تی تی·۵ روز پیشموضوع:بانگ دلنشینخیانتِ زانوها و لرزشِ دستها کافی بود تا همهچیز را لو بدهم.در فکر بودم چگونه جلویشان را بگیرم که صدای آهنگی آشنا از پنجرهی خاطرات به گوشم…
تی تی·۵ روز پیشکنجکاوی کودک تازه به دوران رسیدهانچه در روز اخر اردیبهشت تجربه می کنم؛...+( ادامه پادکست)
تی تی·۱۲ روز پیشیک برگ نویسندگی(انتشارات رزا)لطفا قبل از هر کاری پادکست اول از "انتشارات رزا"رو گوش بدید
تی تی·۱۵ روز پیشیک برگ نویسندگی(انتشارات رزا)از آنجایی که تجربه چاپ کتاب و نویسندگی و...رو نصیب شده ام ،حیف دانستم شما هم آن را تجربه نکنید.اما قبل از هرچیز باید بگویم من تینالاجوردی ه…
تی تی·۱۸ روز پیشموضوع: تابوتِ سرگردانیبا اینکه متن کوتاهی هست ، اما به نظرم دردلش همه چیز رو به تصویر کشیده.
تی تی·۱ ماه پیشموضوع: ترس (یا شایدم صبر ایوب!)دستم میلرزید؛ نه از سرِ عشق، بیشتر شبیه کسی بودم که بمب خنثی میکند! دسته گلِ ستارههای کاغذیام که برایش صبح زود بیدار شده بودم، توی دستم…
تی تی·۱ ماه پیشموضوع:شانه هایش،...یادت هست تو مرا بر روی شانه هایت خواندی؟همان روز که در دلم ترس پیله بسته بود، مرا در آغوش گرفتی، مرا تینا خواندی، زندگیم را جلوی چشمانم آور…
تی تی·۱ ماه پیشموضوع:شاید های نشنیدنیهمه چیز از یک «شاید» شروع میشود؛ شایدهایی که هرگز به زبان نیامدند، اما در تاریکترین گوشههای قلب، همچون غباری سنگین نشسته و ماندگار شده…
تی تی·۱ ماه پیشموضوع: ابر و چشمانشابر را میبینی؟او مرا مینگرد...آسمان در دل، گریهای بیطراوت دارد؛ چنان که گویی دیگر از یاد برده است چگونه باید گریست! چشمانش از میان ابره…