ویرگول
ورودثبت نام
تی تی
تی تیخلوت انس
تی تی
تی تی
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

موضوع: تابوتِ سرگردانی

من در غیابِ زندگی، خود را مرده‌ای می‌دانم؛ مرده‌ای سرگردان در دنیای زندگان. آخر کی رَوَم به آن مکانی که «تو» برایم مقدر کرده‌ای؟ کی از این دنیای بی‌رحم رَوَم؟! هر جا باشد بهتر است، حتی جهنم، چراکه «تو» برایش تکلیفی تعیین کرده‌ای، نه مثل اینجا که تار و پودِ زندگی‌ام، مرا در خود پیچانده است.

بیدارشده ام و خود را میان گل‌های شقایق یافتم، همچون گُلی رُز در میانِ انبوهِ شقایقان. غریب و نادیده. «پس ای خالق من، آیا مرا خواهی دید؟ آیا مرا انتخاب خواهی کرد و با خود خواهی برد؟» کسی حتی نگاهی به من نمی‌اندازد، انگار که کارم در این دنیا تمام شده است.

اما می‌دانم که حتی اگر هم کاری نکرده باشم، چیزهایی آموخته‌ام؛ درس‌هایی از جنسِ صبرِ کوه، استقامتِ دریا، و درکِ سکوتِ شب. درس‌هایی که شاید «تو» نیز در شناختِ این جهانِ بی‌رحم، به آن‌ها نیاز داشته باشی.

با پوزش فراوان :)²

سرگردانیتفکرزندگی رویاییزندگی
۱۲
۱
تی تی
تی تی
خلوت انس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید