𝐑𝐚𝐡𝐚·۳ ساعت پیشدریچه ای برای تماشای زیبایی ها.شاعران از موهای صاف و لَخت کمتَر گُفته اند؛بس که مَضنون در دِلِ موی مُجَعد ریخته.زمزمه های دل انگیزش هنوز هم در گوش هایم پرسه میزند .
𝐑𝐚𝐡𝐚·۲ روز پیشراهی برای جهنم دل هاگاهی اوقات به راه هایی کشیده میشوم که میدانم هیچ سودی برایم ندارند .از سودش بگذریم ، میدانم که به شدت برایم زیان آور هستند .دوباره به دنبال…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۵ روز پیشیک قدم"بر حسب کیلومتر "دوری ها انسان هارا از یکدیگر جدا می کند ، برای یک زمان معین ، شاید موقتی ، شاید دائمی ، شاید هم تا به جهان موازی.اما فاصله و دوری ها تنها چ…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۷ روز پیشنبرد مغز و قلب.دستانش از شدت خستگی و ناتوانی شروع به لرزیدن کرده بود ، پاهایش سست شده بود و دیگر توانی نداشت تا روی پاهایش بایستد ، چشمانش از ترس گود رفته…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۸ روز پیشیک نشانه (شاید هم فقط آرزو)شاید این یک نشانه باشد ، برای شکوفایی امید ، برای ادامه به زندگی ، برای رسیدن به تو . شاید هم یکی از آرزو های در حال برآورده شدن است ، برای…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۹ روز پیشبرای هر کسی یک نام.از این بالا که به دنیا نگاه میکنم همه چیز متفاوت و دروغِ.آدم ها ، اشیاء ها ، وفاداری ها ، دوست داشتن ها ، حتی شادی ها.آدم ها خیلی کوچیک دید…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۱۲ روز پیشفراموشی.بلاخره آرزو ی او تحقق یافته بود ، آرزوی دیرینه اش.دلش میخواست روزی آلزایمر بگیرد تا که بتواند حتی شده چند ساعت فراموشش کند.نمیدانم ، آرزویش…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۱۴ روز پیشخانه ی امن.یک گودال عمیق پر از سیاهی ، جایی که دیگر هیچ صدایی به گوش نمیرسد،جایی که دیگم چشم ها قادر به دیدن هیچ چیزی نیستند،جایی که دیگر آسمان هیچ رن…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۱۵ روز پیشسرنوشت من.بخشی از دلنوشته هایم بعد از تو.(:شاید سرنوشت من هم همین بود..دفتری با هزاران برگ سفید که هرگز آن طور که میخواهم پر نخواهد شد.دفتری که سرشا…
𝐑𝐚𝐡𝐚·۱۶ روز پیشعدالتی بی وجدان.آره ، دوباره میدونم نمیخونی و مینویسم،این بار نه تنها برای تو ، برای تموم دنیا..برای تموم دنیا و آدم هاش،برای تموم دنیا و اتفاق هاش.حتی شای…