یادمه اولینباری که با مفهوم «روانشناسی صنعتی و سازمانی» آشنا شدم، سر کلاس درس کارشناسی بود.کلاسی که با یک سوال شروع شد ؛
"میدونید چرا بعضی شرکتها با اینکه بهترین نیروها رو دارن، باز هم شکست میخورن؟"
کسی جوابی نداشت و استاد ادامه داد :
"چون فقط داشتن نیروی خوب کافی نیست، مدیریت درستِ رفتار کارکنان، انگیزه، رضایت شغلی، و جوّ سازمانی مهمتره!"
همونجا بود که فهمیدم این شاخه از روانشناسی با رفتارهای فردی در محیط کار، سیستمهای استخدام، ارزیابی عملکرد، رضایت شغلی، و حتی طراحی ساختار سازمانی سروکار داره. نه فقط برای اینکه شرکتها «سود» کنن، بلکه برای اینکه آدمها با حال خوبتری کار کنن.
استادم اونروز یه فکت جالب گفت که همیشه تو ذهنم مونده:
تحقیقات روانشناسی صنعتی و سازمانی نشون میده که «احساس دیده شدن» توسط مدیر، میتونه به تنهایی بهرهوری کارمند رو تا ۲۰٪ افزایش بده!
یعنی بدون افزایش حقوق، بدون ارتقای سمت، فقط با این حس که "منو میبینن، کارمو میفهمن"، میتونه کلی تفاوت ایجاد کنه !
به قول استادم، بعضی وقتا بزرگترین پاداش، یک "آفرین" سر وقت از طرف مدیر تیمه.
از اون روز به بعد، دیدم به محل کار، رفتار مدیرها، چیدمان محیط و حتی ساعت جلسات تغییر کرد. دیگه همهچیز رو فقط از زاویهی منابع انسانی نمیدیدم، بلکه دنبال ریشههای روانشناختیاش هم میگشتم.
📌 اگر مدیر هستید، یا علاقهمند به رشد سازمانی، شاید وقتشه یکم بیشتر روانشناسی صنعتیـسازمانی رو جدی بگیرید.
این علم، فقط درس دانشگاهی نیست، یه لنز جدیده برای دیدن دنیای کار.