ویرگول
ورودثبت نام
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

راهی برای جهنم دل ها

گاهی اوقات به راه هایی کشیده میشوم که میدانم هیچ سودی برایم ندارند .

از سودش بگذریم ، میدانم که به شدت برایم زیان آور هستند .

دوباره به دنبال مسیر هایی میروم که کثیفی ها و گرد و غبارش هنوز هم بر روی تنم ، بر روی قلبم باقیست .

گاهی اوقات دقیقا در نقطه ای قرار میگیرم که تنها احساساتم با تمام وجودشان شروع به سخن گفتن میکنند ، جایی که منطق دیگر حکم فرما نیست .

من اسم این راه را تقدیر نامیده ام ، شاید این راه ها بخشی از سرنوشت من باشد ؛ شاید هم من با این خیال به دنبال تقدیر خود هستم ، چیزی که واقعا برایم نوشته شده است .

حالا درست وسط آن راه ایستاده ام و میدانم که از عشق تو تنها زخم ها ، حسرت ها ، نابودی ها و تنهایی ها نصیب من میشوند ، اما با این حال هنوز هم در راهت ایستادم و خواهم ایستاد .

گاهی اوقات درد این دوری و حسرت را به ترس از دست دادنت ترجیح میدهم درست ، اما نمیتوانم با دوری ات مقابله کنم ، درد دوری ات تمام من را که هیچ ، گویی تمام جهانم را فرا گرفته است .

هنوز هم با در نظر گرفتن تمام زجر هایی که سر تو کشیده ام میتوانم به چشمانت خیره شوم و بگویم که دوستت دارم ، با این تفاوت که این بار دیگر هیچ صدایی ندارم.

به ملاقات دوباره با چشمانت.(:

درد دوری
۰
۰
𝐑𝐚𝐡𝐚
𝐑𝐚𝐡𝐚
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید