ویرگول
ورودثبت نام
علی اندی
علی اندیمشاور و روانشناس
علی اندی
علی اندی
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

بحران غذا در غزه چقدر میتونه سلامت روان جامعه رو آسیب بزنه؟

هیچ‌چیزی برای خوردن نداریم، اما ترس از نجات هم بزرگ‌تره...

صدای گریه‌ی کودک از پشت چادر می‌پیچه. زنی جوان، لاغر و رنگ‌پریده، سعی می‌کنه با چند قطره آب و چند تکه نان خشک، بچه‌اش رو ساکت کنه. اما خودش خوب می‌دونه که این «سیر شدن» نیست. این فقط یه جنگ روانیه با معده‌ای که یاد گرفته صبر کنه...

در دل بحران غزه، گرسنگی دیگه فقط یه مسأله جسمی نیست.
گرسنگی، مثل زخمیه که هر روز بازتر میشه... اما روی روح.


وقتی گرسنگی «پایدار» میشه، روان جامعه چطور فرو می‌پاشه؟

در روانشناسی، یک جمله هست که زیاد تکرار می‌کنیم:

"وقتی نیازهای ابتدایی مثل غذا و امنیت تأمین نشه، ذهن دیگه وقت نداره به رشد، آرامش یا حتی امید فکر کنه."

مردم غزه امروز نه فقط با بحران غذا، بلکه با زخم روانی ناشی از محرومیت طولانی‌مدت مواجه‌اند.

  • افسردگی مزمن: نبود غذا حس ناتوانی و شکست دائمی به فرد القا می‌کنه.

  • اضطراب شدید: صدای هر هواپیما، هر بسته کمک‌رسانی، حتی هر صدای شکم گرسنه، اضطراب و وحشت به همراه داره.

  • بی‌اعتمادی اجتماعی: تو صف‌های طولانی غذا، گاهی آدم‌ها با هم دشمن می‌شن؛ چون فکر می‌کنن سهم‌شون دزدیده شده.

  • تروماهای کودکی: کودکی که با گرسنگی بزرگ میشه، دنیا رو جای بی‌رحمی می‌بینه... و همین دیدگاه، رفتار بزرگسالی‌ش رو شکل میده.


روانِ جامعه‌ای که نان نمی‌بیند، خشم و سکوت را با هم یاد می‌گیرد...

در جلسات روان‌درمانی که در کشورهای بحران‌زده برگزار شده، روانشناسان اشاره می‌کنن که بسیاری از مردم، دیگه حتی گریه هم نمی‌کنن.
نه چون قوی شدن، بلکه چون اشکشون هم خشک شده...

در غزه، خشم زیادی در دل مردم انباشته می‌شه. اما جالبه که این خشم همیشه به بیرون فوران نمی‌کنه.
خیلی وقت‌ها، این خشم تبدیل به احساس بی‌ارزشی، انزوا، سکوت یا حتی احساس گناه میشه.


غذا، فقط برای زنده‌ موندن نیست... برای باور به آینده‌ست

آیا تا حالا شده با شکم گرسنه بخوابی، و ندونی فردا چی می‌خوری؟
حالا تصور کن این شرایط نه برای یه شب، بلکه برای هفته‌ها، ماه‌ها و شاید سال‌ها ادامه داره.
دیگه رؤیا داشتن سخت میشه... دیگه ذهن حتی نمی‌تونه تصور کنه که یه روز شاید همه‌چی خوب بشه.

برای کودکان غزه، «آینده» مفهومی گنگه.
برای مادرهای غزه، «امید» یه واژه دور از واقعیت شده.
برای پدرهای غزه، «ارزشمندی» با توان خرید چند تکه غذا سنجیده میشه...


حالا وقتشه از خودمون بپرسیم...

  • وقتی درباره "سلامت روان" حرف می‌زنیم، فقط به جلسات تراپی فکر نکنیم. گاهی یه وعده غذای گرم، بزرگ‌ترین درمانه.

  • در دنیایی که رسانه‌ها هر لحظه تصویر جنگ نشون می‌دن، ما چطور با همدلی روان خودمون و دیگران رو حفظ کنیم؟

  • آیا می‌تونیم صدای اونا باشیم، وقتی صداشون در دود و ترس گم شده؟


حرف آخر

شاید من و تو، قدرت توقف جنگ رو نداشته باشیم...
اما می‌تونیم درک کنیم که روان انسان، فقط با صلح تغذیه نمی‌شه، بلکه با نان، آب، آغوش، امید و گوش دادن هم زنده می‌مونه.

برای هر نانی که ما دور می‌ریزیم، کودکی در غزه با دل گرسنه می‌خوابه.
و برای هر احساسی که ما ابراز نمی‌کنیم، انسانی اون‌سوی مرز، ممکنه دیگه امیدی به زندگی نداشته باشه.


نوشته: علی اندی، روانشناس
ما با هم، راهشو پیدا می‌کنیم...

غزهبحرانغذاروانشناسی
۴
۱
علی اندی
علی اندی
مشاور و روانشناس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید