جنگ است دیگر نه؟ دست کم همگی در شرایط جنگی به سر میبریم اگر کسی فکر میکند جنگ نیست توک پایی به فروشگاه ها مراجعه کند تا مفهوم جنگ را بفهمد،اموزش پرورش هم گمانم اینبار مفهوم جنگ را فهمید و امتحانات خرداد را لغو کرد اما مگر مدیر مدرسه ی زیبا ی ما میفهمد؟ در یک روز دو امتحان گذاشته است،کتاب ها تمام نشده اند و میخواهد امتحانشان را بگیرد آن هم در حالی که مدارس علامه حلی منطقه امتحان خرداد برگزار نکرده است، هنوز کارنامه میان ترم دوم را هم تحویل نگرفتیم بگذارید سطح توقعم را پایین بیاورم،۱۲ خرداد برنامه امتحان را تحویل میگیرم اما در ۹ خرداد دو امتحان دارم،مگر میشود از این بهتر؟ تازه امتحانی که دبیر تاریخ اعلام کرده است کلا ۲ سوال میپرسد و برای ۲ سال باید شانزده درس را بخوانم.
روان پریشم کرده اند نمیدانم این چه مملکتی است که هرکس در آن میتواند هرکار که دلش میخواهد بکند، زندگی در ایران یک شوخی سادیسمی است
تصمیم گرفتیم متنی اعتراضی بنویسم و برای مدیر مدرسه بفرستیم اما چشم من آب نمیخورد که تأثیری بگذارد و حال من باید در یک هفته گوهر بار چندین درس تخصصی را آزمون خرداد بدهم آن هم در حالی که کتاب ها تمام نشده اند
این هم از خرداد اشکالی هم ندارد عوضش یک کار مفید برای انجام دادن دارم.
پ.ن: در حال نوشتن این متن بودم که یادم افتاد پارسال هم امتحانات نهایی خردادم را در این وضعیت دادم و سر جلسه امتحان بودم که چند کوچه بالاترمان درحال پذیرایی از چند موشک بود