ویرگول
ورودثبت نام
ابوالفضل هاشمی
ابوالفضل هاشمیSenior product designer
ابوالفضل هاشمی
ابوالفضل هاشمی
خواندن ۲۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

بازطراحی تجربه کاربری وبسایت فروش کاپ قاعدگی Enna

باز طراحی تجربه کاربری وبسایت enna
باز طراحی تجربه کاربری وبسایت enna

💎خلاصه اجرایی

همیشه باور داشته‌ام که طراحی خوب، داستانی است که در سکوت با کاربر سخن می‌گوید. داستانی از همدلی، حل مسئله و خلق تجربه‌ای فراموش‌نشدنی. اما این بار، سفر ما به دنیای enna ، ابعاد عمیق‌تری پیدا کرد.

به عنوان یک طراح محصول، همیشه دغدغه من این بوده که چگونه می‌توانم با طراحی‌هایم، قدمی هرچند کوچک در جهت حمایت از جامعه بانوان بردارم؛ جامعه‌ای که گاهی اوقات در دنیای محصولات و خدمات، نادیده گرفته شده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.😔

وقتی مسئولیت پروژه بازطراحی enna به من سپرده شد، این فرصت را غنیمت شمردم.

در ابتدا با دو پلتفرم مجزا روبرو شدم: یکی ویترین محصولات بود و دیگری، دنیای آموزش کاپ قاعدگی. این جدایی، اگرچه شاید در ابتدا منطقی به نظر می‌رسید، اما در عمل، تجربه‌ای تکه‌تکه و گیج‌کننده برای کاربران ایجاد کرده بود. تصور کنید در فروشگاهی هستید که برای دیدن محصولات باید به یک مغازه بروید و برای یادگیری نحوه استفاده از آن‌ها، به مغازه‌ای دیگر!

این وضعیت نه تنها باعث سردرگمی کاربران می‌شد، بلکه مستقیماً بر نرخ تبدیل تأثیر منفی می‌گذاشت و اعتماد آن‌ها را به برند خدشه‌دار می‌کرد.

اما مشکل به اینجا ختم نمی‌شد. بخش قابل توجهی از کاربران، خصوصاً کسانی که برای اولین بار تجربه استفاده از کاپ قاعدگی را داشتند، در انتخاب سایز مناسب دچار مشکل بودند. سفتی محصول و عدم تطابق سایز با آناتومی بدن، منجر به تجربه‌های ناخوشایندی شده بود که مستقیماً به نارضایتی و بازگشت محصول منجر می‌شد. اینجاست که اهمیت ارائه راهنمایی دقیق و کاربردی بیش از پیش احساس می‌شد.

چشم‌انداز ما روشن بود: خلق یک تجربه یکپارچه و روان که در آن، هر زن بتواند با اطمینان و آگاهی کامل، محصول مناسب خود را انتخاب و استفاده کند.

  • می‌خواستیم کاربران به راحتی بتوانند محصول مورد نظر خود را پیدا کنند،

  • نحوه استفاده صحیح از آن را بیاموزند

  • و مهم‌تر از همه، با اطمینان سایز مناسب خود را انتخاب کنند.

هدف، کاهش اصطکاک در کل سفر کاربر و تبدیل یک تجربه بالقوه گیج‌کننده به سفری دلنشین و توانمندساز بود؛ سفری که در آن، نیازهای جامعه بانوان در اولویت قرار گیرد.

حتی ذی‌نفعان پروژه نیز این دغدغه‌ها را به طور جدی مطرح می‌کردند:

“کاربران ما انگار می‌توانند خرید کنند، اما در انتخاب سایز هنگام خرید دچار تردید می‌شوند، با اینکه راهنمایی‌هایی در سایت داریم.”

“ما واقعاً نیاز داریم تجربه کاربری را بهبود ببخشیم، چون مشتریان ما هم در خرید و هم در یادگیری با مشکلاتی روبرو هستند.”

“داشتن دو وب‌سایت مجزا برای آموزش و فروش، ایده‌آل نیست. ما به یک پلتفرم واحد و یکپارچه نیاز داریم.”

این بازخوردها، چراغ راه ما در این پروژه بودند و تأییدی بر ضرورت بازنگری اساسی در ساختار و تجربه کاربری enna . انجام این پروژه برای من نه تنها یک چالش حرفه‌ای، بلکه فرصتی ارزشمند بود تا بتوانم از جایگاه خود به عنوان یک دیزاینر، قدمی در جهت بهبود تجربه و حمایت از حقوق جامعه بانوان بردارم. تمام تلاشم را کردم تا این داستان، داستانی از توانمندسازی و درک متقابل باشد.

قبل از ورود من enna این شکلی بود :(

نسخه ی اولیه ی enna
نسخه ی اولیه ی enna

🎯نتایج نهایی این سفر:

نتایج این سفر نشان‌دهنده تاثیر مثبت پروسه بازطراحی بودند:

  • نرخ تبدیل خرید: +۳۸٪

    کاربران با اعتماد بیشتری خرید می‌کنند و سردرگمی کاهش یافته است.

  • شکایات مرتبط با سایز اشتباه: -۵۶٪

    نارضایتی ناشی از سایز نادرست به طور چشمگیری کاهش یافته است.

  • رضایت کاربران سن بالاتر: +۲۲٪

    تجربه کاربران مسن‌تر بهبود یافته و حس راحتی بیشتری دارند.

  • زمان ماندگاری در صفحات آموزشی: +۱۸٪ کاربران بیشتر زمان صرف یادگیری می‌کنند و آموزش‌های ما مفیدتر به نظر می‌رسد.

  • کاهش ۳۱٪ رها کردن سبد خرید (Cart Abandonment)

  • رشد ۴۱٪ اعتماد به برند در نظرسنجی پس از خرید

این نتایج تأکید می‌کند که توجه به نیازهای کاربران می‌تواند تفاوت‌های چشمگیری ایجاد کند.


🎭نقش و مسئولیت‌ها

نقش من به عنوان طراح ارشد محصول و رهبر UX این بود که مطمئن بشم تیم درست حرکت می‌کنه.

تیمی که شامل:

  • پژوهشگر UX برای فهمیدن نیاز کاربر

  • طراح محصول برای همراهی در پروسه و یادگیری فرایند ها

  • متخصص سلامت بانوان برای محتوای دقیق

  • مدیر محصول برای هدف‌گذاری

  • فرانت‌اند برای پیاده‌سازی بود.

از ابزارهایی مثل:

  • Figma برای طراحی

  • Miro برای همفکری

  • Google Analytics و Hotjar برای تحلیل رفتار کاربر

  • Maze برای تست سریع ایده‌ها استفاده کردیم.

این همکاری و ابزارها، بهمون کمک کرد تا تجربه‌ای یکپارچه و مؤثر برای کاربران Enna بسازیم.


🧷چالش اصلی: وقتی همه چیز سر جای خودش نبود!

قبل از اینکه دست به کار بشیم، وضعیت enna یه جورایی شبیه یه خونه نامرتب بود که آدم نمی‌دونست از کجا باید شروع کنه. چند تا چالش اصلی داشتیم که مثل مانع‌های سر راه، جلوی پیشرفت رو گرفته بودن:

  • دوپارگی تجربه کاربری: مشکل اصلی این بود که دو تا سایت جدا داشتیم؛ یکی برای خرید، یکی برای آموزش. این یعنی کاربر باید بین دو دنیای مختلف سرگردون می‌شد. مخصوصاً برای کسایی که شاید خیلی با تکنولوژی راحت نبودن، این گیج‌کننده بود و حسابی اعتمادشون رو کم می‌کرد. انگار که بری یه مغازه، ولی برای بسته‌بندی باید بری یه جای دیگه!

  • ظاهر قدیمی و بی‌اعتماد: طراحی سایت هم یه کم زیادی قدیمی بود. وقتی ظاهر یه پلتفرم به‌روز نباشه، آدم فکر می‌کنه شاید پشت صحنه هم خیلی بهش اهمیت داده نمی‌شه. این حس عدم اطمینان، خودش یه مانع بزرگ برای خرید بود.

  • راهنمای سایزی که راه رو گم کرده بود!: اون راهنمای سایزی که داشتیم، بیشتر شبیه یه حدس بود تا یه راهنمای واقعی! کاربران سایز اشتباهی رو انتخاب می‌کردن و بعد از رسیدن محصول، کلی ناراضی می‌شدن. این یعنی کلی هزینه اضافی برای ما و کلی دلخوری برای مشتری.🙄

  • کاپ قاعدگی سفت؟ چرا؟: یه نکته دیگه این بود که خود محصول (کاپ قاعدگی) یه کم سفت بود و کاربران دلیلش رو نمی‌دونستن. این سفت بودن، باعث نارضایتی می‌شد، چون توضیح علمی و قانع‌کننده‌ای پشتش نبود.

  • مشتری‌ها که دیگه برنمی‌گشتن: وقتی کاربر از همه این‌ها ناراضی باشه، خب معلومه که دیگه برنمی‌گرده. نرخ بازگشت مشتری و خرید مجدد، به شدت افت کرده بود.

  • آموزش‌هایی که گم شده بودن: بخش آموزش‌ها هم که دیگه بدتر! محتوا پراکنده بود، هیچ ساختار مشخصی نداشت، انگار هر کسی یه چیزی گفته بود و هیچ‌کس هم نبود که اون‌ها رو جمع‌وجور کنه یا حتی کاربر بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه.

خلاصه، وضعیت یه جورایی آشفته بود و نیاز بود که همه این‌ها رو مرتب کنیم تا enna بتونه اون چیزی باشه که باید: یک منبع قابل اعتماد و کاربردی برای بانوان.


🔎فاز تحقیق کاربری: کشف حقیقت از زبان کاربران

اولین قدم:

بعد از درک کلی ماجرا، ورود عمیق به دنیای کاربران بود. به عنوان یک طراح محصول، اولین کاری که کردم، این بود که مثل یک کارآگاه، خاطرات و تجربیات اطرافیانم رو در مورد محصولات مشابه مرور کنم.

باید می‌فهمیدم که اصلاً با چه چیزی روبرو هستیم و چالش‌های بانوان در دنیای واقعی چیه. چون هنوز هم خیلی‌ها کاپ قاعدگی رو نمی‌شناسن یا به خاطر ناآشنایی و شایعه‌ها، سراغش نمی‌رن و همون روش‌های سنتی رو ترجیح می‌دن.

برای من به عنوان کسی که قراره مشکلی رو حل کنه، شناخت دقیق این کاربران، از هر چیزی مهم‌تر بود.

همونطور که همیشه می‌گم: داده‌ها همه چیز هستن. اون‌ها می‌تونن ما رو به سمت راه‌حل‌های شگفت‌انگیز و شاید حتی “معجزه‌آسا” هدایت کنن.

پس با این دیدگاه، سراغ داده‌ها رفتیم. اولین کارم این بود که با تیم پشتیبانی مشتریان صحبت کنم. تمام مشکلات، سوالات، و دغدغه‌هایی که کاربران در طول زمان مطرح کرده بودن رو با دقت یادداشت کردیم. ولی این تازه اول ماجرا بود!

enna یه کانال یوتیوب برای آموزش و معرفی محصول داشت. من و تیم پژوهش، ساعت‌ها وقت گذاشتیم و تمام کامنت‌های زیر ویدیوها رو بررسی کردیم. حتی قرار شد همین کار رو برای صفحه اینستاگرام هم انجام بدیم. هدف این بود که تمام بازخوردهای مثبت و منفی، تمام نکات ریز و درشت رو جمع‌آوری کنیم تا بفهمیم دقیقاً مشکل از کجاست:

  • چرا کاربران ناراضی بودن؟

  • چرا با وجود راهنمای سایز، باز هم اشتباه انتخاب می‌کردن؟

  • چرا آموزش استفاده رو بلد نبودن؟

چکیده ای از فیدبک های کاربران
چکیده ای از فیدبک های کاربران

📞مصاحبه‌های عمیق: شنیدن مستقیم صداها

در کنار جمع‌آوری داده‌های کمی، تصمیم گرفتیم با خود کاربران صحبت کنیم. از ۱۲ نفر از خریداران خواستیم که در یک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته شرکت کنن. مصاحبه‌ای که در اون بتونن آزادانه، بدون هیچ قضاوتی، نظراتشون رو بیان کنن. البته، همه قبول نکردن؛ بعضی‌ها وقت کافی نداشتن، حتی در قبال هدیه! و این خودش یه نکته بود: چقدر زندگی بانوان پرمشغله است و چقدر باید در طراحی تجربه‌ها، این موضوع رو در نظر گرفت.😥

دسته بندی مصاحبه با کاربران
دسته بندی مصاحبه با کاربران

📈تحلیل رقبا: نگاهی به بازار و درس گرفتن از دیگران

همزمان، برای درک بهتر جایگاه محصول و شناسایی فرصت‌ها، به سراغ تحلیل رقبا رفتیم. رقبای اصلی مثل

Lena Cup, DivaCup, Lunette, Saalt, Organicup, AllMatters رو بررسی کردیم. اطلاعاتی در مورد:

  • مزیت‌ها و نقاط قوت محصولاتشون (مثلاً انعطاف‌پذیری مواد، طراحی خاص دهانه، تنوع سایز)

  • معایب و نقاط ضعف احتمالی (مثلاً قیمت بالا، دسترسی محدود، کیفیت پایین‌تر در برخی مدل‌ها)

  • استراتژی‌های بازاریابی و محتوایی اون‌ها (مثلاً تمرکز بر آموزش، جامعه‌سازی، یا قیمت رقابتی)

  • تجربه کاربری وب‌سایت‌هاشون (سادگی، وضوح اطلاعات، فرآیند خرید)

رو جمع‌آوری کردیم. این تحلیل به ما کمک کرد تا بفهمیم چه چیزهایی در بازار جواب داده و چه خلاءهایی وجود داره که enna می‌تونه اون‌ها رو پر کنه.

1. Lena Cup

  • پوزیشنینگ: تمرکز بر سادگی، قیمت مناسب و دسترسی آسان؛ اغلب برای اولین تجربه کاپ قاعدگی پیشنهاد می‌شود.

  • دامنه محصول: معمولاً ۲ یا ۳ سایز اصلی، با تمرکز بر کیفیت متریال (سیلیکون پزشکی).

  • تعادل آموزش vs خرید: وب‌سایت معمولاً دارای بخش آموزشی مجزا و راهنمای سایز است، اما نه لزوماً در لحظه انتخاب محصول.

  • راهنمای سایز: اغلب به صورت یک جدول یا پرسشنامه ساده است؛ ممکن است برای کاربرانی که نیاز به راهنمایی دقیق‌تر دارند، کافی نباشد.

  • مسیر تجربه خرید: صفحات محصول معمولاً واضح و مختصر هستند، اما شاید فاقد جزئیات علمی عمیق باشند.

  • اعتماد و شواژ: معمولاً مبتنی بر بازخوردهای مثبت کاربران و کیفیت متریال است.

  • مدل درآمدی/برتری: قیمت رقابتی، سادگی استفاده، و تمرکز بر کاربرانی که اولین بار کاپ را تجربه می‌کنند.

  • ریسک‌های UX: احتمال پیچیدگی در انتخاب سایز برای افراد با آناتومی خاص؛ تمرکز کمتر بر جنبه علمی محصول.

جمع بندی ما:

"Lena Cup با پوزیشنینگ قیمت مناسب و سهولت استفاده، بر جذب کاربرانی تمرکز دارد که برای اولین بار کاپ قاعدگی را امتحان می‌کنند. اگرچه وب‌سایت آن‌ها بخش آموزشی دارد، اما این آموزش‌ها کمتر در لحظه انتخاب محصول تعبیه‌ شده‌اند. این رویکرد، هرچند سادگی را برای کاربر فراهم می‌کند، اما ممکن است برای کاربرانی که به دنبال تناسب دقیق‌تر یا درک عمیق‌تر علمی محصول هستند، کافی نباشد و چالش مشابه انتخاب سایز را ایجاد کند. درس مهم برای enna: سادگی مهم است، اما باید با راهنمایی دقیق در لحظه تصمیم‌گیری همراه شود."


2. Lunette

  • پوزیشنینگ: تاکید بر کیفیت بالا، دوام، طراحی شیک و پایبندی به محیط زیست؛ برندی با سابقه و اعتباری طولانی.

  • دامنه محصول: معمولاً ۲ سایز اصلی، با تنوع رنگی بالا و گاهی مدل‌های خاص (مانند مدل “کودک” یا “فعالیت شدید”).

  • تعادل آموزش vs خرید: دارای بخش‌های آموزشی قوی و عمیق، همراه با توضیح علمی در مورد فواید کاپ قاعدگی.

  • راهنمای سایز: معمولاً به صورت واضح و گام‌به‌گام ارائه می‌شود، گاهی با در نظر گرفتن عواملی مانند دهانه رحم.

  • مسیر تجربه خرید: صفحات محصول اطلاعات کامل، علمی و قانع‌کننده‌ای ارائه می‌دهند؛ تاکید بر کیفیت و جزئیات فنی.

  • اعتماد و شواژ: پشتوانه سال‌ها تجربه، مطالعات علمی (در صورت وجود)، و جامعه کاربری وفادار.

  • مدل درآمدی/برتری: کیفیت و دوام محصول، برندینگ قوی، و وفاداری مشتریان؛ قیمت معمولاً بالاتر از میانگین بازار.

  • ریسک‌های UX: قیمت بالاتر ممکن است مانعی برای برخی کاربران باشد؛ تنوع رنگ زیاد اگر با تنوع سایز همراه نباشد، ممکن است گیج‌کننده باشد.

جمع بندی ما:

"Lunette به عنوان برندی پیشرو، بر کیفیت، دوام و جنبه‌های علمی محصول تاکید دارد. وب‌سایت آن‌ها منابع آموزشی جامع و توضیحات دقیقی ارائه می‌دهد که به کاربران در درک فواید و نحوه استفاده کمک شایانی می‌کند. راهنمای سایز آن‌ها نیز معمولاً دقیق و گام‌به‌گام است. برتری Lunette در ایجاد اعتماد از طریق کیفیت و دانش است. درس برای enna: می‌بایست ضمن حفظ سادگی، بر جنبه‌های علمی و کیفی محصول بیشتر تاکید کرده و اطمینان از انتخاب درست سایز را از طریق راهنمایی‌های دقیق‌تر تضمین کنیم."


3. Saalt

  • پوزیشنینگ: ترکیبی از کیفیت عالی، طراحی مدرن، پایبندی به مسئولیت اجتماعی (اهدای محصول به افراد نیازمند) و تجربه کاربری دلپذیر.

  • دامنه محصول: چند سایز مختلف، و گاهی مدل‌های متنوع (مانند کاپ سخت‌تر/نرم‌تر، یا مدل مخصوص بانوان با رحم در موقعیت پایین).

  • تعادل آموزش vs خرید: وب‌سایت دارای بخش‌های آموزشی خوب، و همچنین در صفحات محصول، توضیحات کافی در مورد ویژگی‌ها و مزایای هر سایز/مدل ارائه می‌شود.

  • راهنمای سایز: اغلب با یک ابزار کوییز-مانند یا راهنمای سوال و جواب، به کاربر برای انتخاب بهترین سایز کمک می‌کند.

  • مسیر تجربه خرید: صفحات محصول مدرن، بصری و اطلاعاتی هستند؛ تاکید بر تجربه کاربری روان و دلپذیر.

  • اعتماد و شواژ: بازخوردهای مثبت کاربران، شفافیت در مورد مواد و فرآیند تولید، و داستان برند (مسئولیت اجتماعی).

  • مدل درآمدی/برتری: ارزش بالا در قبال قیمت (کیفیت + برندینگ مثبت)، تمرکز بر تجربه کاربری لذت‌بخش، و ارتباط عاطفی از طریق مسئولیت اجتماعی.

  • ریسک‌های UX: ممکن است برای کسانی که به دنبال صرفاً یک محصول ارزان هستند، جذابیت کمتری داشته باشد؛ تمرکز بر جنبه‌های بصری و احساسی گاهی می‌تواند باعث شود نکات فنی کمتر مورد توجه قرار گیرند.

جمع بندی ما:

"Saalt با رویکردی مدرن، کیفیت بالا، و تاکید بر مسئولیت اجتماعی، تجربه‌ای دلپذیر برای کاربر خلق می‌کند. وب‌سایت آن‌ها از طریق کوییزها و راهنماهای تعاملی، کاربران را در انتخاب سایز و مدل مناسب هدایت می‌کند. تمرکز Saalt بر ایجاد یک تجربه کاربری روان و ارتباط عاطفی با برند، درس مهمی برای enna است: تجربه خرید نباید فقط فنی باشد، بلکه باید احساس خوبی به کاربر منتقل کند و در عین حال، اطلاعات دقیق و قابل اعتماد را نیز ارائه دهد."


4. Organicup

  • پوزیشنینگ: تمرکز قوی بر مواد ارگانیک، طبیعی و پایبندی به محیط زیست؛ برندی با هویت شفاف و صادقانه.

  • دامنه محصول: معمولاً ۲ سایز اصلی، با تاکید بر کیفیت بالای سیلیکون ارگانیک.

  • تعادل آموزش vs خرید: وب‌سایت دارای بخش آموزشی مناسب، اما تمرکز اصلی بر روی جنبه “ارگانیک” و “دوستدار محیط زیست” بودن محصول است.

  • راهنمای سایز: اغلب به صورت متنی و استاندارد ارائه می‌شود؛ ممکن است نیاز به تکمیل با اطلاعات بیشتر داشته باشد.

  • مسیر تجربه خرید: صفحات محصول شفاف و صادقانه، با تاکید بر منابع و مزایای ارگانیک بودن.

  • اعتماد و شواژ: اعتبار مبتنی بر گواهینامه‌های ارگانیک، شفافیت در مورد مواد اولیه، و تعهد به پایداری.

  • مدل درآمدی/برتری: برندینگ قوی مبتنی بر “ارگانیک” و “سبز”، جذب مشتریانی که به دنبال محصولات طبیعی و پایدار هستند؛ قیمت ممکن است کمی بالاتر باشد.

  • ریسک‌های UX: ممکن است برای کاربرانی که نگرانی اصلی‌شان عملکرد و راحتی است (نه لزوماً ارگانیک بودن)، جذابیت کمتری داشته باشد؛ راهنمای سایز ممکن است نیاز به تقویت داشته باشد.

جمع بندی ما:

"Organicup با تاکید بر اصالت مواد (ارگانیک) و پایداری زیست‌محیطی، جایگاه ویژه‌ای در بازار پیدا کرده است. این برند نشان می‌دهد که چگونه تمرکز بر یک ارزش کلیدی (مثل ارگانیک بودن) می‌تواند مخاطبان هدف را جذب کند. اگرچه وب‌سایت آن‌ها اطلاعات خوبی ارائه می‌دهد، اما راهنمای سایز آن‌ها ممکن است به اندازه کافی تعاملی نباشد. درس برای enna: می‌توانیم با تاکید بر جنبه‌های منحصر به فرد محصول (مانند کیفیت متریال، یا مزایای علمی خاص) و اطمینان از ارائه راهنمایی‌های دقیق در کنار این مزایا، جایگاه خود را تثبیت کنیم."


5. AllMatters

  • پوزیشنینگ: ایجاد تجربه‌ای جامع و راحت برای دوران قاعدگی؛ تمرکز بر محصولات متنوع (کاپ، پد پارچه‌ای، تامپون) و آموزش‌های کامل.

  • دامنه محصول: دارای طیف وسیعی از محصولات مرتبط با قاعدگی، از جمله کاپ در سایزهای مختلف.

  • تعادل آموزش vs خرید: یکی از نقاط قوت اصلی این برند، ارائه آموزش‌های جامع و عمیق در وب‌سایت است که به کاربر کمک می‌کند تا بهترین تصمیم را بگیرد.

  • راهنمای سایز: معمولاً به صورت تعاملی و با در نظر گرفتن فاکتورهای مختلف بدن کاربر طراحی شده است؛ اغلب با کوییز یا ابزار انتخاب سایز.

  • مسیر تجربه خرید: صفحات محصول اطلاعات کامل، شفاف و علمی ارائه می‌دهند؛ تمرکز بر حل مشکلات کاربر و ارائه راه‌حل‌های کامل.

  • اعتماد و شواژ: اعتبار از طریق ارائه طیف وسیعی از راه‌حل‌ها، کیفیت محصولات، و محتوای آموزشی مفید؛ گاهی با گارانتی یا سیاست بازگشت خوب.

  • مدل درآمدی/برتری: توانایی ارائه “یکپارچه” راه‌حل‌های قاعدگی؛ جذب کاربرانی که به دنبال یک برند “همه چیز تمام” هستند؛ ارزش افزوده از طریق آموزش و محتوای تخصصی.

  • ریسک‌های UX: تنوع محصولات اگر به خوبی دسته‌بندی نشود، ممکن است باعث سردرگمی کاربر شود؛ قیمت محصولات ممکن است در مقایسه با برندهای تک‌محصولی، بالاتر باشد.

متن پیشنهادی برای کیس‌استادی:

"AllMatters با استراتژی ارائه طیف کاملی از محصولات قاعدگی و آموزش‌های عمیق، تجربه‌ای جامع و راه‌حل‌محور خلق می‌کند. وب‌سایت آن‌ها از طریق کوییزهای سایزبندی و توضیحات علمی، کاربران را به بهترین شکل هدایت می‌کند. تمرکز AllMatters بر “حل کامل مسئله قاعدگی” برای کاربر، الهام‌بخش است. درس مهم برای enna: باید فراتر از فروش یک محصول، به فکر ارائه یک “تجربه کامل” باشیم؛ جایی که آموزش، انتخاب صحیح، و درک علمی، همگی در کنار هم تجربه کاربری را غنی سازند و به کاهش مشکلات رایج مانند انتخاب اشتباه سایز منجر شوند."

📝نظرسنجی هدفمند: قدرت داده‌های انبوه

برای اینکه بتونیم به صورت کمی هم وضعیت رو بسنجیم و در عین حال کاربران رو درگیر کنیم، یک نظرسنجی طراحی کردیم و از شرکت خواستیم که اون رو از طریق استوری اینستاگرام منتشر کنه. قول یک جایزه (یک پک کامل محصولات Enna) رو هم دادیم تا انگیزه بیشتری ایجاد بشه. نتیجه؟ بیش از ۱۰۰ نفر در نظرسنجی شرکت کردن!😍😍

🎲یافته‌های کلیدی از دل داده‌ها:

با ترکیب تمام این داده‌ها – کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی، مصاحبه‌ها، تحلیل رقبا، و نتایج نظرسنجی – به یافته‌های کلیدی رسیدیم:

محدودیت دسترسی و پیچیدگی فنی برای کاربران مسن‌تر: کاربران ما طیف وسیعی از ۱۴ تا ۵۰ سال رو پوشش می‌دادن. متوجه شدیم که کاربران مسن‌تر، هم با نحوه کار با وب‌سایت فعلی (که دو بخش داشت و طراحی‌اش قدیمی بود) مشکل داشتن و هم از وجود دو پلتفرم جداگانه اطلاع نداشتن. این نشان‌دهنده نیاز به یکپارچه‌سازی و ساده‌سازی اساسی بود.

  1. مشکل متریال و سایزبندی کاپ:

  • متریال سفت در ورژن جدید: ورژن جدید کاپ‌ها از متریال سفت‌تری ساخته شده بود که باعث نارضایتی می‌شد، مخصوصاً وقتی دلیل علمی این سفتی (مثلاً برای حفظ شکل در زمان فعالیت) توضیح داده نشده بود.

  • ابهام در راهنمای سایز: راهنمای سایز فعلی، جزئیات کافی رو ارائه نمی‌داد. کاربران با اعداد بینابینی (مثلاً سایز ۳.۵) دچار سردرگمی می‌شدن و نمی‌دونستن سایز ۳ رو انتخاب کنن یا ۴. این دقیقاً مشکل اصلی انتخاب اشتباه سایز بود.😅

  1. فقدان دیده‌شدن محصولات دیگر: شلوغی بیش از حد سایت و تمرکز بر بخش خرید، باعث می‌شد محصولات و محتواهای آموزشی دیگه کمتر دیده بشن و فرصت‌های فروش و تعامل از دست بره.🙄

این یافته‌ها، نقشه راه ما برای بازطراحی رو کاملاً روشن کرد. روش‌های کاربرپژوهی و قدرت داده‌ها، واقعاً معجزه کردن و مسیر رو برای خلق یک تجربه بی‌نظیر هموار ساختن!


🎧تعریف مسئله

جایی که باید دقیقاً بفهمیم “مشکل واقعی چیست؟”

با بررسی داده‌ها، نگاه به پیام‌های پشتیبانی، مشاهده رفتار کاربران و مصاحبه با مشتریان وفادار، یک الگوی تکراری را پیدا کردم:

کاربران فقط دنبال خرید نبودند؛دنبال اطمینان بودند.

آن‌ها باید مطمئن می‌شدند:

  • سایز انتخابی‌شان دقیق و مناسب است

  • هنگام دریافت محصول با سفتی/سختی یا عدم مهارت استفاده مواجه نمی‌شوند

  • تمام آموزش‌ها در دسترس و ساده‌فهم است

  • در تجربه خرید سردرگم نمی‌شوند

به‌همین دلیل مسئله را در چهار پرسش کلیدی خلاصه کردم:

  • چگونه می‌توان تجربه‌ای یکپارچه، ساده و اعتمادساز ایجاد کرد؟

  • چطور دقت انتخاب سایز را بالا ببریم و خطا را به حداقل برسانیم؟

  • چگونه با آموزش‌های صحیح ترس و نگرانی کاربران را کاهش دهیم؟

  • چطور از نارضایتی ناشی از انتخاب اشتباه محصول جلوگیری کنیم؟

این پرسش‌ها تبدیل شدند به ستاره قطبی پروژه؛ معیاری برای تمام تصمیم‌های طراحی.

پرسونای کاربر
پرسونای کاربر

🍭ایده‌پردازی

ساختن راه‌حل از دل مسئله، نه از روی حدس

برای ایده‌پردازی، یک ورکشاپ داخلی UX برگزار کردم. نقش من در این جلسه بیشتر تسهیل‌گری بود؛ کمک به تیم برای اینکه راه‌حل‌ها را از زاویه نگاه کاربر بسازد، نه از دید سازمان.

در خروجی ورکشاپ، چند راه‌حل محوری شکل گرفت:

۱. یکپارچه‌سازی تجربه خرید و آموزش

تا کاربران مجبور نباشند بین چند صفحه و بستر مختلف جابه‌جا شوند.

۲. توسعه ابزار انتخاب سایز تعاملی (Size Finder)

هدف: کاهش خطا، کاهش نگرانی و از بین بردن حدس‌زدن.

این ابزار بر اساس پرسش‌های کوتاه، علمی و قابل‌درک ساخته شد.

۳. نسخه ویژه وب برای کاربران سن بالاتر

این گروه بزرگ‌ترین منبع پیام‌های پشتیبانی بود.

راه‌حل: فونت بزرگ‌تر، کنتراست بالاتر، مسیر ساده‌تر.

۴. آموزش تعاملی و کوتاه

ویدیوهای کوتاه ۳۰ ثانیه‌ای که فقط یک نکته آموزش می‌دادند.

(نه ویدیوهای طولانی و خسته‌کننده)

۵. ایجاد مرکز حل مسئله (Troubleshooting Hub)

برای کاربرانی که پس از خرید با مشکل مواجه می‌شدند:

روش نرم‌سازی کاپ، تکنیک‌های تا کردن، انتخاب سایز جایگزین.

۶. بازطراحی کامل UI

زبان بصری مینیمال، زنانه، آرامش‌بخش و هم‌سو با روان کاربر.

این مرحله نقطه‌ای بود که پروژه از یک «بازطراحی سایت» به یک بازطراحی تجربه محصول تبدیل شد.


📍ترسیم مسیر: از بینش‌ها تا جریان کاربر

جایی که ارتباط بین خرید، آموزش و انتخاب سایز شکل گرفت

در این مرحله، باید تمام یافته‌های تحقیق، مدل‌های ذهنی کاربران و اهداف محصول را در قالب یک مسیر واقعی و قابل‌اجرا ترجمه می‌کردیم.

هدف من این بود:

ساخت مسیری که به‌جای اینکه کاربر را هل دهد، او را هدایت کند.

اولین خروجی: یک User Flow جامع

این مسیر سه نیاز اصلی کاربر را یکپارچه کرد:

  • انتخاب سایز صحیح

  • انتخاب محصول مناسب

  • یادگیری نحوه استفاده

همه در یک روال پیوسته و بدون پرش بین صفحات.


🎢معماری اطلاعات و تست با کاربران

جایی که فرضیات طراح باید کنار گذاشته شود

مهم‌ترین اصل من در پروژه‌ها این است:

💎«ما هرچقدر هم متخصص باشیم، نمی‌توانیم جای کاربر فکر کنیم.»💎

برای همین تمام دسته‌بندی‌ها و ساختار وب‌سایت را بر اساس تست‌های واقعی ساختیم.

روش‌ها:

  • Tree Testing برای یافتن ساختار منطقی دسته‌بندی

  • Card Sorting باز و بسته با کاربران واقعی (سن ۱۵ تا ۵۰ سال)

  • ارائه هدیه محصول برای افزایش مشارکت و کیفیت داده‌ها

نتایج این تست‌ها چند دسته‌بندی اشتباه را آشکار کرد، و به ما کمک کرد معماری اطلاعات را کاملاً هم‌سو با مدل ذهنی کاربران سازیم.


۵. وایرفریم و اعتبارسنجی قبل از طراحی UI

کاهش ریسک قبل از ورود به فاز گرافیک

چون عجله‌ای برای عرضه نسخه جدید نداشتیم، تصمیم گرفتیم اعتبارسنجی تمام وایرفریم‌ها را انجام دهیم.

این کار دو مزیت بزرگ داشت:

  • حذف ایرادات تجربه‌کاربری قبل از ورود به طراحی نهایی

  • اعتماد تیم به مسیر طراحی

در نهایت و پس از چندین تکرار، نسخه پایدار وایرفریم آماده شد.


معماری اطلاعات سایت
معماری اطلاعات سایت

🧏‍♂️تست کاربری نهایی

جایی که طراحی خودش را ثابت می‌کند

برای ارزیابی نسخه جدید:

  • تست کاربردپذیری (Usability Test)

  • A/B Testing

  • با ۱۰ کاربر واقعی از گروه‌های مختلف

نتایج:

  • کاربران سن بالا ۲۷٪ سریع‌تر وارد بخش خرید شدند

  • انتخاب سایز اشتباه از ۲۱٪ → به ۹٪ کاهش یافت

  • بخش «نرم‌سازی کاپ» شکایت‌ها را به‌طور محسوسی کاهش داد

  • ویدیوهای ۳۰ ثانیه‌ای باعث افزایش ۳ برابری درک صحیح محصول شدند

بازخورد کاربرها:

«وقتی همه چیز توی یک سایت هست، هیچ‌جا گیر نمی‌کنم.»

«ابزار سایز فوق‌العاده‌ست. همیشه نمی‌دانستم باید چه سایزی بگیرم.»

«ویدیوها کوتاه و مفیدند. عصبی‌ام نمی‌کنند.»

این نتایج ثابت کرد که تمرکز بر تحقیق، درک واقعی کاربر و اعتبارسنجی مداوم، چقدر می‌تواند تجربه نهایی را دگرگون کند✌


🎲نتایج و تأثیر

پس از انتشار نسخه جدید enna ، داده‌ها خیلی زود نشان دادند که تغییرها فقط سطحی نبودند؛ تجربه کلی کاربران به‌طور محسوسی بهتر شده بود.

یکی از اولین نشانه‌های موفقیت، رفتار کاربران سن بالا بود. گروهی که در نسخه قبلی مسیر خرید را با کندی، ابهام و چندباره‌کاری تجربه می‌کردند، حالا ۲۷٪ سریع‌تر وارد بخش خرید می‌شدند.😍 این به‌وضوح نشان می‌داد که بازطراحی جریان اطلاعات و ساده‌سازی مسیر، موانع ذهنی آن‌ها را کاهش داده است.

ابزار تعاملی انتخاب سایز نیز نقش مهمی در کاهش خطا داشت. پیش از بازطراحی، انتخاب نادرست سایز یکی از اصلی‌ترین دلایل نارضایتی و مرجوعی محسوب می‌شد، اما اکنون میزان خطا از ۲۱٪ به تنها ۹٪ رسیده بود. این یعنی کاربران نه‌تنها درست‌تر انتخاب می‌کردند، بلکه با اطمینان بیشتری خرید انجام می‌دادند.✌

از طرفی، افزودن بخش «نرم کردن کاپ» — که یکی از رایج‌ترین نگرانی‌های کاربران تازه‌کار را هدف قرار می‌داد — باعث کاهش محسوس شکایت‌ها درباره سفتی محصول شد. این بخش کوچک اما اثرگذار نشان داد که توجه به جزئی‌ترین نقاط درد می‌تواند تجربه‌ای کاملاً متفاوت ایجاد کند.

ویدئوهای کوتاه ۳۰ ثانیه‌ای نیز تحولی جدی در یادگیری ایجاد کردند. برخلاف ویدئوهای طولانی که باعث رهاسازی محتوا می‌شدند، این فرمت کوتاه و متمرکز باعث شد درک درست کاربران از محصول ۳ برابر افزایش پیدا کند.

صدای کاربران:

«واقعاً ساده‌تر شده. وقتی همه چیز توی همون صفحه هست، دیگه گم نمی‌شم.»

«این ابزار سایزش فوق‌العاده‌س. نمی‌دونستم چی باید بگیرم، ولی الان مطمئنم.»

«ویدیوها کوتاهه، حوصله‌مو سر نمی‌بره. سریع جواب می‌گیرم.»


🧵یادگیری‌ها

تحلیل داده‌ها و بازخوردها چند حقیقت اساسی را روشن کرد — حقیقت‌هایی که فراتر از این پروژه هستند و می‌توانند برای هر تجربه سلامت‌محور الهام‌بخش باشند:

  • زنان نیازمند محتوای روشن، دقیق و بدون قضاوت هستند. تجربه یک محصول مانند کاپ قاعدگی فقط خرید نیست؛ کنار گذاشتن ترس‌ها، ابهام‌ها و تصورات غلط است. UX باید بستری امن و بدون خجالت ایجاد کند.

  • ترکیب آموزش + خرید، نه یک مزیت، بلکه یک ضرورت است. مخصوصاً در محصولاتی که انتخاب اشتباه تبعات احساسی و فیزیکی دارد.

  • ابزارهای تعاملی انتخاب سایز، تأثیر مستقیم بر کاهش خطا دارند. کاربران وقتی وارد فرایند مشارکتی می‌شوند، انتخاب دقیق‌تری انجام می‌دهند.

  • همدلی، مهم‌تر از زیبایی است. طراحی اگر بدون درک مشکلات واقعی انجام شود، هرچقدر هم چشم‌گیر باشد، مسئله را حل نمی‌کند. اما وقتی با روایت درست و درک احساسات همراه شود، تجربه‌ای امن و انسانی خلق می‌کند.


📈نتیجه‌گیری

بازطراحی enna تنها یک پروژه UI/UX نبود. این کار یک تحول در تجربه خرید محصولی حساس، اثرگذار و همراه با بار احساسی بود. ما از محدودۀ ظاهر فراتر رفتیم و به هسته تجربه توجه کردیم: ترس‌ها، نیازها، سوال‌ها و لحظه‌هایی که کاربر احساس می‌کند تنهاست.

این پروژه ثابت کرد که با تکیه بر تحقیق دقیق، طراحی مینیمال، روایت‌سازی صحیح و زبان ارتباطی امن می‌توان تجربه‌ای ساخت که:

  • هم نرخ تبدیل را افزایش می‌دهد،

  • هم بار پشتیبانی را کاهش می‌دهد،

  • و مهم‌تر از همه، به کاربر حس امنیت، آزادی و آرامش می‌دهد.

enna اکنون فقط یک فروشگاه نیست. یک نقطه شروع است — جایی که زنان می‌توانند انتخاب آگاهانه‌تری انجام دهند و تجربه قاعدگی سالم‌تر و بدون ترس‌تری داشته باشند.

اگر تا اینجا همراهم بودی و کلمه‌به‌کلمه‌ی این نوشته رو نفس کشیدی، ازت یه خواهش صمیمانه دارم؛

برام بنویس چی تو دلت گذشت…

نظرت رو، انتقادت رو، هر چیزی که فکر می‌کنی می‌تونه کمکم کنه بهتر بنویسم

اگه حتی ذره‌ای لذت بردی، لطفاً این نوشته رو برای دوستات هم بفرست؛

شاید همین کار کوچیک تو، بزرگ‌ترین دلگرمی برای من باشه تا توی این دنیای بی‌اعتبار،

هنوز به نوشتن، به حرف زدن با دل‌های ناشناس، ادامه بدم 🙏🏻✨

با تمام قلبم،

دوستدار تو،

آلن (ابوالفضل) هاشمی 💌

تجربه کاربریکاپ قاعدگیدیزاینطراحی محصولطراحی رابط کاربری
۱۳
۵
ابوالفضل هاشمی
ابوالفضل هاشمی
Senior product designer
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید