ویرگول
ورودثبت نام
سعید مستغاثی
سعید مستغاثیمستندساز و کارشناس سینما
سعید مستغاثی
سعید مستغاثی
خواندن ۴ دقیقه·۵ ماه پیش

دستمان خط خورد، مطبوعاتی شدیم



عشق فیلم و فیلمسازی بودم،
تصویر اول؛ سر صحنه فیلم کوتاهی که به عنوان پایان نامه باید می ساختیم با عنوان "پنجره" ،
سال 1373 با یک بازیگر و دوربین سوپر هشت که در تصویر می بینید و دوستمان محرم آویژه (هر کجا هست سلامت باشد) مشغول فیلمبرداری است،
از آن دوربین ها که نگاتیو و پزیتیوش یکی بود با حلقه های 3 دقیقه 10 ثانیه ای (با سرعت 24 فریم) و 4 دقیقه و 20 ثانیه (با سرعت 18 فریم در ثانیه)
ولی برای چاپ در آن زمان باید فیلم را به خارج کشور می فرستادیم و یکی دو ماهی طول می کشید تا برگردد و ببینیم حاصل کار چی شده؟
برای یک کار 5 دقیقه ای گاهی تا 6-7 حلقه از این فیلم ها را باید استفاده می کردیم و بعد هم با موویلاهای خاصی مونتاژ می شد.

به هر حال فیلم "پنجره" به عنوان اولین فیلم رسمی بنده به جشنواره سینمای جوان هم رفت ولی چیزی نشد!
سر فیلمبرداری همین فیلم "پنجره" بود که یکی از دوستان به نام پژمان مجیدی ( دستیار فیلمبردار که در تصویر دوم با قامتی بلند در کنار دوربین دست به لنز است تا فاصله کانونی را تغییر دهد)
که در مجله هفتگی سینما کار می کرد، پیشنهاد داد برای آن مجله به طور هفتگی نقد فیلم بنویسم.
قبلا در فصلنامه فارابی نقد فیلم نوشته بودم اما این بار خیلی جدی بود، یکی دو بار نوشتم و ادامه پیدا کرد.
ضمن اینکه با دو سه تا از دوستان دفتر هنری و تبلیغاتی به نام "تصویر هنر" تاسیس کرده و به تهیه و تولید فیلم و عکس صنعتی و مستند اشتغال داشتیم،
در همان زمان باز برای اولین جشنواره فیلم های ویدئویی سوره فیلم ساخیتم که در تصویر سوم صحنه ای از فیلمبرداری آن را می بینید،

به نام "حکایت سینماتوگراف" با حضور سرکار خانم لیلا همتی (که بعدا با دفتر سینمایی چشم سوم و قاسم قلی پور وارد سینمای حرفه ای شد) به عنوان دستیار و خانم لیلا میرزایی منشی صحنه ،
دوربینمان از سوپر هشت به دوربین ویدئویی ام 8000 تبدیل شد. برای تدوین و امور صدا هم دیگر باید از دستگاههای ویدئویی و میکس مانند ام ایکس 12 و ای 5 استفاده می کردیم.
اما در همین حیص و بیص که نقد فیلم های ما برای مجله سینما ادامه یافت، رسما دعوت به کار برای این مجله شدیم.
ابتدا بانقد فیلم و سپس با رفتن حمید نعمت الله برای فیلمسازی، دبیر صفحه نقد فیلم شدم و بعد دبیر سرویس گزارش و سپس صفحه تلویزیون و خیلی زود دبیر سرویس ایرانی .
در یک رفت و برگشت در سال 1382 سردبیر این مجله هم شدم اما کم کم کار فیلمسازی رها شد و در آن سالها در روزنامه ها و مجلات و نشریات بسیاری فعالیت کردم و ....

سال 1384 پس از بیرون آمدن از مجله سینما، مجددا کار فیلمسازی پی گرفته شد و اول سریال مستندی به نام "محراب انقلاب" با تهیه کنندگی آقا رضا جعفریان (که سالها در تولید مجموعه های مستند تلویزیونی همکار شدیم) را برای شبکه قرآن تلویزیون تولید کردیم و ....

و در سال 85 فیلم تلویزیونی "راز" را با گروهی از عوامل حرفه ای ساختیم (که در تصویر چهارم بنده را در حال صحبت با جلیل فرجاد یکی از بازیگران می بینید و تصویر پنجم هم در حال چک کردن صحنه از داخل مونیتور خارجی دوربین هستم)

تصاویر ششم و هفتم و هشتم به ترتیب مربوط به پشت صحنه سریال های "راز آرماگدون 3 : معبد تاریکی"، "راز آرماگدون 4 : پروژه اشباح" و سریال "اشغال" است که طی سالهای 87 تا 91 تولید و پخش شدند. (در تصویر آخری، آقا رضا جعفریان که علاوه بر تهیه کنندگی، زحمت فیلمبرداری را هم می کشید در کنار بنده رویت می شود)
اما در تمام آن سالها و بعد از آن هم مطبوعات را رها نکردم و همچنان برای نشریاتی مانند فیلم نگار و همشهری و جهان سینما و کیهان و موعود و عصر اندیشه و سوره و ... به طور مداوم نقد و مطلب نوشتم، در همان دوران عضو شورای مرکزی و سپس رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی شدم و همچنین کار تدریس و جلسات آموزشی را هم شروع کردیم.
ضمن اینکه در شوراهای مختلف فیلم و سریال تلویزیون و حوزه هنری و سازمان سینمایی هم شرکت داشتم.
پس از آخرین کار فیلمیک یعنی مجموعه مستند طولانی "تمدن آسمانی" که حدود 4 سال تولید و پس تولید و مراحل فنی آن طول کشید و همچنین ساخت چند کلیپ، به طور کلی عرصه فیلمسازی را رها کرده و تمام قد مجددا به مطبوعات و البته میدان تدریس و کلاس بازگشتیم.

نقد فیلممطبوعاتپنجره
۲
۱
سعید مستغاثی
سعید مستغاثی
مستندساز و کارشناس سینما
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید