این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی؟!

جشنواره آش پزی در زنجان
جشنواره آش پزی در زنجان


🔸 سالهاست نوشته های زیادی درباره جامعه #غمگین ایرانی می نویسند و می خوانیم.

🔸 آنچه در ذهنم با دیدن این عکس جان می گیرد، تصویر مادری شاد و سرزنده و امیدوار است. مادری که احتمالا پشت لنز دوربین، بهترین لحظات عمرش را ثبت کرده. مادری که در عکس ها نیست ولی همه عناصر حافظه جمعی ایرانیان، سلیقه اوست. مادری که هم هست و هم نیست.

مادری که ترجیح می دهد مهرمادرانه یا سلیقه زندگی اش را به نمایش بگذارد تا این که از خودش عکس سلفی منتشر کند.

🔸این همه رنگ از کجا آمده؟

🔸پتو و زیرانداز، بالش و رومیزی و حتی لباس خوابی که این کودک به تن کرده با سلیقه چه کسی انتخاب شده؟

🔸آیا این رنگ ها نماینده مادری است که از خانه داری و آش پزی افسردگی گرفته و خود را در زندان محدودیت ها محبوس می بیند؟

🔸مادری که در این عکس حس می کنیم، از کجا روحیه و طراوت گرفته و امید زندگی اش به چیست؟

🔸چرا فشارهای روانی زنان طبقه متوسط #کلان_شهرها در او کارساز نشده؟ چگونه استیلای مردانه را پذیرفته؟ آیا #زیبایی این تصویر ناشی از جهل و ظلم پذیری اوست؟ آیا اگر او هم سودای چهارشنبه های سفید را در سر می پرورانید، خانه و زندگی اش همین گونه رنگین بود؟

📌به قول یانیس ریتسوس:

پنجه ی مریم

رسته در شکاف صخره ای

این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی؟

قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام

از گلبرگ های سرخ دستمالی بافته ام

تا آفتاب هدیه کنم...