ویرگول
ورودثبت نام
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

گمشده در میان موج های دریا.

در شلوغیِ جمع و خنده‌هایِ شیرین، در تبسم‌هایِ پر از مهر و آغوشی گرم...

در فراز و نشیبِ کوچه‌هایِ باریک، در تنهاییِ جاده‌هایِ تاریک و در تبسمی از درد...

تو را گم کرده‌ام، ای تنها بخشِ باقیمانده‌ی احساساتم.!

نمی‌دانم کجایی، نمی‌دانم چه زمانی، اما گم‌گشته‌ای و در هر کجا پیدایت نکردم.

در میان موج‌هایِ خروشانِ دریا، در میان فریادِ تنهاییِ نهنگ‌ها، یا در آوازِ دلنشینِ گنجشک‌ها.

جستجو کردم، اما تو نبودی ، تو هیچ‌وقت نبودی، ای عزیزترینِ من.

در نسیم‌هایِ خنک، در پاییز های خشک، در زمستان‌هایِ سرد

به دنبالِ تو گشتم، اما پیدایت نکردم و هنوز هم گم‌گشته‌ای.

برگرد و من را هم با خودت ببر، بگذار آخرین بهارِ من، حاصل از گرمیِ تنِ تو باشد.

بگذار آخرین نفسِ من، حامیِ نفس‌هایِ تو باشد.

من را هم با خودت ببر، بگذار در دریایِ عمیقِ آرامشِ بودنت، غرق شوم.

ای گم‌گشته، من را هم با خودت ببر تا از این دریایِ غم، رها شویم.

در هر کجایِ این جهان، دنبالِ تو گشتم، اما تو نبودی .!

تنها بخشِ باقیمانده‌ی احساساتم، گم‌گشته‌ای و من در این گم‌شدگی، تنها مانده‌ام.

اما امید دارم که روزی، آن‌گاه که تو را پیدا کردم، دوباره زنده شوم.

و در آغوشِ گرمِ تو، این گم‌شدگی را فراموش کنم و دوباره به زندگی بازگردم.

برای تو مینویسم ، گم گشته ای که تمام دارایی من بود .

برای تویی که حسرت دیدن چشمانت ، تمام وجودم را فرا گرفته .

هم اکنون نیز برای او مینویسم،برگرد ... ای گم گشته ی من درون تاریکی موج های دریا.

(:424008_17.

دریا
۴
۰
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید