ویرگول
ورودثبت نام
Ali Sarafraz
Ali Sarafrazسالوس پر دعوی 📚🎬🎭
Ali Sarafraz
Ali Sarafraz
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

معرفی کتاب «هاویه»

«امروز صبح، وقتی می‌خواستم صبحانه را آماده کنم، پدربزرگ خدابیامرزم آمد توی آشپزخانه و نشست پشت میز. سلامش کردم، اما جوابم را نداد. فکر کنم هنوز کینه‌ی همان دعوایی را به دل داشت که قبل از مردنش باهاش راه انداخته بودم. زنم که آمد توی آشپزخانه، برگشت و گفت: «سلام آقابزرگ! کاش خبر می‌دادید که دارید می‌آیید. لااقل گاوی، گوسفندی چیزی پیش پایتان قربانی می‌کردیم.» دختر کوچکم هم خیلی خوشحال شد. از پدربزرگم قول گرفت که شب را پیش او بخوابد و او هم برایش قصه‌ی حسین‌کرد شبستری را تعریف کند.»

سطرهایی که خواندید، چیزی نبود جز تلاش بیهوده‌ی من برای بازتولید سبک نوشتار ابوتراب خسروی در هاویه. دیدم اگر بخشی از این کتاب را در این معرفی بیاورم، شما را از لذت خواندن آن محروم کرده‌ام. پس ترجیح دادم با قلم خودم، ویژگی اصلی این کتاب را معرفی کنم.

«روزمرگی امر محال» دقیق‌ترین عبارتی است که می‌توان به‌عنوان ویژگی بارز سبک داستان‌های این مجموعه‌ی داستان کوتاه به کار برد. جهان در تمامی چهارده داستان، در ظاهر رئال و حقیقی به نظر می‌رسد؛ اما امرهای محال چنان طبیعی در روایت رخ می‌دهند، با چنان ملالی نقل می‌شوند و شخصیت‌ها چنان بی‌اعتنا با وقایع فراواقعی مواجه‌اند که خواننده هم باور می‌کند اتفاق خاصی نیفتاده است. فقط برای مثال، جنازه‌ای توی آمبولانس حوصله‌اش سر رفته و دارد سیگار می‌کشد. یا وقتی جای سنگ قبر مادربزرگت را گم کرده‌ای، مادربزرگت کسی را که کنارش دفن شده می‌فرستد دنبالت، چون خودش پای آمدن ندارد و درد امانش را بریده است.

ابوتراب خسروی اجازه نمی‌دهد متن را بگذاری جلویت و بی‌وقفه بخوانی و تمامش کنی. حتی اگر داستان‌های این مجموعه را به‌صورت صوتی گوش کنید، ناچار می‌شوید مدام برگردید و بخش‌هایی از داستان را دوباره از ابتدا بشنوید. این ویژگی، البته، خواندن داستان را برای بسیاری از مخاطبان دشوار می‌کند؛ اما شاید در این زمانه‌ی روی دور تند، که روزها انگار کمتر از ۲۴ ساعت طول می‌کشند، خواندن این کتاب بتواند کمی اوقات فراغت‌مان را کش‌دارتر کند.

لحن داستان‌های این مجموعه نیز به‌صورت خودخواسته گاهی به سمت خشکی و حال‌وهوای اداری می‌رود؛ چیزی که شاید خوشایند همه نباشد، اما چنان درست بر متن می‌نشیند که انگار داستان نباید به شکل دیگری روایت می‌شده است.

با این‌حال، نمی‌توانم بگویم تمام داستان‌ها را به یک اندازه دوست داشتم یا هیچ‌کدام را نمی‌خواستم نیمه‌خوانده رها کنم. برای مثال، جایی خواندم که داستان‌های این مجموعه میان مدرنیسم و پست‌مدرنیسم قدم می‌زنند و هر بار به یکی از این دو گرایش بیشتری پیدا می‌کنند. نمی‌توانم ادعا کنم تفاوت این دو را به‌خوبی می‌فهمم؛ فقط همین‌قدر می‌دانم که دو داستان آخر مجموعه، یعنی «ماه و مار» و «هاویه‌ی آخر» ــ که گویا ویژگی‌های پست‌مدرن پررنگ‌تری دارند ــ برای من کمی ملال‌آور و خسته‌کننده بودند. داستان «دست‌ها و دهان‌ها» هم به نظرم دچار نوعی شعارزدگی بیش‌ازحد و بیرون‌زده بود که خواندنش را دشوار می‌کرد.

با همه‌ی این‌ها، هاویه مجموعه‌داستانی است که هر داستان‌دوستی باید آن را بخواند. شاید به ذائقه‌ی هرکسی خوش نیاید، اما هیچ انسانی بدون تجربه‌های تازه، از قفس خودساخته‌ی دنیای روزمره‌ی خودش بیرون نخواهد آمد.

داستان کوتاهکتابابوتراب خسروی
۳
۰
Ali Sarafraz
Ali Sarafraz
سالوس پر دعوی 📚🎬🎭
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید