۳ روز پیشکاش همه چیز همان موقع تمام میشد.نمیدانم شما چگونهاید آقای دکتر، اما من هرگز نتوانستم انتخاب کنم که کدام خاطره را به یاد بیاورم و کدام یک را حذف کنم.
تونی·۳ روز پیشجلد سوم - تبعید به زمین: کمین مرگ - پارت12"حالا که این را مینویسم، احساسش میکنم. تهدیدی که متعلق به این جهان نیست.در گوشم نجوایی آشفته میشنوم که کسی تاب شنیدنش را ندارد.رنگ دنیا در…