
سی روز، سی متن، روز دوم
موضوع: نوشتن متنی که با واژه " دیروز " آغاز شود.
دیروز، گذشتهایست که هرگز بازنمیگردد. حالا خودمان را به بالا و پایین هم بیندازیم دیگر حرف هایمان و رد پایی که دیروز از خود به جای گذاشتیم تغییر نمیکند. حال در سکوتی ملال انگیز، خیره به پنجرهای مانده ام که باران آرام آرام بر روی او میلغزد و انعکاسم بر روی آن به گونه ایست که گویی خود را در آینه مینگرم، واضح و دقیق، اگر اندکی بیشتر به آن خیره شوم؛ به راستی که اعماق وجودم را هم میبینم. به دیروزم میاندیشم. به کارهایی که کرده ام و حرف هایی که زده ام، به دلی که مرا آزرد و به لبخندی که هدیه دادم. به دیروز ها فکر کردم، زمان، ترسناک است و عجیب. اگر دیر به خودت بیایی تو را در چرخه ناتمامش گیر میاندازد و لحظات خوبت را به اسارت میگیرد. حالا بیا و از شرش خلاص شو. سمج است و پیله. مبادا به خودت بیایی و ببینی که گرفتارش شدی!
درست است که در آن درس های عمیقی نهفته است، شاید همین آدم قویای که روبرویم ایستاده، حاصل جنگ و گریز هایی است که در گذشته داشته است. اما از آن بگذر و رها شو، به فرصت های تازه ات بیاندیش و ببین، آنقدرها هم ارزش غصه خوردن ندارد. و من، دیروز را همانجا،پشت آن شیشه بارانی به یادگار گذاشتم، شاید امروز سهم من درخشش آفتاب باشد.