ویرگول
ورودثبت نام
علی حیدری
علی حیدریایده‌پرداز، روانشناس، نويسنده و استراتژيست كسب وكار. من در زمینه‌های روانشناسی، سرمایه‌گذاری، کسب‌وکار، بازاریابی، نویسندگی و محتوا می‌نویسم. سایتم: aliheidary.ir
علی حیدری
علی حیدری
خواندن ۶ دقیقه·۶ سال پیش

چرا «کوشش» تنها راه پیشرفت ما و ایران است؟

خودمان و کشورمان بیشتر عقب می مانیم؛ اگر به تلاش نکردن ادامه دهیم
خودمان و کشورمان بیشتر عقب می مانیم؛ اگر به تلاش نکردن ادامه دهیم

سرنوشت افراد، شرکت‌ها و کشورها به هم گره خورده است!

این افراد هستند که علاوه بر سرنوشت خودشان، سرنوشت شرکت‌ها و کشورهایشان را هم مشخص می‌کنند، نتیجه خوب یا بد باشد آن‌ها مسئول هستند و این یک واقعیت است!

مشابهت ساختار ۳ موجودیتِ فرد، شرکت و کشور در کلیت خودشان در همان لحظه‌ی اول بدیهی به نظر می‌رسد. هر ۳ ارگانیسم‌هایی هستند که در راستای نیازها و ظرفیت‌های بالقوه‌شان، برای خود اهدافی تعریف کرده‌اند.

با توجه به توضیح بالا عملکرد هر یک از این موجودیت‌ها (فرد، شرکت و کشور) با توجه به دوری و نزدیکی‌شان به این اهداف ارزیابی می‌شود.




من در این مطلب سعی می‌کنم به شما نشان دهم که چرا متغیری به نام «تلاش و کوشش» بر رسیدن به اهداف و عملکرد مطلوب در این ۳ ارگانیسم اثرگذار است. همچنین پیشاپیش فرض می‌کنم که بین توسعه‌ی فردی افراد یک ملت و توسعه‌ی یک کشور همبستگی مستقیم وجود دارد. این فرضِ همبستگی راجع توسعه‌ فردی و میزان توسعه یافتگی شرکت‌ها و صنایع در کشور نیز صادق است.

اتم پیشرفت و توسعه!

برای روشن‌تر شدن مفروضات بالا تصریح می‌کنم که از نظر من هسته‌ی پیشرفتِ همه چیز از خورد و کلان «فرد» است. یعنی وقتی می‌گوییم آلمان و ژاپن کشورهایی فوق‌العاده پیشرفته هستند که شرکت‌های عظیمی مانند بنز و تویوتا در بستر آن‌ها به منصه ظهور رسیده‌اند، من اینطور برداشت می‌کنم که این کشورهای موفق و صنایع پیشرفته‌شان میانگینی از توسعه‌ی فردی یکایک افراد ملت و جامعه‌شان هستند. به عبارتی اگر آلمان پیشرفته است به این دلیل است که ۸۰ میلیون افراد پیشرفته در آن زندگی می‌کنند و همین در مورد مثال ژاپن هم صدق می‌کند.

پس توسعه‌ی فردی و ملی ناوابسته به فرهنگ است؟

به نظر من که اینطور است! من عمدا دو کشور آلمان و ژاپن را به عنوان نماد پیشرفت اجتماعی و ملی انتخاب کردم، چون این ۲ کشور از نظر فرهنگی، آب و هوا، نژاد، سیستم سیاسی و خلاصه همه چیز متفاوت هستند. پس چه چیزی در بین آن‌ها مشترک است؟ چه چیزی باعث شده هر ۲ کشور شرکت‌های بزرگی داشته باشند و مردمانی موفق؟

احتمالا از نوع طرح سوال پاسخ را هم متوجه شدید: آنچه بین آلمانی و ژاپنی مشترک است «کوشش» تک تک افراد در این کشورهاست.

مردم این ۲ کشور جدای از هر عذر و بهانه و انداختن مسئولیت به گردن افراد و نهادهای دیگر درگیر پیشرفت خود و انجام وظایفشان به بهترین نحو هستند.

حجم بالای ساعت کاری، نظم، تعهد، قانون‌گرایی و سیستم‌سازی در این کشورها نه عامل بلکه نتیجه‌ی این «کوشش» و تعهد به بهزیستی فردی و اجتماعی است.

یک مقایسه‌ی اجمالی از ملل و کشورهای پیشرفته با کشورمان و مردم ایران!

مطابق با آنچه گفتم، من وقتی از ایران حرف می‌زنم از شیخ و شاه، ترک و لر و این حکومت و آن حکومت صحبت نمی کنم، بلکه از میانگین توسعه‌یافتگی فردی جمعیت در زمان حال صحبت می‌کنم. در این لحظه جمعیت ایران بیش از ۸۰ میلیون و کشوری است که پس از سال‌ها همچنان در «حال توسعه» محسوب می‌شود. گویا این «توسعه‌یافتگی» ایستگاهی سرنوشت‌ساز است که ما هرگز به آن نمی‌رسیم و برای توجیه آن کاری را می‌کنیم که باید دقیقا برعکسش را انجام دهیم: یعنی ما تقصیر را گردن نهادهای مجازی مانند دولت و مجلس می‌اندازیم (منظور از مجازی آن است که دولت و مجلس نیز موجودیتی عینی ندارند مگر اینکه جمعی از همین مردم باشند!) در صورتی که تقصیر هر فرد در این توسعه نیافتگی کشور و توسعه نیافتگی نسبی خودش «توسعه نیافتگی کشور تقسیم بر ۸۰ میلیون» است که حاصلش می‌شود بدبختی و عدم رشد خودش!

کشش نمی‌دهم! ما به صورت میانگین تنبل هستیم، وجدان کاری نداریم، تخصص ما در علوم مختلف در سطح جهانی بالا نیست، بی‌مسئولیت، بی‌نظم و خودخواهیم، آشغال می‌ریزیم و ترافیک ایجاد می‌کنیم. فرار مالیاتی را افتخار می‌دانیم و تن به قانون و سیستم نمی‌دهیم و این مشکلات مطلقا ربطی به سیاست هم ندارد!




ما سالهاست که کوشش نمی کنیم و این از سطرهای نوشته و ننوشته در کتابهای تاریخی نیز مشخص است.

کافی است کتابهای تاریخی را کمی بی‌غرض‌تر بخوانید، یک سمت قضیه پذیرش همین موضوع است که اسیر خرافه‌هایی مانند: «ما باهوش‌ترین مردمان جهان هستیم و تمدنی ۴۵۰۰ ساله داریم» نشویم. از طرفی تعارف نداریم، وضعیت امروز ما دقیقا در راستای دیروزمان و امتداد منطقی آن است و آمدن این حکومت و آن حکومت هم در وضع ما توفیر چندانی نداشته است. به زبان عامیانه: « قبل‌ترها هم آش دهان‌سوزی نبودیم»

در نتیجه هر که باد بکارد، طوفان درو می‌کند، تنها راه ما ۸۰ میلیون ایرانی، پذیرش این ناکارآمدی تاریخی و تلاش و کوششی خردمندانه و اجتماعی برای توسعه فردی و بهبودی زندگی خودمان است تا از این طریق کشوری پیشرفته و صنایعی بزرگ داشته باشیم. اگرچه برای محقق شدن این هدف در بالاترین سطحش تلاش وکوشش ۸۰ میلیون ایرانی لازم است، اما هر یک از ما نباید به امید ۷۹ میلیون ۹۹۹ هزار و ۹۹۹ فرد دیگر باشد. هر کس باید به سهم خود تلاش و کوشش کند

و اگر این تلاش با مشارکت دیگران همراه نشد، چه باک و عذاب وجدان؟ او زندگی خود و شرایطش را بهتر ساخته است، اگرچه که لزوما در کشوری پیشرفته زندگی نخواهد کرد.

شاید در این رابطه این مطلب را هم دوست داشته باشید: ما ایران را عقب‌مانده کرده‌ایم یا ایران ما را؟


پی‌نوشت:

۲ نکته هست که می‌خواستم بگویم اما چون ربطی به موضوع این یادداشت ندارد به بعد وامی‌گذارم: یکی مورد یک شرکت‌کننده در برنامه‌ی بفرمایید شام که آزاده نام داشت و دیگری ویروس کرونا که همین امروز ۲۳۰ نفر را در تهران کشت، من مطلبی در باب اخلاق اجتماعی و عدم پیشرفت و بهروزی خواهم نوشت و به این ۲ مورد در آن یادداشت خواهم پرداخت.


توسعه فردیموفقیتپیشرفتزندگیکسب و کار
۳
۴
علی حیدری
علی حیدری
ایده‌پرداز، روانشناس، نويسنده و استراتژيست كسب وكار. من در زمینه‌های روانشناسی، سرمایه‌گذاری، کسب‌وکار، بازاریابی، نویسندگی و محتوا می‌نویسم. سایتم: aliheidary.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید