بابا علی...
باز آمدیم
باز دیدیدم
باز گریستیم
این بار پنج نفر بودیم
چون طفل خانه برگشت او را بغل بگیرند
پس گم شدن براى مهر پدر می ارزد
چون سنگ ریزه ما را بین نجف بینداز
ریگ نجف به قدر صد کوه زر می ارزد
گر تو نمی پسندى تغییر ده قضا را
از کوى نیکنامان یک آن گذر می ارزد
حداقل به کار حسین که میاییم
اینبار را ضرر کن, ما را بخر…می ارزد
