
آره میگن زنا از موهبتی الهی و توانایی های خارق العاده ای برخوردارن به نام حس! حس زنانه که همه چیز و درست تشخیص میده و هیچوقتم اشتباه نمیکنه.
نه زن ستیزم و نه قصد توهین دارم 😄 فقط میخوایم به این باور که البته از اساس غلطه پاسخ بدم و حسابی تحلیل و موشکافی ش کنیم . که چی!؟ حتما به زنا میخوام چیزی نسبت بدم یا از این باور نقره داغ شدم؟ خب نه😄 میخوام بیشتر خودمونو بشناسیم تا در نتیجه بجای تکیه به این افکاری که باعث ضربه های جدی به زندگی هامون میشه ، به خودشناسی دقیق تری برسیم و زندگی زیبا تر و بهتری بسازیم.
جملاتمو اول با ادعا و پاسخ مطرح میکنم . و بعدش تحلیل هامو ارائه میدم و در نهایت راهکار های عملیاتی .
خانم ها حس قوی دارن که هیچوقت بهشون دروغ نمیگه . اونا همه خیانت ها و دروغ هارو تشخیص میدن و میفهمن و حسش میکنن!
پاسخ:
اگه این حس همیشه تشخیصش درسته و تو تشخیص بی اعتمادی انقدر قویه پس اعتماد های بیجا چرا بوجود میاد؟ یه زن گاهی اعتماد میکنه و دلبسته و دلباخته نابجا میشه اما یهو شخص مقابلش اونی که باید میبود دیگه نیست. خب اینجا همون حس جنابعالی نبود که اول کار پیام اعتماد و عشق و صداقت رو منعکس کرد و حالام شد منبع تشخیص دروغ و بی اعتمادی؟ اره قبول میکنم تو تشخیص بی اعتمادی ها خیلیا درست عمل میکنن اما تو اعتماد چی!؟ زیاد پیش اومده افرادی که این ادعا رو کردن به تاریخچه حس اعتماد شون نسبت به دیگران که فکر میکنن میبینن انگاری این احساسشون فقط پالس بی اعتمادی نداده و خیلی جاها حس اعتماد داشتن درحالی که آسیب خوردن. چه تو روابط عاطفی ، چه دوستانه و حتی کاری. پس این همیشه منفی باف نیست و دچار اشتباهم میشه.
وقتی تو فکرش چیزی میگذره دقیق میفهمم . دروغ رو از چشماش میخونم . توضیحش سخته ولی من کاملا میفهمم باهام صادق و رو راست نیست . میفهمم داره سرد میشه .
پاسخ:
اگر این حس انقدر دقیقه که یه پکیج کامل شخصیت شناسی و ذهن خوانی رو برای خانم ها فراهم کرده چرا ما آقایون باید بی بهره باشیم؟ واقعا مختص خانماس؟ دادگاه ها پر از خانم هایی که شکایت دارن از انواع سو استفاده ها و کلاهبرداری هایی که ازشون شده. کم نبودن مراکز غیر رسمی اموزش بازیگری که به خانم های مستعد رویا فروشی کردن و با جیب پر پول رفتن عشق و حال تو دبی! اون خانم ها حس ششم و حس زنانه نداشتن؟ اونام خانمن! پس این حس نباید فقط مختص خانما باشه چون خیلی زنا ندارنش. خب منم مشتاقم یاد بگیرم! از کجا شروع کنم؟ این حس دقیقا چی از یه چشم ساده بازگو میکنه؟ ذره بین بیارم دقیق تر میفهمم؟ یه عکس از چشمش بگیرم و بهش زل بزنم چی؟ میتونم تشخیص بدم؟ روند استلال ها و صغرا کبرا نتیجه این حس چیه؟ متاسفانه جواب منطقی نیست براش 😒
احساسات اینچنینی اگر رأی بر بی اعتمادی نسبت به شریک زندگی شما میده دلیل این بی اعتمادی شو نمیگه؟ از کجا میدونی شاید یکی از رفتار های خودتون باعث این مشکلات شده ، شاید فقط نیاز به شنیدن حرفای هم دارید ، شاید نیاز به درک نیاز های همدیگه دارید ، بجای اینکه یه مشت احساسات مسخره و بی اساس بجای شما حکم صادر کنه و پیرو یه خرافه رسانه ای مسخره باشید چرا به عقل تون رجوع نمیکنید؟ چرا فکر نمیکنید هر چیزی دلیلی داره و دنبال دلایل و اصلاح باشید؟ قدم اول اصلاح خودمونه.
اما اول ببینیم ریشه این احساسات کجاست؟ این مدل از احساسات ما (مرد و زن نداره) بازتاب ترس های درونی ما هستن. چرا؟ سادست چون میخواد ازت مراقبت کنه! چطور چشم شما بدون اینکه بفهمی فریب رو توی رفتار طرف تشخیص میده؟ اون چیزی تشخیص نمیده صرفا یه هشدار فعال میکنه و برپایه بازتاب تمام ترس هایی که داری پالس بی اعتمادی میده. چون اون یه حس حقیقت سنج نیست ، یه حس فعال کننده ی ترس های شماست .
گاهیم سناریو های مشابه که از وقوع شون ترس داری و قبلا دیدی و تجربه کردی ، به سبب تشابه موقعیت فعلی به اون نمونه های ترسناک ، حس بی اعتمادی میکنی چون الگوهایی رو میبینی که شبیه یک خاطره منفی ان. ولی بیا بپذیریم این فقط یه احتماله! یه احتمال درونی که فقط هدفش تلنگر زدن به شماست ، نه یه حس حقیقت سنج ماورایی!
بر پایه این احساسات زندگی کردن و تصمیم گرفتن آسیب های جدی رو به همراه داره. احساسات حاوی احتمالاتن و خوبه بهشون فقط به دید یه احتمال توجه کنی اما اصل کار منطق و عقله ؛ هممون توی زندگی اشتباهاتی مرتکب میشیم ، هممون گاهی رفتار اشتباهی داریم که متوجهــش نیستیم، برامون سخته خودمونو جای طرف مقابل بذاریم و حرفاشو بشنویم و نیازهاشو درک کنیم ، توی همه روابط باید ارتباطات مون از محوریت «من» خارج بشه و گاهی دنیا رو با چشم دیگران ببینیم . گاهی از چشم پدر و مادرت به خودت نگاه کن ، بجای قضاوت کردن راجب بداخلاقی شون نسبت به خودت با عینک اونها به خودت نگاه کن و ببین دلیل رفتارشون چیه؟ ببین رفتار تو با اونها چطوره؟ زندگی همینقدر ساده ست! وقتی رفتارتو اصلاح کنی ، وقتی واقعیت هارو ببینی ، وقتی یادبگیری حرف و نیاز دیگران رو بشنوی و درک کنی همه چیز خود به خود حل میشه. نه حس پیشگویانه ای در کاره و نه راه حل جادویی!.
البته یه مرد خوب باید اینو درک کنه که زنا از روی حس شون تصمیم میگیرن و نمیشه کاری کرد😅. حواست باشه گاهی شاید هیچی نباشه ولی حس بی اعتمادی و سردی القا میکنی طرف مقابلم حس سردی و بی اعتمادی به خودش میگیره درحالی که نه همچین قصدی داری و نه در واقعیت اینطوره ، خوبه مردا هم با عینک خانما گاهی به زندگی نگاه کنن 😄
بخش دوم: کالبدشکافی علمی «حس ششم»؛ چیزی که نمیگویند!
حالا که از فضای احساسی و قصهگویی خارج شدیم، بیایید با ابزار دقیقِ روانشناسی و علوم اعصاب (Neuroscience) به این موضوع نگاه کنیم. اینکه من ادعا میکنم، شاید فقط نظر شخصی باشه؛ اما اینکه دنیای علم چطور این پدیده رو تفسیر میکند، بحث جدیتری است که شاید برای بسیاری تازه باشه.
۱. مکانیزم «تشخیص الگو» (Pattern Recognition) نه جادو! ذهن انسان (چه مرد، چه زن) در واقع یک ماشینِ پیشبینیکنندهی قدرتمنده . وقتی شما میگویید «حس کردم دروغ میگوید»، در واقع آمیگدال (Amygdala - سیستم عصبی ترس ، استرس ، بقا در مغز) دارد اطلاعات ورودی (حالت چشم، لحن صدا، زبان بدن) را با دیتابیسِ خاطرات قبلی شما مقایسه میکنه. اگر الگوی مشابهی رو در یک اتفاق بد گذشته پیدا کنه، سریعاً سیگنال "خطر" میفرسته.
نکته علمی: این یعنی «حس» شما حقیقتسنج نیست؛ این یک دستگاه مقایسهکننده ست. اگر دیتابیسِ تجربیات شما پر از آسیب و خیانت بوده باشه ، سیستم تشخیص الگوی شما منفی بین میشه و حتی به رفتارهای ساده و خالصانه هم شک میکنی. این یک فرایند کاملاً بیولوژیک و کامپیوتری ست، نه یک موهبت الهی غیرقابل خطا.
۲. دامِ «سوگیری تأیید» (Confirmation Bias): دشمنِ اصلی حقیقت چرا باور داریم «حس زنانه» همیشه درست میگه؟ به خاطر یک تله شناختی قدرتمند به نام سوگیری تأیید. آزمایشهای روانشناسی نشان میدهند که انسانها به صورت خودکار موفقیتها را ثبت میکنند و شکستها رو پاک میکنن.
مثال: اگر ۱۰ بار حس کنید همسرتان دروغ میگوید و ۷ بار اشتباه باشد و ۳ بار درست، شما فقط آن ۳ بار درست را به یاد میآورید و میگویید: «ببین! گفتم حس من درسته!». و آن ۷ بار اشتباه را با بهانههایی مثل «احتمالاً فهمید و ولکرد» توجیه میکنید. این یک فریبِ آماری است که مغز بر شما روا میدارد تا تصویرِ "منِ هوشمند" را حفظ کند.
۳. افسانهی «انرژیخوانی» در برابر واقعیتِ «میکرواکشنها» دانیل گلمن (Daniel Goleman) و پال اکمن (Paul Ekman)، بزرگترین متخصصان رفتارشناسی دنیا، ثابت کردن که دروغگویی یا تغییر حالت روحی، سیگنالهای فیزیکی بسیار ریز (مثل حرکت عضلات صورت، تغییر در ریتم تنفس، تنگ شدن مردمک چشم) دارد که بشون "میکرواکشن" میگن. اینکه خانمها گاهی این موارد را سریعتر از مردان تشخیص میدهند، به خاطر «حس ششم» نیست؛ بلکه به خاطر اینه که معمولاً به دلیل تربیت اجتماعی، کانون توجه بیشتری به جزئیات احساسی و چهره دارن (همدلی بالا). مرد هم اگر آموزش ببینه و توجهش را بالا ببره، دقیقاً میتونه همون "حس" رو داشته باشه. پس این یک مهارتِ اکتسابیه ، نه یک جنسِ مونثِ جادویی.
۴. پدیدهی فرافکنی : در روانشناسی تحلیلی، وقتی کسی مدام دیگران را متهم به خیانت و دروغ میکنه، روانشناس اول سراغ خودشو میگیره . این یعنی صفتها، ترسها و خواستههای ناخودآگاهِ خودمان را به دیگران نسبت بدیم. بسیاری از «حسهای منفی» و بیاعتمادیهای سنگین که در رابطه دارید، در واقع بازتابِ ناامنیهای درونی خودتون هستن . وقتی شما خودت احساس ارزشمندی پایینی داشته باشی و حس ناامنی داشته باشی ، رفتارهای معمولی فرد مقابل رو به چشمِ «نادیده گرفتن» یا «خیانت» تفسیر میکنی. این یک شکستِ سیستم ادراکی ست، نه یک هشدارِ دقیق.
خلاصه مطلب اینه که از این فاز حس شمم بیاید بیرون و یکم مهارت «همدلی» رو یاد بگیرید. چه مردی که از این حس شمم ها نداره و نمیتونه خواسته ها و احساسات فرد مقابل رو تشخیص بده و چه زنی که با حسش فقط تو افکار خودش سیر میکنه!
همدلی ینی توانایی درک دیگران ، ینی توانایی فهمیدن خواسته ها و نیاز هاشون ، ینی توانایی گاهی بجای دیگران بودن ، یعنی توانایی فهمیدن اشتباهمون و اصلاح کردنش ؛ اره خب زندگی همینقدر ساده ست. باید منیت و غرور و له کرد تا بشه همدلی رو بدست آورد . اما ارزششو داره ، نه؟