مسئله اینه که هر دو خواستنی ان ، نمیخوام هیچکدومو از دست بدم
ولی اعتراف میکنم که تو این مملکت وقت هایی که مرگ رو ترجیح میدم بیشتره
ولی شیرینی زنده موندن و چشیدن لحظۀ عشق و یا لحظۀ آزادی اونقدر برام زیاده که ارزش اینو داره که تحمل کنم ، یه چیز دیگه هم است ، جنگ برای بقاء یه چیز ذاتیه
اونی که آرزوی مرگ داره ، دلیلش این نیست که زنده بودنو دوست نداره ، دلیلش اینه که زندگی لای اون محیط و شرایط کثیف رو دوست نداره
اما خود.کشی چرا خیلی کار غیر منطقی ایه ؟
چون وقتی من یه متن ساده مینویسم بعد یه سال که مرورش میکنم میخوام سر به تن اون متن نباشه انقدر که پر ایراد میبینمش
اون وقت تو چجوری مرتکب عملی میشی که اگه نمیکردیش در عرض سی سال ، صد بار تغییر میکرد.
خود.کشی خیانت به فردیه که در آینده خواهی بود